logo
پر بازدید ترین عناوین تالار از ابتدا: مطالب زیبا با آیات (تعداد مشاهده:137401)    ایه 59 سوره احزاب(حجاب):زنان مسلمان،جلباب(روپوش) رابه بدن خود نزدیک کنند تا مورد اذیت قرار نگیرند (تعداد مشاهده:98463)    آیا زنان کفار که به اسارت مسلمانان در می آیند بر مسلمانان حلال میشوند و زناشویی با آنها اشکال ندارد (تعداد مشاهده:89264)    اوقات نماز های یومیه در قران (تعداد مشاهده:74660)      پر بازدید ترین عناوین سه ماه گذشته: اخلاق سیاسی در قرآن و حدیث    تدبر و فهم سوره احقاف: قرآن، از جانب خداست اما علیرغم ایمان جنیان و شاهدی یهودی، مشرکان روگردانند.    فروش کتاب "باورها و رفتارهای قرآنی: 280 درس از 30 جزء قرآن" و فایل دیجیتال آن    زبان قرآن، اصيل‌ترين زبان       آخرین رویداد تالار: مهمترین توفیقات تالار قرآن پويان در سال 99      

توجه

Icon
Error

عنوان جدید ارسال پاسخ
farhang Offline
#1 ارسال شده : 1394/12/06 11:05:33 ق.ظ
نقل قول
سید کاظم فرهنگ

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/02/31
ارسالها: 698
Iran (Islamic Republic Of)

43 تشکر دریافتی در 28 ارسال
سئوال 1:آیا اصلا قرآن،دستوری راجع به انتخابات و مسایل مرتبط با آن دارد؟

قرآن،خود را کتاب هدایت معرفی کرده و انتظار نداریم جزییات علوم مختلفی را که بشر با عقل خود میتواند به انها دست یابد،بیان کند.اما در حد اشاراتی کوتاه میتوان،اصولی کلی از قران برای این امراستخراج کرد.

سئوال2-سرنوشت همه امور عالم توسط خداوند رقم زده شده .آیا مشارکت و اقدام افراد جامعه،تاثیری دارد؟

خداوند در دو آیه تصریح کرده که سرنوشت اقوام و ملتها تابع رفتار و عملکرد خودشان است.

إِنَّ اللّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ .سوره رعد آیه 11

در حقيقت‏خدا حال قومى را تغيير نمى‏ دهد تا آنان حال خود را تغيير دهند

که شکل و نحوه سهیم شدن در این تغییر در زمان ها و شرایط مختلف،متفاوت است.و هر فرد با تحقیق و از روی علم،بهترین و موثرترین نحوه تغییر و بهبود امور جامعه را برمی گزیند.

گاهی موثرترین روش،نامزد شدن در انتخابات است،گاهی رای دادن و مشارکت در انتخابات و گاهی نیز رای ندادن و مشارکت نکردن. که فرد باید با اطلاعات خود و شرایط موجود بهترین تصمیم را بگیرد.

پیامبر وحضرت علی ع نیز بر مسئولیت داشتن همه مردم در جامعه تاکید کرده اند
کلکم راع وکلکم مسئول عن رعیته
اتقوالله فی عباده وبلاده فانکم مسئولون حتی عن البقاع والبهایم

کلمات کلیدی:انتخابات مجلس شورا صفات رای

ویرایش بوسیله کاربر 1396/02/22 10:07:09 ب.ظ  | دلیل ویرایش: edit

سیدکاظم فرهنگ
farhang Offline
#2 ارسال شده : 1394/12/06 11:06:35 ق.ظ
نقل قول
سید کاظم فرهنگ

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/02/31
ارسالها: 698
Iran (Islamic Republic Of)

43 تشکر دریافتی در 28 ارسال
سئوال3-مجلس شورای اسلامی ،مجلس خبرگان و شوراهاي شهر و روستا،آیا جایگاهی در نظام حکومتی اسلام دارند؟

خداوند یکی از صفات مطلوب اهل ایمان را مشورت در امورشان معرفی کرده است

وَالَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ. سوره شوری ﴿۳۸﴾

مجلس شورا ،ساختاری شورایی برای وضع قوانین مورد نیاز جامعه و نظارت بر دولت است.

مجلس خبرگان نیز ساختاری شورایی برای انتخاب و نظارت بر عالی ترین مقام کشور یعنی رهبری نظام است. که در قانون اساسی کشور نیز پیش بینی شده است

شوراهاي شهر و روستا نيز شورايي براي مديريت برخي از امور شهري و نظارت بر شهرداري هاست

مجموعه اين شوراها به مشاركت و حضور بيشتر مردم در اداره امور كشور و اجتناب از استبداد و خودرايي و انحراف مسئولان كمك ميكند.

ویرایش بوسیله کاربر 1396/02/16 10:58:02 ق.ظ  | دلیل ویرایش: edit

سیدکاظم فرهنگ
farhang Offline
#3 ارسال شده : 1394/12/06 11:08:36 ق.ظ
نقل قول
سید کاظم فرهنگ

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/02/31
ارسالها: 698
Iran (Islamic Republic Of)

43 تشکر دریافتی در 28 ارسال
سئوال 4-ویژگیهای فردی که باید انتخاب کنیم و مسئولیت را به او محول کنیم،از منظر قرآن چیست؟

برخی ویژگیهای عمومی افراد دارای مسئولیت از نگاه قران،بشرح زیر است:

1-تخصص و اگاهی ،توانایی جسمانی

قالَ إِنَّ اللّهَ اصْطَفاهُ عَلَیکُمْ وَ زادَهُ بَسْطَةً فِی الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ... (بقره، 247)

پیامبرشان گفت: خداوند، طالوت را به فرماندهی شما برگزید زیرا توان علمی و جسمی لازم برای این مسؤولیت را دارد.

2-اهلیت و صلاحیت انجام آن کار

إِنَّ اللّهَ یأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا اْلاَماناتِ إِلی‏ أَهْلِها ... (نساء، 58)

خداوند فرمان می‌دهد که امانت‌ها را به صاحبانشان بدهید.

3-امین بودن و حفاظت از خزاین بیت المال و امانتهای مادی ومعنوی مردم

قالَ اجْعَلْنی عَلى‏ خَزائِنِ اْلارْضِ إِنّی حَفیظٌ عَلیمٌ‏ (یوسف، 55)

یوسف گفت: مرا بر خزانه‌داری این سرزمین بگمار، که من امانت‌دار و دانا هستم.

قَالَتْ إِحْدَاهُمَا يَا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِينُ ﴿۲۶﴾

يكى از آن دو [دختر] گفت اى پدر او را استخدام كن چرا كه بهترين كسى است كه استخدام مى ‏كنى هم نيرومند [و هم] در خور اعتماد است

4-تلاش و مجاهده در راه هدف :
فضل الله المجاهدین علی القاعدین اجرا عظیما سوره نساء آیه 95

سیدکاظم فرهنگ
farhang Offline
#4 ارسال شده : 1394/12/06 11:10:14 ق.ظ
نقل قول
سید کاظم فرهنگ

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/02/31
ارسالها: 698
Iran (Islamic Republic Of)

43 تشکر دریافتی در 28 ارسال
سئوال 5:چگونه و با چه راهکاری افراد واجد شرایط را انتخاب کنیم؟

همانطور که در بحث حجت های معتبر نزد خداوند مطرح شد،هر فرد برای هر اقدام خود باید دلیلی مبتنی بر علم یا وحی داشته باشد.حدس و گمان،پیروی صرف از قوم و قبیله و فامیل و خانواده،روسا و مدیران و بزرگان،تبعیت از اکثریت و... حجت نیست.بلکه یا خود فرد باید به علم برسد یا از اگاهان در آن زمینه کسب نظر کند.

5-1:اگر خود فرد دارای توانایی و آگاهی است،به مصداق آیه شریفه،با بررسی و تحقیق در میان افراد و اقوال ارایه شده،و یا استفاده از مشورت ، بهترین انها را بر می گزیند.


فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ سوره زمر آیه 18

5-2-در صورت عدم توانایی فرد در انتخاب افراد احسن،به اگاهان و متخصصان مورد اعتماد مراجعه کرده و از نظر انها تبعیت میکند .طبیعتا نظر افراد نا آگاه در این زمینه،حجیتی ندارد.در این زمینه ،نظر احزاب و گروه های سیاسی مورد اعتماد فرد که مبتنی بر تصمیم گیری شورایی هستند،از منابع و مراجع کسب علم به شمار می اید.

فَاسْألُوا أهْلَ الذِّكْرِ إنْ كُنْتُمْ لاتَعْلَمُون. سوره نحل ایه 43

وَلاَ تَتَّبِعَآنِّ سَبِيلَ الَّذِينَ لاَ يَعْلَمُونَ .سوره یونس آیه 89

ویژگیهای افراد ی که از نظر انها نباید تبعیت شود،نیز در بحث موضوعی از چه کسانی اطاعت کنیم، مطرح گردید.

سیدکاظم فرهنگ
ابوترابی
#5 ارسال شده : 1396/01/30 09:19:15 ب.ظ
Guest

رتبه: Guest

گروه ها: Guests
تاریخ عضویت: 1391/10/20
ارسالها: 714

17 تشکر دریافتی در 16 ارسال
تباهی مملکت با حکومت نااهل

شایسته سالاری در نظام سیاسی و اجتماعی از اصول تفکیک ناپذیر در آموزه های وحیانی قرآن است. از نظر قرآن هر کسی مسئولیتی را می تواند به عهده گیرد که شایسته و اهل آن باشد.

از این روست که در شرط اهلیت هماره در مدیریت هر کاری به ویژه مسئولیت و امور مهم اجتماعی و سیاسی و نظامی و اقتصادی مورد تاکید قرار گرفته است.(یوسف، آیه 55؛ دخان، آیه 18؛ بقره، آیات 264 و 265؛ و آیات دیگر)

در حقیقت، شایسته سالاری در مدیریت امور اجتماعی و سیاسی از جمله مهم ترین شرایطی است که در آیات قرآنی بر آن تاکید شده است.(نساء، آیه 58)

از نظر قرآن، مردم و امت امانات الهی در دست رهبران است و کسی که مظهر ولایت الهی نیست، رهبری و مدیریت او طاغوتی است و باید امت و مدیریت را به اهل ولایت بسپارند که شایستگی یافته اند؛

چنان که حضرت موسی(ع) به فرعون رهبر طاغوتی می فرماید: أَنْ أَدُّوا إِلَيَّ عِبَادَ اللَّهِ إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ؛ بندگان خدا را به من ادا کن و بازگردان! به راستی من برای شما رسولی امین هستم.(دخان، آیه 18)؛ زیرا رهبری و مدیریت فرعون طاغوتی است ؛ و او باید امانت را به صاحب آن و اهلش بازگرداند که همان ولایت الهی موسی (ع) است.

پس نباید کار را به نااهل سپرد و کسانی را که شایستگی مسئولیتی را ندارند، به کار گمارد؛ زیرا این امر خیانتی در حق خود آن شخص و مردم است؛ چرا که اگر کارهای به نااهل سپرده شود، تباه می شود و امور ملک و مملکت و شیرازه آن از هم می پاشد.


از بزرگمهر حکیم پرسیدند: علت انقراض دولت ساسانی چه بود؟ بزرگمهر پاسخ گفت: کارهای بزرگ را به خردان سپردند و کارهای خرد را به بزرگان. خردان از کار بزرگ بر نیامدند و بزرگان به کار خرد دل نسپردند.

هم چنین آورده اند که : از سلطان سنجر سوال کردند: چرا حکومت تو زوال یافت؟ پاسخ داد: کارهای بزرگ را به افراد کوچک و کارهای کوچک را به افراد بزرگ واگذار کردم. پس خردان از کارهای بزرگ بر نیامدند و بزرگان از کارهای خرد روگرداندند. در حقیقت، اولی ها کارایی نداشتند و دومی انگیزه. (نگاه کنید: قابوسنامه)
خمسی
#6 ارسال شده : 1396/02/07 05:49:24 ب.ظ
Guest

رتبه: Guest

گروه ها: Guests
تاریخ عضویت: 1391/10/20
ارسالها: 714

17 تشکر دریافتی در 16 ارسال

عرض سلام وادب .
آیه شریفه :وامرهم شوری بینهم بهترین دلیل بر شرکت در امورجامعه است.

ودلیلی که مولا علی برای پذیرش خلافت ارایه داد :اگر نبود که خداوند از دانایان پیمان گرفته است
.........بهترین ملاک برای انتخاب اصلح است.

یعنی در هر امری داناترین افراد را باید انتخاب نمود.که در روزگا رما متر ادف متخصص امر می شود .
farhang Offline
#7 ارسال شده : 1396/02/14 10:35:56 ق.ظ
نقل قول
سید کاظم فرهنگ

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/02/31
ارسالها: 698
Iran (Islamic Republic Of)

43 تشکر دریافتی در 28 ارسال

با سلام و تشکر ازشما

آیه وامرهم شوری بینهم،می تواند یکی از پایه های مهم در تایید شکل حکومتی دموکراسی،
تشکیل مجلس شورا برای وضع قوانین ،
تشکیل شوراها برای اداره امور شهرها،
تشکیل هیات دولت برای اداره امور اجرایی
تشکیل احزاب و تشکلها برای تدوین بهترین برنامه های سیاسی اقتصادی اداره جامعه ،
تشکیل شورای مراجع برای استخراج بهترین احکام و...باشد.


اما آیه معروف ان الله لایغیر مابقوم حتی یغیروا مابانفسهم،ضرورت و انگیزه بیشتری را برای مشارکت در امور تزریق میکند.که قرار نیست از اسمان و بیرون از جامعه ؛اصلاحی صورت بگیرد بلکه خود مردم باید اراده کنند و متناسب با ان تصمیم اقدام نمایند.

انتخاب بهترین فرد و بهترین تفکر (احسن نه اصلح)هم از آیه معروف فبشر عباد قابل استخراج است
و اهلیت داشتن و صلاحیت داشتن فرد برای مسولیت هم ،از آیه تودوالامانات الی اهلها،قابل استخراج است.


البته همه موارد فوق ،مورد تایید عقل هم هست و نهایتا تایید قران،را میتوان ارشادی دانست.

ویرایش بوسیله کاربر 1396/02/28 09:28:03 ق.ظ  | دلیل ویرایش: edit

سیدکاظم فرهنگ
جمال گنجه ای Offline
#8 ارسال شده : 1396/02/22 11:51:57 ق.ظ
نقل قول
جمال گنجه ای

رتبه: Member

گروه ها: member
تاریخ عضویت: 1394/05/02
ارسالها: 25
Armenia
مکان: ایران تهران

1 تشکر دریافتی در 1 ارسال

در تایید گفتار آقای مهندس فرهنگ عرض میکنم که
: همه آیات اشاره شده نوعی «راهکار» برای انسان است

، «شورا» و «خود تغییری در انفس» و «استماع اقوال و اتباع احسن» و «رد امانت به اهلش» همه ، رفتارهای انسانی است ،

و در جهت تکمیل عرض من است که «هی چشمتان به آسمان نباشد» و خودتان از طریق این راهکارها کارهایتان را پیش ببرید (واگر اینطور نباشد ، پس ، جعل خلیفه در روی زمین چه معنائی دارد؟)
farhang Offline
#9 ارسال شده : 1396/02/28 01:22:17 ب.ظ
نقل قول
سید کاظم فرهنگ

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/02/31
ارسالها: 698
Iran (Islamic Republic Of)

43 تشکر دریافتی در 28 ارسال

- امروزبا پایان یافتن فرصت قانونی تبلیغات نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای شهر
فرصتی برای شهروندان وجود دارد تا بیاندیشند به :

♦️اولا ارزیابی منافع ومضار احتمالی مشارکت یا عدم مشارکت انها در انتخابات ،عقل و شرع حکم میکند خطر احتمالی را دفع کنیم و در پی کسب منافع مشروع فردی و اجتماعی محتمل اقدام نماییم.

لذا اگر رای دادن ،احتمال تحقق وضعیت مطلوب مد نظر فرد را افزایش میدهد،به آن اقدام میکند.بهبود و اصلاح نتیجه اقدام تک تک افراد است


♦️ثانیا تحقیق و بررسی در مورد #شایسته ترین فرد یا افراد
در این زمینه هم ملاکهای عقلی و قرانی و روایی متعدد ارایه شده و طبیعتا هر رای دهنده،با توجه به دیدگاه ها و تفکرات خود،شایسته ترین افراد را برمیگزیند. در این تحقیق هم میتواند با اگاهان معتمد و امین مشورت نماید.


♦️نکته دیگر در این خصوص این است که هیچ نامزدی ایده ال نیست و همه انسانها جایزالخطا و نیز دارای نواقص و ضعفهایی هستند.
لذا باید شاخصهای مهم تر و نیز #جهت_گیری های کلی نامزدها در زمینه های مختلف را بررسی و باهم مقایسه کرد.


ان شالله با تفکر،مشورت ،توکل برخدا و اقدام صحیح و به موقع ، اینده بهتری را در ابعاد مختلف مادی و معنوی جامعه خود رقم بزنیم.✋️

سیدکاظم فرهنگ

سیدکاظم فرهنگ
ali Offline
#10 ارسال شده : 1396/02/29 11:27:35 ق.ظ
نقل قول
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 983

تشکرها: 4 بار
27 تشکر دریافتی در 27 ارسال
به نام خدا

در نامه 53 نهج البلاغه که عهدنامه حضرت علی به مالک اشتر است نیز نکات جالب توجهی در خصوص انتخاب مدیران و کارگزاران وجود دارد:


🔹كارگزاران دولتى را از ميان مردمى باتجربه
و با حيا،
از خاندان هاى پاكيزه و با تقوى،
كه در مسلمانى سابقه درخشانى دارند انتخاب كن،

زيرا اخلاق آنان گرامى تر، و آبرويشان محفوظتر، و طمع و روزى شان كمتر، و آينده_نگرى آنان بيشتر است.

سپس روزى فراوان بر آنان ارزانى دار، كه با گرفتن حقوق كافى در اصلاح خود بيشتر مى كوشند، و با بى نيازى، دست به اموال بيت المال نمى زنند، و اتمام حجّتى است بر آنان اگر فرمانت را نپذيرند يا در امانت تو خيانت كنند.







saeid1989 Offline
#11 ارسال شده : 1396/03/08 02:15:01 ب.ظ
نقل قول
saeid1989

رتبه: Newbie

گروه ها: member
تاریخ عضویت: 1396/02/28
ارسالها: 3
Iran (Islamic Republic Of)
مکان: مشهد



انسان ها در زندگی خود مدام در معرض انتخاب ها و تصمیم گیری هستند. آنها باید از میان گزینه های گوناگون یک یا چند گزینه را انتخاب کنند. و انتخاب از بین گزینه های گوناگون، کاری دشوار و نیازمند داشتن معرفت لازم نسبت به ملاک های انتخاب است انسان ها در زندگی خود مدام در معرض انتخاب ها و تصمیم گیری هستند. آنها باید از میان گزینه های گوناگون یک یا چند گزینه را انتخاب کنند. و انتخاب از بین گزینه های گوناگون، کاری دشوار و نیازمند داشتن معرفت لازم نسبت به ملاک های انتخاب است.
قرآن کریم آمادگی خود را برای هدایت و راهنمایی انسان در همۀ عرصه ها اعلام کرده است. "... وَ نَزَّلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِ‏ شَیْ‏ءٍ ..." (نحل: 89)
در عرصۀ انتخاب نیز این کتاب دو معیار کلی معرفی می کند تا انسان ها با استفاده از این معیارها، گزینۀ درست و دقیق را انتخاب کنند.
آیۀ "... إِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِیُّ الْأَمِینُ‏" (قصص: 26)
دو معیار قوت و امانت را به عنوان معیار انتخاب و گزینش حضرت شعیب سلام الله علیه جهت استخدام حضرت موسی سلام الله علیه معرفی می کند.
مراد از قوت این است که انسان در انجام مسئولیتش توانمند باشد. چنانچه حضرت موسی در کار ادارۀ گوسفندان توانایی خود را نشان داد و با کنار زدن چوپان ها از سر چاه براى گرفتن حق دختران شعیب و کشیدن سطل سنگین از چاه، قوت و توانمندی اش را اثبات کرد. (مکارم شیرازی و دیگران، ‏16/64)
و مراد از امانت این است که انسان تعهد و پایبندی دینی و اخلاقی داشته باشد. بگونه ای که کارفرما بتواند به او اعتماد کند و امکانات لازم جهت انجام کار را با اعتماد کامل به او بسپارد.
امانتداری انسان باعث می شود که نسبت به امکانات و قدرت محوله، متعهد باشد و از آن ها در جهت درست استفاده کند. چنانکه حضرت موسی در مسیر آبگاه تا منزل حضرت شعیب، امانت خود را ثابت کرد و با رعایت عفت در سخن گفتن با دختران شعیب (طباطبایی، ‏16/26) و حرکت کردن جلوتر از دختران شعیب، امانت داری و تعهد اخلاقی و دینی اش را نشان داد. (مکارم شیرازی و دیگران، ‏16/64)
بنابراین با توجه به آموزه های قرآنی، تخصص و تعهد دو معیار کلی هستند که در هر انتخابی، انتخاب کننده را یاری می کنند تا انتخاب درست و دقیقی داشته باشد.

اما این دو معیار تخصص و تعهد، دو مفهوم کلی و جامع هستند که می توان آن ها را به اقتضای شرایط و تغییرات جامعه، دقیق و بروزرسانی کرد.
در شرایط کنونی، انتخاب یک مدیر اجرایی بلند بالا با معیارهای مختلفی انجام می گیرد که این معیارها را می توان در دو بخش معیارهای مربوط به تخصص و معیارهای مربوط به تعهد دسته بندی کرد.
مقام معظم رهبری دامت برکاته در فرمایشاتشان، معیارهایی را برای انتخاب درست و دقیق معرفی کرده اند که این معیارها را می توان همان نسخۀ تفصیلی و بروزشدۀ نسخۀ قرآن قلمداد کرد. برخی از این معیارها عبارتند از:
نشاط، علاقه‌مندی، دانش، انضباط، تدیّن، خردمندی، جدیت، برنامه داربودن، اولویت گذاری، حکمت، استعداد، همت، پایبندی به سیاست های نظام، صداقت، امانتداری، تعهد به مردم و نظام، مردمداری، دلسوزی، ایمان، تدین، تقوا، توکل به خدا، عدالت طلبی، نیت الهی، مسئولیت پذیری، استقامت، اعتماد به نفس.
ایشان در فرمایشات اخیر خود، مهمترین مشکل کشور را مشکل اقتصادی خوانده اند و مسئولان را به تلاش مجاهدانه برای رفع این مشکل امر کرده اند.
قرارگرفتن مشکل اقتصادی در صدر مشکلات نشان می دهد که در میان معیارهای انتخاب و گزینش، معیارهایی در اولویت قرار می گیرند که با این مشکل ارتباط مستقیم داشته باشند.
معیارهایی که با این مشکل ارتباط مستقیم دارند؛ عبارتند از: نشاط، اولویت گذاری، مردمداری، دلسوزی، استقامت، اعتماد به نفس.
از این معیارهای شش گانه، سه معیار نشاط، اولویت گذاری و اعتماد به نفس به تخصص مربوط می شوند و سه معیار مردمداری، دلسوزی و استقامت در دستۀ معیارهای مربوط به تعهد جای می گیرند.
علت این که این معیارها نسبت به دیگر معیارها در اولویت قرار گرفته اند؛ این است که گره مشکل اقتصادی به دست مسئولانی باز خواهد شد که نشاط، اعتماد به نفس و اولویت گذاری لازم جهت انجام امور دشوار را داشته باشند. و این نشاط علاه بر توان جسمی و فکری بالا نیازمند داشتن انگیزۀ بالایی است تا مسئول مربوطه را جهت استقامت در برابر سنگلاخ ها و موانع مسیر حل مشکل پشتیبانی کند.
انگیزۀ لازم جهت حل مشکلات اقتصادی تنها در صورتی قوت خواهد گرفت که مسئول مربوطه، مسئولی مردمدار و از جنس مردم باشد. فردی که درد مردم را خود کشیده باشد تا بتواند دشواری درد آن ها را احساس کند.
تنها در این صورت است که فرد مسئول می تواند از توان و تخصص مدیریتی و برنامه ریزی خود نهایت بهره برداری را داشته باشد و تلخی و سنگینی سنگلاخ ها ی مسیر حل مشکل اقتصادی را با شیرینی لبخند مردم محروم و درددیده تحمل کند.
از این رو در آخرین فرمایشات مقام معظم رهبری دامت برکاته آمده است که تلاش برای خدمت و حمایت از قشرهای ضعیف، سرگرم نشدن به تشریفات و حاشیه و کارهای زرق‌وبرق‌دار از مهمترین معیارهایی است که می تواند معیار واقعی برای انتخاب و گزینش قرار بگیرند.
کتاب نامه
طباطبایى، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، دوم، بیروت، مؤسسة الأعلمی، 1390.
مکارم شیرازى و دیگران، ناصر، تفسیر نمونه، دهم، تهران، دار الکتب الإسلامیة، 1371.
جواد سلمان زاده
تو را مرور می کنم به تکرار؛

تا خاموشی ام، نشان از فراموشی ام نباشد
محمد
#12 ارسال شده : 1398/11/28 03:42:52 ب.ظ
Guest

رتبه: Guest

گروه ها: Guests
تاریخ عضویت: 1391/10/20
ارسالها: 714

17 تشکر دریافتی در 16 ارسال

ايا در زمينه مسايل سياسي مثل انتخابات هم بايد از علماي ديني و فقها تقليد كرد؟ ايا شركت در انتخابات،تكليف شرعي است؟


"با نزدیک شدن فصل برگزاری انتخابات بکارگیری تعبیر "#وظیفه‌شرعی" رواج پیدا میکند و از مردم خواسته میشود برای انجام "تکلیف دینی" در انتخابات حضور یافته و به افراد شایسته رای دهند .
استفاده از این تعبیر بلحاظ مبنایی محذوری ندارد و چه بسا یک شخصیت اگاه و متعهد در بررسی اوضاع و شرایط سیاسی و اجتماعی به این نتیجه برسد که شرکت در رای گیری شرعا واجب بوده و ان را اعلام نماید . چه اینکه در سالهای اول جمهوری اسلامی با توجه به اینکه هنوز فرهنگ مشارکت در انتخابات در مردم نهادینه نشده بود و کشور در شرایط بحران ناشی از ترور و جنگ بسر میبرد ، رهبر فقید انقلاب اسلامی ، از این تعبیر استفاده میکردند .
ولی استفاده از این ادبیات پس از چند دهه با توجه به این نکات ، توجیهی ندارد :

:white_check_mark:۱ ۰ مسائلی از قبیل #انتخابات ، خارج از موضوعات احکام شرعی است و ذاتا در شرع حکمی برای ان مقرر نشده است . در این موارد ، بر حسب شرایط ، حکم شرعی سیال و متغیر میباشد مثلا گاه از باب حرمت تضعیف نظامِ عدل ، شرکت نکردن حرام میگردد و گاه به عکس از باب حرمت تقویت نظام جور ، شرکت کردن حرام میشود . بنا بر این هرگز فقیهی فتوای کلی و دائمی در این موارد نمیتواند صادر کند.

:white_check_mark:۲ ۰ در موضوعاتی مانند انتخابات که فاقد حکم ذاتی شرع است ، تشخیصِ موضوع ، صرفا جنبه #فقهی نداشته و به فقها و کارشناسان فقه محول نمیباشد و کارشناسان مختلف حق دارند با توجه به ارزیابی شرایط و جنبه های مثبت و منفی حضور و عدم حضور ، نظر خود را اعلام کنند . مثلا یک کارشناس اقتصاد یا سیاست میتواند با اعلام نظر خود در این باره ، شهروندان را در درک درست از وظیفه دینی شان کمک کند ، حتی انها میتوانند استدلال سیاسی و یا اقتصادی فقیهی که فتوی به وجوب یا حرمت داده را نقد کنند .

:white_check_mark:۳ . انسان متدین و خردمند ، برای هر اقدام خود بدنبال یافتن #حجت و دلیل است . ولی ایا در تشخیص مصادیق ( مثل شرکت يا عدم شركت در یک تظاهرات و یا یک انتخابات) ، نظر فقیه حجت است ؟:question:
اگر فتوای فقیه در حقِ اشخاص عامی "حجت" است ، از باب رجوع جاهل به خبره است ، ولی مگر #فقیه که در استنباط احکام کلی شرع خبره و صاحب نظر است ، الزاما در تشخیص مصادیق سیاسی هم اهل نظر میباشد ؟:exclamation:
بنابر این چگونه میتوان در تشخیص هر امر سیاسی بسراغ کارشناسان دینی رفت ؟


:white_check_mark:۴ ۰ ادبیات "تعیین وظیفه شرعی" کردن در مصادیق سیاسی ، ادبیات نابالغ پنداری مردم است . اگر مردم بالغ و رشیدند و از قدرت تشخیص برخودارند ، پس باید به شعور و بلوغ انها احترام گذاشت و اجازه داد خوشان بر مبنای درک و تحلیلشان از جریانات به تصمیم برسند . اگر شرع به انها اجازه داده تا در مصادیق وارد شده و با درک شرایط تصمیم بگیرند ، پس چرا ما با تعیین تکلیف شرعی و محصور کردنشان ، این حق شرعی را از انها سلب میکنیم ؟

:white_check_mark:۵ ۰ بحث و گفتگوی منطقی در باره انتخابات و مسائل دیگر سیاسی ، و نیز حق اظهار نظر را برای همگان محترم شمردن یک مطلب است و "حق ویژه" برای یک گروه قائل شدن که با تعبیر "وجوب شرعی " برای دیگران تعیین تکلیف کنند و متخلفان خود را به معصیت و فسق منسوب سازند ، مطلب دیگری است . این ادبیات علاوه بر انکه فاقد مبنای فقهی است ، در جامعه امروز به اعتبار فقه و احکام شرعی لطمه وارد میسازد و این تصور را بوجود میاورد که دیگر احکام مسلم شرعی شاید پشتوانه محکمی نداشته ویا ناشی از دخالتهای فقها در حوزه های غیر تخصصی شان باشد .
مضافا بر حسب قواعد مسلم فقه ، حتی در انجا هم که فقیه جامع الشرائط حق "صدور حکم" دارد ، حکم او در حقِ کسی که علم به خطای او دارد نافذ نیست و تخلف چنین فردی ، معصیت نمیباشد . از این رو پرس و جو از اشخاص که در انتخابات شرکت کرده و انجام وظیعه کرده اند یا نه ؟ و سپس بر مبنای ان دیگران را به فسق و گناه متهم کردن ، کاری خارج از اخلاق و شرع است .

:white_check_mark:۶ ۰ در کشور ما ، در دوره های اخیر بخش گسترده ای از مردم در انتخابات شرکت نمیکنند . در چنین وضعی تاکید بر جنبه شرعی مشارکت مردم بمعنی ان است که این جمعیت گسترده به وظایف دینی خود مقید نبوده و فرمان الهی را زیر پا میگذارند ! در این شرایط استفاده از ادبیات "وظیفه شرعی" نه تنها کمک موثری به مشارکت بیشتر نمکند بلکه به اعتبار این عنوان هم اسیب میرساند . عنوانی که که یک روز همه کشور را به لرزه در میاورد و حتی در قضیه تحریم تنباکو تا درون کاخ ناصرالدین شاه نفوذ نمود و اطرافیان او را هم به انقیاد وادار نمود . صاحبان فتوی و حکم بیش از دیگران باید در فکر حراست از این سرمایه باشند تا در مواقع سرنوشت ساز از کارایی و تاثیر کامل برخوردار باشد .

۷ ۰ شخصیتهای روحانی که سخاوتمندانه ادبیات وظیفه شرعی در انتخابات را بکار میگیرند ، خوب است در ادبیات دینی و سیاسی حضرت ایه الله سیستانی نیز تامل کنند . بهر حال ایشان هم یک فقیه برجسته و دارای نفوذ در عراق است و بسرنوشت کشور عراق و مشارکت بیشتر مردم در انتخابات علاقه مند است پس چرا ادبیات ایشان متفاوت است و از تعبیر الزام و وجوب شرعی و تکلیف الهی کمتر استفاده کرده و بر "حق شهروندان" تاکید دارد؟ مثلا در بخشی از بیانیه ایشان بمناسبت انتخابات اخیر پارلمانی عراق آمده است :

:small_red_triangle_down:"شرکت در انتخابات حق هر شهروند عراقی است و چیزی او را ملزم به احقاق این حق نمیکند مگر اینکه شخصا متقاعد شود منافع عالی ملت و کشورش ایجاب میکند که در انتخابات شرکت داشته باشد .... و در نهایت تصمیم مشارکت یا عدم مشارکت در خصوص انتخابات بر عهده هر فرد عراقی است و شخصا مسئول هر گونه ارزیابی در این خصوص است بنابر این شایسته است تصمیم در این خصوص بر اساس اگاهی و اشتیاق به تحقق منافع کشور و اینده فرزندان ان باشد ".
چرا در میان علمای ما چنین ادبیاتی رایج نیست ؟ ایا ما با ادبیات تکلیف محورِ خودمان تاثیر بیشتری در مردم داشته و داریم ؟ مگر مردم در فرصت های مختلف مثل دوم خرداد ۷۶ در برابر وظیفه شرعی که قاطبه علما تعیین کردند ، مقاومت نکردند ؟!

:white_check_mark:۸ ۰ امروز ادبیات "وظیفه شرعی" حتی در نزد بسیاری از متدینان سنتی هم اعتبار و ابروی خود را از دست داده است زیرا انان دیده اند که از این الفاظ مقدس بصورت یک جانبه برای تقویت یک سویه برخی نهادهای حاکمیتی استفاده میشود .

:small_red_triangle_down: روشن است که وقتی فقط "وظیفه مردم" مورد تاکید قرار گیرد ولی از "وظیفه حاکمان" در قبال حقوق مردم سخنی گفته نشده و دفاعی صورت نگیرد ، مردم حق دارند که به ان وظیفه شرعی هم بدیده تردید نگاه کرده و به ان اعتنایی نکنند . مگر ممکن است که ما روحانیون مثلا در حقوق خانوادگی با بیان وظیفه شرعی (الرجال قوامون علی النساء) حکومت مطلقه مردان را یکطرفه تثبیت کنیم ولی وقتی که به حق زنان میرسیم از گفتن (عاشروهن بالمعروف) طفره رفته و یا ان را صرفا اخلاقی و فاقد الزام بدانیم ؟ در این صورت ایا عدالت و انصاف داوران دینی زیر سوال نمیرود و ایا در اینصورت میتوانند اعتماد مردم را جلب کنند ؟"

از استاد محمد سروش محلاتي
admin1 Offline
#13 ارسال شده : 1398/12/02 05:55:49 ب.ظ
نقل قول
admin1

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/02/14
ارسالها: 198

8 تشکر دریافتی در 7 ارسال

:question:سئوال: با توجه به استناد زیاد به بخشی از آیه 11 سوره رعد، در پستهای تبلیغاتی در روزهای اخیر، ایا این ایه به لزوم رای دادن درانتخابات، دلالت دارد؟

"إِنَّ اللّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ .سوره رعد آیه 11
در حقيقت‏ خدا حال قومى را تغيير نمى‏ دهد تا آنان حال خود را تغيير دهند

:white_check_mark: پاسخ:
تفسیر این آیه را از نگاه علامه طباطبایی در تفسیر المیزان مرور می کنیم:

"اين جمله ، يعنى جمله ((ان اللّه لا يغير ما بقوم ...))، چكيده اش اين است كه خداوند چنين حكم رانده و حكمش را حتمى كرده كه :point_left: نعمتها و موهبت هايى كه به انسان مى دهد مربوط به حالات نفسانى خود انسان باشد، كه اگر آن حالات موافق با فطرتش جريان يافت آن نعمت ها و موهبتها هم جريان داشته باشد، مثلا اگر مردمى بخاطر استقامت فطرتشان به خدا ايمان آورده و عمل صالح كردند، به دنبال آن نعمت هاى دنيا و آخرت بسويشان سرازير شود، همچنانكه فرمود:((و لو ان اهل القرى آمنوا و اتقوا لفتحنا عليهم بركات من السماء و الارض و لكن كذبوا)) و مادامى كه آن حالت در دلهاى ايشان دوام داشته باشد اين وضع هم از ناحيه خدا دوام يابد، و هر وقت كه ايشان حال خود را تغيير دادند خداوند هم وضع رفتار خود را عوض كند و نعمت را به نقمت مبدّل سازد.

ممكن هم هست كه از آيه ، عموميّت هم استفاده بشود يعنى نقمت را هم شامل شود یعنی اگر مردمى داراى ايمان و اطاعت و شكر باشند خداوند هم نعمت هاى ظاهرى و باطنيش را به ايشان ارزانى بدارد، و همين كه ايشان وضع خود را تغيير دادند و كفر و فسق ورزيدند خدا هم نعمت خود را به نقمت مبدّل كند و ليكن ظاهر سياق با اين عموميّت مساعد نيست ، مخصوصا دنباله آن دارد كه : ((و اذا اراد اللّه بقوم سوء فلا مرد له ))، زيرا اين دنباله بهترين شاهد است بر اينكه مقصود از ((ما بقوم )) #نعمت_قبلى ايشان است نه اعم از نعمت و نقمت ، چون جمله مذكور تغيير را توصيف مى كند، و از اينكه در توصيف معناى آن مى فرمايد وضعشان را به عذاب و بدبختى تغيير مى دهيم فهميده مى شود كه مقصود از وضع قبليشان نعمت و خوشى ايشان است ، (دقّت بفرمائيد)
آيه شريفه - بطوري كه سياق هم مى رساند، و خدا داناتر است - اين معنا را افاده مى كند كه براى هر فردى از افراد مردم بهر حال كه بوده باشند معقب هايى هستند كه ايشان را در مسيرى كه بسوى خدا دارند تعقيب نموده ، از پيش رو و از پشت سر در حال حاضر و در حال گذشته به امر خدا حفظشان مى كنند و نمى گذارند حالشان به هلاكت و يا فساد و يا شقاوت ، كه خود امر خداست متغير شود، و اين امر ديگر كه حال را تغيير مى دهد وقتى اثر خود را مى گذارد كه مردم خود را تغيير دهند، در اين هنگام است كه خدا هم آنچه از نعمت كه به ايشان داده تغيير مى دهد، و بدى را بر ايشان مى خواهد، و وقتى بدى را براى مردمى خواست ديگر جلوگيرى از آن نيست ، چون بشر غير خداوند والى ديگرى كه متولّى امورش شود ندارد تا آن والى از نفوذ اراده و خواست خداوند جلوگيرى به عمل آورد،

اين بود آنچه ، از ظاهر آيه درباره ملازمه ميان #شيوع_صلاح در قومى ، و #دوام_نعمت برايشان استفاده مى شود اما اينكه آيا فرد هم عينا مانند قوم و جمعيت است و صلاح و فساد عمل او در وضع آخرت و دنياى او و امور مادى و معنوى او اثر مى گذارند يا نه ؟ آنچه كه از كلام الهى برمى آيد اين است كه ميان اعمال صالح يك فرد و ميان صلاح آخرت و نعمت هاى معنويش رابطه هست ، و در صورت تغيير آن ، نعمت هاى مزبور هم تغيير مى كند، :arrow_left: و ليكن آيات دلالتى بر رابطه ميان #نعمتهاى_مادى و جسمانيش ندارد. و حكمت همه اينها هم روشن است ، زيرا تلازم مذكور، مقتضاى حكم توافق و سنخيّتى است كه در اجزاى نظام عالم برقرار است و هر نوعى را بسوى غايت و نهايت سيرش سوق مى دهد،
و نوع انسان هم اگر مانند ساير انواع از مقتضاى فطرت اصليش منحرف نگردد، عالم بر طبق سعادت و نعمت او دور مى زند و جريان مى يابد، و :white_check_mark: اما اگر منحرف شد و #فساد در ميان آن رايج گرديد، تعادل ميان اجزاى كون بر هم خورده و همين خود باعث مى شود كه نعمت از او هجرت نموده نظام زندگيش مختل گردد، و در نتيجه #فساد در دريا و خشكى عالم بخاطر #اعمال نارواى آدمى ظاهر مى شود، و خدا كيفر بعضى از آنچه را كه كرده اند به ايشان مى چشاند تا شايد برگردند."


ترجمه تفسير الميزان جلد 11 صفحه 428
مدیر تالار
ali Offline
#14 ارسال شده : 1399/05/16 09:10:33 ق.ظ
نقل قول
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 983

تشکرها: 4 بار
27 تشکر دریافتی در 27 ارسال

علل بدبختی ما چیست؟

بسیارى تمام علت بدبختى خود را به بیگانگان و سیاست هاى مخرب آنها نسبت مى دهند.
و عده اى همه این حوادث را مولود گردش موافق و مخالف افلاک مى پندارند.
و سرانجام عده اى دست به دامن قضا و قدر ـ به مفهوم تحریف یافته اش ـ و یا شانس و طالع و اقبال مى زنند و همه حوادث تلخ و شیرین را از این طریق توجیه مى کنند.
همه اینها براى این است که: از درک علل واقعى وحشت دارند.

قرآن در آیات فوق، انگشت روى نقطه اصلى دردها ، درمان ها و عوامل پیروزى و شکست گذارده، مى گوید:
براى یافتن عامل اصلى لازم نیست آسمان ها و زمین ها را جستجو کنید و یا به دنبال عوامل موهوم و پندارى راه بیفتید، کافى است تنها در وجود، در فکر، روحیه و اخلاق خود، و در نظامات اجتماعى خودتان جستجو کنید، هر چه هست در اینجا است!

ملت هائى که فکر و اندیشه خود را به کار انداختند، دست اتحاد و برادرى به هم دادند، سعى، تلاش و اراده و تصمیم نیرومند داشتند، و به هنگام لزوم، جانبازى و فداکارى کردند و قربانى دادند، به طور قطع، پیروز شدند.
اما هنگامى که رکود، سستى و تنبلى; جاى سعى و کوشش را گرفت،
غفلت و بى خبرى; جاى آگاهى و تردید،
دودلى; به جاى تصمیم،
محافظه کارى; جاى شهامت،
نفاق و تفرقه; جاى اتحاد،
تن پرورى و خودخواهى; جاى فداکارى،
و تظاهر و ریاکارى; جاى اخلاص و ایمان نشست، سقوط و نکبت آغاز شد.
در حقیقت جمله ذلِکَ بِأَنَّ اللّهَ لَمْ یَکُ مُغَیِّراً نِعْمَةً أَنْعَمَها عَلى قَوْم حَتّى یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ برترین قانون حیات انسان ها را بیان مى کند، و روشن مى سازد که: مکتب قرآن در زمینه حیات جامعه ها، اصیل ترین و روشن ترین مکتب هاست.


تفسیر نمونه
ali Offline
#15 ارسال شده : 1400/03/17 08:11:45 ق.ظ
نقل قول
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 983

تشکرها: 4 بار
27 تشکر دریافتی در 27 ارسال
اخلاق سياسي در قرآن و روايات :اصول اخلاقي كه در انتخابات توسط حاكميت، مسئولان نامزدها و مردم بايد رعايت شود

اخلاق و مکارم اخلاقی و پرهیز از رذائل اخلاقی در اسلام جزئی از دین بصورت منفک نیست بلکه روح و جوهر دین که حاکم بر تمام زوایای فکری، گفتاری و رفتاری انسان است محسوب می شود.
براساس روایتی مهم پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله)فرمودند: بعثت لاتمم مکارم الاخلاق. یعنی من برای تکمیل مکارم اخلاقی و اعتلای اخلاق نیک مبعوث شدم.


براين اساس و باتوجه به نزديكي ايام انتخابات و لزوم رعايت اصول اخلاقي توسط نامزدها و هواداران انها و نيز كليه مخاطباني كه پستهاي سياسي توليد يا بازنشر ميكنند، در چندين قسمت به تبيين آيات و روايات مرتبط با اخلاق سياسي در سايت و كانال قرآن پويان در پيام رسانها و كانال زيست قرآني پرداخته ايم كه در صفحه زير نيز قابل دسترسي و مطالعه است:




http://quranpuyan.com/ya...sysy-dr-qrn-w-Hdyth.aspx
ali Offline
#16 ارسال شده : 1400/03/22 08:37:12 ق.ظ
نقل قول
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 983

تشکرها: 4 بار
27 تشکر دریافتی در 27 ارسال

. حق رأی از دیدگاه فقه سیاسی

پیش از ورود به بحث درباره ماهیت انتخابات از دیدگاه فقهی، پرسش از شایستگی فقه برای طرح چنین بحثی و امکان پرداختن به آن از این دیدگاه طرح می‌شود. در واقع پرسش این است که با وجود این‌که انتخابات موضوعی نوپیداست می‌توان به لحاظ فقهی به آن پرداخت؟

این پرسش در دو سطح امکان طرح دارد: نخست، بحث درباره شایستگی فقه برای پرداختن به این موضوع است.
دوم با مفروض گرفتن شایستگی فقه بحث درباره چگونگی طرح آن از دیدگاه فقهی و مرجعیت فقیه برای تعیین تکلیف درباره آن است.

مسئله رأی دادن و شرکت در انتخابات از مسائل نوپیدا و مستحدثه است که در سنت فقهی پییشینه‌ای ندارد و بحثی دربارة آن نشده است. در این نوع مسائل فقیهان برپایه دلایل اجتهادی و قواعد عام فقهی نظر می‌دهند و برداشت آن‌ها به موضعی بستگی دارد که درباره اعتبار عرف و رویه‌های عقلایی اتخاذ می‌کنند.

براین اساس می‌توان دیدگاه‌های فقهی طرح شده در این باره را در سه دسته جای داد:
نخست دیدگاهی که شرکت در انتخابات و رأی دادن را به مثابه تکلیفی شرعی می‌نگرد و حق شهروندان را تنها به انتخاب افراد آن هم با شرایط خاص محدود می‌کند.
دوم دیدگاهی که رأی دادن را از حقوق شهروندان می‌داند، ولی شرکت در انتخابات را تکلیفی اجتماعی و شرعی نیز می‌داند.
در نهایت، دیدگاهی که رأی دادن را حق هر شهروند می‌داند و تشخیص لزوم یا عدم لزوم شرکت در انتخابات را به وی واگذار می-کند.


1-. رأی دادن به مثابه تکلیف شرعی
این دیدگاه پس از تأسیس جمهوری اسلامی و تحت تاثیر الزامات آن طرح شد و بر اساس آن، شرکت در انتخابات، تکلیفی شرعی است و خودداری از آن جایز نیست‌.
مبنای اصلی این دیدگاه ضرورت تشکیل حکومت اسلامی و حفظ آن است و بر پایه آن هر اقدام و کنشی که به حفظ و تقویت آن کمک کند، تکلیفی شرعی خواهد بود.

رهبر فقید انقلاب بر این اساس شرکت در انتخابات را وظیفه‌ای شرعی و ملی می‌دانست. به پیروی از وی، برخی دیگر از فقیهانی نیز شرکت درانتخابات نظام جمهورى اسلامى براى افراد واجد شرایط را وظیفه‌ای شرعى، اسلامى و الهى دانسته‌اند.
آنان با توجه به ضرورت حکومت اسلامی و وجوب کوشش برای حفظ و تقویت آن و نقش انتخابات در این امر بر وجوب عینی شرکت در انتخابات استدلال می‌کنند. از نظر آنان حتی اگر کسی دربارة شایستگی نامزدهای انتخابات به نتیجه نرسیده نباشد، تکلیف از او ساقط نیست، زیرا می‌تواند رأی سفید به صندوق بیندازد. بنابراین اصل شرکت در انتخابات تکلیفی چشم ناپوشیدنی است و تنها تشخیص فرد شایسته برای انتخاب به شهروندان واگذار شده است.
طرفداران تکلیف شرعی بودنِ شرکت در انتخابات، دربارة مبنا و نیز شرایط تحقق این تکلیف اختلاف نظر دارند: گروهی که با نگاهی سنتی‌تر به موضوع می‌نگرند، بر پایة قواعد کلی مانند حفظ دین و مذهب یا حفظ نظام در معنای گسترده‌اش، بر این تکلیف استدلال می‌کنند.
گروهی دیگر، که در چارچوب گفتمان اسلام سیاسی به موضوع می‌اندیشند، بر پایه وجوب اصل وجوب حفظ حکومت اسلامی و یا حفظ نظام به معنای رژیم سیاسی آن را اثبات می‌کنند.


این گروه برپایه نوع نگرش به چگونگی تعیین حاکم به دو دسته تقسیم می‌شوند: نخست، طرفداران نظریه نصب که معتقدند حاکم بر پایه نصب از سوی خداوند به شکل مستقیم یا غیرمستقیم تعیین می‌شود. آنان با نگاهی ابزاری به انتخابات می‌نگرند و مشروعیت آن را به دلیل مصلحت و نقشی می‌دانند که انتخابات برای تحکیم و کارآمدی نظام سیاسی دارد. از این منظر، رأی دادن و شرکت در انتخابات یک‌سره تکلیفی شرعی است و نمی‌توان آن را از مقولة «حق» دانست.

دوم، طرفداران نظریه انتخاب که معتقدند تعیین حاکم در عصر غیبت به مردم واگذار شده است. این گروه، چنان‌که در ادامه بیان خواهد شد، رای دادن را از شرکت در انتخابات جدا کرده و اوّلی را «حق» دانسته و به «تکلیف» بودن دومی حکم می‌کنند.

در این میان، برخی نیز با نگاهی سخت‌گیرانه‌تر شرایطی برای آن در نظر گرفته‌اند، که به آسانی دست‌یافتنی نیست.

آیت‌الله بهجت در دو بیانیه‌ای که درباره انتخابات صادر کرده، از چنین دیدگاهی به موضوع نگریسته است. در این دو بیانیه بدون هیچ اشاره‌ای به حکم شرکت در انتخابات، به شرایط سلبی و ایجابی مشارکت و رأی دادن پرداخته شده است. از ظاهر بیانیه چنین به نظر می‌رسد که در صورت وجود چنین شرایطی افراد مجاز به شرکت در انتخابات و رأی دادن هستند.
این ادعا به شکل غیرمستقیم برحق بودن شرکت در انتخابات دلالت دارد. با وجود این، مخالفت شدید وی با نظام‌های انتخاباتی در کشورهای غربی، که با عنوانِ «دول کفر» از آن‌ها یاد کرده است، نشان می‌دهد او با دریافت مدرن از حق رأی دادن، مرزبندی داشته است.



2. رأی دادن در میانه حق و تکلیف

این دیدگاه از سوی طرفداران «نظریة انتخاب» طرح شده است که مشروعیت نظام اسلامی را با در نظر گرفتن شرایطی بر رای مردم استوار می‌دانند. آیت‌الله منتظری از برجسته‌ترین فقیهانی است که با نقد و رد دلایل نظریه «نصب» و با نگاهی قراردادگرایانه به مقوله ولایت، نظریه «نَخب» را طرح می‌کند و رأی دادن را در اصل، حقی می‌داند که همه شهروندان از آن برخوردارند.

از نظر ایشان ولایت سیاسی عقد و قراردادی از سنخ وکالتِ لازم است که بین حاکم و اتباع بسته می‌شود، ازاین‌رو خواست و رضایت مردم در آن دخالت دارد. او با استناد به دلیل عقلی، بنای عقلا، برخی از قواعد فقهی مانند قاعده سلطه و بعضی ادله نقلی مشروعیت انتخاب حاکم از سوی مردم را توجیه می‌کند. از نظر وی «اساس و زیربنای اداره و سیاست کشور آرای مردم است که در نمایندگان آنان متبلور می‎شود، و در این حق، همه افراد کشور مساوی می‎باشند» (https://b2n.ir/r68794). او نظارت استصوابی را نیز به این دلیل نادرست می‌داند که «در تشخیص صلاحیت کاندیداها که حق مردم است دخالت می‎کند» (https://b2n.ir/u40920) با وجود این آیت‌الله منتظری شرکت در انتخابات را وظیفه و تکلیف و حتی از این فراتر در مواردی اجبار بر آن را نیز جایز می‌داند.

با وجود این آیت‌الله منتظری شرکت در انتخابات را وظیفه و تکلیف و حتی از این فراتر در مواردی اجبار بر آن را نیز جایز می‌داند. او با طرح این پرسش که «اگر اکثریت مردم از شرکت در انتخابات خودداری کنند تکلیف چیست؟» می‌نویسد:
«ممکن است جواب داده شود: بعد از این‌که معلوم شد تشکیل حکومت ضروری و از مهم‌ترین وظایف است، اگر حاکم منصوصی در بین نبود، بر هرکس که خود را واجد شرایط می‌داند واجب است خود را نامزد کند، و بر دیگر مسلمانان نیز واجب است فردی را از میان آنان انتخاب کنند و بنابراین، شانه خالی کردن از این تکلیف گناهی بزرگ است و رهبر منتخب پیشین می‌تواند آنان را بر شرکت در انتخابات مجبور کند. چنان‌که در زمان ما در بعضی از کشورها متعارف است» (منتظری، 1396، 248).

آیت‌الله منتظری این ایراد که «با عدم شرکت مردم در انتخابات شئون حکومت تعطیل نمی‌شود» را چنین پاسخ می‌دهد: «فعلیت حکومت نیازمند قدرت است و شکی نیست که بیعت و انتخاب مردم از جمله عواملی است که به حکومت قدرت می‌دهد» (همان، 250). این سخن نشان می-دهد که او به انتخابات تنها به عنوان راهی برای تحقق حق مردم نمی‌نگرد، بلکه آن را ابزاری برای کارآمدی حکومت نیز می‌داند.

هرچند تجربه جمهوری اسلامی تعدیل دیدگاه وی در این زمینه را در پی داشت و وجوه مردم‌سالارانه اندیشه او را تقویت کرد. در بیانیه‌های اخیر ایشان تأکید بیشتری بر این‌که رأی دادن حق شهروندی است صورت گرفته است، ولی هم‌چنان بر مسئولیت شهروندان نسبت به شرکت در انتخابات نیز تأکید شده است.

بنابراین در مجموع می‌توان دیدگاه ایشان را به نظریه تکلیف مدنی بودن شرکت در انتخابات نزدیک‌تر دانست.

بنابراین در مجموع می‌توان دیدگاه ایشان را به نظریه تکلیف مدنی بودن شرکت در انتخابات نزدیک‌تر دانست.


3-. رأی دادن به مثابه حق شهروندی

این دیدگاه بر پایه برداشتی مدنی از حکومت و دولت طرح شده و با نگاهی حق‌مدارانه به شرکت در انتخابات و رأی دادن می‌نگرد. ایدة دولت مدنی، که ریشه در سنت فقهی مشروطه‌خواهی دارد و در تمایز با دولت اسلامی طرح شده است، حکومت را امری عقلایی و قلمداد کرده و ساختار آن را براساس تجربه و دریافت‌های عقلایی از حکمرانی و شرایط دگرگونی‌پذیر اجتماعی و سیاسی در حال تحول می‌بیند.

آیت‌الله سیستانی در بیانیه‌اش درباره انتخابات پارلمانی عراق در سال 2018 بر اساس این دیدگاه اظهار نظر کرده است:
«شرکت در انتخابات حق هر شهروند عراقی است و چیزی او را ملزم به احقاق این حق نمی‌کند مگر این‌که شخصاً متقاعد شود که منافع عالی ملت و کشورش ایجاب می‌کند که در انتخابات شرکت داشته باشد. بلی شایسته است که متوجه باشد که چشم‌پوشی او از حق انتخابش فرصتی بیشتر در اختیار دیگران قرار می‌دهد تا افراد مورد نظرشان، که از آرمان‌های این شخص برای مردم و کشورش فاصله دارند، به کرسی‌های پارلمان دست یابند؛ ولی در نهایت تصمیم مشارکت یا عدم مشارکت در خصوص انتخابات تنها بر عهده اوست و شخصاً مسئول هرگونه ارزیابی در این خصوص است. بنابراین شایسته است بر اساس آگاهی و اشتیاق به تحقق منافع کشور و آینده فرزندان آن تصمیم بگیرد».

در این بیانیه به روشنی از حق شهروندی سخن گفته شده است و تصمیم به مشارکت یا عدم مشارکت در انتخابات برعهده خود فرد نهاده شده است.
آیت‌الله سیستانی در بیانیه‌ای دیگر در پاسخ به پرسشی درباره فهرست‌های معرفی شده برای انتخابات مجلس، با توجه به شرایط خطیری که عراق با آن روبه‌روست از اهمیت و نقش انتخابات در بهبود وضعیت و تشکیل مجلس و دولتی شایسته‌تر سخن گفته است. در این بیانیه «مشارکت همه شهروندانی که به آیندة کشور حساسیت دارند و در پی بنای آن بر پایه عدالت و برابری حقوق و تکالیف بین همه اتباع آن هستند» ضروری دانسته شده، سپس بر این تأکید شده است که «خودداری از شرکت در انتخابات، به هر دلیلی که باشد، فرصتی برای دیگران فراهم می‌کند تا برنامه‌های غیرقانونی خود را پیش ببرند و در این صورت، پشیمانی سودی ندارد» (https://b2n.ir/f96285). در این‌جا با اشاره به نتایج و پیامدهای شرکت و عدم شرکت و برپایه نوعی مصلحت عقلایی، ضرورت شرکت در انتخابات طرح شده است، ازاین‌رو با بیانیه قبلی ناسازگار به نظر نمی‌رسد.

جایگاه و نقش فقیه در انتخابات

سطح سوم بحث در باره دخالت فقیه در تشخیص موضوع است و در این خصوص نیز دو دیدگاه طرح شده است:

نخست این‌که «مسائلی از قبیل انتخابات، خارج از موضوعات احکام شرعی است و ذاتاً در شرع حکمی برای آن مقرر نشده است. در این موارد، بر حسب شرایط، حکم شرعی سیال و متغیر می‌باشد؛ مثلا گاه از باب حرمت تضعیف نظامِ عدل، شرکت نکردن حرام می‌گردد و گاه به عکس از باب حرمت تقویت نظام جور، شرکت کردن حرام می‌شود. بنابراین هرگز فقیهی فتوای کلی و دائمی در این موارد نمی‌تواند صادر کند» (محمد سروش محلاتی، کانال تلگرامی).

دیدگاه دوم، انتخابات را یکی از حوادث واقعه‌ای می‌داند که تعیین تکلیف آن به فقیه واگذار شده است، ازاین‌رو نه تنها فقه شایستگی پرداختن به آن را دارد (محمدجواد فاضل، کانال نامه‌های حوزوی).

از دیدگاه نخست، انتخابات موضوعی است که در شریعت به آن پرداخته نشده، ازاین‌رو حکم شرعی خاصی برای آن وضع نشده است. حکم شرعی چنین موضوع‌هایی در چارچوب احکام کلی یا قواعد عمومی مانند وجوب تقویت نظام عادلانه یا حرمت تقویت نظام جوری تعیین می‌شود و بستگی به قاعده یا حکم کلی دارد که بر آن موضوع جاری است. تشخیص و تعیین این‌که چه قاعده یا حکمی کلی بر این موضوع جاری است نیز امری کارشناسانه است، ازاین‌رو فقیه شایستگی صدور حکم خاص درباره آن ندارد. به بیان دیگر بر پایه این اصل کلی که «تشخیص موضوع شان فقیه نیست»، فقیهان شایستگی اظهارنظر درباره تعیین تکلیف شرکت در انتخابات یا عدم شرکت در آن را ندارند.
در واقع این دیدگاه شایستگی فقه برای ورود به موضوع انتخابات را در حد بیان احکام کلی شناسایی می‌کند، ولی تشخیص موضوع را امری کارشناسانه می‌داند که خود افراد شایستگی آن را دارند.

دیدگاه دوم با پذیرش این‌که حکم شرعی انتخابات بر حسب شرایط تغییرپذیر است، تعیین این شرایط و حکم کلی مربوط و موضوع یا مصداق آن را نیز از حوزه اختیارات فقیه دانسته است. از این دیدگاه بر اساس توقیع شریف اظهارنظر درباره حوادث واقعه از شئون فقیهان است. حوادث واقعه قضایای جزیی خارجی نیستند، بلکه به موضوعات مهم اجتماعی و سیاسی مانند جهاد و دفاع اشاره دارند. با توجه به این‌که انتخابات نیز از قضایای جزیی خارجی نیست، بلکه از موضوع‌های مهم اجتماعی و سیاسی است، تعیین حکم آن نیز بر عهده فقیهان است. به نظر می‌رسد رجوع در حوادث واقعه به فقیه نه در تشخیص موضوع بلکه در تعیین حکم باشد، ازاین‌رو با استناد به این روایت نمی‌توان، تعیین تکلیف درباره موضوع انتخابات را شأنِ فقیه دانست. با وجود این، در دوران جمهوری اسلامی برخی از فقیهان همواره در این موضوع دخالت و حکم صادر کرده‌اند.

حق راي و انتخابات از ديدگاه اخلاقي:
از این دیدگاه در دو محور توجیه حق رای و نیز شرکت در انتخابات امکان بحث وجود دارد. در توجیه حق رای با توجه به همپوشی دلایل می توان به آنچه در بررسی موضوع از دیدگاه فلسفه سیاسی طرح شد، بسنده کرد.
در محور دوم بحث درباره شرایطی است که شرکت در انتخابات را از دیدگاه اخلاقی موجه می کند. این شرایط را می توان برپایه هنجارها و ارزش های کلی که بر کنش و رفتار سیاسی حاکم است مشخص کرد. این هنجارها در دو بعد منفی و مثبت از یک سو سازوکار و نظام انتخاباتی را به ویژگی هایی مانند آزاد، رقابتی، منصفانه و فراگیر بودن مقید می‌کنند. از سوی دیگر شرکت در انتخابات را در وضعیتی که پیامد هایی نامطلوب همچون تقویت خودکامگی، بی عدالتی و محدود کردن آزادی داشته باشد را نا موجه می‌سازند. تشخیص این وضعیت هر چند امری کارشناسانه است، ولی مسئولیت آن در نهایت برعهده هر یک از شهروندان است.

جمع بندي:

از دیدگاه فقهی، انتخابات و رای دادن موضوعی نوپیدا و به اصطلاح مستحدثه است که در سنت فقهی پیشینه‌ای ندارد و در چارچوب قواعد عام و ادلّة اجتهادی حکم آن تعیین می‌شود. برداشت فقیه در این نوع مسائل، افزون بر موضوع‌شناسی به موضع او درباره اعتبار عرف و رویّه‌های عقلایی بستگی دارد. به‌هرحال فقیهان در این باره اختلاف نظر داشته و به سه دسته تقسیم می شوند: گروهی که در چارچوب اسلام سیاسی ضرورت حکومت دینی را می‌پذیرند، شرکت در انتخابات را تکلیف می‌دانند. این گروه دو دسته‌اند: نخست کسانی که با نگاهی انتصابی و از بالا به پایین به حکومت نگریسته‌اند و بر پایه دلایلی مانند حفظ نظام بر تکلیف شرعی بودن رای دادن استدلال کرده‌اند. دوم کسانی که مشروعیت حکومت را به رضایت مردم وابسته و رأی دادن را حق شهروندی ولی شرکت در انتخابات را تکلیفی اجتماعی می‌دانند. در نهایت، کسانی که از ایدة حکومت مدنی پشتیبانی می‌کنند و رأی دادن و شرکت در انتخابات را حقی شهروندی قلمداد می‌کنند، که تصمیم‌گیری درباره آن به نظر هر فردی بستگی دارد.

در نهایت با توجه به نوپیدایی موضوع و تأثیر پیش‌فرض‌های غیرفقهی در برداشت فقهی، به نظر می‌رسد دیدگاهی که شرکت در انتخابات را تکلیفی شرعی می‌داند استدلال نیرومندی ندارد؛ هم‌چنان‌که در آغاز بیان شد رأی دادن و انتخابات نهادی است که برای تحقق حق حکمرانی مردم تأسیس شده است، ازاین‌رو حق شهروندی بودن آن جای تردید ندارد. به بیان دیگر، حق بودن به معنای امتیاز یا آزادی از مقوله رأی دادن تفکیک‌ناپذیر است، بنابراین هر حکم فقهی که آن را نادیده بگیرد از موضوع خارج شده است. از سوی دیگر این نوع از حقوق در اصل تکلیفی در پی ندارند، ولی همراه بودن این حق با تکلیف تنها در صورتی قابل پذیرش است که پیش‌شرط‌های تکالیف مدنی تحقق یافته باشند.


برگرفته از مقاله مشارکت در انتخابات ؛حق شهروندی یا تکلیف مدنی

دكتر سيد علي ميرموسوي

ویرایش بوسیله کاربر 1400/03/23 10:35:35 ق.ظ  | دلیل ویرایش: edit

ali Offline
#17 ارسال شده : 1400/03/24 09:20:16 ق.ظ
نقل قول
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 983

تشکرها: 4 بار
27 تشکر دریافتی در 27 ارسال

نقد حجت الاسلام محم جواد فاضل لنكراني بر پست حجت الاسلام سروش محلاتي راجع به انتخابات: ايا انتخابات يك موضوع فقهي است يا خير؟

در مطلبی که در فضای مجازی آمده اشکالاتی وجود دارد که می‌ خواهیم فقط با یک بحث طلبگی و علمی به نقد این مطلب بپردازیم؛ در آنجا این طور مطرح شده که انتخابات خارج از موضوع احکام شرعی است و ذاتا در شرع حکمی برای آن مطرح نشده است بلکه به حسب شرایط یک حکم شرعی سیال و متغیر دارد.

وقتی قبول کردید که حتی اگر انتخابات به حسب زمان، حکم متغیر دارد بالاخره باید فقیه باید حکم آن را مشخص بکند و در این زمان که حکومت اسلامی تشکیل شده و انتخابات یکی از مظاهر تقویت حکومت اسلامی است آیا فقیه نباید این را برای مردم ذکر کند و حکم شرعی آن را بیان کند؟

انتخابات از مظاهر حکومت اسلامی است

حکومت وقتی حکومت اسلامی شد، مسلما انتخابات یکی از مظاهر حکومت اسلامی است، بنابراین اگر ما این جهت را با توجه به حکومت اسلامی مطرح کنیم که در این صورت شرکت در انتخابات مسلما لازم است و این تعابیری که در فضای مجازی ذکر شده عمدتا بر این محور است که فقیه نباید در این میدان وارد شود و از این ابزار نباید استفاده کند و این هم به این جهت است که فکر می‌ کنند اگر با این ابزار وارد شدند به فقه صدمه وارد می‌ شود.

در همان توقیع معروفی که امام زمان(عج) فرمودند در حوادث واقعه به روات احادیث ما مراجعه کنید! سؤال این است که آیا انتخابات جزو حوادث واقعه هست یا خیر؟ مسلما هست، چون حوادث واقعه صرفا یک قضیه جزئی خارجی نیست که بخواهیم در آن به فقیه رجوع کنیم بنابراین موضوع جهاد، دفاع، حرمت تنباکو و امروز بحث انتخابات و امثال آن از حوادث واقعه است.

مسلما یکی از مصادیق بسیار مهم حوادث واقعه بحث انتخابات است و آن وقت مرحوم شیخ انصاری در کتاب مکاسب می‌ فرمایند: «کسی گمان نکند که این حوادث واقعه مربوط به احکام شرعی جزئی است بلکه حتی در ارتباط با والی یا رئیس و فرماندار یک شهر هم باید به فقیه مراجعه کرد چون آن هم از جمله حوادث واقعه است».




گاهی فکر می‌ کنیم برای احترام فقه باید فقه را ضعیف کنیم یا برای حفظ قداست دین، باید آن را محدود کنیم، این فکر اشتباهی است چون در همه حوادث واقعه باید به فقیه مراجعه کرد؛ بنابراین اصل این که انتخاباتی بشود یا نشود باید فقیه نظر بدهد چه برسد به این که انتخابات از مظاهر تقویت یک حکومت دینی بر مبنای فقه اسلامی باشد.



حكم ثانوی در انتخابات

فقیه در اصل قضیه انتخابات دخالت می‌ کند.این جا باید هم به حسب حکم اولی و هم به حسب حکم ثانوی بحث کرد؛ به حسب حکم ثانوی چون انتخابات یکی از مظاهر تقویت حکومت اسلامی است شرکت در آن لازم است ولی به حسب حکم اولی نیز اگر یک انتخابات، سرنوشت امنیتی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، بهداشت و مسائل اجتماعی مردم را تعیین می‌ کند شرکت در آن لازم است حتی اگر حکومت اسلامی هم نداشتیم.

کسانی که قاعده ملازمه را قبول دارند می‌ گویند این جا بحث شرکت در انتخابات یک حکم عقلی است و شرع هم تابع عقل است و کسانی که ملازمه را قبول ندارند قائل هستند که شرع طبق این ملاک حکم صادر می‌ کند.

نظر دادن فقیه به معنای غیر صحیح دانستن عقول مردم نیست

هیچ فقیهی در هیچ دوره ای به معرفی اشخاص نپرداخته است و حتی خود امام در دوران ریاست جمهوری اول انقلاب هیچ کس را مشخص نکردند؛ بنابراین یک بحث اصل انتخابات و شرکت در آن است که نباید آن از دایره فقه جدا کرد و دست فقیه را در این جا ببندیم و بعد هم در حرف ها دلیل ما این باشد که شاید به این دلیل عده ای اعتقادشان به دین ضعیف شود.

به نقل از سايت شفقنا
ali Offline
#18 ارسال شده : 1400/03/25 10:34:06 ق.ظ
نقل قول
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 983

تشکرها: 4 بار
27 تشکر دریافتی در 27 ارسال

کسی نیاید بگوید که اسلام می‌گوید رأی دهید یا اسلام می‌گوید رأی ندهید، خير رأي دادن و رأي ندادن ربطي به اسلام و دين‌داري ندارد.

به نام خداوند مهربان

حکومت یک وسیله است مثل ماشین و هواپیما و... که وسیله هستند برای اینکه راحت‌تر به مقصد برسیم و همانگونه که نمی‌توانیم بگوئیم امام کسی است که ماشین داشته باشد، نمی توانیم بگوئیم امام كسي است كه حاکم باشد.

پس حكومت يك وسيله است. این وسیله در زمان پیامبر (ص) در دوران مدني، در دست ایشان بود و توانست دین را بهتر تبلیغ کند اما پس از ايشان در زمان حضرت علی (ع) به مدت 25 سال این وسیله از ایشان گرفته شده و پس از آن به ایشان برگردانده شد اما با وجود جنگ‌های متعدد نگذاشتند که امام بتواند به خوبی از این وسیله استفاده کند.
و امام حسن (ع) چون متوجه شدكه با وجود فردی چون معاویه همان جنگ‌ها ادامه دارد و امام نمی‌تواند از این وسیله به خوبی استفاده کند و فقط و بالی است به گردن ایشان، لذا آن را تسلیم معاویه کرد و آن را رها کرد.

با توجه به آنچه بيان شد اكنون با صراحت مي‌گويم، کسی نیاید بگوید که اسلام می‌گوید رأی دهید یا اسلام می‌گوید رأی ندهید، خير رأي دادن و رأي ندادن ربطي به اسلام و دين‌داري ندارد. چون انتخابات و حکومت مسئله عقلی و عرفی و اجتماعی است و هیچ ربطی به اسلام ندارد. ما باید نگاه کنیم ببینیم شرکت در انتخابات نفعش بیشتر است یا ضررش.

حکومت برای زندگی دنیا است که وظیفه‌اش علاوه بر برقراری نظم در جامعه، باید به امورات زندگی مردم برسد و مایحتاج آنان را مهیا کند و ربطی به دین ندارد و همه این ها اموری عرفی است.

در این مدت بيش از۴۰ سال از اسلام و قرآن استفاده شد و رأي دادن امري شرعي قلمداد شد و چون بد عمل شد بسيلري از مردم با دین بد شدند، به همين دليل خود را مكلف ديدم كه با صراحت بگویم، انتخابات و ریاست جمهوری و رهبری و بالاتر و پائین‌تر و... از اموری است که در کنار دین است و ابزاری است که می توان به نفع دین از آن استفاده کرد البته همین امور می‌توانند به ضرر دین هم باشند.

اینها مثل مَرْکبی است که برای تردد سوارشان می‌شویم و مربوط به دنیا است ولی دین آمده است رابطه ما را با خدا و آخرت و وجدانمان درست کند دین آمده است وجدان انسانها را بیدار کند و آنها را آگاه کند.

دین همان چیزی است که خداوند در قرآن سوره آل عمران/ ۱۶۴ وسوره جمعه/۲ بیان کرده است و با آن وظیفه پیامبر را در این قبال مشخص کرده است.

لَقَدْ مَنَّ اَللّهُ عَلَى اَلْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ اَلْكِتابَ وَ اَلْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ
هوَ اَلَّذِي بَعَثَ فِي اَلْأُمِّيِّينَ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ اَلْكِتابَ وَ اَلْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ

و در جاهاي دیگر پیامبر( ص) را بشیر و نذیر نامیده است
انّا أَرْسَلْناكَ بِالْحَقِّ بَشِيراً وَ نَذِيراً وَ لا تُسْئَلُ عَنْ أَصْحابِ اَلْجَحِيمِ
و خداوند در این آیات وظایف پیامبرش را مشخص کرده است و از جمله آن وظايف تشكيل حکومت يا حفظ آن نيست بلكه اين امور عقلايي، عرفی و اجتماعی است.

مردم مدینه وقتی دیدند که پيامبر(ص) فرد خوبي است و می‌تواند حکومت را خوب اداره کند و با مردم به خوبی رفتار می‌کند حکومت را به او بخشیدند، اما باید توجه داشته باشیم که اگر حكومت را به پیامبر(ص) نمي‌دادند و او حاکم نمي‌شد باز هم پیامبر بود و آن وظایفی را که خداوند برایش مشخص کرده بود بر عهده داشت.

به طور كلي نمی‌توان گفت که حکومت و دین عين هم هستند بلکه این دو، دو چیز مختلفان هستند كه بينشان عموم و خصوص من وجه است قابل اجتماع و قابل افتراقند. برخي دين‌دارها حكومت داشتند مثل داود و سليمان و يوسف و محمد و علي عليهم السلام. و برخي دين‌داران حكومت نداشتند مانند ابراهيم و اسماعيل و نوح و...عليهم السلام و برخي حكومت داران دين نداشتند نظير فرعون و نمرود.


پس کسی نگوید دین می‌گوید رأی بده یا رأی نده، بلکه همانگونه که گفته شد حکومت امری عرفی و اجتماعی است و بايد با عقل و فهم آن را بررسي كرد نه با تعبد و فتوا.


حجت الاسلام احمد عابديني
پاسخ سریع نمایش بخش پاسخ سریع
کاربرانی که در حال مشاهده انجمن هستند
Guest (2)
عنوان جدید ارسال پاسخ
جهش به انجمن  
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن می باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن می باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن می باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن می باشید.

قدرت گرفته از YAF 1.9.6.1 | YAF © 2003-2021, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 0.548 ثانیه ایجاد شد.