آپارات اينستاگرام لينكداين
logo
پر بازدید ترین عناوین تالار از ابتدا: مطالب زیبا با آیات (تعداد مشاهده:96843)    ایه 59 سوره احزاب(حجاب):زنان مسلمان،جلباب(روپوش) رابه بدن خود نزدیک کنند تا مورد اذیت قرار نگیرند (تعداد مشاهده:87724)    آیا زنان کفار که به اسارت مسلمانان در می آیند بر مسلمانان حلال میشوند و زناشویی با آنها اشکال ندارد (تعداد مشاهده:75032)    اوقات نماز های یومیه در قران (تعداد مشاهده:68177)      پر بازدید ترین عناوین سه ماه گذشته: تدبر و فهم سوره قدر:آيا شب قدر؛ارزش ذاتي دارد يا بواسطه نزول قرآن است؟ آيا شب قدر استمرار دارد؟    تدبر و فهم سوره دخان: قران از جانب خداست اما سران کفر از آن روگردانند و نمیخواهند بپذیرند    آیا تصدی مناصبی مانند قضاوت و مرجعیت برای زنان، از نظر قران ممنوع است؟    مشخصات و مشترکات سوره های مرحله ششم نزول چیست؟تشدید مخالفتهای مشرکان و متقابلا افزایش حمایت از قرآن       آخرین رویداد تالار: شما هم به "تقرب" ملحق شويد: گروه جمعي تلاوت قرآن با ترجمه      

توجه

Icon
Error

kabir Offline
#1 ارسال شده : 1394/02/14 09:51:18 ب.ظ
kabir

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member
تاریخ عضویت: 1390/11/17
ارسالها: 213

5 تشکر دریافتی در 4 ارسال
خمس چيست؟ ايا خمس در قرآن واجب است؟آيه خمس كدام است؟

بنام خدا

خمس یکی از احکام مالی در اسلام است که در یک آیه از قرآن،آیه 41 سوره انفال و در میان آیات مربوط به جنگ بدر به آن پرداخته شده است.

وَاعْلَمُواْ أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شَيْءٍ فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ

إِن كُنتُمْ آمَنتُمْ بِاللّهِ وَمَا أَنزَلْنَا عَلَى عَبْدِنَا يَوْمَ الْفُرْقَانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿۴۱﴾

فولادوند: و بدانيد كه هر چيزى را به غنيمت گرفتيد يك پنجم آن براى خدا و پيامبر و براى خويشاوندان [او] و يتيمان و بينوايان و در راه‏ ماندگان است اگر به خدا و آنچه بر بنده خود در روز جدايى [حق از باطل] روزى كه آن دو گروه با هم روبرو شدند نازل كرديم ايمان آورده‏ ايد و خدا بر هر چيزى تواناست

مکارم: و بدانيد هر گونه غنيمتي به شما رسد خمس آن براي خدا و براي پيامبر و براي ذي القربي و يتيمان و مسكينان و واماندگان در راه است، اگر شما به خدا و آنچه بر بنده خود در روز جدائي حق از باطل، روز درگيري دو گروه (با ايمان و بي ايمان يعني روز جنگ بدر) نازل كرديم، ايمان آورده‏ ايد، و خداوند بر هر چيزي قادر است


در ادامه نظر مفسرین مختلف راجع به این موضوع را اشاره می کنیم.

کلمات کلیدی:خمس مال سهم سادات امام

ویرایش بوسیله کاربر 1395/12/25 03:15:58 ب.ظ  | دلیل ویرایش: edit

kabir Offline
#2 ارسال شده : 1394/02/17 06:10:51 ب.ظ
kabir

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member
تاریخ عضویت: 1390/11/17
ارسالها: 213

5 تشکر دریافتی در 4 ارسال
در تفسیر المیزان در ذیل این آیه چنین امده است:

"كلمه (غنم ) و (غنيمت ) به معناى رسيدن به در آمد از راه تجارت و يا صنعت و يا جنگ است، و ليكن در اين آيه بملاحظه مورد نزولش تنها با غنيمت جنگى منطبق است.

راغب مى گويد: (غنم ) - به دو فتحه - معنايش معروف است، خداى تعالى فرموده : (و من البقر و الغنم حرمنا عليهم شحومهما) (و از گاو و گوسفند پيه آن دو را بر ايشان حرام كرديم )و (غنم ) - به ضمه حرف اول و سكون حرف دوم - به معناى رسيدن و دست يافتن به فائده است، و ليكن در هر درآمدى كه از راه جنگ و از ناحيه دشمنان و غير ايشان به دست آيد استعمال شده، و به اين معنا است آيه (و اعلموا انما غنمتم من شى ء و آيه فكلوا مما غنمتم حلالا طيبا).

و كلمه (مغنم ) به معناى هر چيزى است كه به غنيمت درآيد و جمع آن (مغانم ) مى باشد، مانند: (فعند الله مغانم كثيره)

و كلمه (ذو القربى ) به معناى نزديكان و خويشاوندان است و در اين آيه منظور از آن، نزديكان رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) و يا بطورى كه از روايات قطعى استفاده مى شود خصوص اشخاص معينى از ايشان است.

و كلمه (يتيم ) به معناى انسانى است كه پدرش در حال خردسالى اش مرده باشد، و مى گويند كه در همه انواع حيوانات يتيم آن حيوانى است كه مادر خود را از دست داده باشد، تنها انسان است كه يتيم بودنش از ناحيه پدر است.

(فان لله خمسه...) كلمه (ان ) به فتح همره قرائت شده، و اين ممكن است بخاطر تقدير گرفتن حرف جر بوده و تقدير آن چنين باشد: (و اعلموا انما غنمتم من شى ء فعلى ان لله خمسه ) (بدانيد كه هر آنچه را كه به غنيمت مى گيريد بر اين اساس است كه پنج يك آن، از آن خدا است ).

و از ظاهر آيه برمى آيد كه تشريع در آن مانند ساير تشريعات قرآنى ابدى و دائمى است، و نيز استفاده مى شود كه حكم مورد نظر آيه مربوط به هر چيزى است كه غنيمت شمرده شود، هر چند غنيمت جنگى ماخوذ از كفار نباشد، مانند استفاده هاى كسبى و مرواريدهايى كه با غوص از دريا گرفته مى شود و كشتى رانى و استخراج معادن و گنج، آرى، گو اينكه مورد نزول آيه غنيمت جنگى است، و ليكن مورد مخصص نيست.

و همچنين از ظاهر مصارفى كه برشم رده و فرموده : (لله خمسه و للرسول و لذى القربى و اليتامى و المساكين و ابن السبيل ) برمى آيد كه مصارف خمس منحصر در آنها است، و براى هر يك از آنها سهمى است، به اين معنا كه هر كدام مستقل در گرفتن سهم خود مى باشند، همچنانكه نظير آن از آيه زكات استفاده مى شود، نه اينكه منظور از ذكر مصارف از قبيل ذكر مثال باشد.

بحث روایتی:
اخبارى كه از ائمه اهل بيت (عليهم السلام ) رسيده متواتر است در اينكه خمس مختص به خدا و رسول و امام از اهل بيت و يتيمان و مسكينان و ابن سبيل سادات است، و به غير ايشان داده نمى شود.

و اينكه خمس به شش سهم به همان نحوى كه در روايات بالا آمده تقسيم مى شود. و اينكه خمس مختص به غنائم جنگى نيست، بلكه هر چيزى را كه در لغت غنيمت شمرده شود شامل مى شود
، مانند سود كسب و گنج و استخراج مرواريد از دريا و معدنها و كشتى رانى. و در روايات ائمه - همانطور كه گذشت - آمده كه خمس موهبتى است از ناحيه خدا براى اهل بيت كه بدين وسيله زكات و صدقات را بر ايشان حرام كرد."
 1 کاربر از kabir برای ارسال مفیدش تشکر کرده است.
Mansourzadeh در تاریخ 1394/02/19
kabir Offline
#3 ارسال شده : 1394/02/19 08:51:18 ب.ظ
kabir

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member
تاریخ عضویت: 1390/11/17
ارسالها: 213

5 تشکر دریافتی در 4 ارسال
در تفسیر نمونه در خصوص این آیه و احکام خمس چنین آمده است:

"1-منظور از «ذى القربى» چیست؟

منظور از «ذى القربى» در این آیه نه همه خویشاوندان افراد است، و نه همه خویشاوندان پیامبر(صلى الله علیه وآله)، بلکه امامان اهل بیت(علیهم السلام) هستند. دلیل بر این موضوع روایات متواترى است که از طرق اهل بیت پیامبر(صلى الله علیه وآله)نقل شده است.(1) و در کتب اهل سنت نیز اشاراتى به آن وجود دارد.(2)
بنابراین، آنها که یک سهم از خمس را متعلق به همه خویشاوندان پیامبر مى دانند، در برابر این سؤال قرار مى گیرند: این چه امتیازى است که اسلام براى اقوام و بستگان پیامبر(صلى الله علیه وآله)قائل شده است، در حالى که مى دانیم اسلام مافوق نژاد و قوم و قبیله است؟

ولى اگر آن را مخصوص امامان اهل بیت(علیهم السلام) بدانیم، با توجه به این که آنها جانشینان پیامبر و رهبران حکومت اسلامى بوده و هستند، علت دادن این یک سهم از خمس به آنها روشن مى گردد.

به تعبیر دیگر، «سهم خدا» و «سهم پیامبر» و «سهم ذى القربى» هر سه سهم، متعلق به «رهبر حکومت اسلامى» است، او زندگى ساده خود را از آن اداره مى کند و بقیه را در مخارج گوناگونى که لازمه مقام رهبرى امت است مصرف خواهد نمود، یعنى: در نیازهاى جامعه و مردم.

2-منظور از «یتیمان»، «مسکینان» و «واماندگان در راه» تنها ایتام و مساکین و ابناء سبیل «بنى هاشم» و سادات مى باشند.

اگر چه ظاهر آیه مطلق است و قیدى در آن دیده نمى شود، اما دلیل ما بر این تقیید، روایات زیادى است که در تفسیر آیه از طرق اهل بیت(علیهم السلام) وارد شده.(3)
و مى دانیم بسیارى از احکام در متن قرآن به طور مطلق آمده ولى «شرائط و قیود» آن به وسیله «سنت» بیان شده است و این منحصر به آیه مورد بحث نیست تا جاى تعجب باشد.

به علاوه، با توجه به آن که زکات غیر بنى هاشم، بر نیازمندان بنى هاشم به طور مسلّم حرام است، باید احتیاجات آنها از طریق دیگرى تأمین گردد، و این خود، قرینه مى شود بر این که منظور از آیه فوق، خصوص نیازمندان بنى هاشم است. لذا، در احادیث مى خوانیم: امام صادق(علیه السلام) مى فرموده: «خداوند هنگامى که زکات را بر ما حرام کرد خمس را براى ما قرار داد. بنابراین، زکات بر ما حرام است و خمس حلال»

3-آیا غنائم، منحصر به غنائم جنگى است؟

آنچه از کتب لغت استفاده مى شود، این است که: در ریشه معنى لغوى این کلمه عنوان جنگ و آنچه از دشمن به دست مى آید، نیفتاده است، بلکه هر درآمدى را شامل مى شود

در کتاب «مفردات راغب» مى خوانیم: غنیمت از ریشه «غَنَم» به معنى گوسفند گرفته شده و سپس مى گوید:
ثُمَّ اسْتُعْمِلَ فِى کُلِّ مَظْفُورِ بِهِ مِنْ جَهَةِ الْعِدى وَ غَیْرِهِمْ:
«سپس در هر چیزى که انسان از دشمن و یا غیر دشمن به دست مى آورد به کار رفته است»

«قرطبى» مفسر معروف اهل تسنن در تفسیر خود، ذیل آیه چنین مى نویسد:
«غنیمت در لغت، خیرى است که فرد یا جماعتى با کوشش به دست مى آورند... و بدان که اتفاق (علماى تسنن) بر این است که مراد از غنیمت در آیه (وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُم) اموالى است که با قهر و غلبه در جنگ به مردم مى رسد، ولى باید توجه داشت که این قید همان طور که گفتیم در معنى لغوى آن وجود ندارد، ولى در عرف شرع، این قید وارد شده است».(8)
«فخر رازى» در تفسیر خود تصریح مى کند: أَلْغُنْمُ الْفَوْزُ بِالشَّىْءِ: «غنیمت این است که انسان به چیزى دست یابد».
و پس از ذکر این معنى وسیع از نظر لغت مى گوید: «معنى شرعى غنیمت (به عقیده فقهاى اهل تسنن) همان غنائم جنگى است»

از مجموع آنچه گفته شد چنین نتیجه گرفته مى شود که:
آیه غنیمت، معنى وسیعى دارد و هر گونه درآمد، سود و منفعتى را شامل مى شود; زیرا معنى لغوى این لفظ عمومیت دارد و دلیل روشنى بر تخصیص آن در دست نیست.

تنها چیزى که جمعى از مفسران اهل تسنن روى آن تکیه کرده اند این است که: آیات قبل و بعد در زمینه جهاد وارد شده است و همین موضوع قرینه مى شود که آیه غنیمت نیز اشاره به غنائم جنگى باشد.

در حالى که مى دانیم شأن نزول ها و سیاق عمومیت آیه را تخصیص نمى زنند و به عبارت روشن تر، هیچ مانعى ندارد که مفهوم آیه یک معنى کلى و عمومى باشد و در عین حال مورد نزول آیه، غنائم جنگى، که یکى از موارد این حکم کلى است، بوده باشد، و این گونه احکام در قرآن و سنت فراوان است که حکم، کلّى است و مصداق جزئى است"
kabir Offline
#4 ارسال شده : 1394/02/24 05:16:13 ب.ظ
kabir

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member
تاریخ عضویت: 1390/11/17
ارسالها: 213

5 تشکر دریافتی در 4 ارسال
مرحوم آیت اله دکتر صادقی تهرانی در تفسیر فرقان نظر متفاوتی راجع به درآمد مشمول خمس و نیز

منحصر نبودن مصرف آن به سادات دارند.

"1-اين آيه در بيان خمس در آمدها در كل قرآن منحصر به فرد است، و اينجا اين سؤال مطرح است كه چرا آيات زكات كه حدود سى آيه است برحَسَب سنت قطعيه در مدينه منوره از (5: 2 تا 5 و 10) در صد بود كه ميانگينش 6% است، براى هشت گروه كه در آيه زكات مقرر شده مى باشد، ولى اين آيه خمس را تبيين مى كند كه بيش از سه برابر ميانگين زكات است، تنها يكبار در كل قرآن ذكر شده است؟

پاسخ اين است كه اصولًا زكات كه پرداخت واجب رسمى از اموال مى باشد داراى سه مرحله است: نخست زكات در مكه كه نصابى نداشت، زيرا اموال نامسلمان در آنجا بسيار اندك بود، و زكات هم باندازه امكانشان بوده است، سپس در مدينه بر حَسَب سنت نصابهاى سه گانه فوق بر كل اموال مقرر گرديد، و در آخرين مرحله اين نصابها با اين آيه افزون شد، كه از اين هنگام تا پايان تكليف نصاب مستمر زكات- افزون بر نصاب هاى مدنى-، خمسى از كل در آمدهاست.

2- ماغنمتم من شى ء" شامل كل در آمد هاست، اعم از در آمدهاى كارى، فكرى، زراعتى، تجارتى، و شايسته تر در آمدها ى بدون زحمت مانند هِبه، هديه، مهريه، ارث و هرگونه در آمدى ديگر كه بايد خمس آنرا كلًا در شش مورد زيرين مصرف كرد.

و برخلاف آنچه احياناً گمان مى شود اين غنيمت تنها غنيمت جنگى نيست، گرچه آيه خمس در ضمن آيات جنگ آمده، زيرا اولًا لغت غنيمت تمام بهره ها را در بردارد، و در ثانى آياتى مانند" فعند اللَّه مغانم كثيرةٌ" (4: 94) غنيمتهايى بسيارى را هم از طرف خدا مقرر داشته، و آيا خدا هم جنگ مى كند تا غنيمتى جنگى داشته باشد؟!

واصولًا وجود حكم يا موضوعى در ميان احكام يا موضوعاتى ديگر آنرا در انحصار اين موارد قرار نمى دهد، اينجا هم كه آيه خمس در ضمن جريانى جنگى آمده در انحصار غنائم جنگى نيست، بلكه تنها از بارزترين مصداق آن است كه بدون كار و كوشش بدست مى آيد، و اين هم مويد شموليت خمس است، كه درآمدهاى بدون كوشش را نيز در بر دارد، زيرا درست است كه جنگ جانبازى و بسى مشكل است، ولى غنيمت جنگى خود پى آمدى مجانى در جنگ است، و نه بهره جنگ، جنگ تجارت نيست كه بهره آن مالى است.

3-مطلب ديگر اينكه خُمس از كل در آمدها است نه از باقى مانده مصرف ساليانه، بااين توضيح كه مثلًا اگر در آمد خالص شما ساليانه سه ميليون تومان است، و دو ميليونش مصرف عادلانه و معمولى شماست، خمس اين سه ميليون ششصد هزار تومان است، كه بنابراين از يك ميليون باقيمانده تنها چهار صد هزار تومان براى شما باقى مى ماند، و اگر اين سه ميليون جملگى مصرف عادلانه شما باشد هرگز خمسى هم به شما تعلق نمى گيرد، و در صورتى هم كه دو ميليون و نيم مصرف عادلانه شما باشد تنها پرداخت همان پانصد هزار تومان بر عهده شماست و صد هزار تومان باقى مانده مورد عفو است. زيرا" و يسئلونك ماذا ينفقون قل العفو" (2: 211) پرداخت واجب را در انحصار آنچه اضافه بر مصرف است مى داند، و اينجا چون كمتر از خمس باقى مانده همان كمتر كافى است.

4-موارد مصرف خمس دو بخش است: بخش اول بر سه قسم (اللَّه، رسول و ذى القربى) است، و ذى القربى به معناى نزديكترين افراد- در ميان كل مسلمانان- به پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله است، كه در دو بُعد نَسَبى و حَسَبى در انحصار سيزده معصوم ديگر مى باشد، و علاوه بر اقربيت نَسَبى از نظر جريان معنوتى رسالتى هم نزديكترين افراد به حضرت رسول صلى الله عليه و آله هستند. قسم اول اين سه مورد بايد در راه دعوت به سوى خدا، و قسم دومش براى گرايش به رسالت آخرين، و قسم پايانى هم بايد براى نزديك گرديدن به ابواب علم رسول- كه پاسداران معصوم رسالت، يعنى ائمه معصومين و حضرت صديقه طاهره عليها السلام اجمعين- مى باشند، مصرف گردد، و فى الجمله اينكه اين سه قسم بايد در راه تعالى معنوى و ايمانى مسلمانان خرج شود، نه اين كه ملك شخصى رسول صلى الله عليه و آله و يا معصومان عليهم السلام باشد، قسم اول هم كه «للَّه» مى باشد به معناى مصرف در راه شناختن خداست، گر چه در هر صورت خدا مالك همه جهان و جهانيان است، و همه گان ذاتاً و حالًا و مالًا مملوك او هستند، بنابراين- چنانكه گفته شد- اين سه قسم مصرف روحانى و معنوى دارد.

بخش دوم نيز سه قسم است كه مصرفهاى مادى و اقتصادى مسلمانان را در بر مى گيرد، كه ابتدا ايتام، سپس مساكين، و در آخر كار در راه ماندگان مى باشند، و چون الف ولام برسر «اليتامى» و «المساكين» به اصطلاح ادبى براى استغراق است، تمامى اين افراد را در بر مى گيرد، و هرگز اختصاصى به سادات آن هم سادات پدرى ندارد، و چگونه مى توان نيمى از خمس در اختصاص سادات نيازمند- آنهم از طرف پدر- قرار گيرد و حال آنكه حداكثر يك دهم كل نيازمندان اسلام مى باشند، واگر هم سادات از طريق مادر را نيز اضافه كنيم- چنانكه حق هم همين است- دو يا سه دهم خواهند شد، و آيا اين حساب از نظر اقتصاد عادى- تا چه رسد اقتصاد عادلانه اسلامى- درست است كه حدود هفت دهم از نيازمندان اسلام ميانگين شش صدم از زكات راآن هم از نه چيز- چنانكه گفته مى شود- داشته باشند، و اگر اموال زكوى آنان تنها نُه مورد اموال معروف باشد، در مقابل حداقل ده درصد از كل اموال در انحصار تنها سادات پدرى باشد، آيا خالق و شارع حساب اين گونه بى حساب اموال را ميان سادات و غير سادات پخش مى كند؟!

وانگهى آياتى ازقبيل" قل لا أسئلكم عليه أجراً إلّا المودّة فى القربى" (42: 23) به كلى اجر مادى رسالت را نفى كرده، كه اگر از اموال خصوصى پيامبر نيز باشد در زمينه تقسيم بايد عادلانه تقسيم گردد، و نه آنكه سهم سادات- بويژه اينگونه- بيشتر باشد، و اگر هم بر فرض سهم سادات از اموال شخصى پيامبر صلى الله عليه و آله بيشتر بود چه ربطى به اموال ديگران دارد كه از خمس منافع مسلمانان د راختصاص اين سادات قرار گيرد.

اصولًا سيادت در لغت عربى به معناى آقايى است «1» و محور سيادت و آقايى والا شخص رسول بزرگوار اسلام صلى الله عليه و آله مى باشند، كه فرزندانش به شرط ايمان باصطلاح از ساداتند، چه از طريق پدر، و چه از طريق مادر، بلكه كل فرزندان پيامبر صلى الله عليه و آله تنها از طريق مادرند، زيرا همگان از طريق حضرت زهرا عليها السلام توالد وتناسل يافته اند، و اگر سيادت منحصر به نسبت پدرى باشد و نسبت امام حسن و امام حسين عليهما السلام هم به حضرت رسول صلى الله عليه و آله نسبت مادرى است پس ان بزرگواران سيد نيستند، و تنها سيادت در انحصار خود رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و حضرت صديقه كبرى عليها السلام خواهد بود! درست است كه حضرت على عليه السلام پس از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله سيد و آقاى دوم است، لكن سيادت اصلى كه در اختصاص حضرت اقدس رسول اللَّه صلى الله عليه و آله است از نظر فرزندان در انحصار صديقه طاهره عليها السلام است. هاشم جدّ رسول اللَّه صلى الله عليه و آله هم اگر سيادتى در بُعد خودش دارد بدين معنى نيست كه او اصل، و سيادت پيامبر صلى الله عليه و آله به خاطر نسبت با او باشد، بلكه سيادت افزون هاشم هم بدين جهت است كه جد رسول اللَّه صلى الله عليه و آله مى باشد، در هر صورت سيادت اجداد و فرزندان رسول گرامى صلى الله عليه و آله فرع سيادت بى نظير آن حضرت مى باشد، روايتى هم كه سادات پدرى را از ادعياء و پسر خواندگان خوانده خود از ادعياء و جعليات است، و آيا حسنين عليه السلام كه از فرزندان پسرى پيامبر صلى الله عليه و آله نيستند از پسر خواندگان حضرتش مى باشند؟!.

در پايان بايد گفت- چنانكه گذشت- براى سادات به هر معنى سهمى ويژه از خمس هرگز نيست، بلكه مانند ساير يتيمان و بى نوايان و در راه ماندگان كه بخش دوم خمس هستند سهمى عادلانه نه كمتر و نه بيشتر نسبت به ديگران دارند. روايات هم مختلف است و تنها آن دسته از روايات كه موافق آيه خمس هستند مورد قبول مى باشند."
ali Offline
#5 ارسال شده : 1396/09/29 02:57:42 ب.ظ
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 640

تشکرها: 4 بار
13 تشکر دریافتی در 13 ارسال
خمس در قرآن-آيا خمس فقط براي غنايم جنگي است يا هر درآمدي را شامل ميشود؟


🔺 دیدگاه آیت الله حیدری دربارۀ خمس ارباح مکاسب (سود کسب و کار)رسائل فقهية

🔹 در اصل وجوب حکم خمس در قرآن کریم هیچ تردیدی وجود ندارد، بلکه تنها در گسترۀ شمول آن است که بحث و اختلاف نظر میان فقها وجود دارد. همان طور که می دانیم قرآن کریم عموماً اصول کلّی را بیان می فرماید مثل اصل خمس در بحث حاضر، اما مصادیق، جزئیات و دایرۀ شمول آن را پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت (ع) - طبق حدیث متواتر ثقلین - به عنوان مفسران حقیقی قرآن، معیّن می کنند.

🔸 دربارۀ اینکه دایرۀ تعلّق خمس از دیدگاه قرآن کریم چه اموری را در بر می گیرد، به طور کلّی سه دیدگاه وجود دارد:

1️⃣ دیدگاه حداقلی: خمس فقط به غنائم دارالحرب (غنایم جنگی) تعلّق می گیرد و بیشتر از آن را شامل نمی شود.

2️⃣ دیدگاه حداکثری: خمس تنها به غنائم دارالحرب محدود نمی شود، بلکه به هر سود و منفعتی از جمله ارباح مکاسب (سود کسب و کار) که با مشقّت و زحمت به دست می آید تعلّق می گیرد.

3️⃣ دیدگاه متوسط: خمس از طرفی به عنوان قدر متیقّن به غنائم دارالحرب تعلّق می گیرد و از سوی دیگر شمول آن ارباح مکاسب - که با تلاش و مشقّت حاصل می شوند - را در بر نمی گیرد، بلکه فقط به سودهایی که بدون سختی به دست می آیند تعلّق می گیرد.

✔️ آنچه که از قرآن قابل برداشت است نظریۀ سوم می باشد؛ یعنی هر سود و منفعتی که بدون سختی و تلاش به دست آید، باید خمس آن پرداخت شود.و این همان معنای لغوی و استعمالی برای مادۀ «غنم» و همچنین مشتقّات آن است)


پس، از نظر قرآن ارباح مکاسب خمس ندارد، اما این به آن معنا نیست که از طریق روایات هم نتوان تعلّق خمس به ارباح مکاسب را اثبات کرد. احادیث فراوانی دلالت دارند بر اینکه خمس شامل ارباح مکاسب هم می شود و حکم آن از سوی برخی ائمه یعنی امام صادق (ع) تا امام زمان (ع) صادر شده است:


✅✅ باید توجه داشت که تعلّق خمس به ارباح مکاسب از «احکام ثابت الهی» نیست، بلکه از «احکام متغیّر ولایی» است که در دوران حضور، توسّط معصومین (ع) صادر شده، و استمرار یا عدم استمرار آن در دوران غیبت توسّط فقهای جامع الشرایط (فقیه به معنای اعمّ که مجتهد در اصول و فروع توأمان باشد، و نه فقیه به معنای اخصّ که فقط مجتهد فروع دین است) مشخّص می گردد.


🔴 بنابراین از دیدگاه ما در عصر غیبت خمس به ارباح مکاسب تعلّق می گیرد، اما نه به دلالت قرآنی بلکه به تصریح روایات، آن هم به عنوان یک «حکم ولایی» که قابل تغییر است و نه به عنوان یک «حکم الهی» مثل نماز که غیر قابل تغییر می باشد:

ali Offline
#6 ارسال شده : 1398/10/18 01:05:44 ب.ظ
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 640

تشکرها: 4 بار
13 تشکر دریافتی در 13 ارسال

موارد مصرف خمس چيست؟ ايا خمس را بايد فقط به مراجع تقليد داد؟ سهم امام و سهم سادات در چه اموري مصرف ميشود؟

مسأله ی 441- موارد شش گانه ى خمس كه به دو بخش سهم امام و ديگران تقسيم شده است، تمامى اين ها به ميزان استحقاق بخشى از خمس را دريافت مى دارند و نه آن كه به طور مساوى، كه مثلًا در صورت اختصاص بخش دوم به حضرت زهرا عليه السلام كه تنها فرزند پيامبر بزرگوار است. هر سه بخش سهم سادات را در اختصاص خود قرار دهد؟ هرگز! بلكه آن حضرت حتّى به اندازه ى كفاف خودش نيز دريافت نمى كرد.

مسأله ی 442- سه بخش اول خمس كه در اختصاص خدا و رسول صلى الله عليه و آله و سلم و امامان عليها السلام مى باشد مصرفش تقويت اصول و فروع دين در ميان مكلفان است، كه «للَّه» مصرفش شؤون الوهيت و «للرَّسولِ» براى شؤون رسالت و «لِذِى الْقُرْبى» براى شؤون امامت پس از رسول گرامى صلى الله عليه و آله است و سر جمعش جميع شؤون اساسى دين است كه بايستى با مصرف اين سه بخش تقويت و تبليغ شود و شرطش فقر عاملان اين گونه تبليغات هم نيست، بلكه تنها شرطش حاجت مكلفان به آگاهى شايسته و بايسته ى نسبت به اين پايه هاى دين است.

مسأله ی 443- سه بخش دوم در اختصاص يتيمان و مستمندان، و ابن السبيل است يعنى كسانى كه در راه خدا از زندگى معمولى خود وامانده و از مال و كارشان باز مانده اند كه سر جمع نيازمندانى كه يا به علت يتيم بودن و يا گسستن از كارهاى زندگى ساز، و يا كوتاهى و نارسايى فعاليت هايى كه انسان را بى نياز مى كند، و نه كوتاهى از روى تنبلى، كه كوتاهى از انجام وظايف معيشتى است، و نه تنبل پرورانى، و هرگز خمس در اختصاص سادات هم نيست،

مسأله ی 444- در صورتى كه دولت اسلامى با رهبرى كه ولى امر مسلمين است. كه طبق موازين اسلامى رياست دولت اسلامى را عهده دار است تحقق يابد، شايسته است تمامى خمس را هم چون زكات به عنوان بيت المال مسلمين در اختيار او گذاشت، و در غير اين صورت مى توان در مصرف هاى شرعى مقرر مصرف نمود و اختصاصى هم به مرجع تقليد شما يا غير شما ندارد مگر آن كه حفظ مصالح عمومى مسلمين و نگهبانى نظام حوزه ى اسلام چنان اقتضايى را داشته باشد، و اين هم در صورتى است كه رياست حوزه در انحصار شخص خاصى باشد كه در غير اين صورت ميان سرپرستان حوزه هر يك به اندازه ى صلاحيتشان پخش شود نه اين كه به بعضى آن قدر بدهند كه در پول غرقش كنند و نسبت به ديگران كه شايد عنداللَّه اجرو قربشان از آن عده به مراتب بيشتر و يا مساوى باشند اين قدر بى تفاوت بمانند. و بالاخره هيچ دليلى وجود ندارد كه سهم امام عليه السلام را در اختصاص مرجع تقليد قرار دهى تا چه رسد كه در اختصاص مرجع تقليدِ خمس دهنده باشد. و شما مى توانيد سهم امام عليه السلام و سهم فقرا را به هر مجتهدى عادل به شرط آن كه مبنا و اساس كارش فقط و فقط كتاب و سنّت قطعيّه باشد، ولاغير. و يا هر شخص عادلى كه اطمينان دارى آن را در موارد مقرره ى شرعيه مصرف مى كند بپردازيد، و يا خودتان مستقيماً عهده دار مصرف آن گرديد.

از رساله نوين آيت الله صادقي تهراني
کاربرانی که در حال مشاهده انجمن هستند
Guest
جهش به انجمن  
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن نمی باشید.

قدرت گرفته از YAF 1.9.6.1 | YAF © 2003-2020, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 0.118 ثانیه ایجاد شد.
logo-samandehi