آپارات اينستاگرام لينكداين
logo
پر بازدید ترین عناوین تالار از ابتدا: ایه 59 سوره احزاب(حجاب):زنان مسلمان،جلباب(روپوش) رابه بدن خود نزدیک کنند تا مورد اذیت قرار نگیرند (تعداد مشاهده:35652)    اوقات نماز های یومیه در قران (تعداد مشاهده:30938)    عسل شفا بخش همه مردم-ایه 69سوره نحل (تعداد مشاهده:26463)    آيات 11تا 13 حجرات:برادران ایمانی هم رامسخره نکنید.بدگمان نباشید.غیبت نکنید.تجسس نکنید (تعداد مشاهده:20277)      پر بازدید ترین عناوین سه ماه گذشته: ترجمه وتفسير آيه 95 سوره نساء:منظور از قاعدين غير اولي الضرر چيست؟    منظور از ذكرالله در قرآن چيست؟ايا ذكر خدا ،همان توجه قلبي است يا ذكر لفظي؟    نتايج تدبر و فهم قران آموزان دوره مجازي بر سوره هاي انتخابي    درس سوره حمد:صراط مستقیم؛در انحصار عبادت و استعانت از الله است.       آخرین رویداد تالار: تعداد كل بازديد علاقه مندان به تفسير و تدبر قران از سايت قران پويان از 4 ميليون عبور كرد.      

توجه

Icon
Error

ali Offline
#1 ارسال شده : 1395/04/31 11:49:24 ق.ظ
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 277

تشکرها: 4 بار
12 تشکر دریافتی در 12 ارسال
ارث مادر و پدر از فرزند- ارث فرزند از والدين- ارث تك پسر-ارث تك دختر-ارث طبقه اول-ارث زن نصف مرد-ارث برادر و خواهر

به نام خدا

احکام ارث در قران در سوره نسا قرار دارد.

ایه 11 به ارث فرزندان پسر ودختر و پدر و مادر میت اشاره میکند:


يُوصِيكُمُ اللَّهُ فِي أَوْلَادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ فَإِنْ كُنَّ نِسَاءً فَوْقَ اثْنَتَيْنِ فَلَهُنَّ ثُلُثَا مَا تَرَكَ وَإِنْ كَانَتْ وَاحِدَةً فَلَهَا النِّصْفُ

وَلِأَبَوَيْهِ لِكُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ مِمَّا تَرَكَ إِنْ كَانَ لَهُ وَلَدٌ فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلَدٌ وَوَرِثَهُ أَبَوَاهُ فَلِأُمِّهِ الثُّلُثُ

فَإِنْ كَانَ لَهُ إِخْوَةٌ فَلِأُمِّهِ السُّدُسُ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِي بِهَا أَوْ دَيْنٍ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ لَا تَدْرُونَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ لَكُمْ نَفْعًا فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا ﴿۱۱﴾


فولادوند: خداوند به شما در باره فرزندانتان سفارش مى ‏كند سهم پسر چون سهم دو دختر است

و اگر [همه ورثه] دختر [و] از دو تن بيشتر باشند سهم آنان دو سوم ماترك است

و اگر [دخترى كه ارث مى ‏برد] يكى باشد نيمى از ميراث از آن اوست

و براى هر يك از پدر و مادر وى [=متوفى] يك ششم از ماترك [مقرر شده] است اين در صورتى است كه [متوفى] فرزندى داشته باشد

ولى اگر فرزندى نداشته باشد و [تنها] پدر و مادرش از او ارث برند براى مادرش يك سوم است [و بقيه را پدر مى ‏برد]

و اگر او برادرانى داشته باشد مادرش يك ششم مى ‏برد [البته همه اينها] پس از انجام وصيتى است كه او بدان سفارش كرده يا د ينى [كه بايد استثنا شود]

شما نمى دانيد پدران و فرزندانتان كدام يك براى شما سودمندترند [اين] فرضى است از جانب خدا زيرا خداوند داناى حكيم است


کلمات کلیدی:ارث دختر پسر پدر مادر سهم زن مرد فرزند

ویرایش بوسیله کاربر 1395/10/22 09:40:55 ق.ظ  | دلیل ویرایش: اصلاح فونت و ظاهر

 1 کاربر از ali برای ارسال مفیدش تشکر کرده است.
hamid3pnn در تاریخ 1395/11/13
ali Offline
#2 ارسال شده : 1395/10/21 11:22:57 ق.ظ
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 277

تشکرها: 4 بار
12 تشکر دریافتی در 12 ارسال
در تفسیرالمیزان در ذیل آیه۱۱ سوره نساء چنین امده است:



يوصيكم اللّه فى اولاد كم للذكر مثل حظ الانثيين

كلمه (ايصا) كه جمله (يوصيكم ) از اين مصدر مشتق شده به معناى توصيه يعنى سفارش و دستور است.

👈و در اينكه به جاى لفظ (ابنا) كلمه (اولاد) را به كار برده، دلالتى است بر اينكه حكم (يك سهم دختر) و (دو سهم پسر) مخصوص به فرزندانى است كه بدون واسطه از خود ميت متولد شده اند و اما فرزندان با واسطه يا نوه و نتيجه و نبيره و پائين تر، حكمشان، حكم كسى است كه بوسيله او به ميت متصل مى شوند و بنابراين پسرزادگان هر چند كه دختر باشند دو سهم مى برند و دخترزادگان هر چند كه پسر باشند يك سهم مى برند، البته اين در صورتى است كه در حال مرگ مورث هيچيك از فرزندان بلاواسطه او، زنده نباشند و گرنه ارث از آن او خواهد بود و نوه و نتيجه و نبيره ارث نمى برند.

و همچنين حكم در برادران و خواهران و فرزندان آنها اين چنين است يعنى در صورتى كه ميت از طبقه اول هيچ وارثى نداشته باشد، نه پدر و نه مادر و نه فرزند و نه فرزندزاده، و وارث او طبقه دوم يعنى برادر و خواهر و جد و جده باشد، اگر برادر و خواهرش ‍ زنده باشند برادران هر يك دو برابر يك خواهر ارث مى برند و اگر همه برادران و خواهران ميت قبل از مرگ او مرده باشند و وارث ميت برادرزادگان و خواهرزادگان باشند برادرزادگان دو برابر خواهرزادگان مى برند، هر چند كه دختر باشند و خواهرزادگان نصف برادرزادگان مى برند هر چند كه پسر باشند.

و اگر قرآن كريم به جاى كلمه (اولاد) (ابنا) را آورده بود اين نكته را نمى فهماند، چون اين كلمه نفى واسطه را اقتضا نمى كند، يعنى هم فرزندان بلاواسطه ابناى انسانند و هم فرزندزادگان، همچنانكه اين فرق ميان دو كلمه : (اب ) و (والد) هست يعنى، (والد) تنها به پدر بلاواسطه مى گويند و (اب ) هم در مورد پدر بلاواسطه استعمال مى شود و هم در مورد اجداد.

👌👓 نكات و ظرايف جمله (للذكر مثل حظّ الانثيين)

👈و اما اينكه در هنگام بيان حكم، تعبير ديگرى آورد و فرمود: (للذكر مثل حظ الانثيين _ براى هر نر، چيزى دو برابر سهم ماده است ) براى اين بود كه اشاره كرده باشد به اينكه رسوم جاهليت (كه ارث بردن زنان را ممنوع مى دانست ) در اسلام باطل شده و كانه بطلان اين رسم و نيز حكم خدا يعنى ارث بردن زنان را يك حكم معروف وانمود كرده

و فرموده : (مردان مثل زنان ارث مى برند ولى دو برابر و به عبارت ديگر ارث زن را اصل در تشريع قرار داده و ارث مرد را به طفيل آن ذكر كرده تا مردم براى فهميدن اينكه ارث مرد چه مقدار است محتاج باشند به اينكه به دست آورند، ارث زن (يعنى دختر ميت ) چه مقدار است به مقايسه با آن دو برابرش را به پسر ميت بدهند).

👈و اگر افاده اين نكته در كار نبود مى فرمود: (للانثى نصف الذكر _ براى ماده نصف نر است ) كه اگر اينطور فرموده بود، هم آن نكته را افاده نمى كرد و هم سازگارى سياق رعايت نمى شد اين مطلبى است كه بعضى از علما ذكر كرده اند و مطلب درستى است و چه بسا بتوان آن را تاءييد كرد به اينكه آيه شريفه بطور صريح و مستقل متعرض ارث مردان نشده، بلكه به اين نحو متعرض ارث زنان شده و اگر به چيزى از سهم مردان هم تصريح نموده با ذكر سهامى كه زنان با مردان دارند ذكر كرده همچنانكه در آيه بعدى و آيه اى كه در آخر سوره آمده اين معنا به چشم مى خورد.


 1 کاربر از ali برای ارسال مفیدش تشکر کرده است.
hamid3pnn در تاریخ 1395/11/13
ali Offline
#3 ارسال شده : 1395/10/21 11:57:35 ق.ظ
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 277

تشکرها: 4 بار
12 تشکر دریافتی در 12 ارسال
فان كن نساء فوق اثنتين فلهن ثلثا ماترك

از ظاهر وقوع اين جمله بعد از جمله : (للذكر مثل حظ الانثيين ) برمى آيد كه جمله نامبرده عطف شده است بر معطوف عليهى حذف شده و كانه فرموده : گفتيم پسر دو برابر دختر مى برد در صورتى كه متوفا هم پسر داشته باشد و هم دختر و يا هم برادر داشته باشد، هم خواهر،
حال اگر ورثه او در هر طبقه كه هستند تنها زنان باشند حكمش چنين و چنان است

و ان كانت واحده فلها النصف

مى فرمايد: اگر وارث ميت يك فرد مؤ نث يعنى يك دختر بود نصف مال ميت را مى برد) چيزى كه هست نام مال را ذكر نكرد تنها فرمود: نصف از آن او است، پس الف و لام در كلمه (النصف ) عوض از مضاف اليه است.

در اينجا سهم دو دختر را ذكر نكرد، براى اينكه از جمله قبلى يعنى (للذكر مثل حظ الانثيين ) به دست مى آمد، چون وقتى نر و ماده هر دو وارث كسى باشند و سهم نر مثل سهم دو ماده باشد ارث به سه قسمت تقسيم مى شود دو قسمت از آن نر و يك قسمت از آن ماده مى شود در نتيجه سهم يك ماده يك ثلث خواهد بود و قهرا سهم دو ماده دو ثلث مى شود اين است كه در دنبالش از ذكر دو ماده سكوت كرد و در عوض تصريح كرد به اينكه اگر زنان بيش از دو نفر بودند دو ثلث مى برند، (فان كن نساء فوق اثنتين )

از اين هم كه بگذريم در زمان رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) عمل آن جناب در ارث دادن به دو دختر همين بوده، يعنى به دو دختر نيز دو ثلث مى داده و از زمان رحلت آن جناب تا عصر حاضر، عمل علماى امت به همين روال جريان داشته و جز روايتى كه از ابن عباس رسيده، مخالفتى در مساله نبوده است.

و لا بويه لكل واحد منهما السدس... فلامه السدس

اينكه پدر و مادر را عطف كرده بر اولاد، خود دلالتى است بر اينكه پدر و مادر در طبقات ارث هم طبقه اولادند و اينكه فرمود: (و ورثه ابواه...) معنايش اين است كه وارث ميت منحصر در پدر و مادر باشد و واقع شدن جمله : (فان كان له اخوه...) بعد از جمله :

(فان لم يكن له ولد و ورثه ابواه ) دلالت دارد بر اينكه اخوه (برادران ) در طبقه دوم قرار دارند و بعد از پسران و دخترانند، يعنى با وجود پسران و دختران ميت از ميت ارث نمى برند، تنها اثرى كه در وجود اخوه هست اين است كه نمى گذارند مادر ثلث ببرد.

من بعد وصيه يوصى بها او دين

منظور از وصيت همان دستور استحبابى در آيه : (كتب عليكم اذا حضر احدكم الموت ان ترك خيرا الوصيه ) كه مى فرمايد: اگر مرگ كسى نزديك شد و مال بسيارى داشت، خوب است علاوه بر ارثى كه خدا براى پدر و مادر معين كرده سهمى براى آن دو و براى خويشاوندان معين كند

و با اين توجيه يك نكته ديگر روشن مى شود و آن اين است كه (وصيت ) را به وصف (يوصى بها) توصيف كرد و وجهش اين است كه خواست تاءكيد را برساند و اين توصيف علاوه بر تاءكيد خالى از اين اشعار هم نيست كه ورثه بايد رعايت احترام ميت را بكنند و به وصيتى كه كرده عمل نمايند، همچنانكه در آيه سوره بقره كه گذشت دنبالش به اين نكته تصريح نموده و فرمود: (فمن بدله بعد ما سمعه فانما اثمه على الّذين يبدلونه ).

آباوكم و ابناوكم لا تدرون ايهم اقرب لكم نفعا.

خطاب در اين دو جمله به ورثه است كه در حقيقت شامل عموم مسلمانان كه از اموات خود ارث مى برند مى باشد و اين كلامى است كه در مقام اشاره به سر اختلاف سهام در وراثت پدران و فرزندان القا شده و نوعى تعليم است براى مسلمانان كه با لحن (شما نمى دانيد) ادا شده و امثال اين تعبيرات در لسان هر اهل لسانى شايع است.

و اينكه (آباء) را جلوتر از (ابناء) ذكر كرد اشاره دارد به اينكه ارث آباء زودتر به ورثه مى رسد تا ارث ابناء، همچنان كه در آيه : (ان الصفا و المروة من شعائر اللّه ) گفتيم جلوتر ذكر كردن صفا دلالت دارد بر اينكه سعى را بايد از صفا شروع كرد.

اشاره به انطباق حكم ارث در اسلام با احكام تكوينى و خارجى

و بنابراين مساله ارث و اختلاف سهام در آن طبق آثارى كه رحم دارد و اختلاف درجه اى كه عواطف انسانى نسبت به ارحام دارد تنظيم شده
و در توضيح اين معنا بشريت را به سه طبقه تصور مى كنيم
يك : طبقه حاضر و دوم والدين طبقه حاضر و سوم طبقه فرزند او

آنگاه مى گوييم : انسان موجود نسبت به فرزندش رؤ وف تر و علاقمندتر است تا نسبت به پدر و مادرش براى اينكه فرزند را دنباله هستى خود مى داند ولى پدر و مادر را دنباله هستى خود نمى داند (بلكه خود را دنباله آن دو احساس مى كند) در نتيجه ارتباط طبقه دوم قوى تر و وجودش با وجود طبقه حاضر چسبيده تر است تا با طبقه سوم كه نوه آن طبقه است و ما اگر بهره مندى از ارث مردگان را برطبق اين ارتباط و اتصال قرار دهيم، لازمه اش اين مى شود كه نسل حاضر از طبقه دوم يعنى طبقه پدران بيشتر ارث ببرد تا از طبقه سوم يعنى نسل آ ينده و به عبارت ديگر فرزندان، هر چند كه ممكن است در نظر ابتدائى خلاف اين معنا به نظر برسد و برعكس ‍ نظريه بالا گمان شود كه ارتباط (فرزند با پدر) بيشتر از ارتباط (پدر با فرزند) است.

و آيه مورد بحث كه مى فرمايد: (آباوكم و ابناءكم لاتدرون ايهم اقرب لكم نفعا) خود يكى از شواهد بر اين معنا است كه خداى تعالى حكم ارث را (مانند تمامى احكام ديگر اسلام ) بر طبق احكام تكوينى و خارجى تشريع فرموده.

علاوه بر اينكه آيات مطلقه قرآنى كه نظر به اصل تشريع دارد نيز بر اين كليت دلالت دارد، مانند آيه شريفه : (فاقم وجهك للدين حنيفا فطره اللّه التى فطر النّاس عليها لاتبديل لخلق اللّه ذلك الدين القيم )، كه دلالت دارد بر اينكه تمامى احكام اسلام مطابق نظام جارى در تكوين تشريع شده است با بودن چنين آياتى چگونه تصور مى شود كه در شريعت اسلام احكامى الزامى و فرائضى غير متغير تشريع بشود كه در تكوين حتى فى الجمله ريشه اى نداشته باشد.


فريضه من اللّه...

ظاهرا منصوب بودن كلمه (فريضه ) به خاطر فعل تقديرى باشد و تقدير كلام (خذوا فريضه ) و يا (الزموا فريضه ) و يا امثال اينها باشد، يعنى شما اين حكم را به عنوان يك فريضه بگيريد و يا متعهد به آن باشيد و اين جمله تاءكيدى بالغ و شديد است بر اينكه سهام نامبرده از ناحيه خداى تعالى به شما پيشنهاد شده و حكمى است معين و لا يتغير.

از تفسیر المیزان

ویرایش بوسیله کاربر 1395/10/21 12:00:30 ق.ظ  | دلیل ویرایش: edit

 1 کاربر از ali برای ارسال مفیدش تشکر کرده است.
hamid3pnn در تاریخ 1395/11/13
ali Offline
#4 ارسال شده : 1395/10/21 12:11:06 ق.ظ
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 277

تشکرها: 4 بار
12 تشکر دریافتی در 12 ارسال
بيان سهام طبقه اول ورثه

و اين آيه شريفه متكفل بيان سهام طبقه اول از طبقات ارث است و طبقه اول عبارتند از: اولاد و پدر و مادر در همه تقديرهايش چرا كه سهم آنان بطور واضح در قرآن آمده مانند:

1_ سهم پدر و مادر با وجود اولاد كه هر يك سدس (يك ششم ) مى برند.

2- و سهم پدر و مادر با نبود اولاد كه مادر يك ثلث مى برد (يك سوم ) و پدر يك سدس(يك ششم) اگر ميت برادر نداشته باشد و گرنه (برادر داشته باشد)مادر و پدر همان يك سدس (يك ششم ) مى برد.

3_ و سهم يك دختر نصف مال است.

4- و سهم چند دختر در صورتى كه وارث ديگرى نباشد كه دو ثلث (دو سوم ) مى برند.

5- و سهم پسران و دختران در صورتى كه هر دو بوده باشند كه پسران دو برابر دختران مى برند.

6_ و ملحق به اين قسم است ارث دو دختر كه آن نيز به بيانى كه گذشت دو ثلث (دو سوم ) است.

و چه اينكه بطور اشاره در قرآن آمده باشد مانند:

1- يك پسر به تنهائى (با نبود دختر و پدر و مادر) همه مال را، به دليل آيه :

(للذكر مثل حظ الانثيين ) كه اگر ارث مى برد به دليل ضميمه شود به جمله : (و ان كانت واحده فلها النصف ) اين حكم استفاده مى شود، چون در جمله دوم سهم يك دختر را در صورتى كه وارث ديگرى نباشد نصف مال ميت قرار داده و در جمله اولى سهم پسر را دو برابر سهم دختر قرار داده.

از اين دو جمله مى فهميم كه اگر وارث ميت تنها يك پسر باشد، همه مال را مى برد كه دو برابر سهم يك دختر است.

2- چند پسر در صورتى كه ميت دختر و پدر و مادر نداشته باشد كه حكم ارث آنها صريحا در قرآن نيامده بلكه بطور اشاره آمده است چون از جمله : (للذكر مثل حظ الانثيين ) مى فهميم كه چند پسر همه با هم برابرند و تفاوت تنها ميان دختر و پسر است.

و به راستى امر اين آيه شريفه در اختصارگوئى و پرمعنائى عجيب و معجزه آسا است.


تفسیر المیزان

ویرایش بوسیله کاربر 1395/10/22 10:11:48 ق.ظ  | دلیل ویرایش: edit

 1 کاربر از ali برای ارسال مفیدش تشکر کرده است.
hamid3pnn در تاریخ 1395/11/13
ali Offline
#5 ارسال شده : 1395/10/22 09:56:51 ق.ظ
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 277

تشکرها: 4 بار
12 تشکر دریافتی در 12 ارسال
نظر ايت الله صادقي تهراني در تفسير فرقان:

«كم»- كه مورد اين وصيت اقتصادى پروردگارند- همان مكلفان هستند كه اين وصيت را به هنگام زنده بودنشان موظفند عملى سازند. و اين جريان پس از مرگ دنباله زندگى آنان است، كه در اصل مادامى كه زنده هستند اگر مى خواهند اموالى ميان فرزندانشان تقسيم كنند براى پسران دو برابر دختران است، و در حاشيه آن پس از مرگشان چنان تقسيمى استمرار دارديعنى در حال حياتش هم بايد سهم پسر را دو برابر سهم دختر قرار دهد، و نه بگونه اى ديگر، و اين تقسيم ربانى ثابت و مسلّم است،

در هر صورت فرزندان انسان، و نيز پدران و مادران و زنان و شوهران بر حسب آياتى ديگر در صف اول وارثان مى باشند.

" ان كن نساءً" به معناى انحصار كل وارثان در دختران نيست، بلكه به معنى انحصار فرزندان است در دختران، و در اين انحصار ممكن است پدر مادر و زن يا شوهر نيز در كار باشند، كه در اينصورت بقيه ميراث- كه يك ثلث است- در زمينه تعدد دختران، و نصف است در صورت وحدتشان- به ديگران مى رسد،

ولى اگر وارث در انحصار دختر يا دختران باشد اينجا زمينه رد است كه كلًا به آنان و اگذار مى شود، روى اين اصل ذكر دو ثلث و نصف بعنوان اصل ميراث براى دوگونه دختران لازم بود، زيرا در صورت جمع با ديگران تنها اين مقدار ارث مى برند،

ولى در صورتيكه ديگران هرگز نباشند بقيه بعنوان رد- و نه بعنوان فرض- به همين دختران مى رسد، زيرا كلًا بر مبناى «الاقربون» و" اولوا الارحام بعضهم اولى ببعض فى كتاب اللَّه" (33: 6) كل بخشهاى ارث اعم از فرض و ردّ مربوط به نزديكتران است،
چون اولويت در كل ما ترك است،- و نه تنها در قسمت حد قانونى و فرضش كه گفته شود: باقيمانده از ميراث دختران مربوط به عصبه: برادران ميت و يا ديگران مى باشد.

آرى در اينجا(سهم مادر) حَجب مانع از زيادى ارث در كار است، كه اگر ميت خواهر يا برادرى هم داشته باشد گرچه خود آنان ارث بر نيستند ولى صِرف وجودشان ارث مادر را به سدس 1/6 برگشت مى دهد، و تمام اين جريانات" من بعد وصية يوصى بها او دين" است، البته وصيتى شايسته و دينى بايسته.

«اخوة» به حساب جمع يكى را شامل نيست، بلكه مانند" فوق اثنتين" در فرزندان، از دو به بالا را شامل است، چه خواهران و چه برادران باشند، و يا جمع خواهران و جمع برادران،

و از جمله شواهدى كه «اخوة» شامل تنها خواهران نيز مى شود- تا چه رسد جمع خواهران و برادران-" انما المؤمنون اخوة" مى باشد، كه اخّوت را در هر سه بعد بر مبناى ايمان، اثبات كرده است و نيز آيه 176 همين سوره" و ان كانوا اخوةً رجالًا و نساءً" كه برادران و هم خواهران را «اخوة» دانسته است.

" للذكر مثل حظ الانثيين" قانونى كلى است نسبت به فرزندان، چه فرزندان درجه اول و چه درجات بعدى، اگر فرزند درجه اول نباشد، و فرزندان درجه دوم هم چه نوادگان دخترى باشند و چه پسرى، زيرا «اولادكم» جمع مضاف است، و تمام فرزندان را از دور و نزديك در بر دارد، پس اين قاعده تمامى فرزندان را شامل است، بنابراين چنين نيست كه پسران دختر، دخترى ارث برند و دختران پسر، پسرى، كه اين بر خلاف جمع مضاف استغراقى و همگانى است، (يعني پسر پسر و پسر دختر مانندهم.دختر پسر و دختر دختر هم مانند هم ونصف برادارن شان)

و اين قاعده" للذكر مثل حظ الانثيين"- باستثناى پدران و مادران، و خواهران و برادرانى كه از پدر و مادر نيستند- كليت دارد، و اين دو برابر بودن سهم پسران نسبت به دختران در غير فرزندان گرچه احياناً هست مانند شوهر نسبت به زن و مواردى ديگر كه خواهد آمد، ولى در اين بُعد كليت ندارد كه ممكن است مذكر و مؤنث در ارث با هم برابر باشند چنانكه در كلاله پدرى با مادرى اين چنين است. يا اينكه مؤنث دو برابر مذكر است مانند دو برابرى مادر احياناً نسبت به پدر.

ویرایش بوسیله کاربر 1395/10/22 10:09:55 ق.ظ  | دلیل ویرایش: edit

 1 کاربر از ali برای ارسال مفیدش تشکر کرده است.
hamid3pnn در تاریخ 1395/11/13
farhang Offline
#6 ارسال شده : 1395/11/11 11:19:29 ق.ظ
سید کاظم فرهنگ

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/02/31
ارسالها: 461
مرد
Iran (Islamic Republic Of)

21 تشکر دریافتی در 17 ارسال
به نام خدا

نکته1-:ایه 11در خصوص سهم پدر در دو حالت اخر يعني نبود فرزندان متوفي و نيز وجود اخوه ساکت است.

برخی مانند تفسیر المیزان و الفرقان بر این نظرند که سهم پدر همواره همان یک ششم است.
اما برخی مفسران و نیز فقها معتقدند که در این حالت ،باقی مانده ارث ،سهم پدر است یعنی دو سوم یا پنج ششم.
که باتوجه به تاکید منحصر بودن وراث به ابوین در متن آیه، و نیز منطق قران در تقسیم ارث زنان و مردان ،نظر دوم صحیح تر به نظر میرسد.

نکته2:در حالت اخر که اگر متوفی،دارای اخوه باشد،اکثر مفسران اخوه را فقط به براداران (دو برادر یا معادل ان یعنی چهار خواهر یا یک برادر و دو خواهر) تعبیر کرده اند.
اما تفسیر الفرقان با توجه به کاربرد اخوه در ایه 176 همین سوره و نیز جمله معروف انما المؤمنون اخوة ،اخوه را شامل خواهران تنها نیز میداند .
با توجه به مفهوم ایه که بعلت وجود اخوه،سهم مادر از ارث را کمتر و سهم پدر را بیشتر میکند و نیز ایه 176، نظر دوم یعنی شمول هم خواهران و هم برادران صحیح تر است.
سیدکاظم فرهنگ
 1 کاربر از farhang برای ارسال مفیدش تشکر کرده است.
hamid3pnn در تاریخ 1395/11/13
کاربرانی که در حال مشاهده انجمن هستند
Guest (3)
جهش به انجمن  
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن نمی باشید.

قدرت گرفته از YAF 1.9.6.1 | YAF © 2003-2017, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 0.312 ثانیه ایجاد شد.
logo-samandehi