logo
پر بازدید ترین عناوین تالار از ابتدا: مطالب زیبا با آیات (تعداد مشاهده:137401)    ایه 59 سوره احزاب(حجاب):زنان مسلمان،جلباب(روپوش) رابه بدن خود نزدیک کنند تا مورد اذیت قرار نگیرند (تعداد مشاهده:98463)    آیا زنان کفار که به اسارت مسلمانان در می آیند بر مسلمانان حلال میشوند و زناشویی با آنها اشکال ندارد (تعداد مشاهده:89266)    اوقات نماز های یومیه در قران (تعداد مشاهده:74660)      پر بازدید ترین عناوین سه ماه گذشته: اخلاق سیاسی در قرآن و حدیث    تدبر و فهم سوره احقاف: قرآن، از جانب خداست اما علیرغم ایمان جنیان و شاهدی یهودی، مشرکان روگردانند.    فروش کتاب "باورها و رفتارهای قرآنی: 280 درس از 30 جزء قرآن" و فایل دیجیتال آن    زبان قرآن، اصيل‌ترين زبان       آخرین رویداد تالار: مهمترین توفیقات تالار قرآن پويان در سال 99      

توجه

Icon
Error

ali Offline
#1 ارسال شده : 1399/11/28 08:42:35 ق.ظ
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 983

تشکرها: 4 بار
27 تشکر دریافتی در 27 ارسال

در بحث آداب دعا در قرآن یک نکته این است که دعا دارای لایه های مختلفی است و شعاع متفاوتی دارد: مرحله و لایه اول دعای برای خویشتن است،
مرحله دوم دعای برای خانواده (پدر، مادر، همسر، فرزندان)،
لایه سوم دعا برای مؤمنین است: رَبَّنَا اغْفِرْ لِی وَلِوَالِدَیَّ وَلِلْمُؤْمِنِینَ یَوْمَ یَقُومُ الْحِسَابُ (ابراهیم/41) از زبان حضرت ابراهیم (علیه السلام). آیات دیگری هم هست که به برخی از آنان اشاره کردم.

بعد از این سه لایه این سوال مطرح میشود که آیا دعا لایه دیگری هم دارد یا نه؟

غیرمسلمانان و مشرکین چطور؟ آیا اینها هم میتواند مشمول دعای انسان و طلب مغفرت انسان قرار بگیرد یا نه؟
ما در قرآن کریم دعایی را فراتر از مؤمنین نداریم؛ که در آن خداوند از اولیای خودش اینگونه دعاها را به شکل عام برای همه انسانها نقل کرده باشد. بلکه بالاتر از این، در قرآن آیه ای است که دعا برای مشرکین را نفی میکند و اینکه پیامبر و دیگر مسلمانان مجاز نیستند که برای مشرکین دعا کنند، دعای برای مشرکین ممنوع است.

ما کانَ لِلنَّبِيِّ وَ الَّذينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِکينَ وَ لَوْ کانُوا أُولي‏ قُرْبي‏ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحابُ الْجَحيمِ، وَ ما کانَ اسْتِغْفارُ إِبْراهيمَ لِأَبيهِ إِلاَّ عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَها إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْراهيمَ لَأَوَّاهٌ حَليمٌ (توبه/113و114)
مؤمنین و پیامبران مجاز نیستند که برای مشرکین، پس از آنکه روشن شد مشرکین اهل دوزخ هستند، طلب استغفار کنند، هرچند که آنان از نزدیکان آنان باشد. وقتی روشن شد که کسی جهنمی است برای او طلب مغفرت کردن موضوعیت ندارد. اینجا یک سوال مطرح میشود و آن این است که پس چطور حضرت ابراهیم برای پدرش طلب استغفار کرد؟ آیه بعد پاسخی به این پرسش است. طلب استغفار حضرت ابراهیم (علیه السلام) برای پدرش هم به دلیل قراری بود که گذاشته بود ولی وقتی معلوم شد که پدر دشمن خداست از او برائت جست.

دعا برای غیر مسلمانان چند نوع است:

نوع اول دعا برای هدایت آنها و یافتن راه مستقیم. این دعا هیچ ممنوعیت و ضرری ندارد.

نوع دوم: دعا برای مشرکین است که در زندگی دنیا مشکلات آنها کم بشود، کاری به آخرت آنان نداریم. مانند آنکه می گوییم «اَللّهُمَّ اَغْنِ کُلَّ فَقیرٍ اَللّهُمَّ اَشْبِعْ کُلَّ جایِعٍ اَللّهُمَّ اکْسُ کُلَّ عُرْیانٍ» (دعای ماه رمضان، مفاتیحالجنان). این دعا شامل مسلمان و غیر مسلمان و مشرک میشود و دلیلی بر ممنوعیتش وجود ندارد و فقط جنبه انسانی دارد.

نوع سوم دعای برای مشرکین همین موضوعی است که در آیه آمده است؛ یعنی طلب استغفار و مغفرت برای آنها.
این آیه این نوع دعا برای مؤمنین را ممنوع کرده است. تأمل در این آیه شریفه مشکلی که در طلب مغفرت برای آنها هست را روشن میکند، با توجه به این نکته که خود مشرکین بر دو حال اند: یک گروه مشرکینی که دچار عناد و لجاج اند و گروهی که از روی جهل دچار شرک شده اند، و اگر حقیقت را بفهمند میپذیرند.


از این آیه شریفه استفاده میشود که ممنوعیت دعا و طلب مغفرت برای مشرکین اختصاص به گروه اول یعنی معاندین دارد. نباید برای مشرکین دعایی کرد ولو از نزدیکان باشند، پس از آن که برای شما روشن شد که آنها دوزخی و جهنمی هستند.کدام گروه دوزخی هستند؟ همان اهل عناد. این تقیید با آیه دوم است
.

پس چرا حضرت ابراهیم (علیه السلام) برای پدر مشرک خود (آزر) دعا کرد؟ دعا پیش از آن بود که ابراهیم (علیه السلام) بداند او از مشرکین جهنمی است. وقتی که متوجه شد او حاضر نیست ایمان بیاورد و اهل عناد است دعا برای پدر را کنار گذاشت. «فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ» پس روشن میشود که پدر در یک زمانی مشرک بوده ولی به مرحله « عَدُوٌّ لِلَّهِ» نرسیده بوده و شرکی از روی جهل و غفلت به دلیل آنکه هدایت به او نرسیده بوده داشته و در آن مرحله حضرت ابراهیم برای او دعا کرد، و خداوند دعای در آن مرحله را مورد تخطئه قرار نداده است. اما پس از روشن شدن عناد پدرش «تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْراهيمَ لَأَوَّاهٌ حَليمٌ»

برای روشن شدن بیشتر آیه به انتهای سوره حمد نگاه کنید: «اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ، صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلَا الضَّالِّينَ» (حمد/6و7). این در ارتباط با یک گروه که در صراط مستقیم هستند.

در قبال این گروه، دو گروه دیگر هم هستند. یکی «غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ» و دیگری «وَلَا الضَّالِّينَ»، یعنی غیر از انسانهای هدایت یافته همه باید مورد غضب خداوند باشند. الضَّالِّينَ کیستند؟ از این تقسیم ثلاثی فهمیده میشود که برخی از انسانها یافتهاند، برخی از افراد هستند که هدایت نیافتهاند و نمیخواهند هم هدایت را پیدا کنند. اما گروه سومی هم هست که راه را پیدا نکردند، چه بسا در صدد یافتن حقیقت هم هستند اما از روی جهل گمراهاند. مسلمان نیستند اما گمراه «غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ» و مورد غضب خدا نیستند. این سوال که درصد «الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ» چقدر است و درصد «الضَّالِّينَ» چقدر است و چه نسبتی با آنهایی که هدایت یافته انند چقدر است بحث دیگری است. اجمالاً حکمای اسلامی به این قائل هستند که اکثریت در طول تاریخ با همین کسانی هستند که هرچند هدایت را پیدا نکردهاند، معاند هم نیستد و «عَدُوٌّ لِلَّهِ» هم نیستند، چون اگر بودند «الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ» میشدند در حالی که «الضَّالِّينَ» هستند.

از این آیه استفاده میشود طلب مغفرت برای افراد مشرک ضال (مشرک گمراه) ممنوعتی ندارد. اما طلب مغفرت برای مشرک معاند و لجوج درست نیست و فایدهای هم ندارد. به قول علامه طباطبایی دعا کردن، طلب آمرزش کردن و ... برای کسی است که زمینهای برای هدایت داشته باشد. اما کسی که برای او در زندان را باز می کنند اما بیرون نمیآید و میگوید من نمی خواهم آزاد شوم جایی برای دعا کردن ندارد. اگر شخصی مقداری توجه و التفات برای آمادگی یافتن برای هدایت دارد، شفاعت و طلب مغفرت و دعا برای او موثر است، ولی کسی که پشت کرده خودش را از طلب مغفرت دیگران محروم کرده است.

جالب این است که در قرآن کریم در چند جا بحث از پدر حضرت ابراهیم (علیه السلام) هست (کاری به این نداریم که برخی میگویند او عموی حضرت ابراهیم است یا پدر، بالاخره در قرآن حضرت ابراهیم به او یک بار گفته پدر) در سوره شعرا آمده است:

«وَاغْفِرْ لِأَبِي إِنَّهُ كَانَ مِنَ الضَّالِّينَ» (الشعراء/86) پدر مرا بیامرز که او گمراه است. توجه بفرمایید که حضرت ابراهیم برای «الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ» دعا نکرده بلکه او «الضَّالِّينَ» است و دعای برای «الضَّالِّينَ» حتی برای طلب مغفرتشان هم هیچ محذوری ندارد.

در سوره مریم آمده است:« قالَ سَلامٌ عَلَيْكَ سَأَسْتَغْفِرُ لَكَ رَبِّي إِنَّهُ كانَ بي‏ حَفِيًّا» (مریم/47)

إِلاَّ قَوْلَ إِبْراهيمَ لِأَبيهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَكَ وَ ما أَمْلِكُ لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْ‏ءٍ، رَبَّنا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنا وَ إِلَيْكَ أَنَبْنا وَ إِلَيْكَ الْمَصير (ممتحنه/4) به پدر گفت که حتماً برای تو دعا میکنم.

اینکه خدا در قرآن موضوع استغفار حضرت ابراهیم برای پدر را مکرراً ذکر کرده یک مسأله است که در این آیه سوره توبه سر آن بیان میشود. در کنار آیه 4 سوره ممتحنه که حضرت ابراهیم به پدر قول طلب استغفار را داد یک نکتهای است: در این آیه حضرت ابراهیم پس از استغفار میگوید کار دست من نیست، طلب مغفرت دست من است و حداکثری کاری که اولیای الهی میکنند این است که از خدا بخواهند و بس! میفرماید «مِنْ شَيْ‏ءٍ» و شیء نکره است یعنی هیچ چیز، کار در دست خداست. این که تصور شود حالا چون حضرت ابراهیم خلیل، پیامبر اولی العزم الهی است، آن هم نسبت به پدرش دعا کند، حتماً اجابت می شود، خیر این طور نیست. برای هر کسی غیر از حضرت ابراهیم تکلیف مشخص است. اعتقاد به توحید جایی برای اینکه کسی دیگر ادعا کند کار در دست من هست، چه در شفاعت و چه در مسائل دیگر، باقی نمیگذارد.

قصد داشتم یک بخشی از تفسیر المیزان را بخوانم ولی فرصت نیست: اگر شخصی «عَدُوٌّ لِلَّهِ» باشد که هرگز نمیخواهد به هیچ وجه نجات پیدا کند، برای او کاری نمیتوان انجام داد. مثال آنان شبیه آن داستانی است که عدهای پیش پیامبر آمدند و گفتند: «خدایا! اگر این حق میگوید یک صاعقهای بیاید و ما نابود شویم» برای اینچنین آدمی سوال برای مغفرت معنایی ندارد. مثل کسی که در دریا افتاده و قصد دارید او را نجات دهید ولی دستش را به شما نمیدهد. علامه طباطبایی میفرمایند اگر کسی به این مرحله نرسیده باشد طلب مغفرت برای او امکانپذیر هست.

نتیجه ای که از این آیات می گیریم:

لایه اول «رَبَّنَا اغْفِرْ لِی». دعا برای خود

لایه دوم و «وَلِوَالِدَیَّ». برای والدین که در آیات دیگر برای فرزندان و همسر هم بود.

لایه سوم «وَلِلْمُؤْمِنِینَ» برای عموم مؤمنین

لایه چهارم نسبت به مشرکین و غیر مسلمین، البته با قید مذکور(معاند نبودن) که باید این خط قرمز در لایه چهارم رعایت شود.


حجت الاسلام سروش محلاتي
کاربرانی که در حال مشاهده انجمن هستند
Guest
جهش به انجمن  
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن نمی باشید.

قدرت گرفته از YAF 1.9.6.1 | YAF © 2003-2021, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 0.119 ثانیه ایجاد شد.