logo
پر بازدید ترین عناوین تالار از ابتدا: مطالب زیبا با آیات (تعداد مشاهده:110859)    ایه 59 سوره احزاب(حجاب):زنان مسلمان،جلباب(روپوش) رابه بدن خود نزدیک کنند تا مورد اذیت قرار نگیرند (تعداد مشاهده:90857)    آیا زنان کفار که به اسارت مسلمانان در می آیند بر مسلمانان حلال میشوند و زناشویی با آنها اشکال ندارد (تعداد مشاهده:81610)    اوقات نماز های یومیه در قران (تعداد مشاهده:70672)      پر بازدید ترین عناوین سه ماه گذشته: معنی واژگان گناه در قرآن و روایات: تفاوت معناي ذنب،اثم ، معصيت چيست؟    تدبر و فهم سوره جن: آيا جنيان به اخبار اسمان دسترسي دارند؟ چرا جنيان به قران ايمان اوردند؟    شهادت زنان در قران: آيا هميشه و در همه جا گواهي دو زن معادل يك مرد است؟    وعده های مختلف خداوند در قران:       آخرین رویداد تالار: تشکیل گروه تقرب در واتساپ: تلاوت روزانه یک صفحه از قران با ترجمه      

توجه

Icon
Error

kabir Offline
#1 ارسال شده : 1391/05/11 12:21:59 ق.ظ
kabir

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member
تاریخ عضویت: 1390/11/17
ارسالها: 216

5 تشکر دریافتی در 4 ارسال
در سوره نساء بسیاری از مسایل و وظایف خانوداگی مانند ازدواج ،طلاق ،ازدواج موقت ،مهریه ،ارث و ... بیان شده است.

در ابتدای سوره- ایه 3-به بحث مجاز بودن چند همسری برای مردان وشرط ان اشاره شده است و در ادامه هم بیان کرده که اگر نمی توانید این شرط را اجرا کنید

همان یک زن کافیست.اما ان شرط چیست؟ ایه را ببینیم:

وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِي الْيَتَامَى فَانكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاء مَثْنَى وَثُلاَثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ

ذَلِكَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ ﴿۳﴾

فولادوند: و اگر در اجراى عدالت ميان دختران يتيم بيمناكيد هر چه از زنان [ديگر] كه شما را پسند افتاد دو دو سه سه چهار چهار به زنى گيريد

پس اگر بيم داريد كه به عدالت رفتار نكنيد به يك [زن آزاد] يا به آنچه [از كنيزان] مالك شده ‏ايد [اكتفا كنيد] اين [خوددارى] نزديكتر است تا به ستم گراييد

[و بيهوده عيال‏وار گرديد]

مکارم: و اگر مي‏ترسيد از اينكه (به هنگام ازدواج با دختران يتيم،) عدالت را رعايت نكنيد، (از ازدواج با آنان، چشم پوشي كنيد و)

با زنان پاك (ديگر) ازدواج نماييد، دو يا سه يا چهار همسر، و اگر مي‏ترسيد عدالت را (درباره همسران متعدد) رعايت نكنيد

تنها يك همسر بگيريد،
و يا از زناني كه مالك آنهاييد هستيد استفاده كنيد. اين كار، بهتر از ظلم و ستم جلوگيري ميكند.


کلمات کلیدی:همسر ازدواج دختر زنان عدالت مرد

ویرایش بوسیله کاربر 1393/06/13 07:47:52 ب.ظ  | دلیل ویرایش: مشخص نشده است

kabir Offline
#2 ارسال شده : 1393/07/18 06:50:51 ب.ظ
kabir

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member
تاریخ عضویت: 1390/11/17
ارسالها: 216

5 تشکر دریافتی در 4 ارسال
در آیه 129 همین سوره نساء خداوند بر قراری عدالت کامل میان زنان را خارج از توان مردان دانسته و دو مصداق بی عدالتی را هم ذکر نموده است:

وَلَن تَسْتَطِيعُواْ أَن تَعْدِلُواْ بَيْنَ النِّسَاء وَلَوْ حَرَصْتُمْ فَلاَ تَمِيلُواْ كُلَّ الْمَيْلِ فَتَذَرُوهَا كَالْمُعَلَّقَةِ وَإِن تُصْلِحُواْ وَتَتَّقُواْ فَإِنَّ اللّهَ كَانَ غَفُورًا رَّحِيمًا ﴿۱۲۹﴾

فولادوند: و شما هرگز نمى توانيد ميان زنان عدالت كنيد هر چند [بر عدالت] حريص باشيد پس به يك طرف يكسره تمايل نورزيد تا آن [زن ديگر] را سرگشته [=بلا تكليف] رها كنيد و اگر سازش نماييد و پرهيزگارى كنيد يقينا خدا آمرزنده مهربان است

مکارم: و هرگز نميتوانيد (از نظر محبت قلبي) در ميان زنان، عدالت كنيد، هر چند كوشش نمائيد، ولي به كلي تمايل خود را متوجه يكطرف نسازيد كه ديگري را به صورت بلا تكليف در آوريد، و اگر راه اصلاح و پرهيزگاري پيش گيريد، خداوند آمرزنده و مهربان است.

نظر علامه طباطبایی در تفسیر المیزان این چنین است:

"اين جمله حكم عدالت در بين زنان كه خداى عزّوجلّ دراول سوره تشريع كرده و به مردان حكم كرده بود كه : (اگر مى ترسيد نتوانيد عدالت بر قرار كنيد به يك زن اكتفا كنيد) را بيان مى كند و نيز جمله : (و ان تحسنوا و تتقوا...) كه در آيه قبلى بود، به اين معنا اشاره دارد، چون آن جمله خالى از بوئى از تهديد نيست و اين تهديد باعث مى شود كه شنونده در تشخيص حقيقت عدل در بين زنان دچار حيرت شود و كلمه : (عدل ) به معناى حد وسط در بين افراط و تفريط است و تشخيص اين حد وسط از امور صعب و بسيار دشوار است و مخصوصا از اين جهت كه ارتباط با دلها دارد، چون رعايت دوستى عادلانه در بين زنان و اينكه يك مرد به اندازه مساوى زنان خود را دوست بدارد، امرى ناشدنى است ، چون بطور دائم از حيطه اختيار آدمى بيرون است .

لذا خداى تعالى بيان مى كند كه رعايت عدالت به معناى حقيقى آن در بين زنان و اينكه يك مرد حد وسط حقيقى دوستى را در بين زنان خود رعايت كند چيزى است كه هيچ انسانى قادر بر آن نيست ، هر قدر هم كه در تحقق دادن آن حرص بورزد، پس آنچه در اين باب بر مرد واجب است اين است كه يكسره از حد وسط به يكى از دو طرف افراط و تفريط منحرف نشود و تا آنجا كه برايش ‍ ممكن است رعايت عدالت را بكند و مخصوصا مراقب باشد كه به طرف تفريط يعنى كوتاهى در اداى حق همسر خود منحرف نگردد و زن خود را بلاتكليف و مانند زن بى شوهر نگذارد كه نه شوهر داشته باشد و از شوهرش بهره مند شود و نه نداشته باشد تا بتواند همسرى ديگر اختيار نموده ، و يا پى كار خود برود.

پس ، از عدالت در بين زنان آن مقدارى كه بر مردان واجب است اين است كه در عمل و سلوك بين آنان مساوات و برابرى را حفظ كند، اگر حق يكى را مى دهد حق ديگرى را نيز بدهد و دوستى و علاقمندى به يكى از آنان وادارش نكند كه حقوق ديگران را ضايع بگذارد، اين آن مقدار واجب از عدالت است و اما مستحب از عدالت اين است كه به همه آنان احسان و نيكى كند و از معاشرت با هيچ يك از آنان اظهار كراهت و بى ميلى نكند و به هيچ يك بد اخلاقى روا ندارد، همچنانكه سيره و رفتار رسول خدا (صلى اللّه عليه وآله و سلم ) با همسرانش اينطور بود."

ویرایش بوسیله کاربر 1393/07/18 06:58:15 ب.ظ  | دلیل ویرایش: مشخص نشده است

kabir Offline
#3 ارسال شده : 1395/10/09 03:27:39 ب.ظ
kabir

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member
تاریخ عضویت: 1390/11/17
ارسالها: 216

5 تشکر دریافتی در 4 ارسال
به نام خدا

در تفسیر فرقان در شرح ایه 3 سوره نسا چنین گفته است:

اين" مثنى و ثلاث و رباع" مربوط به جمع مردان است، نه يك فرد، بنابراين جمع اينها در بُعد مضاعف هرگز مراد نيست، كه اگر اين مثنى و ثلاث و رباع را جمع بگيريم هيجده عدد مى شود، و اگر ضرب بگيريم بيست ونه عدد است، كه اولًا اينها مربوط به يك فرد نيست، تا چنين جمع و ضربى پيش آيد، بلكه مراد اين است كه شما دوتا و ديگران دوتا يا شما سه تا و ديگران هم سه تا و ... زيرا مثنى مبناى دوتا دوتا و ثلاث مبناى سه تا سه تا و رباع مبناى چهارتا چهارتاست،

و اصولًا تعدد ازدواج بشرط عدالت در كل جهات ضرورتى است پرهيز ناپذير، زيرا اولًا زنان نوعاً بيشتر از مردان هستند،
ثانياً امكان باردارى زنان تا حدود پنجاه سال است، ولى نسبت به مردان تقريباً دو برابر آنان مى باشد، ثالثاً تعدد ازدواج نخستين ميدان اصلى ورزش عدالت است، كه عادلان در اين زمينه،- چه مرد و چه زن- بهترين عادلها در كل جهات مى باشند،
رابعاً اينكه طبع زنان بوضع عاديشان- اگر با شوهرهاشان تناسب زناشويى داشته باشند- انحصار به همان يك شوهراست، ولى طبع مردان چنان نيست، كه اگر هر قدر زن يگانه شان زيبا و رعنا و شايستگى زناشويى را داشته باشد، باز بعضى مردان را اشباع نمى كند، پس دو بُعد تكوين و تشريع با هم جواز تعدد ازدواج را تعيين و تبيين مى كند.

مختصر آنكه تعدد ازدواج در صورتى تجويز مى شود كه سه بعُد امكان جنسى، مالى و عدالت در ميان زنان و ديگران و خود انسان محقق گردد.

و در كل اگر ازدواج بايك زن يا بيشتر موجب ترك عدالتى گردد، اين ازدواج حرام است، و حتى اگر شما در ابتدا با عدالت ازدواج يا ازدواجهايى كرديد، لكن در اثر اين ازدواج يا ازدواجها بترسيد كه حدود الهى ترك شود به هر وسيله اى ممكن بايد اين ترس بر طرف گردد، گرچه با طلاق باشد، زيرا اصل ازدواج براساس اقامه حدود الهى است (2: 229- 228)


ali Offline
#4 ارسال شده : 1398/02/25 02:34:08 ب.ظ
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 803

تشکرها: 4 بار
14 تشکر دریافتی در 14 ارسال

در زمان امام صادق ع یک عالم یهودی که ظاهرا زندیق بود ، بسیار در قرآن تدبر میکرد!!! تا بلکه تناقضی در آن پیدا کند! او به شاگرد امام صادق ع گفت: خدا در یکجای قرآن(آیۀ3سورۀنساء) گفته : اگر می ترسید عدالت بورزید ، به یک زن اکتفا کنید. و در جایی دیگر از قرآن (آیۀ129سورۀنساء)گفته : هرگز نمیتوانید بین زنان عدالت بورزید.
یا این دو آیه تناقض دارند ، یا اینکه شما مسلمانان ، طبق قرآنتان نباید بیش از یک زن بگیرید.

امام صادق ع جوابش را بسیار زیبا و منطقی از قرآن دادند.

خلاصه ی جواب اینستکه : منظور از عدالت در آیۀ 3 سوره نساء ، عدالت در نفقه است ، چرا که در ادامۀ آیه 3 نساء ، خدا حرف از مسائل اقتصادی زن می زند.
اما منظور از عدالت در آیۀ 129 سورۀ نساء ، عدالت در محبت و مودت قلبی است
که خدا میگوید هرگز نمیتوانید عدالت در محبت و مودت قلبی را بین زنانتان رعایت کنید. یعنی هرگز نمیتوانید همسران خود را یکسان دوست داشته باشید. [همانطور که یک مرد بعضاً نمیتواند همۀ فرزندانش را یکسان دوست داشته باشد].

مرد باید بین همسرانش به عدالت رفتار کند. عدالت دو گونه است:
۱- عدالت واجبه: شامل دو مورد است: قَسْم ( تقسیم شب ها) و نفقه
۲- عدالت مستحب: که رعایت عدالت در سایر موارد می باشد.
اما...
عدالت در قَسْم به چه معناست؟
عدالت در نفقه به چه معناست؟

قسم یعنی تقسیم شب ها

اگر مرد ۴ زن داشته باشد واجب است از ۴شب یک شب را نزد هر کدام از همسرانش بماند.

عدالت در نفقه یعنی به هر کدام از همسرانش به حسب حال او و در حد شأنش نفقه بدهد و لزوما به معنای تساوی نیست.

با توجه به اینکه عدالت واجبه فقط در قسم و نفقه می باشد، رعایت عدالت آنچنان که بعضی ها گمان می کنند سخت نیست اما شایسته است مرد علاوه بر عدالت واجبه، در حد امکان عدالت مستحبه را هم رعایت کند، یعنی در سایر موارد از جمله مجامعت و مسافرت و... هم بین همسرانش به عدالت رفتار کند.



ارسالي توسط اقاي افشاري در گروه قران پويان

ویرایش بوسیله کاربر 1398/03/25 10:40:21 ق.ظ  | دلیل ویرایش: edit

ali Offline
#5 ارسال شده : 1398/02/25 02:40:18 ب.ظ
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 803

تشکرها: 4 بار
14 تشکر دریافتی در 14 ارسال
ايا قران،تعدد زوجات را پذيرفته است؟ آيا مرد متاهل ميتواند ،با سه زن ديگر ازدواج كند؟


سلام

توضیح آیه ۳ سوره نساء جهت مردانی که این آیه را بهانه ای برای تنوع طلبی و ازدیاد نسل قرار داده اند :


وَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتَامَىٰ فَانكِحُوا مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاءِ مَثْنَىٰ وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَٰلِكَ أَدْنَىٰ أَلَّا تَعُولُوا
النساء(۳)

اکثر مردم دراین آیه فقط به اعداد دو و سه و چهار توجه میکنند و به ابتدا و انتهای آیه توجهی ندارند
سوای شرط رعایت مساوات، این آیه در مورد زنانی که به گونه ای یتیم شده اند آمده است، به این معنا نیست که اگر همزمان کسی همسر دارد و از زن دیگری خوشش بیاید، با او بعنوان دومین زن ازدواج کند و به همین ترتیب هر زن دیگری را که دید و از او خوشش آمد برای اجرای ازدواج با سومین و چهارمین همسر اقدام کند

نکته بسیار مهم این است که این سوره درباره یتیم و مطرح کردن مشکلات یتیمان آغاز میشود، منظور آیه این است اگرشما (مردان ) در این موضوع که از مال خودتان به یتیم بدهید بدون اینکه ازدواجی با آنها داشته باشید، شک و شبهه ای دارید، در حد وسعتان دو یا سه تا چهار زن یتیم اختیار کنید

در این آیه "یتیم" اشاره به خانم هایی دارد که شوهرانشان در جنگ فوت شده بودند، بخصوص در اوایل تاریخ اسلام که تلفات جنگ ها زیاد بود، خود آن خانم ها و فرزندانشان که سرپرستشان را از دست داده بودند، یتیم محسوب میشدند

به همین دلیل پیامبر (ص) خطاب به مردان فرمودند که قسمتی از دارایی خود را به این خانم ها و فرزندان ایشان اختصاص بدهند و با رعایت عدالت، دارایی خود را بین این زنان تقسیم کنند تا این گروه از یتیمان هم، از نعمت دنیا برخوردار بشوند و اگر این گروه از مردان فکر میکنند که نمیتوانند علاقه ای به این خانم و فرزندانش داشته باشند، با ایشان ازدواج کنند

البته این خطاب به همه مردان جامعه نبود بلکه مخطاب آن گروهی از مردان بود که از وضعیت مالی مناسبی برخوردار بودند و قدرت قبول سرپرستی را داشتند.

و این دستور برای زمانی بود که جنگ وجود داشت.

این آیه برای مردم عرب آن زمان که ارزش زن در فرهنگشان کمتر از ارزش شتر بود، حاضر نبودند فرزند دختر خود را زنده نگاه دارند و او را زنده به گور میکردند و بطور کلی برای زن جایگاهی را قبول نداشتند، بسیار سنگین بود

چرا که به مردمی با چنین فرهنگی گفته شد دختر هم جزء فرزندان محسوب میشود و حتی این زن بی سرپرست هم حرمت همسر شما را دارد و فرزندان دخترش نیز در حکم فرزندان شما هستند و باید از مال خود به ایشان بدهید

با آمدن این دستور عده ای از مردان قبول کردند بدون ازدواج با این زنان از مال خود به ایشان کمک کنند ، اما عده ای از مردان بشرطی حاضر بودند از مال خود ببخشند که با آن زنان ازدواج کنند.


در آن زمان زنان یتیم اکثرا خود دارای فرزند بودند و این ازدواجشان در حکم ازدواج دوم و سوم ایشان بود و شرایطشان کاملا خاص بود

شرایط آن زمان اسلام را در هنگامیکه این حکم آمد، باید کاملا در نظر گرفت، مجموعه اسلامی هنوز شکل یک جامعه را پیدا نکرده بود و در همان ابتدایی بود که مهاجرین از مکه به مدینه هجرت کرده بودند، در زمانیکه مشغول به سکنی گزیدن در قسمتی از شهر بودند، همزمان کفار مکه برای جنگ با ایشان عازم مدینه شده بودند

یعنی مهاجرین در زمان آوارگی خود دچار جنگ هم شدند و عده ای از مردان کشته شده و جمعی از زنان و بچه های ایشان بی سرپرست ماندند، اینجا بود که خداوند این حکم را فرستاد تا مردان مومن ثروتمند این وظیفه را قبول کنند و درادامه آیه هم گفته میشود که اگر میتوانید به یک همسر اکتفا کنید و فقط از مالتان به سایر این زنان ببخشید

بنابراین در یک مقطع پیامبر (ص) اجازه به ازدواج بیش از یکبار تا چهار بار را بر عهده ی عده ای قرار داد، در حالیکه امروزه بطور کامل بدون رعایت شرایط، این آیه اجرا میشود


ارساليتوسط اقاي ملكي در گروه قران پويان

ویرایش بوسیله کاربر 1398/03/25 10:33:34 ق.ظ  | دلیل ویرایش: edit

ali Offline
#6 ارسال شده : 1398/05/03 10:45:27 ب.ظ
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 803

تشکرها: 4 بار
14 تشکر دریافتی در 14 ارسال
نظر قران در خصوص تعدد زوجات: ایا مردان میتوانند تا 4 زن اختیار کنند؟


تفسیر المیزان در ذیل آیه 3 سوره نساء این چنین گفته است:

"معناي مجموع دو آيه چنين مي‏شود : در باره ايتام تقوا پيشه کنيد ، و خبيث را با طيب عوض ننمائيد و اموال آنان را مخلوط با اموال خود مخوريد ، حتي اگر ترسيديد که در مورد دختران يتيم نتوانيد رعايت عدالت بکنيد و ترسيديد که به اموالشان تجاوز کنيد و از ازدواج با آنها به همين جهت دل چرکين بوديد ، مي‏توانيد آنان را به حال خود واگذار نموده و با زناني ديگر ازدواج کنيد با يک نفر ، دو نفر ، سه نفر و چهار نفر .

بنا بر اين جمله شرطيه که : اگر ترسيديد که در مورد يتيمان عدالت را رعايت نکنيد پس زنان ديگري را به ازدواج خود در آوريد ... به منزله اين است که فرموده باشد : اگر از ازدواج با دختران بي پدر کراهت داريد ، چون مي‏ترسيد در باره آنان نتوانيد عدالت را رعايت کنيد ، با آنها ازدواج نکنيد و زناني و دختران ديگري را به عقد خود در آوريد .


و ان خفتم الا تعدلوا فواحدة يعني اگر مي‏ترسيد نتوانيد بين چند همسر به عدالت رفتار کنيد تنها يک زن بگيريد و نه بيشتر ، در اين جمله حکم مساله را معلق به خوف کرد نه علم ، فرمود : اگر مي‏ترسيد بين چند همسر ... و نفرمود : اگر مي‏دانيد که نمي‏توانيد عدالت بر قرار کنيد ... و علتش اين است که در اين امور - که وسوسه‏هاي شيطاني و هواهاي نفساني اثر روشني در آن دارد - غالبا علم براي کسي حاصل نمي‏شود و قهرا اگر خداي تعالي قيد علم را آورده بود مصلحت حکم ، فوت مي‏شد .

او ما ملکت ايمانکم منظور از اين تعبير کنيزان زر خريد هستند ، آيه مي‏فرمايد : آن کس که مي‏ترسد بين همسران خود به عدالت رفتار ننمايد با يک زن ازدواج کند و اگر خواست که بيش از يک زن داشته باشد بايد کنيز بگيرد ، چرا که خداوند تعالي تقسيم ) عدالت ( را بر مردان در رابطه با کنيزان واجب نفرموده است .
و از اينجا واضح مي‏شود که منظور از اين سفارش اين نيست که بخواهد ظلم به کنيزان را تجويز کند ) و بفرمايد : رعايت عدالت در ميان همسران آزاده لازم است ، اما در بين کنيزان لازم نيست ، و جايز است بين آنان به ظلم رفتار کنيد ( ، چون در جاي ديگر فرموده که : خداوند ظالمان را دوست نمي‏دارد و نيز فرموده : ليس بظلام للعبيد - خدا نسبت به بندگانش ظلم روا نمي‏دارد بلکه منظور همين است که چون تقسيم همخوابگي در ميان کنيزان تشريع نشده ، رعايت عدالت در بينشان آسان‏تر است

اسلام قانون ازدواج با يک زن را تشريع و با بيشتر از يک همسر ، يعني تا چهار همسر را در صورت تمکن از رعايت عدالت در بين آنها ، تنفيذ نموده ، و تمام محذورهائي را که متوجه اين تنفيذ مي‏شود به بياني که خواهد آمد اصلاح کرده و فرموده : و لهن مثل الذي عليهن بالمعروف .


ترجمة الميزان ج : 4 - ص : 291



ali Offline
#7 ارسال شده : 1398/12/18 06:55:21 ب.ظ
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 803

تشکرها: 4 بار
14 تشکر دریافتی در 14 ارسال
تعدد زوجات در قران: ایا قران به چهار همسری تشویق کرده است؟ ایا قران،تعداد زنان را به 4 تا محدود کرده است؟

نظر آیت الله سید کمال حیدری در خصوص آیه 3 سوره نسا

1-این ایه در ادامه ایه 2 که راجع به اموال یتیمان بود، می باشد. لذا ان خفتم الا تفسطوا فی الیتمی ،به معنای خوف از عدم رعایت قسط در ازدواج با یتیمان (که معمولا اینگونه گفته اند) نیست،بلکه مراد، ترس از عدم رعایت قسط در همه شئون یتیمان توسط سرپرستان انهاست یعنی اگر میترسید یتیمان را سرپرستی کنید و بواسطه عدم محرمیت و خانواده نبودن، قسط را در مورد انها رعایت نکنید پس با مادرانشان ازدواج کنید.

2-یتامی در ان خفتم الا تقسطوا فی الیتامی نیز شامل هم پسران و هم دختران یتیم است حال انکه مفسران انرا به دختران یتیم منحصر کرده اند.

3-مثنی ثلاث و رباع،به معنای دو،سه و چهار نیست بلکه دو تا دوتا،سه تا سه تا، و چهار تا چهار تا ست. و این به معنای محدودیت در 4 نیست. یعنی برای سرپرستی یتیمان اگر میتوانید با2تا،سه تا ،4 تا یا بیشتر از مادرانشان ازدواج کنید.


لذا معنای ایه اینگونه خواهد شد:

اگر می ترسید که قسط را در همه شئون یتیمان(دختران و پسران) رعایت نکنید، پس از انچه برای شما پاک است از زنان بیوه(مادران یتیمان) دو تا،سه تا،چهار تا و بیشتر ازدواج کنید پس اگر میترسید که عدالت را رعایت نکید پس به یک زن یا کنیز اکتفا کنید . این نزدیکتر است که فقیر نشوید.



ali Offline
#8 ارسال شده : 1399/06/31 07:53:16 ق.ظ
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 803

تشکرها: 4 بار
14 تشکر دریافتی در 14 ارسال
موضوع تعدد زوجات از منظر ايت الله صانعي: ايا تعدد زوجات مستحب است؟ ايا جواز ان مطلق است يا مشروع؟

پیام زن: در مورد تعدد زوجات نیزحضرت عالی نظراتی دارید که آن هم برای بعضیها گویا تعجب آمیز بوده است. چنانچه در این مورد هم اشاراتی بفرمایید، استفاده خواهیم کرد.

حضرت آیت اللّه صانعی: مرحوم آیت اللّه سیدکاظم یزدی در کتاب عروة آورده است که «فیستحب تعدد الزوجات». در جواهر هم آمده اما نه به صورت ارسال مسلم و مانند عبارت عروة بلکه فرموده زیادتر از یک زن در صورت احتیاج مستحب است و بلکه بدون احتیاج هم علی الاقوی مستحب است.(1)

ولیکن این تعجب است برای اینکه هیچ روایتی دالّ بر این مطلب نداریم. شما سراسر کتاب النکاح وسایل الشیعه را که از کتب ثانوی حدیث ما است اگر نگاه بکنید، ملاحظه خواهید کرد که هیچ نصّی در این مورد نداریم. خودِ صاحب جواهر هم وقتی که می خواسته بگوید مستحب است، به روایت تمسک نکرده است، حالا عرض می کنم به چه چیزی تمسک کرده است.

در «شرایع» هم که قرآن الفقه است آنجا هم این مسأله نیامده است. در «قواعد» هم با همه کثرت فروعش که گویا قریب به 60 هزار فرع دارد هرگز نیامده است که فیستحب تعدد الزوجات که مثلاً بگوییم چند تا زن گرفتن مثل نماز شب خواندن مستحب است. کتب قبلی هم چنین مطلبی ندارند. تنها در جواهر آمده، بعد هم مرحوم «سید» در عروة آورده است. فقهای بزرگی هم که حاشیه بر عروة زده اند به اینجا که رسیده اند چون در باب مستحبات بوده است رد شده اند و اشکال نکرده اند. معمولاً فقهاء از مسایل مستحبات با اطمینان به حرف دیگران زود رد می شوند. بنده هم که رد نشدم به خاطر حساسیتم نسبت به این قضیه بود که ایستادم.

باز وقتی که فقهاء می رسند و نکاح را می خواهند تقسیم کنند به احکام خمسه؛ نکاح واجب، نکاح حرام، نکاح مکروه، نکاح مباح و نکاح مستحب. در نکاح مستحب می گویند نکاح بر انسان «عزب» مستحب است یا بعضی گفته اند عزبی که میل به خانواده دارد. شیخ طوسی. می گوید نکاح برای کسی که شوق دارد به تشکیل عائله، مستحب است، نه برای هر کسی. به هر حال در بحث استحباب می روند سراغ استحباب اصل نکاح، نمی آیند بگویند نکاحِ مستحب، مثل تعدد زوجات که ازدواج دوم و سوم را هم یکی از مستحبات بشمارند.

ممکن است اشکال کنند که مگر آیه شریفه «فانکحوا ما طاب لکم من النساء مثنی و ثلاث و رباع»(2) دلالت بر استحباب تعدد زوجات نمی کند؟ من ابتدا این مطلب به ذهنم رسید، بعد دیدم که مرحوم صاحب جواهر(ره) نیز همین مطلب را اشاره کرده است. ایشان می گوید این آیه هیچ دلالتی بر استحباب تعدد زوجات ندارد و چیزی بیش از جواز از آن فهمیده نمی شود. این مطلب به قرینه صدر آیه روشن می شود که فرموده است «و ان خفتم الاّ تقسطوا فی الیتامی فانکحوا ما طاب لکم من النساء ...» شأن نزول و مورد آیه این است که افرادی سرپرستی دختربچه های یتیم را بر عهده می گرفتند و آنها در اختیارشان بودند. قرآن فرموده است که اگر می ترسید به این بچه های یتیم و بی سرپرست ظلم کنید، یا به ناموسشان، به عِرضشان خیانت کنید بروید زن بگیرید، یکی، دو تا، سه تا و چهار تا که دیگر از ظلم جلوگیری بشود. این ارشاد به جواز است، ارشاد به این است که به اینها ظلم نکنید. اگر می ترسید که به عدالت رفتار نکنید، بروید زن بگیرید، به این بیچاره ها رحم کنید و امنیتشان را در معرض تهدید قرار ندهید و خودتان هم از ظلم به اینها نجات پیدا کنید. نمی خواهد بگوید اگر می ترسید به اینها ظلم شود مستحب است که بروید این کار را بکنید. ربطی به استحباب ندارد. بنابراین برای دیگران و برای آنها هم که بچه یتیم زیر دستشان نیست مستحب نیست. تازه اگر بخواهیم با یک دید دیگر نگاه کنیم می شود گفت که تعدد زوجات از باب مقدمه واجب، بر این گونه افراد واجب می شود.

اگر می ترسید به اینها خیانت کنید واجب است بروید زن بگیرید تا خیانت نکنید. پس وجوبش از باب مقدّمی است. زن بگیرید تا خیانت نشود والاّ کسی که عهده دار دختر یتیمی نیست یا کسی که بچه یتیم زیر نظرش هست اما مطمئن است که به او ظلم نمی کند، مثلاً پیر و فرتوت است و احتیاجی به این حرفها ندارد، این آیه مربوط به او نیست.


حرف بلندی صاحب جواهر (قدس سره) دارد. ایشان می گوید اگر این آیه دلیل بر استحباب است پس چگونه شده است که فقهاء و علماء برای اثبات اینکه بیش از چهار زن نمی شود گرفت به همین آیه تمسک کرده اند. چون آیه می فرماید «مثنی و ثلاث و رباع»، تا چهار تا را گفته است. خوب اگر این آیه امر استحبابی را می گوید معنایش این است که بیش از چهار تا، دیگر مستحب نیست. به عبارت دیگر تا چهار تا مستحب است ولی پنجمی مستحب نیست نه اینکه جایز نیست.(3) خیلی حرف زیبایی است. پس اینکه برای عدم جواز بیش از چهار زن استدلال می کنند به این آیه، معلوم می شود «فانکحوا» در مقام بیان اصل جواز است و بیش از جواز را نمی خواهد بگوید.

مرحوم صاحب جواهر اینها را فرموده، اما به بحث تعدد زوجات که می رسد می گوید مستحب است و به وجوهی استدلال می کند؛ 1ـ تأسی به پیغمبر(ص) 2ـ اطلاق بعضی روایات 3ـ اینکه اگر آدم زیاد زن بگیرد و بچه هایش زیاد بشوند به قول معروف گوینده «لا اله الاّ اللّه » زیاد می شود!

معلوم است که اینها نمی تواند دلیل باشد. اگر تأسی به پیامبر(ص) باشد، پس اول باید ثیبه (بیوه) گرفت. پیامبر(ص) خودشان 25 ساله بودند و همسرشان 40 ساله، پس همه جوانها را باید بگوییم در 25 سالگی زن 40 ساله بگیرند. این یک تأسی به پیغمبر(ص) است!! اگر تأسی به پیغمبر(ص) در این گونه موارد است، ایشان زنهای متعدد گرفت، پس چرا تا 4 تا مستحب باشد؟ بله، ازدواجهای پیامبر(ص) الگو است، ولی نه برای تعدد. به قول مرحوم علامه طباطبایی(ره) الگو برای جهات دیگری است. ازدواجهای پیامبر(ص) در جنبه های گوناگون دارای اغراض سیاسی، اجتماعی و ... برای پیشبرد اهداف مکتب بوده است. مسأله تعدد زوجات پیغمبر(ص) دلیل بر این نمی شود که مستحب است هر کسی چند تا زن بگیرد. علاوه بر اینکه پیغمبر در امر ازدواج خصوصیاتی دارد؛ زن می تواند خودش را به پیغمبر(ص) ببخشد، زن می تواند خودش را همسر پیغمبر(ص) قرار بدهد به شرط اینکه مهر نباشد. اما در مورد دیگران به اجماع همه فقهاء اگر کسی همسر مردی شد به شرط اینکه مهر نباشد، چنین ازدواجی باطل است. یک وقت می گویند مهر را بعد تعیین می کنند، این درست است. یک وقت مهر مجهول است، این هم درست است. یک وقت حالا ازدواج می کنند تا بعد مهر را تعیین کنند، همه اینها درست است. ولی «به شرط اینکه مهر نباشد» اجماع قائل به این است که درست نیست ولی نسبت به رسول اللّه (ص) مانعی نداشته و زنها می توانستند خودشان را به پیغمبر(ص) هبه کنند، و جالب اینکه همان صاحب جواهر از شیخ الطائفه نقل می کند که گرفتن زن دوم کراهت دارد.(4)

پیام زن: با این وضع آیا جواز تعددزوجات مطلق است و هیچ قید و شرطی ندارد آیا این کار تنها در شرایط خاصی جایز است؟

آیت اللّه صانعی: ما در جواز تعدد زوجات قائل به شرط هستیم و آن را مشروط می دانیم به عدالت. اگر کسی می ترسد که نتواند بین همسرانش به عدالت رفتار نکند نمی تواند ازدواج مجدد نماید. باید احراز کند که توان اجرای عدالت در بین آنها را دارد. اگر شک دارد که می توانم اجرای عدالت کنم یا نه، حق ندارد. برای اینکه آیه شریفه می فرماید: «و إن خفتم الاّ تعدلوا فواحدة»(5) یعنی اگر می ترسید که نتوانید عدالت را برقرار کنید به یکی اکتفا نمایید. خوف با شک هم می سازد؛ اگر شک دارید و احتمال می دهید که نتوانید به عدالت رفتار کنید فقط یک زن بگیرید. پس باید عدالت احراز بشود و باید مطمئن باشد که بین این زنها می تواند به عدالت رفتار کند. این طور نیست که هر کس بتواند به آسانی به این کار اقدام نماید و لذا اگر یک روزی مصالح جامعه اقتضا کند و محاضر ما قانونا بگویند ما ازدواج با زن دوم را وارد نمی کنیم مگر اینکه مطمئن باشیم و ضمانتی داشته باشیم که مرد اجرای عدالت می کند، این قید هیچ مانعی ندارد. این شرطی است که در قرآن آمده است، اگر در قانون نظام جمهوری اسلامی هم ثبت شود، چه مانعی دارد؟ کجایش خلاف شرع است؟!


1ـ جواهر الکلام، ج29، ص35: یستحب الزیادة علی الواحدة مع الحاجة قطعا بل و بدونها علی الاقوی.

2ـ سوره نساء، آیه 3.

3ـ جواهر الکلام، ج29، ص35.

4ـ جواهر الکلام، ج29، ص35: فما عن الشیخ من کراهة الزیادة علی الواحدة واضح الضعف.

5ـ سوره نساء، آیه 3.
نقل از سايت حوزه از مصاحبه مجله پيام زن با ايت الله صانعي

ویرایش بوسیله کاربر 1399/06/31 07:54:55 ق.ظ  | دلیل ویرایش: edit

کاربرانی که در حال مشاهده انجمن هستند
Guest (3)
جهش به انجمن  
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن نمی باشید.

قدرت گرفته از YAF 1.9.6.1 | YAF © 2003-2020, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 0.228 ثانیه ایجاد شد.