آپارات اينستاگرام لينكداين
logo
پر بازدید ترین عناوین تالار از ابتدا: ایه 59 سوره احزاب(حجاب):زنان مسلمان،جلباب(روپوش) رابه بدن خود نزدیک کنند تا مورد اذیت قرار نگیرند (تعداد مشاهده:81326)    مطالب زیبا با آیات (تعداد مشاهده:70283)    آیا زنان کفار که به اسارت مسلمانان در می آیند بر مسلمانان حلال میشوند و زناشویی با آنها اشکال ندارد (تعداد مشاهده:63550)    اوقات نماز های یومیه در قران (تعداد مشاهده:63107)      پر بازدید ترین عناوین سه ماه گذشته: تفسیر و فهم سوره اسراء:تاکید بر محور اصلی هدایت قران در باور به معاد و توحید و نیز تثبیت پیامبر    تفسير و تدبر سوره فرقان:بهانه‌ها و اتهامات مختلف مشركان عليه قران؛پيامبر تو ضامن هدايت آنها نيستي    فهم و تدبر سوره كهف:اتکا بر عوامل مادي و پرستش و اطاعت از معبودان غیر خدا،شرك است و ماي خسران    مفهوم آيه 59 سوره اسراء چيست؟خداوند چه نوع آيات و معجزاتي را ديگر نمي فرستد؟چرا؟       آخرین رویداد تالار: هر روز صبح ساعت 7 قرائت ترتيل قران يك صفحه از قران كريم :در كانال قرآن‌پويان      

توجه

Icon
Error

عنوان جدید ارسال پاسخ
Guest
#1 ارسال شده : 1394/12/04 08:15:16 ب.ظ
Guest

رتبه: Guest

گروه ها: Guests
تاریخ عضویت: 1391/10/20
ارسالها: 671

14 تشکر دریافتی در 13 ارسال
سلام .دوستان تفاوت نفس و روح از نظر آیات قرآن چیست؟حکما تفاوت هایی مطرح کردند ولی فقط نگاه قرآن را می خواهم بدانم.

کلمات کلیدی:نفس روح جبرییل

ویرایش بوسیله کاربر 1396/02/02 08:09:33 ق.ظ  | دلیل ویرایش: edit

جمال گنجه اي
#2 ارسال شده : 1394/12/08 11:47:08 ق.ظ
Guest

رتبه: Guest

گروه ها: Guests
تاریخ عضویت: 1391/10/20
ارسالها: 671

14 تشکر دریافتی در 13 ارسال

⁧نفس همان روح انسانی است و روح چیزی بالا تر از آن است مانند جرئیل و چیزی که خداوند فرموده نفخنا من روحنا و . . .


برای تحقیق ، مشتقات (ن ف س) و (ر و ح) را در المعجم سرچ کنید و نتیجه را جمع بندی بفرمایید

ببینید ، کلیه کلماتی که از اشتقاقات روح است مطلقا و بدون یک استثناء به آن معنای قدسی است ،

لذا میماند کلمه نفس و اشتقاقات آن که چند معنی است و یکی از معانی آن همان چیزی است که ما آن را روح یا جان یا روان میدانیم و حکما آمده اند در این حوزه نامگذاریهایی کرده اند

یعنی روح شامل آنچه ما «روح انسانی» مینامیم ، نمیشود

کلمه نفس کلمه ای است مانند شیطان که چند معنیی است

شبطان در یکجا به معنی آن پرسوناژ داستان آفرینش آمده ، یکجا به معنی مزاحم و شرور آمده ، یکجا به معنی وسوسه گر آمده ، نفس هم چند معنی است و باید معنی آن را در جمله و آیه و پاراگراف تشخیص داد

که البته معنیِ غالب آن همان است که عرض کردم
رويا يارايي
#3 ارسال شده : 1394/12/09 02:01:34 ب.ظ
Guest

رتبه: Guest

گروه ها: Guests
تاریخ عضویت: 1391/10/20
ارسالها: 671

14 تشکر دریافتی در 13 ارسال

- کلمات مربوط به نفس و روح بسیار به جای هم به کار رفته اند و هر کدام هم در چند معنای مختلف - حتی روح و جان هم به جای هم به کار میروند

ولی اگر منظور از روح را آن در نظر بگیریم که و نفخت فیه من روحی و منظور از نفس بقیه ابعاد وجودی انسان ، مرز مشخصی بینشان هست و قابل تفکیک هستند. از جمله اینکه نفس ذائقة الموت است ولی روح که خداوند به خودش منتسب کرده چنین مرگی ندارد

حدیث زیر (و موارد دیگر) به من خیلی کمک کرد که حداقل برای خودم بتوانم تعریفی در نظر بگیرم

الخبر ما روى مرفوعا عن کمیل‏ بن زیاد قال: سألت مولانا أمیر المؤمنین علیه السلام
فقلت: یا أمیر المؤمنین أرید ان تعرفنی نفسی؟ قال: یا کمیل‏ و ای الانفس ترید أن أعرفک؟ قلت: یا مولاى و هل هی الّا نفس‏ واحدة؟

قال: یا کمیل انما هی أربعة: النامیة النباتیة و الحسیة الحیوانیة و الناطقة القدسیة و الکلیة الالهیة،
و لکل واحدة من هذه خمس قوى و خاصیتان:

النامیة النباتیة: لها خمس قوى: جاذبة و ماسکة و هاضمة و دافعة و مربیة،
و لها خاصیتان: الزیادة و النقصان، و انبعاثها من الکبد،
هِیَ أَشْبَهُ الْأَشْیَاءِ بِنَفْسِ‏ الْحَیَوَان‏
الحسیة الحیوانیّة: لها خمس قوى: سمع و بصر و شمّ و ذوق و لمس،
و لها خاصیتان: الشهوة (الرِّضَا)و الغضب، و انْبِعَاثُهَا مِنَ الْقَلْبِ،
وَ هِیَ أَشْبَهُ الْأَشْیَاءِ بِنَفْسِ‏ السِّبَاع‏
الناطقة القدسیة لها خمس قوى: فکر و ذکر و علم و حلم و نباهة،
و لها خاصیتان: النزاهة و الحکمة، و لیس لها انبعاث و هی اشبه الاشیاء بالنّفوس الملکیّة(الْمَلَائِکَة)( الْفَلَکِیَّة)

الکلیة الالهیة: لها خمس قوى: بقاء فی فناء و نعیم فی شقاء و عزّ فی ذل و فقر فی غناء و صبر فی بلاء،
و لها خاصیتان: الرضاء و التسلیم: (الْحِلْمُ، وَ الْکَرَم‏) و هذه التی مبدأها من اللّه و إلیه تعود

و قال اللّه تعالى: وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی*، و قال: یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِی إِلى‏ رَبِّکِ راضِیَةً مَرْضِیَّةً،
و العقل وسط الکل. (َّ لِکَیْلَا یَقُولَ أَحَدُکُمْ شَیْئاً مِنَ الْخَیْرِ وَ الشَّرِّ إِلَّا لِقِیَاسٍ مَعْقُولٍ")
طيبه خمسي
#4 ارسال شده : 1394/12/09 02:03:17 ب.ظ
Guest

رتبه: Guest

گروه ها: Guests
تاریخ عضویت: 1391/10/20
ارسالها: 671

14 تشکر دریافتی در 13 ارسال

سلام و ارادت .ممنونم.بله من هم با این روایت برایم بسیار جالب بود وبسیار حدیث جامعی در باره نفس و تقسیمات آن هست وخودش نیز نیاز به تفسیرفراوانی دارد.ولی در این روایت به تفاوت روح و نفس اشاره ای نشده است.

به نظرم روح و جان و روان باهم متفاوتند.روان قسمتی از برون ده کارکرد مغزی است که به خلقیات مربوط میشود وما با داروها وحتی مواد غذایی میتوانیم در ان تغییر ایجاد کنیم .جان قوه حیات بشر است.اما روح هنوز :من امر ربی است وفعلا شامل :ما اوتیتم من العلم الا قلیلا .
Shahrooz
#5 ارسال شده : 1396/12/03 07:48:01 ق.ظ
Guest

رتبه: Guest

گروه ها: Guests
تاریخ عضویت: 1391/10/20
ارسالها: 671

14 تشکر دریافتی در 13 ارسال

سلام.
انسان تشکیل شده است از جسم، روح و نفس.
جسم مثل سخت افزار کامپیوتر عمل می کند. بدون آن ما نیستیم، اما اختیاری هم از خود ندارد.

نفس نرم افزار کامپیوتر یا همان شخصیت ما و کلیت وجودی ماست. همه کاره است و سرانجام ما را تعیین می کند.

روح برق کامپیوتر و یا عامل زنده بودن ماست. نقش مستقیم در سرنوشت ما ندارد، اما بدون آن جسم می پوسد و نفس می میرد.

نفس دارای سطح بندی هایی مانند نفس اماره و نفس مطمئنه است. نه اینکه ما چند نفس داشته باشیم، بلکه بنا بررفتار و شخصیت مان، در مرحله ای از آن قرار داریم.

روح دارای مشتقات زیادی است اما همه آنها در واقع از "الروح" مشتق می شوند که در سطوح مختلفی مانند "روح القدس" ، "روح حرکت"، "روح شهوت (خواستن و نه مساله جنسی)" ، روحی که در ما دمیده شده، و ارواحی که بعدا برای کمک و افزایش ولتاژ! روح ما به ما اضافه می شوند.

بنابراین فرشتگان و جبرییل هیچ ربطی به روح ندارند و تفاسیری که از روح به جبرییل تعبیر کرده اند، در این خصوص اشتباه کرده اند.

برای تمام موارد بالا می توان مرجع قرآنی داد.
 1 کاربر از Guest برای ارسال مفیدش تشکر کرده است.
abolgazl در تاریخ 1397/07/13
Roya yaraee
#6 ارسال شده : 1396/12/05 07:00:19 ق.ظ
Guest

رتبه: Guest

گروه ها: Guests
تاریخ عضویت: 1391/10/20
ارسالها: 671

14 تشکر دریافتی در 13 ارسال

کمیل بن زیاد خطاب به امام علی علیه السلام عرض کرد: ای امیر مومنان! خواهم که از نفسم برایم بگویی، تا معرفتی بدان یابم !
حضرت علیه السلام فرمود: ای کمیل! از کدام نفس برایت بگویم؟
کمیل گفت: مولای من! مگر بیش از یک نفس در من موجود است؟ !
فرمود: ای کمیل! در انسان چهار نفس موجود است:
نامیه نباتیه و حسیه حیوانیه و ناطقه قدسیه و کلیه الهیه


هر یک از آن ها را پنج قوه و دو خصیصه است:
نامیه نباتیه را پنج قوه است: ماسکه و جاذبه و هاضمه و دافعه و مربیه.
اما دو خصلت آن عبارت است از زیادت و نقصان، و انبعاث آن از کبد است.

حسیه حیوانیه را نیز پنج قوه است که عبارتند از:
شنوایی و بینایی و بویایی و چشایی و لامسه
.
دو خصلتش نیز رضایت و غضب است، و محل انبعاثش، قلب می باشد .

نفس ناطقه قدسیه را نیز پنج قوه است: فکر و ذکر و علم و حلم و نباهت، و آن را انبعاثی نیست.
این نفس شبیه ترین اشباح، به نفوس ملکیه است، و دو خصیصه دارد که عبارتند از: نزاهت و حکمت


کلیه الهیه نیز پنج قوه دارد که عبارتند از: بقای در فنا و نعیم در شقا و عزت در ذلت و فقر در غنا و صبر در بلا. دو خاصیت آن نیز رضا و تسلیم است.
این همان نفسی است که مبداش خداست و عاقبت به سوی او بازگشت دارد؛
چنانکه خدای تعالی فرموده است:
و نفخت فیه من روحی و یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه.
و عقل وسط کل است
الخبر ما روى مرفوعا عن کمیل‏ بن زیاد قال: سألت مولانا أمیر المؤمنین علیه السلام
فقلت: یا أمیر المؤمنین أرید ان تعرفنی نفسی؟
قال: یا کمیل‏ و ای الانفس ترید أن أعرفک؟ قلت: یا مولاى و هل هی الّا نفس‏ واحدة؟
قال: یا کمیل انما هی أربعة: النامیة النباتیة و الحسیة الحیوانیة و الناطقة القدسیة و الکلیة الالهیة،
و لکل واحدة من هذه خمس قوى و خاصیتان:
النامیة النباتیة: لها خمس قوى: جاذبة و ماسکة و هاضمة و دافعة و مربیة،
و لها خاصیتان: الزیادة و النقصان، و انبعاثها من الکبد،
هِیَ أَشْبَهُ الْأَشْیَاءِ بِنَفْسِ‏ الْحَیَوَان‏
الحسیة الحیوانیّة: لها خمس قوى: سمع و بصر و شمّ و ذوق و لمس،
و لها خاصیتان: الشهوة (الرِّضَا)و الغضب، و انْبِعَاثُهَا مِنَ الْقَلْبِ،
وَ هِیَ أَشْبَهُ الْأَشْیَاءِ بِنَفْسِ‏ السِّبَاع‏
الناطقة القدسیة لها خمس قوى: فکر و ذکر و علم و حلم و نباهة،
و لها خاصیتان: النزاهة و الحکمة، و لیس لها انبعاث و هی اشبه الاشیاء بالنّفوس الملکیّة(الْمَلَائِکَة)( الْفَلَکِیَّة)
الکلیة الالهیة: لها خمس قوى: بقاء فی فناء و نعیم فی شقاء و عزّ فی ذل و فقر فی غناء و صبر فی بلاء،
و لها خاصیتان: الرضاء و التسلیم: (الْحِلْمُ، وَ الْکَرَم‏) و هذه التی مبدأها من اللّه و إلیه تعود
و قال اللّه تعالى: وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی*، و قال: یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِی إِلى‏ رَبِّکِ راضِیَةً مَرْضِیَّةً،
و العقل وسط الکل. (َّ لِکَیْلَا یَقُولَ أَحَدُکُمْ شَیْئاً مِنَ الْخَیْرِ وَ الشَّرِّ إِلَّا لِقِیَاسٍ مَعْقُولٍ")

نفس نباتی که مشکلی ندارد تک تک سلولهای زنده بدن ما آن را دارند
نفس حیوانی که حواس ما به شکل ساده هستند (بینائی و...) و اثری که در مغز (ذهن) میگذارند و جمع بندی آن باعث خشم یا خواستن و ... میشود
نفس انسانی پیچیدگی و کارکردهای فوق العاده ذهن را شامل میشود (higher function به قول فیزیولوژیستها) هسته های مغزی متعدد و قشر پیچیده و ... که باعث میشود هویت انسانی خیلی پیچیده تر از یک حیوان باشد و ضمنا هم امکان یادگیری، تدبیر و دانش و .. به او میدهد (به اصطلاح مولوی شناسان "هویت کاذب" یا روانشاناسان ego)
(تا اینجا همه چیز بر اساس ماده بعلاوه امواج و پالسهای شکل گرفته توسط سلول های مادی است) و همین هویت مادی است که باعث میشود خداوند بگوید انسان ستیزه جو و کفور و عجول و هلوع و ... است
یعنی واقعا نفس اینطور است نه اینکه اگر بد باشد یا کافر باشد اینطور است خاصیت نفس انسانی است

و روح الهی در اتصال با این سطح است و مرکزیتش مادی نیست (نفخه الهی) و هویت اصلی ماست نه هویت کاذب (دوگانگی ساختار انسان)
و اگر انسان بتواند تمرکزش را از ذهن مادی به این سطح غیرمادی منتقل کند بر نفس مسلط شده (همان تقابل فکر مادی که قرآن میگوید یخرصون یظنون و... در مقابل تعقل و درک واقعی)
تشخیص این مرز هنگامی ممکن میشود که انسان بتواند ناظر به افکار باشد یعنی سرعت ذهن خیلی کم و تحت تسلط باشد (ذهن هم مثل سایر اندامها مثل دست پا و ... کنترل شود نه اینکه خودمختار عمل کند)
اگر فکرها را هنگام تشکیل شدن ببینیم این مرز را پیدا کرده ایم و البته تمرین و توجه میخواهد و زمان ... چون طور دیگری عادت کرده ایم
Guest
#7 ارسال شده : 1398/01/10 06:31:43 ق.ظ
Guest

رتبه: Guest

گروه ها: Guests
تاریخ عضویت: 1391/10/20
ارسالها: 671

14 تشکر دریافتی در 13 ارسال
سلام دوستان خداوند در قرآن میفرماید ما انسان را از نفس واحده آفریدیم و جای دیگه خداوند در قرآن میگوید: من برای انسان نگهبانانی گماشته ام و به قول یکی از عرفای بزرگ‌استاد دژاکام‌ میگوید: که اون نگهبانان فرشته سمت چپ و راست که همش به ما القاء و الهام میکنن یکیش شیطان که جن و یکیش روح که فرشته سمت راست و دمیده شده خداوند است ما اصلا از روح نیستیم فرشته مرگ میان نفس مارو تحویل میگرن، و جان ما هم از آتش رخشنده است باید با تزکیه و پالایش تبدیل به نور بشه
ali Offline
#8 ارسال شده : 1398/07/29 09:03:44 ق.ظ
نقل قول
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 521

تشکرها: 4 بار
13 تشکر دریافتی در 13 ارسال


موارد اطلاق و استعمال كلمه ((روح (( در آيات قرآن مجيد از نگاه علامه طباطبايي


پس ، از آنچه گذشت اين معنا روشن گرديد كه امر خدا عبارت از كلمه ايجاد اواست وكلمه ايجاد اوهمان فعل مخصوص به اواست بدون اينكه اسباب وجودى ومادى در آن دخالت داشته وبا تاءثيرات تدريجى خود در آن اثر بگذارند اين همان وجود ما فوق نشاءه مادى و ظرف زمان است وروح به حسب وجودش از همين باب است يعنى از سنخ امر وملكوت است .

وخداى سبحان امر روح را به اوصاف مختلفى توصيف فرموده يكى اينكه آن را به تنهائى ذكر كرده مانند آيه ((يوم يقوم الروح والملائكة صفا ونيز مانند تعرج الملائكة والرّوح اليه ...((

از كلام خداى سبحان چنين بر مى آيد كه اين روح گاهى با ملائكه است همچنانكه آيات زير بدان دلالت دارد كه مى فرمايد: ((من كان عدوا لجبريل فانه نزله على قلبك (( و((نزل به الروح الامين على قلبك (( و((قل نزله روح القدس (( و((فارسلنااليها روحنا فتمثّل لها بشرا سويا.

وگاهى آن حقيقتى است كه در عموم آدميان نفخ ودميده مى شود ودر اين باره فرموده است : ((ثم سويه ونفخ فيه من روحه (( ونيز فرموده : ((فاذا سويته ونفخت فيه من روحى ((

وگاهى ديگر آن حقيقتى كه با مؤ منين است ناميده شده است ودر اين باره فرموده : ((اولئك كتب فى قلوبهم الايمان وايدهم بروح منه (( اشعار بلكه دلالت دارد بر اين مطلب آيه شريفه : ((اومن كان ميتا فاحييناه وجعلنا له نورايمشى به فى الناس ((براى اينكه در آن از حيات جديد گفتگوشده وحيات فرع روح است .

وگاهى ديگر آن حقيقتى ناميده شده است كه انبياء با وى در تماسند و در اين باره فرموده : ((ينزل الملائكة بالرّوح من امره على من يشاء من عباده ان انذروا...(( ونيز فرموده ((وآتينا عيسى بن مريم البينات و ايدناه بروح القدس (( ونيز فرموده : ((وكذلك اوحينااليك روحا من امرنا(( وآياتى ديگر.


وگاهى به آن حقيقتى اطلاق مى شود كه در حيوانات ونباتات زنده وجود دارد، وپاره اى از آيات اشعار به اين معنا دارد، يعنى زندگى حيوانات ونباتات را هم روح ناميده چون همانطور كه گفتيم حيات متفرع بر داشتن روح است .

پس ، از آن چه گذشت با تمام طول وتفصيلش معناى آيه ((يسئلونك عن الروح قل الروح من امر ربّى (( روشن شد، ومعلوم شد كه جواب آيه از سؤ ال از روح مشتمل بر بيان حقيقت روح است ، واينكه روح از مقوله امر است ، به آن معنائى كه گذشت

ترجمه تفسير الميزان جلد 13 صفحه : 276
Guest
#9 ارسال شده : 1398/10/13 01:19:13 ق.ظ
Guest

رتبه: Guest

گروه ها: Guests
تاریخ عضویت: 1391/10/20
ارسالها: 671

14 تشکر دریافتی در 13 ارسال
بسم الله
اختصاص روح به جزئی از انسان غلط برداشتی است که از نفخته فیه من روحی گرفته اند وبنظرم با اخذ آن از جوامع غیر اسلامی وارد باور مسلمانان شده است ، وقتی خداوند می خواهد کاری خاص انجام دهد از روح استفاده می کند همانگونه که در آفرینش عیسی فرمود که آفرینش او مانند حضرت آدم بود وروح القدس را مامور انجام آن کرد
هیچکس معتقد نیست که روح القدس جزئی از ساختار نفس عیسی هست وقرآن مجید آنرا یاری دهنده حضرت تبیین می کند
انسان مجموعه عناصرمادی است که بواسطه ای دارای استعدادها وگرایش هائی نامحدود شده است و میان آنها تعامل وتعادل قرار داده است وآنرا نفس تعریف می کند
پاسخ سریع نمایش بخش پاسخ سریع
کاربرانی که در حال مشاهده انجمن هستند
Guest (2)
عنوان جدید ارسال پاسخ
جهش به انجمن  
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن می باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن می باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن می باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن می باشید.

قدرت گرفته از YAF 1.9.6.1 | YAF © 2003-2020, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 0.093 ثانیه ایجاد شد.
logo-samandehi