آپارات اينستاگرام لينكداين
logo
پر بازدید ترین عناوین تالار از ابتدا: ایه 59 سوره احزاب(حجاب):زنان مسلمان،جلباب(روپوش) رابه بدن خود نزدیک کنند تا مورد اذیت قرار نگیرند (تعداد مشاهده:70809)    اوقات نماز های یومیه در قران (تعداد مشاهده:55793)    آیا زنان کفار که به اسارت مسلمانان در می آیند بر مسلمانان حلال میشوند و زناشویی با آنها اشکال ندارد (تعداد مشاهده:50415)    مطالب زیبا با آیات (تعداد مشاهده:45383)      پر بازدید ترین عناوین سه ماه گذشته: تفسير و فهم سوره ذاريات:مفهوم و مصداق والذاريات چيست؟منظور از رزق چيست؟ محور و درس سوره ذاريات چيست؟    تفسير و فهم سوره الرحمان:خطابهاي يكسان به انس و جن،به پاس این همه احسان خدا،موازین او رامراعات كنيد    استخاره از منظر قرآن واسلام:ایا استخاره حجیت دارد؟کجا و در چه مواردی باید از استخاره استفاده کرد؟    تدبر و فهم سوره طه: رستگاری در پذیرش هدایت الهی و قرآن هم مايه هدايت اهل خشيت است.       آخرین رویداد تالار: تالار گفتگوهاي قرآن‌‌‌‌‌‌‌‌‌پويان جزو برگزيدگان يازدهمين جشنواره رسانه هاي ديجيتال      

توجه

Icon
Error

عنوان جدید ارسال پاسخ
Guest
#1 ارسال شده : 1394/11/13 03:42:30 ب.ظ
Guest

رتبه: Guest

گروه ها: Guests
تاریخ عضویت: 1391/10/20
ارسالها: 657

14 تشکر دریافتی در 13 ارسال
عرش خدا چيست؟منظور از ملكوت چيست؟

ممنون می شوم با توجه به موارد زیر در مورد واژه ملکوت بیشتر بدانم.

آیا منظور باطن همه چیز است / یا ربط داشتن هر چیزی به خداوند / یا منظور بزرگی و عظمتِ نهفته در ملک خداست/ یا .... ؟

قُلْ مَن بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ يُجِيرُ وَلَا يُجَارُ عَلَيْهِ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿مومنون / ۸۸﴾

فَسُبْحَانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿یس/۸۳﴾

و منظور همان ملکوتی است که به ابراهیم نشان داده شد؟

وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لأَبِيهِ آزَرَ أَتَتَّخِذُ أَصْنَامًا آلِهَةً إِنِّي أَرَاكَ وَقَوْمَكَ فِي ضَلاَلٍ مُّبِينٍ ﴿ انعام/۷۴﴾ كَذَلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ ﴿انعام/۷۵﴾

و همین که قرآن از ندیدن یا توجه نکردن به آن ابراز تعجب می‌کند؟

أَوَلَمْ يَنظُرُ‌وا فِي مَلَكُوتِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ وَمَا خَلَقَ اللَّـهُ مِن شَيْءٍ وَأَنْ عَسَىٰ أَن يَكُونَ قَدِ اقْتَرَ‌بَ أَجَلُهُمْ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ (اعراف/185)

كلمات كليدي:ملكوت عرش كرسي خدا

ویرایش بوسیله کاربر 1396/02/03 09:50:27 ق.ظ  | دلیل ویرایش: edit

جمال گنجه ای Offline
#2 ارسال شده : 1394/11/13 03:44:12 ب.ظ
نقل قول
جمال گنجه ای

رتبه: Member

گروه ها: member
تاریخ عضویت: 1394/05/02
ارسالها: 21
Armenia
مکان: ایران تهران

1 تشکر دریافتی در 1 ارسال
این کلمه هم از آن دسته کلماتی (مانند عرش و کرسی و . . ) است که در قرآن «به زبان مَثَل» آمده و بی تعارف هیچکس نه معنی آنها را میداند و نه میتواند بداند ،

همانطور که برای جنین نمیشود این جهان را توصیف کرد ،

اما از لحاظ لغت ، این صیغه (فَ عَ لوت) در موارد مبالغهء زیاد بکار میرود و در این مورد از لحاظ لغت به معنی خیلی خیلی خیلی فرماندهی یا خیلی خیلی خیلی مالکیت است .

اما اگر منظورتان این باشد که معنی این کلمه را در آیاتی که ذکر کرده اید بدانید باید هرکدام از آن آیات را در پاراگرافش بخوانید و با توجهِ همزمان به درس و درب
maghrebi Offline
#3 ارسال شده : 1394/11/14 11:14:45 ق.ظ
نقل قول
maghrebi

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member
تاریخ عضویت: 1393/12/23
ارسالها: 42
Iran (Islamic Republic Of)

2 تشکر دریافتی در 2 ارسال

سلام

هيچ واژه اى نيست كه در قرآن آمده باشد و مفهومش روشن نباشد

روايات فراوانى به دقت آن ها را معنى كرده است

عرش: تخت حکومت

«و رفع ابویه علی العرش» یوسف:100. «و اوتیت من کل شئ و لها عرش عظیم» نمل: 23. «ایکم یاتینی بعرشها قبل ان یاتونی مسلمین» نمل 38. در همه این آیات منظور از آن تخت حکومت و سریر سلطنت است . معنای اصل آن رفع است (مجمع ذیل ایه 141 انعام) راغب گوید: «عرش در اصل خانه سقف دار است جمع آن عروش است...» محل جلوس سلطان باعتبار علو عرش نامیده شده است.


طبرسی در ذیل آیه 54 اعراف فرموده است عرش به معنی سریر است که فرموده «و لها عرش عظیم» و به معنی حکومت است گویند «ثل عرشه» حکومت او زایل شد و به معنی سقف که فرموده: «فهی خاویه علی عروشها». عبارت صحاح چنین است «العرش سریر الملک و عرش البیت سقفه و قولهم ثلّ عرشه ای وها امره و ذهب عزه»

شاید به اعتبار ارتفاع که در معنی آن ملحوظ است به معنی بنا و داربست تاک آمده در مجمع ذیل آیه 259 بقره فرموده است: هر بنا عرش است عریش مکه بناهای آن می باشد «عرش یعرش» یعنی بنا کرد خانه را به واسطه ارتفاع بناهایش عریش گویند سریر را عرش گویند که از غیر آن بلند است.

در اقرب الموارد آمده است «عرش عرشا: بنا بناء من خشب. عرش البیت: بناه. عرش الکرم عرشا و عروشا: رفع دوالیه علی الخشب».

«و هو الذی انشاء جنات معروشات و غیر معروشات» انعام:141. معروشات باغاتی است که درختان آن بداربست زده شد. خدا آنست که باغات بداربست زده و غیر آن ها را به وجود آورده است.

«او کالذی مر علی قریه و هی خاویه علی عروشها» بقره: 259. «فاصبح یقلب کفیه علی ما انفق فیها و هی خاویه علی عروشها» کهف: 42.
منظور از عروشها ظاهرا سقف هاست گوئی اول سقف ها و داربست ها افتاده است بعد دیوارها و تاک ها روی آن ها افتاده بود یعنی خانه ها بر سقف ها و تاک ها بر داربست ها افتاده بود.


عرش خدا: با استفاده از قرآن مجید و روایت اهل بیت (ع) می توان گفت عرش موجود خارجی است و از عالم غیب است و مرکز دستوارت عالم است و رشته تدبیر امور جهان به آن منتهی می شود و استیلاء بر آن علم به تفصیل جزئیات امور جهان و تدبیر کلیه جهان هستی است.

دلایل اثبات این مدعی

1-«و تری الملائکه حافین من حول العرش یسبحون بحمد ربهم....» زمر: 75 این آیه روشن می کند که عرش شیء محدودی است اطراف و جوانبی دارد و ملائکه تسبیح کنان در اطراف آن هستند. نمی توان گفت عرش تمام جهان هستی اند و در حول عرش بودنشان بی معنی می شود. از طرف دیگر آیه راجع به قیامت و خاتمه کار اهل محشر است و این نشان می دهد که عرش در قیامت هم خواهد بود.

2-«الذین یحملون العرش و من حوله یسبحون بحمد ربهم....» غافر: 7 این آیه نیز می گوید که: عرش محدود است و اطراف دارد. حاملان دارد، حاملان آن غیر از آن است که در اطراف آن هستند حاملان و من فی حوله خدا را تسبیح می گویند. این آیه نیز مانع از آن است که عرش را بر تمام عالم هستی حمل کنیم.

3-«و یحمل عرش ربک فوقهم یومئذ ثمانیه» حاقه: 17. عرش خدا قابل حمل است ظهور لفظ «فوقهم» برای آن مکان تعیین می کند که در بالای مردم خواهد بود و هشت نفر آنرا روز قیامت حمل خواهند کرد. در جواع الجامع آورده است روایت شده که حاملان عرش فعلا چهار نفراند روز قیامت خدا چهار نفر دیگر را به کمک آنان خواهد فرستاد.

آیات ذیل در معنای استیلاء بر عرش به معنی تدبیر امور جهان و علم به جزئیات آن است.

1-«ان ربکم الله الذی خلق السموات و الارض فی سته ایام ثم استوی علی العرش یغشی اللیل النهار یطلبه حثیثا و الشمس و القمر و النجوم مسخرات بامره الا له الخلق و الامر تبارک الله رب العالمین» اعراف: 54. در این آیه ابتدا خلقت آسمان ها و زمین و آن گاه استقرار بر عرش ذکر شده و از «یغشی اللیل» تا «بامره» شرح استقرار بر عرش است که به مفهوم تدبیر جهان می باشد و بعد با جمله « الا له الخلق و الامر» یعنی مطلق خلقت و تدبیر به دست او است مطلب آیه خلاصه شده است و کلمه «تبارک الله رب العالمین» عبارت دیگر همین مطلب است.

2-«ان ربکم الله الذی خلق السموات و الارض فی سته ایام ثم استوی علی العرش یدبر الامر ما من شفیع الا من بعد اذنه ذلکم الله ربکم فاعبدوه...» یوسن: 3 «یدبر الامر» توضیح «ثم استوی علی العرش» است «جمله ما من شفیع...» حاکی از دو مطلب است
یکی این که در اداره امور عالم واسطه هایی است. دوم اینکه: واسطه ها باذن خدا دست اندر کارند و از خود استقلالی ندارند.

هم چنین است آیه 2 از سوره رعد که «یدبرالامر یفصل الایات» و غیره در شرح «ثم استوی علی العرش» آمده هم چنین آیه 4و5 ازسوره طه و ایه 59 ازسوره فرقان و آیه 4 از سوره الم سجده.

3-«هو الذی خلق السموات و الارض فی سته ایام ثم استوی علی العرش یعلم ما یلج فی الارض و ما یخرج منها و ما ینزل من السما و ما یعرج فیها و هو معکم این ما کنتم و الله بما تعملون بصیر» حدید:4. در ان آیه استوا بر عرش علم به جزئیات تفسیر شده است

عرش در این آیات همان است که گفته شد یعنی بر مرکز فرماندهی عالم استیلاء یافت، امور تمام جهان را تدبیر می کند.
برخی گفته اند عرش واقعیت خارجی ندارد و معنی «ثم استوی علی العرش» «الرحمن علی العرش استوی» کنایه است از استیلاء خدا بر عالم خلقت و در بسیاری موارد استوا بر شی به معنی استیلاء و تسلط می آید.
این که استوا بر عرش به معنی شروع در تدبیر است. چنان که سلاطین چون شروع در اداره امور می کنند بر تخت قرار می گیرند....

در المیزان ج8 ص159 در جواب این سخن نوشته است جاری مجرای کنایه بودن «ثم استوی علی العرش» بحسب لفظ هرچند حق است ولی این منافی با آن نیست که در آن جا حقائق وجود داشته باشد و این عنایت لفظیه به آن تکیه کند... «ثم استوی علی العرش» در عین این که تمثیل است و احاطه تدبیر خدا را بیان می دارد دلالت می کند که در آن جا مرحله حقیقی وجود دارد و آن مقامی است که زمام همه امور با همه کثرت و اختلاف در آن جمع است.

عرش در روایات

1- در کافی باب (العرش و الکرسی) ضمن حدیثی از حضرت رضا نقل شده «العرش لیس هو الله و العرش اسم علم و قدرته و عرش فیه کل شی... و العرش و من یحمله و من حول العرش و الله الحامل لهم....» این حدیث عرش را شی موجود معرفی کرده، عرش نام قدرتی و علمی است نکره و عرشی است که همه اشیا در آن است این با همان مرکز فرماندهی عالم سازگار است.

2-در توحید صدوق رحمه الله باب 48 در ضمن حدیثی از علی نقل شده که به جاثلیق فرمود «ان الملائکه تحمل العرش و لیس العرش کما تظن کهیئه السریر. و لکنه شیء محدود مدبر، و ربک عزوجل مالکه لا انه علیه ککون الشی علی الشی و امر الملائکه بحمله فهم یحملون العرش بما اقدرهم علیه....» دلالت این حدیث بر موجود بودن عرش احتیاج به بیان ندارد.
3-در باب 52 همان کتاب از امام صادق (ع) نقل شده است «العرش هو العلم الذی لا یقدر احد قدره» ظاهرا منظور همان علم و دستوراتی است که در عرش گذاشته شده است.

4-در باب 50 همان کتاب حدیث مفصلی از امام صادق (ع) نقل شده که بخشی از آن نقل می شود: «عن حنان بن سدیرقال: سئلت اباعبدالله عن العرش و الکرسی فقال: ان للعرش صفات کثیره مختلفه له فی کل سبب وضع فی القرآن صفه علی حده فقوله «رب العرش العظیم» یقول: الملک العظیم و قوله «الرحمن علی العرش استوی» علی الملک احتوی و هذا ملک الکیفوفیه فی الاشیاء ثم العرش فی الوصل متفرد من الکرسی لانهما بابان من اکبر ابواب الغیوب و هما جمعیا غیبان و هما فی الغیب مقرونان لان الکرسی هو الباب الظاهر من الغیب الذی منه مطلع البدع و منه الاشیاء کلها و العرش هوالباب الباطن الذی یوجد فیه علم الکیف و الکون و القدر و الحدّ و الاین و المشیه و صفه الاراده و علم الالفاظ و الحرکات و الترک و علم العود و البدء، فهما فی العلم بابان مقرونان لان ملک العرش سوی ملک الکرسی و علمه اغیب من علم الکرسی، فمن ذلک قال: «و رب العرش العظیم» ای صفته اعظم من صفه الکرسی و هما فی ذلک مقرونان. قلت: جعلت فداک فلم صار فی الفضل جار الکرسی؟ قال: انه صار جاره لان علم الکیفوفیه فیه و فیه الظاهر من ابواب البداء و اینیتها و حد رتقها فتقها فهذان جاران احدهما حمل علی صاحبه فی الصرف...»

این روایت روشن می کند که عرش و کرسی هر دو مخلوق و از عالم غیب اند و کرسی قائم به عرش است، آن چه در اشیا عالم جاری می شود از عرش به کرسی و از کرسی به عالم می رسد. و بداء و مکان های آن در عرش است نه در کرسی.


هم چنین کرسی باب ظاهر از غیب و عرش باب باطن غیب است. طلوع همه اشیا از کرسی است ولی علم کیف، کون، قدر، حد، این، مشیت، صفت، اراده، علم الفاظ و حرکات و علم عود و بدء همه در عرش است.

در صحیفه سجادیه دعای 47 آمده است: «لک الحمد... حمدا یوازن عرشک المجید» هم چنین آمده است «صل علیهم زنه عرشک و ما دونه و ملاء سمواتک و ما فوقهن» و در دعای 3 آمده است «اللهم و حمله عرشک...»

به نظر المیزان چنان که نقل شد عرش حقیقتی از حقایق و امری از امور خارجی است و مرکز تدبیر امور جهان است (المیزان ج8ص157-160).

در المنار ذیل آیه 3 از سوره یونس عرش را مرکز تدبیر دانسته است و می نویسد «ثم استوی علی عرشه الذی جعله مرکز التدبیر لهذا الملک العظیم» آن گاه ادامه می دهد عرش مخلوقی است که پیش از آسمان ها و زمین آفریده شد.
حمید فغفور مغربی
جمال گنجه ای Offline
#4 ارسال شده : 1394/11/15 10:59:06 ق.ظ
نقل قول
جمال گنجه ای

رتبه: Member

گروه ها: member
تاریخ عضویت: 1394/05/02
ارسالها: 21
Armenia
مکان: ایران تهران

1 تشکر دریافتی در 1 ارسال
سلام استاد مغربی ارجمند .

معنایی که برای عرش های زمینی زده اید برای مخاطبان واضح بود و معنی آن ، چیزی است مانند مبل تکنفره اما در مواردی مجلل تر و دارای ترصیعات و تذهیبات و امثال آن .

اما ، آنچه که در باره عرش الهی گفته اید از آن چیزی در نمی آید که بگوییم «معنی» عرش الهی این است . سخن من این بود که خداوند حقایقی را که خارج از ذهن ما است (و ذهن ما چنانکه جنین نمیتواند این جهان را تصور کند نمیتواند آن حقایق را تصور کند) به «زبان مَثَل» فرموده است . و شما با مستنداتی که ذکر کرده اید حرف مرا تاييد کرده ايد

maghrebi Offline
#5 ارسال شده : 1394/11/15 11:02:13 ق.ظ
نقل قول
maghrebi

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member
تاریخ عضویت: 1393/12/23
ارسالها: 42
Iran (Islamic Republic Of)

2 تشکر دریافتی در 2 ارسال
عليكم السلام
روح انسان همان حقيقت ماورايى است كه امكان شناخت حقايق ماورايى را دارد

منظورم اين بود عرش جايگاه واقعى در عالم است و مركز فرماندهى عالم است

اگر مفهوم عرش جايگاه واقعى و مركز مديريت و برنامه ريزى عالم است چرا مفهوم مثل برايش در نظر مى گيريد كه خلاف ظاهر است و نياز به اثبات دارد

مگر فرماندهى عقلانى در اين دنيا و ستاد هاى فكرى مفهومى مثالى در عالم دنياست؟

كجاى اين بيان علامه طباطبايى و عبده مثل مى باشد بلكه حقيقتى خارجى و موجود مى باشد

به نظر المیزان چنان که نقل شد عرش حقیقتی از حقایق و امری از امور خارجی است و مرکز تدبیر امور جهان است (المیزان ج8ص157-160).

در المنار ذیل آیه 3 از سوره یونس عرش را مرکز تدبیر دانسته است و می نویسد «ثم استوی علی عرشه الذی جعله مرکز التدبیر لهذا الملک العظیم» آن گاه ادامه می دهد عرش مخلوقی است که پیش از آسمان ها و زمین آفریده شد.
حمید فغفور مغربی
farhang Offline
#6 ارسال شده : 1394/11/15 02:52:52 ب.ظ
نقل قول
سید کاظم فرهنگ

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/02/31
ارسالها: 589
Iran (Islamic Republic Of)

32 تشکر دریافتی در 21 ارسال
با سلام و تشكر فراوان
از اقاي دكتر مغربي و اقاي مهندس گنجه اي

،به نظرم آمد كمي مقصود اقاي گنجه اي را از درخواست معنا شفاف كنم.

فكر ميكنم منظور ايشون ،ارايه مفهومي قابل تجسم براي ذهن است.

مثلا وقتي ميگو ييم عرش سليمان،يك تخت وبارگاه شاهانه در ذهن مان ميايد.به قول ايشان مبل تك نفره با تزيينات

معناي عرش الهي هم همان مركز تدبير و فرمانروايي است.

اما تجسمي در ذهن نداريم.

اگر به شكل همان عرش زميني و عرش سليمان است،پس قران بدرستي مفهوم را رسانده.

اما اگر مركز فرماندهي خدا،شكل ديگري است ،درست است كه اسمش عرش است اما ما تجسمي از ان نداريم/

مثلا تا 100سال پيش تجسم بشر از مركز فرماندهي ،كاخ شاهانه است اما درك ما از مركز فرماندهي سالني بزرگ با تعدادزيادي كامپيوتر و دوربين مداربسته و.... است واينده نيز ممكن است فرق كند.

قران خواسته بگويد جهان وخدا هم مكانيزم و مركزي براي مديريت جهان دارد.اما جزييات آن را نمي توان فهميد وتجسم كرد.
سیدکاظم فرهنگ
Guest
#7 ارسال شده : 1394/11/15 02:55:42 ب.ظ
Guest

رتبه: Guest

گروه ها: Guests
تاریخ عضویت: 1391/10/20
ارسالها: 657

14 تشکر دریافتی در 13 ارسال
ممنون از همگی
من از یک طرف فکر می کنم می توانیم بفهمیم چون خداوند می گوید اولم ینظروا فی ملکوت السموات... پس چیزی است که باید بتوانیم در آن تعمق کنیم (و دلایل دیگر)

و نمی توانیم بفهمیم چون ذهن مادی بشری شاید این توانائی را بصورت کامل نداشته باشد و مسئله ایمان به غیب که اشاره شد
شاید آنچه که هر دو نظر را در خود جمع میکند ، شناخت انسان و نفس او از ابعاد مختلف باشد -

از آنجا که گفته اند "من عرف نفسه فقد عرف ربه" شاید شناخت توانائیهای دیدنی و نادیدنی انسان ، روشن کننده کل موضوع باشد
اما چون این مبحثی است دارای جوانب زیاد و حتما دهها سوال کاملا متفاوت، اگر بشود به شکلی وارد موضوع شویم که بحثها پراکنده نشود عالی است مثلا با دسته بندی سوالات یا اینکه در یک مرحله بیان پیش فرض ها باشد و بعد سوالات...
نکته: شاید کل قابلیت ادراکی انسان در ذهن او نباشد
شهره شهروزی
#8 ارسال شده : 1394/11/17 10:24:01 ق.ظ
Guest

رتبه: Guest

گروه ها: Guests
تاریخ عضویت: 1391/10/20
ارسالها: 657

14 تشکر دریافتی در 13 ارسال


💠تفسیر عرش از آیت الله مکارم شیرازی در خطبه 160 نهج البلاغه💠

درباره تفسير عرش، سخن بسيار است; اما آن چه از آية الكرسى استفاده میشود اين است كه عرش، عالمى است فوق اين آسمان و زمينى كه ما میبينيم; زيرا میفرمايد: «وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَواتِ وَ الاَْرْضَ» (توجّه داشته باشيد كه شاهان سابق داراى دو گونه تخت بودند: تخت كوتاهى كه كرسى ناميده میشد و در روزهاى عادى از آن استفاده میكردند و تخت بلندپايه اى كه عرش نام داشت و در اعياد و روزهاى رسمى بر فراز آن مینشستند; سپس اين دو تعبير كنايه اى از درجات مختلف عظمت شد. قرآن آسمان و زمينى را كه ما میبينيم كرسى خدا میشمارد; بنابراين عرش او مرتبه اى بالاتر از آن است).

ازاين رو ممكن است عرش اشاره به عالم ماوراى طبيعت يعنى عالم فرشتگان و كروبيان باشد و يا عالمى ازجهان ماده،ماوراى آنچه در دسترس ماست.

ویرایش بوسیله کاربر 1394/11/17 10:26:07 ق.ظ  | دلیل ویرایش: مشخص نشده است

جمال گنجه ای Offline
#9 ارسال شده : 1394/11/17 01:32:11 ب.ظ
نقل قول
جمال گنجه ای

رتبه: Member

گروه ها: member
تاریخ عضویت: 1394/05/02
ارسالها: 21
Armenia
مکان: ایران تهران

1 تشکر دریافتی در 1 ارسال

علم کار بشر است و حقیقت کار خداست . علم تدریجا به حقیقت نزدیک میشود (گرچه هرگز به آن نمیرسد اما نزدیک و نزدیک تر میشود) و فلسفه (بدون اینکه بتواند مانند علم دقیق باشد ، اما با یک نوع نگاه کلان) این نزدیک شدنِ علم به حقیقت را درک و بازگو کرده و اهداف جدید را برای حرکت علم نشان میدهد

تفسیر قرآن هم اینطوری است . تفسیر قرآن کار بشر است و قرآن کار خدا است . تفسیر قرآن به قرآن نزدیک میشود اما هرگز به آن نمیرسد برخی کلمات قرآن را هرگز نمیتوان فهمید .

مثلا خورشید را نمیتوان دید زیرا ناظر کور میشود اما اگر یک مانعِ شدت روی چشم بگذاریم کور نمیشویم اما چیزی که می بینیم دیگر خو رشید نیست ، تخفیف یافته آن است .

در قیامت استعداد های آدمی افزایش می یابد (به آیات زیادی میتوان در این مورد اخیر استناد کرد) ودر آن روز بالاتراز خورشید را هم میتوان دید و میتوان توصیفات دقیقی کرد که در جهان فعلی هرگز مقدور نیست .

عرش و کرسی و ملکوت و امثال این مفاهیم را میتوانیم از روی تفاسیرِ دائما بهتر شونده ، تا حد درک خودمان یک تصور مبهمی از آنها درست کنیم ، اما معنی دقیق آنها در شرایطی برایمان حاصل میشود که ما اساسا افزایش ظرفیت پیدا کرده باشیم ، و این در آخرت ممکن میشود .

ویرایش بوسیله کاربر 1394/11/18 11:16:19 ق.ظ  | دلیل ویرایش: edit

Guest
#10 ارسال شده : 1394/11/18 11:10:58 ق.ظ
Guest

رتبه: Guest

گروه ها: Guests
تاریخ عضویت: 1391/10/20
ارسالها: 657

14 تشکر دریافتی در 13 ارسال

سلام و تشکر فراوان از زحمات شما و همه دوستانی که وقت میگذارند و لطف میکنند

من صحبتهای شما ر اقبول دارم و بسیار منطقی هستند اما در عین حال هنوز ممکن است راه برای درک مواردی که فرمودید در همین دنیا باز باشد منظورم به صورت تجربه فردی است (اگر اجازه بدهید در یک فرصت مناسب دیگر در آینده وارد این بحث هم بشویم).

ولی اگر بخواهم از سوال اول خارج نشوم شاید اصلا معنای ملکوت به عرش و کرسی و امثال آن ربط نداشته باشد به این دلیل که:

خداوند می فرماید :

أَوَلَمْ يَنظُرُواْ فِي مَلَكُوتِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ...

خداوند که از ما انتظار ندارد به عرش و کرسی نظر کنیم. مشابه این ایه:

أَفَلَا يَنظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ
أَفَلَمْ يَنظُرُوا إِلَى السَّمَاء فَوْقَهُمْ.....

أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنظُرُوا كَيْفَ كَانَ .. (6 بار)

این لحن نشان می دهد باید نکته ای باشد قابل تعمق و فهمیدنی و لذا هنوز سوال در ذهن من باقی است هر چند که نکات مفید فراوانی یاد گرفتم و اصل استدلال شما که درک خیلی چیزها (با اصطلاح کلی عالم غیب) میرود برای: یوم یکشف عن ابصارهم .... هم کاملا منطقی است
جمال گنجه ای Offline
#11 ارسال شده : 1394/11/18 11:15:27 ق.ظ
نقل قول
جمال گنجه ای

رتبه: Member

گروه ها: member
تاریخ عضویت: 1394/05/02
ارسالها: 21
Armenia
مکان: ایران تهران

1 تشکر دریافتی در 1 ارسال

سلام . یکی از آیاتی که کلمه ملکوت در آنها بکار رفته ، مثلا ، آیه 83 سوره یس است که از لحاظ ترتیب نزول این اولین بار است که در قرآن بکار میرود : فسبحان الذی بیده ملکوت کل شی و الیه ترجعون

رویکرد من به آیات اینطور است :

1 - درس سوره (عصاره محتوای سوره) میگوید :کافران علیرغم اینهمه لطف و رحمت الهی به کفر و تکذیب می پردازند و خود را در معرض هلاکت و عذاب قرار میدهند .

-2 - درب پاراگراف میگوید : توصیف بعضی دیگر از رفتار های کافران -

3 - پاراگراف آیه 83 آیات از74 تا 83 است . در آیات مورد بحث در 74 و 75 رفتار نادرست کفار و اشکالش را ذکر میکند و در آیه 76 به آنحضرت دلداری میدهد در آیه 78 به آنحضرت خاطر نشان میسازد که این رفتار کافران خیلی هم دور از انتظار نیست و اساسا جنس انسان اینطوری است

و در آیه 79 با بکار بردن لفظ «قل» به آنحضرت یاد میدهد که در این شرایط این رویه را در پیش گیر که با توجه به آیات بعدی معلوم است که میفرماید توجه آنها را به قدرت های الهی جلب کن که به عنوان نمونه به آفرینش انسان و بطور کلی آفرینش همه چیز و علم او و آتش (نه آتش جهنم بلکه همین آتش دنیایی که اگر نبود زندگی بشر در حد حیوانات متوقف میشد)و آفرینش آسمانها و زمین و اینکه هرچه را اراده کند میشود

و در آخر اینهمه مطالب ، که به نظر حتی آدم های عادی هم قابل تفکر است ، این کلمه ملکوت را آورده که همانطور که قبلا عرض شد مبالغه در فرماندهی و مالکیت است
و در شعاع درس (که خودش از سوره استخراج شده) و درب (که آنهم از سوره و پاراگراف برآیند شده است )و با در نظر گرفتن هردوی اینها خواندن سادهء پاراگراف براحتی آدم را در معرض معنیِ کلمه سنگین (البته در حد استعدادش) قرار میدهد .

البته این یک مثال بود و قبلا بطور فرمولی همین را عرض کرده بودم . در سایر موارد هم همینطورهاست
پاسخ سریع نمایش بخش پاسخ سریع
کاربرانی که در حال مشاهده انجمن هستند
Guest
عنوان جدید ارسال پاسخ
جهش به انجمن  
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن می باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن می باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن می باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن می باشید.

قدرت گرفته از YAF 1.9.6.1 | YAF © 2003-2019, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 0.316 ثانیه ایجاد شد.
logo-samandehi