logo
پر بازدید ترین عناوین تالار از ابتدا: مطالب زیبا با آیات (تعداد مشاهده:151517)    ایه 59 سوره احزاب(حجاب):زنان مسلمان،جلباب(روپوش) رابه بدن خود نزدیک کنند تا مورد اذیت قرار نگیرند (تعداد مشاهده:104837)    آیا زنان کفار که به اسارت مسلمانان در می آیند بر مسلمانان حلال میشوند و زناشویی با آنها اشکال ندارد (تعداد مشاهده:95814)    اوقات نماز های یومیه در قران (تعداد مشاهده:80800)      پر بازدید ترین عناوین سه ماه گذشته: تدبر و فهم سوره روم    💮زن و مرد در رسيدن به خردمندي و كمال و معنويت تفاوتي ندارند*    اقسام هدايت:کدام یک ازهدایتها وظیفه پیامبر است و کدام ،نیست؟    تجسم اعمال :چهره باطن اعمال ما چيست؟       آخرین رویداد تالار: برگزاري دوره جديد مجازي اموزش روش ساده فهم قران       

توجه

Icon
Error

عنوان جدید ارسال پاسخ
admin Offline
#1 ارسال شده : 1398/09/12 09:01:49 ق.ظ
نقل قول
admin

رتبه: Administration

گروه ها: Administrators, Moderator, member
تاریخ عضویت: 1391/10/20
ارسالها: 407

9 تشکر دریافتی در 9 ارسال
سئوال:خداوند در برخي آيات قرآن فرموده است كه هر امتي رسول داشتند ازجمله سوره يونس آيه 47


ولكل امه رسول


اما از آن طرف در آيات زيادي به پيامبر اسلام خاطر نشان ميكند كه تو اين قوم را انذار و هشدار بده چرا كه پدرانشان ،منذري نداشته اند؟

آيا اين آيات تناقض ندارند؟چگونه قابل جمع هستند؟


كلمات كليدي: منذر نذير قوم امت رسول پيامبر

ویرایش بوسیله کاربر 1398/09/12 10:46:57 ق.ظ  | دلیل ویرایش: edit

ali Offline
#2 ارسال شده : 1398/09/14 09:32:16 ق.ظ
نقل قول
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, Administrators, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 1,270

تشکرها: 4 بار
29 تشکر دریافتی در 29 ارسال

وَ لَوْ شِئْنَا لَبَعَثْنَا فِى كُلِّ قَرْيَة نَّذِيرًا _…_51_
_ و اگر مى خواستيم همواره در هر مجتمعى هشداردهنده اى بر مى انگيختيم (گرچه در مراكز مجتمعات همواره فرستاده ايم). _…_51_

آيه 51 ـ اين آيه فرستادن منذران را در كل مجتمعات بشرى محال دانسته. و اينجا جاى اين پرسش است كه آياتى كه دلالت دارند بر اينكه در هر امتى رسولى است با اين آيه منافات دارد؟
پاسخ اين است كه آياتى از قبيل (28:59) تبيين كرده كه اين تنها در مراكز مجتمعات اصلى و فرعى مكلفان مى باشد، جُز اينكه مراكز و محتمعات مكانهاى رسالتهاى اصلى هستند و ساير مجتمعات داراى رسالتهاى فرعى يا شرعدارانى غير رسول بوده و هستند .

تفسير فرقان
admin Offline
#3 ارسال شده : 1398/09/15 04:46:18 ب.ظ
نقل قول
admin

رتبه: Administration

گروه ها: Administrators, Moderator, member
تاریخ عضویت: 1391/10/20
ارسالها: 407

9 تشکر دریافتی در 9 ارسال

مقصود از هر امتی، هر نسلی نیست. بلکه پیامبری برای جمعی از مردم می آمده و لزوما نباید بلافاصله پس از او پیامبر دیگری می بوده. زیرا دین نسل به نسل از طریق پدران و مادران به فرزندان منتقل می شده است. مانند امت مسلمان که بیش از هزار سال است از وجود حضوری امام محروم است اما گسترش دین و تبلیغ آن ادامه دارد.

قوم پیامبر امتی بودند که دین حنیف ابراهیم نبی را داشتند (هر چند تحریف شده) لذا هم بر ان امت پیامبر امده بود هم پدران پیامبر مستقیما انذار دهنده ای (پیامبری) را درک نکرده بودند. و هم میان بعثت حضرت ابراهیم و حضرت رسول ص فاصله طولانی وجود داشته است.


سرکار خانم مرادی
admin Offline
#4 ارسال شده : 1398/09/16 03:44:39 ب.ظ
نقل قول
admin

رتبه: Administration

گروه ها: Administrators, Moderator, member
تاریخ عضویت: 1391/10/20
ارسالها: 407

9 تشکر دریافتی در 9 ارسال
معناي قريه چيست؟ تفاوت قريه با مدينه و بلد چيست؟

قَريَة بر وزن فَعلَة: براي مَرَّة (يك بار)، به معناي ساختار واحدي از تجمّع است؛ يعني يك جامعه واحد سازمان يافته، گاهي در قرآن كريم در مورد ساختمانها و آباديها، گاهي در مورد افراد و جمعيتها و گاهي براي هر دو مورد باهم به كار رفته است.
سوره مباركه بقره آيه 58: وَإِذْ قُلْنَا ادْخُلُوا هَـذِهِ الْقَرْيَةَ فَكُلُوا مِنْهَا حَيْثُ شِئْتُمْ، و [نيز به يادآريد] هنگامی را كه گفتيم: بدين شهر درآييد و از [نعمتهای] آن، هرگونه خواستيد، بخوريد

سوره مباركه احقاف آيه 27: وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا مَا حَوْلَكُمْ مِنَ الْقُرَی وَصَرَّفْنَا الْآيَاتِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ، و بیگمان، همه شهرهای پيرامون شما را هلاك كرده و آيات خود را گونهگون بيان داشتهايم، اميد كه آنان بازگردند.

اما فرق ميان بلد، قرية و مدينه اين است كه: بَلَد؛ مطلق قطعه محدودي از زمين است؛ خواه آباد باشد يا نباشد و در قرية، تجمّع لحاظ مي-شود؛ خواه در عمارتي باشد يا در افرادي از مردم و ميان آنها عموم و خصوص مِن وجه است.

اما در مدينة؛ مفهوم اقامت و نظم و تدبير لحاظ ميشود. به همين دليل إهلاك (هلاك كردن)، أخذ (گرفتن)، إنذار (بيم دادن) و فرستادن پيامبر( ص) در مقابل قريه است، كه بر تجمعي از افراد مردم يا عمارتها دلالت ميكند و تقابل اين معاني با بلد تناسب ندارد.

بنابراين گفته نميشود: أرسلنا الرسول الی البلد، يا أهلكنا البلد. همچنين اين معاني با مدينه تناسب ندارند؛ زيرا مدينه (شهر)، داراي نظم و تدبير است.

پس كاربرد قريه در جايي است كه مطلق تجمّع - بدون در نظر گرفتن نظم يا تدبير- لحاظ شود و محدود و وسيع بودن محل -آنچنان كه از عرف رايج مردم فهميده ميشود- در آن لحاظ نمي-شود؛ زيرا مردم به شهر كوچك محدود؛ قريه ميگويند، در حالي كه قرية در قرآن كريم: گاهي بر شهرهاي وسيع بزرگ اطلاق شده؛ به شرط اينكه خالي از نظم صحيح و تمدن بوده باشد.

نقل از نرم افزار التحقيق في كلمات القران

ali Offline
#5 ارسال شده : 1398/10/19 03:19:13 ب.ظ
نقل قول
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, Administrators, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 1,270

تشکرها: 4 بار
29 تشکر دریافتی در 29 ارسال
در سوره قصص اشاره شده که رسولان به ام القری ارسال میشدند.

وَ مَا كانَ رَبُّك مُهْلِك الْقُرَى حَتى يَبْعَث فى أُمِّهَا رَسولاً

در تفسیر المیزان اینگونه امده است:

"كلمه ((ام القرى (( به معناى مركز دهات ، و آن شهرستانى است كه همه دهات بدانجا مراجعه مى كنند، و در آيه شريفه سنت الهى در عذاب قرا، و انقراض اهل آنها بيان شده ، و آن اين است كه : عذاب استيصال و انقراض هيچ وقت از خداى تعالى صادر نشده مگر بعد از آنكه حجت را بر آنان تمام كرده باشد، يعنى رسولى به سويشان فرستاده باشد، تا آيات خدا را بر آنان بخواند، و بعد از آنكه ايشان آن رسول را تكذيب كرده ، و به آيات خدا كفر ورزيده باشند"


جمله حَتّى یَبْعَثَ فِی أُمِّها رَسُولاً (تا در مرکز این شهرها پیامبرى مبعوث کند) اشاره به این است که: لزومى ندارد در هر شهر و روستا پیامبرى مبعوث شود، همین اندازه که در یک کانون بزرگ، که مرکز پخش اخبار و محل اندیشمندان و متفکران یک قوم است، پیامبرى مبعوث گردد، کافى است، زیرا مردم تمام آن منطقه، بر اثر نیازهاى زندگى، مرتباً به آنجا رفت و آمد دارند، و هر خبرى در آنجا باشد، به سرعت در تمام منطقه و نقاط دور و نزدیک پخش مى گردد، همان گونه که آوازه قیام پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) در سرزمین مکّه ، در مدت کوتاهى، در تمام شبه جزیره عربستان پیچیده، و از آن هم فراتر رفت، چون مکّه ، اُمّ القرى بود، هم مرکزِ روحانى، و هم مرکز تجارى حجاز بود، و حتى در مدت کوتاهى، به مراکز مهم تمدن آن زمان رسید.
بنابراین، آیه یک حکم کلى و عمومى را بیان مى کند.

در اينجا این سؤال پیش مى آید: اگر در هر امتى رسولى فرستاده شده باشد، باید پیامبران از تمام کشورهاى جهان برخاسته باشند، زیرا هر یک از آنها حداقل امتى هستند، در حالى که تاریخ چنین چیزى به ما نشان نمى دهد؟!
پاسخ این سؤال با توجه به یک نکته روشن مى شود و آن این که: هدف از فرستادن پیامبران این است که: دعوت الهى به گوش امتها برسد، و گرنه مى دانیم مثلاً در زمانى که پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) در مکّه یا مدینه قیام کرد، در شهرهاى دیگر حجاز پیامبرى نبود، ولى فرستادگان رسول اللّه به آن مناطق گسیل شدند و صداى پیامبر را به گوش همگان رساندند.

علاوه بر این، خود پیامبر(صلى الله علیه وآله) نامه هائى نوشت و با رسولانى به کشورهاى مختلف مانند: ایران و روم و حبشه فرستاد و پیام الهى را به آنها ابلاغ کرد.
هم اکنون ما امتى هستیم که دعوت پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) را از وراء اعصار و قرون وسیله دانشمندان که پیام آوران آن پیامبرند شنیده ایم و منظور از مبعوث ساختن رسول در هر امتى چیزى غیر از این نیست.

تفسير نمونه

ویرایش بوسیله کاربر 1399/07/15 08:18:14 ق.ظ  | دلیل ویرایش: edit

ali Offline
#6 ارسال شده : 1399/06/13 10:14:39 ق.ظ
نقل قول
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, Administrators, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 1,270

تشکرها: 4 بار
29 تشکر دریافتی در 29 ارسال


وَلَوْ شِئْنَا لَبَعَثْنَا فِي كُلِّ قَرْيَةٍ نَّذِيرًا (فرقان/51)

و اگر مى خواستیم، در هر شهر و دیارى بیم دهنده اى بر مى انگیختیم (ولى این کار لزومى نداشت.)


إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ بِالْحَقِّ بَشِيرًا وَنَذِيرًا ۚ وَإِن مِّنْ أُمَّةٍ إِلَّا خَلَا فِيهَا نَذِيرٌ (فاطر/24)

ما تو را بحق به عنوان بشارت دهنده و انذار کننده فرستادیم. و هر امّتى در گذشته انذارکننده اى داشته است!

ایا این دو ایه با هم تناقض ندارند؟


جمله وَ إِنْ مِنْ أُمَّة إِلاّ خَلا فِیها نَذِیرٌ ، فاطر /24
به این معنى است که: هر امتى از امتهاى پیشین، انذارکننده اى داشته است.

این نکته نیز قابل توجه است که: بر طبق آیه 24 فاطر، تمام امتها داراى انذارکننده الهى یعنى پیامبر بوده اند، هر چند بعضى آن را به معنى وسیعترى گرفته اند، که شامل علما و دانشمندانى که مردم را انذار مى کنند، نیز مى شود، ولى این معنى بر خلاف ظاهر آیه است.

اما به هر حال، معنى این سخن آن نیست که در هر شهر و دیار پیامبرى مبعوث شود، بلکه همین اندازه که دعوت پیامبران و سخنان آنها به گوش جمعیتها برسد، کافى است;
چرا که قرآن مى گوید: خَلا فِیها نَذِیرٌ (در آنها انذارکننده اى بود، و نمى گوید منها یعنى از میان خود آنها).

بنابراین، آنچه در آیه فوق (فرقان 51)مى خوانیم، منافاتى با آیه ۴۴ سوره سبأ ندارد که مى گوید: وَ ما أَرْسَلْنا إِلَیْهِمْ قَبْلَکَ مِنْ نَذِیر: ما قبل از تو هیچ انذارکننده اى به سوى مشرکان مکّه نفرستاده بودیم .
در اینجا منظور انذارکننده از میان خود آنها است، در حالى که در آیه قبل، منظور وصول دعوت پیامبران به آنها است.


تفسیر نمونه

وَمَا آتَيْنَاهُم مِّن كُتُبٍ يَدْرُسُونَهَا ۖ وَمَا أَرْسَلْنَا إِلَيْهِمْ قَبْلَكَ مِن نَّذِيرٍ (سبأ/44)

ما (قبلاً) چیزى از کتابهاى آسمانى را به آنان نداده ایم که آن را بیاموزند (و به اتکاى آن سخنان تو را تکذیب کنند)، و پیش از تو هیچ (پیامبرى) بیم دهنده اى براى آنان نفرستادیم.

مفهوم آيه 44 سوره ی سبا این است كه: ما قبل از تو كتاب و پيامبرى به مشركان مكه نداده ايم كه آنان با استناد به آن، حقّ يا باطل بودن تو را تشخيص دهند. تكذيب آنان تنها بر اساس جهل و لجاجت و پيروى از هوس هاى خود و نياكان خويش است.

در آیه 51/فرقان ، این سخن پروردگار را خواندیم که: اگر مى خواستیم، در هر شهر و دیارى، پیامبرى انذار کننده مبعوث مى کردیم ولى چنین نکردیم .

این مسلماً به خاطر آن است که پیامبران رهبران امت ها هستند و مى دانیم تفرقه در مسأله رهبرى، موجب تضعیف هر امت و ملت است، مخصوصاً در آنجا که سخن از خاتمیت در میان است، و باید رهبرى تا پایان جهان، تداوم یابد اهمیت تمرکز و وحدت آشکارتر مى شود.
رهبر واحد، مى تواند تمام نیروها را متحد سازد، و به آنها انسجام و وحدت برنامه دهد، و در حقیقت مسأله وحدت رهبرى، انعکاسى است از حقیقت توحید در اجتماع انسانى که نقطه مقابل آن یک نوع شرک و تفرقه و نفاق است.
و اگر در آیه ۲۴ سوره فاطر مى خوانیم: وَ إِنْ مِنْ أُمَّة إِلاّ خَلا فِیها نَذِیرٌ : هر امتى پیامبرى انذار کننده داشته هیچ گونه منافاتى با بحث فوق ندارد; زیرا سخن از امت است، نه از اهل هر شهر و هر دیار.



تفسیر نور
ali Offline
#7 ارسال شده : 1401/01/10 07:52:32 ق.ظ
نقل قول
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, Administrators, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 1,270

تشکرها: 4 بار
29 تشکر دریافتی در 29 ارسال
اصل ارسال توسط : ali برو به اراسل نقل قول شده


وَلَوْ شِئْنَا لَبَعَثْنَا فِي كُلِّ قَرْيَةٍ نَّذِيرًا (فرقان/51)

و اگر مى خواستیم، در هر شهر و دیارى بیم دهنده اى بر مى انگیختیم (ولى این کار لزومى نداشت.)


إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ بِالْحَقِّ بَشِيرًا وَنَذِيرًا ۚ وَإِن مِّنْ أُمَّةٍ إِلَّا خَلَا فِيهَا نَذِيرٌ (فاطر/24)

ما تو را بحق به عنوان بشارت دهنده و انذار کننده فرستادیم. و هر امّتى در گذشته انذارکننده اى داشته است!

ایا این دو ایه با هم تناقض ندارند؟




آيه 24 فاطر ـ براى هر امتى نذيرو هشدار دهنده اى مقرر شده و آيه (25:51) آنرا براى هر قريه اى دانسته، و آيه (و ماکان ربک مهلک القری حتی یبعث فی امها رسولا 28:59) رسالتهاى ربانى را در مراكز قرى و مجتمعات مكلفان مى داند، كه در جمع امت در انحصار يك قريه نيست بلكه مجموعه اى از قرى نيز مى توانند يك امت را تشكيل دهند كه رسولشان در مركز و محور اين آباديها قرار دارد.
«رسولا» هم اعم است از ولايت عزم كه در انحصار پنج نفر است كه امت هر يك تمامى مكلفانند

تفسير فرقان

مبالغه :
با توجه به اینکه در جاهائی از قرآن کریم سخنی همعرض آن آیه ابتدای سوره یس دارد که میفرماید ( ما انذر آباوهم فهم غافلون ) و از آنها معلوم میشود که اقوامی هم بوده اند که پیامبر به خویش ندیده بودند، قسمت انتهائی آیه 24 (وَإِن مِّنْ أُمَّةٍ إِلَّا خلَا فِيهَا نَذِيرٌ) از باب مبالغه است، لذا، معنی آن اینطور میشود: تقریبا همه اقوام نذیر داشته اند

تفسير مرحوم گنجه اي


گفتارى پيرامون معناى عموم انذار

● سخنى پيرامون عموم انذار و اينكه هيچ امتى كه در آن پيغمبرى ظهور نكرده باشد نبوده است و ان من امة الاخلافيها نذير
در بحث هايى كه در جلد دوم راجع به نبوت داشتيم ، و نيز در جلد دهم در داستانهاى نوح (عليه السلام ) مطالبى عقلى گذشت ، كه دلالت مى كرد بر عموم نبوت ، واين معنا را قرآن نيز تأييد مى كند.
بنابراين ، هيچ امتى از امت هاى بشرى نبوده كه دعوت به حق پيامبران در آن ظهور نكرده باشد، و اما اينكه پيغمبر هر امتى ا ز خود آن امت بوده باشد، دليلى در دست نيست كه بر آن دلالت كند، همچنان كه به خاطر داريد كه گفتيم - جمله : ((و ان من امة الا خلا فيها نذير...((، نيز همين را افاده مى كند.
و اما اينكه : علاوه بر اصل اقتضا، انذار هر پيغمبرى فعليت هم داشته باشد، يعنى انذار هر پيغمبر به يك يك امتش برسد، و دعوتش يك يك افراد را شامل گردد، و كسى از افراد امت باقى نماند كه دعوت پيغمبر به گوشش نرسيده باشد، مطلبى است كه نمى توان آن را از آن ادله فهميد، زيرا نشاءه دنيا محل تزاحم علل و اسباب است ، و اين تزاحم در آن حكمفرماست ، و نمى گذارد اين غرض حاصل شود، همچنان كه ساير مقتضيات عمومى كه عامل صنع آنها را تقدير كرده ، با اين غرض مساعد نيست ، مثلا هر انسانى كه به دنيا مى آيد، اين اقتضا را دارد كه عمرى طب يعى كند، و ليكن حوادث نشاءه تزاحم دنيا، در بيشتر افراد، مزاحم اين اقتضاء مى شود، و نمى گذارد كه بيشتر افراد عمر طبيعى خود را بكنند.
و نيز هر انسانى كه به دنيا مى آيد مجهز به جهاز تناسلى است ، تا بتواند با گرفتن زن ، و يا شوهر رفتن ، نسلى از خود باقى بگذارد، و ليكن بعضى از افراد قبل از فرزنددار شدن مى ميرند، و همچنين نظاير اين مثالها.

پس نبوت و انذار در هر امتى لازم و واجب است ، و مستلزم آن نيست كه به طور ضرورى و حتمى تمامى افراد آن امت از هدايت پيغمبر خود برخوردار شوند، و دعوت او بگوش يك يك اش خاص برسد.
و ممكن است بعضى ها دعوت او را از خود او نشنوند، بلكه با واسطه و يا وسايطى بشنوند، و بعضى هم اصلا به گوششان نخورد، و علل و اسبابى بين او و آن دعوت حايل شود، در نتيجه هر فردى كه دعوت متوجه او شد و به گوشش رسيد حجت بر او تمام مى شود و هر فردى كه دعوت پيغمبرش به گوشش نرسيد، حجت بر او تمام نيست ،
و او جزو مستضعفين است ، كه امرشان به دست خدا است ، و خدا هم درباره آنان فرموده : ((الا المستضعفين من الرجال و النساء و الولدان لا يستطيعون حيلة و لا يه تدون سبيلا.

ترجمه تفسير الميزان جلد 17 صفحه 53
Guest
#8 ارسال شده : 1401/04/01 06:38:41 ق.ظ
Guest

رتبه: Guest

گروه ها: Guests
تاریخ عضویت: 1391/10/20
ارسالها: 745

17 تشکر دریافتی در 16 ارسال

مقصود از قومى كه پيش از پيامبر اسلام (صلى الله عليه و اله و سلم )، پيامبر به سويشان فرستاده نشده بود (ما اتيهم ن نذير من قبلك ) s,vi s[ni

((لتنذر قوما ما اتيهم من نذير من قبلك (( - بعضى از مفسرين گفته اند منظور از اين قوم ، قريش است ، چون هيچ پيغمبرى قبل از آن جناب به سوى قريش گسيل نشده بود، به خلاف اقوام ديگر عرب ، كه بعضى از پيغمبران به سوى ايشان مبعوث شده بودند، مانند خالد بن سنان عبسى ، و حنظله ، كه بنا به آنچه در روايات است دو تن از پيغمبران عرب بودند

بعضى ديگر گفته اند: مراد از قوم مذكور، همه اهل فترت ، يعنى مردم ما بين عيسى و محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) است ، چون در اين فاصله زمانى ، مردم از مساله دين و از وظائفى كه در قبال نعمت هاى الهى داشتند، و از آن غرض كه به خاطر آن خلق شده بودند، يعنى عبادت ، به كلى غافل ماندند.

ليكن اين تفسير صحيح نيست ، براى اينكه معناى فترت اين است كه مدتى پيغمبر صاحب شريعت و كتاب مبعوث نشده باشد، كه اين مدت را مدت فترت مى نامند، و اما مدت مبعوث نشدن پيامبران بى شريعت ، اولا فترت نيست ، و ثانيا قبول نداريم كه ما بين عيسى و محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) چنين پيام برانى نيامده باشند، با اينكه زمان فاصل بين آن دو پيامبر شش قرن بوده


ترجمه تفسير الميزان جلد 16 صفحه 366
پاسخ سریع نمایش بخش پاسخ سریع
کاربرانی که در حال مشاهده انجمن هستند
Guest (2)
عنوان جدید ارسال پاسخ
جهش به انجمن  
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن می باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن می باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن می باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن می باشید.

قدرت گرفته از YAF 1.9.6.1 | YAF © 2003-2022, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 0.163 ثانیه ایجاد شد.