آپارات اينستاگرام لينكداين
logo
پر بازدید ترین عناوین تالار از ابتدا: ایه 59 سوره احزاب(حجاب):زنان مسلمان،جلباب(روپوش) رابه بدن خود نزدیک کنند تا مورد اذیت قرار نگیرند (تعداد مشاهده:50256)    اوقات نماز های یومیه در قران (تعداد مشاهده:41032)    عسل شفا بخش همه مردم-ایه 69سوره نحل (تعداد مشاهده:32437)    آيات 11تا 13 حجرات:برادران ایمانی هم رامسخره نکنید.بدگمان نباشید.غیبت نکنید.تجسس نکنید (تعداد مشاهده:25586)      پر بازدید ترین عناوین سه ماه گذشته: تدبر درسوره فجر:منظور از قسمهاي والفجر وليال عشر چيست؟    آیا در قرآن کریم فرقی بین مومن و مسلمان وجود دارد؟ آيا برخي تكاليف مثل حجاب،مخصوص مومنين است ؟    تدبر و فهم سوره مدثر:اولين توصيه پيامبر به صبر،قران مايه تذكر و هشدار همه انسانهاست.    دانلود رايگان فايل پي‌دي‌اف قرآن با ترجمه فولادوند به ترتيب نزول       آخرین رویداد تالار: امادگی کانال قرآن پویان جهت انتشار مطالب و یادداشتهای نویسندگان و اندیشمندان قرانی      

توجه

Icon
Error

farhang Offline
#1 ارسال شده : 1395/11/26 06:42:33 ق.ظ
سید کاظم فرهنگ

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/02/31
ارسالها: 523
مرد
Iran (Islamic Republic Of)

24 تشکر دریافتی در 17 ارسال
به نام خدا:

مجازات زنا در قران چیست؟حصر ، شلاق یا سنگسار؟

در این ایام که برنامه تدبر در سوره نساء در گروه قران پویان مطرح بود،آیات 15 و16 سوره نساء به تنهایی و نیز تلفیق انها با آیات ابتدای سوره نور،سئوالات زیادی را در ذهنم ایجاد کرد که با مراجعه به تفاسیر مختلف و مشورت با قران پژ وهان مختلف و تامل چندین باره در ایات ،سعی در یافتن پاسخی مناسب نمودم .

حال نتیجه این تاملات را برای دوستان نیز باشتراک گذاشته تا با نقد و ارایه نظر ،در تکمیل و تصحیح این مبحث کمک نمایند. جالب انکه به لطف خدا در برخی از سئوالات و ابهامات ،در حین مکتوب کردن احتمالات و تعمق بیشتر در موضوعات،به جمع بندی رسیدم.

لازم به ذکر است از انجا که در سه اثر المیزان،پرتوی از قرآن و البیان فی تفسیر القران استدلالات قرانی نسبتا غالب بود و برخی از آراء آنها نیز قرابتی با دیدگاههای نویسنده داشت،در طول این یادداشت بارها به انها اشاره کرده ام.

جهت مطالعه نظر مفسران مختلف در ايات مربوط به زنا كليك كنيد.

ابتدا آیه 15 سوره نساء را مرور می کنیم:

وَ اللاَّتِی یَأْتِینَ الْفاحِشَةَ مِنْ نِسائِکُمْ فَاسْتَشْهِدُوا عَلَیْهِنَّ أَرْبَعَةً مِنْکُمْ فَإِنْ شَهِدُوا فَأَمْسِکُوهُنَّ فِی الْبُیُوتِ حَتَّی یَتَوَفَّاهُنَّ الْمَوْتُ أَوْ یَجْعَلَ اللَّهُ لَهُنَّ سَبِیلاً (15)

و از زنان شما كسانى كه مرتكب فاحشه مى ‏شوند چهار تن از ميان خود [مسلمانان] بر آنان گواه گيريد پس اگر شهادت دادند آنان [=زنان] را در خانه ‏ها نگاه داريد تا مرگشان فرا رسد يا خدا راهى براى آنان قرار دهد

فراز دوم سوره نساء یعنی ایات 11-14 ،به احکام ارث در خانواده تعلق داشت ایه 19 هم به ارث و سپس نکات دیگر زندگی زناشویی می پردازد .لذا ایات 15-18 به نوعی پرانتزی یا معترضه هستند. یعنی شما میتوانید آیه 14 و 19 را پشت سرهم بخوانید بدون اینکه نقصی در محتوای این ایات پیش آید.

در آیه 15 اختلاف نظرات زیادی بین مفسرین وجود دارد:

1-اولین عبارت محل اختلاف ،فاحشه است که ایا به زنا اختصاص دارد یا همجنس گرایی است یا اینکه عام است و هر گونه فحشایی را شامل است؟

لغت فاحشه در قران،هم در معنای عام آن بکار رفته (مثلا ال عمران 135و اعراف ایه28)، هم برای لواط در ماجرای قوم لوط(نمل ایه54) و هم برای زنا(اسراء ایه32) لذا برای تفسیر آن در این آیه،باید دنبال قراین متنی در ایه یا ایات مجاور باشیم.

المیزان گفته است"بطوری که بیشتر مفسرین گفته اند،مورد از فاحشه،در این آیه عمل زناست"

مرحوم طالقانی نیز در تفسیر پرتوی از قران انطباق فاحشه بر زنا را در این محتمل تر دانسته و چنین نظر داده است: "این حکم (امساک زنان) برای تطهیر بیوت از آلودگی و اختلاط ارحام، پس از آیات ارث و دیگر احکام آمده که همه آنها بر پایه و ریشه رحم است". در مقابل برخی مفسران فاحشه رابه مساحقه و همجنس گرایی بین زنان تفسیرکرده اند.

با توجه به اینکه ایات قبلی و ایه بعدی این فراز به بیان مساله ارث در خانواده و اقربین ونیز مسایل خانوادگی پرداخته و ایه اغازین سوره هم به تقوا در برخورد با ارحام تاکید می کند،فاحشه مرتبط با این امر را هم باید مرتبط با ارحام و همان زنا دانست.

2-دومین محل اختلاف،کلمه نسائکم است. برخی آنرا به معنای ازواجکم و برخی آنرا به معنای زنان شوهر دار دانسته و لذا حکم این ایه را مخصوص زنان شوهر دار دانسته اند.مفسرینی هم که فاحشه را شامل همجنس گرایی دانسته اند،معتقد به شمول نسا بر جنس مونث هستند.

نساء در ایات مختلف قران ، حتی در ایات مختلف سوره نسا مصادیق متفاوت دارد .برخی موارد همه زنان مزدوج و مجرد را در برمی گیرد(آیه 59 سوره احزاب که حکم به ادنای جلباب نساءالمومنین داده که هم دختران و هم زنان را شامل است یاآیه 1 همین سوره) در مواردی فقط شامل زنان غیر شوهردار است(ایه 3 همین سوره)و در برخی موارد هم به معنای همسران است.(آیه222 سوره بقره یا ایه 4 همین سوره )

نکته:اضافه شدن ضمیر کم به نساء در قران ،دو حالت دارد:

الف-به کاررفتن ابناءکم و نساءکم در کنارهم که مراد آن همه زنان است نه لزوما همسران.این ترکیب در 4 مورد به کاررفته که سه مورد ان به داستان فرعونیان(یذبحون ابناء کم و یستحیون نساءکم) و یک مورد ان به داستان مباهله برمیگردد.

ب-غیر از آیه مورد بحث، نسائکم (بدون ابناءکم)4 تکرار داشته که در همه انها با توجه به مفهوم آیات، به همسران و ازواجکم اشاره دارد.از جمله دوبار در ایه 23 همین سوره. بنابراین ،احتمال اینکه در ایه 15 هم صرفا به همسران اشاره داشته باشد،وجود دارد.

لذا برای تدقیق منظور ایه،باید دنبال سایر قراین متنی از ایه و ایات مجاور بود.

اشاره شد که این فراز ، حالت پرانتزی بین ایات 14 و19 است.
در آیه 19 به استثنای "الا ان یاتین بفاحشه مبینه" از حکم "لا تعضلوهن لتذهبوا ببعض ما اتیتموهن" در خصوص همسران اشاره کرده است. ایه 15 که با "واللاتی یاتین الفاحشه" شروع میشود در واقع به بیان روش اثبات فاحشه مبینه و حکم این زنان پرداخته است.
لذا با عنایت باین موضوع و تاکید ایه بر "من نسائکم" (درصورتیکه مراد همه افراد جنس مونث بود،ذکر کلمه من نسائکم لزومی نداشت)و نیز وجود حالت ساختاری ب در کاربرد نسائکم ،مراد آیه 15 زنان شوهر دار است .


3-سومین محل اختلاف در جمله آخر آیه یعنی یَجْعَلَ اللَّهُ لَهُنَّ سَبِیلاً است.برخی با استناد به روایات،این ایه را نسخ شده با حکم سنگسار یا آیه بعد میدانند و برخی به اعتبار این عبارت،حکم آیه را موقت میدانند و ایه دو سوره نور یعنی حکم شلاق زانی و زانیه را جعل سبیل مورد اشاره در این آیه قلمداد میکنند.(همانند المیزان)

توجه در متن خود ایه و آیات بعد،این برداشت را تقویت میکند که سبیل مورد اشاره ،لطف خدا بر این گونه افراد جهت توبه و اصلاح رفتار زشت شان است.در هر سه ایه بعد،تاکید بر توبه شده است. در ایه 15 میفرماید زنانی که مرتکب زنا شدند و چهار شاهد علیه انها گواهی دادند را در خانه ها نگهداری و محصور نمایید تا اینکه بمیرند یا به طریق دیگری که خدا برایشان فراهم میکند ،خلاص شوند.
هدف این حکم، محصور کردن زنان الوده جهت پیش گیری از شیوع فحشا در جامعه است.طبیعی است که اگر این افراد با توبه یا هر علت دیگری از این اعمال خود دست بردارند،ادامه حصر انها ضرورت ندارد و میتوانند به جامعه بازگردند.


نکته ظریف دیگر این آیه و آیه 18 ،وجود کلمه موت است.باردیگر سه ایه را مرور می کنیم:

15انها را محصور کنید تا مرگ انها را دریابد یا خدا بر انها راهی بگشاید.
17 خدا توبه کسانی را که از روی جهالت عمل سوئی انجام دهند و زود توبه کنند، می پذیرد.
18توبه کسانی که زشت کاری می کنند و زمان مرگ توبه میکنند،پذیرفته نیست.

معنای دو آیه اخیر توصیه به تعجیل در توبه پیش از فرا رسیدن مرگ است که در ترکیب با ایه 15نشان میدهد این افراد محصور هم اگر قبل از مرگ توبه کنند،قابل پذیرش هم از جانب خدا و هم از جانب جامعه است.ولذا قابل پذیرش نیست که منظور از جعل سبیل خدا به نفع این افراد (لهن سبیلا و نه علیهن سبیلا) پیش از مرگ آنها ،سنگسار باشد.


آیت الله طالقانی در تفسیر پرتوی از قران نیز جعل سبیل مذکور را شامل مصادیق مختلفی از جمله توبه میدانند. "و ظاهر «سبیلا» که مطلق است، هر راهی است که آنها را از این بن بست دوام امساک برهاند، مانند توبه که در آیه بعد آمده است. و یا به کلی رها شدن و رانده شدن از محیط خانواده و اجتماع اسلامی است. اطلاق سبیلا، راه نجات نامعینی را می‌رساند، که از کشانده شدن به سوی فحشایشان برهاند: اگر دچار بحران غریزه شده، شاید دوره آن بگذرد و فروکش کند و اصلاح شود. و یا عواطف مادری و مسئولیت اولاد، او را به خود آرد. یا اگر گرفتار وسوسه و علاقه به مردی شده، آن شخص اصلاح یا منصرف شود یا بمیرد، و همچنین ... هر علتی که این زن را به فحشاء کشانده از میان برود، و در نهایت، بیدار شدن و جدان ایمانی و توبه و برگشت.."

ایت الله خویی در البیان ضمن رد هرگونه نسخ این آیه معتقد است" ظاهر آیه این است که منظور از نگاه داشتن چنین زن هایی در خانه، جلوگیری آن ها از ارتکاپ گناه برای بار دوم و پیشگیری از تکرار و توسعه کار زشت است. این آیه شریفه نیز انسان را به یکی از راه های جلوگیری از شیوع مفاسد و فواحش در جامعه، رهبری می کند که زنان منحرف بازداشت و توقیف شوند تا راهی در پیش پای آنان گذاشته شود و از این گرفتاری و توقیف نجات پیدا کنند.

پس این راه نجات و خلاص که برای آنان پیش بینی می شود، نمی تواند تازیانه و یا سنگسار باشد و هیچ زن عاقل که در خانه ای با رفاه کامل به سر می برد، راضی نمی شود که سنگسار شود یا تازیانه بخورد. تازیانه و رجم نمی تواند راه حل و راه نجات برای او محسوب شود، پس منظور از این راه نجات چیست؟

و بنابراین احتمال، حکم زنی که مرتکب فحشا گردیده است، این است که در خانه حفظ و توقیف شود تا خداوند فرج و گشایشی نسبت به او و راه نجات و رهایی برای وی بگشاید و او رااز توقیف شدن در خانه نجات بدهد، مانند این که توبه خالص و کامل کند، به طوری که اطمینان حاصل شود که دیگر به گناه آلوده نخواهد گردید و یا به مرحله پیری برسد که قابلیت ارتکاب گناه و عمل زشت زنا نداشته باشد و یا تمایل به ازدواج کند و همسر مردی شود که او رااز آلودگی و ارتکاب به گناه حفظ نماید.
این است منظور از راه نجات و رهایی که در این آیه برای زن نابکار پیش بینی شده است و این حکم و راه اصلاح، پیوسته ثابت بوده و اصلا قابل نسخ نیست."

4-چهارمین سئوال یا محل اختلاف در این آیه این است که مخاطب و مجری این آیه کیست؟ایا مردان و سرپرستان خانوارند یا حکومت و دادگاه اسلامی؟

با توجه به فرایند استشهاد از 4 گواه و اینکه در ایه 19 هم ارتکاب فاحشه مبینه از سوی زوجه را مجوزی برای سخت گیری بر زوجه و بازپس گیری بخشی از مهریه توسط وی میداند،لذا ایه 15 را باید جزو مجازات اجتماعی و از شئون حکومتی دانست.نکته ظریف دیگر موید این امر دستور به امساک زنان در بیوت است نه در بیوتکم چرا که قاعدتا زوج پس از افشای زنای همسرش،انگیزه ای برای ادامه ارتباط با این زن و نگهداری وی در منزلش ندارد. لذا مراد این ایه،احتمالا حصر در خانه هایی بدین منظور است که توسط حکومت فراهم میشود.

باعنایت به موارد فوق،ترجمه این آیه چنین خواهد شد:اگر همسرانتان مرتکب زنا شدند(انها را به قانون بسپارید) اگر چهار شاهد علیه انها گواهی دادند،انها را در خانه ها نگهدارید تا بمیرند یا توبه کنند (یا به هر علت دیگری ،دست از این کار بردارند)

اما آیه 16:

وَ الَّذانِ یَأْتِیانِها مِنْکُمْ فَآذُوهُما فَإِنْ تابا وَ أَصْلَحا فَأَعْرِضُوا عَنْهُما إِنَّ اللَّهَ کانَ تَوَّاباً رَحِیماً (16)

و از ميان شما آن دو تن را كه مرتكب زشتكارى مى ‏شوند آزارشان دهيد پس اگر توبه كردند و درستكار شدند از آنان صرفنظر كنيد زيرا خداوند توبه‏ پذير مهربان است

نکته :در ایه از بیان" اذوهما فان تابا..." نتیجه می شود که ازار اشاره شده در این آیه اولا تکرار پذیر و ثانیا خفیف تر از حدود مشهور و باهدف توبه کردن و اصلاح دوطرف است که اگر توبه کردند و اصلاح شدند،دست از ازار انها بردارید.لذا نمیتواند به اجرای حد که یکبار و یکجاست ،تعبیر شود.

-اولین سئوال و اختلاف در آیه،ضمیر و فعل تثیه اللذان و یاتیان است. که ایا به دو مرد اشاره می کند یا به یک زن و مرد؟ که پاسخ آن با توجه به ادامه آیه می تواند مشخص شود.از مفسرانی که در ایه قبل نام برده شد،المیزان و پرتوی از قران انرا به زن و مرد و البیان آنرا به دو مرد تعبیر می کنند.

-دومین سئوال در این ایه نیز مثل ایه قبل،نوع فحشا است.انها که اللذان را به دو مرد مرتبط میدانند،فحشا را هم جنس گرایی بین مردان میدانند(وایه قبل را هم شامل یا منحصر به همجنس گرایی بین زنان میدانند) و انها که یک زن و یک مرد را مرجع ضمیر ایه میدانند،فحشا را زنا میدانند.

در آیه قبل منظور از فحشا را با توجه به آیات قبل و بعد پارگراف اخیر، زنا اختیار کردیم .با توجه به وجود ضمیر ها در یاتیانها که به فاحشه ایه 15 برمیگردد،در این ایه هم منظور،زناست و لذا مرجع ضمیر مثنی،یک مرد و یک زن است.

دو علت دیگری که میتوان در نفی انتساب این ایه به لواط و هم جنس گرایی بین مردان برشمرد عبارتست از:
1-مطابق روال قران در سایر مواردیکه احکام خاص زن و مرد را بیان میکند،می باید مشابهت عبارات و ضمایر از لحاظ جمع /مفرد وجود داشته باشد.

مثلا ایات 30و 31 سوره نور: قل للمومنین یغضوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم قل للمومنات یغضضن من ابصارهن و یحفظن فروجهن
لذا در فرض مراد بودن دو مرد،ایه 16 هم به تبعیت از ایه 15 مناسب تربود این گونه بیاید:والذین یاتون الفاحشه بجای والذان یاتینها

2-اگر ایه فقط به همجنس گرایی بین مردان اشاره داشت،بجای ضمیر کم در منکم ، استفاده از "من رجالکم" مناسب تر بود.
بنابراین آیه به طرفین زنا مرتبط است.

-سومین و مهم ترین سئوال ،به تفاوت حکم این ایه با ایه 15 در خصوص مجازات زن زناکار برمیگردد.اگر هر دو آیه،به زنا اشاره دارد ایه 15زن زناکار را به حصر محکوم کرد.اما ایه 16 مرد و زن را به ازار و اذیت محکوم میکند. ایا مجازات زن بیشتر است؟ایا مصداق هر دو ایه یکی است؟

احتمال های مختلفی در این خصوص مطرح شده است:

الف-حکم آیه 15 مخصوص زن شوهردار بود .اما آیه 16 به زن و مرد مجرد اشاره دارد.(المیزان) این نظر هرچند قرینه صریح متنی ندارد،اما با توجه به خفیف تر بودن حکم نسبت به ایه 15 و عام بودن ضمیر منکم در ایه 16 در مقایسه با من نسائکم در آیه 15 میتواند محتمل تر از سایر گزینه ها باشد.

ب-ایه 16 در ادامه ایه 15 و در بیان حکم مرد زناکار است.این ایات مجازات هر دو را بطور کلی ،اذیت کردن و تنبیه بیان کرده اما نوع ازار زن را حصر در خانه معرفی کرده و تنبیه مرد زناکار را به وضع قانون توسط خود جامعه واگذار نموده است.

در تفسیر پرتوی از قران،این احتمال را چنین توضیح داده است: " امساک (نگهداری و محدود کردن) چنین زنی در درون خانه خود برای آنها آزاریست و اگر اصلاح نشد، سختگیری در غذا و لباس و رفتار خشن و قهرآمیز، و برای چنین مردی، اهانت و تحقیر و منزوی گذاردن و در مجامع عمومی راه ندادن و با او سخن نگفتن، و داد و ستد نکردن و زدن و امثال اینها، هر چه در اصلاحش مؤثر باشد، با اختلاف در روحیات و موقعیت. و شاید اگر مقتضی شود نگهداری آن مرد در خانه، که در این آیه نیامده از اینجهت تا اگر پیشه و کاری دارد، یا عیالمند است، خود و کارش تعطیل نشود و به آنها برسد. بنا بر این بیان، دو امری که در این دو آیه آمده «فامسکوهن، فآذوهما»، درباره زنان و مردانی که به فاحشه کشیده شده‌اند، با نظر به وضع و موقعیت و تأثیر و مصالح آنان و خانواده‌شان، قابل اجراء است تا توبه کنند و به صلاح گرایند."

ج-در آیه 16 علیرغم ایه 15،به استشهاد و گواهی 4 نفر اشاره نشده است. البته اکثر مفسرین بدلیل وجود واو عطف اول ایه و ضمیر ها در یاتیانها، همان شرط استشهاد را هم در اینجا برقرار دانسته اند. اما عدم ذکر ان در اینجا میتواند موید تفاوت هم باشد.یعنی اگر 4 گواه فراهم نشد یا شهادت ندادند،اما به نحوی به زنای این دو نفر،علم پیدا کردید(مخصوصا که اول ایه صحبت از یاتین است نه ظن و گمان و رمی اتهام) انها را اذیت و نکوهش کنید بگونه ای که بازگردند و توبه کنند.

ایت الله طالقانی این احتمال را این گونه بیان کرده است:" شاید امر استشهاد «فَاسْتَشْهِدُوا ...» که در مورد این آیه نیامده، برای این باشد که همین عطف «وَ الَّذانِ» لزوم استشهاد را می‌رساند. و یا با احراز انجام فاحشه، استشهاد لازم نباشد و قرینه‌ای باشد که امر استشهاد در آیه سابق، برای نظارت شهود در تثبیت و اجرای حکم و امر «فَآذُوهُما» برای تنبیه و آگاهی است. تا شاید اصلاح شوند و به خود آیند و شایسته برگشت به خانواده و اجتماع اسلامی گردند."

البته با توجه به تمرکز آیه 15 بر گواهی علیه زن شوهردار و مجازات وی،در صورت پذیرش این احتمال مناسب بود که هم چنان راهکار علیه زن مجرم را در صورت عدم شهادت 4گواه ارایه کند نه اینکه ضمیر را هم تغییر دهد.مگر اینکه حکم ایه را کلی و مخصوص زناهای محرزشده ولی بدون 4گواه بدانیم که با توجه به ایه 4 و13 سوره نور که مدعیان بدون 4 گواه را دروغگو و فاسق میداند،این احتمال پذیرفتنی نیست.
لذا از میان سه احتمال بالا،نظر نخست صحیح تر به نظر میرسد.

البته در این فرض،یک سئوال پیش میاید که چرا حکم مرد مجرم در آیه 15 بیان نشده و فقط به بیان حکم زن شوهر دار بسنده شده است؟

در پاسخ باید گفت اصولا در قران در موضوع زنا ،توجه بیشتر به زنان بوده است هم در باب مسئولیت و هم در باب حقوق.
آیات سوره نور دوبار از اتهام زنندگان زنا به زنان پاک بشدت نکوهش کرده و انها را مستوجب حد دانسته اما راجع به اتهام به مردان سکوت کرده است.که این امر بعلت خدشه دار شدن آبرو و ناموس یک زن پاک در اثر این اتهام (در مقایسه با اتهام به یک مرد)منطقی است .به همان نسبت مسئولیت زنان هم در محافظت از این سرمایه ابرویی خود بیشتر است.در اینجا هم با توجه به این نکته ونیز نقش بیشتری که زنان مجرم در الوده کردن مردان جامعه میتوانند داشته باشند، حکم به حصر انها داده است و حکم مردان همسردار را به قانون گذاری در اجتماع موکول کرده که همان گونه که در بند ب اشاره شد،از ازار تا حصر میتواند در نظر گرفته شود.

-چهارمین و آخرین سئوال اینکه ایات فوق چه ارتباط و نسبتی با ایات ابتدای سوره نور دارند؟تفاوت مجازات و شرایط این دو سوره در کجاست؟

در آیه دو سوره نور،مجازات صد شلاق هم برای زانی و هم برای زانیه در نظرگرفته شده و تاکید شده که نباید دچار رافت نسبت به انها شوید.

الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا مِئَةَ جَلْدَةٍ وَلَا تَأْخُذْكُم بِهِمَا رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَلْيَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَةٌ مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ ﴿۲﴾

به هر زن زناكار و مرد زناكارى صد تازيانه بزنيد و اگر به خدا و روز بازپسين ايمان داريد در [كار] دين خدا نسبت به آن دو دلسوزى نكنيد و بايد گروهى از مؤمنان در كيفر آن دو حضور يابند.

سپس ازدواج با زن ومرد زناکار را بر سایر مومنان حرام کرده است.(یعنی که اینها شناخته شده و مشهور ند و دیگران نباید با انها ازدواج کنند ) برخلاف سوره نساء صحبتی از توبه هم مطرح نیست(جز برای اتهام زنندگان بدون4 شاهد) بنابراین ایات سوره نور از شدت و غلظت بیشتری نسبت به سوره نسا در برخورد با مرتکبین زنا برخوردار است.

این امر به خوبی موید سیر نزول سوره ها و نیز سیر تربیتی صحیح اسلام میباشد که ابتدا با مجازات و ازار های کوچکتر،سعی دارد انها را متنبه ساخته و به مسیر توبه رهنمون شود. اما بعد از گذر از این مرحله و علم پیداکردن متخلفان به زشتی کار و اصرار بر انجام ان (بطوریکه زانی و زانیه صفت آنها شود در اثر اشتهار یا استمرار به این کار) مجازات شدید شلاق در ملا عام بدون رافت باید اعمال شود و ازدواج موقت یا دائم آنها با سایر مسلمانان هم حرام است.


آیت الله خویی نیز در تبیین رابطه آیه 15 سوره نسا با سوره نور معتقد است:" حکم اول (امساک) بدین مناسبت تشریع شده است که از ارتکاب معصیت برای دومین بار و تکرار آن ممانعت و جلوگیری به عمل آید ولی حکم دوم(تازیانه) برای تأدیب وی نسبت به خلافی که مرتکب گردیده است و برای عبرت دیگران و ترساندن و حفظ نمودن سایر زنان از آلوده شدن به چنین گناه ، تشریع شده است.بنابراین، منافات و مخالفتی در میان این دو حکم وجود ندارد تا حکم اول با حکم دوم نسخ شود".

ایات سوره نور هم تفکیک صریحی بر زنای محصنه یا غیر محصنه ندارد.مجازات را برای زانی و زانیه بیان کرده است.برخلاف مشهور که این ایات را برای زن و مرد مجرد می دانند،وجود ایات 6-10 که به لعان و روش اثبات اتهام زنای زوج علیه زوجه و دفاع زوجه میپردازد،نشان میدهد که این مجازات شامل زنان شوهر دار هم هست.ایه 4 سوره نور هم که به اتهام علیه محصنات(کلیه زنان پاک دامن)اشاره دارد،موید عام بودن حکم صد شلاق برای زانی و زانیه اعم از مجرد یا متاهل است.

لذا ایات سوره نور،شدید ترین مجازات علیه زن و مرد زانی است که صد ضربه شلاق در ملا عام پس از ادای شهادت 4 گواه می باشد.

با عنایت به موارد فوق ترجمه آیه 16 این چنین خواهد بود: و از ميان شما آن دو(مرد و زن مجرد) را كه مرتكب زنا مى ‏شوند آزارشان دهيد پس اگر توبه كردند و درستكار شدند از آنان صرفنظر كنيد زيرا خداوند توبه‏ پذير مهربان است.

لذا در جمع بندی ایات سوره نساء و نور این گونه میتوان بیان نمود که:

1-زنان شوهردار در صورت گواهی 4 شاهد به زنای آنها،در نخستین بار به حصر در خانه ها محکوم می شوند تا اینکه یا بمیرند یا از کرده خود پشیمان شده و توبه نمایند که در این صورت به اجتماع باز میگردند.اما در صورت تکرار مشمول بند سه هستند.

2-زنان و مردان مجرد در صورت گواهی 4 شاهد به زنای آنها،در نخستین بار محکوم به احکام تنبه امیز هستند.اگر در اثر جهالت(یا غفلت) مرتکب این کار شده و زود توبه کردند و جبران نمودند،از انها دست بردارید.در غیر این صورت این برخوردهای تنبه امیز و اعتراضی را ادامه دهید(که دوباره مرتکب این کار نشوند)

3-مردان و زنانی که (با همسر یا بدون همسر) عامدا عالما به این کار اصرار و استمرار دارند،در صورت گواهی 4 شاهد به زنای آنها،هر بار به 100ضربه شلاق در ملا عام محکوم می شوند.

واخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمین
سیدکاظم فرهنگ-23بمهن 95مصادف با فاطمیه

ویرایش بوسیله کاربر 1395/11/30 09:02:23 ق.ظ  | دلیل ویرایش: edit

سیدکاظم فرهنگ
کاربرانی که در حال مشاهده انجمن هستند
Guest
جهش به انجمن  
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن نمی باشید.

قدرت گرفته از YAF 1.9.6.1 | YAF © 2003-2018, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 0.502 ثانیه ایجاد شد.
logo-samandehi