آپارات اينستاگرام لينكداين
logo
پر بازدید ترین عناوین تالار از ابتدا: ایه 59 سوره احزاب(حجاب):زنان مسلمان،جلباب(روپوش) رابه بدن خود نزدیک کنند تا مورد اذیت قرار نگیرند (تعداد مشاهده:48014)    اوقات نماز های یومیه در قران (تعداد مشاهده:39352)    عسل شفا بخش همه مردم-ایه 69سوره نحل (تعداد مشاهده:31418)    آيات 11تا 13 حجرات:برادران ایمانی هم رامسخره نکنید.بدگمان نباشید.غیبت نکنید.تجسس نکنید (تعداد مشاهده:24955)      پر بازدید ترین عناوین سه ماه گذشته: تدبر در سوره طارق:درس سوره طارق:همه تحت مراقبت خداوند هستند.همو كيد كافران را چاره ميكند.    درس سوره عبس چيست؟عبس و تولي خطاب به كيست؟    تدبر و پرسش و پاسخ در سوره ماعون:بی توجهی به هم نوعان و مستمندان نشانه ای از بی باوری به معاد است.    زبان قرآن       آخرین رویداد تالار: بازديد و دانلود مطالب سايت قران پويان،با تعرفه اينترنت ترجيحي داخلي      

توجه

Icon
Error

sm.khadem Offline
#1 ارسال شده : 1394/05/02 01:26:07 ب.ظ
sm.khadem

رتبه: Newbie

گروه ها: member
تاریخ عضویت: 1392/07/21
ارسالها: 8

تفسير ايه 2 سوره فتح -منظور از گناه پيامبر در سوره فتح چيست؟ منظور از ذنب پيامبر اكرم در قران چيست؟ گناهان پيامبر در قران

☑️ إِنَّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحًا مُّبِينًا ﴿۱﴾

لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ وَيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَيَهْدِيَكَ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا ﴿۲﴾



در تفسير اين آيه گفته ‏هاى بسيارى هست كه همه آنها مخالف مذهب اصحاب اماميّه است، زيرا پيامبران معصوم از گناه مى‏باشند، چه گناهان صغيره و چه گناهان كبيره، چه قبل از نبوّت و چه بعد از نبوّت، اينك أقوالى كه گفته ‏اند:

☑️اقوال عامّه در معنى آيه:

1- گفته‏اند يعنى: گناهانى را كه قبل از نبوّت و بعد از آن انجام داده‏اى خدا بيامرزد.
2- قول دوّم آنكه: گناهان قبل از فتح و بعد از فتح تو را ببخشد.
3- قول سوّم آنكه: خداوند وعده داده است گناهانى كه از پيامبر سر زده يا خواهد زد در صورتى كه اتّفاق افتد خواهد بخشيد.
4- قول چهارم يعنى: تا خدا گناهان گذشته پدر و مادرت آدم و حواء را به بركت تو ببخشد، و گناهان آينده امّتت را نيز به بركت دعوتت ببخشايد.

☑️ نظر شيعه در معنى آيه:

اصحاب اماميّه در معنى اين آيه دو نوع تأويل دارند.

☑️1— آنكه يعنى: تا خداوند براى تو گناهان گذشته امّتت و گناهان آينده آنان را به وسيله شفاعتت ببخشد، و منظور از ما تقدّم و ما تأخّر گناهانى است كه زمان آن گذشته يا آنها كه زمانش نرسيده است، همانگونه كه كسى به ديگرى مى- گويد: گناه گذشته و آينده‏ات را بخشيدم.
و اينكه نسبت دادن گناهان امّت به خود حضرت صحيح است به جهت آنكه ميان پيامبر و امّتش جدايى نيست، و مؤيّد اين جواب است روايتى كه مفضل بن عمر از حضرت امام جعفر صادق (ع) نقل مى‏كند:
☑️مفضل گويد: شخصى در باره اين آيه از حضرتش سؤال كرد حضرت فرمودند:
(به خدا سوگند كه حضرت محمّد (ص) گناهى نداشت، ولى خداوند براى او ضامن شد كه گناهان شيعيان على (ع) را گذشته و آينده آن را ببخشد).
عمر بن يزيد روايت كرده مى‏گويد: از حضرت صادق (ع) در باره فرموده خدا (لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ) پرسيدم فرمودند:
(حضرت محمّد (ص) گناهى نداشته و اراده بر انجام گناهى هم نفرموده است و لكن خداوند گناهان شيعيانش را بر او بار كرده آن گاه آنها را برايش بخشيده است).

☑️2— آنچه از مرحوم سيّد مرتضى قدّس اللَّه روحه نقل شده است كه (ذنب) مصدر است و مصدر هم جايز است به فاعل اضافه شود و هم جايز است به مفعول اضافه گردد، و در اين آيه ذنب به مفعول اضافه شده است، و منظور (ما تقدّم من ذنبهم اليك) مى‏باشد، يعنى: خداوند گناهان كفّار را كه مانع ورود تو به مكّه و مسجد الحرام شدند بخشيد، و بنا بر اين تأويل مغفرت بمعنى ازاله و نسخ احكام مشركين و دشمنان پيامبر است نسبت به حضرتش، يعنى: خداوند اين منع را از تو بر مى‏دارد، و با فتح مكه قدرتى به تو خواهد بخشيد كه وارد مكه شوى.(تفسیر مجمع البیان)

☑️ قول سوّمى نيز اماميّه در تأويل اين آيه دارد كه مستفاد است از بعضى روايات از جمله روايت ذيل:
- نور الثّقلين ج 5 ص 56 ح 18 از عيون أخبار الرّضا (ع) نقل مى‏كند كه علىّ بن محمّد بن جهم مى‏گويد: (در مجلس مأمون حاضر شدم، در حالتى كه حضرت رضا (ع) هم آنجا بود، مأمون گفت: يا بن رسول اللَّه مگر شما نمى‏گوئيد پيامبران معصوم هستند؟ حضرت فرمود: بله، مأمون گفت: پس قول خداوند بزرگ كه مى‏فرمايد: (لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ) چيست؟

حضرت فرمودند: هيچكس از نظر مشركين مكه از پيامبر خدا (ص) گناهكارتر نبود زيرا آنان سيصد و شصت بت را مى‏پرستيدند پس از آنكه پيامبر خدا (ص) آنان را به يكتاپرستى دعوت كرد بر آنان سخت بود (و گفتند آيا خدايان را به يك خدا تبديل مى‏كند، اين چيزى است شگفت‏آور؟!) آنان رفتند و گفتند برويد و بر خدايان خود صبر نمائيد اين خواسته محمّد چيزى است كه ما در ملّت اخير نشنيده‏ايم و اين جز يك چيز خود ساخته نيست) پس از آنكه خداوند مكه را براى پيامبرش فتح كرد به او فرمود اى محمّد (ما براى تو مكه را آشكارا فتح نموديم تا خداوند برايت گناهان گذشته و متأخّرت را ببخشد) يعنى: گناهان تو در نظر مشركين أهل مكه، چون در گذشته و اخيرا تو آنان را به يكتاپرستى دعوت مى‏كردى، زيرا مشركين مكه بعضى اسلام آوردند و بعضى از مكه گريختند و آنها كه ماندند قدرت بر انكار يكتاپرستى را نداشتند زيرا مردم گرايش به يكتا- پرستى يافتند، و لذا گناه پيامبر در اين مورد از نظر آنان چون بر آنان پيروز شده بود بخشوده شده بود، مأمون گفت: احسن اى ابو الحسن).

☑️ و در روايت ابن طاووس آمده است كه:
(منظور از بخشيدن گناه گذشته و متأخّر از نظر اهل مكه و قريش است، يعنى گناهان تو از نظر آنان قبل از هجرت و بعد از هجرت، زيرا هنگامى كه تو مكه را فتح كردى بى‏ آنكه كسى از آنان را بكشى و يا آنان را اسير سازى و يا در مورد گذشته آنان را مؤاخذه كنى آنان هم آنچه را كه در گذشته و اخيرا از تو گناه مى‏پنداشتند بخشيدند ...)

«وَ يُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ» يعنى: خداوند در دنيا با پيروز ساختنت بر دشمن، و بالا گرفتن امر دعوتت، و يارى دينت، و پايدار ماندن شريعتت نعمت را بر تو تمام مى‏كند، و در آخرت هم با ارتقاء درجه‏ات نعمت را بر تو تمام مى‏كند، زيرا معنى اتمام نعمت آن است كه آنچه كه مقتضى است انجام داده و آن نعمت را براى صاحبش حفظ كرده بلكه بر آن بيفزايد.

بعضى هم گفته‏اند يعنى: خداوند با فتح خيبر و مكه و طائف نعمتش را بر تو تمام مى‏كند.
«وَ يَهْدِيَكَ صِراطاً مُسْتَقِيماً» يعنى: تو را بر طريقه‏ اى استوار سازد كه رهرو آن به بهشت خواهد رسيد.(تفسیر مجمع البیان )


کلمات کلیدی:پیامبر فتح ذنب گناه عصمت مغفرت

ویرایش بوسیله کاربر 1395/09/16 04:38:11 ب.ظ  | دلیل ویرایش: key words

farhang Offline
#2 ارسال شده : 1394/05/09 06:37:18 ب.ظ
سید کاظم فرهنگ

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/02/31
ارسالها: 515
مرد
Iran (Islamic Republic Of)

22 تشکر دریافتی در 17 ارسال
بنام خدا

در خصوص این آیه،نقدهایی به هر سه نوع تفسیر مفسران شیعه وارد است:

1-تفسیر اول:منظور از ذنبک،ذنب امتک میباشد .یعنی خدا بوسیله این فتح ،گناه گذشته وآینده امت ترا می بخشد.

این جمله از منظر عدالت خدا نادرست است.با توجه به این اصل در قران که هیچ کس گناه دیگری را برعهده نمیگیرد ،انتساب ذنب امت به پیامبر نمی تواند درست باشد.

از طرفی با توجه به اصل دیگر که هر کس در قیامت در گرو اعمال خویش است و برای انسان سرنوشتی جز آن چیزی که برای آن تلاش کرده،نیست،غفران وبخشش همه امت بخاطر این فتح،منطقی نیست.زیرا در آن صورت امت پیامبر بدون ترس از قیامت و اطمینان به این غفران،مجاز به هر نوع رفتاری خواهند بود.

حتی اگر این غفران را به شفاعت توسط پیامبر هم منوط کنیم،باز همین اشکال پابرجاست که اگر قرار است همه امت شفاعت شوند،پس تکلیف اعمال آنها در این دنیا چه میشود؟

2-تفسیر دوم:منظور از ذنبک،ذنبهم الیک میباشد.یعنی خدا گناهان و خطاهای مشرکین نسبت به تو را بخشیده است و احکام قبلی در مواجهه با کفار نسخ شده است.

دو اشکال هم بر این نظریه وارد است:اولا چنین فرضی که چیزی از آیه حذف شده و منظور خدااین بوده و نه آنچه که در متن است،نیازمند دلیل قوی و شاهدی در متن یا سابقه ای در سایر آیات قرآن میباشد که چنین شاهدی وجود ندارد.

ثانیا در آیات ابتدای سوره فتح ،خداوند اثرات این فتح مبین را بر سه گروه توضیح داده است: پیامبر،مومنان و مشرکین ومنافقان و در آیه 6 اثرا این فتح بر منافقین و مشرکین را عذاب الهی و لعن وغضب خدا دانسته است.که این آیه در تناقض با تفسیر فوق است که در آیه 2 خداوند گناهان آنها از جمله جلوگیری از ورود به مسجدالحرام را بخشیده است.

3-تفسیر سوم :منظور از ذنبک، ذنبک علیهم است:یعنی گناهان و جرایم پیامبر از منظر کفار
این دسته از مفسرین ،معمولا غفران رابجای آمرزش و بخشش گناه که معمولا بکار میرود،در معنای پوشاندن و برطرف کردن گرفته اند و ذنب را هم به معنای آثار و دنبال کار.ومعنای آیه این چنین شده است:خدا با این فتح، آثار و پیامد گناهان و جرایم تو را که از نظر کافران داشتی ،پوشاند و آنها دیگر بدنبال مجازات وانتقام از تو نیستند.

دو اشکال هم به این نظر وارد است:1- همان اشکال اول که در تفسیر دوم بیان شد.یعنی اثبات اینکه چیزی از ایه حذف شده نیازمند ارایه دلیل و شاهد است.

2-اتخاذ معنی دیگری برای کلمات غیر از معانی متداول و رایج انها در سایر سوره ها و آیات قرآن،فقط بدلیل در تناقض بودن با بخشی از باورها و اعتقادات مرسوم و بدون وجود قرینه ای در متن،ناموجه است.بخاطر اینکه ذنب پیامبر در اعتقاد این مفسرین کاملا غیر ممکن است،بدنبال معانی دیگر برای این کلمات بوده اند.

نگاهی به آیاتی از قرآن که در انها کلمه ذنب و مخصوصا کلمات غفران و ذنب باهم در آیه بکار رفته،نشان میدهد همواره معنای آمرزش از کار ناصواب مطرح بوده است.

ايراد ديگري كه باين نظرات وارد است اينكه هر سه دسته ، ذنب را كه كلمه مفرد است به صورت جمع و گناهان ترجمه كرده اند.البته وجود كلمات ماتقدم و ماتاخر نيز در اين نوع تفسير ها،بي تاثير نبوده و مجموع عبارت را به گناهان گذشته و آينده ترجمه كرده اند.

در حاليكه با توجه به انواع كاربردهاي تقدم وتاخر در قرآن ،آيه را ميتوان به يك ذنب خاص معنا كرد كه داراي مقدمه و موخره است يا ذنبي كه انجام شده و اثرات ان بعدا مترتب شده يا ميشود.


نقد این نظرات با نگاهی به کاربرد این کلمه در سایر آیات قرآن نیز در ادامه مطرح میشود.

بنابراین با نگاهی دقیق تر به خود آیه و تک تک کلمات آن و نیز سایر آیات ،باید مفهوم بهتر و منطقی تری ارایه کرد.

ویرایش بوسیله کاربر 1394/05/11 03:16:29 ب.ظ  | دلیل ویرایش: edit

سیدکاظم فرهنگ
farhang Offline
#3 ارسال شده : 1394/05/10 06:21:16 ب.ظ
سید کاظم فرهنگ

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/02/31
ارسالها: 515
مرد
Iran (Islamic Republic Of)

22 تشکر دریافتی در 17 ارسال
بنام خدا

نگاهی به معانی و کاربرد کلمات ذنب و غفران در سایر سوره ها

1-سوره غافر(مومن) در این سوره دو بار این ترکیب بکار رفته است :یکبار ابتدای سوره،خداوند خودش را غافرالذنب نامیده و باردیگر خطاب به پیامبر که استغفر لذنبک

متن و ترجمه این آیات از آقای مکارم شیرازی را مرور می کنیم:

غَافِرِ الذَّنبِ وَقَابِلِ التَّوْبِ شَدِيدِ الْعِقَابِ ذِي الطَّوْلِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ إِلَيْهِ الْمَصِيرُ ﴿۳﴾

مکارم: خداوندي كه آمرزنده گناه، و پذيرنده توبه و شديد العقاب، و صاحب نعمت فراوان است، هيچ معبودي جز او نيست، و بازگشت (همه شما) به سوي او است.

فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنبِكَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ بِالْعَشِيِّ وَالْإِبْكَارِ ﴿۵۵﴾

مکارم: صبر و شكيبائي پيشه كن كه وعده خدا حق است و براي گناهت استغفار نما و تسبيح و حمد پروردگارت را هر صبح و شام بجا آور.



نکته قابل تامل اینکه در آیات انتهایی سوره(آیه 77) نیز خطاب به پیامبر دستور به صبر دقیقا با عبارت فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ بکار رفته و سپس خداوند به پیامبر دلگرمی میدهد که چه در حیات تو مشرکین را عذاب کنیم چه پس از وفات تو،بهر حال آنها بسوی ما باز میگردند.در واقع خداوند در برابر آزار و تعصب مشرکین ،پیامبرش را که از این وضعیت در رنج است و وعده یاری خدا وعذاب آنها را انتظار می کشد،دلداری داده و به صبر دعوت میکند.

2-سوره محمد آیه 19 خطاب به پیامبر

فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنبِكَ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مُتَقَلَّبَكُمْ وَمَثْوَاكُمْ ﴿۱۹﴾

مکارم: پس بدان كه معبودي جز الله نيست، و براي گناه خود و مردان و زنان با ايمان استغفار كن، و خداوند محل حركت و قرارگاه شما را مي‏داند.

نکته:اگر مطابق تفسیر دسته اول مفسرین شیعه،منظور از ذنب پیامبر،ذنب امت او باشد،در این آیه دلیلی نداشت مومنین را اضافه کند و بفرماید برای ذنب خودت و مومنین استغفار کن.

3-سوره یوسف آیه 29 از قول عزیز مصر خطاب به زلیخا

يُوسُفُ أَعْرِضْ عَنْ هَذَا وَاسْتَغْفِرِي لِذَنبِكِ إِنَّكِ كُنتِ مِنَ الْخَاطِئِينَ ﴿۲۹﴾

مکارم: يوسف! از اين موضوع صرفنظر كن، و تو اي زن نيز از گناهت استغفار كن كه از خطاكاران بودي.

می بینیم که در هر چهار آیه غفران ذنب را به معنای آمرزش گناه ترجمه نموده اند.در سایر آیات قرآن نیز همین گونه است.

4- ترکیب غفران با ذنوب (جمع ذنب)در قرآن بسیار بکار رفته که به همین معنای بالا بوده و تنها دو مورد آن ارایه میشود.

والذين اذا فعلوا فاحشه او ظلموا انفسهم ذكروا الله فاستغفروا لذنوبهم ومن يغفر الذنوب الا الله سوره آل عمران آیه 135

الذين يقولون ربنا اننا آمنا فاغفر لنا ذنوبنا وقنا عذاب النار سوره آل عمران آیه 16

لذا برداشت دسته سوم مفسرین،بر خلاف معنای رایج آن بوده و خیلی موجه به نظر نمی رسد.

5-دلیل دیگر آنکه ترکیب "ذنب علی"(که از نظراین مفسرین در سوره فتح حذف شده و منظور ذنبک علیهم بوده است) فقط یک بار در قرآن بکار رفته که آنهم در سوره شعرا و از زبان حضرت موسی است که خطاب به خداوند بیان میکند من میترسم بسراغ فرعونیان برگردم زیرا از نظر آنها من گناهکارم و یک نفر از انها را (غیرعمد)کشته ام.در اینجا خداوند بصراحت ضمیر لهم و علی را آورده تا بوضوح نشان دهد که منظور گناه موسی از منظر فرعونیان است.

وَلَهُمْ عَلَيَّ ذَنبٌ فَأَخَافُ أَن يَقْتُلُونِ ﴿۱۴﴾

مکارم: و آنها (به اعتقاد خودشان) بر من گناهي دارند مي‏ترسم مرا به قتل برسانند (و اين رسالت به پايان نرسد).

قَالَ كَلَّا فَاذْهَبَا بِآيَاتِنَا إِنَّا مَعَكُم مُّسْتَمِعُونَ ﴿۱۵﴾

مکارم: فرمود چنين نيست (آنها كاري نمي‏توانند انجام دهند) شما هر دو با آيات ما (براي هدايت آنان) برويد ما با شما هستيم و (سخنانتان را) مي‏شنويم.

نکته ظریف تر اینکه خداوند بلافاصله پس از انجام قتل توسط موسی و استغفار او ،او را می بخشد.یعنی جنبه حق اللهی آنرا مورد بخش قرار میدهد.

قَالَ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي فَغَفَرَ لَهُ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ﴿۱۶﴾سوره قصص

اما اینجا در پاسخ به ترس موسی نمی فرماید که آنرا هم می بخشم یا مورد غفران و پوشش قرار میدهم و یا اثر آنرا برطرف میکنم.بلکه میفرماید بروید من با شما هستم.امور به نحوی پیش خواهد رفت که راجع به ان قتل کاری با تو نخواهند داشت.
یعنی غفران برای آمرزش ذنب از جانب ذی حق که خداوند است مطرح شده است .اما برای رفع اثر گناه موسی در نظر مشرکین لفظ غفران بکار نرفته است.لذا با توجه به مشابهت این داستان با تفسیر نوع سوم(رفع اثر گناه پیامبر از منظر مشرکین)نمی توان این تفاوت را پذیرفت.

6-ترکیب "ذنب ...الی"که مورد استناد مفسرین نوع دوم بوده است،در هیچ جایی از قرآن وجود ندارد.

ویرایش بوسیله کاربر 1394/05/10 06:58:17 ب.ظ  | دلیل ویرایش: مشخص نشده است

سیدکاظم فرهنگ
farhang Offline
#4 ارسال شده : 1394/05/11 02:44:57 ب.ظ
سید کاظم فرهنگ

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/02/31
ارسالها: 515
مرد
Iran (Islamic Republic Of)

22 تشکر دریافتی در 17 ارسال
بنام خدا

در ادامه بحث فوق،اين سئوال مطرح ميشود كهآيا در قرآن مواردي وجود دارد كه پيامبر از جانب خداوند مورد تذكر و عتاب قرار گرفته باشد؟آيا پيامبر ، در برخي تصميمات و كارهاي اجتماعي خود ،امكان بهينه كردن آنها را با توجه به مراتب بالاي شخصيتي خود و انتظارات خداوند از او داشته است؟

مفسرين شيعه پاسخ مثبت به اين سئوالات ميدهند و اين موارد را تحت عنوان "ترك اولي"ناميده و منافي عصمت پيامبر هم نمي دانند.

از خطابهاي خدا به پيامبر ،يك نمونه را به همراه نظر تفسير نمونه مي آوريم: آيه 43 سوره توبه

لَوْ كَانَ عَرَضًا قَرِيبًا وَسَفَرًا قَاصِدًا لَّاتَّبَعُوكَ وَلَٰكِن بَعُدَتْ عَلَيْهِمُ الشُّقَّةُ ۚ وَسَيَحْلِفُونَ بِاللَّهِ لَوِ اسْتَطَعْنَا لَخَرَجْنَا مَعَكُمْ يُهْلِكُونَ أَنفُسَهُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ ۴۲

عَفَا اللَّهُ عَنكَ لِمَ أَذِنتَ لَهُمْ حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَتَعْلَمَ الْكَاذِبِينَ 43

"ترجمه:
43 ـ خداوند تو را بخشید; چرا پیش از آن که راستگویان و دروغگویان را بشناسى، به آنها اجازه دادى؟! (خوب بود صبر مى کردى، تا هر دو گروه خود را نشان دهند)!

تفسير:

از آیات فوق استفاده مى شود که گروهى از منافقان نزد پیامبر(صلى الله علیه وآله) آمدند و پس از بیان عذرهاى گوناگون و حتى سوگند خوردن، اجازه خواستند که آنها را از شرکت در میدان «تبوک» معذور دارد، و پیامبر به این عده اجازه داد.

خداوند در نخستین آیه مورد بحث پیامبرش را مورد عتاب قرار مى دهد و مى فرماید: «خداوند تو را بخشید; چرا به آنها اجازه دادى که از شرکت در میدان جهاد خوددارى کنند»؟! (عَفَا اللّهُ عَنْکَ لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ).

«چرا نگذاشتى آنها که راست مى گویند از آنها که دروغ مى گویند شناخته شوند»؟ و به ماهیت آنها پى برى؟ (حَتّى یَتَبَیَّنَ لَکَ الَّذینَ صَدَقُوا وَ تَعْلَمَ الْکاذِبینَ).

در این که عتاب و سرزنش فوق که توأم با اعلام عفو پروردگار است دلیل بر آن است که اجازه پیامبر(صلى الله علیه وآله) کار خلافى بوده، یا تنها «ترک اولى»، و یا هیچ کدام، در میان مفسران گفتگو است:

انصاف این است که: در این آیه ـ حتى در ظاهر آن ـ هیچ گونه دلیلى بر صدور گناهى از پیامبر(صلى الله علیه وآله)وجود ندارد; زیرا همه قرائن نشان مى دهد چه پیامبر(صلى الله علیه وآله) به آنها اجازه مى داد و چه اجازه نمى داد، این گروه منافق در میدان «تبوک» شرکت نمى کردند

بنابراین، هیچ گونه مصلحتى از مسلمانان با اذن پیامبر(صلى الله علیه وآله) فوت نشد، تنها چیزى که در این میان وجود داشت این بود که: اگر پیامبر(صلى الله علیه وآله) به آنها اجازه نمى داد، مشت آنها زودتر باز مى شد و مردم به ماهیتشان زودتر آشنا مى شدند.

ولى این موضوع، چنان نبود که از دست رفتن آن موجب ارتکاب گناهى باشد، شاید فقط بتوان نام ترک اولى بر آن گذارد، به این معنى که اذن دادن پیامبر(صلى الله علیه وآله) در آن شرائط و در برابر سوگندها و اصرارهاى منافقین، هر چند کار بدى نبود اما ترک اذن از آن بهتر بود تا این گروه زودتر شناخته شوند.

این احتمال نیز در تفسیر آیه وجود دارد که: عتاب و خطاب مزبور جنبه کنائى داشته و حتى ترک اولى نیز در کار نباشد، بلکه منظور بیان روح منافقگرى منافقان با یک بیان لطیف و کنایه آمیز بوده است."از تفسير نمونه


از اين آيه و تفسير آن مشخص ميشود اولا آنچه كه در مورد عتاب خدا به پيامبر و ذنب او وجود دارد،مشابه اين مورد و از نوع بهينه نبودن نوع كار يا زمان انجام آن يا باصطلاح علما "ترك اولي "بوده و اصولا احتمال ارتكاب گناهان عادي كه براي مردم عادي جامعه كاربرد دارد،براي پيامبران شايسته و متصور نيست.

ثانيا وقتي اين نوع موارد براي پيامبر اسلام و ساير پيامبران در قرآن وجود دارد،چرا در سوره فتح هم اين ذنب را متعلق به پيامبر و از همين نوع سيئات المقربين ندانيم و براي توجيه آن به راه حل هاي غير متعارف متوسل شويم؟

بنابراين در سوره فتح هم ميتوان اين گونه ترجمه كرد تا خداوند مقدمه و موخره ذنب تو(عمل انجام شده و اثرش ) را بيامرزد.اما اينكه اين ذنب چه بوده ، شاهد صريحي در متن آيات وجود ندارد.برخلاف سوره توبه كه علت بيان جمله عفا الله عنك ،بيان شده بود.

ویرایش بوسیله کاربر 1394/05/11 03:19:28 ب.ظ  | دلیل ویرایش: مشخص نشده است

سیدکاظم فرهنگ
محسن Offline
#5 ارسال شده : 1394/05/26 08:28:11 ب.ظ
محسن

رتبه: Member

گروه ها: member
تاریخ عضویت: 1390/07/05
ارسالها: 19

1 تشکر دریافتی در 1 ارسال
بسم الله الرحمن الرحیم
با عرض سلام خدمت برادران وخواهران گرامی وجناب اقای فرهنگ .

منظور از ذنب پیامبر اکرم ذنب در نظر پروردگار متعال نیست بلکه ذنب در نظر قوم ومردم است

مشرکان حجاز پیامبر اکرم (ص) را گناهکار میدانستند زیرا میگفتند توجامعه مارا نابسامان کردی بین پدران وپسران فاصله انداختی واشوب برپا کردی و....... ونیز منافقان در باره وضعیت مدینه همین حرف را داشنند که بالاخره سران قریش مدینه را نابود میکنند ، وچه بسا برخی از مومنان هم فکرهایی می کردند .

به عنوان مثال تا قبل از پیروزی انقلاب خیلی ها امام (ره) را در اشتباه میپنداشتند ومی گفتند خون هارا هدر می دهد ولی با فتحی که پیش امد فکرها درباره او عوض شد وحتی تصمیم های بعدی اوهم مقبولیت یافت یعنی ذنب گذشته واینده که در نظر مردم میبود پوشش یافت ، که مغفرت هم به معنای پوشش است

با صلح حدیبیه اسلام از نظر کفار هم رسمیت یافت ودیگر خطر نابودی منتفی شد وبرنامه های رسول الله دیگر خطا جلوه نمی کرد وکاملا مقبولیت یافت وگرنه فتح برای بخشش کاری که خدا گناه بداند معنی ندارد یعنی خداوند جایزه داده که گناه را ببخشد ؟ چرا که ل در لیغفرلک اله برای تعلیل است یعنی علت فتح،مغفرت ذنب است.

نمونه این ذنب در قران کریم در باره حضرت موسی (ع) است وقتی به رسالت مبعوث شد گفت : ..... ولهم علی ذنب فاخاف ان یقتلون (الشعرا، 14) از نظر انها من مرتکب ذنبی شده ام میترسم مرا بکشند (ونتوانم وظیفه ام را انجام دهم ) روشن است که این ذنب ازنظر خدا نیست وگرنه باید طلب بخشش میکرد در حالی که اظهار خوف ازفرعونیان نموده

انشاءالله ابهامی نمانده باشد التماس دعا میرباقری
سیدمحسن میرباقری
farhang Offline
#6 ارسال شده : 1394/05/30 05:01:57 ب.ظ
سید کاظم فرهنگ

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/02/31
ارسالها: 515
مرد
Iran (Islamic Republic Of)

22 تشکر دریافتی در 17 ارسال
آقای دکتر میرباقری . سلام خیلی ممنون از اینکه مطالعه فرمودین و وقت گذاشتین که نظرتون را فرستادین

نظر جنابعالی هم با مفسرین دسته سوم که در بالا اشاره شد،موافق است. که در پست شماره 2 اشاره شده است.

راجع به جملات آخر و حضرت موسی،همانطور که در بند 5 پست شماره سه اشاره شد،اونجا با عبارت و لهم علی ذنب بطور صریح مشخص شده که گناه از منظر فرعونیان است.

اما اگر در اینجا هم منظور،گناه از منظر مشرکین است چرا در ظاهر عبارت خود را نشان نداده است؟



سیدکاظم فرهنگ
farhang Offline
#7 ارسال شده : 1394/06/20 05:45:48 ب.ظ
سید کاظم فرهنگ

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/02/31
ارسالها: 515
مرد
Iran (Islamic Republic Of)

22 تشکر دریافتی در 17 ارسال

در این مدت،خیلی فکر کردم به این موضوع.آیات سوره فتح،روایات تاریخی صلح حدیبیه و ..... را چندبار مرور کردم.

یک نظر بذهنم آمد که همانند آیات دیگری از قرآن که پیامبر ،مخاطب خداست و لی همه مسلمانان ،مدنظر می باشد،در سوره فتح هم کل آیه۱و۲ خطابش به مسلمانان باشد

یعنی از انا فتحنا لکم تا یغفر ذنبکم وتا یهدیکم

منتهی یک سوال باقی می ماند که با توجه به مفرد بودن کلمه ذنب و عبارت ماتقدم و ماتاخر،باید اشاره به یک ذنب خاص در همان محدوده زمانی حدیبیه باشد .در اینجا نمی توان،آنرا مانند سایر آیات که میفرماید یغفرلکم ذنوبکم،بطور عمومی و کلی در نظر گرفت.

از طرفی هم در حدیبیه،مسلمانان یا همراه پیامبر بودند که خدا اعلام رضایت کرد و بخشید آنهارا.و یا مخلفین و منافقین بودند که مستحق جهنم اعلام شدند.پس مراد از آیه ۲نمی تواند بخشش ذنوب امت باشد.
سیدکاظم فرهنگ
farhang Offline
#8 ارسال شده : 1394/06/27 07:57:25 ب.ظ
سید کاظم فرهنگ

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/02/31
ارسالها: 515
مرد
Iran (Islamic Republic Of)

22 تشکر دریافتی در 17 ارسال
بنام خدا.

در این ایام،همچنان این موضوع ذهنم را بخود مشغول کرده بود.تا به تفسیر احسن الحدیث تالیف علی اکبر قرشی برخوردم.

ایشان،نظر جدیدی را مستقل از سه نظر معمول مفسرین شیعه که در بالا نقل شد،بعنوان نظر چهارم ذکر کردند که آنرا نقل میکنم:
«
ﺩﺭ ﻗﺮﺁﻥ ﻣﺠﻴﺪ ﺩﺭ ﺳﻪ ﻣﺤﻞ ﺑﻪ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ ﺻﻠّﻰ ﺍﻟﻠﱠﱠﻪ ﻋﻠﻴﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﻧﺴﺒﺖ ﺫﻧﺐ ﺩﺍﺩﻩ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ،

ﻳﻜﻰ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﭼﻨﺪﺍﻥ ﻗﺎﺑﻞ ﺑﺤﺚ ﻧﻴﺴﺖ ﺑﻠﻜﻪ ﻣﻔﻬﻮﻡ ﺁﻥ ﺭﻭﺷﻦ ﻣﻰ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺁﻥ ﻋﺒﺎﺭﺕ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ: ﻓَﺎﻋْﻠَﻢْ ﺃَﻧﱠﱠﻪُ ﻟﺎ ﺇِﻟﻪَ ﺇِﻟﱠﱠﺎ ﺍﻟﻠﱠﱠﻪُ ﻭَ ﺍﺳْﺘَﻐْﻔِﺮْ ﻟِﺬَﻧْﺒِﻚَ ﻭَ ﻟِﻠْﻤُﺆْﻣِﻨِﻴﻦَ ﻭَ ﺍﻟْﻤُﺆْﻣِﻨﺎﺕِ ﻣﺤﻤّﺪ/ 19 ﻛﻪ ﺩﺭ ﺍﻳﻨﺠﺎ ﻣﻰ ﺷﻮﺩ ﮔﻔﺖ: ﮔﻨﺎﻩ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﺍﺳﺖ ﺯﻳﺮﺍ ﺍﻭ ﻧﻴﺰ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺧﺪﺍ ﻗﺎﺻﺮ ﻣﻰ ﺩﺍﻧﺪ ﻧﻪ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﮔﻨﺎﻩ ﻣﻰ ﻛﻨﺪ ﺯﻳﺮﺍ ﻛﻪ ﺍﻭ ﻣﻌﺼﻮﻡ ﺍﺳﺖ.

ﺍﻣﺎ ﺩﻭ ﻣﺤﻞ ﺩﻳﮕﺮ ﻗﺎﺑﻞ ﺑﺮﺭﺳﻰ ﻭ ﺩﻗﺖ ﺍﺳﺖ ﻳﻜﻰ ﺁﻳﻪ: ﻓَﺎﺻْﺒِﺮْ ﺇِﻥﱠﱠ ﻭَﻋْﺪَ ﺍﻟﻠﱠﱠﻪِ ﺣَﻖٌّ ﻭَ ﺍﺳْﺘَﻐْﻔِﺮْ ﻟِﺬَﻧْﺒِﻚَ ﻭَ ﺳَﺒﱢﱢﺢْ ﺑِﺤَﻤْﺪِ ﺭَﺑﱢﱢﻚَ ﻏﺎﻓﺮ/ 55. ﺩﺭ ﺍﻳﻨﺠﺎ ﺻﺪﺭ ﺁﻳﻪ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﻰ ﺩﻫﺪ ﻛﻪ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺭﺍﺟﻊ ﺑﻪ ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﺩﻳﻦ ﻭ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻪ ﺷﺪﻥ ﻣﻮﺍﻧﻊ، ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺩﻟﺘﻨﮕﻰ ﻣﻰ ﻛﺮﺩ، ﻣﺨﺼﻮﺻﺎ ﻛﻪ ﭼﻨﺪ ﺁﻳﻪ ﻗﺒﻞ ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ: ﺇِﻧﱠﱠﺎ ﻟَﻨَﻨْﺼُﺮُ ﺭُﺳُﻠَﻨﺎ ﻭَ ﺍﻟﱠﱠﺬِﻳﻦَ ﺁﻣَﻨُﻮﺍ ﻓِﻲ ﺍﻟْﺤَﻴﺎﺓِ ﺍﻟﺪﱡﱡﻧْﻴﺎ... / 51. ﻋﻠﻰ ﻫﺬﺍ ﺣﺪﺱ ﺯﺩﻩ ﻣﻰ ﺷﻮﺩ ﻛﻪ ﻭَ ﺍﺳْﺘَﻐْﻔِﺮْ ﻟِﺬَﻧْﺒِﻚَ ﺩﺭ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺑﺎ ﺁﻥ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺩﻟﺘﻨﮕﻰ ﺍﺳﺖ،

ﻧﻈﻴﺮ ﺍﻳﻦ ﺁﻳﻪ ﺍﺳﺖ ﺁﻳﻪ ﻓَﺎﺻْﺒِﺮْ ﺇِﻥﱠﱠ ﻭَﻋْﺪَ ﺍﻟﻠﱠﱠﻪِ ﺣَﻖٌّ ﻭَ ﻟﺎ ﻳَﺴْﺘَﺨِﻔﱠﱠﻨﱠﱠﻚَ ﺍﻟﱠﱠﺬِﻳﻦَ ﻟﺎ ﻳُﻮﻗِﻨُﻮﻥَ ﺭﻭﻡ/ 60، ﺍﻳﻦ ﺁﻳﻪ ﻧﻴﺰ ﺍﺯ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﺸﻜﻞ و ﻧﮕﺮﺍﻧﻰ ﻭ ﺩﻟﺘﻨﮕﻰ ﺩﺭ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ ﺻﻠّﻰ ﺍﻟﻠﱠﱠﻪ ﻋﻠﻴﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﺣﻜﺎﻳﺖ ﺩﺍﺭﺩ، ﻛﻪ ﺧﺪﺍ ﺍﻣﺮ ﺑﻪ ﺍﺳﺘﻘﺎﻣﺖ ﻣﻰ ﻛﻨﺪ ﻭ ﻣﻰ ﮔﻮﻳﺪ: ﻭﻋﺪﻩ ﻧﺼﺮﺕ ﺣﺘﻤﻰ ﺍﺳﺖ.

ﺑﺎﻟﺎﺗﺮ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺁﻳﻪ، ﺳﻮﺭﻩ ﻧﺼﺮ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﻰ ﮔﻮﻳﺪ: ﺇِﺫﺍ ﺟﺎﺀَ ﻧَﺼْﺮُ ﺍﻟﻠﱠﱠﻪِ ﻭَ ﺍﻟْﻔَﺘْﺢُ ﻭَ ﺭَﺃَﻳْﺖَ ﺍﻟﻨﱠﱠﺎﺱَ ﻳَﺪْﺧُﻠُﻮﻥَ ﻓِﻲ ﺩِﻳﻦِ ﺍﻟﻠﱠﱠﻪِ ﺃَﻓْﻮﺍﺟﺎً ﻓَﺴَﺒﱢﱢﺢْ ﺑِﺤَﻤْﺪِ ﺭَﺑﱢﱢﻚَ ﻭَ ﺍﺳْﺘَﻐْﻔِﺮْﻩُ ﺇِﻧﱠﱠﻪُ ﻛﺎﻥَ ﺗَﻮﱠﱠﺍﺑﺎً ﺍﺳﺘﻐﻔﺎﺭ ﺩﺭ ﺍﻳﻨﺠﺎ ﺑﺮﺍﻯ ﭼﻴﺴﺖ؟ ﺁﻳﺎ ﻣﻨﻈﻮﺭ ﺁﻧﺴﺖ ﻛﻪ: ﭼﻮﻥ ﺑﺎ ﭼﺸﻢ ﺧﻮﺩ ﺩﻳﺪﻯ ﻣﻜﻪ ﻓﺘﺢ ﮔﺮﺩﻳﺪ ﻭ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﻪ ﺟﺎﻯ ﻳﻚ ﻧﻔﺮ ﻳﻚ ﻧﻔﺮ، ﮔﺮﻭﻩ ﮔﺮﻭﻩ ﻭﺍﺭﺩ ﺍﺳﻠﺎﻡ ﻣﻰ ﺷﻮﻧﺪ ﺁﻥ ﻭﻗﺖ ﺧﻮﺍﻫﻰ ﺩﻳﺪ ﻛﻪ ﻣﻮﺍﻧﻊ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻪ ﺷﺪ، ﻧﺼﺮﺕ ﺧﺪﺍ ﺁﻣﺪ، ﭘﺲ ﺑﺎﻳﺪ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺁﻥ ﺩﻟﺘﻨﮕﻰ ﻭ ﻧﮕﺮﺍﻧﻰ ﻛﻪ ﺩﺍﺷﺘﻰ ﺍﺳﺘﻐﻔﺎﺭ ﻧﻤﺎﻳﻰ.

ﺳﻮﻣﻰ ﺁﻳﻪ ﻟِﻴَﻐْﻔِﺮَ ﻟَﻚَ ﺍﻟﻠﱠﱠﻪُ ﻣﺎ ﺗَﻘَﺪﱠﱠﻡَ ﻣِﻦْ ﺫَﻧْﺒِﻚَ ﻭَ ﻣﺎ ﺗَﺄَﺧﱠﱠﺮَ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﺩﻳﺪ ﻣﻴﺎﻥ ﻓﺘﺢ ﻣﺒﻴﻦ ﻭ ﻣﻐﻔﺮﺕ ﮔﻨﺎﻩ ﭼﻪ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺍﻯ ﻫﺴﺖ؟ ﺩﺭ ﺍﻳﻨﺠﺎ ﭼﻬﺎﺭ ﻭﺟﻪ ﻫﺴﺖ. ﺍﻭﻝ ﺁﻧﺴﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻧﮕﺎﺭﻧﺪﻩ ﺁﻣﺪﻩ، ﺻﺤﺖ ﻭ ﺳﻘﻢ ﺁﻥ ﺑﺮ ﻋﻬﺪﻩ ﺧﻮﺩﻡ ﻣﻰ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺍﮔﺮ ﺭﺍﻫﻰ ﺑﻪ ﺗﻔﺴﻴﺮ ﺁﻳﺎﺕ ﺑﺎﺷﺪ ﭼﻪ ﺑﻬﺘﺮ ﻭ ﺍﮔﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍﺟﻊ ﺍﺳﺖ

ﻭ ﺁﻥ ﺍﻳﻨﻜﻪ: ﭘﻴﺎﻣﺒﺮﺍﻥ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﻭﻋﺪﻩ ﻫﺎﻯ ﺧﺪﺍ ﺷﻜﻰ ﻧﺪﺍﺷﺘﻨﺪ، ﺍﻣّﺎ ﺑﻪ ﻋﻠﺖ ﺑﺸﺮ ﺑﻮﺩﻥ ﻧﮕﺮﺍﻧﻰ ﻫﺎﻳﻰ ﺩﺭ ﻭﺟﻮﺩ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﺗﺤﻘﻖ ﻭﻋﺪﻩ ﺧﺪﺍ ﺁﻥ ﻧﮕﺮﺍﻧﻴﻬﺎ ﺑﺮ ﻃﺮﻑ ﮔﺸﺘﻪ ﻭ ﺍﻃﻤﻴﻨﺎﻥ ﻛﺎﻣﻞ ﺣﺎﺻﻞ ﻣﻰ ﺷﺪ.

ﻧﻈﻴﺮ ﺟﺮﻳﺎﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﺑﺮﺍﻫﻴﻢ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎﻡ ﻛﻪ ﻗﺮﺁﻥ ﻛﺮﻳﻢ ﻓﺮﻣﺎﻳﺪ: ﻭَ ﺇِﺫْ ﻗﺎﻝَ ﺇِﺑْﺮﺍﻫِﻴﻢُ ﺭَﺏﱢﱢ ﺃَﺭِﻧِﻲ ﻛَﻴْﻒَ ﺗُﺤْﻲِ ﺍﻟْﻤَﻮْﺗﻰ ﻗﺎﻝَ ﺃَ ﻭَ ﻟَﻢْ ﺗُﺆْﻣِﻦْ ﻗﺎﻝَ ﺑَﻠﻰ ﻭَ ﻟﻜِﻦْ ﻟِﻴَﻄْﻤَﺌِﻦﱠﱠ ﻗَﻠْﺒِﻲ ﺑﻘﺮﻩ/ 260، ﭼﻨﺎﻥ ﻛﻪ ﻣﻰ ﺩﺍﻧﻴﻢ ﺍﻳﻦ ﺳﺆﺍﻝ ﻣﺨﺎﻟﻒ ﻳﻘﻴﻦ ﻧﻴﺴﺖ ﺑﻠﻜﻪ ﺁﻥ ﺍﻃﻤﻴﻨﺎﻧﻰ ﻛﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺩﻳﺪﻥ ﺣﺎﺻﻞ ﺷﺪ ﺩﺭ ﺍﻭﻝ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺷﺖ. ﻳﺎ ﻧﻈﻴﺮ: ﻭَ ﺯُﻟْﺰِﻟُﻮﺍ ﺣَﺘﱠﱠﻰ ﻳَﻘُﻮﻝَ ﺍﻟﺮﱠﱠﺳُﻮﻝُ ﻭَ ﺍﻟﱠﱠﺬِﻳﻦَ ﺁﻣَﻨُﻮﺍ ﻣَﻌَﻪُ ﻣَﺘﻰ ﻧَﺼْﺮُ ﺍﻟﻠﱠﱠﻪِ ﺃَﻟﺎ ﺇِﻥﱠﱠ ﻧَﺼْﺮَ ﺍﻟﻠﱠﱠﻪِ ﻗَﺮِﻳﺐٌ ﺑﻘﺮﻩ/ 114، ﺍﻳﻨﻜﻪ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﺩﺭ ﺍﺛﺮ ﻛﺜﺮﺕ ﻓﺸﺎﺭ ﻣﻰ ﮔﻮﻳﺪ: ﻭﻋﺪﻩ ﺧﺪﺍ ﭼﻪ ﺯﻣﺎﻧﻰ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺁﻣﺪ؟ ﻣﺨﺎﻟﻒ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﻧﻴﺴﺖ.

ﻋﻠﻰ ﻫﺬﺍ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ ﺻﻠّﻰ ﺍﻟﻠﱠﱠﻪ ﻋﻠﻴﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﺑﺎ ﻳﻘﻴﻦ ﺑﻪ ﻭﻋﺪﻩ ﻫﺎﻯ ﺧﺪﺍ ﺑﺎﺯ ﺍﺯ ﻟﺤﺎﻅ ﺑﺸﺮ ﺑﻮﺩﻥ ﻧﮕﺮﺍﻧﻰ ﺩﺍﺷﺖ، ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺁﻥ ﻧﮕﺮﺍﻧﻰ ﺭﺍ ﺫﻧﺐ ﺣﺴﺎﺏ ﻣﻰ ﻛﻨﺪ ﻭ ﭼﻮﻥ ﺻﻠﺢ ﺣﺪﻳﺒﻴﻪ ﺍﺯ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻪ ﺷﺪﻥ ﻣﻮﺍﻧﻊ ﻭ ﻋﻤﻠﻰ ﺷﺪﻥ ﻭﻋﺪﻩ ﻫﺎﻯ ﺧﺪﺍ ﺣﻜﺎﻳﺖ ﻣﻰ ﻛﺮﺩ
ﻟﺬﺍ ﻣﻰ ﻓﺮﻣﺎﻳﺪ: ﻣﺎ ﺑﺮﺍﻯ ﺗﻮ ﻓﺘﺢ ﻣﺒﻴﻦ ﺭﺍ ﭘﻴﺶ ﺁﻭﺭﺩﻳﻢ ﺗﺎ ﮔﻨﺎﻩ ﻛﻬﻨﻪ ﻭ ﺟﺪﻳﺪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻴﺎﻣﺮﺯﻳﻢ، ﺩﻳﮕﺮ ﻧﮕﺮﺍﻧﻰ ﺩﺭ ﻗﻠﺒﺖ ﻧﻤﺎﻧﺪ، ﺁﻳﻪ ﻭَ ﺍﺳْﺘَﻐْﻔِﺮْﻩُ ﺩﺭ ﺳﻮﺭﻩ ﻧﺼﺮ ﻧﻴﺰ ﺩﺭ ﻫﻤﻴﻦ ﺯﻣﻴﻨﻪ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﻟﻠﱠﱠﻪ ﺍﻋﻠﻢ.


-تفسیر احسن الحدیث

ویرایش بوسیله کاربر 1394/06/27 08:09:45 ب.ظ  | دلیل ویرایش: key words

سیدکاظم فرهنگ
farhang Offline
#9 ارسال شده : 1394/07/13 10:47:33 ب.ظ
سید کاظم فرهنگ

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/02/31
ارسالها: 515
مرد
Iran (Islamic Republic Of)

22 تشکر دریافتی در 17 ارسال

بنام خدا
نظر متفاوت تفسیر احسن الحدیث توجه مرا بخود جلب کرد تا برای فهم بهتر ذنب پیامبر در قرآن کریم،نگاهی به سایر موارد مشابه بیاندازیم.غیر از سوره فتح خداوند در دو سوره دیگر هم عبارت ذنبک را خطاب به پیامبر اسلام بکار برده است.

یکی سوره غافر آیه 55
فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنبِكَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ بِالْعَشِيِّ وَالْإِبْكَارِ

و یکی هم سوره محمد آیه 19
فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنبِكَ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مُتَقَلَّبَكُمْ وَمَثْوَاكُمْ

در سوره فتح هم که آیه 2 باین ترتیب است
لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ وَيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَيَهْدِيَكَ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا

تامل در سوره های فوق نکات جالبی را روشن میکند:

هر سه سوره به نصرت پیامبر و مسلمانان و دین حق و بطلان و عذاب و خواری کافرین و مخالفان ومنکران حق اشاره شده و خداوند ضمن تاکید بر برحق بودن ایشان، در مقام دلداری و قوت قلب دادن به پیامبر از آینده اسلام و دعوت ایشان است.

جملات و عبارات زیر در سوره های فوق مشهود است:

سوره محمد
وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَآمَنُوا بِمَا نُزِّلَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَهُوَ الْحَقُّ مِن رَّبِّهِمْ كَفَّرَ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَأَصْلَحَ بَالَهُمْ آیه 2

ذَلِكَ بِأَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا اتَّبَعُوا الْبَاطِلَ وَأَنَّ الَّذِينَ آمَنُوا اتَّبَعُوا الْحَقَّ مِن رَّبِّهِمْ كَذَلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ لِلنَّاسِ أَمْثَالَهُمْ آیه 3

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ آیه 7

ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ مَوْلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَأَنَّ الْكَافِرِينَ لَا مَوْلَى لَهُمْ آیه 11

سوره غافر

مَا يُجَادِلُ فِي آيَاتِ اللَّهِ إِلَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَلَا يَغْرُرْكَ تَقَلُّبُهُمْ فِي الْبِلَادِ آیه 4

كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَالْأَحْزَابُ مِن بَعْدِهِمْ وَهَمَّتْ كُلُّ أُمَّةٍ بِرَسُولِهِمْ لِيَأْخُذُوهُ وَجَادَلُوا بِالْبَاطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ فَأَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كَانَ عِقَابِ آیه 5

وَكَذَلِكَ حَقَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّهُمْ أَصْحَابُ النَّارِ آیه6

إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهَادُ آیه 51

فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَإِمَّا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِلَيْنَا يُرْجَعُونَ آیه 77

سوره فتح

وَيَنصُرَكَ اللَّهُ نَصْرًا عَزِيزًا آیه 3

هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا آیه28


در سوره غافر که طبق تحقیق مرحوم بازرگان در سال هشتم بعثت نازل شده،و اوایل حضور مسلمانان در شعب ابی طالب و فشارهای زیاد مشرکین است،خداونددر ابتدای سوره به پیامبر متذکر میشود که رفت و امد و عده کافران ترا نفریبد.

سپس با بیان مثالهای پیامبران قبل به پیامبر و مسلمانان امیدواری میدهد که ما قطعا پیامبران واهل ایمان را یاری میکنیم و کافران و اهل باطل هم عذاب دنیوی و اخروی دارند.اما ممکن است عذاب مشرکین مکه در دوران زندگی پیامبر نباشد یا باشد.بهر حال ای پیامبر صبر کن.و راجع به این نگرانی و اضطرابت از آینده ،استغفار کن و خدا را صبح وعصر تسبیح کن.

در سوره محمد که در اولین سال هجرت مسلمانان به مدینه نازل شده ،خداوند ضمن حق دانستن مسلمانان و پیامبر و باطل شمردن کافران ،زمینه را برای نبرد حق وباطل و جنگهای مسلمین با کافرین اماده میکند و به مسلمانان وعده میدهد اگر شما خدا را یاری کنید او هم شما را نصرت میدهد.همانطور که در امتهای پیشین چنین کرد زیرا خدا ولی مومنین است .سپس به پیامبر دستور میدهد که برای ذنب خودت و مومنین ومومنات استغفار کن.این جمله با توجه به آیات قبلی نشان میدهد که بر فضای عمومی مسلمانان خوف ونگرانی از نتیجه نبرد با انبوه کفار حاکم بوده که خدا ضمن دلداری،دستور استغفار از این نگرانی رامیدهد.

در سوره فتح هم که بنابر قول مشهور در سال ششم هجری نازل شده،خداوند در ابتدای سوره،صلح حدیبیه را فتح مبینی نامیده تا ذنب قدیم واخیر پیامبر که همانا نگرانی از آینده اسلام ونیز مسلمانان مکه با توجه به وجود دشمنان (اعم از یهودیان و مشرکین مکه)بوده را ببخشد و نعمتش را بر او تمام کند و نصرتی عزیز نصیبش گرداند.در واقع صلح حدیبیه زمینه ساز نصرت مهم بعدی یعنی فتح مکه بود .

توضیح آنکه خداوند در سوره نساء به مسلمانان دستور میدهد که برای رهایی مسلمانان مستضعف مکه از شر کافران اقدام وجهاد کنند.
وَمَا لَكُمْ لاَ تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاء وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَـذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ وَلِيًّا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ نَصِيرًا آیه 75

در آیه 84 به پیامبر دستور میدهد که مومنین را هم برای این نبرد تشویق کن هر چند تو فقط بر خودت تسلط و تکلیف داری.
فَقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللّهِ لاَ تُكَلَّفُ إِلاَّ نَفْسَكَ وَحَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَسَى اللّهُ أَن يَكُفَّ بَأْسَ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَاللّهُ أَشَدُّ بَأْسًا وَأَشَدُّ تَنكِيلاً

به نظر میرسد پس از جنگ احزاب و شکست تمام احزاب و گروههای مخالف از سپاه اسلام،پیامبر دغدغه عملی کردن این دستور خداوند برای رهاسازی مسلمانان از شر ازار قریش راداشته که خداوند در رویا،راه حل حرکت برای حج به سمت مکه را به ایشان نشان میدهد که پیامبر و مسلمانان هم باین منظور به سمت مکه حرکت میکنند.)البته برخی معتقدند آیات حج تمتع در سال 5 یا 6 هجری نازل شده که در این صورت پیامبر بدنبال فرصتی برای اجرای این فریضه نیز بوده اند.) با مخالفت قریش با ورود مسلمانان به مکه ،در نهایت صلح حدیبیه منعقد میشود تا ضمن عملی شدن فرمان خدا از طریق بندهای صلح نامه که قریش، آزادی مسلمانان در انجام مراسم دینی شان را میپذیرفت، این نگرانی پیامبر هم برطرف گردد.

خداوند در این سوره تاکید میکند که همه چیز در اختیار اوست و اراده خود مبنی بر تسلط دین حق را به هرطریق محقق میکند و در صورتیکه مسلمانان و پیامبر به وظایف خود عمل کنند،خداوند هم وعده و نصرت خود را عملی میکند.

نکته دیگری که موید برداشتهای بالاست سوره نصر است که پس از فتح مکه ودر آخرین سال عمر پیامبر نازل شده است.هر چند انجا کلمه ذنب نیامده اما خدا به پیامبر دستور استغفار میدهد.
"نصر خدا و پیروزی آمد.و مردم را می بینی که گروه گروه به دین خدا در می آیند.پس پروردگارت را تسبیح کن و طلب آمرزش کن."
یعنی پیامبر هم چنان تا فتح مکه این نگرانی نسبت به آینده دعوت خود و فراگیر شدن دین اسلام را داشته است.
سیدکاظم فرهنگ
ali Offline
#10 ارسال شده : 1396/11/28 11:21:46 ق.ظ
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 343

تشکرها: 4 بار
12 تشکر دریافتی در 12 ارسال
مراد از غفران ذنب در سوره فتح چيست؟

علاوه بر 4 برداشت فوق،برداشتي نيز توسط حجت الاسلام صبوحي ارايه شده است (نقل به مضمون)

"غفران به معناي پوشاندن است.پوشاندن گناه،دو مرحله دارد يكي پوشاندن ظهور و بروز گناه يعني گناه انجام نشود و ديگري پوشاندن آثار گناه بعد از انجام ان كه همان معناي مغفرت رايج در ميان ماست.

اين ايه در سوره فتح؛به معناي نخست غفران است و اصلا خود دليلي بر عصمت پيامبر است كه گناهي از ايشان ظاهر نميشود.

در سوره فتح،خداوند پيامبر را به گشودگي در كار رسالت و فراگيرشدن دين الهي بشارت ميدهد و با تاكيد بر اين عصمت ،مردم و مسلمانان را به همراهي با ايشان دعوت ميكند"
کاربرانی که در حال مشاهده انجمن هستند
Guest (3)
جهش به انجمن  
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن نمی باشید.

قدرت گرفته از YAF 1.9.6.1 | YAF © 2003-2018, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 0.642 ثانیه ایجاد شد.
logo-samandehi