logo
پر بازدید ترین عناوین تالار از ابتدا: مطالب زیبا با آیات (تعداد مشاهده:141545)    ایه 59 سوره احزاب(حجاب):زنان مسلمان،جلباب(روپوش) رابه بدن خود نزدیک کنند تا مورد اذیت قرار نگیرند (تعداد مشاهده:100173)    آیا زنان کفار که به اسارت مسلمانان در می آیند بر مسلمانان حلال میشوند و زناشویی با آنها اشکال ندارد (تعداد مشاهده:92462)    اوقات نماز های یومیه در قران (تعداد مشاهده:75784)      پر بازدید ترین عناوین سه ماه گذشته: تدبر و فهم سوره شوري:قران هم در چارچوب تشریع دین واحد برای رفع اختلافات شماست    تدبر و فهم آيه 18 سوره زخرف: آيا اين آيه دو حقيقت در مورد زنان را بيان ميكند يا اعتقاد مشركان مكه را    تدبر و فهم آیه 120 سوره توبه: آیا هرکاری که دشمنان را عصبانی کند، مورد رضایت خداست؟!    سرچشمه اختلاف پیروان ادیان       آخرین رویداد تالار: معرفي كتاب باورها و رفتارهاي قراني در برنامه تلويزيوني مصباح در شبكه قران      

توجه

Icon
Error

ali Offline
#1 ارسال شده : 1400/04/20 10:28:36 ق.ظ
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 1,076

تشکرها: 4 بار
29 تشکر دریافتی در 29 ارسال

ايه 18 سوره زخرف يكي از آياتي است كه محل اختلاف مفسران است و از انجا كه به بحث زنان و دختران اشاره دارد و گاها مورد استناد برخي فقها براي برخي محدوديتهاي اجتماعي زنان شده، علاوه بر قران پژوهان، مورد تامل و علاقه پژوهشگران حقوق زنان نيز قرار گرفته است.

ابتدا آيات را مرور مي كنيم و سپس نظرات مختلف را بيان مي كنيم:

أَوَمَن يُنَشَّأُ فِي الْحِلْيَةِ وَهُوَ فِي الْخِصَامِ غَيْرُ مُبِينٍ ﴿18﴾

انصاریان: آیا کسی را [شریک خدا قرار داده اند] که در زر و زیور پرورش یافته است و [هنگام] مجادله و بحث بیانش روشن نیست؟

خرمشاهی: آيا كسى كه در زر و زيور پرورش يافته است [دختر] كه در جدل هم ناتوان است [شايسته نسبت دادن به خداوند است؟]

فولادوند: آيا كسى [را شريك خدا مى كنند] كه در زر و زيور پرورش يافته و در [هنگام] مجادله بيانش غير روشن است

بازرگان:[و فرد مشركي كه صاحب دختر شده چنين داوري مي‌کند] آيا کسي که در [شيفتگي] به زيور‌ها پرورش يافته [=بزرگ شده] و در جدال‌ها زبان آوري ندارد23 [مي‌تواند همسان پسر باشد!]؟

در واقع اختلاف اصلي مفسران در اين است كه آيا اين جمله ،بيان كننده حقيقيتي عام در مورد دختران از جانب خداست يا اينكه خداوند با اعتقاد خود انها با مشركان جدل كرده است و يا اينكه اصلا گوينده اين جمله، خود مشركي است كه در ايه قبل صاحب دختر شده است؟


كلمات كليدي: زخرف دختر زنان زينت حليه جدال خصام
ali Offline
#2 ارسال شده : 1400/04/21 12:08:48 ق.ظ
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 1,076

تشکرها: 4 بار
29 تشکر دریافتی در 29 ارسال
تفسير هاي مختلف ايه 18 زخرف در خصوص زنان و دختران


أَ وَ مَن يُنَشؤُا فى الْحِلْيَةِ وَ هُوَ فى الخِْصامِ غَيرُ مُبِينٍ


يعنى آيا خدا دختران را فرزند خود گرفته ، و يا اين مشركينند كه از جنس ‍ بشر آنهايى را كه در ناز و نعمت و زر و زيور بار مى آيند فرزند خدا تصور كرده اند، با اينكه در بيان و تقرير دليل گفته خود و اثبات ادعايشان عاجزند و دليل روشنى ندارند.

اين دو صفت كه براى زنان آورده ، براى اين است كه زن بالطبع داراى عاطفه و شفقت بيشترى و تعقل ضعيف ترى از مرد است ، و به عكس ‍ مرد بالطبع داراى عواطف كمترى و تعقل بيشترى است . و از روشن ترين مظاهر قوت عاطفه زن علاقه شديدى است كه به زينت و زيور دارد، و از تقرير حجت و دليل كه اساسش قوه عاقله است ضعيف است .

تفسیر المیزان


آيا آنكه در زيور بزرگ ميشود و در مخاصمه آشكار كنندۀ دليل نيست؟. آيۀ را چنين معني كرده اند: آيا و براي خدا قرار دادند يا آيا خدا اتخاذ كرده براي فرزندي، دختراني را كه در زيور تربيت و بزرگ ميشوند و در موقع مخاصمه بتقرير حجت و دليل خويش قدرت ندارند؟.
بعقيده الميزان اين سخن بيان واقع است زيرا زن طبعا از حيث عاطفه از مرد قوي و از حيث تعقل از مرد ضعيف است و مرد بعكس زن ميباشد و شاهد واضح عاطفه اش همان علاقۀ شديد او بزيور و ضعف او در تقرير دليل خويش است.

ممكن است بگوئيم: اين سخن قول مشركان است كه در موقع بشارت بدختر ميگفتند: آيا بشارت ميدهيد دختري را كه … و اگر از كلام خدا باشد بيان واقع است چنانكه الميزان گفته.

قاموس قرآن، ج ۲، ص: ۲۵۶

ali Offline
#3 ارسال شده : 1400/04/23 01:11:13 ب.ظ
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 1,076

تشکرها: 4 بار
29 تشکر دریافتی در 29 ارسال
آيا ايه 18 زخرف،به ضعف دختران اشاره دارد؟

زن ها را شما طرزی تربیت کردید که اینها با آرایش و با زیور به سر می برند، یک؛ در استدلال های علمی یا مجاهدت ها حضور ندارند، دو؛ به نظر شما و در جامعهٴ شما زن ارزشی ندارد و همین موجودِ بی ارزش را برای خدا قائل شدید که خدا دارای دختر است و برای خودتان پسر انتخاب می کنید. آیه در صدد این نیست که بگوید زن ها ضعیف تر از مرد هستند، چون با آیات دیگر باید بسازد!

آیات دیگر می گویند: ﴿إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ﴾. در سوره مبارکه «نحل» و مانند آن فرمود که معیار فضیلت دو چیز است: ایمان است و عمل صالح، هر کسی این کار را بکند ﴿مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثَی﴾ ما به او حیات طیّب می دهیم؛ حالا شما اگر توانستید جامعه را طرزی تربیت کنید که زن ها ﴿یُنَشَّأُ فِی الْحِلْیَهِ﴾ نباشند و ﴿فِی الْخِصَامِ﴾ در احتجاجات و در مبارزات حضور داشته باشند، به چه دلیل شما می توانید بگویید این مرد أفضل از آن زن است؟ در جامعه جاهلی این چنین بود، اما آیا «عند الله» مرد بودن فضیلت است و زن بودند رذیلت؟ یا «عند الله» معیار تقواست؟

بنابراین آیه نمی خواهد بگوید «عند الله» زن پَست تر از مرد است، بلکه می فرماید که جامعه این طور است

پرسش: قرآن هم فرق گذاشته است: ﴿لِلذَّکَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَیَیْنِ﴾. (3) پاسخ: ارث است و ارث که معیار کمال نیست! مگر کسی که مال بیشتری دارد نزد خدا أفضل است؟! از طرفی «مَهریه» دارد که مرد باید بپردازد! «مسکن» دارد که مرد باید بپردازد! «نفقه» دارد که مرد باید بپردازد! «کِسوه» دارد که مرد باید بپردازد! درآمد زن بیشتر از مرد است! لذا فرمود: ﴿أَ وَ مَنْ یُنَشَّأُ فِی الْحِلْیَهِ﴾. کسب و کاسبی برای مرد است؛ ولی اکثر بهره ها را زن می برد! این چنین نیست که اگر مرد دو برابر ارث داشت، پس مرد بالاتر از زن است.

در مناظرات علمی وقتی جامعه طوری باشد که شخصی مانند فاطمه زهرا(سَلَامُ اللَّهِ عَلَیْها) تشریف آورد، وقتی وارد مسجد مدینه شد همه را خفه کرد! پس «هِیَ فِی الْخِصٰامِ مُبینَهٌ»! وجود مبارک زینب کبریٰ هم همین طور بود! حالا آن مصیبت و داغ و مانند آن حرف دیگر بود؛ هم مجلس بنی امیه را در کوفه خفه کرد، هم مجلس بنی امیه را در شام خفه کرد، همه را خفه کرد! پس «هِیَ فِی الْخِصٰامِ مُبینَهٌ»، منتها یک حسین بن علی(سَلَامُ اللَّهِ عَلَیْه) می خواهد که اینها را بپروراند. زمینه اگر باشد، او هم همین طور است! الآن شما می بینید که محصّلین «جامعه الزهراء» کمتر از شماها نیستند! آن دانشگاه ها کمتر از دانشجوهای پسر نیستند! درس خواندند، بعضی متجزّی شدند و بعضی به اجتهاد رسیدند! کتاب های خوبی هم نوشتند و کتاب های خوبی هم دارند می نویستند. اگر راه باز باشد _ به برکت خون های پاک شهدا _ اینها هم یاد می گیرند.

غرض این است که این دو آیه در صدد این نیست که زن «عند الله» ناقص است، بله زن «عندکم» ناقص است! شما که زن را ناقص می دانید، برای خودتان پسر قبول کردید و برای خدا دختر، همین! ﴿تِلْکَ إِذاً قِسْمَهٌ ضِیزَی﴾ همین است، اگر زن «عند الله» ناقص بود دیگر نمی فرمود ﴿مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثَی وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَاهً طَیِّبَهً﴾.

پرسش: اما ما عملاً می بینیم که زنی پیغمبر نمی شود؟ پاسخ: آن کار اجرایی است! زن مرجع تقلید هم نمی شود؛ ولی زن می تواند در حدّ صاحب جواهر فقیه بشود و مرجع تقلید تربیت کند! کارهای اجرایی بله؛ تماس گرفتن با مردم و تماس گرفتن با ارباب رجوع این کار مرد است، این کار اگر نقص نباشد کمال هم نیست. اما زن می تواند در حدّ شیخ انصاری باشد، در حدّ صاحب جواهر بشود و شاگردانی تربیت کند که آن شاگردان مرجع تقلید باشند!

ايت اله جوادي آملي
admin1 Offline
#4 ارسال شده : 1400/04/25 02:09:11 ب.ظ
admin1

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/02/14
ارسالها: 199

8 تشکر دریافتی در 7 ارسال

ديدگاه های مختلف مفسران در آیه 18 سوره زخرف
بطور كلى، چهار احتمال درباره آيه مذكور مطرح شده است:

ـديدگاه اول مبنى بر اينكه ، اين آيه بيانگر نظر مشركان و حق ستيزان درباره دختران و زنان است .

به تعبير ديگر،اين آيه،سخن مـشـركان،از علت نـاراحتى تـولد دختر است، گويـى مىگويند:«چطور مىتـوانم از تولد دختر،ابراز ناراحتى نكنم،زيرا او كسى است كـه در زيور و زينت رشد مىكند و در مخاصمه يا جدال، ناتـوان است و ماية ننگ من است ونمىتواند براى من افتخارآفرين باشد».(اين ديدگاه با سياق آيات هماهنگى دارد)

ديدگاه دوم ـ صفات و ويژگىهاى مذكور در آيه، مربوط به صفات زنان عصر نزول است كه در فرهنگ عرب جاهلى و زمان نزول قرآن، در بين زنان آن محيط، وجود داشته است.

ديدگاه سـوم ـ اين آيه ناظر به بتها اسـت.چـون بتها معمـو ًلا با طلا و نقـره ساختـه مىشدند و زينت داده مىشدند و در مخاصمه ها نيز از خود توان دفاع نداشتند.
اين نظريه به «ابن زيد» نسبت داده شده است و در تفسير طبرسى و قرطبى به آن اشاره شده است.

ـ ديدگاه چهارم زنان،به علت رشد و نمو در زينت آلات و ناتوانى در مجادله،نسبت به مردان ناقص العقل هستند.

نتيجه گيرى
 بررسى سياق و ديدگاه مفـسـران،نشان مىدهد كه در آيات ماقبل و مـابـعـد آيـه ،نـوعى رويكـرد جدلـى وجود دارد و در اين آيه خـداوند خـواسته است طبـق نـظـرمشركان،نادرستى سخنان آنها را آشكار سازد.

از سوى ديگر، واقعيات تاريخى نشان مىدهد كه خصوصيات مورد نظر، با وضعيت زنان عصر نزول آيه هماهنگـى دارد و خطاب آيه مربـوط به زنان جاهليت است كه غالـب آنها در فقر فرهنگى و اجتماعى به سر مى بـردند،و نمى توانستند از خود دفاع كننـد،و در صورت عام،مى توان آن را شامل هـر زنى دانست كه در شرايطى شبيـه زنان عصر نزول،پرورش يابد.

پس اين آيه بيانگر نقصان ذاتى عقـل زنان نيست،دليل بر اين مدعا، آيات متعددى است كه در آنها از زنان اسوه، سخن به ميان آمده است و از آنها با احترام ياد مى كنند.

معصومه قنبرپور، مجله بينات
مدیر تالار
ali Offline
#5 ارسال شده : 1400/04/27 07:59:04 ق.ظ
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 1,076

تشکرها: 4 بار
29 تشکر دریافتی در 29 ارسال

بحثي كوتاه در گروه قران پويان
AJ.S:
سلام
بنظر می رسد محتوای این آیه اعتقاد مشرکان درخصوص فرزند دختر باشد که به دلیل نازپروری و ضعف در درگیری‌ها و آسیب پذیری ناشی از آن، تمایلی به داشتن آن نداشتند.
در حقیقت آیه ادامه آیه قبل در سرزنش و مؤاخذه مشرکان است که دختران را با این جایگاه پست در فرهنگشان برای فرزندی خدا شایسته و برای خود مکروه تلقی می کنند

سيدكاظم فرهنگ:
سلام
مجموعه آیات در نکوهش عقاید غلط مشرکان است
اما این جملات استفهامی را خداوند از آنها برای تنبه و تذکر می پرسد
این جمله در واقع ادامه ايه 16 است که آیا کسی را که علاقمند به زینت است و در جنگ ناتوان، فرزند خدا می گیرید؟

سوال این است که آیازینت دوستی و ناتوانی زنان در جنگ، باور خاص آنها بوده که خدا با زبان خودشان سخن گفته یا یک اصل عمومی است؟

AJ.S:
سلام
بنظر می رسد این اوصاف که برای زنان و دختران بصورت عادی و پیش فرض وجود دارد در فرهنگ جاهلی موجب کراهت فرزند مؤنث برای خانواده ها بوده است.
از دیدگاه الهی شناعت شرک قائل شدن چه با آنها و چه با پسران احتمالا یکسان باشد لذا قصد این آیه اینگونه بهتر معنا دارد که ای مشرکان وقیح، شما حتی برای نسبت دادن فرزندی به خدا جنسی را انتخاب کرده اید که انتم منها تکرهون

ali Offline
#6 ارسال شده : 1400/04/31 01:10:48 ب.ظ
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 1,076

تشکرها: 4 بار
29 تشکر دریافتی در 29 ارسال
تدبر در آیه 18 سوره زخرف:

در این آیه دو نکته درباره دختران و زنان در بر دارد:
یکی پرورش در حلیه
دیگری غیر مبین بودن در خصام

:به نظر اکثر مفسران، این دو صفت، جز صفات ذاتی زن است و دلیلشان هم این است که زنان از عاطفه بیشتر و خرد کمتری نسبت به مردان برخوردارند و در مردان این بالعکس است. پس در تقریر حجت و دلیل که اساسش قوه عاقله است، ضعیف است، هم چنین او را موجودی دانسته اند زود رنج و مغلوب عواطف و احساسات، لذا از آن جایی که ریاست امور عامه و حاکمیت در دولت مستلزم فکر و عقل و خردمندی است، آیه مزبور مویدی بر عدم شایستگی زنان در این باره می باشد.

نظر مفسران درباره آیه مذکور
:این آیه سه بخش دارد که دیدگاه مفسران پیرامون هر قسمت را بیان می کنم:
1. برای « أَ وَ مَن یُنَشَّؤُاْ فىِ الْحِلْیَةِ » سه احتمال بیان شده: کنیز، دختر، بُت
2. در مورد « فىِ الخِصَامِ »دو وجه گفته شده است: استدلال ، بحث
3. برای عبارت «غَیرُ مُبِین» سه وجه گفته اند: کمی فصاحت و بلاغت، ضعف در بیان استدلال، سکوت و عدم پاسخگویی. البته گفته اند احتمالا مورد آخر منظور بتها هستند.


:اگر وجه بت بودن را حذف نماییم، 8 احتمال وجود دارد:
1.دخترانی که در استدلال کردن از فصاحت و بلاغت کمی برخوردارند.
2. دختران که در استدلال کردن ضعیف و از بیان عاجزند.
3 و 4. دختران که در بحث کردن یا از فصاحت و بلاغت کمی برخوردارند یا در بیان استدلال ضعیف و ناتوان هستند.
5 و 6 و 7 و 8. کنیزان که همه احتمالات فوق شامل حالشان می شود.
اگر بت ها را هم در نظر بگیریم، احتمال آخر می شود:
9. بت ها که از بحث کردن و استدلال آوردن عاجز و ناتواننند

:قول مشهور میان مفسران احتمال اول و دوم است. و ضعف زبانی را نشان دهنده ضعف عقلی دانسته اند.


:توجه به این نکته لازم است که برای عرب، فصاحت کلام و شجاعت بسیار مهم بوده و پسران را به دلیل برخورداری از این دو ویژگی دوست می داشتند و از دختران اکراه داشتند.
:small_red_triangle:سیاق آیات نشان می دهد که مشرکان برای تحقیر و توهین به خداوند چیزی را که خود دوست نداشته (دختر داشتن) را به خدا نسبت می دادند که فرشتگان دختران خدا هستند.

علامه فضل الله مخالف نقصان عقلی ذاتی زنان
در میان مفسران شاید بتوان ایشان را تنها مفسر مخالف خرد کمتر زنان دانست.
وی تعبیر « یُنَشَّؤُاْ » در آیه را اشاره به چگونگی آموزش و پرورش زنان می دانند، نه اینکه زنان ذاتا از نظر عقلی و قدرت استدلال از مردان ضعیف تر باشند بلکه این روش تربیتی در میان حلیه است که آنان را چنین بار آورده و در واقع این آیه پرده از واقعیتی تاریخی بر می دارد.

:سپس با اشاره به زنان عصر حاضر که در بحث کردن قوی هستند و اراده ای آهنین در برابر مشکلات دارند، نتیجه می گیرند که ضعف عقلی از ویژگی های ذاتی زن نیست.
ابن عاشور در التحریر و التنویر از قول قتاده نقل کرده که زنان به دلیل همجواری و مصاحبت با زینت آلات، عقلشان کم می شود نه اینکه از ابتدا دچار نقصان عقلی باشند. ولی خودش چون سایر مفسران بر ضعف عقلی زن اذعان دارد.


با عنايت به موارد فوق مشخص شد این آیه در بر دارنده سه نکته است:
1.اشاره به روش غلط عرب جاهلی در تربیت دختران
2. ناتوانی در بیان استدلال نتیجه تعلق خاطر به زر و زیور
3. محاوره و گفت و گوی جدلی خداوند با مشرکان
حال هر مورد را جداگانه بررسی می کنیم

1.اشاره به روش غلط عرب جاهلی در تربیت دختران
در زمان جاهلیت یا دختران را می کشتند یا مستغرق در زر و زیور تربیتشان می کردند. و همین باعث می شد تا زمینه بالفعل شدن تعقل در دختران ضعیف گردد.
از سوی دیگر امام علی علیه السلام می فرمایند:
از مشورت با زنان بپرهیزید مگر زنانی که کمال عقل آنان آزمایش شده باشد.
از این سخن حضرت می توان نتیجه گرفت که زنان استعداد به دست آوردن کمال عقلی را دارا هستند به شرطی که زمینه پرورش آن فراهم گردد.

2. ناتوانی در بیان استدلال نتیجه تعلق خاطر به زر و زیور
این آیه به صورت ظریف و لطیفی اشاره دارد که کسی که در ناز و نعمت رشد یابد قدرت استدلالش ضعیف می گردد و این صرفا خاص زنان نیست، که اگر مردان نیز در چنین شرایطی قرار گیرند، به همان عاقبت دچار می شوند. که در قرآن به نمونه هایی از آنها اشاره شده مانند فرعون که ادعای خدایی می کند و یکی از دلایل برتری اش بر موسی را این می داند که موسی دستبند زرین ندارد.

نمونه دیگر قارون است؛ مردی سرمست از ثروت.
اما در مقابل چنین مردانی خداوند زنانی را مثال می زند که پیرو حق هستند و به عنوان الگویی برای تمام زنان و مردان معرفی شده اند.
= آسیه همسر فرعون؛ الگوی صبر و استقامت در راه حق

3. محاوره و گفت و گوی جدلی خداوند با مشرکان
برخی از اندیشمندان گفته اند که برخی آیات قرآن به روش محاوره و جدلی است که برای ساکت کردن خصم و مخالف از آن بهره برده است. آنچه در اینگونه آیات مطرح است سخنان جدلی است نه برهانی؛ یعنی محکوم نمودن مشرکان با همان چیزی که خودش قبول داشتند.
برتری مذکر بر مونث، اصلی است که نزد مشرکان پذیرفته بوده، نه قرآن کریم. زیرا قرآن ناقص تر بودن زن از مرد را به لحاظ انسانیت و لوازم آن مردود می داند.
در واقع مشرکان چیزی را به خدا نسبت می دادند که داشتن آن را برای خود عیب و عار می دانستند. و خداوند با نگرش خود آنها، ایشان را ساکت می کند.وگرنه دیدگاه قرآن بر سرشت یکسان زن و مرد تاکید دارد و برتری را در تقوای افراد می داند.


جمع بندی
در جمع بندی نهایی می توان گفت که آیه 18 سوره زخرف به سه نکته اشاره دارد:
1. روش عرب جاهلی در تربیت دختران و زنان اشتباه بوده است.
2. هر انسانی چه زن چه مرد، که تعلق خاطر به زیور آلات و مظاهر دنیوی داشته باشد، توانایی استدلالش ضعیف می گردد به طوری که منجر به ضعف عقلی وی نیز می گردد.
3. برای ساکت کردن مشرکان، خداوند از همان طرز تفکر خودشان استفاده نموده است.

حاصل سخن اینکه:
:علاقه انسان به زینت کردن امری طبیعی و فطری است و خداوند با آفرینش زینت های مختلف این نیاز را بی پاسخ نگذاشته است.
مردان و زنان هر دو به زینت کردن علاقه مند هستند، ولی از آیه 18 سوره زخرف ، نه می توان علاقه به زیور آلات را منحصر به زنان نمود و نه نقصان عقلی ایشان را نتیجه گرفت و آن را دلیلی بر عدم شایستگی زنان در تصدی مناصب عمومی و مدیریتی خرد و کلان دانست.

از مقاله بررسي آيه 18 سوره زخرف در راستاي تصدي مناصب عمومي توسط بانوان
نفيسه مرادي، مجله پرتو وحي
ali Offline
#7 ارسال شده : 1400/05/03 06:57:35 ق.ظ
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 1,076

تشکرها: 4 بار
29 تشکر دریافتی در 29 ارسال
نظرات مختلف در تفسير آيه 18 سوره زخرف

به نام خدا

نظرات زير از حجت الاسلام سيد ضياء مرتضوي پيرامون ايه 18 سوره زخرف است است كه در پايگاه مطالعات فقهي كرامت ارسال شده است:

"این آیه در سیاق آیاتی است که به نکوهش نوعی شرک پرداخته و به کسانی اشاره می‌کند که فرشتگان را به رغم اینکه مجرد می‌باشند و حقایقی مادی نیستند، آنان را دختران خداوند می‌پندارند! قرآن به گونه انکاری می‌پرسد: آیا خداوند از میان آفریده‌های خود برای خودش دخترانی را برگزید و پسران را در اختیار شما گذاشت؟

این در حالی است که وقتی به یکی از خودشان مژده داده می‌شود دارای دختر شدی چهره‌اش در حالی که خشمگین است، سیاه می‌شود! در این سیاق است که آیه 18می‌فرماید: «اَ وَ مَن یُنَشَّؤُا فِی الحِلیَةِ وَ هُوَ فِی الخِصامِ غَیرُ مُبین؛ آیا کسی را که در میان زینت‌ پرورش می‌‌یابد و به درستی از پس مجادله بر نمی‌آید (دختر خدا می‌دانید)؟»

ظاهر این آیه اگر مربوط به زنان باشد، اجمالا دو ویژگی را برای آنان بر شمرده است؛ یکی نشو و پرورش در میان زینت و زیور‌آلات، و دیگر ناتوانی در بحث و جدال و اثبات مدعای خود. بر پایه همین معناست که برخی از فقهای معاصر در استدلال بر عدم اهلیت زنان برای منصب قضاوت و ولایت جامعه از جمله به این آیه تکیه کرده‌اند؛

برخی مانند آیت‌الله معرفت و آیت‌الله سید کاظم حائری آن را دلیل گرفته و برخی مانند آیت‌الله منتظری آن را موید دلیل دانسته‌اند. اما برخی دیگر مانند آیت‌الله صانعی و آیت‌الله موسوی اردبیلی و آیت‌الله سبحانی استدلال به آن را نپذیرفته‌اند. چنان که در میان فقهای گذشته، از متقدمان و متاخران، به رغم مخالفتشان با جواز قضاوت یا ولایت اجرایی بانوان داشته و ادله مختلفی که بر شمرده‌اند ، هیچ کسی را سراغ نداریم که به این آیه استدلال کرده باشد.


نقد استدلال: آیه شریفه در مقام بیان حکمی شرعی است یا اشاره به موضوعی بیرونی دارد؟ پیداست بیان مستقیم آیه، بیان واقعیتی بیرونی است که ممکن است لازمه آن اشاره به برخی احکام نیز باشد. به عبارت دیگر و بر خلاف آیه «الرجال قوامون علی النساء» که طبق تفسیر رایج در صدد بیان حکم شرعی قیمومت است، در اینجا هیچ کسی نمی‌تواند بگوید آیه مستقیما حرمت یا منع از چیزی را بیان می‌کند. بنابر این یک پرسش این است که این واقع بیرونی چیست و آیا آیه شریفه وصفی کلی و عام را برای همه بانوان بازگو می‌کند؟ و دیگر اینکه آیا از این بیان موضوعی می‌توان حکمی فقهی و شرعی استخراج کرد؟ و پرسش سوم با فرض استخراج حکم این است که ماهیت آن حکم از نظر الزام‌آوری و عمومیت چیست؟

پیداست کسی نمی‌تواند بگوید آیه شریفه دو ویژگی یاد شده را برای تمام بانوان بیان می‌کند زیرا این ادعا که همه آنان با زیور‌آلات بزرگ شده و در پی خود‌آرایی هستند با واقعیت بیرونی سازگاری ندارد و کسی نیز نگفته است. این است که برخی مفسران این ویژگی را ناظر به وضع طبیعی و نوعی و یا غالبی دانسته‌اند. برخی نیز به قرینه تعبیر «ینشّؤا» که به معنای تربیت شدن و پرورش یافتن است این بیان را ناظر به نوع تربیت زنان شمرده‌اند؛ نه اینکه امری ذاتی باشند.

آیت‌الله فضل‌الله آیه را ناظر به نوع تربیت و رشد آنان می‌داند که به رغم قابلیت رشد فکری و عملی به خاطر نوع تربیت به این سو کشیده می‌شوند. ایشان شاهد این برداشت را از یک سو برخی آیات می‌داند که اوصاف ارزشی را همزمان برای زنان و مردان می‌شمارد و از سوی دیگر بانوان برجسته‌ای را در تاریخ مانند مریم (ع) و آسیه همسر فرعون نشان می‌دهد که وضعی متمایز داشته‌اند. ایشان تاکید دارد که آیه اشاره به نگاه منفی جامعه جاهلی به زنان دارد و در فضا این نگاه منفی است که این پرسش مطرح می‌شود که چرا برای خدا دختر قرار می‌دهند و برای خودشان پسر؟

آیت‌الله موسوی اردبیلی نیز آیه را ناظر به وضع موجود زنان در دوره جاهلی شمرده است نه اینکه ذاتا چنین باشند. ایشان حتی احتمال این معنا را مانع استدلال به آیه به عنوان یک امر کلی می‌داند.

نتیجه اینکه حتی اگر آیه در مقام بیان وضع طبیعی زنان باشد نیز نمی‌توان حکم شرعی کلی از آن برداشت کرد، چه رسد که ناظر به نوع تربیت یا مصداقی تاریخی باشد


آن گونه که آیت‌الله شهید صدر نیز خاطرنشان کرده است حدود 95 درصد احکام شرعی موجود احکامی اجتهادی است و تنها حدود 5 درصد احکام در شمار احکام مسلم است. توقع اینکه در مسائل اجتهادی همه یکسان استنباط کنند یا توقع اینکه دیگران اجتهاد و برداشت خود را همه نادیده بگیرند و تنها و تنها به دیدگاه ما پای‌بند باشد نه درست است و نه شدنی. طرح دیدگاه‌های مختلف در این دست مسائل که قریب به اتفاق آنها اموری غیر قطعی است نه تنها اشکال ندارد بلکه باید از آن استقبال کرد.

آنچه درست نیست این است که همواره برداشت‌های فقهی خود را ملاک داوری درباره عملکرد دیگران قرار دهیم و بخواهیم نگاه خود را بر افراد دیگر که آنان نیز اهل فهم و درک مسائل هستند تحمیل کنیم.
رويا يارايي
#8 ارسال شده : 1400/05/06 07:03:54 ق.ظ
Guest

رتبه: Guest

گروه ها: Guests
تاریخ عضویت: 1391/10/20
ارسالها: 718

17 تشکر دریافتی در 16 ارسال
بررسي آيه 18 سوره زخرف

1- ینشا فعل مجهول است یعنی آن که پرورش داده شده یا نشآت گرفته - این پرورش در اجتماع است یا در خلقت؟
از نظر خلقت هم تفاوت که در اصل انسانیت نیست (واضح است که جنسیت در روح دمیده شده در بشر مطرح نیست)
پس یا در خلقت اولیه و مادی و پرورش جسم در بدن مادر است یا بعد از به دنیا آمدن و در محیط اجتماع

در بدن مادر هم پرورش نوزاد پسر یا دختر تفاوت مهمی ندارد (آن هم طوری که فی الحلیه نامیده شود) اساسا حلیه مربوط به فرهنگ یک اجتماع است نه واژه ای که به خلقت ربط داده شود یعنی خداوند زن را در حلیه نشآت نداده است - لااقل من چنین معنائی برایم قابل درک نیست و توضیح مفصل لازم دارد که با واژه نشآت همخوانی داشته باشد
پس می ماند پرورش اجتماعی که همانطور که اشاره فرمودند در محیط جاهلی است (در مکه و نه حتی جامعه اسلامی اولیه در مدینه)
خداوند زن را غرق در حلیه پرورش نداده بلکه این یک دیدگاه اجتماعی است


2- من خودم هر وقت تردید میکنم که این تعابیر مربوط به ویژگی های خلقتی است یا شرایط اجتماعی چند مدل را در ذهنم مرور میکنم

مثلا زوجهائی که همشان بوده و پرورش بی عیبی داشته اند
آیا در مقایسه فاطمه و علی میشود گفت فاطمه در زیور پرورش یافته است؟ یا در جائیکه پیگیری حقوقشان لازم بوده اساسا زبان طرح موضوع را نداشته؟
یا خدیجه و پیامبر آیا میشود اینطور تفاوتی را بین این دو دید؟
یا ....
پس به تفاوت خلقت مربوط نیست که از جملات هم نمیشود تفاوت خلقتی را فهمید (من واقعا اینطور نمی فهمم)
farhang Offline
#9 ارسال شده : 1400/05/07 04:55:58 ب.ظ
سید کاظم فرهنگ

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/02/31
ارسالها: 706
Iran (Islamic Republic Of)

43 تشکر دریافتی در 28 ارسال

آیا ایه 18 بیان اعتقاد مشرکان است یا قول خداوند است که ضعف دختران در خصومت را تایید می کند ؟

ایه 18 نمی تواند بیان حقیقت و از زبان خدا باشد. زیرا هنگامی این امر موجه است که ان حقیقت، مانعی عقلانی و واقعی برای دختر خدا بودن حساب شود. ایا دو صفت پرورش در زینتها و ناتوانی در بیان خصومت و جدال، دو شاخص و ملاک مهمی هستند که اگر کسی داشت نمی تواند جزئی از خدا باشد و اگر فاقد آن بود، میتواند؟

نه چنین نیست لذا همچنان جدال خداوند است با مشرکان بنا بر اعتقادات خودشان که شما ملایکه را دختران خدا میدانید و حال انکه طبق نظر شما دختران نازپروده و ناتوان در خصومت هستند. یعنی موجوداتی ضعیف از نظر خودتان را رب و معبود خود قرار دادید.


موید دیگر انکه در همین سوره، موسی هم در مواجهه با فرعون غیر مبین بیان شده است. یعنی که این خصیصه مختص به دختران نیست.

همچنین برخی مفسران ، این ایه را در ادامه ایه قبل و زبان حال مشرکی دانسته اند که خبر تولد دختر بهش داده شده است. در این صورت لازم نبود چنین فردی بصورت سئوالی این احساس خود را بیان کند. با توجه به ایات قبل و بعد که این سئوالات را خداوند به منظور تنبه مشرکان و نفی باور آنها می پرسد، این آیه هم در همان سیاق و سبک است.

گروه قلیلی از بسیاری از مفسرانی هم که انرا قول خداوند و بیان واقعیت دانسته اند، معتقدند که این ایه بیان خصوصیت ذاتی دختران نیست بلکه هر انسانی اعم از زن یا مرد که در تجملات و رفاه و زیور الات پرورش کند، در جدال و جنگ غیر توانا خواهد بود و در ان زمان چون دختران جاهلی اینگونه پرورش می یافتند، خداوند اینگونه انها را به غلط بودن باورشان مبنی بر دختر بودن فرشتگان، متذکر شده است.

سئوال دیگر: ایا فعل ینشا و هو فی الخصام به ملایک برمیگردد یا دختران؟ از آنجا که انسان خبری از این ویژگی فرشتگان ندارد و خدا هم در جای دیگری مطرح نکرده لذا نمی توان انرا بر فرشتگان حمل نمود.

سیدکاظم فرهنگ
کاربرانی که در حال مشاهده انجمن هستند
Guest
جهش به انجمن  
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن نمی باشید.

قدرت گرفته از YAF 1.9.6.1 | YAF © 2003-2021, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 0.256 ثانیه ایجاد شد.