logo
پر بازدید ترین عناوین تالار از ابتدا: مطالب زیبا با آیات (تعداد مشاهده:154670)    ایه 59 سوره احزاب(حجاب):زنان مسلمان،جلباب(روپوش) رابه بدن خود نزدیک کنند تا مورد اذیت قرار نگیرند (تعداد مشاهده:110250)    آیا زنان کفار که به اسارت مسلمانان در می آیند بر مسلمانان حلال میشوند و زناشویی با آنها اشکال ندارد (تعداد مشاهده:100665)    اوقات نماز های یومیه در قران (تعداد مشاهده:82588)      پر بازدید ترین عناوین سه ماه گذشته: دعاي سوار شدن بر مركب: اسب، ماشين، هواپيما و ....    *❇️ عتاب شدید الهى برای کسانی که آبروی دیگران را می برند    چرا در برخی ایات خدا خیر الحاکمین یا خیرالرازقین معرفی شده و درجای دیگر اینها را منحصر در خدا میداند    تدبر و فهم سوره فلق: پناه بردن به رب خالق از همه شرور انساني و طبيعي             

توجه

Icon
Error

ali Offline
#1 ارسال شده : 1394/08/12 09:44:24 ب.ظ
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, Administrators, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 1,369

تشکرها: 4 بار
29 تشکر دریافتی در 29 ارسال
محاربه چيست؟ حكم محارب در قران كريم -نظر مفسران پيرامون محاربه

إِنَّمَا جَزَاء الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الأَرْضِ فَسَادًا أَن يُقَتَّلُواْ أَوْ يُصَلَّبُواْ أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُم مِّنْ خِلافٍ أَوْ يُنفَوْاْ مِنَ الأَرْضِ

ذَلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيَا وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ ﴿۳۳﴾

فولادوند: سزاى كسانى كه با [دوستداران] خدا و پيامبر او مى ‏جنگند و در زمين به فساد مى ‏كوشند جز اين نيست كه كشته شوند يا بر دار آويخته گردند يا دست و پايشان در خلاف جهت‏ يكديگر بريده شود يا از آن سرزمين تبعيد گردند اين رسوايى آنان در دنياست و در آخرت عذابى بزرگ خواهند داشت

مکارم: كيفر آنها كه با خدا و پيامبر به جنگ بر مي‏خيزند و در روي زمين دست به فساد مي‏زنند. (و با تهديد به اسلحه به جان و مال و ناموس ‍ مردم حمله مي‏برند) اين است كه اعدام شوند يا به دار آويخته گردند يا (چهار انگشت از) دست راست و پاي چپ آنها بريده شود و يا از سرزمين خود تبعيد گردند، اين رسوائي آنها در دنياست و در آخرت مجازات بزرگي دارند.

إِلاَّ الَّذِينَ تَابُواْ مِن قَبْلِ أَن تَقْدِرُواْ عَلَيْهِمْ فَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿۳۴﴾

فولادوند: مگر كسانى كه پيش از آنكه بر ايشان دست ‏يابيد توبه كرده باشند پس بدانيد كه خدا آمرزنده مهربان است

مکارم: مگر آنها كه قبل از دست يافتن شما بر آنان توبه كنند، بدانيد (خدا توبه آنها را ميپذيرد) خداوند آمرزنده و مهربان است.

شان نزول در شان نزول اين آيه چنين نقل كرده‏ اند كه: جمعي از مشركان خدمت پيامبر آمدند و مسلمان شدند اما آب و هواي مدينه به آنها نساخت، رنگ آنها زرد و بدنشان بيمار شد، پيامبر (صلي اللّه عليه و آله و سلّم) براي بهبودي آنها دستور داد به خارج مدينه در نقطه خوش آب و هوائي از صحرا كه شتران زكات را در آنجا به چرا مي‏بردند بروند و ضمن استفاده از آب و هواي آنجا از شير تازه شتران به حد كافي استفاده كنند، آنها چنين كردند و بهبودي يافتند

اما به جاي تشكر از پيامبر (صلي اللّه عليه و آله و سلّم) چوپانهاي مسلمان را دست و پا بريده و چشمان آنها را و سپس دست به كشتار آنها زدند و شتران زكوة را غارت كرده و از اسلام بيرون رفتند. پيامبر (صلي اللّه عليه و آله و سلّم) دستور داد آنها را دستگير كردند و همان كاري كه با چوپانها انجام داده بودند به عنوان مجازات درباره آنها انجام يافت، يعني چشم آنها را كور كردند و دست و پاي آنها را بريدند و كشتند تا ديگران عبرت بگيرند و مرتكب اين اعمال ضد انساني نشوند، آيه فوق درباره اين گونه اشخاص نازل گرديد و قانون اسلام را در مورد آنها شرح داد.


کلمات کلیدی:محارب مفسد اعدام تبعید معترض آزادی

ویرایش بوسیله کاربر 1401/08/19 07:52:36 ق.ظ  | دلیل ویرایش: edit

ali Offline
#2 ارسال شده : 1394/08/19 08:53:54 ب.ظ
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, Administrators, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 1,369

تشکرها: 4 بار
29 تشکر دریافتی در 29 ارسال
اما منظور از محاربه با خدا و رسول چیست؟

علامه طباطبایی در تفسیر المیزان این گونه گفته است:"(يحاربون الله ) از آنجا كه معناى تحت اللفظى و حقيقتش در مورد خداى تعالى محال است ، و ناگزير بايد بگوئيم معناى مجازى آن منظور است ، از اين جهت معناى وسيع و دامنه دارى خواهد داشت ، (چون معناى مجازى (محاربه با خدا) همان دشمنى كردن با خدا است )، و دشمنى با خدا معناى وسيعى است كه هم شامل مخالفت با يك يك احكام شرعى مى شود و هم بر هر ظلمى و اسرافى صادق است

و ليكن از آنجا كه در آيه شريفه رسول خدا (صلى الله عليه وآله ) را هم ضميمه كلمه (الله ) كرده ، و فرموده : (الذين يحاربون الله و رسوله ) اين معنا را به ما مى فهماند كه مراد از محاربه ، دشمنى با خدا در خصوص مواردى است كه رسول نيز در آن دخالتى دارد و در نتيجه تقريبا متعين مى شود كه بگوئيم : مراد از محاربه با خدا و رسول عملى است كه برگشت مى كند به ابطال اثر چيزى كه رسول از جانب خداى سبحان بر آن چيز ولايت دارد، نظير جنگيدن كفار با رسول و با مسلمانان ، و راهزنى راهزنان كه امنيت عمومى را خدشه دار مى سازد، امنيتى را كه باز گسترش دامنه ولايت رسول آن امنيت را گسترش داده.


و همينكه بعد از ذكر محاربه با خدا و رسول جمله : (و يسعون فى الارض فسادا) را آورده ، معناى منظور نظر را مشخص مى كند و مى فهماند كه منظور از محاربه با خدا و رسول افساد در زمين از راه اخلال به امنيت عمومى و راهزنى است ، نه مطلق محاربه با مسلمانان ، علاوه بر اينكه اين معنا ضرورى و مسلم است كه رسول خدا (صلى الله عليه وآله ) با اقوامى كه از كفار با مسلمانان محاربه كردند بعد از آنكه بر آنان ظفر يافت و آن كفار را سر جاى خود نشانيد معامله محارب را با آنان نكرد، يعنى آنان را محكوم به قتل يا دار زدن يا مثله و يا نفى بلد نفرمود، و اين خود دليل بر آن است كه منظور از جمله مورد بحث مطلق محاربه با مسلمين نيست .


بنابراين مراد از محاربه و افساد بطورى كه از ظاهر آيه بر مى آيد اخلال به امنيت عمومى است و قهرا شامل آن چاقوكشى نمى شود كه به روى فرد معين كشيده شود و او را به تنهائى تهديد كند، چون امنيت عمومى وقتى خلل مى پذيرد كه خوف عمومى و ناامنى جاى امنيت را بگيرد و بر حسب طبع وقتى محارب مى تواند چنين خوفى در جامعه پديد آورد كه مردم را با اسلحه تهديد به قتل كند و به همين جهت است كه در سنت يعنى رواياتى كه در تفسير اين آيه وارد شده نيز محاربه و فساد در ارض به چنين عملى يعنى به شمشير كشيدن و مثل آن تفسير شده است ."

آیت اله مکارم شیرازی نیز در تفسیر نمونه چنین گفته است:

"منظور از «محاربه با خدا و پیامبر» آن چنان که در احادیث اهل بیت(علیهم السلام)وارد شده و شأن نزول آیه نیز کم و بیش به آن گواهى مى دهد این است که: کسى با تهدید به وسیله اسلحه به جان یا مال مردم تجاوز کند، اعم از این که به صورت دزدان گردنه ها در بیرون شهرها چنین کارى کند و یا در داخل شهر.

بنابراین، افراد چاقوکشى که به جان و مال و نوامیس مردم حمله مى کنند نیز مشمول آن هستند.

جالب توجه است که: محاربه و ستیز با بندگان خدا در این آیه، به عنوان محاربه با خدا معرفى شده و این، تأکید فوق العاده اسلام درباره حقوق انسان ها و رعایت امنیت آنان را ثابت مى کند.

kabir Offline
#3 ارسال شده : 1396/04/07 08:54:53 ق.ظ
kabir

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member
تاریخ عضویت: 1390/11/17
ارسالها: 217

6 تشکر دریافتی در 5 ارسال
تفسير الميزان در خصوص آيه 34 و شرايط توبه محارب چنين گفته است:

الا الذين تابوا من قبل ان تقدروا عليهم ...

يعنى مگر آن محاربى كه قبل از دستگيرى توبه كرده باشد، و اما بعد از دستگير شدن و قيام دو شاهد بر اينكه او شمشير كشيده ، و يا كسى را كشته ديگر توبه حد شرعيش را بر نمى دارد،


و اما اينكه فرمود: (فاعلموا ان الله غفور رحيم ) كنايه است از برداشته شدن حد از آنان در آن صورت كه قبل از دستگيرى توبه كرده باشد
پس در واقع اين آيه از مواردى است كه مغفرت به غير امر اخروى تعلق گرفته
، (چون معنايش اين است كه چنين كسى در صورتى كه توبه كند لازم نيست خود را به محكمه معرفى نموده ، و اقرار به قتل كند، تا حاكم حكم اعدامش را صادر و اجراء كند، تا گناهش آمرزيده شود، بلكه همينكه بين خود و خدا توبه كند حدش آمرزيده و يا ساقط مى شود).
kabir Offline
#4 ارسال شده : 1396/04/07 09:03:02 ق.ظ
kabir

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member
تاریخ عضویت: 1390/11/17
ارسالها: 217

6 تشکر دریافتی در 5 ارسال
محارب كيست؟جزاي محاربه و مفسد في الارض چيست؟

تفسير فرقان درخصوص ايات 33و 34 سوره مائده چنين گفته است:

"
ـ «الذين» در اين آيه در انحصار كفار نيست، بلكه مسلمانانى را نيز كه كافر گونه عمل مى كنند شامل است،
در هر صورت جنگ با خدا، جنگ با ربانيت و وحدت و شريعت اوست كه مكلفان را در اين ابعاد منحرف كنند،

و جنگ با رسول قيام بر ضد رسالتِ اوست چه عقيدتى كه مهم تر است و چه خونين،

و در مرحله سوم "يسعون فى الارض فساداً" كه در هر صورت در افساد مكلفان كوششى داشته باشد اعم از افساد عقلى، عقيدتى، جانى، عرضى و مالى كه الإفساد در اين نواميس خمسه ام الفساد است،

و چون آن دو محاربه و اين افساد مراتبى دارند جزاى آنها نيز بگونه مناسب داراى مراتبى است،

كه نخست كُشتن آنهاست به هر شكل مناسب و سپس به دار آويختن آنها، و اين دو مربوط به جنگ با خدا و رسول است كه بدترين ارتداد مى باشد،
آنگاه در بُعد سعى در افسادهاى ديگر نخست بُريدن دست ها و پاهايشان "مِن خلاف" است يعنى يك دست از طرفى و يك پا از طرف ديگر بريده شود، و اين هم بر حَسَب سنت قطعيه درباره سارقان مسلح است كه هتكى دوگانه دارند: يكى ترساندن جانها و ديگرى دزديدن اموال،
در حاليكه كشتارى در كار نباشد، زيرا در اينصورت مورد قصاص نيز مى باشند.

اين بعد نخستين از "يسعون فى الارض" است، ابعاد ديگرى نيز هست كه "او ينفوا من الارض" بيانگرى است كلى نسبت به تمامى آنها، زيرا ارض يا كل زمين و زمينه زندگى است كه اين هم به معنى اعدام است و در خبر است كه در اينصورت به دريا افكنده مى شود و يا جرياناتى ديگر مانند آن كه از زمين افساد به زمين ديگر تبعيد گردد. كه بدين وسيله از افسادش جلوگيرى شود و يا از اداره يا محل كسب يا جايگاههاى كارهاى ديگرش كه در آنها افسادگر است بجائى ديگر منتقل شود و يا از زمين و زمينه آزاد بودن به اسارت و زندان درآيد و يا جرياناتى ديگر كه بر حسب مناسبات و مراتب سعى در فساد تنها از افسادش جلوگيرى به عمل آيد، كه اين عقوبت ها بعنوان انتقام نيست، بلكه تنها بعنوان جلوگيرى از تكرار جريمه است.

آيه (34) هم بيانگر همين حقيقت است، كه توبه واقعى، پيش از امكان دستگيرى را در مورد جزاى دنيا و آخرت پذيرفته دانسته، و چنانكه اشاره شد در اين گناهان هرگز قتل عمدى وجود ندارد، زيرا در اينصورت جزاى دنيوى قابل بخشش نيست مگر اينكه ولىّ دم آنرا ببخشد، ولى در جرائمِ ياد شده در اين آيه توبه پيش از دست يافتن به مجرم بطور قطع موجب نفى عقوبت است

و اين "قبل أن تقدروا عليهم" تنها بمعناى دست يافتنِ فعلى و زندانى بودن ِ آنان نيست، بلكه قبل از زندان هم اگر امكان دستگيرى آنان دركار باشد در حكم زندانى بودنِ آنان است، زيرا پس از دست يافتن به آنان اگر توبه كنند حقيقتى براى توبه آنان وجود ندارد چون طبعاً اين توبه از ترس است و اثبات توبه حقيقى قبل از دست يافتن به آنان به اين است كه بدون هيچگونه ترسى با حضور گواهان عادل توبه خود را ابراز دارند، و اين گواهان جريان را نزد حاكم شرع مربوطه گواهى دهند، كه در اينصورت كل تأديب هاى ياد شده حتى كشتن، به دار آويختن و بريدن دست و پا ـ اضافه بر عذابهاى اخروى ـ بر طرف خواهد شد، و تنها راجع به سارِق مسلح كه مالى بسرقت برده بايد آن مال را از او گرفت و حدّش طبعاً ساقط است.
چنانكه ديديم بزرگترين گناهان كه در حد الحاد و شرك و ساير كفرها و اعمال كفرآميز است در صورت توبه واقعى بخشودنى است، پس بطريق اولى گناهان ديگر نيز چنين است مانند گناهان جنسى و يا ناجنسى هاى ديگر كه كلا پيش از دست يابى به گناهكار و توبه حقيقى و شرعى اش توبه اش بخشوده است، و اين بخشش در هر دو بُعد عذابهاى دنيوى و اخروى مى باشد. روى اين اصل بَسى آشكار است كه در غير تعدى جانى و مالى تمام جرمها با شرط توبه واقعى بخشوده است.

روى اين مبنا كه اين جريانات تنها بازدارنده از اين جرائم است، اگر جزائى غير از سه گونه نخستين در كار باشد، در صورتى كه توبه قطعى حاصل شود نفى من الارض نيز كه دور شدن از زمين افساد بوده است برطرف مى شود، و زندانيها و تبعيديها و مانندشان در اينصورت بشرط عدم بازگشت به جرائمشان آزاد مى گردند."

kabir Offline
#5 ارسال شده : 1396/04/10 09:34:01 ق.ظ
kabir

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member
تاریخ عضویت: 1390/11/17
ارسالها: 217

6 تشکر دریافتی در 5 ارسال
مجازات محارب و مفسد في الارض در قرآن

تفسير احسن الحديث در ذيل ايات 33و 34 سوره مائده چنين نظر داده است:

"ﺟﻤﻠﻪ ﻭَ ﻳَﺴْﻌَﻮْﻥَ ﻓِﻲ ﺍﻟْﺄَﺭْﺽِ ﻓَﺴﺎﺩﺍً ﺑﻴﺎﻥ ﻣﺤﺎﺭﺑﻪ ﺍﺳﺖ ﻳﻌﻨﻰ ﺁﻧﺎﻥ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺯﻣﻴﻦ ﻓﺴﺎﺩ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ ﺑﺎ ﺧﺪﺍ ﻭ ﺭﺳﻮﻝ ﺩﺭ ﺟﻨﮕﻨﺪ ﺯﻳﺮﺍ ﻛﻪ ﺧﺪﺍ ﻭ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﻮﺍﺳﺘﺎﺭ ﺍﺻﻠﺎﺡ ﻫﺴﺘﻨﺪ

ﺍﺯ ﺁﻳﻪ ﻣَﻦْ ﻗَﺘَﻞَ ﻧَﻔْﺴﺎً ﺑِﻐَﻴْﺮِ ﻧَﻔْﺲٍ ﺃَﻭْ ﻓَﺴﺎﺩٍ ﻓِﻲ ﺍﻟْﺄَﺭْﺽِ ﻧﻴﺰ ﺭﻭﺷﻦ ﮔﺮﺩﻳﺪ ﻛﻪ ﻣﻔﺴﺪ ﻓﻰ ﺍﻟﺎﺭﺽ ﻣﺴﺘﺤﻖ ﻗﺘﻞ ﺍﺳﺖ، ﺭﺑﺎﺧﻮﺍﺭ ﻧﻴﺰ ﻣﺤﺎﺭﺏ ﺍﺳﺖ ﺑﺤﻜﻢ ﻓَﺄْﺫَﻧُﻮﺍ ﺑِﺤَﺮْﺏٍ ﻣِﻦَ ﺍﻟﻠﱠﱠﻪِ ﻭَ ﺭَﺳُﻮﻟِﻪِ ﺑﻘﺮﻩ/ 279.

ﺩﺭ ﺭﻭﺍﻳﺎﺕ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻣﺤﺎﺭﺏ ﻛﺴﻰ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺳﻠﺎﺡ ﺑﺪﺳﺖ ﮔﻴﺮﺩ، ﻭﺣﺸﺖ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﻛﻨﺪ ﻭ ﺍﻣﻨﻴﺖ ﻋﻤﻮﻣﻰ ﺭﺍ ﺑﻬﻢ ﺯﻧﺪ ﺧﻮﺍﻩ ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﺑﺎﺷﺪ ﻳﺎ ﺩﺭ ﺧﺎﺭﺝ ﺁﻥ. ﻭﻟﻰ ﺍﻳﻦ ﻣﻌﻨﻰ ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪ ﺳﺎﺭﻕ ﻣﺴﻠّﺢ ﻧﻴﺴﺖ ﺑﻠﻜﻪ ﺑﻪ ﺣﻜﻢ ﻭَ ﻳَﺴْﻌَﻮْﻥَ ﻓِﻲ ﺍﻟْﺄَﺭْﺽِ ﻓَﺴﺎﺩﺍً- ﺃَﻭْ ﻓَﺴﺎﺩٍ ﻓِﻲ ﺍﻟْﺄَﺭْﺽِ ﻫﺮ ﻛﻪ ﻣﻔﺴﺪ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺍﺧﺘﻨﺎﻕ ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺁﺯﺍﺩﻯ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﺍ ﺳﻠﺐ ﻛﻨﺪ ﻭ ﺍﻣﻮﺍﻝ ﻣﻠّﺖ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﺧﺘﻴﺎﺭ ﺑﻴﮕﺎﻧﮕﺎﻥ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﻫﺪ ﻣﻔﺴﺪ ﻓﻰ ﺍﻟﺎﺭﺽ ﻭ ﻣﺤﺎﺭﺏ ﺑﺎ ﺧﺪﺍ ﻭ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﺳﺖ

ﻋﻠﻰ ﻫﺬﺍ ﺣﻜﺎﻡ ﻇﺎﻟﻢ ﻭ ﭘﻴﺮﻭﺍﻥ ﺁﻧﻬﺎ ﻛﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﺍ ﺑﻰ ﮔﻨﺎﻩ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﻣﻰ ﺍﻧﺪﺍﺯﻧﺪ ﻭ ﻭﺣﺸﺖ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ ﻭ ﺛﺮﻭﺕ ﻣﻠّﻰ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺷﺮﻕ ﻭ ﻏﺮﺏ ﻣﻰ ﺩﻫﻨﺪ ﻣﺼﺪﺍﻕ ﻛﺎﻣﻞ ﻣﻔﺴﺪ ﻓﻰ ﺍﻟﺎﺭﺽ ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﺍﻋﺪﺍﻡ ﺳﺮﺍﻥ ﺭﮊﻳﻢ ﭘﻬﻠﻮﻯ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺟﻬﺖ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ﺁﻧﺎﻥ ﻛﻪ ﻣﺜﻠﺎ ﻫﺮﻭﺋﻴﻦ ﻭ ﺗﺮﻳﺎﻙ ﻭﺍﺭﺩ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ، ﻳﺎ ﺑﻪ ﻧﻔﻊ ﺑﻴﮕﺎﻧﮕﺎﻥ ﺟﺎﺳﻮﺳﻰ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ، ﻳﺎ ﺍﺯ ﺍﺟﺮﺍﺀ ﺍﺣﻜﺎﻡ ﺍﺳﻠﺎﻣﻰ ﻣﺎﻧﻊ ﻣﻰ ﺷﻮﻧﺪ، ﻳﺎ ﺯﻥ ﻭ ﺩﺧﺘﺮﺍﻥ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﺍ ﻓﺮﻳﻔﺘﻪ ﻭ ﺩﺭ ﺍﺧﺘﻴﺎﺭ ﺯﻧﺎﻛﺎﺭﺍﻥ ﻣﻰ ﮔﺬﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﺩﻩ‌ﻫﺎ ﺍﻣﺜﺎﻝ ﺍﻳﻨﻬﺎ، ﻫﻤﻪ ﻣﺼﺪﺍﻕ ﻣﻔﺴﺪ ﻓﻰ ﺍﻟﺎﺭﺽ ﻫﺴﺘﻨﺪ.

ﺃَﻥْ ﻳُﻘَﺘﱠﱠﻠُﻮﺍ ﺃَﻭْ ﻳُﺼَﻠﱠﱠﺒُﻮﺍ ﺃَﻭْ ﺗُﻘَﻄﱠﱠﻊَ ﺃَﻳْﺪِﻳﻬِﻢْ ﻭَ ﺃَﺭْﺟُﻠُﻬُﻢْ ﻣِﻦْ ﺧِﻠﺎﻑٍ ﺃَﻭْ ﻳُﻨْﻔَﻮْﺍ ﻣِﻦَ ﺍﻟْﺄَﺭْﺽِ.

ﻇﻬﻮﺭ «ﺍﻭ» ﺩﺭ ﺗﺨﻴﻴﺮ ﺍﺳﺖ ﻳﻌﻨﻰ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺍﻭ ﻣﻰ ﺷﻮﺩ ﻳﻜﻰ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﭼﻬﺎﺭ ﻛﻴﻔﺮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺣﺴﺐ ﻣﺼﻠﺤﺖ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩ ﻭ ﻗﺎﺿﻰ ﻫﺮ ﻛﺪﺍﻡ ﺭﺍ ﺻﻠﺎﺡ ﺑﺪﺍﻧﺪ ﺣﻜﻢ ﻣﻰ ﻛﻨﺪ ﺷﻴﺦ ﻣﻔﻴﺪ ﻭ ﺍﺑﻦ ﺍﺩﺭﻳﺲ ﻭ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﭼﻨﻴﻦ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﻧﺪ، ﺩﺭ ﻣﺠﻤﻊ ﺍﻟﺒﻴﺎﻥ ﮔﻔﺘﻪ: ﺭﻭﺍﻳﺘﻰ ﺍﺯ ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎﻡ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺯﻣﻴﻨﻪ ﻧﻘﻞ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﻧﮕﺎﺭﻧﺪﻩ ﮔﻮﻳﺪ: ﺁﻥ ﺭﻭﺍﻳﺖ ﺟﻤﻴﻞ ﺑﻦ ﺩﺭﺍﺝ ﺍﺯ ﺣﻀﺮﺕ ﺻﺎﺩﻕ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎﻡ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺗﻬﺬﻳﺐ ﻭ ﺍﺳﺘﺒﺼﺎﺭ ﺑﺎﺏ ﺣﻜﻢ ﺍﻟﻤﺤﺎﺭﺏ ﻧﻘﻞ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺟﻮﺍﺏ ﺭﺍﻭﻯ ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ: «ﺫﻟﻚ ﺍﻟﻰ ﺍﻟﺎﻣﺎﻡ ﺍﻥ ﺷﺎﺀ ﻗﻄﻊ ﻭ ﺍﻥ ﺷﺎﺀ ﺻﻠﺐ... »

ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ «ﺍﻭ» ﺑﺮﺍﻯ ﺗﺨﻴﻴﺮ ﻧﻴﺴﺖ ﺑﻠﻜﻪ ﺑﺮﺍﻯ ﺗﺮﺗﻴﺐ ﺣﻜﻢ ﺍﺳﺖ ﭼﻨﺎﻥ ﻛﻪ ﺷﻴﺦ ﻃﻮﺳﻰ ﻭ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﻧﺪ، ﺩﺭ ﻣﺠﻤﻊ ﺍﻟﺒﻴﺎﻥ ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ: ﺍﻣﺎﻡ ﺑﺎﻗﺮ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎﻡ ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ ﺍﻧﺪ: ﻛﻴﻔﺮ ﻣﺤﺎﺭﺏ ﺑﻘﺪﺭ ﺟﻨﺎﻳﺖ ﺍﻭ ﺍﺳﺖ، ﺍﮔﺮ ﺁﺩﻡ ﻛﺸﺘﻪ ﻋﻘﻮﺑﺘﺶ ﻛﺸﺘﻦ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﮔﺮ ﺁﺩﻡ ﻛﺸﺘﻪ ﻭ ﻣﺎﻝ ﺑﺮﺩﻩ ﻋﻘﻮﺑﺘﺶ ﻛﺸﺘﻦ ﻭ ﺑﺪﺍﺭ ﺯﺩﻥ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﮔﺮ ﻓﻘﻂ ﻣﺎﻝ ﺑﺮﺩﻩ ﻛﻴﻔﺮﺵ ﺑﺮﻳﺪﻥ ﺩﺳﺖ ﻭ ﭘﺎ ﺑﻪ ﻋﻜﺲ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﮔﺮ ﻓﻘﻂ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﻧﺎﺍﻣﻨﻰ ﻛﺮﺩﻩ ﻛﻴﻔﺮﺵ ﺗﺒﻌﻴﺪ ﺍﺳﺖ.

ﭼﺮﺍ ﻣﺤﺎﺭﺏ ﻛﺸﺘﻪ ﻣﻰ ﺷﻮﺩ:
ﺍﺳﻠﺎﻡ ﺑﻪ ﺍﺻﺎﻟﺖ ﻓﺮﺩ ﺩﺭ ﺍﺻﺎﻟﺖ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﻌﺘﻘﺪ ﺍﺳﺖ، ﺁﻥ ﮔﺎﻩ ﻛﻪ ﻓﺮﺩ ﺣﻖ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺭﺍ ﺿﺎﻳﻊ ﻛﻨﺪ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻣﺴﻴﺮ ﺧﺪﺍﻳﻰ ﻣﻨﺤﺮﻑ ﻧﻤﺎﻳﺪ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪ ﻧﻔﻊ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﺯ ﺑﻴﻦ ﺑﺮﻭﺩ ﻭ ﮔﺮﻧﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﻭﻯ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻧﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﺩﻳﺪ، ﭘﺲ ﻛﺸﺘﻦ ﻣﺤﺎﺭﺏ ﻳﻚ ﺍﻣﺮ ﻛﺎﻣﻠﺎ ﻃﺒﻴﻌﻰ ﺍﺳﺖ، ﺑﻪ ﺩﺍﺭ ﺯﺩﻥ ﺍﻭ ﺑﺮﺍﻯ ﻋﺒﺮﺕ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﺍﻓﻜﺎﺭ ﻧﺎﻣﻨﺎﺳﺐ ﺩﺭ ﻧﻄﻔﻪ ﺧﻔﻪ ﺷﻮﻧﺪ.

ali Offline
#6 ارسال شده : 1398/09/10 08:34:46 ق.ظ
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, Administrators, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 1,369

تشکرها: 4 بار
29 تشکر دریافتی در 29 ارسال

شرایط محارب

با توجه به روایات ائمه معصومین (ع) و نیز کلمات فقها ، که ناظر به آیه شریفه مذکور (مائده، 33) در سؤال و شارح آن است، مراد از "محارب" که موضوع برای یکی از احکام ذکر شده در آیه می‎باشد، کسی است که:

اولا: سلاح بر کشیده باشد ، بویژه اینکه کلمه "محاربه" مأخوذ از حرب است که معمولا با سلاح انجام می ‎گرفته و می‎گیرد. البته عنوان "سلاح" فی نفسه موضوعیت ندارد ، بلکه شامل هر گونه ابزار و روشی است که بتوان با آن مردم را به قصد بر هم زدن وضع مورد پذیرش آنان ترساند یا غیر آن و حتی آتش زدن خانه و کاشانه مردم.

ثانیا:شخص مسلح علاوه برکشیدن سلاح قصد ترساندن مردم وسلب آرامش و امنیت عمومی و ایجاد فساد را داشته باشد ؛ و گویا شرط بودن این ویژگی که از روایات و کلمات فقها استفاده میشود از جمله: (ویسعون فی الارض فسادا) ؛"و درزمین به فتنه و فساد میکوشند" فهمیده میشود درحقیقت جزء موضوع برای احکام مذکور در آیه است.

بدیهی است درمقام قضاوت،احرازموضوع حکم شرط صحت آن میباشد . بنابراین دراین مقام بایدسلاح برکشیدن و نیز قصد اخافه و ترساندن احراز گردد؛بخصوص این که در مسائل دماء، رعایت احتیاط عقلا و شرعا مطلوب، بلکه واجب میباشد. از این رو اگر سلاح کشیدن یا قصد اخافه احراز نگردد، گرچه خوف محقق شده باشد نمی توان حکم به محارب بودن نمود...

: فعالیتهای سیاسی از قبیل انتقاد ، تجمعات ، راهپیمایی آرام، مقاله نویسی ، تشکیل جمعیت ها و احزاب و مانند این ها مصداق هیچ کدام از عناوین: "محاربه" ،"بغی" و"افساد" نمیباشد؛ زیرا عنوان "محاربه" متقوم است به ترساندن مردم و سلب امنیت جامعه با استفاده از سلاح و زور "بغی" نیز تجاوز مسلحانه به حقوق دیگران و خروج از عدالت و حق است...


و به بیانی دیگر درموارد فعالیت های سیاسی،اولا: از آنجا که مصداق هیچ یک از عناوین فوق نمی باشند هیچ مجوز شرعی برای منع از آن ها یا بازداشت و محاکمه افراد با این اتهام وجود ندارد؛ در دستورات اسلام و سیره رسول خدا(ص) و امیرالمؤمنین (ع) بازداشت و محکومیت سیاسی و این که کسانی را به مجرد اعتقاد و یا اظهارنظر در برابر حاکمیت و انتقاد ازآن بازداشت ومحاکمه نمایند وجود ندارد.
مخالفان سیاسی حضرت امیر (ع) در زمان حکومت آن حضرت بصورت علنی و باآزادی کامل علیه ایشان فعالیت میکردند،وحتی عبدالله بن کواء که از خوارج بود درحضور آن حضرت علنا علیه ایشان شعار داد ، ولی تا زمانی که آنان دست به سلاح نبردند آن حضرت نه تنها آنان را بازداشت نکرد بلکه حقوق آنان را نیز ازبیت المال قطع نفرمود.

و ثانیا: بر فرض این که شرعا بتوان اشخاص را به خاطر فعالیت های سیاسی بازداشت و محاکمه نمود ، چون در این گونه اتهامات محاکم و قضات منسوب به حاکمیت ذی نفع و طرف دعوا هستند - و از شرایط قاضی بی طرفی او نسبت به وضوع مورد محاکمه می‎باشد - آنان نمی توانند به قضاوت بپردازند . از این رو باید این قبیل اتهامات در یک دادگاه مرضی الطرفین،آنهم با حضور هیأت منصفه بی طرف و خبره نسبت به مسائل سیاسی و معتمد و منتخب مردم رسیدگی شود


از کتاب"پاسخ به پرسشهای دینی"آيت الله منتظري،ص 518 تا 519 "
shojaey Offline
#7 ارسال شده : 1398/09/13 00:18:32 ق.ظ
shojaey

رتبه: Member

گروه ها: Moderator, students, member
تاریخ عضویت: 1391/07/12
ارسالها: 27

1 تشکر دریافتی در 1 ارسال
إِنَّمَا جَزَاء الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الأَرْضِ فَسَادًا أَن يُقَتَّلُواْ أَوْ يُصَلَّبُواْ أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُم مِّنْ خِلافٍ أَوْ يُنفَوْاْ مِنَ الأَرْضِ ذَلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيَا وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ ﴿33﴾

چون تفسیرما از نوعِ «نگاه از کلان به خُرد» ابتدا عناصرش را ردیف میکنیم:
1 – «تابلو» مرحله دهم:
تثبیت موقعیت اسلام و مومنین و ادامه تعالی روز افزون
2 – درس سوره مائده (یا عصاره محتوای سوره مائده):
احکامي فردي و اجتماعي با زمينهء "اي مسلمانان کفار ويهود و نصاري چنين اند شما آنطور نباشيد"
3 – درب پاراگراف 4 سوره مائده مشتمل بر آیات 33 تا 43:
نمونه¬ای از احکام جزائی اجتماعی و اینکه ای پیامبر! یهودیان چنین¬اند. اندوهگین مباش و رسالتت را پی گیر.
4 - ریز درب آیه 33 :
حکمِ کسانیکه علنا به محاربه با خدا و و رسولش و کوشش در فساد در زمین برخیزند چنین است.

تا اینجا این چیز هارا می فهمیم:
الف: از قسمت 1 میفهمیم این آیه «تحذیری» است و برای پیشگیری احتمالی از تعرضات خارجی است
ب : از قسمت 2 میفهمیم که قرآن دارد «نمونه های بد» را معرفی میکند بااین هدف که مسلمانان خود را از انجام کارهایی شبیه به کارهای آنها باز دارند.
ج: از قسمت 3 فهمیده میشود برخی از احکام جزائی جامعه دارد معرفی میشود با هدف تحذیر و باز دارندگی
د: از قسمت 4 فهمیده میشود یکی از احکام جرائی بازدارنده را دارد بین میکند.

از مجموع الف و ب و ج و د چف فهمیده میشود؟
ای فهمیده میشود که حکومت آنحضرت (ص) تثبیت شده و دارد از طریق وحی مقرراتی دریافت میکند که ماحصل آنها تحذیر و باز دارندگی است
حالا با این گاه که از خود قرآن درافت کرده ایم برویم سراغ مفردات آیه 33:

الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ:
تنها جائی که چنین عبارت سنگینی را در قرآن می بینیم، آیه ربا (279 بقره) است

بنا بر این الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ به معترضین نمیخورد

وَيَسْعَوْنَ فِي الأَرْضِ فَسَادًا
اینکه دیگر اظهر من الشمس است که صفت منافقان و دو رویان است (204 و 205 بقره)

نکته دیگر اینکه این آیه 33 مربوط به اواخر عمر شریف آنحضرت (ص) است و اجائی نشد (یعنی مصداقش وقوع نیافت )

جناب آقای جمال گنجه ای
ali Offline
#8 ارسال شده : 1401/08/19 07:48:56 ق.ظ
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, Administrators, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 1,369

تشکرها: 4 بار
29 تشکر دریافتی در 29 ارسال

"در سوره مبارکه مائده درباره افرادی که اصطلاحاً به آنان محارب گفته می‌شود، توضیح داده‌شده و دو عنوان محاربه و تلاش در فسادگستری در زمین ذکر شده است. فقهای ما معمولاً جمع این دو عنوان را موضوع حکم آیه می‌دانند و آن‌طور که بسیاری از فقها ازجمله امام خمینی مطرح می‌کنند، این افراد کسانی هستند که برای #ترساندن_مردم، گرفتن اموال آنان و احیاناً کشتن و مجروح کردن آنان، سلاح در دست می‌گیرند و طبعا به‌عنوان محارب شناخته می‌شوند. مصداق این عنوان در کلام فقها نیز #راهزنان جاده‌ها هستند.
لذا موضوع آیه ۳۳ سوره شریفه مائده موضوع خاص و دقیقی است. بنابراین ما نمی‌توانیم هر موضوعی را که در قرآن کریم برای گروهی خاص مطرح‌شده توسعه بدهیم و ازنظر خودمان به افراد دیگر هم سرایت بدهیم.


آیت‌الله مومن در مقاله ای به دنبال آن بودند که برخلاف بیشتر فقها که "مجموع محاربه و فساد" را یک موضوع می‌دانند، بگویند محاربه و فساد هرکدام به‌تنهایی موضوع این آیه شریفه است و با توسعه عنوان فساد گستری حکم آیه را به #براندازان حکومت اسلامی تسری دهند. درحالی‌که آیت‌الله شاهرودی در یک مقاله نقدی مفصل نسبت به مطالب آقای مومن، همان نظریه مشهور فقها را تایید کردند. و تصریح کردند این آیه به کسانی اختصاص دارد که باترساندن مردم، به قتل و جرح و بردن مال مردم و غارت کردن آنها تلاش می‌کنند و کسانی که علیه حکومت و در راه براندازی دولت تلاش می‌کنند، مصداق #محارب شناخته نمی‌شوند.

افراد حاضر در خیابان را باید در سه گروه تفکیک کرد که هر کدام حکم متفاوتی نسبت به یکدیگر دارند:
گروه اول کسانی که برای یک امر اجتماعی، در خیابان‌ها حاضر شدند و اعتراض داشتند. همان‌طور که می‌دانید #اعتراض حتی در مواردی امر پسندیده‌ای است و بعضا مصداق امر به معروف و نهی از منکر است . این گروه غالب، جزو معترضان بودند و کسانی نبودند که سلاحی در برابر حکومت در دست بگیرند.طبعا این گروه مجازاتی برای کارشان نمی شوند و بالعکس باید دولت و مجلس زمینه های لازم برای امکان تحقق بدون هزینه برگزاری تظاهرات و اعتراضات آرام مخالفان تصمیم های حاکمیت را فراهم کنند .
گروه دوم کسانی بودند که حالا در حین اعتراض، عصبانی بودند و سنگی هم در دست گرفتند و از روی غفلت شیشه مرکز دولتی‌ای را شکاندند، و بعضا بخاطر برخورد ماموران، به عصبانیت کشیده شده اند .این‌ گروه بدنبال ضربه به اقتصاد نبودند و به دنبال ترساندن مردم نبوده‌اند و در حقیقت می‌خواستند #اعتراض خودشان را با صدای بلندتری برسانند. این‌ گروه هم مصداق محاربه و #فساد نبودند. و گرچه غفلت و عصبانیت آنان خسارت هایی را ببار آورده است ،ولی شایسته است حاکمیت با توجه به مجموعه شرایط حاکم بر آن روزها و قصور و تقصیری که خود حاکمیت داشته شرایط این دسته معترضان را درک کند.
گروه سوم که کارشان بسیار زشت بوده و محکوم است، کسانی بودند که اموال عمومی را عمدتا با سازمان‌دهی آتش زدند و به مراکز دولتی و حتی خصوصی حمله کردند.و با سلاح سرد و احیانا سلاح گرم با ماموران امنیت برخورد کردند. گرچه در برخی از موارد عنوان #باغی و تجاوزکار به حاکمیت اسلامی بر این گروه صدق می‌کند و طبعا احکام "باغی" را دارند، اما مصداق آیه شریفه مذکور نیستند و آنچه به عنوان #محارب در فقه تعریف شده بر ایشان صدق نمی کند و اصولا ترساندن مردم در کار آنها نبوده یا تحققش مشکوک است."

آیت الله کاظم قاضی زاده ، مدرس دروس خارج فقه حوزه علمیه قم
ali Offline
#9 ارسال شده : 1401/08/23 01:19:23 ب.ظ
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, Administrators, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 1,369

تشکرها: 4 بار
29 تشکر دریافتی در 29 ارسال

ماده «حرب » به معنای مطلق ناسازگاری و مبارزه است نه به معنای جنگ و درگیری نظامی و جنگ مصداقی از آن است. و می توان گفت: محاربه در این آیه به معنای محاده است;

این آیه درباره مطلق محاربه بحث نمی کند و نمی خواهد حکم همه گناهکاران را بیان کند; بلکه قراین نشان می دهد که مقصود آیه بیان حکم نوعی از محاربه است که شرش دامنگیر جامعه می شود و از مصادیق فساد در زمین به شمار می رود;

آنچه ملاک اصلی برای مجازاتهای مذکور در آیه محسوب می شود، سعی در ایجاد فساد در جامعه است که طبعا مصادیق گوناگونی دارد و از لحاظ شدت و ضعف و آثار منفی که در اجتماع می گذارد درجاتش متفاوت است و گاهی فساد به قدری شدید و مخرب است که شخص مفسد مستحق اعدام می شود، اگر چه کسی را نکشته باشد
بدون تردید آیه محاربه همه انواع جرائم اجتماعی را که عنوان فساد در جامعه بر آنها صادق است شامل می شود; چه جرایمی که اکنون ما می شناسیم و چه جرایمی که احیانا در آینده با تکنیک های جدید ابداع خواهد شد. قرآن جعل اصطلاح نکرده است:

از آیه محاربه چند مطلب استفاده می شود:
یکی اینکه ملاک اصلی برای مجازات محارب، افساد است.
دوم اینکه مجازاتها در آیه درجه بندی شده و از شدید به خفیف منتقل گشته یعنی از قتل شروع و به تبعید منتهی شده است.
سوم اینکه فساد درجه بندی نشده است; زیرا فساد درجات بسیار زیادی دارد که قابل احصا نیست; علاوه بر اینکه درجه بندی فساد در آیه لزومی ندارد بلکه هر فسادی که واقع شود مقدار زیان اجتماعی آن سنجیده می شود و متناسب با آن مجازات تعیین می گردد.
چهارم اینکه درجه بندی مجازات برای اشاره به این است که مجازات شدید برای جرم شدید و مجازات خفیف برای جرم خفیف است و مقصود احصای همه مجازاتها نبوده است، زیرا مجازات به تناسب جرم تعیین می شود.

برای هر افسادی متناسب با زیانی که بر جامعه وارد می کند، مجازات تعیین می شود; اگر افساد در حد خیلی بالا زیانبار باشد مانند اهلاک حرث و نسل، شدیدترین مجازات را دارد و اگر زیانش در حد خیلی پایین باشد، مجازات خفیفی برای آن تعیین می شود; مثلا کسی که شاخه های درختان پارکهای عمومی را بشکند و چمن های آنها را خراب کند عنوان «مفسد» بر او صادق است ولی برای تنبیه او باید مجازات خفیفی تعیین کرد. اگر این استنباط پذیرفته شود باید گفت: لازم نیست حتما یکی از مجازاتهای مذکور در آیه درباره مفسد اجرا شود بلکه آنچه لازم است رعایت تناسب بین جرم و مجازات است که هم حکم عقل است و هم درجه بندی مجازاتها در آیه به آن اشعار دارد.

در آیه محاربه تعبد خاصی اعمال نشده و ذکر چهار مجازات از باب نمونه و ذکر مثال است و مجازاتهای دیگری نیز متناسب با جرمهایی که واقع می شود می توان در نظر گرفت چنانکه از بعضی روایات نیز تایید این مطلب استفاده می شود;


آیا قصد افساد شرط تحقق عنوان مفسد است یا نفس عمل فساد ملاک است اگر چه مفسد عمل خود را اصلاح بداند؟
مثلا اگر گروهی مانند خوارج، که کوشش برای ساقط کردن حکومت علی علیه السلام را یک کار اصلاحی می دانستند، به قصد تحمیل خواسته اقلیت بر اکثریت شروع به بمب گذاری و ایجاد ناامنی کنند، مانند بمب گزاریهای ارتش سری جمهوریخواه ایرلند شمالی که برای تحمیل خواسته اقلیت کاتولیک بر اکثریت پروتستان این کارها را می کنند و مانند خرابکاریهای گروههای چپ گرا در غرب ایران، اگر این گروهها خرابکاریهای خود را به قصد افساد انجام ندهند و بگویند: ما قصد اصلاح و احقاق حق داریم آیا می توان گفت: چون علی الفرض قصد افساد ندارند عنوان مفسد بر آنان صادق نیست؟ آیا این گروهها که با مین گذاری و کمین زدن و کشتن بی گناهان ادعای احقاق حق دارند، مصداق «یسعون فی الارض فسادا» نیستند؟ در اینکه نفس عمل آنان ایجاد فساد است تردیدی نیست; اما اگر ادعا کنند و نزد قاضی نیز ثابت شود که واقعا قصد افساد نداشته اند در پاسخ به این سؤال که آیا معاف کردن اینان از مجازات، با عدالت سازگار است یا نه؟ باید گفت، ایجاد انفجار در مراکز جمعیت و کشتن بی گناهان و سلب امنیت که زیانش دامنگیر جامعه می شود اگر مجازات نداشته باشد، عدالت اجتماعی پایمال می شود. تشریع قوانین جزایی برای احیای عدالت است و اگر قرار باشد عدالت احیا شود نمی توان این گروهها را به عذر اینکه اشتباه کرده و قصد افساد نداشته و افساد خود را اصلاح پنداشته اند از مجازات معاف کرد و از احیای عدالت چشم پوشید و هرج و مرج و آنارشیسم را رواج داد; بنابراین باید گفت: قصد افساد در تحقق عنوان محارب و مفسد شرط نیست

ملاک اصلی برای مجازاتهای مذکور در آیه محاربه ایجاد فساد در جامعه است; چون آنچه در این آیه نقش محوری دارد، جمله «یسعون فی الارض فسادا» است که ملاک اصلی مجازات را بیان می کند; بنابراین هر کس دارای هر عقیده ای باشد اگر در جامعه فساد ایجاد کند، به اندازه سنگینی جرمش باید مجازات ببیند; چه مسلمان باشد و چه کافر و چه مشرک باشد و چه غیر مشرک; چون اطلاق آیه همه را شامل می شود; پس آیه محاربه با عقیده محارب کار ندارد بلکه با فساد او کار دارد و مجازات فساد را بیان می کند و این مطلب واضحی است.

هنگامی که از محارب بحث می شود معمولا گروههای خرابکار و تروریست به ذهن می آید که می خواهند با ترور و بمب گذاری و ایجاد ناامنی خواست خود را بر اکثریت جامعه تحمیل کنند و یا راهزنان مسلحی که برای غارت اموال مردم راهزنی می کنند ولی آیا حاکمان دیکتاتور که با به بند کشیدن آزادیخواهان و ریختن خون بی گناهان خواست خود را بر جامعه تحمیل می کنند از مصادیق محارب و مفسد نیستند؟

اگر محارب کسی است که سعی در ایجاد فساد در جامعه می کند، آیا زمامداران خودکامه ای که به رای اکثریت احترام نمی گذارند و با سرکوب کردن حرکت های مردمی خواست خود را بر جامعه تحمیل می کنند از مصادیق محارب و مفسد نیستند؟ کشتن مردم با اسلحه خود مردم، در جایی که اگر کسی با پول خودش اسلحه بخرد و راهزنی کند محارب و مفسد محسوب می شود، بدون شک کسی که با سوء استفاده از اسلحه و نیروهای دولتی که متعلق به مردم است به عدالتخواهان حمله می کند و خونشان را می ریزد جرمش مضاعف خواهد بود; یعنی هم سوء استفاده از ثروت و نیروی ملی و هم ایجاد فساد در جامعه و چنین کسی به طریق اولی محارب و مفسد است و باید به اشد مجازات یعنی اعدام برسد

بخشي از نظرات مرحوم ايت الله صالحي نجف ابادي

نقل از مقاله تفسير ايه محاربه و احكام فقهي ان

https://hawzah.net/fa/Ar...D9%87%DB%8C-%D8%A2%D9%86

farhang Offline
#10 ارسال شده : 1401/09/03 01:51:25 ب.ظ
سید کاظم فرهنگ

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/02/31
ارسالها: 737
Iran (Islamic Republic Of)

44 تشکر دریافتی در 28 ارسال
اقدام براي تغيير وضعيت ظلم و فساد حاكمان، #محاربه نيست

"امام حسین(ع) تصویر روشنی از کار خود داشت و از اهداف خود مطلع بود. بعد از آن درد و دارو را تشخیص داد. درد، وجود #حاکمی چون یزید و مردم تبهکاری بود که هر حاکمی را می‌پذیرفتند. دارو نیز #اصلاحگری بود. این که #فساد به حال خود نماند. این که برای تغییر دادن این وضعیت باید کاری کرد. این که مردم حضور و فعالیت خود را بازیابند؛ اما ابزار این کار امر به معروف و نهی از منکر است. در این صورت کسی که قیام می‌کند، #محارب و جنگجو نیست، بلکه #دعوتگر و #تغییرآفرین است.

امام حسین(ع) در پی تثبیت این هدف بود. ابزار این کار نیز نشان دادن موارد فساد و انحراف به مردم بود. امام این موضع خود را حفظ کرد، بر آن اصرار ورزید و از آن دست برنداشت. وقتی هم که از او خواستند از این کار خود دست بکشد یا پذیرای مرگ شود، به آنان پاسخ داد: بازنمی‌گردم،‌حتی اگر به قیمت زندگی‌ام تمام شود. امام حسین(ع) از امت اسلامی می‌خواست که از سکوت، شکست، خفت و خواری دست بردارند و به مسئولیت‌های خود عمل کنند. چون تا زمانی که ساکت باشند، #ظالم باقی خواهد ماند و مظلوم قربانی خواهد شد و فساد گسترش خواهد یافت.

امام حسین(ع) در قیام کربلای خود،‌ فقط یزید را مد نظر نداشت. تا بگوید که یزید رفت و کربلا به پایان رسید و بعد از آن دیگر لازم نیست در زندگی حضور داشته باشد. بلکه امام حسین(ع) با مطرح کردن یزید،‌ همه فاسدان، طاغوت‌ها، ظالمان و گردنکشان حال و آینده را در نظر داشت. تا این سؤال برای همیشه باقی بماند که اگر بسیاری از مسئولان جامعه منطق یزیدی دارند، امت اسلامی چه مسئولیتی به عهده دارد؟"

خطبه جمعه، 9 مهر ماه 1395
سيد علي فضل الله (فرزند مرحوم علامه محمد حسين فضل الله)

سیدکاظم فرهنگ
کاربرانی که در حال مشاهده انجمن هستند
Guest
جهش به انجمن  
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن نمی باشید.

قدرت گرفته از YAF 1.9.6.1 | YAF © 2003-2022, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 0.313 ثانیه ایجاد شد.