رتبه: Advanced Member
گروه ها: member, Administrators تاریخ عضویت: 1390/02/14 ارسالها: 199
8 تشکر دریافتی در 7 ارسال
|
در ادامه تفسير ايات مربوط به جنگ احزاب بگو: «چه كسى مى تواند شما را در برابر اراده خدا حفظ كند اگر او بدى يا رحمتى را براى شما اراده كند؟!» و آنها جز خدا هيچ سرپرست و ياورى براى خود نخواهند يافت. (17)
خداوند كسانى كه مردم را از جنگ بازمى داشتند و كسانى را كه به برادران خود مى گفتند: بسوى ما بياييد (و خود را از معركه بيرون كشيد)» بخوبى مى شناسد؛ و آنها (مردمى ضعيفند و) جز اندكى پيكار نمىكنند! (18)
آنها در همه چيز نسبت به شما بخيلند؛ و هنگامى كه (لحظات) ترس (و بحرانى) پيش آيد، مىبينى آنچنان به تو نگاه مى كنند، و چشمهايشان در حدقه مى چرخد، كه گويى مى خواهند قالب تهى كنند!
اما وقتى حالت خوف و ترس فرو نشست، زبانهاى تند و خشن خود را با انبوهى از خشم و عصبانيت بر شما مىگشايند (و سهم خود را از غنايم مطالبه مىكنند!) در حالى كه در آن نيز حريص و بخيلند؛
آنها (هرگز) ايمان نياورده اند، از اين رو خداوند اعمالشان را حبط و نابود كرد؛ و اين كار بر خدا آسان است. (19)
آنها گمان مى كنند هنوز لشكر احزاب نرفته اند؛ و اگر برگردند (از ترس آنان) دوست مىدارند در ميان اعراب باديه نشين پراكنده (و پنهان) شوند و از اخبار شما جويا گردند؛ و اگر در ميان شما باشند جز اندكى پيكار نمى كنند! (20)
مسلما براى شما در زندگى رسول خدا سرمشق نيكويى بود، براى آنها كه اميد به رحمت خدا و روز رستاخيز دارند و خدا را بسيار ياد مىكنند. (21قُلْ مَن ذَا الَّذِي يَعْصِمُكُم مِّنَ اللَّهِ إِنْ أَرَادَ بِكُمْ سُوءًا أَوْ أَرَادَ بِكُمْ رَحْمَةً وَلَا يَجِدُونَ لَهُم مِّن دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا ﴿۱۷﴾ قَدْ يَعْلَمُ اللَّهُ الْمُعَوِّقِينَ مِنكُمْ وَالْقَائِلِينَ لِإِخْوَانِهِمْ هَلُمَّ إِلَيْنَا وَلَا يَأْتُونَ الْبَأْسَ إِلَّا قَلِيلًا ﴿۱۸﴾ أَشِحَّةً عَلَيْكُمْ فَإِذَا جَاء الْخَوْفُ رَأَيْتَهُمْ يَنظُرُونَ إِلَيْكَ تَدُورُ أَعْيُنُهُمْ كَالَّذِي يُغْشَى عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ فَإِذَا ذَهَبَ الْخَوْفُ سَلَقُوكُم بِأَلْسِنَةٍ حِدَادٍ أَشِحَّةً عَلَى الْخَيْرِ أُوْلَئِكَ لَمْ يُؤْمِنُوا فَأَحْبَطَ اللَّهُ أَعْمَالَهُمْ وَكَانَ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرًا ﴿۱۹﴾ يَحْسَبُونَ الْأَحْزَابَ لَمْ يَذْهَبُوا وَإِن يَأْتِ الْأَحْزَابُ يَوَدُّوا لَوْ أَنَّهُم بَادُونَ فِي الْأَعْرَابِ يَسْأَلُونَ عَنْ أَنبَائِكُمْ وَلَوْ كَانُوا فِيكُم مَّا قَاتَلُوا إِلَّا قَلِيلًا ﴿۲۰﴾ لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا ﴿۲۱﴾ کلمات کلیدی:نبرد احزاب،ترس،منافق،اسوه حسنه،پیامبر،الگو ویرایش بوسیله کاربر 1396/02/12 01:38:23 ب.ظ
| دلیل ویرایش: edit |
مدیر تالار |
|
|
|
رتبه: Advanced Member
گروه ها: students, member تاریخ عضویت: 1390/03/01 ارسالها: 38
4 تشکر دریافتی در 3 ارسال
|
این ایات بخوبی نقش سه گروه را دریک بحران اجتماعی و در بزنگاه عمل به وظیفه بیان کرده است:
1-معاندین که دراین داستان کفار وگروههایی از یهودیان هستند
2-افراد سست ایمان ومنافق که بدنبال گریز از انجام وظیفه هستند
3-مومنینی که با باور کامل به درستی راه ،تا پای جان ایستادند.
این ایات پاره ای از صفات منافقین وافراد مریض القلب را بیان میکند که برای افرادعلاقمند به تحقیق در صفات منافق از نگاه قران جالب است.
لذا نکاتی که در تفسیر نور (قرائتی)برای منافقین از ایات 19و20 بیان شده است را اینجا میاوریم:
ایه 19 - منافقان، هرگز خيرخواه شما نيستند؛ به هنگام خطر از كمك و حضور در جبهه بخل مىورزند، «اشحّة عليكم» و پس از برطرف شدن خطر، به جمع غنائم حريص هستند. «اشحّة على الخير»
2- منافقان، تلخىها را از جانب پيامبر و مسلمانان مىبينند. «فاذا جاء الخوف... ينظرون اليك»
3- منافقان در شرايط بحرانى تعادل خود را از دست مىدهند. «فاذا جاء الخوف... تدور اعينهم»
4- حالات روحى، در چهرهى انسان اثر مىگذارد. «تدور اعينهم»
5 - منافقان، كم كار و پرگو هستند. هنگام جنگ و سختى ترسوترين مردم و هنگام آرامش طلبكارترين مردم هستند. «اشحّة عليكم - اشحّة علىالخير»
6- ترس، بخل، زخم زبان و توقّع نابجا از نشانههاى بارز منافقان است. «اشحّة - تدور اعينهم - السنة حداد»
8 - نفاق، عامل حبط و تباه شدن اعمال است. «احبط اللّه اعمالهم»
9- رفتار منافقان، (بخل، زخم زبان و دلسرد كردن مردم از حضور در جبهه و...) نمىتواند مشكلى براى اراده خداوند به وجود آورد. «كان ذلك على اللّه يسيرا»
ایه20 - افراد ترسو و سست ايمان، همواره دشمن را قوىتر از مسلمانان تصوّر مىكنند. (منافقان گمان مىكردند تا احزابِ يهود و مشرك مدينه را فتح نكنند پراكنده نخواهند شد). «يحسبون الاحزاب لم يذهبوا»
2- خود باختگى، قدرت فهم واقعيّات را از انسان مىگيرد. «يحسبون... لم يذهبوا»
3- افراد سست ايمان، زندگى در جوامع دور از فرهنگ را بر زندگى در جامعهى دينى، ترجيح مىدهند. «يودّوا لو انّهم بادون»
4- افراد سست ايمان به جاى حضور در صحنه جامعه، به خواندن روزنامه ها و شنيدن اخبار راديوها سرگرمند. «يسئلون عن انبائكم»
5 - افراد سست ايمان، اهل نبرد و استقامت نيستند. «ما قاتلوا الاّ قليلا»
|
|
|
|
رتبه: Advanced Member
گروه ها: Moderator, Administrators, member تاریخ عضویت: 1390/03/24 ارسالها: 1,949
تشکرها: 4 بار 29 تشکر دریافتی در 29 ارسال
|
size=6]با توجه به ایام رحلت پیامبر اسلام،مناسب است کمی بیشتر در ایه 21 تامل کنیم:
لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا ﴿۲۱﴾
قطعا براى شما در [اقتدا به] رسول خدا سرمشقى نيكوست براى آن كس كه به خدا و روز بازپسين اميد دارد و خدا را فراوان ياد مىكند (۲۱)
در تفسیر نور ذیل این ایه نکات زیر مطرح شده است:
"«اُسوة» در مورد تأسّى و پيروى كردن از ديگران در كارهاى خوب به كار میرود. در قرآن دوبار اين كلمه درباره ى دو پيامبر عظيم الشّأن آمده است:
يكى درباره حضرت ابراهيم عليه السلام و ديگرى درباره پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله. جالب آن كه اُسوه بودن حضرت ابراهيم در برائت از شرك و مشركان است
و اسوه بودن پيامبر اسلام در آيات مربوط به ايستادگى در برابر دشمن مطرح شده است.
نقش پيامبر در جنگ احزاب، الگوى فرماندهان است: هدايت لشكر، اميد دادن، خندق كندن، شعار حماسى دادن، به دشمن نزديك بودن و استقامت نمودن.
اين آيه در ميان آيات جنگ احزاب است؛ امّا الگو بودن پيامبر، اختصاص به مورد جنگ ندارد و پيامبر در همه ى زمينه ها، بهترين الگو براى مؤمنان است"
به نظر من نکته جالبی از ارتباط دادن ایات 6 و21 بدست می اید:
پيامبر به مؤمنان از خودشان سزاوارتر [اولی] است .ایه6
رسول خدا سرمشقى نيكوست برای شما.ایه 21
یعنی اولی بودن واختیار داربودن فرد ولی نسبت به ادم با اسوه حسنه بودن فرد ولی رابطه مستقیم دارد.کسانی که اسوه نیستند ویا اسوه سیئه هستند
نمی توانند ولایتی بر اهل ایمان داشته باشند.[/size]
|
|
|
|
رتبه: Advanced Member
گروه ها: member, Administrators تاریخ عضویت: 1390/02/31 ارسالها: 1,034 47 تشکر دریافتی در 28 ارسال
|
تفسیرایات و18و19و20را ازتفسیرنمونه (مکارم)ذکر میکنیم:
گروه باز دارندگان
این ایه به وضع گروهى دیگر از منافقین که از میدان «جنگ احزاب» کناره گیرى کردند، و دیگران را نیز دعوت به کناره گیرى مى نمودند، اشاره کرده است.
آیه فوق، احتمالاً اشاره به دو دسته مى کند: دسته اى از منافقین، که در لابلاى صفوف مسلمانان بودند (و تعبیر «مِنْکُم» گواه بر این است) و سعى داشتند مسلمانان
ضعیف الایمان را از جنگ باز دارند، اینها همان «مُعَوِّقِیْن» بودند.
گروه دیگرى، که بیرون از صحنه نشسته بودند، از منافقین، و یا یهود، و هنگامى که با سربازان پیامبر(صلى الله علیه وآله) برخورد مى کردند، مى گفتند: به سراغ ما
بیائید، و خود را از این معرکه بیرون بکشید (اینها همانها هستند که در جمله دوم اشاره شده است).
این احتمال نیز وجود دارد که: این آیه بیان دو حالت مختلف از یک گروه باشد، کسانى که وقتى در میان مردم هستند آنها را از جنگ باز مى دارند، و هنگامى که به کنار
مى روند دیگران را به سوى خود دعوت مى کنند.
در آیه بعد مى افزاید: «انگیزه تمام این کارشکنى ها این است که آنها در همه چیز نسبت به شما بخیل اند» (أَشِحَّةً عَلَیْکُمْ).(1)
نه تنها در بذل جان در میدان نبرد، که در کمکهاى مالى براى تهیه وسائل جنگ، و در کمکهاى بدنى براى حفر «خندق»، و حتى در کمکهاى فکرى نیز بخل میورزند، بخلى توأم با حرص، و حرصى روز افزون!
بعد از بیان بخل آنها و مضایقه از هرگونه ایثارگرى، به بیان اوصاف دیگرى از آنها که تقریباً جنبه عمومى در همه منافقان، در تمام اعصار و قرون دارد، پرداخته،
چنین مى گوید: «هنگامى که لحظات ترسناک و بحرانى پیش مى آید آن چنان ترسو هستند، که مى بینى به تو نگاه مى کنند در حالى که چشمهایشان بى اختیار در
حدقه به گردش آمده، همانند کسى که در حال جان دادن است»! سپس مى افزاید: «اما همین ها هنگامى که طوفان فرو نشست و حال عادى پیدا کردند، به سراغ شما مى آیند، آن چنان پر توقعند که گوئى فاتح اصلى جنگ آنها
هستند، و همچون طلبکاران، فریاد مى کشند و با الفاظى درشت و خشن، سهم خود را از غنیمت، مطالبه مى کنند، و در آن نیز سختگیر و بخیل و حریص اند»!
در پایان آیه، به آخرین توصیف آنها که در واقع ریشه همه بدبختیهایشان مى باشد، اشاره کرده، مى فرماید: «آنها هرگز ایمان نیاورده اند» (أُولئِکَ لَمْ یُؤْمِنُوا).
«و به همین دلیل، خداوند اعمالشان را حبط و نابود کرده» چرا که اعمالشان هرگز توأم با انگیزه الهى و اخلاص نبوده است (فَأَحْبَطَ اللّهُ أَعْمالَهُمْ).
«و این کار براى خدا سهل و آسان است» (وَ کانَ ذلِکَ عَلَى اللّهِ یَسِیراً).
در یک جمع بندى، چنین نتیجه مى گیریم که: «مُعَوِّقِیْن» (باز دارندگان) منافقانى بودند با این اوصاف:
1 ـ هرگز اهل جنگ نبودند جز به مقدار بسیار کم.
2 ـ آنها هیچ گاه اهل ایثار و فداکارى از نظر جان و مال نبوده و تحمل کمترین ناراحتیها را نمى کردند.
3 ـ ـ در لحظات طوفانى و بحرانى، از شدت ترس، خود را به کلى مى باختند.
4 ـ به هنگام پیروزى، خود را وارث همه افتخارات مى پنداشتند!
5 ـ آنها افراد بى ایمانى بودند، و اعمالشان نیز در پیشگاه خدا بى ارزش بود.
و چنین است راه و رسم منافقان، در هر عصر و زمان، و در هر جامعه و گروه.
چه توصیف دقیقى قرآن از آنها کرده که، به وسیله آن مى توان همفکران آنها را شناخت، و چقدر در عصر و زمان خود، نمونه هاى بسیارى از آنها را با چشم مى بینیم
آیه بعد، ترسیم گویاترى از حالت جبن و ترس این گروه است، مى گوید: «آنها به قدرى وحشت زده شده اند که بعد از پراکنده شدن احزاب و لشکریان دشمن تصور مى کنند هنوز آنها نرفته اند |
سیدکاظم فرهنگ |
|
|
|
جهش به انجمن
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن نمی باشید.