آپارات اينستاگرام لينكداين
logo
پر بازدید ترین عناوین تالار از ابتدا: مطالب زیبا با آیات (تعداد مشاهده:100009)    ایه 59 سوره احزاب(حجاب):زنان مسلمان،جلباب(روپوش) رابه بدن خود نزدیک کنند تا مورد اذیت قرار نگیرند (تعداد مشاهده:88825)    آیا زنان کفار که به اسارت مسلمانان در می آیند بر مسلمانان حلال میشوند و زناشویی با آنها اشکال ندارد (تعداد مشاهده:76484)    اوقات نماز های یومیه در قران (تعداد مشاهده:68735)      پر بازدید ترین عناوین سه ماه گذشته: منظور از دو بار میراندن و زنده کردن در آیه 11 سوره غافر چیست؟ ایا به مرگ برزخی اشاره دارد یا رجعت؟    آيا پدر بدليل قتل فرزند قصاص نميشود؟ بررسي مستندات و دلايل استثناي پدر از حكم قصاص    مشخصات و مشترکات سوره های مرحله ششم نزول چیست؟تشدید مخالفتهای مشرکان و متقابلا افزایش حمایت از قرآن    مصداق و علت برتری و فضیلت بنی اسراییل بر عالمین چه بود؟             

توجه

Icon
Error

ali Offline
#1 ارسال شده : 1399/01/29 09:13:48 ق.ظ
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 687

تشکرها: 4 بار
13 تشکر دریافتی در 13 ارسال
ترجمه تدبر و فهم سوره قدر: نکات و پرسشهای تفسیری سوره القدر

پرسش

آیا شب قدر ارزش ذاتی دارد یا بواسطه نزول قرآن ارزش یافته است؟ آیا شب قدر یکبار بوده است یا تکرار میشود؟

پاسخ 1:

در اين سوره آن شبى كه قرآن نازل شده را شب قدر ناميده ، و ظاهرا مراد از قدر تقدير و اندازه گيرى است ، پس شب قدر شب اندازه گيرى است ، خداى تعالى در آن شب حوادث يك سال را يعنى از آن شب تا شب قدر سال آينده را تقدير مى كند، زندگى ، مرگ ، رزق ، سعادت ، شقاوت و چيرهايى ديگر از اين قبيل را مقدر مى سازد، آيه سوره دخان هم كه در وصف شب قدر است بر اين معنا دلالت دارد: ((فيها يفرق كل امر حكيم امرا من عندنا انا كنا مرسلين رحمه من ربك )) چون ((فرق ))، به معناى جدا سازى و مشخص كردن دو چيز از يكديگر است ، و فرق هر امر حكيم جز اين معنا ندارد كه آن امر و آن واقعه اى كه بايد رخ دهد را با تقدير و اندازه گيرى مشخص سازند.

و از اين استفاده مى شود كه شب قدر منحصر در شب نزول قرآن و آن سالى كه قرآن در آن شبش نازل شد نيست ، بلكه با تكرر سنوات ، آن شب هم مكرر مى شود، پس در هر ماه رمضان از هر سال قمرى شب قدرى هست ، كه در آن شب امور سال آينده تا شب قدر سال بعد اندازه گيرى و مقدر مى شود.

بعضى ديگر گفته اند: كلمه ((قدر)) به معناى منزلت است ، و اگر شب نزول قرآن را شب قدر خوانده به خاطر اهتمامى بوده كه به مقام و منزلت آن شب داشته ، و يا عنايتى كه به عبادت متعبدين در آن شب داشته

تفسیر المیزان

پاسخ 2:

قدر به معنی شرف وفضیلت است نه به معنی سرنوشت انسان ها در این شب . البته می تواند قابل جمع هم باشد. یعنی در عین حال که به معنی شرف و فضیلت است می تواند شبی باشد که در آن، آدمی با توبه از خطاهای گذشته و تصميم بر انجام اعمال صالح، سرنوشت خود را نیز رقم بزند و در نتیجه مشمول رحمت پروردگار خویش واقع شود و مورد قضا وقدری شود که جزء سنّت های الهی است.

شرف و فضیلت شب قدر به علت نزول قرآن، حاصل شده است. بنابر این شرف آن بالعرض است نه بالذات.


-تکرار شب قدر به معنای تکرار سالگرد نزول قرآن می باشد نه اینکه لزوما در آن شب امور تکوینی مقدّر شود . درست مانند سالگرد مبعث و یا سالگرد انقلاب اسلامی در روز 22 بهمن.

کلمه تَنَزّلُ... در اینجا لزوماً مفهوم استمراری ندارد بلکه بیان حکایت از گذشته است . مثل اینکه اکنون پس از گذشت سال ها بگوییم : در روز 22 بهمن مردم به خیابان ها می ریزند، کلانتری ها را اشغال میکنند ، و انقلاب را به پیروزی می رسانند... که افعال می ریزند ، می کنند، می رسانند ، دراین مقام ، بیان حال از گذشته است نه استمرار حال و آینده.

از تفسیر سوره قدر آقای صالحی نجف آبادی

پاسخ 3:

شب قدر از هزار ماه بهتر است لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ آيا از اين جهت بهتر است كه قرآن در آن نازل شده؟ و يا عمل در آن بهتر از عمل در هزار ماه است كه در آنها شب قدر نيست؟
بسياري از اهل تفسير شقّ دوم را اختيار فرموده اند،
در الميزان بعد از نقل آن، فرموده : اين بغرض قرآن نزديك است پس احياء آن با عبادت بهتر از عمل هزار ماه است.
طبرسي رحمه اللّه در مجمع و جوامع الجامع آنرا اختيار فرموده است رواياتي از اهل بيت عليهم السلام نيز در همين زمينه وارد شده در برهان از امام صادق عليه السّلام نقل شده كه راوي گفت: «كيف يكون ليلة القدر خيرا مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ؟ قال: العمل فيها خير من العمل في الف شهر ليس فيها ليلة القدر».

نيز در همان كتاب از كافي در ضمن روايت حمران از حضرت باقر عليه السّلام مروي است كه: «فَقٰالَ وَ الْعَمَلُ الصّٰالِحُ فيٖهٰا مِنَ الصَّلٰوةِ وَ الزَّكوة وَ انْوٰاعِ الْخَيْرِ خيْرٌ مِنْ الْعَمَلِ في الْفَ شَهْرٍ لَيْسَ فيٖهٰا لَيْلَةُ الْقَدْرِ … » در كشّاف گويد: ارتقاء فضيلت شب قدر تا اين حدّ، علتش وجود مصالح دينيّه است از قبيل نزول ملائكه و روح و تفصيل هر امر از روي حكمت. اين كلام همان شقّ اول است كه در اول نقل شد

در كافي از امام صادق از امام زين العابدين عليهما السلام در ضمن حديثي نقل شده كه: خداوند برسول خدا فرمود: «وَ هَلْ تَدْري لِمَ هِيَ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ؟ قٰالَ: لٰا قَالَ: لَانَّهٰا تَنَّزَلُ فيها الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ … » اين روايت در بيان شقّ اول است يعني علت خير بودن آن نزول ملائكه و تفصيل امر در آن است.

بنا بر اين هزار ماه براي بيان كثرت است نه عدد واقعي مثل إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّةً فَلَنْ يَغْفِرَ اللّٰهُ لَهُمْ توبه: ۸۰. بموجب بعضي از روايات شيعه و اهل سنت مراد خير بودن از هزار ماه سلطنت بني اميه است در اين باره بايد بيشتر تحقيق شود قطع نظر از روايات، شقّ دوم از نظر نگارنده با ظهور بهتر ميسازد و شايد بهتر بودن عبادت در آنشب غير از بهتر بودن خود آنشب باشد. بعبارت ديگر بموجب روايات عمل در آنشب از عمل هزار ماه بهتر است و خود آنشب در اثر «تَنَزَّلُ الْمَلٰائِكَةُ … » از هزار ماه بهتر است. و اللّه العالم.

قاموس قرآن، ج ۵، ص: ۲۵۲

پاسخ 4:

مجموع آیات 2-5 سوره دخان اولا بیانگر نزول قران در شبی مبارک است که در آن شب همه فرمانهای خداوند تفکیک و تنظیم و تقدیر میشود.
ثانیا با توجه به اینکه غرض این فراز از ایات سوره دخان در ایه سه (انا انزلناه فی لیله مبارکه) یعنی جواب قسم مطرح شده است و میخواهد نزول قران را در شبی مبارک با هدف تعظیم قران بیان کند لذا بیانگر ارزش و برکت ذاتی آن شب، قبل از نزول قرآن است که علت برکت ان هم تفریق و تنظیم و تقدیر امور در ان شب است. مشابه سوره قدر که با اشاره کوتاه به نزول قران در شب قدر ، غالب محتوای سوره در بیان فضایل شب قدر است و نزول ملایکه و روح هم بعنوان عامل خیر بودن این شب نسبت به هزار ماه معرفی شده است .

ثالثا با توجه به ارزش ذاتی شب قدر و استفاده از فعل مضارع یفرق در ایه 4( مشابه فعل مضارع تنزل در سوره قدر) استمرار شب قدر و نه یکبار بودن آن و انحصار به شب نزول قران، فهمیده میشود. لذا مشاهده میشود که ابهام آیات سوره قدر در سوره دخان که بعد از ان نازل شده است، تاحدی توضیح داده شده است.

اقای سیدکاظم فرهنگ

کلمات کلیدی:تدبر فهم سوره قدر

ویرایش بوسیله کاربر 1399/02/11 01:32:19 ب.ظ  | دلیل ویرایش: edit

fatemeh59 Offline
#2 ارسال شده : 1399/01/30 07:34:45 ق.ظ
fatemeh59

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member
تاریخ عضویت: 1398/02/31
ارسالها: 133

تدبر و فهم سوره قدر: نکات تفسیری سوره القدر از تفسیر فرقان

بر نزول دو بعدى قرآن آياتى مانند آيه قدر، بقره و حم و نيز آيات (13:39)، (43:2)، (41:2)، (11:1) و (75:16:19) گواه است، كه نخست قرآن يك شبه بر حضرتش نازل گرديد و سپس در طول رسالتش نزول قرآن سه مرحله اى است
1ـ بخشى از قرآن مفصل تا شب قدر نخستين كه حدود پنجاه شب از آغاز وحى است
2ـ شب قدر در نزول محكمش و
3ـ نزول مفصل بقيه قرآن تا پايان عمر شريفش.

تفسیر فرقان

ویرایش بوسیله کاربر 1399/02/04 08:53:50 ق.ظ  | دلیل ویرایش: edit

fatemeh59 Offline
#3 ارسال شده : 1399/02/01 08:17:24 ق.ظ
fatemeh59

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member
تاریخ عضویت: 1398/02/31
ارسالها: 133

ترجمه تدبر و فهم سوره قدر، پرسشهای تفسیری سوره قدر

پرسش: چه كاري در شب قدر واقع ميشود؟

پاسخ 1:
تَنَزَّلُ الْمَلٰائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيهٰا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ ظاهر اين كلمات ميرساند كه در شب قدر ملائكه و جبرئيل (روح شايد ملك ديگري باشد) براي تمشيت همۀ كارها نازل ميشوند.

آيا بزمين نازل ميشوند؟ آيا براي كارهاي يكساله نازل ميشوند تا شب قدر سال آينده؟ آيا بمحضر پيغمبر و جانشينان او عليهم السلام ميرسند؟ آيا بمؤمنان سلام ميدهند؟

اوائل سورۀ دخان كه مستحبّ اوائل سورۀ دخان كه مستحبّ است شب ۲۳ رمضان خوانده شود چنين است: حم. وَ الْكِتٰابِ الْمُبِينِ. إِنّٰا أَنْزَلْنٰاهُ فِي لَيْلَةٍ مُبٰارَكَةٍ إِنّٰا كُنّٰا مُنْذِرِينَ. فِيهٰا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ. أَمْراً مِنْ عِنْدِنٰا إِنّٰا كُنّٰا مُرْسِلِينَ. رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ دخان: ۱- ۶.

اين آيات ميگويند: قرآن در شبي با بركت نازل شده، براي انذار نازل شده كه خدا بوسيلۀ پيامبران گذشته هم انذار ميكرده است، در آنشب هر كار حكيمانه از هم جدا و متمايز ميشود، كار حكيمانه ايكه از جانب خداست،

تفريق و متمايز شدن و تعيّن كارها رحمتي است از جانب خدا كه گفتار و درخواست همه را ميشنود و بهمه چيز داناست اينكه خدا ميفرمايد: وَ إِنْ مِنْ شَيْ ءٍ إِلّٰا عِنْدَنٰا خَزٰائِنُهُ وَ مٰا نُنَزِّلُهُ إِلّٰا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ حجر: ۲۱. آيا قدر معلوم نازل شده‌ها در شب قدر معين ميشود؟

از آيات گذشته دو چيز بطور يقين بدست ميايد يكي اينكه در شب قدر امور از هم متمايز و منفصل ميشوند و تقديرات از هم جدا و روشن ميشوند ديگر اينكه شب قدر هميشه هست و خواهد بود زيرا «فِيهٰا يُفْرَقُ … » «تَنَزَّلُ الْمَلٰائِكَةُ … » هر دو مضارع اند و دلالت بر دوام دارند،


قاموس قرآن

پاسخ 2:

قدر:4در آن شب فرشتگان و روح به فرمان پروردگارشان از [برای] هر امري [از امور هدايتي] فرود مي‌آيند.

روح برتر از ملائکه است.
ملائكه و روح در سه آيه قرآن باهم آمده‌اند؛ سوره قدر كه از «نزول» آن دو در شب قدر سخن مي‌گويد، آيه 4 سوره معارج (70:4) كه از «عروج» [برعكس نزول] آنها در پايان جهان نشاني مي‌دهد. و بالاخره در آيه 38 سوره نباء (78:38) كه از «قيام» آنها در روز قيامت براي داوري ميان انسان‌ها سخن مي‌گويد.

در مقام تمثيل براي فهم بهتر، مي‌توان از مثال مدرسه مدد گرفت، در ابتداي سال تحصيلي معلمين و امكانات آموزشي در اختيار محصلين قرار مي‌گيرند [نزول]، در پايان سال تحصيلي مدرسه تعطيل مي‌شود و معلمين مي‌روند [عروج]، هنگام امتحان نهايي و كنكور، دانشي كه هر دانش‌آموز از معلمين و امكانات آموزشي كسب كرده تحقق مي‌يابد و برپا مي‌شود [قيام].

گويا روح عامل مهمتري از ملائك باشد، حتي ملائك به نيروي روح بر پيامبران نازل مي‌شوند: «يُنَزِّلُ الْمَلائِكَهَ بِالرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ عَلَيٰ مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ» [نحل 2 (16:2) ]. به همين دليل مي‌گويند روح نيرويي فوق فرشتگان است. قرآن در آية 85 سوره نحل (16:85) در پاسخ به سؤال مردم از روح مي‌فرمايد: شما جز علم اندكي [براي فهم اين مسئله] داده نشده‌ايد و روح ماهيتي «امري» دارد.


اما فرود آمدن فرشتگان و روح برای چیست؟

در آن شب، تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ. مِّن كُلِّ أَمْرٍ یعنی از هر امري، از هر موضوعي. درست مثل همان مدرسه که معلم فيزيك مي‌آيد، شيمي مي‌آيد، رياضيات مي‌آيد، تاريخ مي‌آيد، جغرافيا مي‌آيد، ادبيات مي‌آيد، و هر سال از نو این امر تکرار می گردد. اما مدرسه و مکتب خدا بی‌نهایت است.

پس، در هر موضوع و زمینه‌ای که انسان بخواهد در آنها رشد کند به او تعلیم داده می‌شود. می‌‌گویند به عدد خلایق به سوی خدا راه وجود دارد. پس، در هر زمینه‌ی معنوی در شب قدر امکان هضم و جذب و فهم حقایق وجود دارد. حقایق در حدّ درک و فهم تو نازل می‌شود
و در اختیار تو قرار می‌گیرد؛ اما بِإِذْنِ رَبِّهِم. به اذن پرورگار. ولی نه اینکه خدا به معنی متداول اجازه دهد. «اذن» یعنی همان قوانین خدا. اگر تو آمادگی‌اش را داشته باشی، همان به منزله اذن دادن پروردگار به تو است.


تفسیر اقای عبدالعلی بازرگان


پاسخ 3:

آنچه بطور وضوح از آیه 4،که قلب این سوره است، فهمیده میشود، این است که درآن شب ارتباط آسمان و زمین (از طرف آسمان) بیشتر از همیشه است. و با توجه به نام آن شب، این ارتباط در جهت تصمیم گیری و برنامه ریزی امور مختلف است.

و نیز از آیه مذکور معلوم میشود که این برنامه ریزی شامل « همه چیز » میشود.


«ملائکه» و «روح» در آن شب دائماً به فرمان پروردگارشان از هر «امر» ی نازل میشوند، (سوره قدر)


در آن شب کل امور مجمل و سر بسته «باز» (تعریف، تقدیر، برنامه¬ریزی) میشود،( سوره دخان) هم امور مادی (که در حوزه مأموریت «ملائکه» است) و هم امور معنوی (که در حوزه مأموریت «روح» است)


امروزه سیستم ها و سازمان هائی وجود دارند، و دائما، هم به تعداد و هم به دامنه فعالیت شان، افزوده میشود، که خروجی فعالیت شان چیزی جز پمپاژ پر حجم اضطرابات در روح و روان بشر و تزریق خرافات و اباطیل در ذهن او نیست.

چیزی که این سوره به ذهن مخاطب وارد میکند در جهت شفای آلام مذکور است، زیرا این نکته را القا میکند که ای بشر تو تنها و رهاشده نیستی، بلکه سیستمِ پرقدرت ملائکه-روح، بسترهای مورد نیاز رشدت را دائما فراهم و به روز میکنند.

از تفسیر اقای جمال گنجه ای


پاسخ4:

در نزول ملایکه و روح از آسمان به زمین،چه اتفاقی رخ میدهد؟ "کل امر" شامل چیست؟
در آیه 5 سوره سجده، خدا به تدبیر امور و شئون خلقت از اسمان تا زمین اشاره میکند: یدبر الامر من السماء الی الارض ثم یعرج الیه فی یوم کان مقداره الف سنه مما تعدون که در مقایسه با آیات سوره قدر و معارج میتوان گفت نزول روح و ملائکه به زمین، در راستای تدبیر و پشت سرهم چیدن امور آفرینش توسط خداوند است که تا روز قیامت استمرار دارد. در آیه اخر سوره طلاق نیز فرموده الله الذی خلق سبع سماوات و من الارض مثلهن یتنزل الامر بینهن لتعلموا ان الله علی کل شی قدیر. در اینجا نیز نزول امر آسمانها و زمین از مظاهر قدرت خداوند دانسته شده که با توجه به ایات قبلی، این نزول امر توسط فرشتگان و روح انجام میشود.

در شب قدری که نزول قران اغاز شده است، چه اتفاقی افتاده است؟

با توجه به توضیحات قبلی در خصوص نزول ملائکه و روح برای تحقق اوامر و تدابیر مختلف الهی ،و نیز جمله وکذلک اوحینا الیک روحا من امرنا در سوره شوری خطاب به پیامبر اسلام ص، و نیز آیاتی که به محافظت آسمانها از استراق سمع شیاطیان و جنیان بعداز بعثت پیامبر خاتم و نزول اخرین کتاب اسمانی اشاره دارد (ازجمله آیات 8 و9 سوره جن) می توان دریافت که نزول مستمر ، بموقع و مراقبت شده آیات قرآن به پیامبر اسلام در طول 23 سال مستلزم تمهید مقدمات و ایجاد مکانیزمی مطمئن بین آسمان و زمین بوده است که این کار در شب قدر توسط فرشتگان و روح باذن خداوند انجام شده است. ایات ابتدای سوره صافات به این مکانیزم و تقسیم کار فرشتگان،اشاره کوتاهی دارد. سوگند به صف بستگان ( فرشتگان وحی رسان)كه صفى [با شكوه] بسته‏اند {1}پس دفع كنندگانِ (شیاطین ) دفع کردنی {2}پس تلاوت‏كنندگانِ ذکر (وحی){3}كه قطعا معبود شما يگانه است {4}

اقای سیدکاظم فرهنگ

ویرایش بوسیله کاربر 1399/02/11 01:35:06 ب.ظ  | دلیل ویرایش: edit

fatemeh59 Offline
#4 ارسال شده : 1399/02/02 11:52:05 ق.ظ
fatemeh59

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member
تاریخ عضویت: 1398/02/31
ارسالها: 133

تدبر و فهم سوره قدر: نکات و پرسش های تفسیری سوره قدر

پرسش: سلام

در آیه آخر سوره قدر
چه چیزهایی مشمول سلام ليلة القدر هستند که در بقیه شبها نیستند!؟

انسانها؟ همه آنها یا گروه خاصی؟فرشتگان و روح؟ یا اجسام سماوی؟

پاسخ 1:

یعني آنشب تا طلوع فجر سلام و سلامت است. اين سلام قهرا شامل حال بندگان خداست. اما درست فهميده نميشود كه چگونه سلام است آيا براي همه يا براي افراد بخصوصي؟!
از كلام امام سجاد عليه السّلام بدست ميايد كه براي عدّه بخصوصي است در دعاي ۴۴ صحيفه چنين آمده «سمّاها ليلة القدر … سلام دائم البركة الي طلوع الفجر علي من يشاء من عباده بما احكم من قضائه» در اينصورت براي كساني سلامت است كه تقديرشان در آنشب بنحو احسن معين ميگردد. مثل قرآن كه براي مؤمنان شفاست و كافران را جز خسارت نيافزايد «وَ لٰا يَزِيدُ الظّٰالِمِينَ إِلّٰا خَسٰاراً» …

[قاموس قران - سلم: ؛ ج ۳، ص: ۲۹۶ - صفحه۱۰۰۷]

پاسخ 2:

سَلَامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ. اين «سلام» درواقع همان «سلامت» است. می‌دانیم که قرآن بهشت را «دارالسّلام» گفته است. اسم دين ما هم «اسلام» است که با «سلام» و «تسليم» از یک ریشه است. «اسلام» يعني خودت را به سلامت برسانی؛ با اسلام است که انسان روح خود را با سلامت و «سلم» و آشتی آشنا می‌سازد. یا: ادْخُلُوهَا بِسَلاَمٍ آمِنِينَ. (۲۵) سراسر قرآن همه سخن از سلم و سلامت است. مي‌گويد پيامبران آمده‌اند تا شما را به وادی سلامت «دار السلام» رهنمون شوند. پس، در شب قدر تا مطلع فجر، هیچ‌ ناسالم و خطا و اشتباهی امکان وقوع ندارد. تا طلوع فجر همه سراسر سلم و سلامت است.

تفسیر اقای عبدالعلی بازرگان

ویرایش بوسیله کاربر 1399/02/04 08:10:29 ق.ظ  | دلیل ویرایش: edit

fatemeh59 Offline
#5 ارسال شده : 1399/02/03 08:28:26 ق.ظ
fatemeh59

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member
تاریخ عضویت: 1398/02/31
ارسالها: 133

ترجمه تفسیر و فهم سوره قدر


ضمیره در انا انزلناه به چه بر میگردد؟ ایا کل قران شب قدر نازل شده است؟

ضمير در" انزلناه" به قرآن برمى‏گردد، و ظاهرش اين است كه: مى‏خواهد بفرمايد همه قرآن را در شب قدر نازل كرده، نه بعضى از آيات آن را، مؤيدش هم اين است كه تعبير به انزال كرده، كه ظاهر در اعتبار يكپارچگى است، نه تنزيل كه ظاهر در نازل كردن تدريجى است.

و در معناى آيه مورد بحث آيه زير است كه مى‏فرمايد:" وَ الْكِتابِ الْمُبِينِ إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ" كه صريحا فرموده همه كتاب را در آن شب نازل كرده، چون ظاهرش اين است كه نخست سوگند به همه كتاب خورده، بعد فرموده اين كتاب را كه به حرمتش سوگند خورديم، در يك شب و يكپارچه نازل كرديم.

پس مدلول آيات اين مى ‏شود كه قرآن كريم دوجور نازل شده، يكى يكپارچه در يك شب معين، و يكى هم به تدريج در طول بيست و سه سال نبوت كه آيه شريفه" وَ قُرْآناً فَرَقْناهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلى‏ مُكْثٍ وَ نَزَّلْناهُ تَنْزِيلًا" نزول تدريجى آن را بيان مى‏كند، و همچنين آيه زير كه مى‏ فرمايد:" وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ لا نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً واحِدَةً كَذلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤادَكَ وَ رَتَّلْناهُ تَرْتِيلًا" «

منظور از کل امر چیست؟

حق مطلب اين است كه : مراد از امر، اگر آن امر الهى باشد كه آيه ((انما امره اذا اراد شيئا ان يقول له كن فيكون )) تفسيرش كرده ، حرف ((من )) براى ابتدا خواهد بود، و در عين حال سببيت را هم مى رساند، و به آيه چنين معنا مى دهد: ((ملائكه و روح در شب قدر به اذن پروردگارشان نازل مى شوند، در حالى كه نزولشان را ابتدا مى كنند و هر امر الهى را صادر مى نمايند)).
و اگر منظور از امر مذكور هر امر كونى و حادثه اى باشد كه بايد واقع گردد، در اين صورت حرف ((من )) به معناى لام تعليل خواهد بود، و آيه را چنين معنا مى دهد: ملائكه و روح در آن شب به اذن پروردگارشان نازل مى شوند براى خاطر تدبير امرى از امور عالم .

تفسیر المیزان

ویرایش بوسیله کاربر 1399/02/04 08:52:04 ق.ظ  | دلیل ویرایش: edit

ali Offline
#6 ارسال شده : 1399/02/04 08:38:40 ق.ظ
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 687

تشکرها: 4 بار
13 تشکر دریافتی در 13 ارسال
تدبر و فهم سوره قدر: نکات و پرسش های تفسیری سوره قدر

پرسش : آیا ملائکه، متفاوت از روح هستند؟ تفاوت انها چیست؟ آیا جبرییل (روح القدس) روح است یا فرشته؟

پاسخ 1:

اینکه ملائکه و روح را جداگانه ذکر نموده به این علت است که «ملائکه» غیر از «روح» است.

چنانکه بعدا از سوره فاطر و جا های دیگرخواهیــم دانست،

1- «ملائکه» نمــاد کارگـــزاریِ امور «سخت افزاری» جهان، از قبیل کارگزاریِ از هم نپاشیدنِ جــــهان (یا امور مرتبط با جاذبه )، کارگزاریِ بارش باران، کارگزاریِ کنترل امورمرتبــط به «حیات»، و هزاران موردِ «مادی» دیگر میباشند.

2 – اما، در باره «روح»، تصور عمـومـی خیـلی خطـاست، و چنین تصور میشود که منظور از روح همان چیزی است که از عبارت «روح انسانی» فهمیده میشود، و این اشتباه است زیرا کلـمه قرآنیِ مفهوم اخیر، کلمه «نفس» است، که درسوره شمس شناختیم.


بعدا در سوره های نجم و تکویر و اسراء و شعراء و بسیار جاهای دیگر خواهیم دید که منظـور قرآن از «روح»، کارگزاران امور «معنوی»، از قبیـل کـارگزاران وحی و الهامات و سایرعناوین مربوط به امور «معنوی» میباشند.

از تفسير مهندس گنجه اي

پاسخ 2:

روح برتر از ملائکه است.
ملائكه و روح در سه آيه قرآن باهم آمده‌اند؛ سوره قدر كه از «نزول» آن دو در شب قدر سخن مي‌گويد، آيه 4 سوره معارج (70:4) كه از «عروج» [برعكس نزول] آنها در پايان جهان نشاني مي‌دهد. و بالاخره در آيه 38 سوره نباء (78:38) كه از «قيام» آنها در روز قيامت براي داوري ميان انسان‌ها سخن مي‌گويد.

گويا روح عامل مهمتري از ملائك باشد، حتي ملائك به نيروي روح بر پيامبران نازل مي‌شوند: «يُنَزِّلُ الْمَلائِكَهَ بِالرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ عَلَيٰ مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ» [نحل 2 (16:2) ]. به همين دليل مي‌گويند روح نيرويي فوق فرشتگان است. قرآن در آية 85 سوره نحل (16:85) در پاسخ به سؤال مردم از روح مي‌فرمايد: شما جز علم اندكي [براي فهم اين مسئله] داده نشده‌ايد و روح ماهيتي «امري» دارد.

اقای عبدالعلی بازرگان

پاسخ 3:

«الملائكه» كه جمعى با (لام) است به اصطلاح استغراِق و شمولى است كه حتى جبرائيل و عزرائيل را شامل است، و «الروح» كه در برابرشان به عنوانى شاخص آمده طبعاً از فرشتگان نيست، بلكه برتر از همه آنان است. آياتى هم مانند (78:38) و (70:4) اين گونه تقابلى رادر بردارد، گرچه "روح القدس" (2:87) (253 و 5:110) و "روح منه" (4:171) و الروح من امره (40:15ـ16) و الروح الامين (6:193) و روحاً من امرنا (42:52) نيز موجود است، ولى روح مطلق پس از الملائكه در همان سه آيه پيش بيش نيست، كه قدرش در بزرگترين قدر در دنيا، و قيام عروجيش بزرگترين قيام ها و عروجها است.

تفسیر فرقان

پاسخ 4:

کلمه روح در این سوره به معنی وحی و نبوت است نه به معنی فرشته یا جبرئیل "وکذلک اوحینا الیک روحاً من امرنا ماکنتَ تدری ما الکتابُ و لا الایمانُ و لکن جعلناه نوراً... "( شوری52. )

از تفسیر اقای صالحی نجف ابادی

پاسخ 5:

روح ، حقيقت و موجود مستقلى است ، و موجودى است داراى حيات و علم و قدرت ، نه اينكه از مقوله صفات و احوال بوده و آنطور كه بعضى پنداشته اند: قائم به موجودى ديگر باشد،

قرآن كريم از سوى ديگر روح را معرفى مى كند به اينكه از امر پروردگار است ، و مى فرمايد: ((قل الروح من امر ربى )) و سپس امر پروردگار را با امثال آيه ((انما امره اذا اراد شيئا ان يقول له كن فيكون فسبحان الذى بيده ملكوت كل شى ء)) معرفى نموده و مى رساند كه : امر خدا همان كلمه ايجادى است كه خداى سبحان هر چيزى را با آن ايجاد مى فرمايد.
و به عبارت ديگر: امر خدا همان وجودى است كه به اشياء افاضه مى فرمايد، اما نه وجود از هر جهت بلكه از اين جهت كه مستند به خداى تعالى است ، و آميخته با ماده و زمان و مكان نيست

اما اينكه گفته اند : روح به معناى وحى و يا قرآن است . و يا به قول بعضى ديگر به معناى نبوت است . از نظر نتيجه ، خالى از وجه نيست ، چون نتيجه نزول ملائكه با روحى از امر خدا همان وحى و نبوت است ، ولى فى نفسه كه بخواهيم وحى و نبوت را روح بناميم و هر دو را با اشتراك لفظى به يك معنا بگيريم و يا مجازا آن را به اين معنا گرفته و قرينه را مجازا عبارت از اين بدانيم كه روح ، قلب را زنده مى كند آنچنان كه روح حقيقى ، بدن را زنده مى دارد صحيح نيست ، براى اينكه ما مكرر گفته ايم كه طريق تشخيص مصاديق كلمات قرآنى رجوع به ساير موارد قرآن است ،

آنچه از ساير موارد قرآن به دست مى آيد اين است كه : روح ، خود مخلوقى از مخلوقات خداست و حقيقت واحدى است كه داراى مراتب و درجات مختلفى است ، يك درجه از آن در حيوان و در غير مؤمنين از انسانها است ، و درجه بالاتر آن در افراد مؤمن انسانها است ، همچنان كه فرمود: ((و ايدهم بروح منه )) و يك درجه ديگر آن روحى است كه انبياء و رسل ، بوسيله آن تاييد مى شوند، و در آن باره فرمود: ((و كذلك اوحينا اليك روحا من امرنا))

تفسیر سوره نحل،تفسیر المیزان


پاسخ 6:

-روح چیست؟ در سوره اسراء، روح، امری از جانب خدا معرفی شد که متفاوت از فرشتگان و نیز تصور رایج یعنی روح انسان است و علم انسانها درباره ان نیز کم است. قل الروح من امر ربی و ما اوتیتم من العلم الا قلیلا. در سوره غافر هم از القای روح به رسولان الهی صحبت شده است. یلقی الروح من امره علی من یشاء من عباده لینذر یوم التلاق و نیز در سوره شوری راجع به رسالت پیامبر اسلام ص: وکذلک اوحینا الیک روحا من امرنا. در ماجرای خلقت ادم و عیسی هم از روح صحبت شده است: نفخت فیه من روحی، فارسلنا الیها روحنا فتمثل لها بشرا سویا، فنفخنا فیه من روحنا، به نظر میرسد روح مامور و مجرای تحقق اوامر خاص الهی است.

-ملائکه در قران بعنوان فرستادگان و ماموران خداوند معرفی شده اند. از جمله کارهایی که در قران به انها نسبت داده شده است عبارتست از: توفی نفس (قبض روح) انسانها، فرستادگان خدا در ابلاغ پیام خدا به انسانها مثلا حضرت ابراهیم، حضرت لوط، زکریا و حضرت مریم، یاری دهندگان مومنان ، فرشتگان موکل و محافظ هر انسان، متولیان تحولات قیامتی و نیز مراقبان دوزخ، و ...

- کاربرد توام ملایکه و روح در سوره های دیگر چنین است: یوم یقوم الروح و الملائکه صفا سوره نبا، ینزل الملائکه بالروح من امره علی من یشاء من عباده ان انذروا، سوره نحل، (که در مقایسه با ایه سوره غافر مشخص میشود در القای روح بر رسولان، ملائکه هم همراهی میکنند. همچنین نشان دهنده غلبه و برتری و ارحجیت روح بر ملایکه است. شاید بتوان گفت روح نقشی مشابه اتاق فرمان یا سیستم کنترل یا مدیر فرشتگان است.) نکته قابل تامل آنکه علیرغم کاربرد ملائکه بصورت جمع، روح همواره بصورت مفرد آمده است.

- در تمام سوره های قران همواره از نزول و ارسال ملائکه و روح صحبت شده است. سوره معارج، تنها سوره ایست که به عروج و بازگشت ملایکه و روح به سمت خداوند در روز قیامت اشاره دارد که شاید حاکی از استمرار کار این کارگزاران خداوند در زمین و اتمام کار انها در دنیای فعلی با اغاز قیامت باشد.

اقای سیدکاظم فرهنگ

ویرایش بوسیله کاربر 1399/02/11 01:37:11 ب.ظ  | دلیل ویرایش: edit

fatemeh59 Offline
#7 ارسال شده : 1399/02/07 11:34:16 ق.ظ
fatemeh59

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member
تاریخ عضویت: 1398/02/31
ارسالها: 133

ترجمه،تدبر و فهم سوره قدر: نكات تدبري ،فرازبندي و درس سوره قدر

61 - قدر
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمـَنِ الرَّحِيمِ
به نام خداوند رحمتگر مهربان
إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ {1}
همانا ما آن را در شب قدر نازل كرديم {1}
وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ {2}
و از چیستی شب قدر چه چیز آگاهت كرد {2}
لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ {3}
(بدان که) شب قدر از هزار ماه ارجمندتر است {3}
تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ {4}
(چرا که ) در آن [شب] فرشتگان با روح به فرمان پروردگارشان براى هر امری [كه مقرر شده است] فرود می آيند {4}
سَلَامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ {5}
آن شب سراسر صلح و سلام است ( یا سلام و تحیت دادن است) تا زمان طلوع فجر {5}

نكات
1- ضمیر ه در انا انزلناه فی لیله القدر به چه چیزی برمیگردد؟

الف-غالب مفسران این ایه را مربوط به نزول قرآن میدانند. هر چند در داخل سوره اشاره ای به قران نشده است اما از سوره های دیگر (دخان و بقره) چنین استفاده ای نموده اند:
-از آیات مرتبط با این سوره، آیات ابتدای سوره دخان است: حم {1}وَالْكِتَابِ الْمُبِينِ {2} إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُّبَارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنذِرِينَ {3} فِيهَا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ {4} أَمْرًا مِّنْ عِندِنَا إِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ {5}
حم سوگند به كتاب روشنگر {2} [كه] ما آن را در شبى فرخنده نازل كرديم [زيرا] كه ما هشداردهنده بوديم {3}در آن [شب] هر امرمحکم وقطعی ، تفکیک مى‏يابد {4} [اين] كارى است [كه] از جانب ما [صورت مى‏گيرد] ما فرستنده [رسولان] بوديم {5}
در ایه سوم هم ضمیر ه وجود دارد که اگر به کتاب مبین برگردد، از نزول کتاب مبین در شبی پربرکت خبر میدهد.
اما دو سئوال
1- آیا لزوما شب مبارک، همان شب قدر است و شب مبارک دیگری مد نظر نیست؟ 2- آیا کتاب مبین، همان قران است؟
-در پاسخ به سئوال نخست، باید گفت اگر ایات 4 و5 نبودند، نمیشد شب مبارک سوره دخان را بر شب قدر حمل کرد اما با توجه به بیان جداسازی و تنظیم امور رانده شده از جانب خداوند که مشابه ایه 4 سوره قدر است، میتوان انطباق لیله مبارکه را بر لیله القدر موجه دانست.

-در خصوص پرسش دوم یعنی کتاب مبین، این ترکیب در قران بر دو مدلول انطباق دارد اول همین قرآن در دسترس مردم است که در ایاتی مثل تلک ایات القران و کتاب مبین(نمل) تلک ایات الکتاب المبین(قصص یوسف شعرا) و حم والکتاب المبین انا جعلناه قرانا عربیا لعلکم تعقلون و انه فی ام الکتاب لدینا (سوره فصلت)بیان شده است. دوم کتاب هستی یا ام الکتاب که همه چیز در آن ثبت است و نزد خداوند است:وما من غایبه فی السماء و الارض الا فی کتاب مبین (نمل75) ولارطب و لا یابس الا فی کتاب مبین (انعام 59). با توجه به اینکه کتاب هستی نزد خداست و بر کسی هم نازل نشده است، لذا کتاب مبین در ایه 2 سوره دخان، همان قران موجود است و در ادامه اشاره خواهیم کرد که منظور از نزول قران، آغاز نزول قران است.

پس مجموع آیات 2-5 سوره دخان اولا بیانگر نزول قران در شبی مبارک است که در آن شب همه فرمانهای خداوند تفکیک و تنظیم و تقدیر میشود.
ثانیا با توجه به اینکه غرض این فراز از ایات سوره دخان در ایه سه (انا انزلناه فی لیله مبارکه) یعنی جواب قسم مطرح شده است و میخواهد نزول قران را در شبی مبارک با هدف تعظیم قران بیان کند لذا بیانگر ارزش و برکت ذاتی آن شب، قبل از نزول قرآن است که علت برکت ان هم تفریق و تنظیم و تقدیر امور در ان شب است. مشابه سوره قدر که با اشاره کوتاه به نزول قران در شب قدر ، غالب محتوای سوره در بیان فضایل شب قدر است و نزول ملایکه و روح هم بعنوان عامل خیر بودن این شب نسبت به هزار ماه معرفی شده است .

ثالثا با توجه به ارزش ذاتی شب قدر و استفاده از فعل مضارع یفرق در ایه 4( مشابه فعل مضارع تنزل در سوره قدر) استمرار شب قدر و نه یکبار بودن آن و انحصار به شب نزول قران، فهمیده میشود. لذا مشاهده میشود که ابهام آیات سوره قدر در سوره دخان که بعد از ان نازل شده است، تاحدی توضیح داده شده است.

-در آیه 185 سوره بقره بیان شده است که قران در ماه رمضان نازل شده است (شهر رمضان الذی انزل فیه القران ) از انجا که در قران، لفظ قران بر همین کتاب خواندنی عربی موجود در دست مردم دلالت دارد ( کتاب فصلت ایاته قرانا عربیا(سوره فصلت) اوحی الی هذا القران لانذرکم به و من بلغ (انعام)،تلک ایات القران و کتب مبین (نحل) انا انزلناه قرانا عربیا لعلکم تعقلون(یوسف)) و نه بر کتابی مرموز و مجمل در لوح محفوظ یا قلب پیامبر یا سایر مکانهای غیر مشهود _که برخی مفسران ذکر کرده اند_ و از آنجا که این قران هم در طول 23 سال بعثت پیامبر و در ماههای مختلف سال بتدریج نازل شده است، لذا این ایه همانند آیه سوره دخان بر اغاز نزول قرآن در ماه رمضان دلالت دارد.

ب-احتمال ضعیفتر در خصوص ضمیر ه در ایه اول سوره قدر آن است که تنها به همان سوره قدر اشاره کرده باشد یعنی همانا ما این آیات (سوره قدر) را در شب قدر نازل کردیم. در این صورت طبق ایه سوره بقره، اغاز نزول قران در ماه رمضان و طبق سوره دخان، در شب قدر است (که وجود شب قدر در ماه رمضان را تایید می کند) و سوره قدر هم در شب قدر سالهای بعد با هدف بیان عظمت این شب نازل شده است. البته دراین صورت انتظار میرفت در صورت ثابت بودن زمان وقوع شب قدر در هرسال، مسلمانان ان دوره، زمان نزول سوره قدر را بعنوان شب قدر ثبت نموده و گرامی بدارند که چنین نشده است. این امر میتواند ناشی از این باشد که یا چنین ذهنیتی از شب قدر نداشته اند یا با توجه به مکی بودن سوره و فشارهای زیاد ان دوره از این امر غافل شده اند و یا اینکه اصل احتمال نزول سوره قدر در شب قدر، نامعتبر باشد.

2-ایه دوم و استفاده از جمله و ماادراک لیله القدر: همانگونه که در کاربردهای قبلی عبارت"و ما اداراک" مشاهده شد، بر ناشناخته بودن و عدم قابلیت فهم و درک کامل ان توسط انسانها دلالت دارد و جز مقداری که توسط وحی اعلام شده، اطلاعات بیشتری از انها نداریم. لیله القدر نیز همین گونه است.

3-روح چیست؟ در سوره اسراء، روح، امری از جانب خدا معرفی شد که متفاوت از فرشتگان و نیز تصور رایج یعنی روح انسان است و علم انسانها درباره ان نیز کم است. قل الروح من امر ربی و ما اوتیتم من العلم الا قلیلا. در سوره غافر هم از القای روح به رسولان الهی صحبت شده است. یلقی الروح من امره علی من یشاء من عباده لینذر یوم التلاق و نیز در سوره شوری راجع به رسالت پیامبر اسلام ص: وکذلک اوحینا الیک روحا من امرنا. در ماجرای خلقت ادم و عیسی هم از روح صحبت شده است: نفخت فیه من روحی، فارسلنا الیها روحنا فتمثل لها بشرا سویا، فنفخنا فیه من روحنا، به نظر میرسد روح مامور و مجرای تحقق اوامر خاص الهی است.

4-ملائکه در قران بعنوان فرستادگان و ماموران خداوند معرفی شده اند. از جمله کارهایی که در قران به انها نسبت داده شده است عبارتست از: توفی نفس (قبض روح) انسانها، فرستادگان خدا در ابلاغ پیام خدا به انسانها مثلا حضرت ابراهیم، حضرت لوط، زکریا و حضرت مریم، یاری دهندگان مومنان ، فرشتگان موکل و محافظ هر انسان، متولیان تحولات قیامتی و نیز مراقبان دوزخ، و ...

5- کاربرد توام ملایکه و روح در سوره های دیگر چنین است: یوم یقوم الروح و الملائکه صفا سوره نبا، ینزل الملائکه بالروح من امره علی من یشاء من عباده ان انذروا، سوره نحل، (که در مقایسه با ایه سوره غافر مشخص میشود در القای روح بر رسولان، ملائکه هم همراهی میکنند. همچنین نشان دهنده غلبه و برتری و ارحجیت روح بر ملایکه است. شاید بتوان گفت روح نقشی مشابه اتاق فرمان یا سیستم کنترل یا مدیر فرشتگان است.) نکته قابل تامل آنکه علیرغم کاربرد ملائکه بصورت جمع، روح همواره بصورت مفرد آمده است.

6- در تمام سوره های قران همواره از نزول و ارسال ملائکه و روح صحبت شده است. سوره معارج، تنها سوره ایست که به عروج و بازگشت ملایکه و روح به سمت خداوند در روز قیامت اشاره دارد که شاید حاکی از استمرار کار این کارگزاران خداوند در زمین و اتمام کار انها در دنیای فعلی با اغاز قیامت باشد.

7- در نزول ملایکه و روح از آسمان به زمین،چه اتفاقی رخ میدهد؟ "کل امر" شامل چیست؟
در آیه 5 سوره سجده، خدا به تدبیر امور و شئون خلقت از اسمان تا زمین اشاره میکند: یدبر الامر من السماء الی الارض ثم یعرج الیه فی یوم کان مقداره الف سنه مما تعدون که در مقایسه با آیات سوره قدر و معارج میتوان گفت نزول روح و ملائکه به زمین، در راستای تدبیر و پشت سرهم چیدن امور آفرینش توسط خداوند است که تا روز قیامت استمرار دارد. در آیه اخر سوره طلاق نیز فرموده الله الذی خلق سبع سماوات و من الارض مثلهن یتنزل الامر بینهن لتعلموا ان الله علی کل شی قدیر. در اینجا نیز نزول امر آسمانها و زمین از مظاهر قدرت خداوند دانسته شده که با توجه به ایات قبلی، این نزول امر توسط فرشتگان و روح انجام میشود.

8- در شب قدری که نزول قران اغاز شده است، چه اتفاقی افتاده است؟
با توجه به توضیحات قبلی در خصوص نزول ملائکه و روح برای تحقق اوامر و تدابیر مختلف الهی ،و نیز جمله وکذلک اوحینا الیک روحا من امرنا در سوره شوری خطاب به پیامبر اسلام ص، و نیز آیاتی که به محافظت آسمانها از استراق سمع شیاطیان و جنیان بعداز بعثت پیامبر خاتم و نزول اخرین کتاب اسمانی اشاره دارد (ازجمله آیات 8 و9 سوره جن) می توان دریافت که نزول مستمر ، بموقع و مراقبت شده آیات قرآن به پیامبر اسلام در طول 23 سال مستلزم تمهید مقدمات و ایجاد مکانیزمی مطمئن بین آسمان و زمین بوده است که این کار در شب قدر توسط فرشتگان و روح باذن خداوند انجام شده است. ایات ابتدای سوره صافات به این مکانیزم و تقسیم کار فرشتگان،اشاره کوتاهی دارد. سوگند به صف بستگان ( فرشتگان وحی رسان)كه صفى [با شكوه] بسته‏اند {1}پس دفع كنندگانِ (شیاطین ) دفع کردنی {2}پس تلاوت‏كنندگانِ ذکر (وحی){3}كه قطعا معبود شما يگانه است {4}

9-در ایه اخر، چه چیزی مشمول سلام و سلامت در شب قدر است که در سایر شبها نیست؟ انسانها یا ملائکه؟ همه انسانها یا خواص؟ زمینیان یا آسمانیان یا هردو؟
پاسخ باین سئوال مشکل است زیرا پاسخ صریح و مرتبطی در این سوره یا سایر سوره های قران ظاهرا ارایه نشده است. در دعای 44 صحیفه سجادیه این سلام و برکت را شامل بندگانی بر اساس مشیت خدا دانسته است. برخی نیز این ایه را دال بر سلامت و بی عیب و موفق بودن انجام کار فرشتگان و روح در این شب دانسته اند.

عصاره فراز آیات 1-5 و درس سوره قدر: آغاز نزول قرآن (وایجاد سازوکار القای آیات وحی به پیامبرص) در شب قدر بوده است. شبی مملو از برکت و سلام که فرشتگان و روح برای تحقق اوامر خدا بر زمین نازل میشوند.

کلمات کلیدی: لیله القدر

تدبر :استاد سيدكاظم فرهنگ

ویرایش بوسیله کاربر 1399/02/10 09:52:49 ق.ظ  | دلیل ویرایش: edit

ali Offline
#8 ارسال شده : 1399/02/08 10:14:18 ق.ظ
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 687

تشکرها: 4 بار
13 تشکر دریافتی در 13 ارسال
تدبر و فهم سوره قدر: ايا ملائكه و روح، يكي هستند؟ ايا جبرييل و روح القدس و روح الامين، روح هستند يا فرشته؟


پرسش:در ایات متعددی خداوند پیامبران را توسط روح امداد رسانی فرموده است

وَأَیَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ»

بعضی تفاسیر روح را جبرئیل میدانند.

برداشت یکی پژوهشگر قرانی این چنین است که :

"ظاهر آن بر مى‏‌آيد روح موجودى مستقل و مخلوقى آسمانى و غير ملائكه است‏.[11] المیزان

اما این برداشت از ظاهر آیه صورت گرفته که ملائک و روح به صورت جدا بیان شده‌اند، لیکن به نظر می رسد این برداشت ظاهری خلاف استعمالات قرآنی است مثلا در آیه: مَن كَانَ عَدُوًّا لِّلّهِ وَمَلآئِكَتِهِ وَرُسُلِهِ وَجِبْرِيلَ وَمِيكَالَ فَإِنَّ اللّهَ عَدُوٌّ لِّلْكَافِرِينَ [12] حجرات
هر که دشمن خدا و فرشتگان او و پيامبرانش و جبريل و ميکال باشد ، خدا هم دشمن کافران است.
در این آیه جبرئیل و میکائیل جدای از ملائکه ذکر شده اند در حالی که آن‌ها جزء ملائکه‌اند و به خاطر اهمیت جدا بیان شده‌اند."

سركار خانم موسوي

پاسخ 1:

روح القدس، جبرئیل است که فرشته است.نه روح


دلیل ايشان،درست نیست

"و "می تواند عطفی باشد یا استینافی که به سیاق بستگی دارد.هم در محاورات معمولی و هم در متن قران

آیا در همین آیه با استدلال ایشان، می‌توان گفت رسله، جزو ملائکه هستند؟

نه.

پس باید مجموع متن و آیات را درنظر گرفت.

اقاي سيدكاظم فرهنگ

پاسخ2:

الف-روح القدس در جاى ديگر از قرآن به روح الامين تعبير شده و در جايى ديگر به جبرئيل كه يكى از ملائكه است و فرموده : ((نزل به الروح الامين على قلبك )) و نيز فرموده : ((من كان عدوا لجبريل فانه نزله على قلبك باذن الله ))

ب-و در تفسير برهان از سعد بن عبد اللّه روايت كرده كه به سند خود از ابى بصير روايت كرده كه گفت : با امام صادق (عليه السلام ) بودم كه سخن از پاره اى خصائص امام در هنگام ولادت به ميان آمد، فرمود: وقتى شب قدر مى شود امام مستوجب روح بيشترى مى گردد. عرضه داشتم فدايت شوم مگر روح همان جبرئيل نيست ؟ فرمود: روح از جبرئيل بزرگتر است ، و جبرئيل از سنخ ملائكه است ، و روح از آن سنخ نيست ، مگر نمى بينى خداى تعالى فرموده : ((تنزل الملئكه و الروح )) پس ‍ معلوم مى شود روح غير از ملائكه است .

ج-بعضى ديگر گفته اند: مراد از روح ، جبرئيل است ، و گفته خود را با آيه ((نزل به الروح الامين على قلبك : روح الا مين ، آن را به قلب تو نازل كرد)). تاييد كرده ، و گفته كه مسلما مراد از روح الا مين ، جبرئيل است ، و مراد از ((ملائكه ))، ملائكه وحى است كه از اعوان جبرئيلند ، و مقصود از كلمه ((امر)) واحد اوامر است و معنايش اين است كه خداى تعالى ملائكه وحى را به همراهى جبرئيل نازل مى كند تا اوامرش را به انبياء برسانند.

اشكال اين توجيه هم اين است كه آيه مورد بحث همان مطلبى را مى رساند كه آيه ((يلقى الروح من امره على من يشاء من عباده لينذر يوم التلاق )) در مقام بيان آنست ، و ظاهر اين آيه با جبرئيل بودن معناى روح نميسازد (چون اگر معناى روح جبرئيل باشد معناى آيه اين مى شود كه خداوند جبرئيل را از امر خود بر هر كه از بندگانش كه بخواهد القاء مى كند تا آن بنده مردم را در روز تلاقى بترساند، و چون اين معنا در اين آيه صحيح نيست قطعا در آيه مورد بحث هم صحيح نيست ).

تفسير الميزان

ویرایش بوسیله کاربر 1399/02/08 10:17:26 ق.ظ  | دلیل ویرایش: edit

کاربرانی که در حال مشاهده انجمن هستند
Guest
جهش به انجمن  
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن نمی باشید.

قدرت گرفته از YAF 1.9.6.1 | YAF © 2003-2020, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 0.233 ثانیه ایجاد شد.
logo-samandehi