آپارات اينستاگرام لينكداين
logo
پر بازدید ترین عناوین تالار از ابتدا: ایه 59 سوره احزاب(حجاب):زنان مسلمان،جلباب(روپوش) رابه بدن خود نزدیک کنند تا مورد اذیت قرار نگیرند (تعداد مشاهده:68815)    اوقات نماز های یومیه در قران (تعداد مشاهده:54312)    آیا زنان کفار که به اسارت مسلمانان در می آیند بر مسلمانان حلال میشوند و زناشویی با آنها اشکال ندارد (تعداد مشاهده:46691)    مطالب زیبا با آیات (تعداد مشاهده:41346)      پر بازدید ترین عناوین سه ماه گذشته: تفسير و تدبر سوره بروج:عذاب شكنجه گران مومنين و رستگاري مومنين و شكست مبارزان با قرآن حتمي است.    لذت و فوايد مطالعه قرآن به ترتيب نزول سوره‌ها:شما هم يكبار امتحان كنيد    تفسير و فهم سوره قمر:آيا شق القمر رخ داده است؟درس سوره قمر چيست؟    تفسير و فهم سوره ذاريات:مفهوم و مصداق والذاريات چيست؟منظور از رزق چيست؟ محور و درس سوره ذاريات چيست؟       آخرین رویداد تالار: تعداد کل بازدیدها از تالار گفتگوهای قران پویان از هفت میلیون تجاوز کرد.      

توجه

Icon
Error

ali Offline
#1 ارسال شده : 1398/02/14 07:54:12 ق.ظ
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 441

تشکرها: 4 بار
13 تشکر دریافتی در 13 ارسال
ترجمه و تفسير و تدبر سوره صافات:پرسش ها و نكات سوره صافات

پرسش:منظور از قسم هاي ابتداي سوره صافات چيست؟

پاسخ 1:
كلمات مفسرين در اين باره مختلف است . مثلا درباره صافات
1-بعضى گفته اند: مراد از آن ملائكه است كه در آسمان خود را به صف درمى آورند همان طور كه انسانها در زمين براى نماز صف مى بندند.

2-بعضى ديگر گفته اند: منظور ملائكه است كه وقتى مى خواهند به زمين نازل شوند بال خود را چون بال عقاب باز نگه مى دارند و بر هم نمى زنند و منتظر فرا رسيدن امر خداى تعالى هستند.

3-بعضى ديگر گفته اند: ((منظور جماعتى از مؤمنين است كه در نماز و جهاد به صف مى ايستند((.

و اما درباره زاجرات
بعضى گفته اند: ((مراد از آن ملائكه است كه بندگان را از معاصى زجر و نهى مى كنند، و خداى سبحان آن را به صورت الهام و خطور قلبى به قلب ايشان راه مى دهد، همانطور كه وسوسه هاى شيطان وارد قلب مى شود
.
بعضى ديگر گفته اند: مراد فرشتگان موكل بر ابرهايند كه آنها را زجر مى دهند و به هر جا كه خدا بخواهد مى رانند.

بعضى هم گفته اند: ((مراد آياتى است از قرآن كه در آنها از كارهاى زشت زجر و نهى شده ((.

بعضى هم گفته اند: ((مراد مؤمنين هستند كه صداى خود را در هنگام تلاوت قرآن بلند مى كنند و به اين وسيله مردم را از منهيات زجر و نهى مى كنند((.

و اما درباره ((تاليات ((.
بعضى گفته اند: ((مراد از آن ، ملائكه اى هستند كه وحى را بر پيامبران مى خواندند((.
و بعضى هم گفته اند: ((مراد از آن فرشتگانند كه ك تابى را مى خوانند كه خداى تعالى حوادث عالم را در آن نوشته ((.

و بعضى ديگر گفته اند: ((جماعت قاريان قرآنند كه آن را در نماز مى خوانند((.

و ما احتمال مى دهيم - و خدا داناتر است - كه مراد از هر سه طايفه (صافات و زاجرات و تاليات ) سه طايفه از ملائكه باشند كه مأمور نازل كردن وحى بودند و راه اين كار را از مداخله شيطانه ا ايمن مى كردند و آن را به پيغمبران و يا خصوص پيامبر اسلام محمّد (صلى اللّه عليه وآله و سلم ) مى رساندند

و اين معنا از آيه عالم ((الغيب فلا يظهر على غيبه احدا الا من ارتضى من رسول فانه يسلك من بين يديه و من خلفه رصدا ليعلم ان قد ابلغوا رسالات ربهم و احاط بما لديهم (( نيز استفاده مى شود.

و بنابر احتمال مزبور، معناى آيات مورد بحث اين مى شود كه : سوگند مى خورم به فرشتگانى كه در سر راه وحى صف بسته اند، و سپس به فرشتگانى كه شيطانها را از اينكه در كار وحى مداخله كنند زجر مى دهند و سپس به فرشتگانى كه وحى را بر پيغمبر مى خوانند.
و همانطور كه گفتيم - مراد از اين وحى يا عموم وحى ه
ايى است كه به عموم پيامبران مى شده ، و يا خصوص قرآن است كه به پيامبر اسلام وحى مى شده ، و مؤيد احتمال دوم اين است كه : از آن تعبير فرموده به تلاوت ذكر، چون در قرآن كريم كلمه ذكر اصطلاحى است براى قرآن .

ترجمه تفسير الميزان جلد 17 صفحه 180

پاسخ 2:

وَ الصَّافّٰاتِ صَفًّا. فَالزّٰاجِرٰاتِ زَجْراً. فَالتّٰالِيٰاتِ ذِكْراً إِنَّ- إِلٰهَكُمْ لَوٰاحِدٌ صافات: ۱- ۴، صافات و زاجرات و تاليات هر چه باشند، دليل وحدانيّت خالق اند، زيرا لازم است ميان قسم و مقسم به تناسبي باشد معني آيه اين است: قسم بصف كشنده‌ها پس قسم به آنهائيكه طرد ميكنند، طردي بخصوص، پس قسم بآنهائيكه براي حفظ يكديگر در پي هم اند، واقع اين است كه خداي شما يكي است.

در كتاب آغاز و انجام جهان ص ۱۰۰، صف كشنده‌ها به الكترونهاي اتم كه در پيرامون هسته صف و گاهي صفهائي كشيده اند و پيوسته از مركز اتم بواسطه نيروئي رانده ميشوند. و زاجرات به نيروهائيكه از درون ميرانند و از بيرون بر ميگردانند معني شده است (بخود كتاب رجوع شود). «تاليات» قهرا بمعناي از پي رونده‌ها است و «ذكر» بمعني حفظ است فَالتّٰالِيٰاتِ ذِكْراً پس قسم به از پي روندگانيكه براي نگهداري يكديگر در پي هم ميروند. بنظر ما ممكن است مراد از صافّات اتم‌هاي عناصر باشد، كسانيكه از عناصر و جدول مندليف اطلاع دارند ميدانند كه عناصر در طبيعت بطرز عجيبي صف كشيده اند مثلا اتم ئيدروژن يك الكترون و يك پروتون و اتم هليوم دو الكترون و دو پروتون و دو نوترون دارد … تا ميرسيم باتميكه ۹۲ الكترون و ۹۲ پروتون دارد. اينها صف كشندگان عجيبي هستند كه تمام موادّ طبيعي از آنها بوجود آمده است و اگر در پي يكديگر نباشند و هم ديگر را حفظ نكنند نظم عالم از هم خواهد پاشيد.

ممكن است بگوئيم «زاجرات» اند يعني يكديگر را منع و طرد ميكنند با آنكه با اتمهاي ديگر تركيب ميشوند و اشياء را بوجود مياورند ولي در تركيب شدن موجوديّت خود را از دست نميدهند تا بتدريج همۀ اتمها بيك شكل در نيايند و جهان از نظم نيافتد. و شايد: اين ذرّات يكنوع شعور دارند و براي ياد آوري وظيفۀ خود در پي يكديگر روانند و معني فَالتّٰالِيٰاتِ ذِكْراً آنست: قسم بآنهائيكه براي ياد آوري وظيفۀ خود تالي هم اند.

حتما و يقينا بايد معني آيات فوق چنين چيزها باشد، نه ملائكه كه با الف و تاء جمع بسته نميشوند زيرا در اين صورت مؤنث خواهند بود و قرآن مؤنّث بودن آنها را صريحا ردّ كرده است

يكي از بزرگان در تفسير خود احتمال داده كه مراد از صافّات، تاليات ملائكه باشند. و از جملۀ شواهدي كه آورده آيۀ ۱۶۶- ۱۶۵ سورۀ الصافات است، وَ إِنّٰا لَنَحْنُ الصَّافُّونَ وَ إِنّٰا لَنَحْنُ الْمُسَبِّحُونَ كه ملائكه خودشان گفته اند: مائيم صف كشندگان مائيم تسبيح گويان. و آنوقت فرموده: ضرري نيست كه وصف ملائكه در صافّات و زاجرات و تاليات با الف و تاء جمع بسته شده زيرا موصوف آنها جماعت و تأنيث لفظي است.

جواب اين سخن آنست اوّلا ظاهر آيه نشان ميدهد كه إِنّٰا لَنَحْنُ الصَّافُّونَ قول جنّ است نه ملائكه بآخر سوره رجوع شود در آنجا سخني از ملائكه نيست و ما قبل آيات در بارۀ جنّ است. ثانيا چرا اعتبار تأنيث لفظي در لَنَحْنُ الصَّافُّونَ وَ إِنّٰا لَنَحْنُ الْمُسَبِّحُونَ و بَلْ عِبٰادٌ مُكْرَمُونَ انبياء: ۲۶ وَ تَرَي الْمَلٰائِكَةَ حَافِّينَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ زمر: ۷۵ و غيره بميان نيامده است؟ وانگهي ملائكه أولو العقل اند، در صفت مذكر لا يعقل الف و تاء مياورند مثل مرفوعات، منصوبات و مجرورات و الايّام الخاليات، در قرآن محلّي نداريم كه صفت
مذكّر عاقل با الف و تاء آمده باشد

قاموس قرآن، ج ۱، ص: ۲۸۳ تاليف آيت الله قرشي

پاسخ 3:

در ابتداي سوره مرسلات هم نظرات مختلفي براي مصاديق قسم هاي ابتداي سوره مطرح شد

و بحثي هم پيرامون اينكه ايا" ات "در انتهاي كلمات عربي لزوما برمونث بودن دلالت دارد ياخير



خلاصه بحثها در لينك زير قابل دسترسي است كه خوبه دوستان مراجعه كنند


http://www.quranpuyan.co...mrslt-wy-br-mkdhbyn.aspx

پاسخ 4:

«سازمان» القاء کلمه حق
آیه اول، به بهترین وجهی « نظم» و «سازمان یافتگی» را به ذهن می¬آورد و با توجه به آیه¬های 2و3 آیه اول که بیانگر«نظم سازمانی» است، در آن «سازمان»، «سرعت عمل» و «پند» ازاولویت¬های اصلی است.
بنابراین، این قسم به نوعی سازمان وحی¬رسانی اشاره دارد
که قبلاً نیز در قسم-های ابتدای سوره مرسلات با آن آشنا شده¬ایم.
در آیه 4 هدف اصلی کار این سازمانِ وحی¬رسانی، القاء کلمه توحید است و درحقیقت با توجه به این آیه، باید به این نکته منتقل شد که این سازمان مکملِ سازمان مطرح شده در قسم¬های سوره مرسلات است.

از تفسير اقاي جمال گنجه اي

كلمات كليدي:صافات فرشتگان ملائك مخلصين ابراهيم

ویرایش بوسیله کاربر 1398/02/15 07:58:42 ق.ظ  | دلیل ویرایش: edit

به ناز Offline
#2 ارسال شده : 1398/02/15 08:34:55 ق.ظ
به ناز

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, students, Moderator
تاریخ عضویت: 1396/05/22
ارسالها: 267

تشکرها: 1 بار
🌿حفاظ بودن «آسمان دنیا»


کلمه «دنیا» (آیه 6) را اگر بمعنی لغوی آن، یعنی «نزدیکتر» بگیریم، در آنصورت «آسمان نزدیک تر» همین «کره هوا» است ، که محدوده آن نیز، همان محدوده جاذبه زمین است.
این «کره هوا» از چه چیزهائی حفاظت می کند؟
تاکنون این را فهمیده ایم که ما را از «اجرام سماوی سرگردان» حفاظت می کند و آنها بمحض نزدیک شدن به زمین در اثر اصطکاک با کره هوا و حرارت حاصله از آن تا به زمین برسند و اصابت کنند و احیاناً چیزی را خراب کنند، چیزی از آنها باقی نمانده است، مگر اینکه بسیار بزرگ باشند که علیرغم سوختن قسمت عمده ای از وجودشان ، هنوز چیزی از آن بماند و باقیمانده به زمین اصابت کند که در آنصورت خرابی به بار می آورد و اگر هم در نقاط غیرمسکونی به زمین بیفتد ، حفره ای ایجاد می کند که از این نوع حفره ها در سطح زمین چند تائی وجود دارد .
و اگر این کره هوا ، چنین نقش حفاظتی نداشت کره زمین و حیات موجود بر روی آن ، زیر بمباران دائمی اینهمه اجرام آسمانی سرگردان که میلیونها عدد از آنها در هر ثانیه به زمین فرود می آید ، کاملاً نابود می شد .
این موضوع نیز هنوز سیصد سال نشده که شناخته شده و آیه 7 از این لحاظ بار اعجازی دارد.

💢جاسوسی ممنوع

در رابطه با آیات 7تا10 ، در سوره جن دیدیم که جنیان از استماع مطالب وحی پیامبر(ص) در آسمان منع شده اند و اگر بخواهند استراق سمعی کنند؛ «شهاب ثاقب» دنبالشان می کند .
تاکنون از سوره های قبلی اینطور فهمیده ایم که شیطان یکی از عوامل گمراهی آدمی است و یکی از آنان «ابلیس» نام دارد و او عوامل و فرزندانی دارد که آنها در کار گمراهی آدمیزادند و ابلیس از جنیان است و چنانکه در سوره های تکویر، حاقه، شعراء و جاهای دیگر دیدیم، «وحی» از دخل و تصرف جن و شیاطین محفوظ است.
در این پاراگراف نوع این حفاظت تشریح می گردد:
1) شیاطین (و جن) ، از استراق سمع مکالمات «بزرگان عالی رتبه آسمانی» منع می شوند و این منع از طریق «رانده شدن» آنان انجام می شود .
2) این رانده شدن با سرکوبی نیز همراه است .
3) ممکن هم هست بالاخره بعضی از آنها موفق به استراق سمعی هم بشوند که در آنصورت مورد تیراندازی شهاب های نافذ قرار خواهند گرفت و چنانکه از آیه 7 پیداست،این مکانیزم حفاظتی در «آسمان دنیا» تعبیه شده است.

ترجمه تفسیریِ آزاد
بسم الله الرحمن الرحيم
قسم به صف بستگانِ صف در صف (1) كه به تندي مي رانند (2) و خوانندگانی كه پند با عظمتی را می خوانند (3) که البته خداي شما يکي است (4) که پروردگار آسمانها و زمين و بين آنها و پروردگار مشرقهاست (5) البته آسمان نزدیکتر به شما را به زينت ستارگان آراستيم (6) و از هر موجود مزاحمی محفوظش داشتيم (7) هیچکس نمی تواند به گفتگوي بزرگان عاليمرتبه آسماني گوش سپارد و اگر کسی چنین قصدی داشته باشد از هر طرف رانده ميشود (8) به دورها، و عذابي سخت خواهد داشت (9) و گر کسي از آنها چیزی حتی کوچک را نیز برباید شهابي درخشان درتعقيب او خواهد بود (10) پس،ای پیامبر! از آنان که کفر میورزند بپرس آيا خلقت آنها محکمتر است يا آن كسانيکه در آسمانها آفريده ايم؟ اینان را که از گِلي چسبنده آفريده ايم (11)

از تفسير استاد گنجه اي
ali Offline
#3 ارسال شده : 1398/02/16 08:26:55 ق.ظ
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 441

تشکرها: 4 بار
13 تشکر دریافتی در 13 ارسال
تفسير و تدبر سوره صافات:نكات و پرسشهاي سوره صافات


سئوال: در ايه 11 سوره صافات فَاسْتَفْتِهِمْ أَهُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَم مَّنْ خَلَقْنَا إِنَّا خَلَقْنَاهُم مِّن طِينٍ لَّازِبٍ {11

خلقت انسان با خلقت چه چيز مقايسه شده؟ شياطين يا فرشتگان يا آسمانها؟و پيام اين مقايسه چيست؟

پاسخ 1:

با در نظر گرفت مَن که اسم موصول برای ذوالعقول هست میتونه مقایسه خلقت انسان با فرشتگان یا ابلیس باشد ولی از آنجایی که فرشتگان وابلیس قابل مشاهده با حواس انسان نیست لذا انسان نمی تواند خلقت خودش را با خلقت آنها که شناخت خاصی از آفرینش انها ندارد مقایسه کند لذا این مقایسه میتواند آسمانها واجرام اسمانی باشد که با چشم ودر عصر حاضر با ابزار قوی تر از چشم می تواند آنها را ببینید وعظمت افرینش آنها را درک کند این مقایسه برایش اسانتر است
مقایسه خلقت انسان با مقایسه آفرینش آسمانها

خانم انصاري

پاسخ2:
فاستفتهم اهم اشد خلقا ام من خلقنا انا خلقناهم من طين لازب

كـلمـه (لازب ) به معناى دو چيز به هم چسبيده است ، به طورى كه هر يك ملازم ديگرى شده باشد. و در مجمع البيان گفته: (لازب ) و (لازم ) به يك معنى است.

و مـراد از جـمـله (مـن خـلقنا) يا ملائكه اى است كه در آيات قبلى به آنان اشاره كرد كه حـافـظ وحـى و تيراندازان شهابهايند، و يا مخلوقات عظيم ديگرى غير از انسان است، از قـبـيـل آسـمانها، زمين و ملائكه، و اگر درباره آنها با ضمير (هم ) كه مخصوص عقلاء اسـت تـعبير كرد و فرمود: (آيا خلقت ايشان بزرگتر است، يا كسى كه ما خلق كرده ايم ) و نفرمود: (چيزى كه ما خلق كرده ايم ) بدان جهت است كه در بين نامبردگان ملائكه هـم مـنـظور بودند، و ملائكه داراى عقلند، جانب آنان را غلبه داده و از همه آسمانها و زمين و ملائكه تعبير كرده به (كسى كه ما خلقش كرده ايم ).

و مـعـنـاى آيـه اين ا ست كه: وقتى خداى سبحان رب آسمانها و زمين و موجودات بين آن دو و مـلائكـه بود،تو اى رسول گراميم، از ايشان نظرخواهى كن و بپرس آيا خلقت ايشان مهم تـر و بـزرگ تـر اسـت، يا خلقت غير ايشان از موجودات ديگرى كه ما خلق كرده ايم، آن وقـت مـتـوجـه خـواهند شد كه خلقت آنان ضعيف تر و ناچيزتر از خلقت موجودات ديگر است، بـرا ى ايـنـكـه خـلقـت ايـشـان از يـك گـل چـسـبـنـده بـود و مـعـلوم اسـت كـه ايـن گل چسبنده ناچيز نمى تواند ما را عاجز سازد.

از تفسير الميزان

پاسخ3:

مهمترین نکته ای که در این آیه هست ، تاکید بر فهم و اندیشیدن میباشد ( فاستفتهم ) به جای اینکه از واژه ( سوال کردن ) استفاده شود . اینکه به گونه ای سوال شود که پاسخِ بدون تعقل مدنظر نیست .بلکه جوابی منظور نظر است که اگر با فهم و درایت و اندیشه همراه باشد ، به آن خواهند رسید .

حال ، سوال اینکه آیا خلقت انسان سخت تر است یا سایر مخلوقین ؟ فرشتگان ، شیاطین و آسمانها ؟
باتوجه به اشاره ای که در انتهای آیه شده ( من طین لازب ) گل چسبنده هم اشاره به پست بودن ماده اولیه سازنده دارد که در اینصورت به مشرکان به طور خاص و به همه انسانها به طور عام میفهماند که در دستگاه عظیم آفرینش ، تکبر و غرور کاملا بی معنی است . و ثانیا ساختن و خلق کردن با گل بسیار آسانتر از خلق کردن با نور ( فرشتگان ) و آتش ( شیاطین ـ جن) حتی ذراتی که سبب پیدایش کهکشانها و آسمانها شده اند ، می باشد .
درنهایت پیام این آیه اینست که اولا با طرح این پرسش و مقایسه خلقت، انسان را به اندیشیدن و فکر کردن وا می دارد .
ثانیا باتوجه به مفهوم آیه بعدی تذکری است برای انسان که با یادآوری منشا آفرینش خود دچار عجب و غرور نشده و سخن حق را به سخره نگیرد .
(والله اعلم )

خانم رضوي

پاسخ4:
سلام و تشكر از شما و ساير دوستان مشاركت كننده در بحث

1-تركيب اشد خلقا تنها در دو سوره بكاررفته است. يكي نازعات يكي هم صافات.
در سوره نازعات،بعد از آيه ءانتم اشد خلقا ام السماء بناها،چند ايه در توصيف خلقت اسمانها و زمين ذكر شده است.و لذا مصداق مقايسه مشخص است

اما در سوره صافات،در ايات قبل و بعد،توضيح خاصي راجع به خواص يا جنبه مدنظر اسمانها و اجرام اسماني نشده است.

2-در ايات قبل،صحبت از راندن شياطين و عذاب براي شياطيني است كه مي خواهند در سيستم وحي رساني و نزول اوامر ملا اعلي به زمين اختلال ايجاد كنند

به نظر مي ايد در ايه 11 كافران را كه در ابلاغ پيام وحي توسط رسول خدا اختلال مي كنند،مخاطب قرار ميدهد كه ايا شما مستحكم تريد يا ان شياطين؟شياطيني را كه از اتش افريده ايم و در اسمان هستند ،عذاب مي كنيم و دفع مي كنيم. شما كه از خاك هستين و در زمين مستقريد،جاي خود دارد.

اقاي سيدكاظم فرهنگ
admin1 Offline
#4 ارسال شده : 1398/02/18 07:30:03 ق.ظ
admin1

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/02/14
ارسالها: 181

4 تشکر دریافتی در 3 ارسال
تدبر و تفسير سوره صافات:ايا حضرت ابراهيم دروغ گفت كه مريض است؟

پرسش : در آيه فَنَظَرَ نَظْرَةً فِي النُّجُومِ فَقالَ إِنِّي سَقِيمٌ"

بيان سقيم بودن ابراهيم چه ارتباطي با نگاه به ستارگان دارد؟

پاسخ 1:

آنگاه بستارگان نگاه كرد و عظمت خدا در نظرش مجسم شد و از ناداني آن قوم بر آشفت و گفت: من پريشان حالم. در لغت بمكان خوفناك و بقلب كينه ور مكان سقيم و قلب سقيم گفته شده است. لازم نيست «سَقِيمٌ» را حتماً در آيه بمعني مريض بگيريم و هيچ مانعي ندارد كه مراد از سقيم پريشان حالي باشد و مسلّما ابراهيم در آنوقت ناراحت و پريشان حال بود و ايضا بنظر ميايد كه مراد از سقيم در آيۀ «فَنَبَذْنٰاهُ بِالْعَرٰاءِ وَ هُوَ سَقِيمٌ» صافات: ۱۴۵ نيز پريشان حالي بوده باشد. يعني يونس را از شكم ماهي بصحرا انداختيم و پريشان حال بود، نه اينكه مريض و تبدار.

قاموس قرآن

پاسخ2:
سقیم از ریشه سقم: اصل الواحد در اين ماده، مرض (بيماري) است كه استقرار يابد و بيشتر استعمال آن در بيماريهاي ظاهري بدني است؛ با هر منشأي (علتي) كه باشد و مرض؛ مطلق اختلال در صحّت بدن، پس از اعتدال آن است و درباره اختلالات مزاجي و باطني (دروني) به كار ميرود. سوره مباركه صافّات آيه 145: فَنَبَذْناهُ بِالْعَراءِ وَ هُوَ سَقيمٌ، پس او را در حالی كه ناخوش بود به زمين خشكی افكنديم
از كتاب التحقيق في كلمات القران

پاسخ 3:

1 – آیه 88 تا 98:(المیزان) : " فَنَظَرَ نَظْرَةً فِي النُّجُومِ فَقالَ إِنِّي سَقِيمٌ" شكى نيست در اينكه ظاهر اين دو آيه اين است كه خبر دادن ابراهيم (ع) از مريضى خود مربوط است به نظر كردن در نجوم، حال اين نگاه كردن در ستارگان يا براى اين بوده كه وقت و ساعت را تشخيص دهد، مثل كسى كه دچار تب نوبه است، و ساعات عود تب خود را با طلوع و غروب ستارهاى و يا از وضعيت خاص نجوم تعيين مىكند.
و يا براى آن بوده كه از نگاه كردن به نجوم، به حوادث آيندهاى كه منجمها آن حوادث را از اوضاع ستارگان بدست مىآورند، معين كند. و صابئى مذهبان به اين مساله بسيار معتقد بودند و در عهد ابراهيم (ع) عده بسيارى از معاصرين او از همين صابئىها بودهاند.

بنا بر وجه اول، معنايش آيه چنين مىشود: وقتى اهل شهر خواستند همگى از شهر بيرون شوند تا در بيرون شهر مراسم عيد خود را به پا كنند، ابراهيم نگاهى به ستارگان انداخت و سپس به ايشان اطلاع داد كه به زودى كسالت من شروع مىشود، و من نمىتوانم در اين عيد شركت كنم.
و بنا بر وجه دوم معنايش اين مىشود: ابراهيم در اين هنگام نگاهى به ستارگان كرد و طبق قواعد منجمين پيشگويى كرد كه به زودى من مريض خواهم شد، و در نتيجه نمىتوانم با شما از شهر بيرون شوم.


ولى وجه اولى با وضع ابراهيم (ع) مناسبتر به نظر مىرسد، براى اينكه آن جناب با اينكه توحيدى خالص داشت، ديگر معنا ندارد براى غير خدا تاثيرى قائل باشد. و از سوى ديگر دليلى هم كه به قوت دلالت كند بر اينكه آن جناب در آن ايام مريض نبوده در دست نداريم، بلكه دليل داريم بر اينكه مريض بوده، براى اينكه از يك سو خداى تعالى او را صاحب قلبى سليم معرفى كرده و از سوى ديگر از او حكايت كرده كه صريحا گفته است: من مريضم و كسى كه داراى قلب سليم است، دروغ و سخن بيهوده نمىگويد.

اين بود آن وجهى كه ما در تفسير اين دو آيه اختيار كرديم. و مفسرين در توجيه آن وجوهى ذكر كردهاند كه از همه وجيهتر و بهتر اين است كه: نگاه كردنش به نجوم، وخبر دادنش از مريضى خود، از باب معاريض كلام است. و معاريض عبارت است از اينكه:
گوينده چيزى را بگويد كه شنونده از ظاهر آن معنايى بفهمد و خود او معناى ديگرى اراده كند. پس شايد نظر كردن آن جناب در ستارگان نظر كردن موحد در صنع خداى تعالى باشد، تا از آن راه بر وجود خداى تعالى و يكتايى او استدلال كند، ولى مردم خيال كردند كه نظر كردن او مثل نظر كردن منجمها است، كه مىخواهد از وضع ستارگان بر پيش آمدن حوادثى استدلال كند.

آن گاه فرموده:" من مريضم" و منظورش اين بوده كه او به زودى دچار بيمارى مىشود، چون آدمى در طول عمر بدون بيمارى نمىشود، هم چنان كه باز از همان جناب حكايت كرده كه گفت:" وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ" چيزى كه هست مردم خيال كردند منظور او اين است كه همين امروز كه روز عيد ايشان است مريض است، و آنچه در نظر آن جناب مرجح بوده كه اين همه زحمت به خود بدهد، اين بوده كه در شهر تنها بماند و آن هدفى را كه در نظر داشته انجام دهد، يعنى بتهاى اهل شهر را بشكند.

ليكن اين وجه- كه گفتيم بهترين وجوهى است كه مفسرين ذكر كردهاند- وقتى صحيح است كه آن جناب در آن روز مريض نبوده باشد و حال آنكه خواننده عزيز متوجه شد كه گفتيم هيچ دليلى بر اين معنا نيست.علاوه بر اين گفتن معاريض براى انبياء جايز نيست، زيرا باعث مىشود اعتماد مردم به سخنان ايشان سست گردد.
تفسير الميزان

پاسخ 4:

موضوع یک تمارض بوده تا فرصت کند به بتها نزدیک شود اما اینکه المیزان آنقدر خود را به تکلف انداخته تا همین موضوع ساده را بگوید بی وجه است زیرا ابراهیم (ع) در آن موقع هنوز پیامبر نبود و لذا به قول المیزان « معاریض » برای او اشکال نداشت، و دلیلِ هنوز به پیغمبری نرسیدن او در آیه 60 همین سوره است زیرا اگر شده بود باید اعلام میکرد.

از تفسير اقاي گنجه اي

پاسخ 5:
در جريان رهسپار شدن نمروديان به بيرون شهر براى برگذارى عيدشان كه طبعاً ابراهيم(عليه السلام) هم بايستى به همراهشان روان گردد ـ حضرتش به دو منظورِ: ـ عدم شركت با آنان و نيز شكستن بتان در غيابشان ـ چاره اى بَس لطيف انديشيد، زيرا در انتظار چنين موقعيتى بود كه بتها را يكسره سرنگون سازد، چنانكه در آيه (21:57) به آنان فرمود: به خدا سوگند پس از آنكه شهر را ترك گوئيد بتهاتان را زير و زبر خواهم كرد، اكنون اين فرصت بدستش آمده و آيا چه كند كه با آنان رهسپار نگردد، اينجا چنانكه در آيات بعدى آمده توريهوار به ستارگان نظرى افكند و آنگاه به اينان گفت: من بسيار بيمارم، و با عذر بيمارى آنان را ترك گفت.

و آيا بيمارى با نگرش در ستارگان چه ارتباطى دارد؟ پاسخ اين است كه اينان از ستاره پرستان بودند، و ابراهيم با هماهنگى ظاهرى كه گوئى ستارگان را مانند اينان خدايانى پنداشته، با اين نگرش در برابرشان پيامد بيمارى را براى خود ادعا كرد.

اما ابراهيم كه بيمار نبود، و آيا اينجا دروغى مصلحت آميز گفت؟ هرگز! بلكه توريه نمود، بدين معنى كه ظاهر سخنش بيمارى تن است ولى قصدش از بيمارى، بيمارى روح و وجدان توحيدى اش بوده كه با اين همه دعوت روشن به توحيد ربانى چگونه اينان همچنان بر گمراهى شرك استوارند، و همچنين همانند اين توريه كه مقصود از بيمارى مرگ مى باشد كه من همى خواهم مرد، يا بالاخره در آينده اى بيمار خواهم شد.


بالاخره در اين خلوت حضرت ابراهيم(عليه السلام) كار بتان را يكسره ساخت و آنگاه تبر را برگردن بت بزرگ نهاد، چنانكه در آيه (21:85) آمده كه شايد بهنگام برگشتشان از همان بت بزرگ بپرسند: اين كيست كه چنين و چنان كرده است؟ و چون برگشتند و ويرانگاه بتها را ديدند، بر حسب آياتى از سوره انبياء، كه در جاى خود بيان گشته، از يكديگر همى پرسيدند: كه هر كس با بتان چنان كرده حقاً از ستمكاران است، در اين ميان گفته شد: ما جوانى را شنيديم بنام ابراهيم كه از اين بتان به بدى ياد مى كرد، پس او را در برابر ديدگان همگان احضار كنيد، آنگاه به وى گفتند: ابراهيم! آيا تو چنان كرده اى؟! گفت: اين كار بزرگ بتان است، اگر اينان سخن مى گويند از ايشان بپرسيد كه چه كس چنين كرده، از اينجا به بعد تصميم گرفتند كه دلهاى آتش گرفته خود را با آتش زدن ابراهيم جبران كنند.

تفسیر فرقان

پاسخ 6:

شبِ پيش از جشن، از ابراهيم نيز دعوت كردند كه همراه آنان در مراسم شركت كند، امّا حضرت ابراهيم كه منتظر فرصتى براى درهم كوبيدن بت‌ها و ايجاد شوك بر مردم بود، مطابقِ آداب و رسوم و اعتقاد مردم بابل كه ستارگان را در سرنوشت خود مؤثّر مى‌دانستند، نگاهى به ستارگان كرد و چنين وانمود كرد كه اوضاع كواكب، نوعى بيمارى را در صورت خروج او از شهر نشان مى‌دهد. لذا مردم نيز قانع شده و از اصرار خود دست برداشتند.

تفسیر نور

پاسخ 7:

اطلاق‌ سقيم‌ ‌بر‌ كسي‌ ‌که‌ مشرف‌ ‌به‌ سقيم‌ ‌است‌ ميشود چنانچه‌ حضرت‌ ‌علي‌ اكبر خدمت‌ پدرش‌ عرض‌ كرد العطش‌ قتلني‌ ‌يعني‌ مشرف‌ بقتل‌ ‌است‌ ابراهيم‌ فرمود خروج‌ ‌من‌ مشرف‌ بمرض‌ روحي‌ ‌من‌ ميشود و ‌آنها‌ بمقتضاي‌ نجوم‌ توهم‌ كردند ‌که‌ مرادش‌ مرض‌ جسمانيست‌ و پذيرفتند و ‌اينکه‌ يك‌ توريه‌ ‌بود‌ و مفاد اخبار ‌هم‌ خوب‌ واضح‌ ميشود ‌که‌ فرمودند

‌ما ‌کان‌ سقيما و ‌ما ‌کان‌ كاذبا‌-‌ ‌ما كذب‌ ابراهيم‌ و ‌ما ‌کان‌ سقيما

تفسر أطيب البيان

ویرایش بوسیله کاربر 1398/02/20 10:22:37 ق.ظ  | دلیل ویرایش: edit

مدیر تالار
به ناز Offline
#5 ارسال شده : 1398/02/19 06:44:09 ق.ظ
به ناز

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, students, Moderator
تاریخ عضویت: 1396/05/22
ارسالها: 267

تشکرها: 1 بار

💠تقصیر متقابل


آیات 27تا33 ناظر به دعواهای گروهی از جهنمی ها نسبت به گروهی دیگر است که آن ها را عامل گمراهی خویش می پندارند ولی آن ها این ادعایشان را رد می کنند و می گویند خودتان هم مقصر بودید. موضوع فوق را بطور اشاره در چند سوره قبلی دیدیم، و در اینجا اندکی بازتر مطرح شده، و چنانکه بعداً خواهیم دید، در سوره های آینده بیشتر باز شده و بالاخره در سوره اعراف در اوج خویش مطرح خواهد شد.

این که گول نخوردی، لطف خداوند بوده
در رابطه با آیات 57-40 باید توجه داشته باشیم که قبلاً با این نوع آیات به اندازه کافی آشنا شده ایم.
موضوعی که در پاراگراف قبل دیدیم در اینجا نیز دیده می شود. اما بر عکس. به این معنی که در پاراگراف قبلی دیده بودیم که اغوا کننده ای هست و اغوا شونده ای. اما در این پاراگراف میبینیم که اغوا کننده وجود داشته اما طرف مقابل اغوا نشده و گول نخورده اما این گول نخوردن خود را به خویش نسبت نداده بلکه لطفی از سوی خداوند دانسته.
صرفنظر از تواضعی که آن شخص ابراز کرد، باید توجه داشت که نظر او بیان یک حقیقت است. اغوا نشدن در مقابل اغواگر یک «امر وجودی» است و هر امر وجودی به خداوند مربوط است.

نعمت بزرگ بهشتی
یکی از نعمت های بزرگ در بهشت، امکان خبرگیری از اوضاع و احوال معذبانِ در جهنم است.
این موضوع از لحاظ های زیادی اهمیت دارد :

1⃣توجه به الطاف الهی که مانع شد تحت تاثیر همگنان خویش قرار گیرند و از آنان نشوند.

2⃣تشفی خاطر برای استهزائات و اذیت ها (اعم از روحی و غیره) که مومنان در زندگی دنیا از آنها کشیده اند اما بر ایمان خویش پایدار مانده اند.

3⃣ امکان مطالعات دقیق روی مکانیزم تاثیرات اقران بر اقران هم سطح و استخراج قوانین علمی که ممکن است به درد جوامع مشابه بخورد، یا در بقبه زندگی اخروی مومنان اثر خوب داشته باشد.


🔺معنی کلمات :

کلمه «ازواجهم» در آیه 22 به معنی رایج نیست، بلکه به معنی «همراهانشان» است، و در قرآن در جاهای دیگری هم کلمه زوج به معنی همراه آمده (مثلا آیه 131 طه – که البته منحصر به آن نیست)

همچنین است کلمه «یمین» در آیه 28 که به معنی رایج (یعنی راست در مقابل چپ) نیست و بلکه به معنی قدرت است و در قرآن هم آنقدر شواهد دارد که نیاز به رفرنس دادن نیست.

از تفسير اقاي گنجه اي
admin Offline
#6 ارسال شده : 1398/02/20 10:14:47 ق.ظ
admin

رتبه: Administration

گروه ها: Administrators, Moderator, member
تاریخ عضویت: 1391/10/20
ارسالها: 349

6 تشکر دریافتی در 6 ارسال
ترجمه و تفسیر ساده سوره صافات

سئوال:منظور از يمين در ايه 28 سوره صافات چيست؟

قَالُوا إِنَّكُمْ كُنْتُمْ تَأْتُونَنَا عَنِ الْيَمِينِ ﴿۲۸﴾

پاسخ:

1-انصاریان: [پس پیروان گمراه به پیشوایان گمراه کننده] می گویند: همانا شما از راه خیرخواهی به سوی ما می آمدید، [ولی کارتان جز فریب و نیرنگ نبود!]


2-قمشه‌ای: گویند: شما بودید که از سمت راست (و چپ برای فریب) ما می‌آمدید.

3- گنجه ای: کلمه «یمین» در آیه 28 که به معنی رایج (یعنی راست در مقابل چپ) نیست و بلکه به معنی قدرت است


ali Offline
#7 ارسال شده : 1398/02/23 04:05:02 ب.ظ
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 441

تشکرها: 4 بار
13 تشکر دریافتی در 13 ارسال
تفسير و ترجمه سوره صافات

منظور از ذبح عظيم چيست؟

خداوند در سوره صافات به بیان داستان خواب حضرت ابراهیم و اماده شدن او برای قربانی اسماعیل اشاره کرده است.

خداوند هم او را از این کار باز میدارد و میفرماید او را با ذبحی عظیم فدیه گرفتیم

فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قَالَ يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَى فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانظُرْ مَاذَا تَرَى قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِن شَاء اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ ﴿۱۰۲﴾

فولادوند: و وقتى با او به جايگاه سعى رسيد گفت اى پسرك من من در خواب [چنين] مى‏بينم كه تو را سر مى‏برم پس ببين چه به نظرت مى‏ آيد گفت اى پدر من آنچه را مامورى بكن ان شاء الله مرا از شكيبايان خواهى يافت


فَلَمَّا أَسْلَمَا وَتَلَّهُ لِلْجَبِينِ ﴿۱۰۳﴾

فولادوند: پس وقتى هر دو تن دردادند [و همديگر را بدرود گفتند] و [پسر] را به پيشانى بر خاك افكند


وَنَادَيْنَاهُ أَنْ يَا إِبْرَاهِيمُ ﴿۱۰۴﴾

فولادوند: او را ندا داديم كه اى ابراهيم


قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيَا إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ﴿۱۰۵﴾

فولادوند: رؤيا[ى خود] را حقيقت بخشيدى ما نيكوكاران را چنين پاداش مى‏ دهيم


إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْبَلَاء الْمُبِينُ ﴿۱۰۶﴾

فولادوند: راستى كه اين همان آزمايش آشكار بود


وَفَدَيْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ ﴿۱۰۷﴾

فولادوند: و او را در ازاى قربانى بزرگى باز رهانيديم

مکارم: ما ذبح عظيمي را فداي او كرديم.


جهت مطالعه نظرات مختلف در اين ايه و مصداق ذبح عظيم به لينك زير مراجعه نماييد


مصداق ذبح عظيم چيست كه جايگزين قرباني اسماعيل شد؟
به ناز Offline
#8 ارسال شده : 1398/02/28 11:02:36 ق.ظ
به ناز

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, students, Moderator
تاریخ عضویت: 1396/05/22
ارسالها: 267

تشکرها: 1 بار
در اينجا خود «ظلموا» بيانگر «ازواجهم» مى باشد كه مقصود پيروان ظلم است و اين "و ما كانوا يعبدون" نيز هر دوى طواغيت و اصنام را شامل است، كه در كل اين معبودان و عابدانشان بسوى جهنم روان خواهند شد. و مسؤليت و پرسشى كه در آيه (24) نسبت به اينان خواهد بود تنها نسبت به معبودان بى جان پرسشى براى بروز حقيقت است، چنانكه در آياتى چند آمده، ولى نسبت به طواغيت همچون عابدانشان سؤال در بُعد مسؤليت است كه "ما لكم لا تناصرون" و بر حسب آيه (24) هر سه دسته به حساب اعمال خود مسؤلند.

نکته ای جالب از تفسیر فرقان
که معبود فقط بت نیست بلکه طواغیت هم هست
و طبق ایات دیگر علمای دینی که هم بطور مطلق تبعیت شوند در حکم پرستش است


و اين "فى العالمين" در آيه (79) ـ كه براى پيامبران زيرين نيامده است ـ روى اين اصل مى باشد كه نخست زحمات حضرتش بعنوان نخستين پيامبر اولوالعزم از اين يادشدگان بيشتر بوده، و نيز پيامبرى هم در زمانشان نمى شناسيم، و نوح از زمان آدم تا زمان خودش همانندى نداشته است، چنانكه عذاب جهانشمول در زمان حضرتش نيز همانند نداشته. و اينجا «العالمين» در سه بعد قبل از خودش و زمان خودش و نيز ما بعدش تا زمان حضرت ابراهيم را شامل است.


تفاوت مبین با مستبین چیست؟

آيه 117 )اين كتاب مستبين ـ و نه مبين ـ كه مقصود تورات موسى است فرقش با كتاب مبين كه قرآن است چيست؟ پاسخ اينست كه كتاب مبين ربانى خود بيانگر وحى است ولى كتاب مستبين كه گرفته اى از وحى است ممكن است خود بيانگر وحيانى خودش نباشد، چنانكه تورات در حال عدم تحريفش مبين و حيانى نبود، تا چه رسد به پس از تحريفش بدين معنى كه كل كتابهاى وحيانى مستبين اند و نه مبين و بيانگر وحى، و تنها بيانگر وحيانى بودنشان نشانه هاى ربانى رسالتى است مانند معجزات موسى(عليه السلام) ولى قرآن خود فرفان است و افزون برو حيانى بودنش به خودى خود بيانگر و حيانى بودن خود مى باشد .



تفسیر فرقان
به ناز Offline
#9 ارسال شده : 1398/02/28 11:08:27 ق.ظ
به ناز

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, students, Moderator
تاریخ عضویت: 1396/05/22
ارسالها: 267

تشکرها: 1 بار
- حدسیاتی از اوضاع و احوال آن روزها
ازآیه 158 معلوم می شود که مشرکان ، غیر از اینکه بین ملائکه و بین پیامبران و خداوند نسبت هائی (مثلاً پدر و فرزندی) برقرار کرده بودند بین جنیان و خداوند نیز چنین نسبت هائی قرار داده بودند .
آیات 167تا169 از زبان مشرکان معاصر این آیات است که می گویند اگر مانند گذشتگان کتابی بر ما نازل شده بود البته ما هم صالح می شدیم . (یعنی قرآن را لااقل در حد کتابهای گذشتگان هم نمی دانستند)
آیه 170 نیز همین مطلب اخیر را با صراحت بیشتر ذکر می کند و راجع به نتیجه آن نیز که یا عذاب در آخرت و یا شکست در این جهان است ، هشدار می دهد .
همچنین از آیه 149 و 150 و 153 معلوم میشود که در باور های مخالفان معاصر نزول این آیات تناقضی آشکار است که از طرفی جنس مونث را پست می انگاشتند و از طرف دیگر برای آنها مقام های بسیار بالای الوهیتی قائل بودند .
از آیه های 176 و 177 فهمیده میشود جبهه مخالف آنحضرت به هشدار های آنحضرت کوچکترین اهمیتی نمیدادند و ـ چنانکه قبلا هم در سوره های پیشین دیدیم – میگفتند «اگه راست میگی این عذابی که حرفش را میزنی برامون بیار»

6 - پیشگوئی های تحقق یافته
آیات 171 تا 182 صراحتا دارای این وعده هاست :
1 – پیامبران یاری خواهند شد (آیه 172)
2 – نیروهای الهی پیروزِ نهائی خواهند بود (آیه 173)
3 – ای پیامبر ! پس از مدتی کوتاه موفق خواهی شد (آیه 178)
4 – موفقیت تو آنقدر نزدیک است که معاصرانت آن را خواهند دید (آیه 179)
و چنانکه میدانیم همه این پیشگوئی ها به تحقق پیوسته است .

آیه های 149 و 150 و 153 و 158 ردیه ای است بر اینکه کافران سعی می کرده-اند برای خداوند «دور و بری» و «حاشیه» و «نزدیکانی» جعل کرده و خود را به آنها بچسبانند و ماده اصلی شرک نیز همین است که این «اطرافیان» و «حاشیه-ها» و «نزدیکان» به صورت فرزند و اجنّه مطرح می شده است.
در آیات 164 تا 166 واقعیت به این صورت مطرح می شود که خداوند «اطرافیان و حاشیه و نزدیکان» ندارد بلکه ملائکه ای دارد که صفات عمده آنها در رابطه با خداوند بیان شده است.
در آیات 167 تا 170 قول کافران نقل می شود که اگر «پند»ی می داشتیم ایمان می آوردیم اما دروغ می گویند.
بنابراین، این پاراگراف، سه محور دارد:
1- خداوند «اطرافیان و نزدیکان» (به آن معنی رایج مشرکانه) ندارد.
2- خداوند «بندگان خالص شده» (ملائکه و پیامبران و ...) دارد.
3- کافران که می گویند اگر چنین و چنان می شد ما بهترین بندگان می شدیم دروغ می گویند و به زودی هم متوجه حقایق خواهند شد.
خلاصه اینکه می فرماید کافران راجع به خداوند و چگونگی اداره جهان اشتباه، و برای ایمان نیاوردن هم بهانه گیری می کنند.

از تفسير مهندس گنجه اي
به ناز Offline
#10 ارسال شده : 1398/02/28 11:11:35 ق.ظ
به ناز

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, students, Moderator
تاریخ عضویت: 1396/05/22
ارسالها: 267

تشکرها: 1 بار
بنام خدا


🔶 تدبر در سوره صافات 🔶


🔸 درب پاراگراف اول : آیات ۱ تا ۵

سوگند به فرشتگان مسئول در انتقال وحی ، که خداوند یکتا ست


🔸 درب پاراگراف دوم ؛ آیات ۶ تا ۱۰

تدبیر ما بر آفرینش خاص فرشتگان وآسمانها برای حفظ کامل کلام وحی الهی بر پیامبر واقع شده است .


🔸 درب پاراگراف سوم : آیات ۱۱ تا ۱۸

ای پیامبر ، مشرکان را بر رفتار وافکار ناپسندشان ( در تکذیب واستهزا کلام وحی ) همچون شیاطین مداخله گر وبر عاقبت شومشان در معاد آگاه نما


🔸 درب پاراگراف چهارم : آیات ۱۹ تا ۳۹

عاقبتی که به یکباره با حقیقت تلخ آن روبرو شده وبازخواست می شوند اما تسلیم وبدون پاسخ می مانند .ودر آن روز به بحث وفرافکنی با هم کیشان خود می پردازندچراکه مخل دعوت پیامبرحق بودند،ولی نتیجه ای جز عذاب الهی عایدشان نخواهد شد .


🔸 درب پاراگراف پنجم : آیات ۴۰ تا ۶۱

ولی بندگانی که خود را برای خدا خالص کرده اند در بهشت پرنعمت متنعم ومکرم خواهند شد وبا هم صحبتی با یکدیگر ونیزآگاه شدن از حال رفیقان جهنمی خود ، الطاف پروردگار ( رستگاری ابدی )رابرخود مشاهده می نمایند



🔸 درب پاراگراف ششم : آیات ۶۲ تا ۷۴

عاقبت سخت آن ستمگران ، همانند اقوام پیشین که علیرغم حضور رسولان الهی وانذارشان ، انها را تکذیب کردند ، هلاکت در جهنم سوزان ودهشتزا خواهد بود .


👈👈شرح داستانهایی عبرت آموز بر پیروزی قطعی پیامبران وتصدیق کنندگان آنها وذلت ونابودی تکذیب کنندگانشان:
👇

🔸 درب پاراگراف هفتم : آیات ۷۵ تا ۸۲


سلام بر نوح پیامبر که او واهل نیکوکارش را نجات دادیم وقومش را که وی را تکذیب کردند هلاک کردیم



🔸 درب پاراگراف هشتم : آیات ۸۳ تا ۱۱۳

سلام بر ابراهیم پیامبر که در طول حیاتش با عقاید بت پرستان ( بویژه اهل بیتش ) مبارزه کرد ولی با تکذیب وآزار ایشان مواجه شد ونیز در اطاعت محض فرمان الهی بر قربانی فرزندش وآزار ابلیس ، صبر نمود وخداوند با گلستان کردن آتش وبخشیدن فرزندان صالح به وی ،اورا بلند مرتبه ساخت.


🔸 درب پاراگراف نهم : آیات ۱۱۴ تا ۱۲۲

سلام بر موسی وهارون پیامبرکه در مبارزه با قوم استکباری آزرده شدند ولی آنها وقوم مومنشان را نصرت داده ونجات بخشیدیم و نام نیکشان را حفظ کردیم .



🔸 درب پاراگراف دهم : آیات ۱۲۳ تا ۱۳۲

سلام بر الیاس پیامبر که در برپایی توحید تلاش کرد واو وقوم مومنش را برکت ونام نیکو دادیم وتکذیب کنندگانش به جزای اعمالشان گرفتار خواهند شد.


🔸درب پاراگراف یازدهم : آیات۱۳۳ تا ۱۳۸

ونیز لوط پیامبر که تکذیبش کردند وهمه جز اهل با ایمانش هلاک شدند تا عبرتی برای آیندگان باشند .



🔸درب پاراگراف دوازدهم : آیات ۱۳۹ تا ۱۴۸

ویونس پیامبرکه با ترک اولی یش مستحق عذابی شد که باعث پشیمانی وملامت وی شد وبا تسبیح پروردگار ، بخشش ونعمات پروردگار به وی تعلق گرفت وقومش را که با شروع عذاب الهی ، توبه کار شدند ، بخشیدیم واز نعمات دنیایی بهره مندشان گردانیدیم .



🔸 درب پاراگراف سیزدهم : آیات ۱۴۹ تا ۱۷۰

دروغها وتکذیبهای مشرکان و توصیفهای شرک آلود ( مثل قائل شدن دختران برای خدا یانسبت خویشاوندی با جنیان یا اینکه کتاب هدایتی نداشته اند )، هرگز ضرری به خداوند نمی رساند ومانع هدایت بندگانش نمی شود ، مگر کسی که خود ، طالب گمراهی باشد.



🔸 درب پاراگراف چهاردهم : آیات ۱۷۱ تا ۱۷۹

پس پیروزی همیشه وقطعا با پیامبران الهی ومومنان است ومشرکان در دنیا وآخرت عواقب اعمالشان را نظاره گر خواهندشد.



🔸 درب پاراگراف پانزدهم : آیات ۱۸۰ تا ۱۸۲

حمد وسپاس مخصوص خداوند یکتایی است که منزه از توصیف مشرکان است وسلام او بر فرستادگان پیام آور یکتایی اش

✅ (ارتباط قسم ها وآیات ابتدایی سوره با انتهای سوره در ستایش پروردگار یکتا ورسولان الهی )




📚درس سوره :

همانا آفریدگار هستی یکتاست واز هر نقصی منزه است

تدبیر الهی بر رساندن کلام وحی بر آفریدگانش با واسطه رسولان الهی است که بی هیچ کاستی انجام می پذیرد

وسنت الهی بر یاری ونصرت قطعی رسولان وتصدیق کنندگان آنها وذلت وهلاکت قطعی تکذیب کنندگان آنهاست

👌 پس با نظاره کردن سرنوشت گذشتگان ،عبرت گیرید و سعادت ابدی را با تبعیت وتسلیم دربرابر کلام الهی وپیامبرش ، برای خود رقم بزنید.


خانم الهه سادات خدایی

ali Offline
#11 ارسال شده : 1398/02/29 11:28:47 ق.ظ
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 441

تشکرها: 4 بار
13 تشکر دریافتی در 13 ارسال
تفسير و ترجمه سوره صافات:پرسشهايي از تدبر سوره صافات

سئوال:

1-هدف از ذكر داستانهاي انبيا در سوره صافات چيست؟ چه پيامي در ارتباط با ساير ايات سوره دارد؟

2-چرا عبارات و نحوه بيان داستان يونس،متفاوت از ساير انبياي ذكر شده در سوره صافات است؟

3-منظور از هو مليم چيست؟ چه چيزي را ملامت ميكرده است؟

پاسخ:

2-سلام
باتوجه به ایات قبل
معاندین پیامبران عظم الشان را مسخره وانان را ساحر می خواندن
مخصوصا حضرت نوح سلام الله چون عمر طولانی داشتند وهمچنین ساختن کشتی که برای مردم در محل کم ابی عجیب بود
وقتی موعظه می فرمودند میگفتند ( کفار) چون سن ازشان زیاد هست عقلشان زائل شده وحتی مورد تمسخر پسرش هم قرار گرفتند
ولی با این همی سختی ....حضزت صبر کردند وحضرت دعا فرمودند( مفسران میگویند با صدای بلند )
سوره مبارکه صافات آیه 76.
ونجیناه واهله من الکرب العظیم
و او و خاندانش را از اندوه بزرگ رهایی بخشیدیم،

تا وعده الهی محقق شد..واز کرب عظیم نجات پیدا کردند

حضرت ابراهیم همچنین در دروان حکومت نمرود که بسیار قوی وصاحب قدرت بود
وحضرت ابراهیم با توجه با اینکه حتی بعضی از نزدیکان مثل (ارز ) وازار بت پرستان ولی در دعوت خود به یکتا پرستی صبور بودند
وخداوند ایشان را از اتش نمرودیان نجات بخشید دعای حضرت ابراهیم دعا فرمودند

رب هب لی من الصالحین 100
وبشرنا ه بغلام حلیم 101

وحضرت لوط که هم عصر با حضرت ابراهیم بودن ودر میان بدترین قوم قرار گرفته بودند
وان شبی که مهمانانی برای ایشان امده بود (ملائکه ماموران خداوند )
ومورد اذیت وازار قوم قرار گرفت
وحالت خیلی سختی بر ایشان گذشت
برای نجات از دست قومش دعا فرمودند
وخداوند ایشان را واهلش (بجز همسرش )با همراهی ملائکه نجات بخشید حتی در ان مرحله سخت حضرت لوط نفرین نکردند وقومشان را ترک نکردند مگر به دستور خداوند

حضرت موسی وهارون ذکر شد
در زمان فرعون که بسیار صاحب قدرت و.....‌.....بودند که اثار فرعنه تا الان هم باقیست
با این همه سختی ومشقت حضرت موسی هم از طرف فرعون
نفرین نکردند

تا وعده الهی تحقق یافت وحضرت وقومش از کرب عظیم نجات پیدا کردند
وبه نظرم سایر پیامبرا همچنین با وجود همه مشکلات وناملایمات صبر پیشه کردند

وفقط رضایت خداوند را خواستند

حضرت یونس
حضرت یونس(ع) سالها در میان قومش در سرزمین نینوا در عراق، به دعوت و تبلیغ مشغول بود، اما هرچه تلاش و کوشش نمود، تبلیغ و ارشادهایش در دل مردم مؤثر نیفتاد، فقط دو نفر به او ایمان آوردند؛ چون آنحضرت از دعوت قومش خسته و مأیوس شده بود -به جهت تبلیغ طولانی مدت- بر آنها غضبناک و خشمگین گردید و از میان آنها بیرون رفت، وی با آنکه مأمور نبود از آنها اعراض کند و از آنجا هجرت نماید، این کار را کرد؛ زیرا یقین داشت که خداوند بر او تنگ نمیگیرد. خروج حضرت یونس(ع) از منطقه مأموریتش ترک اولى بود که از او سر زده؛ مانند برخی از انبیا که ترک اولى نمودند

سركارخانم موسوي

3-ملوم: اسم مفعول است فَتُلْقيٰ فِي جَهَنَّمَ مَلُوماً مَدْحُوراً اسراء ۳۹.
مليم: بضمّ ميم اسم فاعل است بمعني ملامت كننده فَالْتَقَمَهُ الْحُوتُ وَ هُوَ مُلِيمٌ صافات: ۱۴۲.
قاموس قران

اما يونس (عليه السلام ) وقتى خبردار شد كه آن عذابى كه خبر داده بود از ايشان برداشته شده ، و گويا متوجه نشده كه قوم او ايمان آورده و توبه كرده اند، لذا ديگر به سوى ايشان برنگشت در حالى كه از آنان خشمگين و ناراحت بود. همچنان پيش رفت ، در نتيجه ظاهر حالش حال كسى بود كه از خدا فرار مى كند و به عنوان قهر كردن از اينكه چرا خدا او را نزد اين مردم خوار كرد دور مى شود، و نيز در حالى مى رفت كه گمان مى كرد دست ما به او نمى رسد، پس سوار كشتى پر از جمعيت شد و رفت .
در بين راه نهنگى بر سر راه كشتى آمد، چارهاى نديدند جز اينكه يك نفر را نزد آن بيندازند، تا سرگرم خوردن او شود و از سر راه كشتى به كنارى رود، به اين منظور قرعه انداختند و قرعه به نام يونس درآمد، او را در دريا انداختند، نهنگ او را بلعيد و كشتى نجات يافت .
آنگاه خداى سبحان او را در شكم ماهى چند شبانه روز زنده نگه داشت ، و حفظ كرد يونس (عليه السلام ) فهميد كه اين جريان يك بلا و آزمايشى است كه خدا وى را بدان مبتلا كرده و اين مؤ اخذه اى است از خدا در برابر رفتارى كه او با قوم خود كرد، لذا از همان تاريكى شكم ماهى فريادش بلند شد به اينكه : ((لا اله الا انت سبحانك انى كنت من الظالمين ((.

از تفسير المیزان


به ناز Offline
#12 ارسال شده : 1398/02/30 10:55:28 ق.ظ
به ناز

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, students, Moderator
تاریخ عضویت: 1396/05/22
ارسالها: 267

تشکرها: 1 بار
ترجمه ،تدبر و تفسير ساده سوره صافات :درس سوره صافات چيست؟ نكات و پرسش هايي از سوره صافات

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمـَنِ الرَّحِيمِ
به نام خداوند رحمتگر مهربان
وَالصَّافَّاتِ صَفًّا {1}
سوگندبه صف بستگان( فرشتگان وحی رسان)كه صفى [با شكوه] بسته اند
فَالزَّاجِرَاتِ زَجْرًا {2}
پس دفع كنندگانِ (شیاطین ) دفع کردنی
فَالتَّالِيَاتِ ذِكْرًا {3}
پس تلاوتكنندگانِ ذکر (وحی)
إِنَّ إِلَهَكُمْ لَوَاحِدٌ {4}
كه قطعا معبود شما يگانه است
رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَرَبُّ الْمَشَارِقِ {5}
پروردگار آسمانها و زمين و آنچه ميان آن دو است و پروردگار خاورها

💠عصاره فراز آیات (1-4)قطعا معبود و اله شما،فقط پرودگار آسمانها و زمین است.

إِنَّا زَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِزِينَةٍ الْكَوَاكِبِ {6}
ما آسمان اين دنيا را به زيور اختران(ستارگان نورانی) آراستيم
وَحِفْظًا مِّن كُلِّ شَيْطَانٍ مَّارِدٍ {7}
و [آن را] از هر شيطان سركشى نگاه داشتيم
لَا يَسَّمَّعُونَ إِلَى الْمَلَإِ الْأَعْلَى
[به طورى كه شیاطین] نمىتوانند به عالم بالا گوش فرا دهند
{ وَيُقْذَفُونَ مِن كُلِّ جَانِبٍ {8}
و از هر سو به آنها پرتاب مىشود
دُحُورًا وَلَهُمْ عَذَابٌ وَاصِبٌ {9}
با شدت به دور رانده مى شوندوبرايشان عذابى دايم است
إِلَّا مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَةَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ ثَاقِبٌ {10}
مگر كسى كه[از سخن بالاييان] يكباره استراق سمع كند كه شهابى شكافنده از پى او مى تازد

💠عصاره فراز ایات (5-10)آفرینش آسمان و سیستم محافظ ملااعلی بگونه ای تعبیه شده که شیاطین بشدت رانده میشوند بطوریکه امکان استراق سمع ندارند.

💢نکات:
1)ایات(7-10) تبیین کننده مفهوم و مصداق قسمهای ایات (1-3) است. زاجرات یا دفع کنندگان همان محافظان اسمان از صعود شیاطین و استرق سمع انهایند. فرشتگانی که شیاطین را مورد هدف تیرهای اسمانی قرار میدهند و انها را میرانند.و انهایی که موفق به صعود شده اند را نیز توسط شهابی منهدم می کنند.
پس فرشتگانی که صف بسته اند دو کار انجام میدهند یا دو دسته اند:رانندگان شیاطین،و رسانندگان اخبار و وحی به دنیا .

2)در سوره صاد به اخراج ابلیس از ملا اعلی اشاره شد.در سوره صافات به تمایل و تلاش شیطانیان و جنیان پیروان ابلیس برای صعود و بازگشت به ملا اعلی اشاره می کند.

فَاسْتَفْتِهِمْ أَهُمْ أَشَدُّخَلْقًا أَم مَّنْ خَلَقْنَا إِنَّا خَلَقْنَاهُم مِّن طِينٍ لَّازِبٍ {11}
پس[از كافران] بپرس آيا ايشان [از نظر] آفرينش سختتر(مستحکم تر)ند يا كسانى كه [در آسمانها] خلق كرديم ما آنان را از گلى چسبنده پديد آورديم
بَلْ عَجِبْتَ وَيَسْخَرُونَ {12}
بلكه عجب مىدارى و [آنها] ريشخند مى كنند
وَإِذَا ذُكِّرُوا لَا يَذْكُرُونَ {13}
و چون پند داده شوند عبرت نمى گيرند
وَإِذَا رَأَوْا آيَةً يَسْتَسْخِرُونَ {14}
و چون آيتى ببينندبه ريشخند مى پردازند
وَقَالُوا إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُّبِينٌ {15}
و مىگويند اين جز سحرى آشكار نيست
أَئِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا وَعِظَامًا أَئِنَّا لَمَبْعُوثُونَ {16}
آيا چون مرديم و خاك و استخوانهاى [خرد] گرديديم آيا راستى برانگيخته مى شويم
أَوَآبَاؤُنَا الْأَوَّلُونَ {17}
و همين طور پدران اوليه ما
قُلْ نَعَمْ وَأَنتُمْ دَاخِرُونَ {18}
بگو آرى در حالى كه شما خواريد

💠عصاره فراز آیات (11-18)توصيف رفتار و گفتار كافران:بجاي پندپذيري از آيات وحي،مسخره،انكار و اتهام زني ميكنند

💢نكات:
1)در آيه (11)خلقت انسان با خلقت چه چيز مقايسه شده؟ شياطين يا فرشتگان يا آسمانها؟و پيام اين مقايسه چيست؟
🔺تركيب اشد خلقا تنها در دو سوره بكاررفته است. يكي نازعات يكي هم صافات.
در سوره نازعات،بعد از آيه ءانتم اشد خلقا ام السماء بناها،چند ايه در توصيف خلقت اسمانها و زمين ذكر شده است.و لذا مصداق مقايسه مشخص است
اما در سوره صافات،در ايات قبل و بعد،توضيح خاصي راجع به خواص يا جنبه مدنظر اسمانها و اجرام اسماني نشده است.
🔺در ايات قبل،صحبت از راندن شياطين و عذاب براي شياطيني است كه مي خواهند در سيستم وحي رساني و نزول اوامر ملا اعلي به زمين اختلال ايجاد كنند
به نظر مي ايد در ايه 11 كافران را كه در ابلاغ پيام وحي توسط رسول خدا اختلال مي كنند،مخاطب قرار ميدهد كه ايا شما مستحكم تريد يا ان شياطين؟شياطيني را كه از اتش افريده ايم و در اسمان هستند ،عذاب مي كنيم و دفع مي كنيم. شما كه از خاك هستين و در زمين مستقريد،جاي خود دارد.

فَإِنَّمَا هِيَ زَجْرَةٌ وَاحِدَةٌ فَإِذَا هُمْ يَنظُرُونَ {19}
و آن تنها يك فرياد است و بس و بناگاه آنان به تماشا خيزند
وَقَالُوا يَا وَيْلَنَا هَذَا يَوْمُ الدِّينِ {20}
و مىگويند اى واى بر ما اين است روز جزا
هَذَا يَوْمُ الْفَصْلِ الَّذِي كُنتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ {21}
اين است همان روز داورى كه آن را تكذيب مى كرديد

احْشُرُوا الَّذِينَ ظَلَمُوا وَأَزْوَاجَهُمْ وَمَا كَانُوا يَعْبُدُونَ {22}
كسانى را كه ستم كرده اند با همرديفانشان و آنچه غير از خدا مى پرستيده اند
مِن دُونِ اللَّهِ فَاهْدُوهُمْ إِلَى صِرَاطِ الْجَحِيمِ {23}
گرد آوريد و به سوى راه جهنم رهبرى شان كنيد
وَقِفُوهُمْ إِنَّهُم مَّسْئُولُونَ {24}
و بازداشتشان نماييد كه آنها مسؤولند
مَا لَكُمْ لَا تَنَاصَرُونَ {25}
شما را چه شده است كه همديگر را يارى نمى كنيد
بَلْ هُمُ الْيَوْمَ مُسْتَسْلِمُونَ {26}
[نه] بلكه امروز آنان از در تسليم درآمدگانند

💠عصاره فراز آیات (19-26)بيان سرنوشت اخروي كافران: منكرين توحيد و همفكران شان با معبودهايشان در روز داوري كه انرا تكذيب ميكردند،در جهنم تسليم حكم خدا خواهند بود.

وَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَسَاءلُونَ {27}
و بعضى روى به بعضى ديگر مى آورند [و] از يكديگر مىپرسند
قَالُوا إِنَّكُمْ كُنتُمْ تَأْتُونَنَا عَنِ الْيَمِينِ {28}
[و پيروان] مىگويند شما [ظاهرا] از در راستى با ما درمىآمديد [و خود را حق به جانب مى نموديد]
قَالُوا بَل لَّمْ تَكُونُوا مُؤْمِنِينَ {29}
[رهبران] مى گويند [نه] بلكه خودتان با ايمان نبوديد
وَمَا كَانَ لَنَا عَلَيْكُم مِّن سُلْطَانٍ بَلْ كُنتُمْ قَوْمًا طَاغِينَ {30}
و ما را بر شما هيچ تسلطى نبود بلكه خودتان سركش بوديد
فَحَقَّ عَلَيْنَا قَوْلُ رَبِّنَا إِنَّا لَذَائِقُونَ {31}
پس فرمان پروردگارمان بر ما سزاوار آمد ما واقعا بايد [عذاب را] بچشيم
فَأَغْوَيْنَاكُمْ إِنَّا كُنَّا غَاوِينَ {32}
پس شما را به شر هدايت كرديم همانطور كه خودمان به شر هدايت شديم
فَإِنَّهُمْ يَوْمَئِذٍ فِي الْعَذَابِ مُشْتَرِكُونَ {33}
پس در حقيقت آنان در آن روز در عذاب شريك يكديگرند
إِنَّا كَذَلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِينَ {34}
[آرى] ما با مجرمان چنين رفتار مى كنيم
إِنَّهُمْ كَانُوا إِذَا قِيلَ لَهُمْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ يَسْتَكْبِرُونَ {35}
چرا كه آنان بودند كه وقتى به ايشان گفته مى شد خدايى جز خداى يگانه نيست تكبر مى ورزيدند
وَيَقُولُونَ أَئِنَّا لَتَارِكُوا آلِهَتِنَا لِشَاعِرٍ مَّجْنُونٍ {36}
و مىگفتند آيا ما براى شاعرى ديوانه دست از خدايانمان برداريم
بَلْ جَاء بِالْحَقِّ وَصَدَّقَ الْمُرْسَلِينَ {37}
ولى نه [او] حقيقت را آورده و فرستادگان را تصديق كرده است
إِنَّكُمْ لَذَائِقُو الْعَذَابِ الْأَلِيمِ {38}
در واقع شما عذاب پر درد را خواهيد چشيد
وَمَا تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ {39}
و جز آنچه مىكرديد جزا نمى يابيد

💠عصاره فراز آیات (27-39)عذاب بر تمام مجرمين و تكبركنندگان در برابرخداوند يگانه و منكران رسولش اعم از رهبران و پيروان قطعا محقق خواهد شد. پیروان و رهبران در دوزخ مسئولیت گمراهی را به دوش یکدیگر می اندازند.

در سوره صاد نيز جدال بين رهبران وپيروان در جهنم بيان شده بود.
در سوره صاد از غرور كافران و استكبار ابليس صحبت شد. در سوره صافات از منكران و مخالفين پيامبر كه در برابر خداي واحد نيز استكبار ميورزند و حاضر به پذيرش ان نيستند،صحبت شده است.
بررسی سوره های قبلي نشان میدهد که در همه سوره هایی که از مجرمین و الذین اجرموا سخن رفته (مدثر، مرسلات،معارج، مطففین،قلم،) تکذیب معاد و یوم الدین نیز بعنوان یکی از صفات انها مطرح شده است. اما برعکس آن اینگونه نیست. یعنی سوره هایی هستند که اشاره به تکذیب دارند اما عنوان مجرم استفاده نشده است .لذا میتوان نتیجه گرفت یکی از شاخصه های رفتاری مجرمین ،تکذیب است. در اينجا نفي توحيد نيز به عنوان صفات مجرمين بيان شده است.

إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ {40}
مگر بندگان پاكدل خدا
أُوْلَئِكَ لَهُمْ رِزْقٌ مَّعْلُومٌ {41}
آنان روزى معين خواهند داشت
فَوَاكِهُ وَهُم مُّكْرَمُونَ {42}
[انواع] ميوهها و آنان مورد احترام خواهند بود
فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ {43}
در باغهاى پر نعمت
عَلَى سُرُرٍ مُّتَقَابِلِينَ {44}
بر سريرها در برابر همديگر [مى نشينند]
يُطَافُ عَلَيْهِم بِكَأْسٍ مِن مَّعِينٍ {45}
با جامى از باده ناب پيرامونشان به گردش درمى آيند
بَيْضَاء لَذَّةٍ لِّلشَّارِبِينَ {46}
[بادهاى] سخت سپيد كه نوشندگان را لذتى [خاص] مىدهد
لَا فِيهَا غَوْلٌ وَلَا هُمْ عَنْهَا يُنزَفُونَ {47}
نه در آن فساد عقل است و نه ايشان از آن به بدمستى [و فرسودگى] مى افتند
وَعِنْدَهُمْ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ عِينٌ {48}
و نزدشان [دلبرانى] فروهشتهنگاه و فراخ ديده باشند {48}
كَأَنَّهُنَّ بَيْضٌ مَّكْنُونٌ {49}
[از شدت سپيدى] گويى تخم شتر مرغ [زير پرند]

💠عصاره فراز آیات (40-49)سرنوشت مطبوع بندگان مخلص خدا در بهشت پرنعمت

💢نكات:

1)ايا مخلصين(به فتح لام) منحصر به معصومين و انبيا و بندگان خاص است؟
براي پاسخ باين سئوال لازم است كاربردهاي مختلف مخلص را در كل قران مرور كنيم.مخلص در سوره هاي صاد،صافات(5بار) مريم يوسف و حجر بكاررفته است.

در سوره صاد،ابليس به خداوند ميگويد همه بندگان بجز مخلصين را به راه شر هدايت و اغوا ميكند.سپس خداوند هم مي فرمايد جايگاه تو و همه پيروانت(كساني كه اغواي ابليس را مي پذيرند) جهنم است.بنابراين در سوره صاد،مخلصين تمام كساني هستند كه فريب شيطان را نمي خورند و در اخرت نيز در بهشت هستند.در سوره حجر نيز مخلصين در همين سياق بكار رفته است.

در سوره صافات ايه 39 خطاب به كفار در جهنم گفته شده است كه فقط به مقدار انچه عمل كره ايد جزا داده ميشويد.جز بندگان مخلص خدا و طبق سوره هاي ديگر قران مي دانيم كه فقط اهل جهنم اين گونه مجازات ميشند اما اهل بهشت پاداش و جزايي بيشتر از عملكرد خود خواهند داشت. من جاء بالحسنه فله خير منها،يا فله عشر امثالها لذا طبق اين سوره نيز مخلصين،شامل تمام افراد غير جهنمي ميشود.همين مفهوم در ايات( 74 و128)نيز مشاهده ميشود.در ایه 128 بندگان مخلص در مقابل مکذبین الیاس که در جهنم خواهند بود،قرار گرفته است.در سوره مريم،حضرت موسي بعنوان مخلص و در سوره يوسف،حضرت يوسف بعنوان يكي از عباد مخلص خدا معرفي شده است.در ایه 160 نیز بندگان مخلص از مشرکان و افرادیکه باورهای غلط راجع به ملائکه و جنیان و خدا دارند،مستثنی شده اند.

با عنايت به مراتب فوق،عباد مخلص خداوند محدود به انبيا نيست بلكه شامل همه نجات يافتگان از دوزخ و راه يافتگان به بهشت هستند.

فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَسَاءلُونَ {50}
پس برخىشان به برخى روى نموده و از همديگر پرسوجو مى كنند
قَالَ قَائِلٌ مِّنْهُمْ إِنِّي كَانَ لِي قَرِينٌ {51}
گويندهاى از آنان مىگويد راستى من [در دنيا] همنشينى داشتم
يَقُولُ أَئِنَّكَ لَمِنْ الْمُصَدِّقِينَ {52}
[كه به من] مىگفت آيا واقعا تو از باوردارندگانى
أَئِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا وَعِظَامًا أَئِنَّا لَمَدِينُونَ {53}
آيا وقتى مرديم و خاك و [مشتى] استخوان شديم آيا واقعا جزا مى يابيم
قَالَ هَلْ أَنتُم مُّطَّلِعُونَ {54}
[مؤمن] مى پرسد آيا شما اطلاع داريد [كجاست] {54}
فَاطَّلَعَ فَرَآهُ فِي سَوَاء الْجَحِيمِ {55}
پس اطلاع حاصل مى كند و او را در ميان آتش مى بيند
قَالَ تَاللَّهِ إِنْ كِدتَّ لَتُرْدِينِ {56}
[و] مىگويد به خدا سوگند چيزى نمانده بود كه تو مرا به سقوط و هلاكت اندازى
وَلَوْلَا نِعْمَةُ رَبِّي لَكُنتُ مِنَ الْمُحْضَرِينَ {57}
و اگر رحمت پروردگارم نبود هرآينه من [نيز] از احضارشدگان بودم
أَفَمَا نَحْنُ بِمَيِّتِينَ {58}
[و از روى شوق مىگويد] آيا ديگر روى مرگ نمىبينيم
إِلَّا مَوْتَتَنَا الْأُولَى وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ {59}
جز همان مرگ نخستين خود و ما هرگز عذاب نخواهيم شد
إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ {60}
راستى كه اين همان كاميابى بزرگ است
لِمِثْلِ هَذَا فَلْيَعْمَلْ الْعَامِلُونَ {61}
براى چنين [پاداشى] بايد كوشندگان بكوشند

💠عصاره فراز آیات (50-61)سرنوشت بسيار متفاوت بهشتيان و جهنميان ناشي از تصديق و تكذيب جزاي اخروي است كه بهشتيان عليرغم القائات مخالفين در دنيا به لطف خدا بر ايمان خود پابرجا ماندند.


تكرار عبارت وَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَسَاءلُونَ در ايه (27 و 50 )نشاندهنده امكان گفتگوي بهشتيان با هم و جهنميان با يكديگراست. طبق ايه 55 بهشتيان ميتوانند از احوال دوزخيان اگاه شده و با انها صحبت كنند.

أَذَلِكَ خَيْرٌ نُّزُلًا أَمْ شَجَرَةُ الزَّقُّومِ {62}
آيا از نظر پذيرايى اين بهتر استيا درخت زقوم {62}
إِنَّا جَعَلْنَاهَا فِتْنَةً لِّلظَّالِمِينَ {63}
در حقيقت ما آن را براى ستمگران [مايه آزمايش و] عذابى گردانيديم {63}
إِنَّهَا شَجَرَةٌ تَخْرُجُ فِي أَصْلِ الْجَحِيمِ {64}
آن درختى است كه از قعر آتش سوزان مىرويد {64}
طَلْعُهَا كَأَنَّهُ رُؤُوسُ الشَّيَاطِينِ {65}
ميوهاش گويى چون كلههاى شياطين است {65}
فَإِنَّهُمْ لَآكِلُونَ مِنْهَا فَمَالِؤُونَ مِنْهَا الْبُطُونَ {66}
پس [دوزخيان] حتما از آن مىخورند و شكمها را از آن پر مىكنند {66}
ثُمَّ إِنَّ لَهُمْ عَلَيْهَا لَشَوْبًا مِّنْ حَمِيمٍ {67}
سپس ايشان را بر سر آن آميغى از آب جوشان است {67}
ثُمَّ إِنَّ مَرْجِعَهُمْ لَإِلَى الْجَحِيمِ {68}
آنگاه بازگشتشان بىگمان به سوى دوزخ است {68}
إِنَّهُمْ أَلْفَوْا آبَاءهُمْ ضَالِّينَ {69}
آنها پدران خود را گمراه يافتند {69}
فَهُمْ عَلَى آثَارِهِمْ يُهْرَعُونَ {70}
پس ايشان به دنبال آنها مىشتابند {70}
وَلَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ {71}
و قطعا پيش از آنها بيشتر پيشينيان به گمراهى افتادند {71}
وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا فِيهِم مُّنذِرِينَ {72}
و حال آنكه مسلما در ميانشان هشداردهندگانى فرستاديم {72}
فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُنذَرِينَ {73}
پس ببين فرجام هشداردادهشدگان چگونه بود {73}
إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ {74}
به استثناى بندگان پاكدل خدا {74}

عصاره فراز آیات 62-74:عذاب سخت و درد اور دوزخيان كه در دنيا بر ايين گمراه اجداد خود باقي مانده و پيام و هشدارهاي رسولان الهي را منكر شدند.اما بندگان مخلص خدا در بهشت كاميابند.

وَلَقَدْ نَادَانَا نُوحٌ فَلَنِعْمَ الْمُجِيبُونَ {75}
و نوح ما را ندا داد و چه نيك اجابتكننده بوديم {75}
وَنَجَّيْنَاهُ وَأَهْلَهُ مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ {76}
و او و كسانش را از اندوه بزرگ رهانيديم {76}
وَجَعَلْنَا ذُرِّيَّتَهُ هُمْ الْبَاقِينَ {77}
و [تنها] نسل او را باقى گذاشتيم {77}
وَتَرَكْنَا عَلَيْهِ فِي الْآخِرِينَ {78}
و در ميان آيندگان [آوازه نيك] او را بر جاى گذاشتيم {78}
سَلَامٌ عَلَى نُوحٍ فِي الْعَالَمِينَ {79}
درود بر نوح در ميان جهانيان {79}
إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ {80}
ما اين گونه نيكوكاران را پاداش مىدهيم {80}
إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِينَ {81}
به راستى او از بندگان مؤمن ما بود {81}
ثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِينَ {82}
سپس ديگران را غرق كرديم {82}

عصاره فراز آیات 75-82:پاداش خدا به بندگان محسن قطعي است:نوح كه بنده ای مومن و محسن بود دعایش را اجابت کردیم ،خودش و پیروانش را از اندوه نجات داديم. مخالفانش را غرق كرديم و نامي نيك از او برجا گذاشتيم.


وَإِنَّ مِن شِيعَتِهِ لَإِبْرَاهِيمَ {83}
و بىگمان ابراهيم از پيروان اوست {83}
إِذْ جَاء رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ {84}
آنگاه كه با دلى پاك به [پيشگاه] پروردگارش آمد {84}
إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ مَاذَا تَعْبُدُونَ {85}
چون به پدر[خوانده] و قوم خود گفت چه مىپرستيد {85}
أَئِفْكًا آلِهَةً دُونَ اللَّهِ تُرِيدُونَ {86}
آيا غير از آنها به دروغ خدايانى [ديگر] مىخواهيد {86}
فَمَا ظَنُّكُم بِرَبِّ الْعَالَمِينَ {87}
پس گمانتان به پروردگار جهانها چيست {87}
فَنَظَرَ نَظْرَةً فِي النُّجُومِ {88}
پس نظرى به ستارگان افكند {88}
فَقَالَ إِنِّي سَقِيمٌ {89}
و گفت من كسالت دارم {89}
فَتَوَلَّوْا عَنْهُ مُدْبِرِينَ {90}
پس پشتكنان از او روى برتافتند {90}
فَرَاغَ إِلَى آلِهَتِهِمْ فَقَالَ أَلَا تَأْكُلُونَ {91}
تا نهانى به سوى خدايانشان رفت و [به ريشخند] گفت آيا غذا نمىخوريد {91}
مَا لَكُمْ لَا تَنطِقُونَ {92}
شما را چه شده كه سخن نمىگوييد {92}
فَرَاغَ عَلَيْهِمْ ضَرْبًا بِالْيَمِينِ {93}
پس با دست راست بر سر آنها زدن گرفت {93}
فَأَقْبَلُوا إِلَيْهِ يَزِفُّونَ {94}
تا دوان دوان سوى او روىآور شدند {94}
قَالَ أَتَعْبُدُونَ مَا تَنْحِتُونَ {95}
[ابراهيم] گفت آيا آنچه را مىتراشيد مىپرستيد {95}
وَاللَّهُ خَلَقَكُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ {96}
با اينكه خدا شما و آنچه را كه برمىسازيد آفريده است {96}
قَالُوا ابْنُوا لَهُ بُنْيَانًا فَأَلْقُوهُ فِي الْجَحِيمِ {97}
گفتند برايش [كوره]خانهاى بسازيد و در آتشش بيندازيد {97}
فَأَرَادُوا بِهِ كَيْدًا فَجَعَلْنَاهُمُ الْأَسْفَلِينَ {98}
پس خواستند به از نيرنگى زنند و[لى] ما آنان را پست گردانيديم {98}
وَقَالَ إِنِّي ذَاهِبٌ إِلَى رَبِّي سَيَهْدِينِ {99}
و [ابراهيم] گفت من به سوى پروردگارم رهسپارم زودا كه مرا راه نمايد {99}
رَبِّ هَبْ لِي مِنَ الصَّالِحِينَ {100}
اى پروردگار من مرا [فرزندى] از شايستگان بخش {100}
فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلَامٍ حَلِيمٍ {101}
پس او را به پسرى بردبار مژده داديم {101}
فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قَالَ يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَى فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانظُرْ مَاذَا تَرَى قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِن شَاء اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ {102}
و وقتى با او به جايگاه سعى رسيد گفت اى پسرك من من در خواب [چنين] مىبينم كه تو را س ر مىبرم پس ببين چه به نظرت مىآيد گفت اى پدر من آنچه را مامورى بكن ان شاء الله مرا از شكيبايان خواهى يافت {102}
فَلَمَّا أَسْلَمَا وَتَلَّهُ لِلْجَبِينِ {103}
پس وقتى هر دو تن دردادند [و همديگر را بدرود گفتند] و [پسر] را به پيشانى بر خاك افكند {103}
وَنَادَيْنَاهُ أَنْ يَا إِبْرَاهِيمُ {104}
او را ندا داديم كه اى ابراهيم {104}
قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيَا إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ {105}
رؤيا[ى خود] را حقيقت بخشيدى ما نيكوكاران را چنين پاداش مىدهيم {105}
إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْبَلَاء الْمُبِينُ {106}
راستى كه اين همان آزمايش آشكار بود {106}
وَفَدَيْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ {107}
و او(اسماعیل) را در ازاى قربانى بزرگى باز رهانيديم {107}
وَتَرَكْنَا عَلَيْهِ فِي الْآخِرِينَ {108}
و در [ميان] آيندگان براى او(ابراهیم) [آوازه نيك] به جاى گذاشتيم {108}
سَلَامٌ عَلَى إِبْرَاهِيمَ {109}
درود بر ابراهيم {109}
كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ {110}
نيكوكاران را چنين پاداش مىدهيم {110}
إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِينَ {111}
در حقيقت او از بندگان با ايمان ما بود {111}
وَبَشَّرْنَاهُ بِإِسْحَقَ نَبِيًّا مِّنَ الصَّالِحِينَ {112}
و او را به اسحاق كه پيامبرى از [جمله] شايستگان است مژده داديم {112}
وَبَارَكْنَا عَلَيْهِ وَعَلَى إِسْحَقَ وَمِن ذُرِّيَّتِهِمَا مُحْسِنٌ وَظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ مُبِينٌ {113}
و به او و به اسحاق بركت داديم و از نسل آن دو برخى نيكوكار و [برخى] آشكارا به خود ستمكار بودند {113}

عصاره فراز آیات 83-113:پاداش خدا به بندگان محسن قطعی است:ابراهیم هم که بنده ای مومن و محسن بود ،در ابلاغ پیام توحید و شکستن بتها،او را از کید دشمنانش و اتش سوزان نجات دادیم. درخواست فرزندش را با هبه اسماعیل و اسحاق اجابت کردیم. و نامي نيك از او برجا گذاشتيم


نکات:
1-در ایات 88 و89 ارتباط بیان بیماری با نگاه به نجوم چیست؟ بعضی انرا به دروغ یا توریه حمل کرده اند اما دلیلی بر دروغ بودن این بیان حضرت ابراهیم نداریم.یعنی در سرحالی و سلامتی کامل نبود.ایات حاکی از ان است که جمعیتی از قوم برای بردن ابراهیم به مراسمشان نزد او امده اند و او با این نگاه به ستارگان و بیان این جمله؛توانسته انها را برای نیامدنش مجاب کند و انها او را ترک کرده اند.احتمال دارد در واقع او با نگاه به ستارگان،نوعی احترام به انها کرده و به قومش اینطور فهمانده که من نیامدن و بیماری خود را با ستارگان که معبود و مورد احترام شمایند،هماهنگ کرده ام.

وَلَقَدْ مَنَنَّا عَلَى مُوسَى وَهَارُونَ {114}
و در حقيقت بر موسى و هارون منت نهاديم {114}
وَنَجَّيْنَاهُمَا وَقَوْمَهُمَا مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ {115}
و آن دو و قومشان را از اندوه بزرگ رهانيديم {115}
وَنَصَرْنَاهُمْ فَكَانُوا هُمُ الْغَالِبِينَ {116}
و آنان را يارى داديم تا ايشان غالب آمدند {116}
وَآتَيْنَاهُمَا الْكِتَابَ الْمُسْتَبِينَ {117}
و آن دو را كتاب روشن داديم {117}
وَهَدَيْنَاهُمَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ {118}
و هر دو را به راه راست هدايت كرديم {118}
وَتَرَكْنَا عَلَيْهِمَا فِي الْآخِرِينَ {119}
و براى آن دو در [ميان] آيندگان [نام نيك] به جاى گذاشتيم {119}
سَلَامٌ عَلَى مُوسَى وَهَارُونَ {120}
درود بر موسى و هارون {120}
إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ {121}
ما نيكوكاران را چنين پاداش مىدهيم {121}
إِنَّهُمَا مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِينَ {122}
زيرا آن دو از بندگان با ايمان ما بودند {122}

عصاره فراز آیات 114-122:پاداش خدا به بندگان محسن قطعی است:موسی و هارون که بندگان مومن و محسن بودند را به همراه پیروانشان از اندوه نجات داديم. با یاری خود انها را بر فرعونیان غالب کردیم.و نامي نيك از انها برجا گذاشتيم.

وَإِنَّ إِلْيَاسَ لَمِنْ الْمُرْسَلِينَ {123}
و به راستى الياس از فرستادگان [ما] بود {123}
إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَلَا تَتَّقُونَ {124}
چون به قوم خود گفت آيا پروا نمىداريد {124}
أَتَدْعُونَ بَعْلًا وَتَذَرُونَ أَحْسَنَ الْخَالِقِينَ {125}
آيا بعل را مىپرستيد و بهترين آفرينندگان را وامى گذاريد {125}
وَاللَّهَ رَبَّكُمْ وَرَبَّ آبَائِكُمُ الْأَوَّلِينَ {126}
[يعنى] خدا را كه پروردگار شما و پروردگار پدران پيشين شماست {126}
فَكَذَّبُوهُ فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ {127}
پس او را دروغگو شمردند و قطعا آنها [در آتش] احضار خواهند شد {127}
إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ {128}
مگر بندگان پاكدل خدا {128}
وَتَرَكْنَا عَلَيْهِ فِي الْآخِرِينَ {129}
و براى او در [ميان] آيندگان [آوازه نيك] به جاى گذاشتيم {129}
سَلَامٌ عَلَى إِلْ يَاسِينَ {130}
درود بر پيروان الياس {130}
إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ {131}
ما نيكوكاران را اين گونه پاداش مىدهيم {131}
إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِينَ {132}
زيرا او از بندگان با ايمان ما بود {132}

عصاره فراز آیات 123-132:پاداش خدا به بندگان محسن قطعی است.:الیاس كه بنده ای مومن و محسن بود را مخالفان بت پرستش تکذیب کردند.و نامي نيك از او برجا گذاشتيم.او و پیروانش در سلامتی و امنیت خواهند بود حال انکه مخالفانش در جهنم خواهند بود.

نکته:
در پیامبران ذکر شده در ایات قبلی،یک پیروزی و نصرت دنیوی اعم از نجات از کرب عظیم،غلبه بر مخالفان،استجابت دعا و..هم ذکر شده بود. اما در مورد الیاس چنین چیزی مطرح نشده است.لذا به نظر میرسد خداوند میخواهد این نکته را یاداوری کند که پاداش به محسنین لزوما در دنیا نخواهد بود. ممکن است در دنیا هم باشد اما پاداش اخروی قطعی است.


وَإِنَّ لُوطًا لَّمِنَ الْمُرْسَلِينَ {133}
و در حقيقت لوط از زمره فرستادگان بود {133}
إِذْ نَجَّيْنَاهُ وَأَهْلَهُ أَجْمَعِينَ {134}
آنگاه كه او و همه كسانش را رهانيديم {134}
إِلَّا عَجُوزًا فِي الْغَابِرِينَ {135}
جز پيرزنى كه در ميان باقىماندگان [و خاكسترشدگان] بود {135}
ثُمَّ دَمَّرْنَا الْآخَرِينَ {136}
سپس ديگران را هلاك كرديم {136}
وَإِنَّكُمْ لَتَمُرُّونَ عَلَيْهِم مُّصْبِحِينَ {137}
و در حقيقتشما بر آنان صبحگاهان {137}
وَبِاللَّيْلِ أَفَلَا تَعْقِلُونَ {138}
و شامگاهان مى گذريد آيا به فكر فرو نمىرويد {138}

عصاره فراز آیات 133-138:لوط نبی و پیروانش را نجات دادیم و مخالفان و منکرانش را هلاک کردیم.

وَإِنَّ يُونُسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ {139}
و در حقيقتيونس از زمره فرستادگان بود {139}
إِذْ أَبَقَ إِلَى الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ {140}
آنگاه كه به سوى كشتى پر بگريخت (بدون طلب اذن از خدا){140}
فَسَاهَمَ فَكَانَ مِنْ الْمُدْحَضِينَ {141}
پس [سرنشينان] با هم قرعه انداختند و [يونس] از باختگان شد {141}
فَالْتَقَمَهُ الْحُوتُ وَهُوَ مُلِيمٌ {142}
[او را به دريا افكندند] و عنبرماهى او را بلعيد در حالى كه او ملامت کننده(اوضاع و تدبیر خدا) بود {142}
فَلَوْلَا أَنَّهُ كَانَ مِنْ الْمُسَبِّحِينَ {143}
و اگر او از زمره تسبيحكنندگان نبود( و خدا را منزه از اشتباه نمیدانست) {143}
لَلَبِثَ فِي بَطْنِهِ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ {144}
قطعا تا روزى كه برانگيخته مىشوند در شكم آن [ماهى] مىماند {144}
فَنَبَذْنَاهُ بِالْعَرَاء وَهُوَ سَقِيمٌ {145}
پس او را در حالى كه ناخوش بود به زمين خشكى افكنديم {145}
وَأَنبَتْنَا عَلَيْهِ شَجَرَةً مِّن يَقْطِينٍ {146}
و بر بالاى [سر] او درختى از [نوع] كدوبن
رويانيديم {146}
وَأَرْسَلْنَاهُ إِلَى مِئَةِ أَلْفٍ أَوْ يَزِيدُونَ {147}
و او را به سوى يكصدهزار [نفر از ساكنان نينوا] يا بيشتر روانه كرديم {147}
فَآمَنُوا فَمَتَّعْنَاهُمْ إِلَى حِينٍ {148}
پس ايمان آوردند و تا چندى برخوردارشان كرديم {148}

عصاره فراز آیات 139-148:یونس را هم که بدون اذن خداوند و با نارضایتی ماموریت خود را ترک کرد،چون از تسبیح کنندگان بود،نجاتش دادیم.
نكات:
سقیم تنها دو بار بکار رفته در قران که همین سوره صافات است :ابراهیم و یونس
به نظر میرسد یونس نسبت به وضعیت پیش امده و روال حوادث،ناراضی و ملامت کننده بوده و نسبت به خداوند نارضایتی داشته اما بعد از محصور شدن در شکم نهنگ،توبه کرده و خدا را منزه از تقصیر و ذهنیت قبلی خود میداند و لذا نجات می باید.

فَاسْتَفْتِهِمْ أَلِرَبِّكَ الْبَنَاتُ وَلَهُمُ الْبَنُونَ {149}
پس از مشركان جويا شو آيا پروردگارت را دختران و آنان را پسران است {149}
أَمْ خَلَقْنَا الْمَلَائِكَةَ إِنَاثًا وَهُمْ شَاهِدُونَ {150}
يا فرشتگان را مادينه آفريديم و آنان شاهد بودند {150}
أَلَا إِنَّهُم مِّنْ إِفْكِهِمْ لَيَقُولُونَ {151}
هشدار كه اينان از دروغ پردازى خود قطعا خواهند گفت {151}
وَلَدَ اللَّهُ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ {152}
خدا فرزند آورده در حالى كه آنها قطعا دروغگويانند {152}
أَصْطَفَى الْبَنَاتِ عَلَى الْبَنِينَ {153}
آيا [خدا] دختران را بر پسران برگزيده است {153}
مَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ {154}
شما را چه شده چگونه داورى مىكنيد {154}
أَفَلَا تَذَكَّرُونَ {155}
آيا سر پند گرفتن نداريد {155}
أَمْ لَكُمْ سُلْطَانٌ مُّبِينٌ {156}
يا دليلى آشكار [در دست] داريد {156}
فَأْتُوا بِكِتَابِكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ {157}
پس اگر راست مىگوييد كتابتان را بياوريد {157}
وَجَعَلُوا بَيْنَهُ وَبَيْنَ الْجِنَّةِ نَسَبًا وَلَقَدْ عَلِمَتِ الْجِنَّةُ إِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ {158}
و ميان خدا و جنها پيوندى انگاشتند و حال آنكه جنيان نيك دانستهاند كه [براى حساب پسدادن] خودشان احضار خواهند شد {158}
سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ {159}
خدا منزه است از توصیفاتی که (مشرکان) میکنند{159}
إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ {160}
به استثناى بندگان پاكدل خدا (که این توصیفات و باورهای باطل را راجع به خدا ندارند){160}
فَإِنَّكُمْ وَمَا تَعْبُدُونَ {161}
در حقيقتشما و آنچه [كه شما آن را] مىپرستيد {161}
مَا أَنتُمْ عَلَيْهِ بِفَاتِنِينَ {162}
بر ضد او گمراهگر نيستيد {162}
إِلَّا مَنْ هُوَ صَالِ الْجَحِيمِ {163}
مگر كسى را كه به دوزخ رفتنى است {163}
وَمَا مِنَّا إِلَّا لَهُ مَقَامٌ مَّعْلُومٌ {164}
و هيچ يك از ما [فرشتگان] نيست مگر [اينكه] براى او [مقام و] مرتبهاى معين است (یعنی مختار و مستقل نیستیم){164}
وَإِنَّا لَنَحْنُ الصَّافُّونَ {165}
و در حقيقت ماييم كه [براى انجام فرمان خدا] صف بستهايم {165}
وَإِنَّا لَنَحْنُ الْمُسَبِّحُونَ {166}
و ماييم كه خود تسبيحگويانيم ( و خدا را از انچه که لایقش نیست و شما باو نسبت میدهید منزه می دانیم){166}
وَإِنْ كَانُوا لَيَقُولُونَ {167}
و [مشركان] به تاكيد مىگفتند {167}
لَوْ أَنَّ عِندَنَا ذِكْرًا مِّنْ الْأَوَّلِينَ {168}
اگر پند [نامها]ى از پيشينيان نزد ما بود {168}
لَكُنَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ {169}
قطعا از بندگان خالص خدا مىشديم {169}
فَكَفَرُوا بِهِ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ {170}
ولى [وقتى قرآن آمد] به آن كافر شدند و زودا كه بدانند {170}

عصاره فراز ایات 149-170: منکران توحید باورهای اشتباه دیگری هم پیرامون ارتباط خدا با ملائکه و جنیان دارند اما حجت و دلیلی بر ادعاهای خود ندارند.و علیرغم ادعای هدایت در صورت برخورداری کتاب پیشینیان،وقتی قران از جانب خدا نازل شد ،انرا منکر شدند.

وَلَقَدْ سَبَقَتْ كَلِمَتُنَا لِعِبَادِنَا الْمُرْسَلِينَ {171}
و قطعا فرمان ما در باره بندگان فرستاده ما از پيش [چنين] رفته است {171}
إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنصُورُونَ {172}
كه آنان [برابر دشمنان خودشان] حتما یاری خواهند شد {172}
وَإِنَّ جُندَنَا لَهُمُ الْغَالِبُونَ {173}
و سپاه ما هرآينه غالبآيندگانند {173}
فَتَوَلَّ عَنْهُمْ حَتَّى حِينٍ {174}
پس تا مدتى [معين] از آنان روى برتاب {174}
وَأَبْصِرْهُمْ فَسَوْفَ يُبْصِرُونَ{175}
و آنان را بنگر كه خواهند ديد {175}
أَفَبِعَذَابِنَا يَسْتَعْجِلُونَ {176}
آيا عذاب ما را شتابزده خواستارند {176}
فَإِذَا نَزَلَ بِسَاحَتِهِمْ فَسَاء صَبَاحُ الْمُنذَرِينَ {177}
[پس هشداردادهشدگان را] آنگاه كه عذاب به خانه آنان فرود آيد چه بد صبحگاهى است {177}
وَتَوَلَّ عَنْهُمْ حَتَّى حِينٍ {178}
و از ايشان تا مدتى [معين] روى برتاب {178}
وَأَبْصِرْ فَسَوْفَ يُبْصِرُونَ {179}
و بنگر كه خواهند ديد {179}
سُبْحَانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ {180}
منزه است پروردگار تو پروردگار شكوهمند از آنچه وصف مىكنند {180}
وَسَلَامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ {181}
و درود بر فرستادگان {181}
وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ {182}
و ستايش ويژه خدا پروردگار جهانهاست {182}

عصاره فراز ایات 171-182:سنت و قول قطعی خداوند حمایت از رسولان الهی و پیروزی لشکر الهی است. پس ای پیامبر فعلا از انها روی برگردان تا نتیجه کارخود را ببینند


نکات:
مخالفان ،جهت تمسخر و تكذيب پيامبر،درخواست نزول سريع عذاب در دنيا را داشتند. افبعذابنا یستعجلون .پيش از اين در سوره معارج هم در خواست تعجيل در نزول عذاب با هدف نفي و بعيد شمردن ان مطرح شده بود.در سوره صاد هم تعجیل در عذاب را از خداوند خواستند.
مشابه ایه و ابصر فسوف یبصرون،در سوره قلم هم بیان شده بود. فستبصر و یبصرون

مرور عصاره فرازها

عصاره فراز آیات 1-4:قسم به فرشگان وحی رسان و محافظ وحی(که شما انها را معبود خود و دختر خدا میدانید ولی همگی تحت امر خدا عهده دار کاری هستند)، معبود و اله شما،فقط پرودگار آسمانها و زمین است.

عصاره فراز ایات 5-10:آفرینش آسمان و سیستم محافظ ملا اعلی بگونه ای تعبیه شده که شیاطین بشدت رانده میشوند بطوریکه امکان استراق سمع ندارند.لذا وحی سیستمی مطمئن الهی و نه شیطانی است.

عصاره این دو فراز با توجه به عصاره فرازهای دیگر و جهت کلی سوره،تدقیق و بازنگری شد.

سیاق آیات 11-74:كافران و منکران توحید بجاي پندپذيري از آيات وحي، باتکبر مسخره،انكار و اتهام زني ميكنند و بر ايين گمراه اجداد خود باقي مانده.که همه انها اعم از رهبران و پيروان،عذاب جهنمی خواهند داشت . اما بندگان مخلص خدا که پیام رسولان را تصدیق کردند ،در بهشت كاميابند.

سیاق آیات 82-148:بیان نمونه هایی از نصرت و یاری خداوند در حق رسولانش که بندگانی محسن و مومن بودند.انها و پیروانشان را از اندوه نجات داد. برمخالفان غلبه داد. دعایشان را اجابت کردو نامی نیک از انها برجای گذاشت.مخالفان انها هم دردوزخ خواهند بود.

عصاره فراز ایات 149-170: منکران توحید باورهای اشتباه دیگری هم پیرامون ارتباط خدا با ملائکه و جنیان دارند اما حجت و دلیلی بر ادعاهای خود ندارند.و علیرغم ادعای هدایت در صورت برخورداری کتاب پیشینیان،وقتی قران از جانب خدا نازل شد ،انرا منکر شدند.

عصاره فراز ایات 171-182:سنت و قول قطعی خداوند حمایت از رسولان الهی و پیروزی لشکر الهی است. پس ای پیامبر فعلا از انها روی برگردان تا نتیجه کارخود را ببینند.

درس سوره:تبیین تفاوت جایگاه مصدقین و منکران رسولان الهی:رسولان خدا و پیروانشان علاوه بر دریافت نصرتهای مختلف الهی در دنیا،در اخرت در بهشت متنعم خواهند بود اما منکران وحی،معاد و توحید که به اتهام زنی،تمسخر و مخالفت بارسولان پرداخته بر آیین باطل خود باقی می مانند،عذاب جهنمی در انتظارشان خواهد بود.

اقاي سيدكاظم فرهنگ

ویرایش بوسیله کاربر 1398/02/30 01:38:17 ب.ظ  | دلیل ویرایش: edit

fatemeh59 Offline
#13 ارسال شده : 1398/03/01 03:07:40 ب.ظ
fatemeh59

رتبه: Member

گروه ها: Moderator, member
تاریخ عضویت: 1398/02/31
ارسالها: 29

سلام علیکم،خدا قوت.
کاربرانی که در حال مشاهده انجمن هستند
Guest
جهش به انجمن  
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن نمی باشید.

قدرت گرفته از YAF 1.9.6.1 | YAF © 2003-2019, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 3.372 ثانیه ایجاد شد.
logo-samandehi