آپارات اينستاگرام لينكداين
logo
پر بازدید ترین عناوین تالار از ابتدا: ایه 59 سوره احزاب(حجاب):زنان مسلمان،جلباب(روپوش) رابه بدن خود نزدیک کنند تا مورد اذیت قرار نگیرند (تعداد مشاهده:69084)    اوقات نماز های یومیه در قران (تعداد مشاهده:54506)    آیا زنان کفار که به اسارت مسلمانان در می آیند بر مسلمانان حلال میشوند و زناشویی با آنها اشکال ندارد (تعداد مشاهده:47144)    مطالب زیبا با آیات (تعداد مشاهده:41996)      پر بازدید ترین عناوین سه ماه گذشته: تفسير و تدبر سوره بروج:عذاب شكنجه گران مومنين و رستگاري مومنين و شكست مبارزان با قرآن حتمي است.    لذت و فوايد مطالعه قرآن به ترتيب نزول سوره‌ها:شما هم يكبار امتحان كنيد    تفسير و فهم سوره قمر:آيا شق القمر رخ داده است؟درس سوره قمر چيست؟    تفسير و فهم سوره ذاريات:مفهوم و مصداق والذاريات چيست؟منظور از رزق چيست؟ محور و درس سوره ذاريات چيست؟       آخرین رویداد تالار: تعداد کل بازدیدها از تالار گفتگوهای قران پویان از هفت میلیون تجاوز کرد.      

توجه

Icon
Error

farhang Offline
#1 ارسال شده : 1394/10/05 10:33:33 ب.ظ
سید کاظم فرهنگ

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/02/31
ارسالها: 586
Iran (Islamic Republic Of)

32 تشکر دریافتی در 21 ارسال
به نام خدا

در گروه قران پویان در تلگرام ،سئوالی مطرح شد و بحثی پیش آمد که مرتد کیست و جزای او از نظر قرآن وفقه چیست؟

در این مورد پاسخهایی از اساتید مختلف ارسال شد که جهت اسحضار مخاطبان ارسال می کنیم:

ابتدا دو آیه ای از قرآن که این واژه در آن به کار رفته را مرور میکنیم:


يَسْأَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرَامِ قِتَالٍ فِيهِ قُلْ قِتَالٌ فِيهِ كَبِيرٌ وَصَدٌّ عَن سَبِيلِ اللّهِ وَكُفْرٌ بِهِ وَالْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَإِخْرَاجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَكْبَرُ عِندَ اللّهِ

وَالْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ وَلاَ يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّىَ يَرُدُّوكُمْ عَن دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُواْ وَمَن يَرْتَدِدْ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَيَمُتْ وَهُوَ كَافِرٌ

فَأُوْلَئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَأُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ﴿۲۱۷﴾سوره بقره

فولادوند: از تو در باره ماهى كه كارزار در آن حرام است مى ‏پرسند بگو كارزار در آن گناهى بزرگ و باز داشتن از راه خدا و كفر ورزيدن به او و باز داشتن از مسجدالحرام [=حج] و بيرون راندن اهل آن از آنجا نزد خدا [گناهى] بزرگتر و فتنه [=شرك] از كشتار بزرگتر است

و آنان پيوسته با شما مى ‏جنگند تا اگر بتوانند شما را از دينتان برگردانند و كسانى از شما كه از دين خود برگردند و در حال كفر بميرند آنان كردارهايشان در دنيا و آخرت تباه مى‏شود و ايشان اهل آتشند و در آن ماندگار خواهند بود

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَلاَ يَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاءُ وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ ﴿۵۴﴾سوره مائده

فولادوند: اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد هر كس از شما از دين خود برگردد به زودى خدا گروهى [ديگر] را مى‏ آورد كه آنان را دوست مى ‏دارد

و آنان [نيز] او را دوست دارند [اينان] با مؤمنان فروتن [و] بر كافران سرفرازند در راه خدا جهاد مى‏ كنند و از سرزنش هيچ ملامتگرى نمى ‏ترسند اين فضل خداست آن را به هر كه بخواهد مى‏ دهد و خدا گشايشگر داناست

کلمات کلیدی:مرتد ارتداد دین کفر اعدام قتل عقیده

ویرایش بوسیله کاربر 1395/11/27 09:11:26 ق.ظ  | دلیل ویرایش: edit

سیدکاظم فرهنگ
mehrdad25465 Offline
#2 ارسال شده : 1394/10/06 12:53:11 ق.ظ
mehrdad25465

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member
تاریخ عضویت: 1394/09/05
ارسالها: 36
Iran (Islamic Republic Of)

تشکرها: 1 بار
3 تشکر دریافتی در 3 ارسال
فقها درباره ارتداد و شرایط آن دیدگاه های متفاوتی دارند. نظر هر یک و دلیل و فلسفه آن را می‌توان از خودشان پرسید؛ اما استاد علی صفایی حائری معتقد است ارتداد تنها آنجا تحقق پیدا می‌کند که فرد با اینکه می داند اسلام حق است، آن را کنار می‌نهد. او از معنای لغوی ارتداد و معنای لغوی کفر به این نتیجه می‌رسد. ارتداد از «ردّ» به معنای بازگشت است و کفر به معنای پوشاندن است. بنابراین معنای لغوی ارتداد این است: بازگشت به کفر. به عبارت روشن‌تر ارتداد یعنی پوشاندن آگاهانه حق. بر این اساس اگر کسی مثلا اگر جوانی دچار شبهه شد یا به جهت سرخوردگی از دین یا احساسات یا... از اسلام خارج شد، مرتد محسوب نمی‌شود. مرتد تنها کسی است که با اینکه بینات را دیده و پذیرفته است، آگاهانه و از روی اختیار و بدون هیچ شبهه ای، اعلام خروج از دین می‌کند.

ویرایش بوسیله کاربر 1394/10/06 04:34:11 ب.ظ  | دلیل ویرایش: مشخص نشده است

farzaneh Offline
#3 ارسال شده : 1394/10/07 10:04:04 ق.ظ
farzaneh

رتبه: Newbie

گروه ها: member
تاریخ عضویت: 1394/10/06
ارسالها: 1
Iran (Islamic Republic Of)
مکان: تهران

آیات مربوط به ارتداد در قرآن
آیات در خصوص ارتداد به سه دسته تقسیم می¬شوند:

1-دسته اول آیاتی هستند که واژه ارتداد در آن بکار رفته است.( آیه 217 سوره بقره، آیه 54 سوره مائده،)

2-دسته دوم آیاتی هستند که واژه ارتداد در آن بکار نرفته است. بلکه کفر بعد از ایمان آمده است؛( یعنی مفهوم برگشت دین در آن است) ارتداد هم در واقع کفر بعد از ایمان است.( آیات 90 آل عمران، 106 و86و 77آل عمران و ، آیه 137 سوره نساء.)

3-دسته سوم آیاتی هستند که در آن مشاّقه با رسول یا مشاّقه با خدا در آن ذکر شده است.( مشاقه یعنی لجاجت کردن با خدا و رسول) آیه 13 سوره انفال ، آیه 32 سوره محمد و آیه 4 سوره حشر)

نکته: یک دسته از آیات به منافقین پرداخته ولی علماء شیعه کمتر به منافقین پرداخته¬اند؛ که البته یک بحث حکومتی است.( منافقین در قرآن کرارا آمده است که اینها به خاطر این مجازات می¬شدند که داعیه حکومت داشتند؛ اگر منافقین، داعیه حکومت نداشتند، این مجازات خاص(قتل) متوجه آنها نمی¬شد.( کنار ارتداد بحث نفاق مطرح می¬شود)
ابوالعلا معری، دین نداشته و حرفهای کفرآمیز می¬زده، از جمله می¬گفته: آدمی که عقل نداره دین دارد و آدمی که دین داره عقل ندارد. این در حالی است که وی مجازات نشده است.


بررسی آیات دسته اول:


1-آیه 217 سوره بقره که می¬فرمایند: من یرتدد منکم عن دینه... چناچه آیات قبلش را نگاه کنیم مربوط به ماههای حرام است؛ می¬توانیم از این آیه استفاده کنیم که در زمان پیغمبر و نزول وحی عده¬ای از مسلمانان به سنت کفر می¬گرویدند و بالعکس؛ این در حالی است که در قرآن مجازاتی برای آنها تعیین نشده است.
ترجمه: هرکس از شما از آئینش برگردد و در حال کفر بمیرد، تمام اعمال او در دنیا و آخرت بر باد می¬رود و چنین کسانی اهل دوزخند.

2-یک آیه دیگر هست که خدا خطاب به مسلمین می¬کند که شما درگیر نشوید و دخالت نکنید؛ این آن مسئله را تایید می¬کند که باور انسانها چه قبل از اینکه وارد حوزه دین می¬شوند و چه بعد از اینکه وارد حوزه دین می¬شوند و انکار می¬کنند، مجازات اخروی دارد.

بر این اساس در قرآن چنین مجازاتی(قتل) برای ارتداد وجود ندارد، البته منکر مجازات اخروی نمی-شویم، و مجازات اخروی وجود دارد. بحث بر سر این مسئله است که مجازات دنیوی (قتل) در قرآن نیامده است.( بنابراین نه شان نزول آیات و نه استناد فقها در مسائل مربوط به ارتداد به این آیات نبوده است.)

[b]نکته:[/b] آیا آیاتی از قرآن که حکمی قطعی در آن باشد که مربوط به زمان خودش باشد و همچنین قابل اجرا در زمان خودش باشد ولی در زمان ما قابل اجرا نباشد، هست؟

در پاسخ به این سوال باید گفت که بله داریم، بدین صورت که آیات دوجور هستند:

1-یک وقت موضوعش الان نیست، به عنوان مثال: نساءالنبی، ای زنان پیغمبر اگر فحشا کنید مضاعف می¬شود؛ که الان موضوعیت ندارد.

2-یک وقت اینطور نیست که موضوعیت نداشته باشد، پس قابل اجرا نیست، (خطابات مشافهه) یعنی خطابهایی که مخاطبش افراد آن زمان بوده¬اند؛ مشهور اصولیین معتقدند که مخاطب تنها حاضرین بودند.

ممکن است کسی بگوید: این مسئله ارتداد که در آیات مربوط به ارتداد آمده و حکمی در آن آیات نیامده، مربوط به زمان پیامبر است و شامل زمان ما نمیشود. در پاسخ به این شبهه میتوان گفت: علما در هیچکدام از آیات بغیر از خطابات مشافهه که عمدتا جمله خبریه است، قائل به این نیستند که تنها مربوط به زمان پیغمبر است بلکه شامل تمام زمانها می¬شود.

[b]نکته:[/b] سیوطی در خصوص آیه 54 سوره مائده ( یا ایها الذین آمنوا من یرتد) معتقد است، این آیه را به عنوان خبر ارتداد ذکر کرده¬اند، یعنی اینطور معنا کرده که خداوند می¬خواسته بگوید: بعد ها مرتدینی پیدا می¬شوند و این خبر است؛ می¬دانیم که در تاریخ اسلام جنگ¬هایی داشته¬ایم به نام جنگهای ردّه؛ سیوطی معتقد است این خبر از آن ارتداد می¬دهد؛ طبیعی است زمانی که این آیه نازل شد، اهل بصره که مخالفت با حضرت علی(ع) می¬کنند؛ وجود نداشتند.

نکته: ما در قرآن کریم شاهد دو گونه تفسیر خواهیم بود؛ یک تفسیر همان روشن کردن معنا است؛ و یک گونه دیگر از آن تاویل است که بدین صورت که بیائیم واقعیه¬ای را که اتفاق افتاده و مشابه با واقعیه است که در زمان پیغمبر و شان نزول آیه یا عمل پیغمبر بر آن تطبیق کنیم. امام حق دارد که این تاویل را بکند.
بر این اساس اینکه برخی گفته¬اند: این آیه مربوط به بصریون است، این بر اساس تاویل است و تاویل را ما مجاز نیستیم انجام بدهیم بلکه این تنها از ناحیه معصوم می¬باشد. بنابراین تاویلهایی که معصومین(ع) انجام داده¬اند را ما قبول داریم.

شایان ذکر است که در مکتب شیعه، ما غیر از مکتب میانه، دو مکتب دیگر( افراطی) داریم که یکی از آنها مکتب اخباریون است، آنها بر این باورند که همه چیز را باید از خبر بدست آورد. مکتب دیگر باطنی مذهب ها هستند که پیرو امام صادق(ع) هستند و همه چیزشان را از امام صادق(ع) گرفته¬اند. این گروه تاویل را خیلی زیاد جلو بردند.

دسته دوم از آیات مربوط به ارتداد:

همانطور که پیشتر گفتیم، آیاتی که واژه ارتداد در آن بکار نرفته¬اند بلکه کفر بعد از ایمان آمده است. آیه 90 سوره آل عمران، 106، 77، 86، سوره آل عمران؛ این آیات که در این قسمت از سوره آل عمران است، بیشتر اشاره دارد به این دارد که عده¬ای ایمان می¬دهند ثمن قلیل می¬خرند یا ایمانشان را می¬دهند و مرتکب کفر می¬شوند که همه مربوط به یهود است و هیچگونه ارتباطی با مسلمانهایی که از دین برگشته باشند و کفر را انتخاب کرده باشند ندارد، پس از این آیات ما نمی¬توانیم استفاده ارتداد بکنیم. در حقیقت این آیات ناظر به وقایع خاص یهود است که در زمان پیغمبر اتفاق افتاده است و هیچکدام از فقها این آیات را مستند برای ارتداد قرار نداده¬اند. بخاری در این خصوص معتقد است که کل این آیات مربوط به یهود است و دعوایی که بین مسلمانها و یهودیها بود. سیوطی هم بر همین عقیده است و ایشان هم اشاره کرده¬اند به دعوایی که بین مسلمانها و یهودیها بوده که یهودی می¬گفت برویم پیش محمد(ص) و مسلمان می¬گفت نمی¬آیم و بعد این آیه نازل شد که اینها می¬خواهند بروند پیش طاغوت؛ باید توجه داشت که در مورد یهودی که نباید آیه¬ای نازل شود در مذمت. بنابراین این دسته از آیات مربوط به یهودیان است.
سوره نساء آیه 89، در لباب النقول آمده که این آیه راجع به جنگ احد است، یک عده¬ای بودند که علیه پیغمبر توطئه می¬کردند؛ کل آیات ماقبل و بعدش را بگیریم راجع به منافقین است( گروهی بودند که از یهودیان نبودند ولی با یهودیان ارتباط داشتند).

بنابراین، به طور کلی، میتوان گفت که نمی¬توان از این آیاتی که کفر در آنها است استفاده کنیم که کفر لزوما معنایش ارتداد است بلکه بیشتر راجع به این هست که منافقین و یهودیان می¬خواستند مسلمانها، مسلمان نباشند و بر گردند از اسلام.

دسته سوم از آیات مربوط به ارتداد:[/b]

آیه 13 سوره انفال، که راجع به جنگ بدر است و هیچ ارتباطی با ارتداد ندارد، کفر و ایمان مقابل هم ایستادند.
آیه 4 سوره حشر، و آیه 6همین سوره که این آیه مربوط به انفال است،(انفال از نظر فقهی، یعنی اموالی که بدون جنگ به دست می¬آیند) یک عده¬ای با پیامبر مشاقه کردند که اینهم ارتباطی با ارتداد ندارد.
[b]نتیجه بحث:

می¬توان گفت: همچنان که فقها استناد نکردند و نویسندگان آیات الاحکام هم متعرض نشدند، نمی¬توان از این آیات ( ظاهر آیات و شان نزول آیات) هیچگونه استفاده¬ای بکنیم که این آیات مربوط به ارتداد است.

به عبارت دیگر اگر هم مربوط به ارتداد باشد به نحوی به معنای کلی قصه، یعنی یک نفر مسلملان بوده بعد کافر شده بعد دوباره مسلمان بشه، ان الذین آمنوا ثم کفروا... در این آیات آنچه را که فقها گفته¬اند که عبارت است از قتل مرتد از این آیات، استفاده نمی¬شود.

مبنای حکم فقها به قتل مرتد

روایات به صراحت گفته¬اند: که شخص مرتد باید کشته شود، و این نص است؛ در ابتدای امر، به نظر می-رسد، یک نوع تناقضی بین آیات و روایات باشد؛ چه¬آنکه، اگر مجازات مرتد کشتن بود، حق این بود که در قرآن به اشاره میشد.
محل بحث: اینست که چه اتفاقی افتاده است که فقها و قبل از آن روایات ما مجازات مرتد را قتل در نظر گرفته¬اند؟

واژه ارتداد در طول زمان از یک معنایی به معنای دیگر منتقل شده است، یعنی واژه مرتد که در روایات می¬گفتند، چیزی به ذهن متبادر می¬شد، بعدها آمدند این را تعمیم دادند.

به نظر می¬رسد ارتداد به معنای برگشت از دین است و گفتیم که برگشت از دین در قرآن هم آمده است کفروا بعد ایمانهم ...در قرآن مجازات قتل برایش ذکر نشده است و در روایات ذکر شده است، آن ارتدادی که در لسان فقها و در ضمن روایات که برایش قتل در نظر گرفته شده و توبه¬اش هم پذیرفته نمیشود، چیزی در حد محارب بوده است. چه¬آنکه، ارتداد یک معنایی دیگری در ذهن داشته است؛ ما در جامعه اسلامی، کسانی را داشته¬ایم که یک نوع نزدیکی به محاربه دارد، یعنی از دو لحاظ به محارب نزدیک است، یکی در کشتن و دیگر اینکه ، توبه محارب پذیرفته نیست، توبه مرتد هم پذیرفته نیست.

در جامعه اسلامی عموما افراد ناباور به دین حتی کسانی که آمدند به عنوان مسلمان تلقی شدند، تعریفی که ما از مرتد می¬کنیم، شامل آنها هم میشود.( یعنی یا انکار رسالت را بکنند و یا یکی از ضروریات دین که منجر به انکار رسالت می¬شود)

شایان ذکر است که ما در زمان پیغمبر، مصادیقی داشته¬ایم که زندیق بوده¬اند؛ یعنی کسی که منکر دین اسلام می¬شده ولی در جامعه اسلامی زندگی می¬کرده؛ ابن ابی الحجج که با مسلمانان هم مراوده داشته حتی در زمان امام صادق(ع) به مکه هم می¬آمده، با وجود اینکه غیر مسلمان را در مکه راه نمی¬دهند، حتی در مکه به امام صادق(ع) گفته بود، چطور شما دور این سنگها میگردید؛ امام آن مسئله فلسفی را در جواب به وی م¬گوید، (دفع ضرر محتمل). بطور کلی افرادی بودند که با بزرگان شیعه رفت و آمد داشته ( سید رضی، سید مرتضی) حتی آنها را هم دوست داشتند، پس چطور نگفتند آنها را بکشید؟!!

بنابراین قدر مسلم و فی الجمله علم اجمالی داریم که عده¬ای زندیق ایمان نداشتند و نه تنها ایمان نداشتند بلکه عدم ایمانشان را هم ابراز می¬کردند، اینها در جامعه زندگی می¬کردند و قدرتی هم بوده که اینها را بگیرند و به عنوان مرتد بکشند، ولی این اتفاق نیفتاده است.

این در حالی است که در زمان پیغمبر هم منافقین بودند، منافقین قطعا ایمان نداشتند چه¬آنکه، خداوند شهادت می¬دهد که اینها دروغ می¬گویند؛ پس در زمان پیبغمبر هم این نوع مرتد وجود داشته است.

بر این اساس، می¬توان ادعا کرد که ارتداد موجب قتل، یک معنای دیگری داشته است. چه¬آنکه در گذشته تا حدود صد سال پیش محور نظامها و حکومت¬ها دین بود؛ معمولا بر اساس دین اجتماع تشکیل می-دادند، بنابراین، آنچه از ابراز مسائل مربوط به دین که منجر به این میشد که حکومت خلل ببیند، با آن مبارزه می¬کردند و افرادی که اینکار را می¬کردند، تحت تعقیب قرار می¬دادند؛ به همین جهت است که، قاعده نفی سبیل در همین محدوده معنا می¬شود، ( قاعده نفی سبیل در محور تصمیمات دینی است).

بنابراین ارتداد هم در این حوزه معنا می¬شود، یعنی آن ارتدادی که ما با آن مبارزه می¬کنیم و مرتد را می-کشیم به این خاطر است که در آن جامعه محوریت با دین بوده و مرتد هم کسی نبوده که صرفا انکار ضروری دین بکند، بلکه همراه با انکار دین علیه دین قیام هم می¬کرده و این با بغاه هم فرق می¬کند، چه-آنکه، بغاه شمشیر می¬کشیدند و توطئه می¬کردند و توطئه آنها منجر به تضعیف موقعیت مسلمانها می¬شد، طبیعی است که در هر جامعه¬ای کسانی که موجب تضعیف شوند، آنها را مجازاتشان را قتل در نظر می-گیرند.

بنابراین با این قرائن و شواهد، می¬توان ادعا کرد که ارتداد در آن زمان و روایات و در آرائ فقها که بطور صریح گفته¬اند: مجازات مرتد قتل است؛ امر عقلایی بوده و زمینه دینی هم داشته است اما اگر بخواهیم بگوییم که ارتداد صرفا کسی که منکر شود؛ بله مرتکب گناه شده اما اینکه این شخص را به محض اینکه دینش را عوض کرده حکم به قتل او کنیم؛ این ظاهرا دلیل آنچنان قوی¬ای برایش وجود ندارد.آیات هم می¬تواند به گونه¬ای نظر ما را در این خصوص تقویت کند.
نتیجه این خواهد شد که اولا فقها درست گفته¬اند و روایات هم درست گفته¬اند، اما آنچه باعث شد که ما راجع به این مسئله تردید کنیم، خود معنای ارتداد است، ارتداد همراه با تضعیف دین و بخصوص تضعیف جامعه دینی، آن را باید مانعش شد و مجازاتش شدید است و قتل خواهد بود. اما اگر ارتداد اینگونه نبود، نباید روایات ناظر به این نوع باشد، یعنی این نوع تخصصا خارج است.

فرزانه احمدی؛ برگرفته از تقریرات درس (استاد محترم محمد جعفری هرندی)





ویرایش بوسیله کاربر 1394/10/10 02:52:40 ب.ظ  | دلیل ویرایش: size

ali Offline
#4 ارسال شده : 1394/10/08 09:34:39 ب.ظ
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 441

تشکرها: 4 بار
13 تشکر دریافتی در 13 ارسال
در تفسیر نمونه جلد ۱۱صفحه ۴۲۷ این گونه آمده است:

گرچه حكم سياسى مرتد فطرى براى آنها كه از محتواى آن آگاه نيستند ممكن است يكنوع خشونت و تحميل عقيده و سلب آزادى انديشه تلقى گردد .

ولى اگر به اين واقعيت توجه كنيم كه اين احكام مربوط به كسى نيست كه اعتقادى در درون دارد و در مقام اظهار آن بر نيامده ، بلكه تنها كسى را شامل مى شود كه به اظهار يا تبليغ پردازد ، و در حقيقت قيام بر ضد رژيم موجود جامعه كند ، روشن مى شود كه اين خشونت بى دليل نيست ، و با مساله آزادى انديشه نيز منافات ندارد ، و همانگونه كه گفته ايم شبيه اين قانون در بسيارى از كشورهاى شرق و غرب با تفاوتهائى وجود دارد .

توجه به اين نكته نيز لازم است كه : پذيرش اسلام بايد طبق منطق باشد ، مخصوصا كسى كه از پدر يا مادر مسلمان تولد يافته و در يك محيط اسلامى پرورش ديده ، بسيار بعيد به نظر مى رسد كه محتواى اسلام را تشخيص نداده باشد ، بنابر اين عدول و بازگشت او به توطئه و خيانت شبيه تر است تا به اشتباه و عدم درك حقيقت و چنين كسى استحقاق چنان مجازاتى را دارد .

ضمنا احكام هرگز تابع يك فرد و دو فرد نيست بلكه مجموع را به طور كلى بايد در نظر گرفت .

ویرایش بوسیله کاربر 1394/10/09 01:56:35 ب.ظ  | دلیل ویرایش: size

ali Offline
#5 ارسال شده : 1394/10/09 01:54:32 ب.ظ
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 441

تشکرها: 4 بار
13 تشکر دریافتی در 13 ارسال
خلاصه نظر حجت الاسلام ايازي محقق قرآن راجع به ارتداد

هدف از طرح اين بحث پاسخ دادن به شبهه اى بود كه مى گفت: اگر در اسلام آزادى عقيده در انتخاب دين تجويز شده، پس چرا وانهادن عقيده را با اشد مجازات ممنوع كرده است.

بحث ارتداد بحثى حقوقى است كه آيا واقعاً اسلام براى وانهادن عقيده چنين مجازاتى تعيين كرده است. درست است كه قرآن نسبت به مرتدان عذاب اخروى و ذلت و خوارى پيش بينى كرده است، اما آيا عقوبت و مجازات دنيايى هم تعيين كرده است تا دليلى بر محدوديت آزادى عقيده باشد؟

طى دو بخش از اين فصل با توجه به بحث مفهومى و حكمى ارتداد با استناد به آيات و روايات و گفتار برخى از علماى شيعه و سنى نشان داديم:

اولاً: مفهوم ارتداد در فرهنگ قرآن صِرف تغيير عقيده نيست تا منافى با آزادى عقيده باشد. ارتداد در جايى است كه با علم به حقانيت و از روى جحد و انكار به بازگشت از دين روى آورد.

ثانياً: مواردى كه قرآن درباره ارتداد سخن مى گويد در جايى بوده كه همراه با زمينه چينى اعمالى چون: تخريب عقايد، توطئه بر عليه مسلمانان و همكارى با دشمن بوده است. وانگهى در آنجا كه فرد از روى شبهه به تغيير عقيده دست مى زند، يا منكر اصول و ضروريات دين مى شود بدون آنكه قصد سويى داشته باشد، چون شبهه او امر غير اختيارى است و جهل او قصور است نه تقصير، ملامت و عقوبتى بر او نيست.


زيرا كسى كه از روى غير اختيار نسبت به دين مسئله دار مى شود عنوان مجرمانه ندارد. عنوان مجرمانه در جايى است كه عمل از روى سوء نيت باشد و با علم و آگاهى به انكار حق بپردازد.

از سوى ديگر در آنجا كه كسى عقيده اسلامى را وا مى نهد، اگر به دليل عدم بصيرت در دين باشد و اين عدم بصيرت ناشى از تربيت ناصحيح پدر و مادر يا القاى شبهات ديگران باشد، يا از آغاز مسلمانى، اسلام او ظاهرى و قشرى و از روى عدم بصيرت بوده از مفهوم ارتداد شرعى خارج است.
ارتداد در مفهوم قرآنى در جايى است كه (مِن بعد ما تبين له الهدى.) «پس از آگاهى و آشنايى» باشد. آيات و بينات به روشنى براى او عرضه شده باشد.


لذا تغيير عقيده يك عنوان ذاتى براى ارتداد نيست تا بحث بعدى ـ حكم ارتداد ـ مترتب شود. اين فرد ممكن است ملامت شود كه چرا مقدمات شك خود را بر طرف نكرده است يا چرا به تحقيق و جستجو روى نياورده است، چرا در مرحله ترديد براى رفع شك اقدام نكرده، اما اينها تكاليف انسانى و فردى و ناظر به احكام اخروى است و نه تحديد حق اجتماعى و ترتب مجازات دنيايى.

معناى ارتداد در تعاليم اسلامى قرآن و حديث و در سيره پيامبر و كاربرد آن در فرهنگ اسلامى صرفاً نمى تواند تغيير عقيده باشد. و بنابر آنچه قرآن تصريح مى كند مرتدان كسانى نبوده اند كه بدون علم و آگاهى و از روى جهل و قصور عقيده خود را تغيير داده باشند.
انگيزه آنها امر انسانى نبوده است تا جرم تلقى نگردد. براى آنها حق روشن بوده است: (من بعد ما تبين لهم الهدى.)[122] ادله آشكار بر آنها عرضه شده و خود آنها تصديق به حقانيت كرده اند. (و شهدوا انّ الرسول حق و جاء هم البينات.)[123] و بنابر آنچه در حديث تصريح شده تغيير عقيده با آگاهى و از روى عناد بايد باشد: «انما يكفر اذا جحد.» انكار از روى علم بوده است.

بنابراين اگر كسى تغيير عقيده داد، اما پيش از آن براى او اسلام روشن نبوده و حقانيت اسلام را در نيافته يا تعليم و تربيت خانوادگى او به گونه اى نبوده كه زمينه عقيده و ايمان صحيح را براى او فراهم كند اين مورد از موارد ارتداد نخواهد بود.

همچنين اگر كسى به اشتباه افتاد و در اثر شبهه دچار توهم شد از موارد ارتداد نخواهد بود يا اگر صرفاً شبهه را عنوان كرد و اشكال خود را در باب عقايدى چون نبوت و توحيد بيان نمود، صدق ارتداد نمى كند. لذا اگر كسى در جو تبليغاتى مخالفان اسلام قرار گرفت يا فضاى فكرى و فرهنگى به گونه اى نبود كه بتواند حق را تشخيص دهد ـ با آنكه در خانواده مسلمان تولد يافته و در اسم مسلمان نام گرفته ـ چنين شخصى با تغيير عقيده مرتد نمى شود و احكام ارتداد ناظر به وى نيست.

فقيهان مسلمان در مطاوى كلماتشان تعبير به خروج از اسلام كرده اند. لذا كسى كه از آغاز با بصيرت مسلمان نشده يا صرفاً شبهه و اشكالى را كه در نظرش راسخ شده مطرح كرده است، خروج از اسلام نخواهد بود و طرح و القاى شبهه صدق خروج از دين نمى كند.

فقيهان در تحقق ارتداد عملى گفته اند: «اگر كسى عملاً دين را استهزا كرد و يا عقايد و احكام اسلامى را به مسخره گرفت و در عمل كارى كرد كه احساسات مسلمانان تحريك شود، مثلا، قرآن را در محل آلوده اى پاره پاره كند و قصدش از اين كار توهين باشد، يا به خدا و پيامبر توهين كند، دليل بر ارتداد است.»

باز روشن است كه مسئله صرف تغيير عقيده نيست تا در مقوله محدود كردن آزادى عقيده باشد. توهين، افترا، تحريك احساسات مردم اگر از روى قصد و عمد باشد در هر جايى ممنوع و جرم است. به همين دليل اين سنخ از اعمال با آنكه در كلمات فقها آمده اما در آيات قرآن و احاديث شريف مطرح نشده، چون از مقوله ارتداد خارج است. نبايد نقد علمى و منطقى را با اهانت و مسخره گرفتن يكى به حساب آورد و فضاى بحث و گفتگو را به حساب توهين به مقدسات گذاشت.



http://www.ayazi.net/pap...ran/shobahat/102-ertedad
kabir Offline
#6 ارسال شده : 1394/11/07 01:29:27 ب.ظ
kabir

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member
تاریخ عضویت: 1390/11/17
ارسالها: 209

5 تشکر دریافتی در 4 ارسال
به نام خدا

در هفته قبل نيز سئوالي از آيت الله گرامي در اين خصوص مطرح و پاسخ ايشان در كانال تلگرام شان،ارسال شده كه براي اطلاع مخاطبان محترم ارسال ميشود:

"سوال شد كه عمق مهر نبوي به مردم
و رحمانيت احكام الهي ، با آنچه در حكم ارتداد مذكور است چگونه سازگار است؟
امر به تحقيق در مبدا و معاد چگونه؟
اگر شخص در صدد تحقيق برامد و به نتيجه اي بر خلاف دين مبين رسيد ، مشمول حكم ارتداد است؟"

پاسخ :

1-صدور حكم اعدام براي مرتد ،در قران نيامده است.

2-آنچه كه از روايات نيز قابل استفاده است اينكه اين مجازات براي محارب و معاند دين يا كسي كه پس از برگشت از دين،عليه دين اسلام وعقايد آن تبليغ و تخريب مي كند،در نظر گرفته شده.نه براي كسي كه از روي تحقيق ،تغيير عقيده ميدهد و تبليغ عليه دين ندارد

3-خداوند در قران ،مشركين ويهوديان را شديد ترين افراد در عداوت به مسلمانان معرفي ميكند اما در سوره توبه به پيامبر دستور ميدهد كه اگر همين مشركين براي تحقيق از اسلام ،نزد تو آمدند به انها پناه بده و پذيرايي كن.

فايل صوتي ايشان نيز پيوست ميباشد:

ویرایش بوسیله کاربر 1394/11/07 10:15:25 ب.ظ  | دلیل ویرایش: edit

فایلهای الصاق شده :
4_173682339941981991.m4a (3,401kb) تعداد دانلود 7 بار.

شما نمی توانید ضمائم را ببینید/دریافت کنید. ثبت نام کنید.
ali Offline
#7 ارسال شده : 1397/11/17 08:48:41 ق.ظ
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 441

تشکرها: 4 بار
13 تشکر دریافتی در 13 ارسال
مرتد كيست؟ آيا ارتداد،تغيير عقديه فكري است؟

نتایج تحقیق حجت الاسلام باقري فر:

1. ارتداد؛ یک فرآیند فکری، یا یک اقدام سیاسی؟!

تأمل در آیات زیر نشان می‌دهد که مصادیق ارتداد در قرآن ـ یا حداقل مواردی از آن ـ پیش از آنکه محصول عملیات ذهنی و برآمده از یک فرآیند فکری باشد، حاصل فشارهای سیاسی از سوی عوامل سلطه است. به این آیات بنگرید:

بقره/109، 127، آل‌عمران/72، توبه/64-66، 74، 79-80، کهف/20،‌ نحل/106 و 110، عنکبوت/12، محمد/25-26، منافقون/1-3

اگر موضوع ارتداد در قرآن را، بیشتر یک حرکت سیاسی بدانیم ـ که طبیعت آن تنوع و دگرگونی در انگیزه‌ها و نوع ظهور و بروز است ـ چگونگی برخورد با آن نیز تابع شرایط سیاسی، و در حیطة مسئولیت صاحبان قدرت و حاکمان خواهد بود و نمی‌تواند یک حکم ثابت و تغییرناپذیر قلمداد شود.

همچنانکه تأمل در آیة 66 سورة توبه، انصراف پیامبر اکرم| از قتل عبدالله بن ابی‌صرح، به علت شفاعت عثمان، و روش برخورد حضرت علی× با خوارج ـ که از نظر فقه، کافر و مرتدند ـ و تعزیری بودن حکم مرتد، این برداشت را تأیید می‌کنند.

2. شرایط تحقق ارتداد

تأمل در عباراتی همچون {إِلاَّ مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالإِيمَانِ} (نحل/106) {مِّن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدَى} (محمد/25) {مِّن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ} (بقره/109) {وَشَهِدُواْ أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَجَاءهُمُ الْبَيِّنَاتُ}‌ (آل‌عمران/86) {وَكَيْفَ تَكْفُرُونَ وَأَنتُمْ تُتْلَى عَلَيْكُمْ آيَاتُ اللّهِ وَفِيكُمْ رَسُولُهُ} (آل‌عمران/101)، بیانگر این نکتة مهم است که ارتداد آنگاه عینیت می‌یابد که؛

اوّلاً انسان با اختیار خویش و در کمال آزادی و به دور از فشارهای سیاسی ـ اجتماعی، راه کفر و بازگشت از ایمان را برگزیند،

ثانیاً هیچ ابهامی در فهم حقانیت توحید و رسالت، و درستی دین و راه هدایت نداشته و به اصطلاح حجت بر او تمام شده باشد.

شاید با توجه به این نکته است که بعضی صاحبنظران گفته‌اند: «واژه‌های ایمان، کفر و ارتداد، در ارتباط با بعثت و دعوتی زنده، مفهومِ درخورِ خود را می‌یابند و گرنه به روز و روزگاری که دعوت بعثت، زیر لایه‌های بدعت و تحریف پوشیده‌ باشد، واژه‌های دیگر، چونان استضعاف فکری را باید به کار برد.» (معادیخواه، عبدالمجید، فرهنگ آفتاب، ج 1، ص 150)

3. ارتداد چیست؟

با عنایت به نکته‌های پیش‌گفته، همچنانکه از برخی عبارات فقها نیز می‌توان به دست آورد، «ارتدادی که خاستگاه اثر بیرونی است و پی‌آمدهایی را به همراه دارد»، صِرفِ تغییر عقیده نیست، بلکه در تعریف آن، برپا کردن عَلَم کفر و انکار خودخواهانة حقیقتِ واضح و روشن نیز دخالت دارد.

بنابراین تغییر عقیده در اثر مطالعه و تحقیق و در یک فرآیند ذهنی و فکری مشمول تعریف ارتداد قرآنی نمی‌شود. همچنانکه اگر کسی اساساً حقانیت اسلام برایش روشن نشده و اکنون عقیده‌ای مخالف گذشته ابراز می‌کند مرتد نیست. {مِّن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ} و از چنین کسانی بیشتر باید به عنوان مستضعفان فکری یاد شود نه مرتد.


دیدگاه برخی فقها و اندیشوران:

3/1. صهردشتی از شاگردان سیدمرتضی و شیخ طوسی در تعریف ارتداد بر دو نکته تأکید دارد، نخست اظهار کفر، و دوّم، جحد. (سلسله الینابیع، ج 9، ص 171) و ابوالصلاح حلبی (374-447 هـ) از معاصران شیخ طوسی در تعریف ارتداد می‌گوید: «الرِدّة إظهارُ شعارِ الكُفرِ بَعْدَ الايمان بِما يكونُ معه مُنكِرَ نبوّة النّبي| أَوْ بشي‌ءٍ مِنْ معلومِ دينهِ كالصَّلاةِ و الزّكاةِ و الزّنا و شُرْبِ الْخَمُرِ، فأمّا ما يُعلَمُ كونُه كافراً له بِاستدلالٍ من جبرِ أَوْ تَشْبيهٍ أَو إنكارِ امامةٍ اِلى غَيرِ ذلكَ فليسِ بردّةٍ وَ اِنْ كانَ كُفراً.» (الکافی فی الفقه،‌ص 311).
بر پایة این تعریف، با اموری از دین که با استدلال و منطق رد و اثبات می‌شود، نمی‌توان به ارتداد کسی حکم کرد. «جحد» هم که در سخن صهردشتی و در پاره‌ای از روایاتِ باب ارتداد آمده، به شهادت برخی لغت‌شناسان، انکار چیزی است که قلباً و واقعاً آن را پذیرفته است ولی از روی عناد یا انگیزه‌های دیگر تن به حقانیت آن نمی‌دهد و آن را انکار می‌کند.

3/2. آیت‌الله منتظری: «... مجرد اندیشه و اعتقاد، یا تغییر آن، و یا ابراز آن و یا اطلاع از اندیشه و تفکری دیگر، حق هر انسانی است؛ و با هیچ یک از عناوین کیفری نظیر: ارتداد، افساد، توهین، افترا و مانند آن مربوط نیست.»

3/3. در میان روایات باب ارتداد، دو روایت وجود دارد که در آن‌ها از تعبیر «جحد» استفاده شده است. هم‌چنین در روایت دیگری، فقط در صورت جحد، حکم به کفر گردیده است؛ یعنی هیچ فردی تا به مرحله شناخت حق نرسد و سپس حق را انکار نکند، کافر نیست.

ابوبصیر از امام صادق پرسید: «ما تقول فیمن شکّ فی الله؟»

حضرت فرمود: «کافر است.» ابوبصیر همین سؤال را درباره شاک در رسالت پیامبر اکرم مطرح کرد، و امام دوباره فرمود: «کافر است.» ولی سپس فرمود: «فقط اگر انکار کند، کافر می‌شود؛ انما یکفر اذا جحد.»

3/4. مرحوم حاج شیخ ابوالحسن شعرانی با استفاده از این حدیث می‌گوید:

پژوهشگری که به دنبال دلیل و برهان است، اگر با شک مواجه شود و در صدد یافتن دین حق باشد، شک موجب کفر و ارتدادش در دوره تحقیق نمی‌شود، البته به شرط آن‌که با زبان به انکار نپردازد.
»

4. مجازات حقوقی مرتد در دنیا

هیچ یک از آیات مربوط به ارتداد، دلالت روشنی بر مجازات حقوقی مرتدّ در دنیا ندارد، همچنانکه دستور قتل چهار نفر مرتد از سوی پیامبر اکرم| در جریان فتح مکه صرفاً به جهت ارتداد و تغییر مذهب آنان نبود چراکه هر یک از این چهار تن جرم‌های سنگینی همچون قتل، خیانت در نوشتن وحی، جاسوسی و کمک‌های مهم در موقعیت‌های بسیار خطیر و حساس به دشمنان بی‌رحم و خون‌آشامِ مسلمانان در پروندة خود داشتند که در تاریخ ثبت شده است.

آیت‌الله منتظری: «ارتداد وقتی موجب اعدام است که با جحود و عناد و جبهه‌گیری در برابر حق، ملازم باشد و مجرد شک و تردید، موجب اعدام نیست، بلکه عقوبتی در پی ندارد.»

5. آمرزش و بازگشت از ارتداد

یکی از پرسش‌های مهم دربارة ارتداد این است که آیا فرد مرتدّ می‌تواند با توبه به راه حق بازگردد و خطای خویش را جبران نماید یا خیر؟ پاسخ صریح قرآن در آیة 89 سورة آل‌عمران، و آیة 110 سورة نحل به این پرسشْ مثبت است. ویژگی مهم این آیات که بر قبول توبة مرتدّ تصریح دارد، این است که موضوع قبول توبه را کسانی قرار داده که با وجود اتمام حجت بر آنان باز هم به کفر گرائیده‌اند. بر این پایه، کسانی که از روی ناآگاهی و ناتوانی فکری از اسلام روی‌گردانند، به طریق اولی مشمول پذیرش توبه‌اند.

عبارت {فَيَمُتْ وَهُوَ كَافِرٌ} در آیة 217 سورة بقره به صورت تلویحی بر امکان توبة مرتد دلالت داشته و نشان می‌دهد که تباهی اعمال مرتد و گرفتاری وی به عذاب جاودان، در صورت باقی ماندن بر کفر تا زمان مرگ می‌باشد.

در کنار این آیات، آیه‌های دیگری وجود دارد که می‌گوید: «اگر ارتداد به صورت کفر پس از ایمان و همراه با فزونی کفر ورزیدن باشد، توبة مرتد پذیرفته نخواهد شد»، مثل آیه 90 از سورة آل‌عمران و آیة 137 از سورة نساء.

مرحوم علامه طباطبایی آیة اخیر را تعلیل آیة قبل و منطبق بر حال منافقان دانسته، می‌گوید: این منافقانند که هرگاه با مؤمنان ملاقات می‌کنند اعلام ایمان می‌نمایند و چون با کفار می‌نشینند، کفرورزی می‌کنند و این همان است که در آیة مورد بحث، «کفر بعد از ایمان و ایمان بعد از کفر» خوانده شده است.
از نظر ایشان ازدیاد در کفر نیز همین سجیّه نفاق و تغییر موضع دادن است که در منافقان وجود دارد.
از اینرو، منافق با حفظ روحیة متزلزل و عدم استقرار در عقاید خویش نمی‌تواند توبة حقیقی داشته باشد. اما اگر چنین توبه‌ای اتفاقاً از او صادر شود، قطعاً پذیرفته خواهد شد. شاهد این مدعا آیة 146 همین سوره است که در ادامة آیات آمده است و بر پذیرش توبه منافقان دلالت دارد.

رفتار حضرت علی× با اهل بغی شاهد دیگری برای اثبات این ادعاست.

علامه محمدتقی مجلسی می‌گوید: «حضرت علی× توبه خوارج را می‌پذیرفت با این‌که آنان از سرسخت‌ترین کفار و پلیدترینشان بودند و آن حضرت از سابقه آنان، که اصالتاً مسلمان و یا کافر بودند، سؤال نمی‌کرد و به ارتداد فطری یا ملی آنان توجهی نداشت.»

صاحب جواهر نیز در کتاب الجهاد، در عین حال که شورشگران بر امام معصوم را مرتد می‌داند و بسیاری از آنان را در زمان امیرالمؤمنین مرتد فطری می‌داند، می‌پذیرد که امام^ از کیفر آنان صرف نظر کرد و چه بسا شبهه را در حق آنان، عذر به حساب آورد.

شهید ثانی می‌گوید: «از نظر فقه، بغاة کافران مرتدند؛ ولی از آنان حتی‌الامکان درخواست بازگشت به اسلام می‌شود. اگر اشکال شود که ارتداد آنان فطری است و در فقه شیعه توبه مرتد فطری پذیرفته نیست. جواب می‌گوییم: امیرالمؤمنین توبه خوارج را، که در رأس بغاة بودند، پذیرفت و رفتار حضرت نشان می‌دهد که این نوع مرتدان، حکم خاصی دارند و ممکن است علت آن، علاوه بر نص، نفوذ شک و شبهه در اندیشه و قلب آنان باشد.

محقق کرکی نیز در این بحث به همین شکل وارد شده است.

جعفر سبحانی: «اگر ارتداد مرتد فطری، در اثر شبهه‌ای بوده است که برایش به وجود آمده و در راه اعتقادش، مانع ایجاد کرده است، توبه او پذیرفته می‌شود. به‌علاوه، درباره ارتداد دسته‌جمعی و گروهی نیز نمی‌توان کیفر ارتداد را جاری دانست؛ زیرا این‌گونه تغییر موضع‌ها معمولاً جنبه عادی و طبیعی در تغییر عقاید ندارد و غالباً برخاسته از جو فکری جامعه و فضای مسمومی است که بسیاری از مردم را تحت تأثیر قرار داده و به انحراف می‌کشاند. در چنین فضایی نمی‌توان بر حفظ دین و عقیده اطمینان یافت.»

بنابراین طبق قاعدة کلی در همة گناهان و در آیات مورد بحث، اگر مرتد از خطای خویش بازگردد، توبة او پذیرفته خواهد شد و {اجر عظیم} جایگزین {عذاب الیم} خواهد شد.

علی باقری‌فر

banihashem Offline
#8 ارسال شده : 1398/02/28 01:37:44 ب.ظ
banihashem

رتبه: Newbie

گروه ها: member
تاریخ عضویت: 1398/02/28
ارسالها: 2
Iran (Islamic Republic Of)
مکان: تهران

مرتد کیست؟
مرتد (Apostate) به کسی گفته می‌شود که قبلاً مسلمان بوده، ولی از دین اسلام برگشته است.

انواع مرتد
مرتد، خدا یا یکی از اصول دین (توحید، نبوت، معاد)، قرآن و یا یکی از ضروریات دین را انکار می‌کند و یا این که حلالی را حرام و یا حرامی را حلال می‌داند. به طور کلی انواع ارتداد (Apostasy) عبارت‌اند از:
انکار خداوند
انکار توحید
انکار نبوت
تکذیب پیامبر (ص)
انکار ضروری دین از روی اعتقاد
دشمنی یا تمسخر و انجام کار‌هایی که نشان‌دهنده اهانت به دین و رویگردانی از آن است مثل پاره کردن و انداختن قرآن در جای آلوده یا اهانت به کعبه و تعظیم در برابر بت

انواع مرتد
مرتد به دو دسته تقسیم می‌شود:
مرتد فطری: کسی که فطرتاً مسلمان است و از پدر و مادری مسلمان به دنیا آمده و خودش هم مسلمان بوده، ولی بعداً مرتد شده است.
مرتد ملی: کسی که پدر و مادرش مسلمان نبوده‌اند و بعد از رشد و بلوغ مسلمان شده و بعد از مدتی از اسلام برگشته است.

حکم مرتد در قانون مجازات اسلامی
در فقه شیعه حکم شرعی مرتد فطری اگر مرد باشد چه توبه کند و یا در ارتدادش باقی بماند قتل، ولی اگر زن باشد حبس ابد است. زن مرتد را در هنگام نماز شلاق می‌زنند و او از نظر معیشت در تنگنا قرار می‌دهند و اگر توبه کرد توبه‌اش قبول و از زندان آزاد می‌شود.
حکم شرعی مرتد ملی این است که تا ۳ روز به او مهلت می‌دهند تا توبه کند و به اسلام برگردد در غیر این صورت او را به قتل می‌رسانند. طبق نظر بعضی از علما از مرتد ملی خواسته می‌شود تا توبه کند و در صورت امتناع کشته خواهد شد. البته احوط آن است که سه مرتبه از او بخواهند و چنانچه توبه نکرد در مرتبه چهارم کشته می‌شود.
در فقه اهل سنت همه انواع مرتد ابتدا دعوت به توبه می‌شود؛ اگر توبه کرد آزاد می‌شود و در غیر این صورت کشته می‌شود.
ارتداد در سایر ادیان الهی هم جرم و گناه محسوب می‌شود و مجازات آن مرگ است.

احادیث درباره ارتداد
علت این که فرد مرتد را به قتل می‌رسانند حدیثی از پیامبر (ص) است که فرمود: «کسی که دینش را به دین دیگر تبدیل کند پس او را بکشید» (وسایل الشیعه جلد ۸ صفحه ۱۶۳ باب ۴۵ حدیث ۱)
همچنین از امام صادق (ع) روایت است که فرمود: «شخص مسلمان از اسلام ارتداد اختیار کرده و نبوت پیامبر اکرم (ص) را انکار نموده و بر هر کسی که این امر را بشنود خونش مباح بوده و بر امام مسلمین است که او را کشته و توبه‌اش را نپذیرد.» (کافی جلد ۶ صفحه ۱۷۴)

اثبات ارتداد
از نظر اسلام تحقیق کردن درباره ارتداد شخص دارای اصول خاصی است:
شخص اسلام آورده و سپس از اسلام برگشته باشد، ولی اگر کسی از همان ابتدای بلوغ اسلام نیاورده باشد مرتد محسوب نمی‌شود.
شخص مرتد باید ارتداد خودش را آشکار کند، بنابراین اگر کسی قلباً از دین اسلام برگشته باشد، ولی آن را به زبان نیاورد مرتد محسوب نمی‌شود.
شخص مرتد بداند که انکار او برابر با انکار خدا و یا رسول خدا (ص) است.
انکار هر حکمی برابر با ارتداد نیست و در حکومت اسلامی باید در دادگاه صالح این امر ثابت شود و کسی مجاز نیست که خودش مجری حکم ارتداد باشد.

به طور کلی ارتداد شرایط عمومی و اختصاصی دارد که به شرح زیر است:
شرایط عمومی ارتداد، عقل، بلوغ، قصد و اختیار است.
شرایط اختصاصی ارتداد هم عبارت‌اند از:
ارتداد به جهت تحقیق و ناشی از شیعه علمی نباشد.
شخص مرتد باید ارتداد خودش را علنی کرده باشد.
شخص مرتد باید نسبت به ضروری بودن مسئله‌ای که انکار می‌کند یقین داشته باشد.
ارتداد با کلام و الفاظ و انجام کار‌هایی که به وضوح نشان‌دهنده توهین باشد محقق می‌شود؛ بنابراین نخواندن نماز نشان‌دهنده ارتداد نیست.
کاربرانی که در حال مشاهده انجمن هستند
Guest
جهش به انجمن  
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن نمی باشید.

قدرت گرفته از YAF 1.9.6.1 | YAF © 2003-2019, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 0.661 ثانیه ایجاد شد.
logo-samandehi