logo
پر بازدید ترین عناوین تالار از ابتدا: مطالب زیبا با آیات (تعداد مشاهده:150919)    ایه 59 سوره احزاب(حجاب):زنان مسلمان،جلباب(روپوش) رابه بدن خود نزدیک کنند تا مورد اذیت قرار نگیرند (تعداد مشاهده:104254)    آیا زنان کفار که به اسارت مسلمانان در می آیند بر مسلمانان حلال میشوند و زناشویی با آنها اشکال ندارد (تعداد مشاهده:95289)    اوقات نماز های یومیه در قران (تعداد مشاهده:80486)      پر بازدید ترین عناوین سه ماه گذشته: ️آنچه در دنيا نسبت به ان بخل ورزيده‌ايم، همان مايه‌ى عذاب ما مى‌شود*    ️همه شما با چشيدن مرگ، حيات جديد را اغاز مي كنيد    منظور از اينكه خدا هركس را بخواهد گمراه ميكند، چيست؟    به مهلت هاي الهي مغرور نشويد..       آخرین رویداد تالار: توفیقات و فعاليتهاي شاخص قرآن پویان در سال1400      

توجه

Icon
Error

عنوان جدید ارسال پاسخ
Guest
#1 ارسال شده : 1400/11/13 09:23:54 ق.ظ
Guest

رتبه: Guest

گروه ها: Guests
تاریخ عضویت: 1391/10/20
ارسالها: 740

17 تشکر دریافتی در 16 ارسال

خداوند در قرآن کریم خود را «ذوانتقام» به معنای صاحب انتقام و کسی که انتقام می‌گیرد، معرفی کرده است. تفاوت انتقام خدا با انتقام انسان‌ها در چیست؟

اگر انســان‌ها دیگران را به ناحق به زحمت و سختی افکنند و طعم تلخ عذاب را به آنان بچشــانند، کاری ناپسند و نادرست انجام داده‌اند و خود مستوجب عقاب و عذاب می‌شــوند؛ امــا اگر به ازای رفتار وحشــیانه و ناجوان‌مردانۀ دیگران آن‌ها را به سزای اعمال خویش برسانند، از آنان انتقام گرفته و عدالت را در حقشان اجرا کرده‌اند.

انتقام‌های دنیوی غالباً برخاســته از هیجانات درونی و خشــم فراوان است و به همین دلیل به آدمیان توصیه شــده تا شــخصاً از نابکاران انتقام نگیرنــد؛ بلکه از مجرای قانون و در قالب «قصاص» به مجازات آنان وجاهت شرعی ببخشند.

اما از آنجا که حضرت سبحان عزیز است و هیچ نیازی به طاعت و عبادت آدمیان ندارد و عصیان و ســرپیچی نابکاران به حضرتش آســیبی نمی رساند، انتقام خداوند از فاسقان و فاجران نه از سر فرونشاندنِ خشم و تشفّیِ خاطر، بلکه در راستای اجرای عدالت و رساندن حق به صاحبانش صورت می‌گیرد.

یعنــی در انتقام الهی چیزی فراتر از نتیجه و پیامد عملکرد ناپســند نابکاران، دامن آن‌ها را نمی‌گیرد.

کتاب مشکاة، تفسیر قرآن کریم، ج۷، صص ۵۱-۵۲ دكتر محمد علي انصاري


كلمات كليدي: انتقام عدل مجازات خدا
ali Offline
#2 ارسال شده : 1400/11/20 08:17:21 ق.ظ
نقل قول
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, Administrators, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 1,250

تشکرها: 4 بار
29 تشکر دریافتی در 29 ارسال

کلمه ذو انتقام يکي از اسماي حسناي خداي تعالي است و در چند جاي قرآن خود را به آن اسم ناميده است ، و در همه جاآن را در کنار اسم عزيز آورده ، از آن جمله فرموده : و الله عزيز ذو انتقام و نيز فرموده : ا ليس الله بعزيز ذي انتقام و نيز در آيه مورد بحث فرموده : ان الله عزيز ذو انتقام .
و از اينجا فهميده مي‏شود که اسم ذو انتقام از فروعات اسم عزيز است .

يک قسم انتقام آن انتقامي است که بر اساس احساس دروني صورت مي‏گيرد ، و آن انتقام فردي است که غرض از آن تنها رضايت خاطر است .
و قسم ديگر انتقام ، انتقامي است که بر اساس عقل انجام مي‏پذيرد ، و آن انتقام اجتماعي است که غرض از آن ، حفظ نظام و احقاق حق مجتمع است .
و اگر خواستي اين طور تعبير کن که : يک قسم انتقام ، حق فرد فرد اجتماع است ، و قسم ديگر حق قانون و سنت است ، زيرا قانون که مسؤول تعديل زندگي مردم است خود مانند يک فرد ، سلامتي و مرض دارد و سلامتي و استقامتش اقتضاء مي‏کند که مجرم متخلف را کيفر کند ، و همانطور که او سلامتي و آرامش و استقامت قانون را سلب نموده ، به همان مقدار قانون نيز تلافي نموده ، از او سلب آسايش مي‏کند .

حال که اين معنا روشن شد به آساني مي‏توان فهميد که هر جا در قرآن کريم و سنت ، انتقام به خدا نسبت داده شده منظور از آن ، انتقامي است که حقي از حقوق دين الهي و شريعت آسماني ) ضايع شده ( باشد و به عبارت ديگر : انتقامهايي به خدا نسبت داده شده که حقي از حقوق مجتمع اسلامي ) ضايع شده ( باشد ، هر چند که در پاره‏اي موارد حق فرد را هم تامين مي‏کند ، مانند مواردي که شريعت و قانون دين ، داد مظلوم را از ظالم مي‏ستاند که در اين موارد ، انتقام هم حق فرد است و هم حق اجتماع .
پس کاملا روشن گرديد که در اين گونه موارد نبايد توهم کرد که مقصود خدا از انتقام ، رضايت خاطر است ، چون ساحت او مقدس و مقامش عزيزتر از اين است که از ناحيه جرم مجرمين و معصيت گنهکاران متضرر شود و از اطاعت مطيعين منتفع گردد .


پس با توضيح فوق ، سقوط و ابطال اين اشکال ظاهر مي‏شود که : انتقام همواره به منظور رضايت خاطر و دق دل گرفتن است ؟ چون وقتي مي‏دانيم که خداوند از هيچ عملي از اعمال خوب و بد بندگانش منتفع و متضرر نمي‏شود ، ديگر نمي‏توانيم نسبت انتقام به او بدهيم ، همچنانکه نمي‏توانيم عذاب خالد و ابدي را با حفظ اعتقاد به غير متناهي بودن رحمتش توجيه کنيم .
و چطور توجيه کنيم با اينکه انسان‏هاي رحمدل را مي‏بينيم که به مجرم خود که از روي ناداني او را مخالفت نموده است ، رحم نموده ، از عذابش صرفنظر مي‏کنند ، با اينکه رحمت انسان‏هاي رحمدل متناهي است و اين خود خداي تعالي است که در مقام توصيف انسان که يکي از مخلوقات اوست و به وضع او کمال آگاهي را دارد مي‏فرمايد : انه کان ظلوما جهولا .
و وجه سقوطش اين است که اين اشکال در حقيقت خلط ميان انتقام فردي و اجتماعي است ، و انتقامي که براي خدا اثبات مي‏کنيم انتقام اجتماعي است ، نه فردي ، تا مستلزم تشفي قلب باشد ، همچنانکه اشکالش در باره رحمت خدا خلط ميان رحمت قلبي و نفساني است ، با رحمت عقلي که عبارتست از تتميم ناقص و تکميل کمبود افرادي که استعداد آن را دارند .
و لذا مي‏بينيم عذاب خلق ، همواره در باره جرمهايي است که استعداد رحمت و امکان افاضه را از بين مي‏برد ، همچنانکه فرموده است : بلي من کسب سيئة و احاطت به خطيئته فاولئک اصحاب النار هم فيها خالدون .
در اين جا نکته‏اي است که تذکرش لازم است ، و آن اينست : معنايي که ما براي انتقام منسوب به خداي تعالي کرديم معنايي است که بر مسلک مجازات و ثواب و عقاب تمام مي‏شود و اما اگر زندگي آخرت را نتيجه اعمال دنيا بدانيم ، برگشت معناي انتقام الهي به تجسم صورتهاي زشت و ناراحت کننده از ملکات زشتي است که در دنيا در اثر تکرار گناهان در آدمي پديد آمده است .
ساده‏تر اينکه عقاب و همچنين ثوابهاي آخرت بنا بر نظريه دوم عبارت مي‏شود از همان ملکات فاضله و يا ملکات زشتي که در اثر تکرار نيکي‏ها و بدي‏ها در نفس آدمي صورت مي‏بندد .

همين صورتها در آخرت شکل عذاب و ثواب به خود مي‏گيرد ، ) و همين معنا عبارت مي‏شود از انتقام الهي ( و ما در جلد اول اين کتاب در ذيل آيه ان الله لا يستحيي ان يضرب مثلا ما ... پيرامون جزاي اعمال راجع به اين مطلب بحث کرديم .


تفسير الميزان
ali Offline
#3 ارسال شده : 1400/11/30 12:57:34 ق.ظ
نقل قول
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, Administrators, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 1,250

تشکرها: 4 بار
29 تشکر دریافتی در 29 ارسال

مشتقات کلمة انتقام 17 بار در قرآن تکرار شده که در 13 مورد، صفت «منتقم» يا «ذوانتقام» به خدا نسبت داده شده است.
منتقم از نام‌های نيکوی الهی است، در حالی که انتقام گرفتن در اخلاق دينی مذمّت شده است. علاوه بر آن، خداوندی که منزه از تأثيرپذيری از مخلوقات است، چگونه ممکن است دچار خشم و غضب يا انتقام، که تماماً احساساتی انسانی‌اند، بشود؟
اما کلمه انتقام از ريشه «نَـقـَمَ» به معنی نفی و انکار شئ می‌باشد، خواه با زبان و خواه با عقوبت. همانطور که بدن ما در تزريق خون يا پيوند اعضاء، تا هماهنگی لازم حاصل نشود، عضو جديد را پس می‌زند، آخرت نيز به گونه‌ای است که انسان‌های نا‌هماهنگ با نظامات هستی را دفع و طرد می‌کند. اين است معنای انتقام الهی. دستگاه گوارش ما نيز غذای مسموم را به شيوه‌های مختلف دفع [Reject] می‌کند.

تفسير بازرگان
pakizeh1sadat Offline
#4 ارسال شده : 1401/02/21 02:18:18 ب.ظ
نقل قول
pakizeh1sadat

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, students, member
تاریخ عضویت: 1397/09/13
ارسالها: 170
مکان: Qom

1 تشکر دریافتی در 1 ارسال
💢انتقام از ماده‌ی "نقم" به معنای انکار یک چیز و عیب‌گیری از آن است.[1] این انکار ممکن است به وسیله‌ی زبان و یا عقوبت‌کردن باشد.[2]
#انتقام مراتب مختلفی دارد؛ ممکن است به صورت سرزنش و نکوهش، توبیخ کردن، تنبیه نمودن یا مجازات کردن باشد. اما معنای اصلی "نقم" همان سرزنش همراه با تنفر است به هر نحوی که مناسب حال و مقام باشد.[3]
پس در معنای اصلی و ریشه‌ای این لفظ، هرگز معنی عقاب و کیفر نهفته نیست؛ بلکه انکار گاهی با زبان و گاهی با عمل که همان عقاب و کیفر باشد، انجام می‌گیرد و انکار عملی از لوازم معنی انتقام به شمار می‌رود[4] و انتقام در اصطلاح قرآنی همان انکار است که احیاناً ملازم با کیفر بوده و هرگاه کیفر‌دهنده بشر باشد، همراه با تلافی در‌آوردن خواهد بود؛ ولی اگر خدای متعال باشد فقط به معنی کیفر بخشیدن است.[5]

💢👈هدف خداوند از انتقام‌ گرفتن
هدف خداوند از انتقام، اصلاح زمین ازفساد است؛ یعنی مفسدانی را که امید هیچ‌گونه خیری از آن‌ها نیست و همه‌ی منافذ نور و هدایت را بر خودشان بسته‌اند، از بین برده و ریشه‌کن می‌کند.[15] پس خداوند انتقام گیرنده از ظالمین به خاطر حق مظلومان است [16]که در قرآن می‌فرماید:
«...فَانْتَقَمْنا مِنَ الَّذینَ أَجْرَمُوا وَ کانَ حَقًّا عَلَیْنا نَصْرُ الْمُؤْمِنینَ»[روم/47]
«... ولى (هنگامى که اندرزها سودى نداد) از مجرمان انتقام گرفتیم (و مؤمنان را یارى کردیم) و یارى مؤمنان، همواره حقّى است بر عهده‌ی ما!»
می‌توان گفت هرکجا در قرآن و سنت، انتقام به خدا نسبت داده شده، به دلیل تضییع حقی از حقوق دین الهی و شریعت آسمانی است.[18]

⏱🔻 زمان انتقام گرفتن خداوند
انتقام الهی را از حیث زمان می‌توان به اخروی و دنیوی تقسیم کرد:
↩الف. انتقام اخروی: در برخی از آیات قرآن، زمان انتقام گرفتن خداوند روز قیامت است:
«یَوْمَ نَبْطِشُ الْبَطْشَةَ الْکُبْرى‌ إِنَّا مُنْتَقِمُونَ»[دخان/16]« در آن روز که آنها را با قدرت خواهیم گرفت؛ آرى ما انتقام گیرنده‌ایم!»
در حقیقت انتقام الهی در عالم آخرت همان عذاب‌های گوناگون خداوند است که هر فرد به اندازه‌ای که استحقاق عذاب دارد، گرفتار آن خواهد شد.[23]

↩ب. انتقام دنیوی: خداوند از برخی در دنیا انتقام می‌گیرد؛ مانند عذاب‌هایی که به عنوان انتقام بر قوم فرعون [اعراف/136] و قوم شعیب[حجر/79] نازل شد یا اینکه برخی اقوام را به انتقام دنیوی تهدید کرده است که خطاب به پیامبر اسلام می‌فرماید:
«فَإِمَّا نَذْهَبَنَّ بِکَ فَإِنَّا مِنْهُمْ مُنْتَقِمُونَ»[زخرف/41]«و هر گاه تو را از میان آنها ببریم، حتماً از آنان انتقام خواهیم گرفت!»
🔻منظور از بردن پیامبر اسلام(ص) از میان امتش، رحلت آن بزرگوار است و اشاره به این دارد که اگر مردم به راه خود همچنان ادامه دهند، در غیاب پیامبرشان نیز شدیداً آن‌ها را مجازات می‌کنیم.[28]
🔻👈همچنین قرآن کریم یکی دیگر از انتقام‌های دنیوی خداوند را اضلال گناه‌کاران و گمراهان برشمرده و فرموده است:«وَ مَن یُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ... أَ لَیْسَ اللَّهُ بِعَزِیزٍ ذِى‌انتِقَام»زمر/36«و هر کس را خداوند گمراه کند، هیچ هدایت‌کننده‌اى ندارد... آیا خداوند توانا و داراى مجازات نیست؟!»
💢عزت و صاحب انتقام‌ بودن خداوند اقتضا می‌کند از کسی که حق را انکار کرده و بر کفر خود اصرار ورزیده، انتقام گرفته شود و انتقامش به این صورت است که او را گمراه کند و راهنمایی نباشد که او را هدایت کند. باید توجه داشت که این گمراه کردن توسط خداوند، به عنوان یک مجازات بوده و گرنه خداوند ابتداءاً هیچ‌کس را گمراه نمی‌کند؛ بلکه اضلال خداوند ثانوی است.[30]

#انتقام_در_قران، 🖋نویسنده : مجتبي بيابان پور

📚منابع :
[1]. ابن فارس، احمد؛ معجم مقاییس اللغة، ، ج5، ص464.
[2]. راغب.المفردات بیروت، ص822.
[3]. مصطفوی، حسن؛ التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ، ج12، ص228.
[4]. سبحانی، جعفر؛ منشور جاوید، ج2،صفحه237.
[5]. منشور جاوید، ج2، ص238.
[15]. صادقی تهرانی، الفرقان ج11، ص267.
[16]. همان، ج16، ص102.
[18]. المیزان فی تفسیر القرآن، ج12، ص87.
[23]. سبزواری نجفی، محمدبن حبیب الله ؛ الجدید فی تفسیرالقران ج6، ص385
[28]. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه‌، ج21، ص71..
[30]. المیزان فی تفسیر القرآن، ج12، ص262.

ویرایش بوسیله کاربر 1401/02/21 02:27:56 ب.ظ  | دلیل ویرایش: edit

پاسخ سریع نمایش بخش پاسخ سریع
کاربرانی که در حال مشاهده انجمن هستند
Guest
عنوان جدید ارسال پاسخ
جهش به انجمن  
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن می باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن می باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن می باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن می باشید.

قدرت گرفته از YAF 1.9.6.1 | YAF © 2003-2022, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 0.134 ثانیه ایجاد شد.