آپارات اينستاگرام لينكداين
logo
پر بازدید ترین عناوین تالار از ابتدا: ایه 59 سوره احزاب(حجاب):زنان مسلمان،جلباب(روپوش) رابه بدن خود نزدیک کنند تا مورد اذیت قرار نگیرند (تعداد مشاهده:53827)    اوقات نماز های یومیه در قران (تعداد مشاهده:44161)    عسل شفا بخش همه مردم-ایه 69سوره نحل (تعداد مشاهده:34404)    آيات 11تا 13 حجرات:برادران ایمانی هم رامسخره نکنید.بدگمان نباشید.غیبت نکنید.تجسس نکنید (تعداد مشاهده:29113)      پر بازدید ترین عناوین سه ماه گذشته: تدبر و فهم سوره مرسلات:واي بر مكذبين    تدبر و فهم سوره تكوير:منظور از حشر وحوش چيست؟ درس و مفهوم ايات سوره اذاالشمش كورت    تدبر و فهم سوره مطففين:كم گذاشتن از حقوق مردم،تمسخر مومنان و افسانه خواندن آيات:ناشي ازانكارمعاد    دانلود فايل پي‌دي‌اف تدبر در سوره هاي مرحله اول نزول شامل درس سوره ها،نكات مهم و كلمات كليدي       آخرین رویداد تالار: اپلیکیشن تنزیل با امکانات جدید، مناسب برای هر ایرانی علاقه‌مند به قرآن      

توجه

Icon
Error

عنوان جدید ارسال پاسخ
Guest
#1 ارسال شده : 1394/10/23 01:17:40 ب.ظ
Guest

رتبه: Guest

گروه ها: Guests
تاریخ عضویت: 1391/10/20
ارسالها: 568

14 تشکر دریافتی در 13 ارسال
با سلام

با توجه به اينكه در قرآن بارها از تقليد از ابا واجداد و بزرگان و سران قوم،نكوهش كرده است،چرا در مسايل ديني به مراجع تقليد مراجعه ميكنيم؟ايا قران با اين گونه تقليد از يك نفر موافق است؟


كلمات كليدي:تقليد مرجع دين فقه احكام

ویرایش بوسیله کاربر 1396/01/30 08:07:35 ق.ظ  | دلیل ویرایش: edit

ali Offline
#2 ارسال شده : 1394/10/23 04:55:21 ب.ظ
نقل قول
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 364

تشکرها: 4 بار
12 تشکر دریافتی در 12 ارسال
سلام

در اين خصوص ،ابتدا ببينيم خود مراجع تقليد در اين زمينه مي گويند

بعنوان نمونه مطلب زير را از رساله آيت الله سيستاني مرور كنيم:

مسأله ۳.
"شخص مسلمان باید اعتقادش به اصول دین از روی آگاهی و شناخت باشد و نباید در اصول دین تقلید نماید، به عبارت دیگر، وی نمی‌‌تواند گفته‌‌ كسی که عالم به اصول دین است را تنها به این دلیل كه او گفته، قبول كند

و امّا در احكام دین - در غیر مسائل ضروری و قطعی دین - باید شخص، یا مجتهد باشد كه بتواند احكام را از روی دلیل بدست آورد،
یا از مجتهد تقلید كند و
یا از راه احتیاط طوری به وظیفه خود عمل نماید كه یقین كند تكلیف خود را انجام داده است."

پس مي بينيم پس از آنكه فردي اصول اسلام را پذيرفت براي اگاهي از جزييات امور دين خود سه روش كه مورد تاييد عقل هم هست در پيش دارد:

خودش آگاه شود

از آگاهان بپرسد

جانب اطمينان و محافظه كاري رابگيرد تا مطمئن شود درست عمل كرده است.(كه اين مورد در موارد اختلاف بين علما ،مصداق دارد)


ali Offline
#3 ارسال شده : 1394/10/23 05:03:43 ب.ظ
نقل قول
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 364

تشکرها: 4 بار
12 تشکر دریافتی در 12 ارسال
تقليد در قران كريم.چه فقهايي مجاز به فتوا و تقليد شدن هستند؟ در چه مسايلي بايد تقليد كرد؟

حال به بيان نظر مرحوم ايت اله دكتر صادقي تهراني كه در ديدگاه هاي فقهي وتفسيري خود تاكيد بيشتري بر قران دارند،مي پردازيم:

مساله 1
اجتهاد و تقليد مسائل شرعيه چند قسم است:
الف) عقايد اصلى: اصول دين، كه خود اجتهادى و به دوگونه است:
1- نوعى كه به گونه اى خودكفا خودتان آن ها را با دليل هايشان مى دانيد و بدان ها قانعيد.
2- نوعى ديگر كه با پرسش از شرعمداران با ادله ى قانع كننده به آن ها در حد توان و امكانتان قانع مى شويد.

ب) احكام فرعى كه اين نيز بر دو قسم است:
1- احكامى كه هم چون عقايد نيازمند به دلايل قانع كننده است. مانند اصل وجوب نماز، روزه

2- احكامى كه در هرصورت يا بايد درباره ى آن ها اجتهاد خودى و يا غيرى كرد. و يا در صورت عدم توان اجتهاد نوبت به احتياط يا تقليد مى رسد. كه البته مراد از تقليد پيروى بى چون و چرا هم چون يهود و نصارى از علمايشان نيست، بلكه با پيروى شما از دلايل قانع كننده ى مجتهد است، و يا با اطمينان به اين كه مستندات آن مجتهد برمبناى قرآن و سنت قطعى است.

مسأله ی 2- «اجتهاد» و يا- با واژه اى بهتر و رساتر- «استنباط» برحسب كريمه ى: «وَلَوْ رَدُّوهُ إلَى الرَّسُولِ وَ إلى اولى الأمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ» (سوره ى نسا، آيه ى 83)

«اگر-
مسأله ی تاكتيك سرّى جنگى را به پيامبر و به فرماندهان جنگى شان ارجاع دهند همواره حكم آن را برخى از استنباط كنندگانشان: «فرماندهان دانشور» استنباط و كاوش مى كنند.

مسأله ی 3- «تقليد» هم به واژه ى برترش «اتّباعِ احسن القول»: پيروى از بهترين سخن پيرامون احكام شرعيه است

برحسب آيه ى كريمه ى: «فَبَشِّرْ عبادِ. الَّذينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أحْسَنَهُ أولئكَ الَّذينَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أولئكَ هُمْ أولُوا الألْبابِ» (سوره زمر، آيه ى 18)

«پس به بندگان من نويد ده، آنان كه سخن [حق ] را با كوشش و كاوش به گوش [دل ] مى شنوند و بهترينش را پيروى مى كنند، اينانند كسانى كه خدا هدايتشان كرده و هم اينان خردمنداند».

ویرایش بوسیله کاربر 1396/01/30 08:14:54 ق.ظ  | دلیل ویرایش: edit

rahim Offline
#4 ارسال شده : 1394/10/24 06:41:03 ب.ظ
نقل قول
rahim

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member
تاریخ عضویت: 1390/03/04
ارسالها: 130

5 تشکر دریافتی در 4 ارسال
در رساله نوین ایت اله صادقی تهرانی،حتی تقلید و پیروی بدن دانستن دلایل حکم هم منع شده است.

مسأله ی 4- آياتى مانند: «لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكْ بِهِ عِلْمٌ» (سوره ى إسرإ، آيه ى 36) مسئوليت دانستن علمىِ صحيح و شايسته ى احكام اسلامى را برعهده ى همه ى مسلمانان مكلف نهاده، و آن ها را در پيروى از آن چه به آن علم و اطمينان ندارند بازداشته، و راه دنبال روى و تقليد كوركورانه و ناآگاهانه را به طور كلى به روى همگان بسته است، كه شخص مسلمان هر اندازه هم از مسائل اسلامى ناآگاه باشد پيرويش از آن چه مطرح است بايستى از روى آگاهى باشد و بس.

آرى قرآن راه هاى علمى را بروى كل مكلفان گشوده ولى گروهى به عنوان انسداد باب علم، راه علم را بروى خود و ديگران بسته اند، و به جاى آن راه ظن و گمان را گشوده اند!

و از طرفى هم «إنَّ شَرَّ الدَّوابِّ عِنْدَاللَّه الصُّممُّ البُكْمُ الَّذينَ لا يَعْقِلُونَ» (سوره ى انفال، آيه ى 22) «بدترين جنبدگان نزد خداى تعالى كر و لال هايى هستند كه نمى انديشند و عقل و هوش خود را به كار نمى گيرند».

اين دانستن يا به چهره ى خودكفا و مستقيم است كه احكام شرعيه را از كتاب و سنت استنباط كند، و به اصطلاح مجتهد است.
و يا خودش توانايى آن چنانى را ندارد، كه يا به علت عدم استعداد ذاتى و يا به علّتِ ضرورت شغلى براى معيشت زندگى، توان استنباط شايسته و بايسته را ندارد، و اين جا بايستى از شايستگان كمك بگيرد، كه در صورت امكان ميان نظراتشان احتياط كند،

مگر در صورتى كه احتياط خود برخلاف احتياط باشد و يا موجب عسر يا حرج گردد، كه اين «احتياط» زندگى را بر او سخت و تنگ يا ناشدنى سازد، و برحسب كريمه ى «يُريدُ اللَّه بِكُمُ الْيُسْرَ وَ لا يُريدُ بِكُمُ الْعُسْرَ» (سوره ى بقره، آيه ى 185): «خداى سبحان از شما آسانى خواسته و نه سختى» چنان احتياطى نه تنها واجب نيست، بلكه در صورت عسر و زيان يا تضاد حرام نيز مى باشد.

در غير اين صورت بايستى «تقليد» و به عبارتى ديگر از بهترين نظرات فقيهان قرآنى پيروى كند، و اين گونه تقليد كه خود اجتهادى است اجمالى نه تنها با عقل و شرع سازگار است، بلكه اساساً كارى است عقلى و شرعى كه «فاسألوا اهل الذكران كنُتُمْ لاتَعْلَمُونَ » (سوره ى نحل، آيه ى 43): هرگاه نمى توانى بدانى، از آن كه مى داند به شايستگى بپرس، كه در اين جا ترك تقليد بى عقلى است زيرا موجب ترك انجام تكليف الهى است، و مسلماً برعهده تمامى مكلفان است كه از هر راه درستى تكاليف خود را به خوبى بدانند و سپس به آن ها عمل نمايند.

مسأله ی 5- روى همين مبنا است كه امام باقر عليه السلام به مقلدان خود مى فرمود: هر گاه براى شما حديثى گفتم از من بپرسيد كه مستند قرآنيش چيست تا شما را به آن آگاه سازم.

اين شيوه و روش امام معصوم عليه السلام است براى مسلمانان، پس چه شايسته تر و بايسته تر است كه شرعمداران ما كه نائبان غيرمعصوم آن بزرگوارانند نيز با پيروانشان اين گونه رفتار كنند؛ و نه آن كه بگويند جاهل را با عالم بحثى نيست، و با ذكر ننمودن دليل مردم را به پيروى كوركورانه از خودشان وادارند.
ali Offline
#5 ارسال شده : 1394/10/26 10:13:56 ق.ظ
نقل قول
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 364

تشکرها: 4 بار
12 تشکر دریافتی در 12 ارسال
توضيح بيشتر در خصوص مستندات قرآني رجوع به فرد آگاه و تيعيت از قول احسن

مسأله ی 8- پيرامون اجتهاد يا تقليد و يا بالاخره احتياط، دو آيه ى قرآنى سوره هاى «نَحْل» و «زُمَر» زيربناى تمامى مسائل مورد كاوش و پرسش اند،

كه: «وَ ما أرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ إلَّا رِجالًا نُوحِى إلَيْهِمُ فَاسْألُوا أهْلَ الذِّكْرِ إنْ كُنْتُمْ لاتَعْلَمُون. بِالْبَيِّناتِ وَ الزُّبُرِ وَ انْزَلْنا إلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلناسِ ما نُزِّلَ إلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونْ» (سوره ى نحل، آيات 43 و 44)

«و ما پيش از تو «اى محمد» هرگز- براى دعوت مردمان- نفرستاديم مگر مردانى را كه به آن ها وحى مى كنيم پس از آگاهان بپرسيد اگر به گونه اى بوده ايد كه نمى توانيد با ادله ى آشكار و كتاب هاى وحى الهى بدانيد، و اين «ذكر» [قرآن كريم ] را بر تو «محمد» فرستاديم كه آن چه را براى مردمان فرستاده ايم بيانگر باشى و شايد بيانديشند».

و «وَ الَّذِينَ اجْتَنِبُوا الطّاغُوتَ أنْ يَعْبُدُوها و أنابُوا إليِ اللَّه لَهُمُ الْبُشْرى فَبَشِّر، عِبادِ. الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أحْسَنَهُ أولئكَ الَّذِينَ هَداهُمُ اللَّهُ وَأولئكَ هُمْ أولُوْالإلْبابِ» (سوره ى زمر، آيات 17 و 18)

«و كسانى كه- بى چون و چرا- از پرستش و پيروى «طاغوت» دورى جستند و به سوى [الله ] راه يافتند، و (از هر كه و هر چه هست تنها به سوى او) با توبه و پوزش از گذشته ها راهى حق شدند، پس نويد ده بندگان مرا، آنان كه سخن [حق ] را به خوبى مى شنوند [كه با كاوش و كوشش سخنان حق را به دل و جان مى پذيرند] و سپس بهترين سخن را (در راستاى بيانگرى بنيادين حق) پيروى مى كنند، تنها اينانند كه خدايشان هدايت كرده و تنها اينانند صاحبان انديشه و مغز»

و چون برحسب آياتى چند مانند «اللَّهُ نَزَّلَ احْسَنَ الْحَديثِ كِتاباً مُتَشَبِها» (سوره ى زمر، آيه ى 23) قرآن تنها قول احسن است. در نظرات حسن و احسن شرعمدارانِ پژوهشگرِ قرآنى هم كه داراى درجات حسن و احسن در تَفَهُم قرآنى مى باشند تنها فهم احسنشان مورد پيروى مكلفان است و بس، گرچه قرآن كلًا احسن القول است.

ولى در صورت اختلاف تكاملى قرآن پژوهان، اكمل و احسنش تنها شايسته ى پيروى علمى، عقيدتى و عملى است.


در آيه ى «نحل»، «أهل الذكر» كه از ديدگاه قرآن آگاهان شايسته به كتاب و سنت قطعيه اند، تنها اين شايستگان مورد پرسِشِ درستِ نادانسته هايند، اما براى چه كسانى اين پرسش شايسته و بايسته است؟

براى شما مكلَّفِ مسؤل، بشرط «إنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ» اگر نمى دانسته ايد و نمى توانيد بدانيد، كه يا توانايى و كشش ذاتى آن را نداريد، و يا گرفتارى و مسئوليت و موقعيت زندگى به شما چنين فرصتى را نمى دهد كه نادانسته هايتان را با استنباط تفصيلى از كتاب و سنت جويا شويد، و يا اگر در هر دوى اين ها عذرى نداريد، ولى اكنون تكليفى فرا رسيده و شما فرصتى براى آن گونه دانستن خودكفاى اجتهادى نداريد، در اين مثلث مشترك الزواياى «إنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ» پرسش از «أهْل الذِكْر» حتمى و بايسته است، گرچه در ضلع سومش احياناً كوتاهى كرده ايد كه خود را در راه دستيابى به تكليف حاضر از پيش آماده نكرده ايد. و آيا اين جا تنها جاى صِرفِ پرسش است، كه تقليدى كوركورانه براى شما كافى باشد؟

هرگز چنان نيست، زيرا برمبناى «بِالْبَيِّناتِ وَ الزُّبُرِ» پايه ى اساسى اين تكليف چند بعدى است كه يكى از آن ها پرسش از «أهْل الذِّكْر» مى باشد، كه بايد برمبناى «بَيِّنات و زُبُر» با براهين روشن و روشنگر كتاب هاى وحى تحقق يابد،

در جو اسلامى هر دوى بينات و زبرش «كتاب و سنت قطعيه» است زيرا اين هر دو كه معجزه ى رسالت و خود رسالت مى باشد در قرآن جمع است، كه هرگز زمينه اى براى اختلاف در ميان عاقلان ندارد.

و اگر در شرايع ديگر بينّات، معجزات انبياء، و زُبُر كتاب هاى آسمانى بوده است. امّا در شريعت پايانى هر دوى آن ها در [قرآن كريم ] جمع است كه سنت محمدى صلى الله عليه و آله و سلم هم اصلش قرآن است. چه در بعد دلالت لغوى و يا دلالت وحيانى ويژه از حروف رمزى رسمى، و يا رمزهايى در كلمات دالّش و بطون آياتش.

و مى بينيم، همان گونه كه «أهل الذِّكْر» تنها بر محور «بَيِّناتْ و زُبُر» آگاهان شايسته و بايسته مى باشند، پژوهشگران و پرسش كنندگانِ از آنان نيز بايستى «بالبينات و الزبر» پرسش كنند، و نه آن كه هر چه از آنان شنيدند بدون هيچ برهانى بپذيرند كه در اين صورت تقليدشان كوركورانه و يهودى گونه خواهد شد.
ali Offline
#6 ارسال شده : 1394/10/26 10:19:01 ق.ظ
نقل قول
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 364

تشکرها: 4 بار
12 تشکر دریافتی در 12 ارسال
چه كسي صلاحيت فتوا دادن دارد و جزو اهل الذكر محسوب ميشود؟

مسأله ی 10- آيا «اهل الذكر» كه شايستگى و بايستگى اين گونه پرسش ها را دارند، شرطى در صحت اين پرسش در اين ميان ندارند؟

ج: آيه ى زمر كه بيانگر آگاهى شايسته بر حكم خدا است هر دوى اجتهاد و تقليد را براساس «احْسَنَه» مقرر كرده است، و بر اين اساس آيه ى نحل هم كه تنها بيانگر راه اصيل اين آگاهى است مكلفان را به پيروى از «أحسنه» فرا خوانده است. و چون «عباد» در اين جا عموم مكلفان را دربردارد، و نه تنها خصوص عالمان را، براين مبنا، «يَسْتَمِعُونَ القول» نظر به قول حَسَن دارد، و نه هر سخنى و از هر كس و ناكسى، زيرا شنيدن همه ى گفته هاى حق و باطل هم در حوصله ى عموم مردم نيست و احياناً گمراه كننده هم هست؛

و تنها شرعمدارانند كه شايستگى و بايستگى دارند هر سخن حق و باطلى را بشنوند و بررسى كنند تا باطلش را نفى و بهترينش را انتخاب نمايند. و خود «أحْسَنَه» نيز- كه «بهترين» است- دليلى است ديگر براين كه «قولِ» مورد شنيدن تنها گفته هايى است كه بر پايه ى كتاب و سنت به گونه اى عاقلانه و عادلانه و از شيعه ى دوازده امامى و در راستاى حقيقت نگرى باشد، كه چنان قول و سخنى از ديدگاه قرآن زيبا و «حَسَن» است، و زيباتر و أحْسَنَش سخنى است كه با قرآن و سنت در راستاى بيان حكم خداى تعالى هماهنگ تر و رساتر باشد. كه در غير اين دو صورت مرجع تقليد نه اهل الذكر است و نه قولش حسن است تا چه رسد كه احسن باشد. فتوا دادن كسى كه حداقل يك دوره ى كامل احكام قرآن را اصالةً و در حاشيه اش سنت قطعيه را درست بررسى نكرده حرام و پيروى از او نيز حرام است؛

زيرا برخلاف گمان بسيارى از فقيهان بيش از هزار آيه ى قرآن، پيرامون احكام فقهى در [قرآن كريم ] موجود است، و حتى تنها پانصد آيه را كه به گمانشان تنها آيات احكامند نيز به گونه اى شايسته مورد استدلال آقايان قرار نگرفته است، و به گمان «ظنّى الدّلالة» بودنشان اگر برخلاف روايات يا اجماعات يا شهرت ها يا فتواهايى باشند مورد تحميل و تأويل قرار داده و برخلاف نص و يا ظاهر مستقر [قرآن كريم ] مظلوم نظر داده و مى دهند.

هم چنين حرام است فتوا دادن كسى كه [قرآن كريم ] را به عنوان دليل قطعى قبول نكرده و دلالت لغات و جملات آن را در حدّ ظن و گمان مى پندارد،
بنابراين بر تمامى بالغان و مكلفان واجب است كه براى به دست آوردن فتاواى قرآنى، به گونه اى شايسته پى جويى كنند، زيرا با كمال تأسف و شرمسارى، نظرات بسيارى از فقيهان سنّى و شيعه پايه ى قرآنى ندارد و برخلاف نص و يا ظاهرِ مستقرِّ [قرآن كريم ] است، كه اين هم در نتيجه ى بى توجهى فقيهان سنّى نسبت به قرآن در برابر كتب ششگانه شان: «صحاح سّته» و گمانى پنداشتنِ دلائل قطعى قرآن توسط فقيهان شيعى مى باشد،
rahim Offline
#7 ارسال شده : 1394/10/28 02:29:46 ب.ظ
نقل قول
rahim

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member
تاریخ عضویت: 1390/03/04
ارسالها: 130

5 تشکر دریافتی در 4 ارسال
يكي ديگر از نكات متمايز نظرات ايت اله صادقي تهراني در باب تقليد،اين است كه وي اتباع احسن را تنها وظيفه مكلفان وعوام نمي داند بلكه معتقد است مجتهدان و فقيهان نيز بايد با مشورت باهم به قول احسن برسند تا از اين تعدد فتواها هم خارج شد.

"مسأله ی 12- انتخاب احسن الاقوال يك مسئوليت عمومى و شرعى است كه تكليف شرعى عموم مجتهدان و مقلدان و محتاطان را مشخص و معيّن مى كند. چون اطلاق لفظ عباد در آيه شريفه شامل همه ى مكلفّان اعم از علما، يا غير علما كه مقلدان و عوامانند مى باشد و نه فقط علما و مجتهدان، با اين امتياز كه اينان بايد اضافه ى بر نظرات خودشان نظرات همكاران و همراهان خود را نيز با براهينشان بررسى كنند و بهترينشان را با برهان مورد پسندشان پيروى نمايند كه «امرهم شورى بينهم» (سوره ى شورى، آيه ى 38) خود وسيله اى جمعى براى دستيابى به «احسنه» است.

و ديگران هم كه توان و يا فرصت اين گونه اجتهاد را ندارند بايستى در يافتنِ «احسن القول» اجتهاد كنند، كه به وسيله اى شرعى مانند گواهى دو عادل آگاه و شياع ميان قرآن پژوهان و شهرت سالم و با اساس برمبناى قرآن، بدون معارضِ برابر يا قوى تر، و يا هر وسيله ى ديگرِ شرعى از شايسته ترين مجتهدان پيروى كنند كه برحسب حديث حضرت امام عسكرى عليه السلام داراى چهار ويژگى كمياب باشند، و آيا آگاهى بر اين چهار شرط مهم بدون بررسى دقيق و به كار بردن عقل و فكر در پرتو ايمان امكان پذير است؟ هرگز!. "
kabir Offline
#8 ارسال شده : 1394/10/29 09:28:22 ق.ظ
نقل قول
kabir

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member
تاریخ عضویت: 1390/11/17
ارسالها: 207

5 تشکر دریافتی در 4 ارسال
موضوع شوراي فقيهان در مساله 23 رساله نوين ايشان نيز ذكر شده است:

"اجتهاد شورايى در احكام سياسى و غير سياسى كه مورد اختلاف است، برحسب كريمه ى «وَ أمْرُهُمْ شُورى بَيْنَهُمْ» (سوره ى شورى ، آيه ى 38) ضرورتى اسلامى است، زيرا رأى شخص واحد هر اندازه هم از نظر علم و تقوا برتر از ديگران باشد، بازهم در برابر نظر جمعى شوراى فقيهان، احياناً مورد بازنگرى و تبلور و تكامل خواهد بود، زيرا تبادل نظرات- ميان اهل نظر- فقيهان را مطمئن تر و نظرات مَأخوذه را تكامل بيشترى مى بخشد.

و اين جا اگر در شوراى فقيهان شايسته اتفاق نظر حاصل شود كه چه بهتر و برازنده تر، و اگر هم اتفاق نظر حاصل نشود، به هرحال نظراتشان پخته تر و نزديك تر به واقع مى شود و اينجاست كه پيروى از راى اكثر جا دارد و متعيَّن است.

و اگر شرعمداران برمبناى تفكر درست و شور در احكام قرآن فتواهايى دهند. اختلاف در احكام بسى كم تر و كم رنگ تر خواهد شد، كه مرجع اصلى در اين ميان قرآن و سنت قطيعه است و شوراى فقيهان نيز بايد برمبناى اين دو باشد. كه در اين صورت مرجع تقليد تنها شوراى فقيهان خواهد بود و نه اين و آن،

و در صورت عدم تحقق شوراى فقيهان، تنها از فقيهى بايد تقليد كرد كه «احسن القول» را براساس قرآن گويا باشد، و اگر شما از مجتهدى كه او را عالم تر و با تقوى تر از ديگر مجتهدان دانسته ايد تقليد كرده ايد، براى اطمينان بيشتر با بررسى احكام قرآنى تقليدتان را محكم تر كنيد، و يا در صورت تخلف مرجع تقليدتان از فقه قرآنى بايد تقليد از او را ترك بگوييد، ولى اگر مجتهد باشيد و كس ديگرى را از خود اعلم و اتقى بدانيد در اين صورت بايد در مسائل مورد اختلافتان از او تقليدى مجتهدانه كنيد و در هر صورت پيروى از «احسن القول» و قول احْسَنْ بر همه مكلفان واجب و لازم و متعين است.
kabir Offline
#9 ارسال شده : 1394/10/29 09:42:02 ق.ظ
نقل قول
kabir

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member
تاریخ عضویت: 1390/11/17
ارسالها: 207

5 تشکر دریافتی در 4 ارسال
سئوال ديگري كه در خصوص تقليد مطرح است،ضرورت تقليد از يك مرجع در همه زمينه هاي ديني و فقهي است.

مخصوصا در شرايط جديد و با تنوع مسايل مستحدثه و تخصصي شدن بسياري از حوزه ها،ايا در همه مسايل با يد از يك نفر تقليد كرد يا اگر برخي مراجع در برخي زمينه ها تخصص و علم بيشتري دارند،ميتوان در آن زمينه ،به آنها رجوع كرد؟

برخي مراجع با توجه به فلسفه تقليد كه رجوع جاهل به اعلم است ،در صورتيكه اعلميت و تخصص مراجع در موضوعات مختلف ،متفاوت باشد،تقليد در موضوعات مختلف از افراد اعلم آن زمينه را مجاز دانسته اند.مثلا در باب معاملات از مرجع متخصص تر در اين باب و در باب نماز از فقيه اعلم در اين باب.

ايت اله صادقي تهراني نيز كه اساس تقليد را از تبعيت از قول احسن ميداند،اين طرز عمل را واجب دانسته است كه در زير به آن اشاره ميشود:

مسأله ی 23- اگر توانايى يا امكان اجتهاد مطلق را در تمامى مسائل ندارد، ولى در بعضى مسائل قدرت اين را دارد كه يا خودش با استفاده از كتاب و سنت قطعى اجتهاد نمايد و حكم الهى را به دست آورد و يا مجتهد ديگرى آن مسائل را طورى برايش بيان كند كه قانع شود، در اين دو صورت مى تواند بلكه واجب است به آن چه خودش از راه دليل شرعى قانع شده عمل نمايد،

و در صورتى كه مجتهدى از شما كه خود هم مجتهديد- در فتواهايش و يا بعضى از آن ها- برمبناى كتاب و سنت- از شما برتر باشد برمبناى اتبّاع از قول احسن بايد در مسائلى كه از شما برتر است از او تقليد كنيد البته برمبناى اجتهادى كه خود آن تقليدى اجتهادى است.

مجتهدان عادل و با انصاف كسانى هستند كه تعبّد به رأى خود ندارند بلكه آن ها پيروان دليل اند و چون دليلى قاطع بيابند نظر و رأى خويش را بر آن مبنا استوار مى نمايند، و ديگران هم برمبناى اين كه اين خود «احسن القول» است بايد آن را بپذيرند.

و جاى بسيار شگفتى است كه شرعمداران ما نوعاً مسائل دشوار عقلى را در ديد و دسترس عموم مردم مى نهند، با آن كه بسيارى از آن ها كشش دريافتش را ندارند، چون داراى چنان تخصصى نيستند، ولى مسائل فقه عملى را كه عموماً عُرفياتى بيش نيستند، و فهمشان در اختصاص همان عُرف است، از دسترسشان دور نگه مى دارند. در صورتى كه خودشان براى دريافت مفاهيم عرفيه ى آيات و روايات به همان فهم عرفى نيازمندند، با آن كه روش پيامبر بزرگوار صلى الله عليه و آله و سلم و ائمه ى اطهار عليها السلام همين بوده كه حقايق اسلامى و به خصوص احكام شرعيه را در حد امكان با براهينش در دسترس عموم مى نهادند، تا هر كس به اندازه ى توان و استعدادش از اين معارف بى كران بهره گيرد، و حتى المقدور در دريافت حقايق دين خودكفا گردد.

و به استثناى امامان معصوم عليهم السلام كه دريافت كننده ى تمامى رسالت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بوده اند. ساير مسلمين همه بايد بدون هيچ امتيازى به منبر شرع گوش فرا داشته و در تفّهم احكام دينى خود و اتخاذ رأى برمبناى كتاب و سنت همواره در طول زمان و عرض مكان مطيع و منقاد و آزاد باشند


مسأله ی 18- اگر گروهى از مجتهدان در تقوا برابرند، ولى از نظر علمى هم هر كدام در بخشى از مسائل فقهيه از ديگران برترند، اين جا واجب است تقليدش را برمبناى «احسن القول» ميان آنان بخش كند، تا در هر صورت از «احسن القول» پيروى كرده باشد.

ویرایش بوسیله کاربر 1394/11/03 02:13:16 ب.ظ  | دلیل ویرایش: edit

ali Offline
#10 ارسال شده : 1394/10/30 02:12:47 ب.ظ
نقل قول
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 364

تشکرها: 4 بار
12 تشکر دریافتی در 12 ارسال
مرحوم صادقي تهراني بر اساس نوع نگاه خود و با استناد به آيات فوق الاشاره،شرط لازم براي مرجعيت را تنها اعلم و اتقي بودن دانسته و زنده و مرده بودن يا زن ومرد بودن را مهم نمي دانند.

مسأله ی 14- «تقليد» و به عبارت بهتر و زيباتر «اتّباع از احْسَن القول»، تنها پيروى از بهترين نظرات فقيهان متعهد است و فقط بدليل اين كه اين فتاوى بهتر و به حقيقت نزديك تر است، مورد اتباع مى باشد،

كه اگر صاحب اين نظر زنده يا مرده باشد، بالغ و يا نابالغ، مرد يا زن يا خواجه و در هر شرائطى كه برشمرده اند باشد يا نباشد، تنها اعلم و اتقى بودنش شرط است و ديگر هيچ،
كه فقط همين راه سالم ترين و مطمين ترين راه انتخاب براى بهترين رأى مى باشد، و تنها همين اساس بايستگى و لزوم اين پيروى است.

مسأله ی 15- روى اين اصل از ديدگاه «فَيَتَّبِعُونَ احْسَنَهُ» تقليد ابتدايى از ميِّتى كه عالم تر و باتقواتر در راستاى فقاهت است بر همه ى مقلدان واجب است، و او بر تمامى مجتهدان زنده و مرده كه ما مى شناسيم برترى دارد
.

زيرا هدف اصلى و يگانه از اجتهاد يا تقليد يا احتياط دسترسى برتر و درست تر به احكام خداست، چه از نظر مردگان باشد يا زندگان، كه در اين ميان مرجع و مقلَّد اصلى خداست و او هم هميشه حى قيوم است، و تمامى پيامبران و امامان عليها السلام و شرعمداران، همه و همه روايت كنندگان احكام خدايند و بس، و روى اين اصل تقليد ميت اعلم اتقى مانند ساير تقليدهاى برتر، در واقع تقليدِ از خداى حى قيوّم است و نه تقليد از مردگان.

وانگهى خود مجتهدان تمامى كوششان در استنباطهاشان به دست آوردن نظرات راويان نخستين معصوم از خداست، كه اينان همه به جز آخرينشان رحلت كرده اند، و در دسترس پرسش ها نيستند و اگر تقليد و پرسش از ميت حرام باشد تمامى اين اجتهادها هم حرام خواهدبود،

و اين كه گفته اند مرده رأى ندارد، و با مرگش رايش نيز مرده است، خود اين سخنى مرده است، و همه كس مى داند كه «احسن القول» تا هنگامى كه بهتر يا برابرش به ميان نيايد، آن بهتر هم چنان زنده و بايسته ى پيروى است گرچه صاحبش مرده باشد.

بنابراين تقليد مجتهد زنده اى كه مرده اى از او شايسته تر است خود تقليدى مرده و تقليد مرده است، و در برابرش تقليد مرده اى كه تاكنون از همه ى مردگان و زندگان برتر است تقليدى زنده، بلكه تقليد زنده است، كه مورد تقليد تنها «احسن القول» است و اين هم زنده است و نه شخص مرده يا زنده.

و اگر بگويند كه رهبرى مسلمين رهبرى دوگانه ى سياسى و روحانى است، و شخص مرده نمى تواند رهبرى سياسى داشته باشد؟ پاسخش اين است كه اجتهادات سياسى كه برحسب اختلاف شرائط زمانى و مكانى تغييرپذير و گوناگون مى شود، مانند ساير مسائل مستحدثه ى نوظهور در انحصار مجتهدان زنده و برمبناى نظرات «أحسنه» است، گرچه صاحب اين نظر مبنايى مرده باشد.
kabir Offline
#11 ارسال شده : 1394/11/05 07:46:02 ب.ظ
نقل قول
kabir

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member
تاریخ عضویت: 1390/11/17
ارسالها: 207

5 تشکر دریافتی در 4 ارسال
اما روش پیدا کردن فرد واجد شرایط فتوا دادن و شایسته تبعیت چیست؟فرد اعلم و اتقی را چگونه بشناسیم؟

مسأله ی 17- در تشخيص تقواى بيشتر احياناً خود مكلف مى تواند موفق تر از ديگران باشد، و يا از هر راه صحيح شرعى ديگرى به دست آورد، مثلًا احتمال نمى دهد كه اين مرجع حقيقت را فداى مصلحت! كند، و يا اين احتمال در اين شخص كم تر از ديگران است،

ولى در تشخيص اعلم بودن يا گواهى دو عادل از اهل خبره ى قرآنى كه معارض برابر يا برترى نداشته باشند، و يا شهرت و شياع سالم و بى دوز و كَلَك كه براساس حقيقت نگرى باشد، و يا مكلفى كه خود اهل خبره و تشخيص در مسائل فقهيه است بتواند با بررسى نظرات مجتهدان نظر برتر را در اين ميان يا به طور اطمينان و يا- لااقل- احتمال عرفى و عقلايى تشخيص دهد، كه در هر صورت تقليد از اين شخص واجب است،
ولى اگر به هيچ وسيله ى ممكنى نه اطمينان به اعلميت يافت و نه احتمال، اين جا مخير است، از هر كدام بخواهد پيروى كند، و يا تقليدش را ميان آنان پخش نمايد،
و
مسأله ی رجوع به اهل خبره اصلى است وجدانى و فطرى و شرعى كه اگر خودت از اهل خبره در مسائل شرعيه نيستى به خبرگان در اين سامان مراجعه كنى، تا بر پايه ى خبره بودنشان شخص مورد اعتمادِ برترِ از نظر علم و تقوى را به شما معرفى كنند و اين خبره گى و شهرت در انحصار پژوهشگران قرآنى است و بس و نه غيرقرآنى كه بيانگر احسن القول نيست بنابراين چون مايقين داريم كه حوزه هاى علميّه ما متأسفانه مبناى صد در صد قرآنى ندارند، بنابراين نوعاً نمى توانند در اين مسائل مورد مشورت قرار گيرند.


Guest
#12 ارسال شده : 1395/01/16 10:39:46 ق.ظ
Guest

رتبه: Guest

گروه ها: Guests
تاریخ عضویت: 1391/10/20
ارسالها: 568

14 تشکر دریافتی در 13 ارسال
نظر علامه سيد محمد حسين فضل اله نيز چنين است:
"تقليد از اعلم"

در مساله اعلميت، من بناي عقلا را_ كه مبناي مساله تقليد است_ اساسا مقيد به رجوع به اعلم نيافته ام، بلكه مردم در همه امور خويش به اهل خبره رجوع مي كنند و تعصب و اصرار خاصي به مراجعه به اعلمِ اين امور ندارند. اما اينكه مردم در مسائل مورد اختلاف به اعلم رجوع مي كنند، تنها در صورتي است كه مساله اي در هر حال، احتياط را بطلبد و نه حجت و دليل را.

اين امر را در رفتار مردم ملاحظه مي كنيم كه هنگامي كه كار به مرحله خطرناكي مي رسد، به پزشك اعلم رجوع مي كنند و چه بسا، علاوه بر اعلم تقاضاي تشكيل كميسيون پزشكي مي نمايند تا همه گونه احتمالي كه به تشخيص يا درمان بيماري كمك مي كند مورد مطالعه قرار گيرد.

بنابراين، رجوع به اعلم در مسائل اختلافي، در سيره عقلا_ مگر در حالات اضطراري_ الزامي و حياتي نيست. مي دانيم كه ما در مسائل شرعي مامور به احتياط نيستيم كه در هر صورت به حكم واقعي عمل كرده باشيم. بلكه ما ماموريم حجت و دليل و يا حتی عذر شرعي داشته باشيم و اين امور همه با رجوع به مجتهد فقيه و پارسايي حاصل مي شود.

فقه زندگي، ص ٢٢
مسلم
#13 ارسال شده : 1397/01/31 06:51:34 ب.ظ
Guest

رتبه: Guest

گروه ها: Guests
تاریخ عضویت: 1391/10/20
ارسالها: 568

14 تشکر دریافتی در 13 ارسال
با تشکر و تقدیر از تمامی برادران گرامی که در این عرصه تلاش می کنند
پاسخ سریع نمایش بخش پاسخ سریع
کاربرانی که در حال مشاهده انجمن هستند
Guest (3)
عنوان جدید ارسال پاسخ
جهش به انجمن  
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن می باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن می باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن می باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن می باشید.

قدرت گرفته از YAF 1.9.6.1 | YAF © 2003-2018, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 0.333 ثانیه ایجاد شد.
logo-samandehi