آپارات اينستاگرام لينكداين
logo
پر بازدید ترین عناوین تالار از ابتدا: ایه 59 سوره احزاب(حجاب):زنان مسلمان،جلباب(روپوش) رابه بدن خود نزدیک کنند تا مورد اذیت قرار نگیرند (تعداد مشاهده:52668)    اوقات نماز های یومیه در قران (تعداد مشاهده:43291)    عسل شفا بخش همه مردم-ایه 69سوره نحل (تعداد مشاهده:33814)    آيات 11تا 13 حجرات:برادران ایمانی هم رامسخره نکنید.بدگمان نباشید.غیبت نکنید.تجسس نکنید (تعداد مشاهده:26754)      پر بازدید ترین عناوین سه ماه گذشته: تدبر و فهم سوره واقعه:سه نوع حيات اخروي و سه نوع حيات برزخي براي افراد مختلف    تدبر و فهم سوره مرسلات:واي بر مكذبين    آغاز ثبت نام دوره جديد آموزش مجازي روش فهم بهتر قران    تدبر و فهم سوره مطففين:كم گذاشتن از حقوق مردم،تمسخر مومنان و افسانه خواندن آيات:ناشي ازانكارمعاد       آخرین رویداد تالار: خلاصه سخنان آقایان فرهنگ،بهجت پور و حری در برنامه بررسی کتاب روش فهم ساده قران      

توجه

Icon
Error

ali Offline
#1 ارسال شده : 1393/03/06 02:52:26 ب.ظ
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 356

تشکرها: 4 بار
12 تشکر دریافتی در 12 ارسال
ترجمه و تفسير سوره عبس:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

عَبَسَ وَتَوَلَّى ﴿۱﴾

فولادوند: چهره در هم كشيد و روى گردانيد


أَن جَاءهُ الْأَعْمَى ﴿۲﴾

خرمشاهی: از اينكه آن نابينا به نزد او آمد


وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّهُ يَزَّكَّى ﴿۳﴾

فولادوند: و تو چه دانى شايد او به پاكى گرايد


أَوْ يَذَّكَّرُ فَتَنفَعَهُ الذِّكْرَى ﴿۴﴾

فولادوند: يا پند پذيرد و اندرز سودش دهد

أَمَّا مَنِ اسْتَغْنَى ﴿۵﴾

فولادوند: اما آن كس كه خود را بى ‏نياز مى ‏پندارد

فَأَنتَ لَهُ تَصَدَّى ﴿۶﴾

خرمشاهی: [چرا] تو به او مى ‏پردازى‏


وَمَا عَلَيْكَ أَلَّا يَزَّكَّى ﴿۷﴾

فولادوند: با آنكه اگر پاك نگردد بر تو [مسؤوليتى] نيست

وَأَمَّا مَن جَاءكَ يَسْعَى ﴿۸﴾

مکارم: اما كسي كه به سراغ تو مي‏آيد و كوشش مي‏كند،

وَهُوَ يَخْشَى ﴿۹﴾

فولادوند: در حالى كه [از خدا] مى ‏ترسيد


فَأَنتَ عَنْهُ تَلَهَّى ﴿۱۰﴾

فولادوند: تو از او به ديگران مى ‏پردازى

كَلَّا إِنَّهَا تَذْكِرَةٌ ﴿۱۱﴾

فولادوند: زنهار [چنين مكن] اين [آيات] پندى است

ویرایش بوسیله کاربر 1397/04/16 09:32:45 ق.ظ  | دلیل ویرایش: edit

به ناز Offline
#2 ارسال شده : 1397/03/10 09:53:30 ق.ظ
به ناز

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, students, Moderator
تاریخ عضویت: 1396/05/22
ارسالها: 218

تشکرها: 1 بار
نظر علامه طباطبايي در الميزان در تفسير آيات سوره عبس

"عبس و تولي يعني چهره در هم کشيد و روي بگردانيد .

ان جاءه الاعمي اين جمله علت عبوس شدن را بيان مي‏کند ، و لام تعليل در تقدير است و تقدير آن لان جاءه الاعمي است .

و ما يدريک لعله يزکي او يذکر فتنفعه الذکري 👈اين آيه حال از فاعل فعل عبس و تولي است ،
و کلمه تزکي به معناي در پي پاک شدن از راه عمل صالح است . که بعد از تذکر يعني پندپذيري و بيداري و پذيرفتن عقائد حقه دست مي‏دهد ، چون نفع ذکري همين است که آدمي را به تزکي دعوت مي‏کند ، يعني به ايمان و عمل صالح مي‏خواند .

و حاصل معنا اين است که آن شخص چهره در هم کشيد ، و از آن شخص نابينا که نزدش آمده بود روي بگردانيد ، با اينکه او خبر نداشت آيا مرد نابينا مردي صالح بود ، و با اعمال صالح ناشي از ايمان خود را پاکيزه کرده بود يا نه ، شايد کرده بود ، و يا آمده تا با تذکر و اتعاظش به مواعظ رسول خدا )صلي‏ الله‏ عليه‏ وآله‏ وسلّم( بهره‏مند شده ، در نتيجه به تطهير خود موفق گردد

مراد از من استغني کسي است که خود را توانگر نشان دهد ، و ثروت خود را به رخ مردم بکشد .
و لازمه اين عمل اين است که بخواهد از سايرين سر و گردني بلندتر باشد ، و رياست و عظمتي در چشم مردم داشته باشد ،و از پيروي حق عارش بيايد ، همچنان که در جاي ديگر فرمود : ان الانسان ليطغي ان راه استغني و کلمه تصدي به معناي متعرض شدن و روي آوردن به چيزي و اهتمام در امر آن است .

در اين آيه و شش آيه بعدش اشاره مفصلي است به اينکه 👈👈ملاک در آن عبوس شدن و پشت کردن چه بوده ، که به خاطر آن مستوجب عتاب شده ، حاصل آن اين است که : تو خيلي به وضع مستکبران و اعراض کنندگان از پيروي حق مي‏پردازي ، و زياد به وضع آنها اعتناء مي‏کني ، در حالي که اگر او نخواهد خود را پاک کند بر تو تکليفي نيست ، و بر عکس از وضع آن کس که خود را پاک کرده و از خدا مي‏ترسد بي‏ اعتنايي مي‏کني


فمن شاء ذکره - اين قسمت ، جمله‏ اي معترضه است ، و ضمير به قرآن و يا آنچه که قرآن تذکر مي‏دهد بر مي‏گردد ، و معنايش اين است که : هر کس خواست مي‏تواند بياد قرآن و يا معارفي که قرآن تذکر مي‏دهد بوده باشد ، و قرآن اين را تذکر مي‏دهد که مردم بدانچه فطرت به سوي آن هدايت مي‏کند منتقل شوند ، و آن ، عقائد و اعمال حقه‏اي است که در لوح فطرت محفوظ است .

و در اينکه تعبير فرمود به فمن شاء ذکره اشاره است به اينکه 👈👈در دعوت قرآن به تذکر ، هيچ اکراه و اجباري نيست ، و داعي اسلام که اين دعوت را مي‏کند براي اين نيست که نفعي عايد خودش شود ، تنها و تنها نفع آن عايد خود متذکر مي‏شود ، حال اختيار با خود او است

ویرایش بوسیله کاربر 1397/03/19 11:26:10 ق.ظ  | دلیل ویرایش: edit

به ناز Offline
#3 ارسال شده : 1397/03/10 04:07:37 ب.ظ
به ناز

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, students, Moderator
تاریخ عضویت: 1396/05/22
ارسالها: 218

تشکرها: 1 بار
آيا فاعل عبس و تولي پيامبر است يا شخص ديگر.اختلاف نظر مفسران در آيات ابتداي سوره عبس

دو نظر عمده پيرامون آيات ابتدايي سوره عبس:

نظر اول:فاعل عبس ،خود پيامبر است

"مشهور در میان مفسران عامه و خاصه این است که:
عده اى از سران قریش خدمت پیامبر (صلى الله علیه وآله) بودند، و پیامبر مشغول تبلیغ و دعوت آنها به سوى اسلام بود، و امید داشت این سخنان در دل آنها مؤثر شود در این میان «عبداللّه بن ام مکتوم» که مرد نابینا و ظاهراً فقیرى بود وارد مجلس شد، و از پیغمبر(صلى الله علیه وآله) تقاضا کرد آیاتى از قرآن را براى او بخواند ، و متوجه نبود که پیامبر(صلى الله علیه وآله) با چه کسانى مشغول صحبت است.
او آن قدر کلام پیغمبر(صلى الله علیه وآله) را قطع کرد که حضرت(صلى الله علیه وآله)ناراحت شد، و آثار ناخشنودى در چهره مبارکش نمایان گشت ، و لذا از «عبداللّه» روى برگرداند، و به سخنانش با آن گروه ادامه داد.

در این هنگام، آیات فوق نازل شد (و در این باره پیامبر (صلى الله علیه وآله) را مورد عتاب قرار داد) رسول خدا(صلى الله علیه وآله) بعد از این ماجرا «عبداللّه» را پیوسته گرامى مى داشت، و هنگامى که او را مى دید مى فرمود: «مرحبا به کسى که پروردگارم به خاطر او مرا مورد عتاب قرار داد»

نظریه دوم :فاعل عبس ،فردي غير از پيامبر است

این آیات، درباره مردى از «بنى امیه» نازل شده که نزد پیامبر نشسته بود، در همان حال «عبداللّه بن ام مکتوم» وارد شد، هنگامى که چشمش به «عبداللّه» افتاد قیافه در هم کشید. خداوند در آیات فوق عمل او را نقل کرده، و مورد ملامت و سرزنش قرار داده است، این شأن نزول در حدیثى از امام صادق(علیه السلام)نقل شده است.

ولى، به فرض که شأن نزول اول واقعیت داشته باشد، کارى که منافات با مقام عصمت داشته باشد در آن مشاهده نمى شود.
🔺 «اوّلاً» پیامبر(صلى الله علیه وآله) هدفى جز نفوذ در سران قریش، و گسترش دعوت اسلام از این طریق، و درهم شکستن مقاومت آنها، نداشت.

🔺«ثانیاً» چهره در هم کشیدن در برابر یک مرد نابینا مشکلى ایجاد نمى کند;هرچندکه او نیز رعایت آداب مجلس را نکرده بود; و در هنگام صحبت پیامبر صلی الله علیه واله نباید سخن اورا قطع کند

وبه.جهت اهمیت دادن خداوند به محبت وملاطفت با مومنان مستضعف، همین مقدار بى اعتنائى را در برابر این مرد مؤمن براى پیامبرش نمى پسندد، و او را مورد عتاب قرار مى دهد،

اینها همه از یک سو.
از سوى دیگر، اگر به این آیات، از زاویه حقانیت و عظمت پیامبر (صلى الله علیه وآله)نگاه کنیم، در سر حد یک معجزه است; چرا که رهبر بزرگ اسلام در کتاب آسمانى خود آن چنان مسئولیت براى خود ذکر مى کند که حتى کوچکترین ترک اولى، یعنى بى اعتنائى مختصرى نسبت به یک مرد نابیناى حق طلب، را مورد عتاب خداوند مى بیندو این دلیل زنده ای
بر اینست که این کتاب آسمانى از سوى خدا است و او پیامبر صادق است،



🔻در پایان، این سخن را بار دیگر تکرار مى کنیم: مشهور در میان مفسران گر چه شأن نزول اول است، ولى باید اعتراف کرد که: در خود آیه چیزى که صریحاً دلیل بر این معنى باشد که منظور پیامبر(صلى الله علیه وآله) است، وجود ندارد و شأن نزول دوم از جهاتى ترجیح دارد"


💢💢 نقل از تفسير نمونه

ویرایش بوسیله کاربر 1397/04/16 09:11:31 ق.ظ  | دلیل ویرایش: edit

ali Offline
#4 ارسال شده : 1397/03/19 11:21:49 ق.ظ
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 356

تشکرها: 4 بار
12 تشکر دریافتی در 12 ارسال

بررسي و تامل در ايات ابتداي سوره عبس و تولی

برگرفته از كانال آيت الله محمدباقر معرفت


الف) فن التفات: در آیه اول و دوم، ضمائر اول شخص غایب هستند. عبس و تولی. ان جاءه الاعمی. در آیات ۳ و ۴ ضمیر به کاف خطاب است. وما یدریک لعله یزکی. او یذکر فتنفعه الذکری. اما آیه پنجم از اسم موصول من استفاده شده است که در جایگاه غایب است. اما من استغنی. بعد از آن به ضمیر انت خطاب برمی گردد. فانت له تصدی. و ماعلیک الا یزکی. دوباره به من اسم موصول و ضمیر غایب اول شخص برمی گردد. واما من جاءک یسعی. و هو یخشی. در آخر در آیه دهم به ضمیر خطاب انت برمی گردد. فانت عنه تلهی.

👌توجه: فن التفات یعنی برگرداندن ضمیر در آیات متوالی که در یک موضوع هستند که اشاره به نکته دقیق دارند تا متفکرین و متدبرین در آیات با تفکر و تدبر به عمق معنا پی ببرند.

ب) معنای عبس یک معنای وجودی است. رو درهم کردن.
ج) معنای تولی یک معنای وجودی است. رُخ برگرداندن.
د) معنای تلهی یک معنای عدمی است. توجه نداشتن.

🔰نتیجه:
ضمائر آیه اول (عبس و تولی) و دهم (فانت عنه تلهی) نمی تواند به یک نفر برگردد. چون اجتماع وجود و عدم در یک نفر قابل قبول نیست. چگونه می توان تصور کرد که رسول الله ص هم رو درهم کند و رُخ برگرداند و هم توجه نداشته باشد.

farhang Offline
#5 ارسال شده : 1397/08/13 10:37:50 ق.ظ
سید کاظم فرهنگ

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/02/31
ارسالها: 537
Iran (Islamic Republic Of)

25 تشکر دریافتی در 18 ارسال
تدبر در ايات ابتداي سوره عبس و تولي، فاعل فعل عبس كيست؟پيامبر يا فرد مستغني ؟نقش فرد اعمي چيست؟

در مورد آیات ابتدایی سوره عبس و اینکه مرجع ضمیر آنها به چه شخصی بر می گردد، در میان مفسرین و قرآن پژوهان اختلاف نظرهایی وجود دارد. لذا برای این که بتوانیم تا حدود زیادی به معنای اصلی آیات پی ببریم لازم است که از روش فهم آیات استفاده کنیم یعنی از خود آیات و ارتباط میان آن ها در خود سوره کمک بگیریم. طبق این روش در ابتدا آیات را پاراگراف بندی میکنیم تا ببینیم کدام یک با هم در ارتباطند.

درابتدای سوره با دو دسته آیات (1-4) و (5-10) روبرو هستیم. آیا این دو با هم در ارتباطند؟ یا هرکدام از آنها فراز مستقلی را تشکیل می دهد؟ همین نکته میتواند به ما در فهم بهتر آیات کمک کند.
در آیات (1-4) فردی بدلیل آمدن نابینایی روبرگردانده و خداوند می فرماید تو چه می دانی شاید او تزکیه و متذکر شود ولی در آیات (5-10) که مشخصاً خطاب به پیامبراست و بحث هدایت و تذکر دادن مطرح است، خداوند پیامبر را از تصدی مسئولانه نسبت به تزکیه فردی که استغنا می ورزد باز می دارد و درعین حال به او متذکر میشود که نسبت به نابینایی که خشیت دارد وبه نزدش آمده بی توجه است.


بنابراین اگر این دو مجموعه آیات را مستقل فرض بگیریم با 2 مشکل و ایراد عمده مواجه خواهیم شد:

اولاً لحن آیات 8،9،10 که با جملات مضارع بیان شده رویه ای از جانب پیامبر در ذهن تداعی میکند که گویا وی نسبت به افراد مستغنی توجه زیادی دارد ولی به افرادی که خشیت دارند بی توجه است و به همین دلیل خداوند به او تذکر میدهد. بنابراین خطاب دراین مجموعه آیات همانطور که المیزان هم گفته شدیدتر و سنگین تر از خطاب عبس و تولی در مجموعه آیات اول خواهد بود.

دوماً اگر آیات ۱ الی ۴ را مستقل فرض بگیریم ماجرای فردی که از نابینایی رو برگردانده و خطاب آیه ۳ در اینجا بی سرانجام باقی می ماند.

پس ناچاریم که این دو مجموعه آیات را با هم در یک فراز در نظر بگیریم؛ در این صورت میبینیم که مجموعه آیات دوم، مجموعه آیات اول را توضیح می دهد.


حال یک بار دیگر آیات 1 تا 10 را با فرض بر این که در ادامه هم باشند، مرور میکنیم. مفهوم آیات 1 و 2 که مشخص است ولی در آیه 3 خطاب عوض میشود و همه اتفاق نظر دارند که خطاب به پیامبر است. اگر خطاب آیه 3 متفاوت ازشخص عبس باشد و خطاب به پیامبر، بنابراین طبیعی است که ضمیر"ه "در این آیه به فرد عبس برگردد، چون اوست که مشمول نکوهشی شده و کار نامناسبی کرده. در این جا از نابینا هیچ مشخصات و توضیحی نداریم که چرا او باید تزکیه شود مگر در یک حالت که خطاب، به فرد عبس باشد یعنی فاعل عبس در مقام تبلیغ باشد؛ فردی که صلاحیت تذکردادن و تبلیغ را داشته باشد؛ به عبارتی روبرگرداندن فرد مذکور در آیه 1 دلیلی باشد که خداوند او را نسبت به احتمال تزکیه و تذکرپذیری فرد نابینا مورد خطاب قرار دهد.

نکته دیگر این است که اگر ضمیر مفعولي ه درآیه 3 (لعله يزكي)را فاعل عبس در نظر بگیریم، مضمون آن با آیات 5،6،7 (که در آن خداوند پیامبر را از توجه به فرد مستغنی باز می دارد) همخوانی نخواهد داشت. بنابر آنچه گفته شد می توان نتیجه گرفت که فردی که استحقاق و احتمال تذکر را دارد آن فرد عبس نیست بلکه فرد نابیناست.

در آیات 5 به بعد که توضیح بیشتری از ماجرای عبس و تولی است خداوند به پیامبر تذکر می دهد که تمرکزش را در تبلیغ روی افرادی که خشیت دارند بگذارد و آنقدر وقت و انرژی خود را برای کسانی که استغنا می ورزند صرف نکند و اصراری به هدایت آنها نداشته باشد چرا که قرآن وسیله تذکر و یاد آوری است، هر کس که بخواهد از آن تذکر می گیرد ( ۱۱-۱۲) لذا دلیل بازداری پیامبر از هدایت فرد مستغنی در اینجا مشخص می شود.

پیرو ابلاغ سوره اعلی" سیذکر من یخشی" (10)که مرحله تذکر دادن به افراد مناسب در ابتدای بعثت است، خداوند به پیامبر یادآور می شود که در این مرحله به افرادی که خشیت دارند تذکر بده و بدین ترتیب ارتباط آن با آیه اول مشخص می شود که علت عبس و تولی پیامبر از آمدن نابینا به این دلیل بوده که وی مشغول تبلیغ و هدایت فردی به ظاهر متمول و مهمی بوده، در این بین نابینایی به نزد پیامبر می آید و اصرار دارد که با او صحبت کند ولی قاعدتاً پیامبر ترجیح می دهد که صحبت خود را ابتدا با آن فرد تمام کند و سپس به سراغ نابینا برود. البته در اینجا از برخورد دقیق پیامبر اطلاعی در دست نداریم ولی فعل او هم نمیتواند خیلی خطا یا گناه نابخشودنی به حساب بیاید. لذا بنظر نمیرسد که خطاب خداوند در اینجا خطاب سنگینی باشد چرا که آیات بعدی علت کار پیامبر را توضیح میدهد. بنابراین خطاب را می توان یکجور اولویت بخشی دانست.

در مجموع می توان نتیجه گرفت که 10 آیه اول سوره عبس تبصره ای است برای کار پیامبر که افرادی که خشیت دارند و هنوز مناسب تبلیغ هستند را در اولویت بگذارد؛ به عبارتی در تبلیغ اولویت بخشی داشته باشد.
لحن کلی آیات بعدی سوره هم نکوهش از افرادی است که نسبت به ربوبیت و هدایت الهی استغنا و کفر می ورزند .
سیدکاظم فرهنگ
کاربرانی که در حال مشاهده انجمن هستند
Guest (3)
جهش به انجمن  
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن نمی باشید.

قدرت گرفته از YAF 1.9.6.1 | YAF © 2003-2018, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 0.365 ثانیه ایجاد شد.
logo-samandehi