آپارات اينستاگرام لينكداين
logo
پر بازدید ترین عناوین تالار از ابتدا: ایه 59 سوره احزاب(حجاب):زنان مسلمان،جلباب(روپوش) رابه بدن خود نزدیک کنند تا مورد اذیت قرار نگیرند (تعداد مشاهده:65388)    اوقات نماز های یومیه در قران (تعداد مشاهده:52478)    آیا زنان کفار که به اسارت مسلمانان در می آیند بر مسلمانان حلال میشوند و زناشویی با آنها اشکال ندارد (تعداد مشاهده:42351)    عسل شفا بخش همه مردم-ایه 69سوره نحل (تعداد مشاهده:39179)      پر بازدید ترین عناوین سه ماه گذشته: فهم سوره صاد:خطاي حضرت داود،سليمان و ايوب در سوره صاد چيست؟ ارتباط اين سه داستان با محور سوره چيست؟    تفسير و فهم سوره صافات:منظور از والصافات صفا چيست؟    وضعیت کوهها در قیامت چگونه خواهد بود؟اوصاف و آیات مختلف قران برای توصیف قیامتی جبال    دانلود فایل پی دی اف تدبر در سوره های مرحله سوم نزول بارویکرد انسجام درونی سوره ها       آخرین رویداد تالار: توفيقات قرآن‌پويان در سال 1397      

توجه

Icon
Error

farhang Online
#1 ارسال شده : 1398/03/21 09:58:36 ق.ظ
سید کاظم فرهنگ

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/02/31
ارسالها: 583
Iran (Islamic Republic Of)

31 تشکر دریافتی در 21 ارسال
ترجمه تفسير و تدبر و فهم سوره قمر:آيا معجزه شق القمر رخ داده است؟

سئوال:

ايا عبارت " وانشق القمر" در ايه اول سوره قمر به پديده‌اي خاص در زمان پيامبر اشاره مي كند

يا در ادامه‌ي اقتربت الساعه و بيان كننده نشانه هاي قيامت است؟


پاسخ 1:

معناى اين كه فرمود: ((و انشق القمر)) اين است كه اجزاى قرص ‍ قمر از هم جدا شده ، دو قسمت گرديد، و اين آيه به معجزه شق القمر كه خداى تعالى به دست رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) در مكّه و قبل از هجرت و به دنبال پيشنهاد مشركين مكّه جاريش ساخت اشاره مى كند. روايات اين داستان هم بسيار زياد است ، و به طورى كه مى گويند همه اهل حديث و مفسرين بر قبول آن احاديث اتفاق دارند، و كسى از ايشان مخالفت نكرده جز حسن ، عطاء و بلخى كه گفته اند: معناى اين كه فرمود: ((انشق القمر)) اين است كه به زودى در هنگام قيام قيامت قمر دو نيم مى شود، و اگر فرموده : دو نيم شده ، از باب اين است كه بفهماند حتما واقع مى شود.
ليكن اين معنا بسيار بى پايه است ، و دلالت آيه بعدى كه مى فرمايد: ((و ان يروا ايه يعرضوا و يقولوا سحر مستمر)) آن را رد مى كند، براى اين كه سياق آن آيه روشن ترين شاهد است بر اين كه منظور از ((آيه )) معجره به قول مطلق است
، كه شامل دو نيم كردن قمر هم مى شود، يعنى حتى اگر دو نيم شدن قمر را هم ببينند مى گويند سحرى است پشت سر هم ، و معلوم كّه روز قيامت روز پرده پوشى نيست ، روزى است كه همه حقايق ظهور مى كند، و در آن روز همه در بدر دنبال معرفت مى گردند، تا به آن پناهنده شوند، و معنا ندارد در چنين روزى هم بعد از ديدن شق القمر باز بگويند اين سحرى است مستمر، پس هيچ چاره اى نيست جز اين كه بگوييم شق القمر آيت و معجره اى بوده كه واقع شده تا مردم را به سوى حق و صدق دلالت كند، و چنين چيزى را ممكن است انكار كنند و بگويند سحر است .

البته اين آيه خالى از اين اشاره نيست كه انشقاق قمر يكى از لوازم نزديكى ساعت است .

از تفسير المیزان

پاسخ 2:

«اقتربت» صیغه «ماضی» است، «انشقّ» هم همینطور.
موضوع «اقتربت» تاکنون محقـق نشده، و لذا، به طریق اولی، در زمان نزول قرآن نیز حتما محقق نشده بود. لذا لا اقل ،کلمـه «اقتربت»، فعلی است که درآینده اتفاق خواهد افتاد اما در قالب «ماضی» بکار رفته اســت، و این نوع افعال (که مربوط به آینده باشند اما به صیغه ماضی ادا شده باشند) درهنــگام تاکید برحتمیت وقوع بکار میروند، طبعا در مورد «انشق» هم همینطورخواهدبود.
اما سوال راجع به «و» ونقشی که دارد.
اگر «و» مذکور «واوعطف» باشد (که هســت) در آن صورت «انشقّ» جزء آثار و تبعات «اقترب» خواهد بود.
سوال این است که چرا مفسران ارجمند «انشق» را جدا حساب کردند و آن همه روایات و نقل قول های نچســب را گرفتند و آیه را از معنی ساده و طبیعــی وروشن و بدون ابهام خود جداکردند؟
روال کلام ، روال نکوهش تکذیبگرانِ عامدِ مصِرّ است.

«ساعت» یعنی قیامت (توجه کنید به پاراگراف آخر سوره نازعات) و «ساعت نزدیک شد» یعنی قیامت نزدیک است.
ممکن است بگویند اینک بیش از 1400 سال است که از نزول این آیه می¬گذرد و هنوز نه تنها قیامت به وقوع نپیوسته، بلکه حتی نشانه¬ای هم از قریب¬الوقوع بودن آن به چشم نمی¬خورد، پس چرا فرموده «ساعت نزدیک شد»
اینجا «درس» و «درب» بما کمک می¬کند که مطلب را بهتر بفهمیم.
عصاره تفسیر این پاراگراف که در «درب» منعکس است بما می¬گوید در این پاراگراف قرار است خصوصیات مکذبان تعریف شود.
مکذبانی که در اینجا مطرح هستند، با توجه به ترتیب نزول، کسانی از معاصران پیامبر هستند که آنهمه سوره¬های قبلی، و بخصوص سوره¬های مرحله سوم را دیــده و شنیده¬اند، و با مفهوم قیامت و آخرت کاملاً آشنا هستند، و لذا وقتیکه تکذیـــــب می¬کنند، از روی عمد و اصرار و آگاهی است. و بطور قطع،دیگر، هیچ نوع سخن خیرخواهانه دیگری فایده¬ای به حالشان نخواهد داشت.

لذا «قیامت نزدیک شد و ماه بشکافت» (با توجه به آیات 2 و 3و 4 و 5 همین پاراگراف) یعنی اینکه حتی «اگر خیلی هم نزدیک بشود و حتی ماه هم بشکافد» آنها باز هم تکذیب خویش را می¬کنند، و این آیه همعرض آیه 1 سوره انبیاء است. (بخصوص اگر آیه¬های 2 و 3 سوره انبیاء را هم ملاحظه نموده و آنرا با آیه¬های 2 و 3 این سوره مقایسه کنید مطلب بهتر درک خواهد شد)

همچنین آیه 90 سوره مریم از لحاظ «انشقاق ارض» وطرز بیان «نزدیک است که.....» در آن، و مشابهت آن با «نزدیک است که...» ابتدای آیه 1 سوره انبیاء، مفهومی را که دربالا عرض کردیم بهتر نشان می¬دهد و اینها دلایل قرآنی است.
اما آن افسانه بر مبنای نقل قول¬هائی و نیز روایاتی مبتنی است که هزار اما و اگر دارد و مفسران ارجمند در اصرار بر اینکه افسانه مذکور صحیح است زحمت زیادی کشیدند، که نه تنها اصلا لازم نبود بلکه بالاخره توفیقی هم در اثبات آن نداشتند.

از تفسير مهندس گنجه اي

پاسخ 3:

اگر مراد از «آية» همان انشقاق قمر و غيره باشد منظور آنست كه در عهد رسول خدا صلّي اللّه عليه و آله قمر شكافته و مشركان آنرا ديده باز باور نكرده و گفته اند سحر است و شكافتن آن علامت نزديك بودن قيامت است. ولي اگر «اقترب- انشقّ» هر دو مضارع و بواسطۀ محقق الوقوع بودن ماضي آمده باشند، و آيۀ وَ إِنْ يَرَوْا آيَةً راجع بانشقاق نباشد در اينصورت راجع بآينده است يعني: قيامت نزديك ميشود و ماه پاره ميگردد.

از كتاب قاموس قرآن



كلمات كليدي: تفسير تدبر فهم سوره قمر شق‌القمر

ویرایش بوسیله کاربر 1398/03/29 07:45:10 ق.ظ  | دلیل ویرایش: edit

سیدکاظم فرهنگ
ali Offline
#2 ارسال شده : 1398/03/25 02:32:20 ب.ظ
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 423

تشکرها: 4 بار
13 تشکر دریافتی در 13 ارسال
تدبر و فهم سوره قمر : آيا آيه يك سوره قمر بر رخداد شق القمر در عصر پيامبر دلالت دارد؟


پاسخ :نقدي بر نظر الميزان در موضوع شق القمر

چطور از «ان یروا آیة یعرضوا و یقولوا سحر مستمر» نتیجه گرفته می‌شود که لابد انشقاق قمر رخ داده است؟
این آیه شبیه آیات «كَذلِكَ نَسْلُكُهُ في قُلُوبِ الْمُجْرِمينَ لا يُؤْمِنُونَ بِهِ وَ قَدْ خَلَتْ سُنَّةُ الْأَوَّلينَ وَ لَوْ فَتَحْنا عَلَيْهِمْ باباً مِنَ السَّماءِ فَظَلُّوا فيهِ يَعْرُجُونَ لَقالُوا إِنَّما سُكِّرَتْ أَبْصارُنا بَلْ نَحْنُ قَوْمٌ مَسْحُورُونَ »(خحر: ۱۲-۱۵) است و بیانگر میزان عناد مشرکان با وحی الهی است.
چرا نظر حسن و عطا و بلخی بی پایه است؟ وقتی هر روز پیش از برپایی نماز می‌گوییم «قد قامت الصلوة» چرا پذیرش این که«انشق القمر» خبر از قطعیت وقوع قیامت می‌دهد این قدر ثقیل باشد؟

مرحوم علامه معمولاً در تفسیر چندان اعتنایی به روایات ندارند اما در این جا بر عکس روش تفسیری ایشان استدلال به متن و سیاق به حاشیه رفته و روایت محور استدلال ایشان در فهم آیه شده است.

آیا انشقاق قمر را در ۱۴۰۰ سال پیش فقط اهل مکه دیده‌اند و مردم دیگر سرزمین‌های هم افق مشاهده نکرده‌اند؟ اگر فقط مکیان دیده‌اند که همان سحر اعین است و اگر دیگران دیده‌اندچرا در هیچ منبعی تاریخی ذکری از آن نیست؟

اقاي دكتر ارمين

پاسخ :

هر چند در الميزان به اين اشكال عدم ثبت تاريخي شق القمر پاسخهايي داده شده،اما به نظرم در گام نخست،اگر بحث تاريخي را از تفسيري جدا كنيم،بهتر است

به نظرم همه دوستان موافقند كه اگر موضوعي،در قران به روشني و قاطعيت مطرح شده باشد،براي ما پذيرفته شده است حتي اگر در تاريخ ثبت نشده باشد و يا برعكس.

در موضوع شق القمر هم بحث تفسيري اين است كه ايا ايه 1 سوره قمر،لزوما بر وقوع پديده اي معجزه گونه در ان زمان دلالت ميكند يا خير؟

به نظر من متن ايات،تاب تحمل هر دو ترجمه و تفسير علامه و جناب گنجه اي را دارد.
باين صورت كه وضعيت اين مكذبان بگونه ايست كه
1-«اگر قيامت خیلی هم نزدیک بشود و حتی ماه هم بشکافد» آنها باز هم تکذیب خویش را می¬کنند،
2-ماه هم شكافت و ايمان نياوردند. اينها هر نشانه اي را ببينند،اعراض مي كنند.

لذا ايه فوق،قادر به نفي يا اثبات شق القمر نيست.
و بايد از سوره هاي ديگر قران كمك گرفت.

اقاي سيدكاظم فرهنگ

پاسخ :
در باره مطالبی که فرمودید چند نکته به ذهن بنده می‌رسد:
۱-متن در انشقاق قمر با توجه به قراین وشواهد متنی با آیات اخبار و توصیف رو قیامت سازگار تر است. تعابیری نظیر و السماء انشقت، و کواکب انتثرت، والشمس کورت و ... همگی با افعال ماضی توصیفی از وضعیت هولناک روز قیامت است.
۲- سیاق ایات سوره قمر با همین تفسیر سازگار است. تعبیر «سحر مستمر» در آیه بعد حکایت از اتهام مستمر قریش علیه قرآن دارد. وگر نه انشقاق قمر که سحر مستمر نبود. همچنین است تعابیری نظیر «ما تغن النذر» و ... در آیات بعد.

۳-حمل آیه به انشقاق قمر در مکه ارتباط مفهومی اجزای آیه را مختل می‌کند. انشقاق قمر در مکه منطقاً و عرفاً چه ارتباطی به نزدیک شدن قیامت دارد؟ اگر فعل انشق را ماضی معنا می‌کنیم باید اقتربت را نیز ماضی معنا کنیم در این صورت معنای آیه چنین می‌شود قیامت نزدیک شد و ماه شکافت. نه این قیامت نزدیک است چون ماه شکافت.
با توجه به دو نکته فوق و نکات بیشتری که فرصت ذکر آن نیست متن با انشقاق قمر در روز قیامت سازگارتر است.

آقاي دكتر ارمين

پاسخ :

سلام

ممنون از شما
من همچنان در تردید بین دو معنا هستم و نکاتی در رد و تایید هر یک بذهنم می‌رسد

1_در متالهایی که اشاره کردین، جمله شرطيه است با اذا که معنای مضارع می‌دهد اذاالشمس کورت

2_از نشانه‌ های قیامتی قمر، در قرآن، به خسف القمر و جمع الشمس و القمر اشاره شده و انشقاق قمر، در جای دیگری ذکر نشده است
3_از سوی دیگر، اگر شق القمر رخ داده بود طبیعی است جمله بعدی آن یکی از دو حالت زیر باشد(با توجه به این سياق آیات)
_شق القمر شد و از این آیه و نشانه اعراض کردند(و نیازی به اگر نیست)
_شق القمر شد و اگر هر ايه دیگری هم بیاید، اعراض می کنند

اما ايه 2 هیچ کدام از دو حالت فوق نیست بلکه می گوید اگر آیه ای بیاید، اعراض می کنند پس یعنی هنوز آیه ای نیامده است

4_
در سوره هاي دیگر قران ،به دفعات درخواست مشرگان براي معجزه از پيامبر مطرح شده است
شق القمر اگر بعنوان يك معجزه اتفاق افتاده بود،خداوند ميتوانست پاسخ دهد كه يكبار معجزه اورديم اما ايمان نياورديد(همچنانكه براي شتر صالح چند بار ذكر شده در قران)
اما چنين پاسخي به مشركان داده نشده بلكه بر عدم اتيان معجزه تاكيد شده و حتي خداوند به پيامبر هم كه انتظار معجزه داشته ميفرمايد اگر خودت ميتواني بيار. ماچنين تصميمي نداريم.

آقاي سيدكاظم فرهنگ
ali Offline
#3 ارسال شده : 1398/03/28 09:31:11 ق.ظ
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 423

تشکرها: 4 بار
13 تشکر دریافتی در 13 ارسال
ادامه بحث در موضوع شق القمر:آيا پیامبراسلام معجزه ای با عنوان شق القمر داشته اند؟


"آیا پیامبراکرم ص معجزه ای با عنوان شق القمر داشته اند، به این معنا که پیش از بعثت به درخواست معاندان، ماه را به شکل واقعی به دوپاره تقسیم کرده باشند و مدتی امر چنین بوده باشد و سپس آن دو پاره به هم پیوسته باشد؟
❓یا بحث انشقاق قمر- به هر معنایی که باشد- از نشانه های قیامت و مربوط آن مرحله است و جزئی از انقلاب و متلاشی شدن بزرگ و بی‌بازگشتی است که همه موجودات را فرامی‌گیرد؟

⚡️برخی چون علامه طباطبایی روایات دال بر شق القمر را مستفیض دانسته اند (المیزان فی تفسیر القرآن – 19:60)

💠اما:

1⃣ این فرمایش مرحوم طباطبایی، با واقعیت روایات هماهنگ نیست. خدایشان رحمت کناد.

تمام آنچه از روایات در این باب موجود است شش‌ نقل‌سنی و دونقل‌ شیعی است. نقلهای سنی هیچیک از پیامبر اکرم ص نیست و از صحابه است. پس حتی به شرط تمامیت اسناد هم برای ما شیعیان حجیتی ندارد؛ یک نقل واحد صحیح یا حتی غیر صحیح هم نداریم که پیامبر ص در آن به چنین حادثه ای کوچکترین اشاره‌ای فرموده باشند.
دو نقل شیعی هر دو مخدوش است و کتب معتبر و دست اول ما هم به آن اعتمادنکرده و آنها را نیاورده اند.(یعنی نقص سندی و مصدری با هم دارد).


2⃣ اینکه در زمان پیامبر ص اتفاق‌ماه‌محوری افتاده باشد و منشا این نقلها شده، قابل بررسی است.مثل اینکه بدلیل واقع شدن مانعی در مسیر دید آنها، ماه یکدست دیده نشده‌است.
نیز آنکه ماده ش‌ق‌ق معانی متعدد دارد و تقریباً هیچیک از آنها دقیقا به معنای دونیم‌شدن نیست.
پاره‌ای از همان نقلها هم تعبیر "کسف" دارند نه انشق..

3⃣ اما ربط آن اتفاق به دو آیه اول سوره قمر - که مربوط به اشراط‌ساعت و شروع قیامت است- جداً جای درنگ دارد.
آن نقلها هم ، مبین چنین ربطی نیستند.

اصل خرق و شکافتن و انهدام ِبدون بازگشت آسمانها یا کرات- از هر منظر و با هر تفسیری که باشد- حتماً در مقدمه وقوع قیامت پیش خواهد آمد. اما اینکه در زمان پیامبر اکرم ص و در حالی که حیات همچنان جریان داشته‌است، اجرام سماوی بشکافد و آنگاه التیام یابد، با این اندازه از دلیل بدون وجود شواهد تاریخی، بدون توجیه‌های فیزیکی و هیوی عقل پذیر.... شاید ساده اندیشی باشد.
پس هم امکان و هم وقوع چنین حادثه‌ای، اشکالات بزرگ دارد.
ایمان به صدق مدعای نبی اکرم ص هم نیازمند چنین چیزی نیست؛

4⃣ کسی که نبوت و اصالت دعوت و حقانیت حضرتش را بدون رؤیت یا اعتقاد به چنین معجزاتی پذیرفته باشد هم، معرفت و ایمانش بسیار فراتر از کسی است که با اعجاز و اسکات - مناسب منکران معاند جاحد- به اذعان و اقرار آید!!

5⃣ بگذریم از اینکه:
🔸 همه آنها که معجزات - علاوه بر قرآن کریم - را برای نبی اکرم ص پذیرفته اند، #معجزات‌اقتراحی (یعنی آنچه مخالفان درخواست و پیشنهاد میکردند) را نپذیرفته‌اند.

🔸 و درخواست شق القمر طبق همین نقلها، از مشرکان یا یهود بوده و پس اقتراحی است و پس طبق مبانی قرآن‌شناسان، ممکن نیست این درخواست، اجابت شده باشد.

6⃣ عمده چیزی که برخی چون مرحوم طباطبایی را بر آن داشته که دو آیه اول سوره قمر را به موضوع این نقلها، بپیوندد، و سایر تفسیرها را رد کند آیه دوم است: و إن یروا آیة یعرضوا و یقولوا سحر مستمر". به این بیان که اگر این اتفاق مربوط به قیامت باشد، معنا ندارد که بعد از آن کسی اعراض کند و آن را سحر بخواند.
در حالی‌که آیه دوم در سیاق شرط است و نفرموده و رووا الآیة و اعرضوا و قالوا سحر مستمر!!
آیه دوم اتفاقاً دلیل است بر اینکه -چنانچه مشرکان درخواست چنین معجزه‌ای کرده‌باشند - هرگز واقع نخواهد شد چون اثر نخواهد داشت. کأنه تقدیر دو آیه چنین است:
این انشقاق قمری که مورد درخواست اینان است از اشراط ساعت و زمانش در قیامت است که جزماً واقع است، -اما اکنون چنین چیزی واقع نخواهد شد چون - هر آیه ای بیاید روی می‌گردانند و میگویند سحری پیوسته است.


7⃣ مسلمانان هم در مسئله اتفاقی ندارند. یک گزارش کوتاه از بعضی از اقوال آنان این است:

🔸مسألة «انشقاق القمر» موضع خلاف شديد بين المفسرين، و العلماء ..
فیری الجمهور أنه حدث فعلا،
...و قال بعض المفسرين: سينشق» كما يرى صاحب التفسير «الكبير»، و من القائلين به الإمام الحسن البصري، و قد نقل عنه أبو حيان الأندلسي القول التالي: «ان المعنى إذا جاءت الساعة انشق القمر بعد النفخة الثانية. (البحر المحيط – 8:183)
🔸هناك فئة ثالثة من العلماء تؤثر «التوفيق» بين الرأيين، فهم يرون أن معجزة شق القمر، التي جاء ذكرها في الأحاديث وقعت أمام جمع من المسلمين، و المشركين «بمنى» في مكة المكرمة.
و یرى الإمام الغزالي، و الشاه ولي اللّه الدهلوي أنها وقعت «بتصرف البصر». (شبهات حول القرآن و تنفیدها- 281(حاشیه))."

سركارخانم دكتر اخوان صراف
fatemeh59 Offline
#4 ارسال شده : 1398/04/01 05:17:40 ق.ظ
fatemeh59

رتبه: Newbie

گروه ها: Moderator, member
تاریخ عضویت: 1398/02/31
ارسالها: 5

ترجمه و تفسير سوره قمر:نكات تدبري و پرسشهاي سوره قمر


پرسش: در آيه آخر سوره قمر "في مقعد صدق عند مليك مقتدر" منظور از مقعد صدق چیست؟

پاسخ 1:

صدق از ریشه صدق: اصل الواحد در اين ماده، تماميت و مبرّا بودن از مخالفت و بودن بر حق است و اين معنا به اختلاف موارد، متفاوت است: 1- صدق در اعتقاد: يعني اينكه اعتقاد، مطابق حقِ واقعِ ثابت باشد. 2- صدق در اظهار اعتقاد: يعني اينكه اظهار عقيده مطابق با اعتقاد واقع و از نفاق دور باشد. 3- صدق در كلام و خبر: يعني اينكه بدون مخالفت و موافق آن چيزي باشد كه از آن خبر مي-دهد. 4- صدق در احساس: يعني اينكه احساس، صحيح، تامّ و مطابق با نوشته ادبي باشد. 5- صدق در عمل: يعني عمل از همه جهات و شروط، تامّ و صحيح باشد.

نقل از التحقيق في كلمات القران

پاسخ 2:
جایگاه درست
«مقعد» از ریشه «قعود» بمعنی نشستنگاه است و معنی «صدق» نیز واضح است و ترکیب «مقعد صدق» در آیه 55 بمعنی «جایگاه درست» است و این اشاره به دقیق بودن درجات بهشتی دارد که هر کسی در جایگاه خویش قرار داده می-شود و کسی نمی¬تواند جای دیگری را بگیرد،

از تفسير سوره قمر اقاي مهندس گنجه اي

پاسخ 3:

صدق، یکی از اسامی و اوصاف بهشت‌های موعود است.
ان المتقین فی جنت ونهر• فی مقعد صدق عند ملیک مقتدر. «یقینا پرهیزگاران در باغها و نهرهای بهشتی جای دارند، در جایگاه صدق نزد خداوند مالک مقتدر.» [۱] [۲]

← جایگاه صدق

آیه مورد بحث که آخرین آیه سوره قمر است توضیح بیشتری برای جایگاه متقین داده، چنین می‌ گوید: "آنها در جایگاه صدق و حق و راستی نزد خداوند مالک قادر قرار دارند" (فی مقعد صدق عند ملیک مقتدر).
چه توصیف جالبی در این آیه از جایگاه پرهیزگاران شده است؟ دو ویژگی دارد که همه امتیازات در آن جمع است: نخست اینکه آنجا جایگاه صدق است و هیچگونه باطل و بیهودگی در آن راه ندارد، سراسر حق است و تمام وعده ‌های خداوند در‌باره بهشت در آنجا عینیت پیدا می‌ کند، و صدق آنها آشکار می‌ شود. [۳]

از تفسیر ایت الله مکارم شيرازي

پاسخ 4:

﴿في مَقْعَدِ صِدْقٍ﴾، مستحضريد که بين قعود و جلوس فرق گذاشتند. يک فرق ظاهري است، مي‌گويند آنکه خوابيده بود طرف راست يا طرف چپ يا به پشت خوابيده بود وقتي برمي‌خيزد مي‌نشيند مي‌گويند: «جَلَسَ». کسي که ايستاده است و مي‌نشيند، مي‌گويند: «قَعَدَ». اين يک تفاوت لفظي است که قعود و جلوس مرادف نيستند.

اما يک فرق‌هايي که جناب فخر رازي هم آن را تعقيب کرد اين است که از چند جهت بين قعود و جلوس فرق است: در جلوس، مسئله دوام و ثبات نيست. در قعود دوام و ثبات هست. در سوره مبارکه «مجادله» که وقتي اسلام پيشرفت کرد براي شنيدن سخنان نوراني حضرت وارد مجلس مي‌شدند جا نبود: آنجا دارد که ﴿تَفَسَّحُوا فِي الْمَجالِسِ﴾،[30] چهارزانو ننشينيد، مربّع ننشينيد، مسلماني که تازه وارد شد، به او جا بدهيد؛ يعني تنگ‌تر بنشينيد تا اين مهمان تازه‌وارد جا بشود. ﴿إِذا قيلَ لَكُمْ تَفَسَّحُوا فِي الْمَجالِسِ فَافْسَحُوا﴾؛ يعني وسعت بدهيد، تنگ‌تر بنشينيد تا مجلس فسيح و وسيع بشود، ديگر چهارزانو ننشينيد، پاهايتان را دراز نکنيد، ﴿إِذا قيلَ لَكُمْ تَفَسَّحُوا فِي الْمَجالِسِ فَافْسَحُوا﴾. معلوم مي‌شود اين جلوس حرکت‌پذير است، اين يک؛ از اين دقيق‌تر: ﴿وَ إِذا قيلَ انْشُزُوا فَانْشُزُوا﴾؛ اگر به شما گفتند شما تا الآن که سخنان حضرت را شنيديد حالا شما برخيزيد برويد، اينها که آمدند چيزي نشنيدند، اينها بشنوند. اين دو تا کار را در سوره مبارکه «مجادله» دستور دادند که در مجلس حضرت اوّلاً پا دراز نکنيد، چهارزانو ننشينيد که زياد جا بگيرد، تنگ‌تر بنشينيد

اما قعود نه حرکت‌پذير است نه زوال‌پذير است؛ لذا ثبات را نشان مي‌دهد، مي‌شود قعود صدق. قعودي صادق است که ثابت باشد، مثل قدمي صادق است که ثابت باشد. آنجايي که دگرگوني نيست آنجايي که ثبات است، مي‌شود قعود صادقانه.

اين قعود که با ثبات همراه است در سوره مبارکه «ق» به يک صورت ديگري بيان شده. در سوره مبارکه «ق» به اين صورت آمده است: ﴿إِذْ يَتَلَقَّي الْمُتَلَقِّيانِ عَنِ الْيَمينِ وَ عَنِ الشِّمالِ قَعيدٌ ٭ ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلاَّ لَدَيْهِ رَقيبٌ عَتيدٌ﴾،[31] جناب فخر رازي مي‌گويد که برخي‌ها که فقط به دنبال تفسير لفظي‌ هستند، در برابر اين سؤال که چرا قعيد فرمود و جليس نفرمود؟ گفتند چون آيه بعد «عتيد» دارد، آيه بعد «تحيد» دارد، آيه بعد «وعيد» دارد، آيه 23 «عتيد» دارد، اينها به وزن «فعيل» هستند و آخرشان «دال» هست، اگر مي‌فرمود: «جليس»، با اينها هماهنگ نبود، رعايت سجع را کرده است. ايشان دارند که البته رعايت سجع جزء نکات ادبي خوبي است؛ اما چرا آن اصل را رعايت نمي‌کنيد؟ فرشته‌ها که دو نفر هستند، يکي طرف راست است يکي طرف چپ، ﴿إِذْ يَتَلَقَّي الْمُتَلَقِّيانِ عَنِ الْيَمينِ وَ عَنِ الشِّمالِ﴾، اينها قعيد هستند، هر کدام از اينها ﴿رَقيبٌ عَتيدٌ﴾. نه يکي رقيب است و ديگري عتيد. اين ﴿ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلاَّ لَدَيْهِ رَقيبٌ عَتيدٌ﴾؛ يعني اينکه طرف راست است موظّف است به تنظيم برنامه‌هاي صحيح، اين ﴿رَقيبٌ عَتيدٌ﴾؛ يعني مراقب مستعدّ

از تفسير ايت اله جوادي املي

ویرایش بوسیله کاربر 1398/04/01 11:16:07 ق.ظ  | دلیل ویرایش: edit

کاربرانی که در حال مشاهده انجمن هستند
Guest (3)
جهش به انجمن  
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن نمی باشید.

قدرت گرفته از YAF 1.9.6.1 | YAF © 2003-2019, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 0.208 ثانیه ایجاد شد.
logo-samandehi