logo
پر بازدید ترین عناوین تالار از ابتدا: ایه 59 سوره احزاب(حجاب):زنان مسلمان،جلباب(روپوش) رابه بدن خود نزدیک کنند تا مورد اذیت قرار نگیرند (تعداد مشاهده:29809)    اوقات نماز های یومیه در قران (تعداد مشاهده:26345)    عسل شفا بخش همه مردم-ایه 69سوره نحل (تعداد مشاهده:22781)    آيات 11تا 13 حجرات:برادران ایمانی هم رامسخره نکنید.بدگمان نباشید.غیبت نکنید.تجسس نکنید (تعداد مشاهده:15804)      پر بازدید ترین عناوین سه ماه گذشته: منظور حضرت لوط(ع) از عرضه کردن دختران خود به مردان در آیه ۷۸ سوره هود چیست؟؟    داستان ابتلای حضرت ایوب و سوگند او چه بوده است؟ تفسیر ایات 41-44 سوره صاد    چرا با شنیدن نام امام زمان عجل الله فرجه الشریف از جا بلند میشویم و دست روی سر میگذاریم؟؟؟    منظور از خلود و جاودانگی در بهشت و جهنم چیست؟       آخرین رویداد تالار: برگزاری دوره آموزشی حضوري و مجازي "روش مطالعه و تدبر در قران"      

توجه

Icon
Error

5 صفحه«<345
Azam.pormaye Offline
#101 ارسال شده : 1396/04/30 06:08:00 ق.ظ
Azam.pormaye

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member
تاریخ عضویت: 1394/12/17
ارسالها: 239
Iran (Islamic Republic Of)

تشکرها: 7 بار
25 تشکر دریافتی در 25 ارسال
میانجی گری دوّم موسی

قرآن کریم 🌹سوره قصص آیات ۱۸ و ۱۹🌹
او(موسی) در شهر ترسان و نگران صبح کرد. ناگهان همان کسی که دیروز از وی استمداد کرده بود باز هم به فریاد از وی مدد میخواهد. موسی به او گفت: براستی که تو آشکارا گمراهی.
پس هنگامی که (موسی) خواست به کسی که دشمن هر دوی آنها بود، حمله برد (و بزند، او فریاد زد و) گفت: «ای موسی ! آیا می خواهی مرا بکشی همان گونه که دیروز کسی را کشتی ؟! تو فقط می خواهی در زمین جبّاری باشی، و نمی خواهی که از مصلحان باشی !».


تورات خروج، فصل ۲ آیه ۱۳
روز بعد برگشت و دید که دو نفر عبرانی با هم گلاویز شده اند. به کسی که مقصّر بود گفت: چرا هم نژاد خود را میزنی؟
آن مرد در جواب گفت: چه کسی تو را حاکم و قاضی ما کرده؟ آیا میخواهی مرا هم مثل آن مصری بکشی؟ موسی ترسید و با خود فکر کرد، «حتماً همهٔ مردم فهمیده اند که من چکار کرده ام»
Azam.pormaye Offline
#102 ارسال شده : 1396/04/31 05:00:19 ب.ظ
Azam.pormaye

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member
تاریخ عضویت: 1394/12/17
ارسالها: 239
Iran (Islamic Republic Of)

تشکرها: 7 بار
25 تشکر دریافتی در 25 ارسال
فرار موسی از شهر

🌹قرآن کریم،سوره قصص آیات ۲۰ و ۲۱🌹
و مردی از دورترین نقطه ی شهر شتابان آمد (و) گفت : ای موسی ! همانا بزرگان درباره ی تو مشورت می کنند؛ تا تو را بکشند، پس بی درنگ (از شهر) بیرون شو، بی تردید من از خیر خواهان تو هستم. پس ترسان و نگران از آن ( شهر) بیرون شد و گفت: ای پروردگار من! مرا از قوم ستمکار رهایی بخش

تورات🌹خروج، فصل ۲ آیه ۱۵🌹

وقتی فرعون این ماجرا را شنید، تصمیم گرفت موسی را بکشد. امّا موسی فرار کرد و به سرزمین مدیان رفت و در آنجا ساکن شد
.
Azam.pormaye Offline
#103 ارسال شده : 1396/05/02 07:46:22 ق.ظ
Azam.pormaye

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member
تاریخ عضویت: 1394/12/17
ارسالها: 239
Iran (Islamic Republic Of)

تشکرها: 7 بار
25 تشکر دریافتی در 25 ارسال
کمک موسی به دختران شعیب


🌹قرآن کریم،قصص آیات ۲۳ و ۲۴🌹

وچون به (چاه) آب مدین رسید، بر آن (چاه) گروهی از مردم را دید که (چهارپایان خود را) آب می دهند، و در کنار آنان دو زن را دید که باز می دارند (و به چاه نزدیک نمی شوند، موسی) گفت :«کار شما چیست ؟ (چرا گوسفندان خود را آب نمی دهید ؟!) گفتند: ما (آنها را) آب نمی دهیم تا چوپانها باز گردند و پدر ما پیر کهنسال است . پس برای آن دو آب داد، آنگاه بسوی سایه برگشت و گفت: پروردگارا! من به خیری که برایم بفرستی نیازمندم.

تورات
🌹خروج، فصل ۲ آیه ۱۷🌹
امّا بعضی از چوپانان، دختران یترون را از سر چاه دور کردند. پس موسی به کمک دخترها رفت و گلّهٔ آنها را سیراب کرد. وقتی دختران به نزد پدرشان یترون برگشتند، پدرشان پرسید: چه شد که امروز به این زودی برگشتید؟
آنها جواب دادند که یک نفر مصری ما را از دست چوپانان نجات داد و حتّی از چاه آب کشیده، گلّهٔ ما را سیراب کرد.
Azam.pormaye Offline
#104 ارسال شده : 1396/05/03 05:55:13 ق.ظ
Azam.pormaye

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member
تاریخ عضویت: 1394/12/17
ارسالها: 239
Iran (Islamic Republic Of)

تشکرها: 7 بار
25 تشکر دریافتی در 25 ارسال
دعوت شعیب از موسی


🌹قرآن کریم،سوره قصص آیه ۲۵🌹
آنگاه یکی از آن دو (زن) در حالی که با نهایت حیا گام بر می داشت، نزد او آمد، گفت :«همانا پدرم تو را دعوت می کند؛ تا مزد آب دادن را که برای ما انجام دادی، به تو بدهد» پس چون (موسی) به نزد او آمد و داستان (سرگذشت خود) را بر او حکایت کرد، گفت : 《 نترس، از گروه ستمکاران نجاتیافتی》

تورات🌹خروج، فصل ۲ آیه ۲۰🌹

او از دخترانش پرسید: آن مرد حالا کجاست؟ چرا او را آنجا رها کردید؟ بروید و از او دعوت کنید تا با ما غذا بخورد. ( تورات،خروج،فصل۲آیه۲۰)
Azam.pormaye Offline
#105 ارسال شده : 1396/05/05 07:18:11 ق.ظ
Azam.pormaye

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member
تاریخ عضویت: 1394/12/17
ارسالها: 239
Iran (Islamic Republic Of)

تشکرها: 7 بار
25 تشکر دریافتی در 25 ارسال
ازدواج موسی

🌹قرآن کریم،سوره قصص آیه ۲۷🌹

(شعیب) گفت : «من می خواهم یکی از این دو دختر را به ازدواج تو در بیاورم به شرطی که هشت سال برای من کار کنی، و اگر (آن را) تا ده سال تمام کنی، پس (لطف و) محبتی از سوی توست، من نمی خواهم بر تو سختگیری کنم، اگر خدا بخواهد مرا از صالحان خواهی یافت .

تورات 🌹خروج، فصل ۲ آیه ۲۱🌹
موسی موافقت کرد که در آنجا زندگی کند و یترون دختر خود صفوره را هم به عقد او درآورد.
Azam.pormaye Offline
#106 ارسال شده : 1396/05/06 03:31:52 ب.ظ
Azam.pormaye

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member
تاریخ عضویت: 1394/12/17
ارسالها: 239
Iran (Islamic Republic Of)

تشکرها: 7 بار
25 تشکر دریافتی در 25 ارسال
ابراهیم و قربانی کردن فرزندش


قرآن کریم🌹سوره صافات آیات ۱۰۲ تا ۱۰۸🌹

پس هنگامی که (فرزندش) با او به (سن) سعی و کوشش رسید گفت:« ای فرزندم! من در خواب دیدم که تو را قربانی می کنم، ببین، تو چه نظر داری؟!» گفت: «پدرم، به آنچه مأمور شده ای، عمل کن، اگر خدا بخواهد، مرا از صابران خواهی یافت».
پس چون تسلیم شدند و اورا به پیشانی بر خاک افکند، او را ندا دادیم که ای ابراهیم!حقّا که خوابت را تحقق بخشیدی، ما نیکوکاران را چنین پاداش میدهیم. براستی که این همان آزمایش آشکار بود. و او را به قربانی بزرگی باز خریدیم.

تورات 🌹پیدایش، فصل ۲۲ آیه ۹🌹

وقتی آنها به جایی رسیدند که خداوند فرموده بود، ابراهیم یک قربانگاه درست کرد و هیزمها را روی آن گذاشت . پسر خود را بست و اورا روی قربانگاه ، روی هیزمها قرار داد. سپس چاقو را بدست گرفت تا او را قربانی کند. امّا فرشته ی خداوند، از آسمان اورا صدا کرد و گفت:ابراهیم، ابراهیم
او جواب داد: بلی، ای خداوند.
فرشته گفت: به پسرخود صدمه نزن و هیچ کاری با او نکن. من حالا فهمیدم که تو از خدا اطاعت میکنی و به او احترام می گذاری. زیرا تو پسر عزیز خود را از او مضایقه نکردی.
ابراهیم به اطراف نگاه کرد . قوچی را دید که شاخهایش به درختی گیر کرده است. او رفت و آنرا گرفت و به عنوان قربانی سوختنی به جای پسرش قربانی کرد
کاربرانی که در حال مشاهده انجمن هستند
farhang, Guest (2)
5 صفحه«<345
جهش به انجمن  
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن نمی باشید.

قدرت گرفته از YAF 1.9.6.1 | YAF © 2003-2017, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 0.087 ثانیه ایجاد شد.
logo-samandehi