logo
پر بازدید ترین عناوین تالار از ابتدا: مطالب زیبا با آیات (تعداد مشاهده:197702)    آیا زنان کفار که به اسارت مسلمانان در می آیند بر مسلمانان حلال میشوند و زناشویی با آنها اشکال ندارد (تعداد مشاهده:171550)    ایه 59 سوره احزاب(حجاب):زنان مسلمان،جلباب(روپوش) رابه بدن خود نزدیک کنند تا مورد اذیت قرار نگیرند (تعداد مشاهده:168561)    اوقات نماز های یومیه در قران (تعداد مشاهده:112601)      پر بازدید ترین عناوین سه ماه گذشته: ايا جهاد و هجوم ابتدايي در قران تجويز شده است يا فقط جهاد دفاعي بيان شده است؟    فتنه در قران چه مفهومی دارد؟ چرا فتنه شدیدتر از قتل عنوان شده است؟    تا زمانيكه دشمنتان بر عهد خود وفادار است، شما هم وفادار باشيد. شرایط مقابله به مثل با عهدشکنان    وظیفه خانواده و جامعه در تسهیل ازدواج :مردان و زنان بي همسر را همسر دهيد             

توجه

Icon
Error

ali Offline
#1 ارسال شده : 1405/02/20 10:32:15 ق.ظ
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, Administrators, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 2,330

تشکرها: 4 بار
29 تشکر دریافتی در 29 ارسال
آیا در منابع دینی – علی الخصوص قرآن به عنوان سند متقن و میراث ارزشمند – به ارزش شایستگی ها در تصدی مسئولیّت ها توجه شده است؟

توجه به شایستگی ها در قرآن – از چوپانی شخصیّت ها تا وزارت پیامبران – مورد عنایت بوده و به همین جهت خداوند متعال اجر کسی را که از صفات و اعمال بهتر و بیشتری برخوردار هست، ضایع ننموده و حق او را باطل نمی نماید. اگر این روش در کشورداری و تعاملات اجتماعی نیز نهادینه شده و رعایت گردد، اشخاص متناسب با لیاقت و شایستگی شان، نقش های مختلفی را بر عهده گرفته، هیچ صاحب حقی از حق خود محروم نمی گردد و جامعه نیز متحمّل خسارت نمی شود.

علامه طباطبائی در تفسیر شریفه مبارکۀ – «و یؤت کلّ ذی فضل فضله»(سورۀ هود، آیۀ 3)؛ و هر که را صفات پسندیده و اعمال شایستۀ او افزون تر است، پاداش زیادتری عطا کند – می فرمایند: «خدای تعالی به هر کس که صفات و اعمالی بهتر و بیشتر از دیگران دارد، آن سعادت و اجری را که مختص به آن زیادت است می دهد، بدون اینکه حق او را باطل و یا برتری و زیادتش را غصب کند، و یا آن را به دیگری که این برتری را ندارد بدهد»(همان، ج10، صص 211 – 212).

1 . تخصص و توانمندی علمی

تخصص و توانمندی علمی به عنوان معیار و شاخص مهمّی در اعطای مسئولیّت ها مورد توجه قرآن هست. چنان که کریمۀ شریفۀ «قال اجعلنی علی خزائن الارض انّی حفیظ علیم»(سورۀ یوسف، آیۀ 55) که از لسان حضرت یوسف علیه السلام بیان شده بدان اشاره نموده است. علامۀ طباطبائی ذیل این آیه می فرمایند: «بعد از آنکه شاه فرمان مکانت و امانت یوسف را بطور مطلق صادر کرد، یوسف از او درخواست نمود که او را به وزارت مالیه و خزانه داری منصوب کند، و امور مالی کشور و خزانه های زمین را که مراد از آن همان سرزمین مصر بوده باشد به وی محول نماید. و اگر این درخواست را کرد به این منطور بود که امور مالی کشور و ارزاق را به مباشرت خود اداره کند، و ارزاق را جمع آوری نموده برای سالها بعد که قهرا ً سالهای قحطی خواهد بود و مردم دچار گرانی و گرسنگی خواهند شد ذخیره نماید، و خودش با دست خویش آن ذخیره ها را در میان مردم تقسیم کند، و به هر یک آن مقداری که استحقاق دارد بدهد، و از حیف و میل جلوگیری نماید. و خود درخواست خویش را چنین تعلیل کرد که من حفیظ و علیم هستم، زیرا این دو صفت از صفاتیست که متصدی آن مقامی که وی درخواستش را کرده بود لازم دارد، و بدون آن دو نمی توان چنان مقامی را تصدی کند»(همان، ج 11، صص 273 – 274). قرآن لیاقت داشتن و شایستگی را حتی امری فراتر از وابسته بودن به بیوت نبوت و دستگاه سلطنت دانسته و دربارۀ فرماندهی طالوت، توانمندی علمی را یکی از خصایص برجستۀ وی و دلیلی بر شایستگی تصدی مسئولیّتش بیان نموده و در آیۀ مبارکۀ «قال انّ الله اصطفیه علیکم و زاده بسطه فی العلم و الجسم»(سوره بقره، آیۀ 247) بدان تصریح نموده است. چنان که تفسیر المیزان ضمن بیان اعتراض بنی اسرائیل و پاسخ قرآن مبنی بر رد هر دو اشکال آنان می فرماید: «اعتراض بنی اسرائیل به فرماندهی طالوت و مسئولیّت او از دو جهت بود که قرآن هر دو اشکال را رد می نماید. اشکال اول درباره تعلق نداشتن طالوت به بیت نبوت و سلطنت بود. … جهت دیگری که آن نیز به نظر ایشان منافات با سلطنت طالوت داشته همان است که در جملۀ : «و لم یؤت سعه من المال» آمده، چون طالوت مردی فقیر بوده و به نظر بنی اسرائیل سلطان باید مردی توانگر باشد، پیامبر آنان به این هم جواب داده به اینکه : «و زاده بسطه فی العلم و الجسم …» یعنی سلطنت پول نمی خواهد، بلکه نیروی فکری و جسمی می خواهد، که طالوت هر دو را بیش از شما دارد»(همان، ج2، صص 434 – 435). اکنون کشورداری مطلوب، با توجه به تنوع نیازهای زندگی و متناسب با آن گسترش گرایش های مختلف علمی، بر استفاده از تمامی متخصصان اهتمام می ورزد. بنابراین جامعه باید با اتّخاذ روش های مناسب و به جهت حلّ مسائل کشور، بستر حضور کلیّه صاحب نظران در رشته های متفاوت علمی و در بخش های مختلف حاکمیّتی را فراهم نماید.

- 2 . توانایی و قدرت بدنی

دومین ویژگی و خصیصه برای احراز شایستگی ها در واگذاری مسئولیّت ها که قرآن بدان توجه کرده، توانائی بدنی و جسمانی می باشد. چنان که در بیان ویژگی های طالوت – «قال انّ الله اصطفیه علیکم و زاده بسطه فی العلم و الجسم»(سوره بقره، آیۀ 247) – در کنار توانمندی علمی او به توانایی بدنی وی نیز پرداخته شده است. شکل گیری حکومت برای آن هست که حکمرانان زمینۀ توسعۀ جامعه و پیشرفت افراد را به گونه ای فراهم نمایند که هر کسی به کمال لایق خود نائل گردد و موانع رشد از پیش پای مردم برداشته شود که لازمه آن علم به مصالح و مفاسد و نیز قدرت بدنی در مسئولان می باشد. چنان که علامه طباطبائی ذیل شریفۀ مبارکه می فرمایند : «غرض از تشکیل ملک و حکومت این است که صاحب حکومت امور جامعه را طوری تدبیر کند که هر فردی از افراد جامعه به کمال لایق خود برسد، و کسی و چیزی مانع پیشرفتش نگردد، و برای چنین حکومت چیزی که لازم است داشتن دو سرمایه است، یکی علم به تمامی مصالح حیات جامعه و مفاسد آن، و دوم داشتن قدرت جسمی بر اجرای آنچه که صلاح جامعه می داند، و این دو در طالوت هست: «و زاده بسطه فی العلم و الجسم»»(همان، ص 435). نیز در شریفۀ: «قالت احدیهما یأبت استئجره إنّ خیر من استئجرت القویّ الأمین»(سورۀ قصص، آیۀ 26)، از زبان دختران شعیب نبی علیه السلام بر توانائی بدنی موسی علیه السلام برای واگذاری مسئولیّت به ایشان تاکید شده است. بر اساس استنادات ارزشمندی که مطرح گردید، محروم نمودن کشور از نقش آفرینی انسان های توانمندِ صاحب تجارب ارزنده و برخوردار از توانایی بدنی از یک سو و سپردن مسئولیّت ها به اشخاصی که قدرت بدنی آن ها تناسبی با وظیفه ای که بر عهده گرفته اند، نداشته و توانایی جسمانی شان از بین رفته از سوی دیگر، مخالفت با آموزه های قرآنی محسوب گردیده، موجبات وهن در حکمرانی را فراهم نموده، باعث تضییع حقوق ملّت و جفا به آن ها شده و زمینۀ مبتلا شدن به افراط و تفریط، خروج از جادّۀ اعتدال و صراط مستقیم خواهد بود.

-3 . امانت داری و پایبندی به اصول اخلاقی

امانت: «به معنای چیزی است که نزد غیر ودیعه بسپارند، تا او آن را برای سپارنده حفظ کند، و سپس به وی برگرداند»(همان، ج 16، ص 524). هر جای از قرآن سخنی از مسئولیّت به میان آمده، موضوع امانت داری هم مطرح شده که نشان دهنده اهمّیّت توجه به امانت داری در انجام وظایف هست. قرآن به مسئولیّت گروه های مختلفی همچون فرشتۀ وحی، انبیاء علیهم السلام و جنّ در داستان سلیمان و ملکۀ سبا اشاره نموده و در کنار آن بر امانت داری شان نیز تاکید کرده است

شايسته سالاري در حاكميت
با بررسی و تحلیل های صورت گرفته در تفسیر المیزان اثر گران سنگ علامه طباطبائی ملاک های؛ تخصص و توانمندی علمی، توانایی بدنی و جسمانی و امانت داری و رعایت اصول اخلاقی برای تصدّی مسئولیّت ها و ارائۀ الگوی حکمرانی قرآن مدارانه به دست می آید. باید توجه نمود که تعلیم و تربیت صرفا در دبستان و دانشگاه رقم نمی خورد بلکه عملکرد مسئولان نیز به صورت مستقیم و غیر مستقیم در آن دخیل می باشد. مسئولین شایسته می توانند جامعه را به رشد و شکوفائی برسانند و زمامداران نا لایق و بی کفایت نیز بدبختی و عقب ماندگی را بر مردم تحمیل می کنند. چنان که علامه طباطبائی نیز نسبت به اهمّیّت این مسئله واقف بوده و در همین زمینه می فرمایند: «وضع قوانینی که اصلاحگر حال بشر باشد مسئله ای است، و اجراء آن به روشی درست و صالح بار آمدن مردم با تربیت شایسته، امری دیگر، اسلام قانون صحیح و درستی در این باره وضع کرده بود، و لیکن در مدت سیر گذشته اش (یعنی چهارده قرن)، گرفتار مجریان غیر صالح بود، اولیائی صالح و مجاهد نبود تا قوانین اسلام را بطور صحیح اجرای کنند، نتیجه اش هم این شد که احکام اسلام تأثیر خود را از دست داد، و تربیت اسلامی (که در صدر اسلام، مردان و زنان نمونه و الگوئی بار آورد) متوقف شد، و بلکه به عقب برگشت. این تجربۀ قطعی، بهترین شاهد و روشنگر گفتار ما است، که قانون هر قدر هم صحیح باشد، مادام که در اثر تبلیغ عملی و تربیت صالح در نفس مستقر نگردد و مردم با آن تربیت خوی نگیرند اثر خود را نمی بخشد، و مسلمین غیر از زمان کوتاه رسول خدا (ص) و حکومت علی (ع) از حکومتها و اولیای خود که دعوی دار ولایت و سرپرستی امور آنان بودند، هیچ تربیت صالحی که علم و عمل در آن توأم باشد ندیدند این معاویه است که بعد از استقرار یافتن بر اریکۀ خلافت در منبر عراق، خطابه ای ایراد می کند که حاصلش این است که من با شما نمی جنگیدم که نماز بخوانید یا روزه بگیرید، خودتان می دانید، می خواهید بگیرید و می خواهید نگیرید، بلکه برای این با شما می جنگیدم که بر شما حکومت کنم و به این هدف رسیدم. و نیز سایر خلفای بنی امیه و بنی عباس و سایر زمامداران که دست کمی از معاویه نداشتند؛ و بطور قطع اگر نورانیت خود این دین نبود، و اگر نبود که این دین به نور خدائی روشن شده، که هرگز خاموش نمی شود، هر چند که کفار نخواهند، قرن ها قبل از این اسلام از بین رفته بود»[1]

[1] . ترجمه تفسیر المیزان، جلد 2، ص 416

دکتر علیرضا صفوی ،عنوان مقاله «بررسی جایگاه «شایستگی» جهت تصدّی مسئولیّت ها در تفسیر المیزان»
کاربرانی که در حال مشاهده انجمن هستند
Guest (2)
جهش به انجمن  
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن نمی باشید.

قدرت گرفته از YAF 1.9.6.1 | YAF © 2003-2026, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 0.153 ثانیه ایجاد شد.