logo
پر بازدید ترین عناوین تالار از ابتدا: مطالب زیبا با آیات (تعداد مشاهده:137401)    ایه 59 سوره احزاب(حجاب):زنان مسلمان،جلباب(روپوش) رابه بدن خود نزدیک کنند تا مورد اذیت قرار نگیرند (تعداد مشاهده:98463)    آیا زنان کفار که به اسارت مسلمانان در می آیند بر مسلمانان حلال میشوند و زناشویی با آنها اشکال ندارد (تعداد مشاهده:89266)    اوقات نماز های یومیه در قران (تعداد مشاهده:74660)      پر بازدید ترین عناوین سه ماه گذشته: اخلاق سیاسی در قرآن و حدیث    تدبر و فهم سوره احقاف: قرآن، از جانب خداست اما علیرغم ایمان جنیان و شاهدی یهودی، مشرکان روگردانند.    فروش کتاب "باورها و رفتارهای قرآنی: 280 درس از 30 جزء قرآن" و فایل دیجیتال آن    زبان قرآن، اصيل‌ترين زبان       آخرین رویداد تالار: مهمترین توفیقات تالار قرآن پويان در سال 99      

توجه

Icon
Error

ali Offline
#1 ارسال شده : 1400/03/08 09:54:05 ق.ظ
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 983

تشکرها: 4 بار
27 تشکر دریافتی در 27 ارسال
ترجمه تدبر تفسير و فهم سوره زخرف


● مفاد و غرض كلى سوره مباركه زخرف

اين سوره بطورى كه آغاز و انجام آن و نيز مطالبى كه بين اين آغاز و انجام فاصله شده شهادت مى دهد، در مقام انذار و هشدار دادن بشر است ، مگر شش آيه آن كه از جمله ((الا المتقين يا عباد لا خوف عليكم اليوم (( آغاز مى شود، كه اين شش آيه استطرادى (و از باب حرف حرف مى آورد) در وسط آيات سوره قرار گرفته .

در اين سوره اين معنا را خاطر نشان مى سازد كه سنت الهى بر اين جريان يافته كه انبياء و رسولانى برگزيند، و كتاب و ذكرى بر آنان نازل كند، و هيچگاه اسراف و افراط مردم در قول و فعلشان او را از اين كار باز نمى دارد، بلكه همواره رسولان و انبيايى فرستاده ، و استهزاء كنندگان و تكذيب كنندگان ايشان را هلاك نموده ، و سپس به سوى آتشى جاودانه سوق داده است .

ترجمه تفسير الميزان جلد 18 صفحه : 122



پیشگفتار سوره زخرف (43)


نام اين سوره كه از آية ۳۵ آن «وَلِبُيُوتِهِمْ أَبْوَابًا وَسُرُرًا عَلَيْهَا يَتَّكِئُونَ وَزُخْرُفًا...» گرفته شده، «زخرف» به معني زينت است. اين كلمه چهار بار در قرآن دربارة: تزئينات خانه‌ها (اسراء ۹۳ و زخرف ۳۵)، زيبايي گل و گياه در بهاران (يونس ۲۴) و سخنان باطل به حق آراسته شده (انعام ۱۱۲) گفته مي‌شود.

در ميان هفت سوره‌اي كه با حروف مقطعه «حم»، در تبيين تنزيل كتاب هدايت، آغاز شده است، سوره زخرف بر عامل اصلي انكار توحيد و آخرت، كه همان دنياپرستي، زيبايي‌ها و زينت‌هاي زندگي دنياست متمركز شده است. برخي از كلماتي كه در اين سوره آمده، از جمله: «حِلْيَهِ» (زيور)، «مُتْرَف» (رفاه زدگان)، «مُسْرِفِين»، «مَعِيشَت»، «أَسْوِرَهٌ مِنْ ذَهَب» (دستبند طلايي)، متاع دنيا، جمع كردن مال، مُلك، سقف سيمين، پلكانها، درهاي مختلف و تكيه‌گاه‌ها (مبلمان) و... نشانگر محور سوره در بيان علل و انگيزه‌هاي پشت كردن به پيام حق مي‌باشد.

بهشتي نيز كه در سوره زخرف توصيف شده است، به تناسب سياق سوره و براي جذب چشم و دل دنياطلباني كه يكسره در فكر طلا و نقره و شكم و شهوت و مي و مستي هستند، چنين وصف شده است: «يُطَافُ عَلَيْهِمْ بِصِحَافٍ مِنْ ذَهَبٍ وَأَكْوَابٍ وَفِيهَا مَا تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَتَلَذُّ الْأَعْيُنُ وَأَنْتُمْ فِيهَا خَالِدُون... لَكُمْ فِيهَا فَاكِهَهٌ كَثِيرَهٌ مِنْهَا تَأْكُلُونَ» (آيات ۷۱ تا ۷۳).

مضامين اين سوره و اوصافش دربارة بهشت و جهنم، متناسب با درك و فهم مخاطبش در ساليان ابتدايي دوران بعثت در مكه مي‌باشد؛ ۶۵ آيه ابتدا و ۱۰ آيه انتهاي سوره در سال پنجم بعثت، و آيات مياني ۶۶ تا ۷۸ در سال چهارم بعثت نازل شده است.

تفسير اقاي بازرگان

منظور از قرانا عربيا چيست؟ و چه ارتباطي با قابل فهم شدن آن دارد؟

انَّا جَعَلْنَاهُ قُرْءَاناً عَرَبِيًّا لَّعَلَّكمْ تَعْقِلُونَ


ضمير در ((جعلناه (( به كتاب برمى گردد، و معناى ((قرانا عربيا(( اين است كه اين كتابى است كه به لغت عربى قرائت مى شود.((لعلكم تعقلون (( اين جمله غايت و غرض جعل آن كتاب را بيان مى كند.

و همين كه اميد تعقل و فهميدن مردم را غايت و غرض جعل مذكور قرار داده ، خود شاهد بر اين است كه قرآن قبل از آنكه به زبان عربى درآيد، در مرحله اى از كينونت (هستى ) وجود داشته كه در آن مرحله عقول بشر دسترسى بدان نداشته ، با اينكه كار عقل اين است كه هر امر فكرى و مسأله ذهنى را درك كند، هر چند كه آن مسأله در نهايت درجه دقت و لطافت باشد.



در نتيجه از اين آيه فهميده مى شود كه كتاب بر حسب موطن نفس ‍ الامرى و واقعيتش مافوق فكر و اجنبى از عقول بشرى است ، و خداى تعالى آن را از آن موطن پايين آورده ، و در خور فهم بشر كرده ، و به لباس ‍ واژه عربيت در آورده ، به اين اميد كه عقول بشر با آن انس بگيرد و حقايقش را بفهمد. و چون استعمال كلمه ((اميد(( در باره خداى تعالى صحيح نيست ، لاجرم بايد گفت اميد قائم به مقام و يا به مخاطب است ، نه به خود گوينده ، كه خداى تعالى است


وَإِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ

و بي‌ترديد [اصل] اين قرآن در اُمّ الکتاب6 نزد ما [=مخزن اصلي علم و اطلاعات] بس بلند مرتبه و محکم و استوار است.7


منظور از ام الكتاب چيست؟
______________

6- «اُمّ الکتاب» [اساس و مادر قوانين و نظامات جهان هستي] در آيه 39 سوره رعد (13:39) نيز آمده است [يَمْحُو اللهُ مَا يَشَاءُ وَيُثْبِتُ وَعِنْدَهُ أُمُّ الْكِتَابِ] سرچشمه و مرکز و اصل نظامات هدايتي نزد خداست كه به تناسب نياز هدايتي بندگان، در عصرها و نسل‌هاي مختلف، شرايعي براي آنها منشعب ساخته است.


7- صفات «علي و حکيم» را اغلب مفسرين به قرآن نسبت داده‌اند. هر چند قرآن نيز به صفت حکيم بارها ستوده شده است، اما به نظر مي‌رسد در اينجا حکيم صفت «اُمّ الکتاب» باشد. حقايق هدايتي، در مقام مقايسه و مثال، همچون مواد غذايي كه براي هضم بدن به عناصر قابل جذبي تجزيه مي‌شوند، بايد از موقعيت حکيم [محکم و مركب] در حد درک و فهم بشر «نازل» گردند. اين مطلب را در آغاز سوره‌هاي هود [كِتَابٌ أُحْكِمَتْ آيَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ] و دخان [إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَهٍ مُبَارَكَهٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِينَ فِيهَا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ] به وضوح مي‌توان ديد.

تفسير اقاي بازرگان

مراد از ((ام الكتاب (( لوح محفوظ است ، همچنان كه آيه ((بل هو قرآن مجيد فى لوح محفوظ(( به آن تصريح دارد. و اگر لوح محفوظ را ((ام الكتاب (( ناميده ، بدين جهت است كه لوح محفوظ ريشه تمامى كتب آسمانى است ، و هر كتابى آسمانى از آن استنساخ مى شود. و اگر كلمه ((قرآن (( را مقيد به قيد ((ام الكتاب (( و ((لدينا(( كرد، صرفا به منظور توضيح است ، نه احتراز. ساده تر بگويم : براى اين بود كه بفرمايد قرآن همان كتابى است كه نزد ما است ، نه اينكه بفرمايد قرآن دو تا است يكى نزد ما و يكى هم نزد ديگرى .

تفسير الميزان


در آیه 4 دو مفهوم تحت عنوان «ام الکتاب» و «نزد ما» وجود دارد که لازم است توضیحی داشته باشد.
در قرآن، از کتابهای آسمانی دیگر مانند تورات و انجیل و داستانهای پیامبران ســابق، در می¬یابیم که کتب آسمانی و انبیاء سابق بر چند نکته تأکید مشترک داشته¬اند:
1- وحدانیت خداوند،
2- حقانیت وحی به پیامبران،
3- حتمیت وقوع قیامت و رسیدگی به اعمالِ این جهانی همه مردم، و بهشت و جهنم،
4- رعایت رفتارهای پسندیده در بین خویش،
5- انجام عباداتی خاص مانند نماز و روزه و امثال آن،
6-دوری ازگناهانی خاص.

تا آنجا که از قرآن فهمیده می¬شود این نکات در بین همه ادیان آسمانی مشترک بوده، و لذا قابل فرض است که چیزی مانند «قانون اساسی»، «نزد» خداوند باشد و کتب آسمانی از آن مشتق ¬گردند.

و این «مشتق»، با توجه به مقتضیات و نیازهای اقوام مختلف که در زمانها و مکانهای مختلف زندگی می¬کنند و فرهنگهای مختلفی دارند و سطح درک و آگاهی و استعدادهای آنها در امور مختلف متفاوت است، با شرایط آنها «مناسب سازی» شده و بصورت «راهنمای زندگی» در قالب کتاب آسمانی-خاص آنها- نازل شده باشد.

درمورد قرآن نیز به همین ترتیب است.
قرآن شامل مقداری «اصول اساسی» و مقداری «احکام»، و مقداری «حکمت»، ومقداری «داستان های پیشینیان»، و غیره، است، با این تفاوت که قرآن از «کتاب» های سابق الذکر برتر است.
زیرا (مثلا) مدت ماموریت انجیل 621 سال بوده وقلمرو ماموریت آن نیز قوم بنی اسرائیل بوده، اما مدت ماموریت قرآن تا روز قیامت و قلمرو ماموریت آن کلّ جهان است.
به همین خاطر قرآن باید چنان کیفیتی داشته باشد که بتواند ظرفیت پاسخگویی این¬ همه تفاوت¬های وقوع یافته درطول زمان برای همه اقوام، در چنان برهه طولانی را داشته باشد.

تفسير مهندس گنجه اي


كلمات كليدي: تدبر تفسير سوره زخرف قران
ali Offline
#2 ارسال شده : 1400/03/16 10:50:46 ق.ظ
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 983

تشکرها: 4 بار
27 تشکر دریافتی در 27 ارسال
تدبر و فهم سوره زخرف :نکات تفسیری آیات 5-12 سوره زخرف


زخرف:5

أَفَنَضْرِبُ عَنكُمُ الذِّكْرَ صَفْحًا أَن كُنتُمْ قَوْمًا مُّسْرِفِينَ

آيا پس به [دليل] اين که شما مردماني متجاوز از حدّ هستيد8 [حريم و حدود احکام را زير پا گذاشته‌ايد]، اين ذکر [=يادآوري بيدار‌بخش] را از شما برمي‌گردانيم؟ [خورشيد رحمت الهي مستقل از گيرنده نور است].


______________

8- اسراف، مقابل ميانه‌روي و اعتدال است و در هر کاري مي‌تواند صدق کند. مسرفين از حدّ گذرند‌گان هستند.

تفسیر بازرگان

اين دو آيه و آيه بعد آن در مقام تعليل آيه قبل است ، مى فهماند كه چرا ذكر را از ايشان برنگردانيد، و چرا از نازل كردن قرآن صرف نظر نكرد. به اين بيان كه صرف اينكه شما مردمى اسرافگر و متجاوز هستيد ما را از اجراى سنت الهيمان كه همان سنت هدايت از طريق وحى است باز نمى دارد، چون اعراض شما براى ما تازگى ندارد، چه بسيار پيامبرانى در امت هاى گذشته فرستاديم ، در حالى كه هيچ پيامبرى برايشان نيامد مگر آنكه او را استهزاء كردند، و كار بدين جا منجر شد كه آنها را هلاك كرديم ، با اينكه خيلى نيرومندتر از شما بودند. آرى آنها را هلاك كرديم ، نه اينكه از كار خود دست برداريم .

پس همانطور كه عاقبت اسراف و استهزاء آنان هلاكت خود آنان بود، نه دست بردارى ما از سنت خود، همچنين عاقبت اسراف گرى شما هم هلاكت شما است .


پس در حقيقت اين آيات سه گانه وعده اى به رسول خدا و تهديدى به قوم آن جناب است

زخرف:9

وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَيَقُـولُنَّ خَلَقَهُنَّ الْعَزِيزُ الْعَلِيمُ

و اگر از آنها بپرسي چه کسي آسمان‌ها و زمين را آفريده؟ بي‌ترديد خواهند گفت: همان [خداي] ابَر قدرت عليم آنها را آفريده است!11


______________

11- جمله «وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ» را كه متضمن نوعي اعتراف‌گيري از مشركين است مي‌توان در آيات ديگري مشاهده كرد، از جمله‌: عنكبوت 61 (29:61) و 63، زمر 38 (39:38) و زخرف 58 (43:58) .

اعتقاد راستين به صفات الهي عزيز و عليم ايجاب مي‌كند دعا و درخواست تنها به درگاه او عرضه شود، آيا كساني كه متوسل به غيرخدا مي‌شوند و به واسطه‌ها پناه مي‌برند آن صاحب عزّت و داناي مطلق را ناتوان از برآوردن حاجات و بي‌خبر از گرفتاري خود مي‌پندارند!؟ پنج آيه پس از اين آيه از نظر قواعد ادبي حالت «جملة معترضه»اي را دارد كه در ميان بحث آمده است تا دست تدبير آن خداي عزيز عليم را در زمين و آسمان، درّه و دريا، آفرينش انواع و گونه‌هاي كاني، گياهي و حيواني و سواري دادن به انسان بر چهارپايان و كِشتي را نشان دهد. از آية 16 مجددا به رشتة اصلي كلام باز مي‌گردد و نشان مي‌دهد مشركان بي‌توجه به اين نعمات همچنان براي دفع شرّ يا جلب منفعت به واسطه‌ها پناه مي‌برند.

زخرف:12

وَالَّذِي خَلَقَ الْأَزْوَاجَ كُلَّهَا وَجَعَلَ لَكُم مِّنَ الْفُلْكِ وَالْأَنْعَامِ مَا تَرْكَبُونَ

و همان که همه زوج‌ها [=گونه‌هاي مختلف] را آفريد16 و براي شما از کشتي و چارپايان وسيله‌اي قرار داد که بر آنها سوار مي‌شويد.

___________

16- زوجيّت [گياهي] در کره زمين صدها ميليون سال پس از پيدايش حيات آغاز شده است و زوجيت انسان پيچيده‌تر از بقيه و در آخرين حلقه‌هاي تکاملي حاصل شده است. قرآن زوجيت آدمي را از جمله آيات الهي برشمرده تا در کنار هم آرام گيرند [وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا...- روم آيه 21 (30:21) ].

كلمة ازواج [جمع زوج]، علاوه بر مفهوم جنسيت [زن و مرد و نر و ماده حيوانات و گياهان]، به معناي انواع و اقسام و گونه‌هاي متعدد نيز در قرآن آمده است. رك به حجر 15 (15:15) ، طه 53 (20:53) و ص 58 (38:58) . جامع‌ترين تعريف كلمه ازواج را مي‌توان در آية 36 ياسين (36:36) ديد: «سُبْحَانَ الَّذِي خَلَقَ الْأَزْوَاجَ كُلَّهَا مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ وَمِنْ أَنْفُسِهِمْ وَمِمَّا لا يَعْلَمُون».


زخرف:14

وَإِنَّا إِلَى رَبِّنَا لَمُنقَلِبُونَ

و ما [در سلطه بر طبيعت و رشد علمي] بي‌ترديد به سوي پروردگار‌مان دگرگون مي‌شويم.19

_____________

19- بازگشت به خدا با جمله: «اليه ترجعون» [يا‌: الي الله، الينا، الي ربکم] 19 بار در قرآن تکرار شده كه 9 بار با جمله «اليه تحشرون» [يا: الي الله و الي جهنم] آمده است. جمله «وَإِنَّا إِلَى رَبِّنَا لَمُنْقَلِبُونَ» نيز 3 بار [در آيات اعراف 125 (7:125) ، شعراء 51 (26:51) ، و اين آيه] آمده است. اما منقلبون از ريشه قلب، دگرگوني و تغيير حالت است، آنچنانکه در آيه 227 شعراء (26:227) آمده است: «وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ». ساحران زمان موسي(ع) نيز پس از ايمان به خدا، در پاسخ به تهديد فرعون به شکنجه و قتل گفتند: باکي نيست، ما به سوي خدا منقلب [دگرگون و متحوّل] شده‌ايم [قَالُوا لا ضَيْرَ إِنَّا إِلَى رَبِّنَا مُنْقَلِبُونَ- شعراء 50 (26:50) ].


کاربرانی که در حال مشاهده انجمن هستند
Guest
جهش به انجمن  
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن نمی باشید.

قدرت گرفته از YAF 1.9.6.1 | YAF © 2003-2021, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 0.168 ثانیه ایجاد شد.