آپارات اينستاگرام لينكداين
logo
پر بازدید ترین عناوین تالار از ابتدا: ایه 59 سوره احزاب(حجاب):زنان مسلمان،جلباب(روپوش) رابه بدن خود نزدیک کنند تا مورد اذیت قرار نگیرند (تعداد مشاهده:78588)    مطالب زیبا با آیات (تعداد مشاهده:61859)    اوقات نماز های یومیه در قران (تعداد مشاهده:61249)    آیا زنان کفار که به اسارت مسلمانان در می آیند بر مسلمانان حلال میشوند و زناشویی با آنها اشکال ندارد (تعداد مشاهده:59574)      پر بازدید ترین عناوین سه ماه گذشته: تفسير و تدبر سوره شعرا:ای پیامبر این قران که از جانب رب العالمین برتو نازل شده،نشانه هایی روشن است.    تفسیر و فهم سوره اسراء:تاکید بر محور اصلی هدایت قران در باور به معاد و توحید و نیز تثبیت پیامبر    اصحاب اعراف چه كساني هستند؟آيا اولياي خدا يند يا كساني كه نه بهشتي اند نه جهنمي؟    دستورات قران به صبر در سختی ها و ناملایمات       آخرین رویداد تالار: تالار گفتگوهاي قرآن‌‌‌‌‌‌‌‌‌پويان جزو برگزيدگان يازدهمين جشنواره رسانه هاي ديجيتال      

توجه

Icon
Error

ali Offline
#1 ارسال شده : 1394/08/12 09:44:24 ب.ظ
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 501

تشکرها: 4 بار
13 تشکر دریافتی در 13 ارسال
محاربه چيست؟ حكم محارب در قران كريم -نظر مفسران پيرامون محاربه

إِنَّمَا جَزَاء الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الأَرْضِ فَسَادًا أَن يُقَتَّلُواْ أَوْ يُصَلَّبُواْ أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُم مِّنْ خِلافٍ أَوْ يُنفَوْاْ مِنَ الأَرْضِ

ذَلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيَا وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ ﴿۳۳﴾

فولادوند: سزاى كسانى كه با [دوستداران] خدا و پيامبر او مى ‏جنگند و در زمين به فساد مى ‏كوشند جز اين نيست كه كشته شوند يا بر دار آويخته گردند يا دست و پايشان در خلاف جهت‏ يكديگر بريده شود يا از آن سرزمين تبعيد گردند اين رسوايى آنان در دنياست و در آخرت عذابى بزرگ خواهند داشت

مکارم: كيفر آنها كه با خدا و پيامبر به جنگ بر مي‏خيزند و در روي زمين دست به فساد مي‏زنند. (و با تهديد به اسلحه به جان و مال و ناموس ‍ مردم حمله مي‏برند) اين است كه اعدام شوند يا به دار آويخته گردند يا (چهار انگشت از) دست راست و پاي چپ آنها بريده شود و يا از سرزمين خود تبعيد گردند، اين رسوائي آنها در دنياست و در آخرت مجازات بزرگي دارند.

إِلاَّ الَّذِينَ تَابُواْ مِن قَبْلِ أَن تَقْدِرُواْ عَلَيْهِمْ فَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿۳۴﴾

فولادوند: مگر كسانى كه پيش از آنكه بر ايشان دست ‏يابيد توبه كرده باشند پس بدانيد كه خدا آمرزنده مهربان است

مکارم: مگر آنها كه قبل از دست يافتن شما بر آنان توبه كنند، بدانيد (خدا توبه آنها را ميپذيرد) خداوند آمرزنده و مهربان است.

شان نزول در شان نزول اين آيه چنين نقل كرده‏ اند كه: جمعي از مشركان خدمت پيامبر آمدند و مسلمان شدند اما آب و هواي مدينه به آنها نساخت، رنگ آنها زرد و بدنشان بيمار شد، پيامبر (صلي اللّه عليه و آله و سلّم) براي بهبودي آنها دستور داد به خارج مدينه در نقطه خوش آب و هوائي از صحرا كه شتران زكات را در آنجا به چرا مي‏بردند بروند و ضمن استفاده از آب و هواي آنجا از شير تازه شتران به حد كافي استفاده كنند، آنها چنين كردند و بهبودي يافتند

اما به جاي تشكر از پيامبر (صلي اللّه عليه و آله و سلّم) چوپانهاي مسلمان را دست و پا بريده و چشمان آنها را و سپس دست به كشتار آنها زدند و شتران زكوة را غارت كرده و از اسلام بيرون رفتند. پيامبر (صلي اللّه عليه و آله و سلّم) دستور داد آنها را دستگير كردند و همان كاري كه با چوپانها انجام داده بودند به عنوان مجازات درباره آنها انجام يافت، يعني چشم آنها را كور كردند و دست و پاي آنها را بريدند و كشتند تا ديگران عبرت بگيرند و مرتكب اين اعمال ضد انساني نشوند، آيه فوق درباره اين گونه اشخاص نازل گرديد و قانون اسلام را در مورد آنها شرح داد.


کلمات کلیدی:محارب مفسد اعدام تبعید

ویرایش بوسیله کاربر 1396/01/15 11:21:19 ق.ظ  | دلیل ویرایش: edit

ali Offline
#2 ارسال شده : 1394/08/19 08:53:54 ب.ظ
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 501

تشکرها: 4 بار
13 تشکر دریافتی در 13 ارسال
اما منظور از محاربه با خدا و رسول چیست؟

علامه طباطبایی در تفسیر المیزان این گونه گفته است:"(يحاربون الله ) از آنجا كه معناى تحت اللفظى و حقيقتش در مورد خداى تعالى محال است ، و ناگزير بايد بگوئيم معناى مجازى آن منظور است ، از اين جهت معناى وسيع و دامنه دارى خواهد داشت ، (چون معناى مجازى (محاربه با خدا) همان دشمنى كردن با خدا است )، و دشمنى با خدا معناى وسيعى است كه هم شامل مخالفت با يك يك احكام شرعى مى شود و هم بر هر ظلمى و اسرافى صادق است

و ليكن از آنجا كه در آيه شريفه رسول خدا (صلى الله عليه وآله ) را هم ضميمه كلمه (الله ) كرده ، و فرموده : (الذين يحاربون الله و رسوله ) اين معنا را به ما مى فهماند كه مراد از محاربه ، دشمنى با خدا در خصوص مواردى است كه رسول نيز در آن دخالتى دارد و در نتيجه تقريبا متعين مى شود كه بگوئيم : مراد از محاربه با خدا و رسول عملى است كه برگشت مى كند به ابطال اثر چيزى كه رسول از جانب خداى سبحان بر آن چيز ولايت دارد، نظير جنگيدن كفار با رسول و با مسلمانان ، و راهزنى راهزنان كه امنيت عمومى را خدشه دار مى سازد، امنيتى را كه باز گسترش دامنه ولايت رسول آن امنيت را گسترش داده.


و همينكه بعد از ذكر محاربه با خدا و رسول جمله : (و يسعون فى الارض فسادا) را آورده ، معناى منظور نظر را مشخص مى كند و مى فهماند كه منظور از محاربه با خدا و رسول افساد در زمين از راه اخلال به امنيت عمومى و راهزنى است ، نه مطلق محاربه با مسلمانان ، علاوه بر اينكه اين معنا ضرورى و مسلم است كه رسول خدا (صلى الله عليه وآله ) با اقوامى كه از كفار با مسلمانان محاربه كردند بعد از آنكه بر آنان ظفر يافت و آن كفار را سر جاى خود نشانيد معامله محارب را با آنان نكرد، يعنى آنان را محكوم به قتل يا دار زدن يا مثله و يا نفى بلد نفرمود، و اين خود دليل بر آن است كه منظور از جمله مورد بحث مطلق محاربه با مسلمين نيست .


بنابراين مراد از محاربه و افساد بطورى كه از ظاهر آيه بر مى آيد اخلال به امنيت عمومى است و قهرا شامل آن چاقوكشى نمى شود كه به روى فرد معين كشيده شود و او را به تنهائى تهديد كند، چون امنيت عمومى وقتى خلل مى پذيرد كه خوف عمومى و ناامنى جاى امنيت را بگيرد و بر حسب طبع وقتى محارب مى تواند چنين خوفى در جامعه پديد آورد كه مردم را با اسلحه تهديد به قتل كند و به همين جهت است كه در سنت يعنى رواياتى كه در تفسير اين آيه وارد شده نيز محاربه و فساد در ارض به چنين عملى يعنى به شمشير كشيدن و مثل آن تفسير شده است ."

آیت اله مکارم شیرازی نیز در تفسیر نمونه چنین گفته است:

"منظور از «محاربه با خدا و پیامبر» آن چنان که در احادیث اهل بیت(علیهم السلام)وارد شده و شأن نزول آیه نیز کم و بیش به آن گواهى مى دهد این است که: کسى با تهدید به وسیله اسلحه به جان یا مال مردم تجاوز کند، اعم از این که به صورت دزدان گردنه ها در بیرون شهرها چنین کارى کند و یا در داخل شهر.

بنابراین، افراد چاقوکشى که به جان و مال و نوامیس مردم حمله مى کنند نیز مشمول آن هستند.

جالب توجه است که: محاربه و ستیز با بندگان خدا در این آیه، به عنوان محاربه با خدا معرفى شده و این، تأکید فوق العاده اسلام درباره حقوق انسان ها و رعایت امنیت آنان را ثابت مى کند.

kabir Offline
#3 ارسال شده : 1396/04/07 08:54:53 ق.ظ
kabir

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member
تاریخ عضویت: 1390/11/17
ارسالها: 210

5 تشکر دریافتی در 4 ارسال
تفسير الميزان در خصوص آيه 34 و شرايط توبه محارب چنين گفته است:

الا الذين تابوا من قبل ان تقدروا عليهم ...

يعنى مگر آن محاربى كه قبل از دستگيرى توبه كرده باشد، و اما بعد از دستگير شدن و قيام دو شاهد بر اينكه او شمشير كشيده ، و يا كسى را كشته ديگر توبه حد شرعيش را بر نمى دارد،


و اما اينكه فرمود: (فاعلموا ان الله غفور رحيم ) كنايه است از برداشته شدن حد از آنان در آن صورت كه قبل از دستگيرى توبه كرده باشد
پس در واقع اين آيه از مواردى است كه مغفرت به غير امر اخروى تعلق گرفته
، (چون معنايش اين است كه چنين كسى در صورتى كه توبه كند لازم نيست خود را به محكمه معرفى نموده ، و اقرار به قتل كند، تا حاكم حكم اعدامش را صادر و اجراء كند، تا گناهش آمرزيده شود، بلكه همينكه بين خود و خدا توبه كند حدش آمرزيده و يا ساقط مى شود).
kabir Offline
#4 ارسال شده : 1396/04/07 09:03:02 ق.ظ
kabir

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member
تاریخ عضویت: 1390/11/17
ارسالها: 210

5 تشکر دریافتی در 4 ارسال
محارب كيست؟جزاي محاربه و مفسد في الارض چيست؟

تفسير فرقان درخصوص ايات 33و 34 سوره مائده چنين گفته است:

"
ـ «الذين» در اين آيه در انحصار كفار نيست، بلكه مسلمانانى را نيز كه كافر گونه عمل مى كنند شامل است،
در هر صورت جنگ با خدا، جنگ با ربانيت و وحدت و شريعت اوست كه مكلفان را در اين ابعاد منحرف كنند،

و جنگ با رسول قيام بر ضد رسالتِ اوست چه عقيدتى كه مهم تر است و چه خونين،

و در مرحله سوم "يسعون فى الارض فساداً" كه در هر صورت در افساد مكلفان كوششى داشته باشد اعم از افساد عقلى، عقيدتى، جانى، عرضى و مالى كه الإفساد در اين نواميس خمسه ام الفساد است،

و چون آن دو محاربه و اين افساد مراتبى دارند جزاى آنها نيز بگونه مناسب داراى مراتبى است،

كه نخست كُشتن آنهاست به هر شكل مناسب و سپس به دار آويختن آنها، و اين دو مربوط به جنگ با خدا و رسول است كه بدترين ارتداد مى باشد،
آنگاه در بُعد سعى در افسادهاى ديگر نخست بُريدن دست ها و پاهايشان "مِن خلاف" است يعنى يك دست از طرفى و يك پا از طرف ديگر بريده شود، و اين هم بر حَسَب سنت قطعيه درباره سارقان مسلح است كه هتكى دوگانه دارند: يكى ترساندن جانها و ديگرى دزديدن اموال،
در حاليكه كشتارى در كار نباشد، زيرا در اينصورت مورد قصاص نيز مى باشند.

اين بعد نخستين از "يسعون فى الارض" است، ابعاد ديگرى نيز هست كه "او ينفوا من الارض" بيانگرى است كلى نسبت به تمامى آنها، زيرا ارض يا كل زمين و زمينه زندگى است كه اين هم به معنى اعدام است و در خبر است كه در اينصورت به دريا افكنده مى شود و يا جرياناتى ديگر مانند آن كه از زمين افساد به زمين ديگر تبعيد گردد. كه بدين وسيله از افسادش جلوگيرى شود و يا از اداره يا محل كسب يا جايگاههاى كارهاى ديگرش كه در آنها افسادگر است بجائى ديگر منتقل شود و يا از زمين و زمينه آزاد بودن به اسارت و زندان درآيد و يا جرياناتى ديگر كه بر حسب مناسبات و مراتب سعى در فساد تنها از افسادش جلوگيرى به عمل آيد، كه اين عقوبت ها بعنوان انتقام نيست، بلكه تنها بعنوان جلوگيرى از تكرار جريمه است.

آيه (34) هم بيانگر همين حقيقت است، كه توبه واقعى، پيش از امكان دستگيرى را در مورد جزاى دنيا و آخرت پذيرفته دانسته، و چنانكه اشاره شد در اين گناهان هرگز قتل عمدى وجود ندارد، زيرا در اينصورت جزاى دنيوى قابل بخشش نيست مگر اينكه ولىّ دم آنرا ببخشد، ولى در جرائمِ ياد شده در اين آيه توبه پيش از دست يافتن به مجرم بطور قطع موجب نفى عقوبت است

و اين "قبل أن تقدروا عليهم" تنها بمعناى دست يافتنِ فعلى و زندانى بودن ِ آنان نيست، بلكه قبل از زندان هم اگر امكان دستگيرى آنان دركار باشد در حكم زندانى بودنِ آنان است، زيرا پس از دست يافتن به آنان اگر توبه كنند حقيقتى براى توبه آنان وجود ندارد چون طبعاً اين توبه از ترس است و اثبات توبه حقيقى قبل از دست يافتن به آنان به اين است كه بدون هيچگونه ترسى با حضور گواهان عادل توبه خود را ابراز دارند، و اين گواهان جريان را نزد حاكم شرع مربوطه گواهى دهند، كه در اينصورت كل تأديب هاى ياد شده حتى كشتن، به دار آويختن و بريدن دست و پا ـ اضافه بر عذابهاى اخروى ـ بر طرف خواهد شد، و تنها راجع به سارِق مسلح كه مالى بسرقت برده بايد آن مال را از او گرفت و حدّش طبعاً ساقط است.
چنانكه ديديم بزرگترين گناهان كه در حد الحاد و شرك و ساير كفرها و اعمال كفرآميز است در صورت توبه واقعى بخشودنى است، پس بطريق اولى گناهان ديگر نيز چنين است مانند گناهان جنسى و يا ناجنسى هاى ديگر كه كلا پيش از دست يابى به گناهكار و توبه حقيقى و شرعى اش توبه اش بخشوده است، و اين بخشش در هر دو بُعد عذابهاى دنيوى و اخروى مى باشد. روى اين اصل بَسى آشكار است كه در غير تعدى جانى و مالى تمام جرمها با شرط توبه واقعى بخشوده است.

روى اين مبنا كه اين جريانات تنها بازدارنده از اين جرائم است، اگر جزائى غير از سه گونه نخستين در كار باشد، در صورتى كه توبه قطعى حاصل شود نفى من الارض نيز كه دور شدن از زمين افساد بوده است برطرف مى شود، و زندانيها و تبعيديها و مانندشان در اينصورت بشرط عدم بازگشت به جرائمشان آزاد مى گردند."

kabir Offline
#5 ارسال شده : 1396/04/10 09:34:01 ق.ظ
kabir

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member
تاریخ عضویت: 1390/11/17
ارسالها: 210

5 تشکر دریافتی در 4 ارسال
مجازات محارب و مفسد في الارض در قرآن

تفسير احسن الحديث در ذيل ايات 33و 34 سوره مائده چنين نظر داده است:

"ﺟﻤﻠﻪ ﻭَ ﻳَﺴْﻌَﻮْﻥَ ﻓِﻲ ﺍﻟْﺄَﺭْﺽِ ﻓَﺴﺎﺩﺍً ﺑﻴﺎﻥ ﻣﺤﺎﺭﺑﻪ ﺍﺳﺖ ﻳﻌﻨﻰ ﺁﻧﺎﻥ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺯﻣﻴﻦ ﻓﺴﺎﺩ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ ﺑﺎ ﺧﺪﺍ ﻭ ﺭﺳﻮﻝ ﺩﺭ ﺟﻨﮕﻨﺪ ﺯﻳﺮﺍ ﻛﻪ ﺧﺪﺍ ﻭ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﻮﺍﺳﺘﺎﺭ ﺍﺻﻠﺎﺡ ﻫﺴﺘﻨﺪ

ﺍﺯ ﺁﻳﻪ ﻣَﻦْ ﻗَﺘَﻞَ ﻧَﻔْﺴﺎً ﺑِﻐَﻴْﺮِ ﻧَﻔْﺲٍ ﺃَﻭْ ﻓَﺴﺎﺩٍ ﻓِﻲ ﺍﻟْﺄَﺭْﺽِ ﻧﻴﺰ ﺭﻭﺷﻦ ﮔﺮﺩﻳﺪ ﻛﻪ ﻣﻔﺴﺪ ﻓﻰ ﺍﻟﺎﺭﺽ ﻣﺴﺘﺤﻖ ﻗﺘﻞ ﺍﺳﺖ، ﺭﺑﺎﺧﻮﺍﺭ ﻧﻴﺰ ﻣﺤﺎﺭﺏ ﺍﺳﺖ ﺑﺤﻜﻢ ﻓَﺄْﺫَﻧُﻮﺍ ﺑِﺤَﺮْﺏٍ ﻣِﻦَ ﺍﻟﻠﱠﱠﻪِ ﻭَ ﺭَﺳُﻮﻟِﻪِ ﺑﻘﺮﻩ/ 279.

ﺩﺭ ﺭﻭﺍﻳﺎﺕ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻣﺤﺎﺭﺏ ﻛﺴﻰ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺳﻠﺎﺡ ﺑﺪﺳﺖ ﮔﻴﺮﺩ، ﻭﺣﺸﺖ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﻛﻨﺪ ﻭ ﺍﻣﻨﻴﺖ ﻋﻤﻮﻣﻰ ﺭﺍ ﺑﻬﻢ ﺯﻧﺪ ﺧﻮﺍﻩ ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﺑﺎﺷﺪ ﻳﺎ ﺩﺭ ﺧﺎﺭﺝ ﺁﻥ. ﻭﻟﻰ ﺍﻳﻦ ﻣﻌﻨﻰ ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪ ﺳﺎﺭﻕ ﻣﺴﻠّﺢ ﻧﻴﺴﺖ ﺑﻠﻜﻪ ﺑﻪ ﺣﻜﻢ ﻭَ ﻳَﺴْﻌَﻮْﻥَ ﻓِﻲ ﺍﻟْﺄَﺭْﺽِ ﻓَﺴﺎﺩﺍً- ﺃَﻭْ ﻓَﺴﺎﺩٍ ﻓِﻲ ﺍﻟْﺄَﺭْﺽِ ﻫﺮ ﻛﻪ ﻣﻔﺴﺪ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺍﺧﺘﻨﺎﻕ ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺁﺯﺍﺩﻯ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﺍ ﺳﻠﺐ ﻛﻨﺪ ﻭ ﺍﻣﻮﺍﻝ ﻣﻠّﺖ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﺧﺘﻴﺎﺭ ﺑﻴﮕﺎﻧﮕﺎﻥ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﻫﺪ ﻣﻔﺴﺪ ﻓﻰ ﺍﻟﺎﺭﺽ ﻭ ﻣﺤﺎﺭﺏ ﺑﺎ ﺧﺪﺍ ﻭ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﺳﺖ

ﻋﻠﻰ ﻫﺬﺍ ﺣﻜﺎﻡ ﻇﺎﻟﻢ ﻭ ﭘﻴﺮﻭﺍﻥ ﺁﻧﻬﺎ ﻛﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﺍ ﺑﻰ ﮔﻨﺎﻩ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﻣﻰ ﺍﻧﺪﺍﺯﻧﺪ ﻭ ﻭﺣﺸﺖ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ ﻭ ﺛﺮﻭﺕ ﻣﻠّﻰ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺷﺮﻕ ﻭ ﻏﺮﺏ ﻣﻰ ﺩﻫﻨﺪ ﻣﺼﺪﺍﻕ ﻛﺎﻣﻞ ﻣﻔﺴﺪ ﻓﻰ ﺍﻟﺎﺭﺽ ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﺍﻋﺪﺍﻡ ﺳﺮﺍﻥ ﺭﮊﻳﻢ ﭘﻬﻠﻮﻯ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺟﻬﺖ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ﺁﻧﺎﻥ ﻛﻪ ﻣﺜﻠﺎ ﻫﺮﻭﺋﻴﻦ ﻭ ﺗﺮﻳﺎﻙ ﻭﺍﺭﺩ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ، ﻳﺎ ﺑﻪ ﻧﻔﻊ ﺑﻴﮕﺎﻧﮕﺎﻥ ﺟﺎﺳﻮﺳﻰ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ، ﻳﺎ ﺍﺯ ﺍﺟﺮﺍﺀ ﺍﺣﻜﺎﻡ ﺍﺳﻠﺎﻣﻰ ﻣﺎﻧﻊ ﻣﻰ ﺷﻮﻧﺪ، ﻳﺎ ﺯﻥ ﻭ ﺩﺧﺘﺮﺍﻥ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﺍ ﻓﺮﻳﻔﺘﻪ ﻭ ﺩﺭ ﺍﺧﺘﻴﺎﺭ ﺯﻧﺎﻛﺎﺭﺍﻥ ﻣﻰ ﮔﺬﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﺩﻩ‌ﻫﺎ ﺍﻣﺜﺎﻝ ﺍﻳﻨﻬﺎ، ﻫﻤﻪ ﻣﺼﺪﺍﻕ ﻣﻔﺴﺪ ﻓﻰ ﺍﻟﺎﺭﺽ ﻫﺴﺘﻨﺪ.

ﺃَﻥْ ﻳُﻘَﺘﱠﱠﻠُﻮﺍ ﺃَﻭْ ﻳُﺼَﻠﱠﱠﺒُﻮﺍ ﺃَﻭْ ﺗُﻘَﻄﱠﱠﻊَ ﺃَﻳْﺪِﻳﻬِﻢْ ﻭَ ﺃَﺭْﺟُﻠُﻬُﻢْ ﻣِﻦْ ﺧِﻠﺎﻑٍ ﺃَﻭْ ﻳُﻨْﻔَﻮْﺍ ﻣِﻦَ ﺍﻟْﺄَﺭْﺽِ.

ﻇﻬﻮﺭ «ﺍﻭ» ﺩﺭ ﺗﺨﻴﻴﺮ ﺍﺳﺖ ﻳﻌﻨﻰ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺍﻭ ﻣﻰ ﺷﻮﺩ ﻳﻜﻰ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﭼﻬﺎﺭ ﻛﻴﻔﺮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺣﺴﺐ ﻣﺼﻠﺤﺖ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩ ﻭ ﻗﺎﺿﻰ ﻫﺮ ﻛﺪﺍﻡ ﺭﺍ ﺻﻠﺎﺡ ﺑﺪﺍﻧﺪ ﺣﻜﻢ ﻣﻰ ﻛﻨﺪ ﺷﻴﺦ ﻣﻔﻴﺪ ﻭ ﺍﺑﻦ ﺍﺩﺭﻳﺲ ﻭ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﭼﻨﻴﻦ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﻧﺪ، ﺩﺭ ﻣﺠﻤﻊ ﺍﻟﺒﻴﺎﻥ ﮔﻔﺘﻪ: ﺭﻭﺍﻳﺘﻰ ﺍﺯ ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎﻡ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺯﻣﻴﻨﻪ ﻧﻘﻞ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﻧﮕﺎﺭﻧﺪﻩ ﮔﻮﻳﺪ: ﺁﻥ ﺭﻭﺍﻳﺖ ﺟﻤﻴﻞ ﺑﻦ ﺩﺭﺍﺝ ﺍﺯ ﺣﻀﺮﺕ ﺻﺎﺩﻕ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎﻡ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺗﻬﺬﻳﺐ ﻭ ﺍﺳﺘﺒﺼﺎﺭ ﺑﺎﺏ ﺣﻜﻢ ﺍﻟﻤﺤﺎﺭﺏ ﻧﻘﻞ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺟﻮﺍﺏ ﺭﺍﻭﻯ ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ: «ﺫﻟﻚ ﺍﻟﻰ ﺍﻟﺎﻣﺎﻡ ﺍﻥ ﺷﺎﺀ ﻗﻄﻊ ﻭ ﺍﻥ ﺷﺎﺀ ﺻﻠﺐ... »

ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ «ﺍﻭ» ﺑﺮﺍﻯ ﺗﺨﻴﻴﺮ ﻧﻴﺴﺖ ﺑﻠﻜﻪ ﺑﺮﺍﻯ ﺗﺮﺗﻴﺐ ﺣﻜﻢ ﺍﺳﺖ ﭼﻨﺎﻥ ﻛﻪ ﺷﻴﺦ ﻃﻮﺳﻰ ﻭ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﻧﺪ، ﺩﺭ ﻣﺠﻤﻊ ﺍﻟﺒﻴﺎﻥ ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ: ﺍﻣﺎﻡ ﺑﺎﻗﺮ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎﻡ ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ ﺍﻧﺪ: ﻛﻴﻔﺮ ﻣﺤﺎﺭﺏ ﺑﻘﺪﺭ ﺟﻨﺎﻳﺖ ﺍﻭ ﺍﺳﺖ، ﺍﮔﺮ ﺁﺩﻡ ﻛﺸﺘﻪ ﻋﻘﻮﺑﺘﺶ ﻛﺸﺘﻦ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﮔﺮ ﺁﺩﻡ ﻛﺸﺘﻪ ﻭ ﻣﺎﻝ ﺑﺮﺩﻩ ﻋﻘﻮﺑﺘﺶ ﻛﺸﺘﻦ ﻭ ﺑﺪﺍﺭ ﺯﺩﻥ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﮔﺮ ﻓﻘﻂ ﻣﺎﻝ ﺑﺮﺩﻩ ﻛﻴﻔﺮﺵ ﺑﺮﻳﺪﻥ ﺩﺳﺖ ﻭ ﭘﺎ ﺑﻪ ﻋﻜﺲ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﮔﺮ ﻓﻘﻂ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﻧﺎﺍﻣﻨﻰ ﻛﺮﺩﻩ ﻛﻴﻔﺮﺵ ﺗﺒﻌﻴﺪ ﺍﺳﺖ.

ﭼﺮﺍ ﻣﺤﺎﺭﺏ ﻛﺸﺘﻪ ﻣﻰ ﺷﻮﺩ:
ﺍﺳﻠﺎﻡ ﺑﻪ ﺍﺻﺎﻟﺖ ﻓﺮﺩ ﺩﺭ ﺍﺻﺎﻟﺖ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﻌﺘﻘﺪ ﺍﺳﺖ، ﺁﻥ ﮔﺎﻩ ﻛﻪ ﻓﺮﺩ ﺣﻖ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺭﺍ ﺿﺎﻳﻊ ﻛﻨﺪ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻣﺴﻴﺮ ﺧﺪﺍﻳﻰ ﻣﻨﺤﺮﻑ ﻧﻤﺎﻳﺪ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪ ﻧﻔﻊ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﺯ ﺑﻴﻦ ﺑﺮﻭﺩ ﻭ ﮔﺮﻧﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﻭﻯ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻧﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﺩﻳﺪ، ﭘﺲ ﻛﺸﺘﻦ ﻣﺤﺎﺭﺏ ﻳﻚ ﺍﻣﺮ ﻛﺎﻣﻠﺎ ﻃﺒﻴﻌﻰ ﺍﺳﺖ، ﺑﻪ ﺩﺍﺭ ﺯﺩﻥ ﺍﻭ ﺑﺮﺍﻯ ﻋﺒﺮﺕ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﺍﻓﻜﺎﺭ ﻧﺎﻣﻨﺎﺳﺐ ﺩﺭ ﻧﻄﻔﻪ ﺧﻔﻪ ﺷﻮﻧﺪ.

ali Offline
#6 ارسال شده : 1398/09/10 08:34:46 ق.ظ
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 501

تشکرها: 4 بار
13 تشکر دریافتی در 13 ارسال

شرایط محارب

با توجه به روایات ائمه معصومین (ع) و نیز کلمات فقها ، که ناظر به آیه شریفه مذکور (مائده، 33) در سؤال و شارح آن است، مراد از "محارب" که موضوع برای یکی از احکام ذکر شده در آیه می‎باشد، کسی است که:

اولا: سلاح بر کشیده باشد ، بویژه اینکه کلمه "محاربه" مأخوذ از حرب است که معمولا با سلاح انجام می ‎گرفته و می‎گیرد. البته عنوان "سلاح" فی نفسه موضوعیت ندارد ، بلکه شامل هر گونه ابزار و روشی است که بتوان با آن مردم را به قصد بر هم زدن وضع مورد پذیرش آنان ترساند یا غیر آن و حتی آتش زدن خانه و کاشانه مردم.

ثانیا:شخص مسلح علاوه برکشیدن سلاح قصد ترساندن مردم وسلب آرامش و امنیت عمومی و ایجاد فساد را داشته باشد ؛ و گویا شرط بودن این ویژگی که از روایات و کلمات فقها استفاده میشود از جمله: (ویسعون فی الارض فسادا) ؛"و درزمین به فتنه و فساد میکوشند" فهمیده میشود درحقیقت جزء موضوع برای احکام مذکور در آیه است.

بدیهی است درمقام قضاوت،احرازموضوع حکم شرط صحت آن میباشد . بنابراین دراین مقام بایدسلاح برکشیدن و نیز قصد اخافه و ترساندن احراز گردد؛بخصوص این که در مسائل دماء، رعایت احتیاط عقلا و شرعا مطلوب، بلکه واجب میباشد. از این رو اگر سلاح کشیدن یا قصد اخافه احراز نگردد، گرچه خوف محقق شده باشد نمی توان حکم به محارب بودن نمود...

: فعالیتهای سیاسی از قبیل انتقاد ، تجمعات ، راهپیمایی آرام، مقاله نویسی ، تشکیل جمعیت ها و احزاب و مانند این ها مصداق هیچ کدام از عناوین: "محاربه" ،"بغی" و"افساد" نمیباشد؛ زیرا عنوان "محاربه" متقوم است به ترساندن مردم و سلب امنیت جامعه با استفاده از سلاح و زور "بغی" نیز تجاوز مسلحانه به حقوق دیگران و خروج از عدالت و حق است...


و به بیانی دیگر درموارد فعالیت های سیاسی،اولا: از آنجا که مصداق هیچ یک از عناوین فوق نمی باشند هیچ مجوز شرعی برای منع از آن ها یا بازداشت و محاکمه افراد با این اتهام وجود ندارد؛ در دستورات اسلام و سیره رسول خدا(ص) و امیرالمؤمنین (ع) بازداشت و محکومیت سیاسی و این که کسانی را به مجرد اعتقاد و یا اظهارنظر در برابر حاکمیت و انتقاد ازآن بازداشت ومحاکمه نمایند وجود ندارد.
مخالفان سیاسی حضرت امیر (ع) در زمان حکومت آن حضرت بصورت علنی و باآزادی کامل علیه ایشان فعالیت میکردند،وحتی عبدالله بن کواء که از خوارج بود درحضور آن حضرت علنا علیه ایشان شعار داد ، ولی تا زمانی که آنان دست به سلاح نبردند آن حضرت نه تنها آنان را بازداشت نکرد بلکه حقوق آنان را نیز ازبیت المال قطع نفرمود.

و ثانیا: بر فرض این که شرعا بتوان اشخاص را به خاطر فعالیت های سیاسی بازداشت و محاکمه نمود ، چون در این گونه اتهامات محاکم و قضات منسوب به حاکمیت ذی نفع و طرف دعوا هستند - و از شرایط قاضی بی طرفی او نسبت به وضوع مورد محاکمه می‎باشد - آنان نمی توانند به قضاوت بپردازند . از این رو باید این قبیل اتهامات در یک دادگاه مرضی الطرفین،آنهم با حضور هیأت منصفه بی طرف و خبره نسبت به مسائل سیاسی و معتمد و منتخب مردم رسیدگی شود


از کتاب"پاسخ به پرسشهای دینی"آيت الله منتظري،ص 518 تا 519 "
shojaey Offline
#7 ارسال شده : 1398/09/13 00:18:32 ق.ظ
shojaey

رتبه: Member

گروه ها: Moderator, students, member
تاریخ عضویت: 1391/07/12
ارسالها: 26

1 تشکر دریافتی در 1 ارسال
إِنَّمَا جَزَاء الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الأَرْضِ فَسَادًا أَن يُقَتَّلُواْ أَوْ يُصَلَّبُواْ أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُم مِّنْ خِلافٍ أَوْ يُنفَوْاْ مِنَ الأَرْضِ ذَلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيَا وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ ﴿33﴾

چون تفسیرما از نوعِ «نگاه از کلان به خُرد» ابتدا عناصرش را ردیف میکنیم:
1 – «تابلو» مرحله دهم:
تثبیت موقعیت اسلام و مومنین و ادامه تعالی روز افزون
2 – درس سوره مائده (یا عصاره محتوای سوره مائده):
احکامي فردي و اجتماعي با زمينهء "اي مسلمانان کفار ويهود و نصاري چنين اند شما آنطور نباشيد"
3 – درب پاراگراف 4 سوره مائده مشتمل بر آیات 33 تا 43:
نمونه¬ای از احکام جزائی اجتماعی و اینکه ای پیامبر! یهودیان چنین¬اند. اندوهگین مباش و رسالتت را پی گیر.
4 - ریز درب آیه 33 :
حکمِ کسانیکه علنا به محاربه با خدا و و رسولش و کوشش در فساد در زمین برخیزند چنین است.

تا اینجا این چیز هارا می فهمیم:
الف: از قسمت 1 میفهمیم این آیه «تحذیری» است و برای پیشگیری احتمالی از تعرضات خارجی است
ب : از قسمت 2 میفهمیم که قرآن دارد «نمونه های بد» را معرفی میکند بااین هدف که مسلمانان خود را از انجام کارهایی شبیه به کارهای آنها باز دارند.
ج: از قسمت 3 فهمیده میشود برخی از احکام جزائی جامعه دارد معرفی میشود با هدف تحذیر و باز دارندگی
د: از قسمت 4 فهمیده میشود یکی از احکام جرائی بازدارنده را دارد بین میکند.

از مجموع الف و ب و ج و د چف فهمیده میشود؟
ای فهمیده میشود که حکومت آنحضرت (ص) تثبیت شده و دارد از طریق وحی مقرراتی دریافت میکند که ماحصل آنها تحذیر و باز دارندگی است
حالا با این گاه که از خود قرآن درافت کرده ایم برویم سراغ مفردات آیه 33:

الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ:
تنها جائی که چنین عبارت سنگینی را در قرآن می بینیم، آیه ربا (279 بقره) است

بنا بر این الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ به معترضین نمیخورد

وَيَسْعَوْنَ فِي الأَرْضِ فَسَادًا
اینکه دیگر اظهر من الشمس است که صفت منافقان و دو رویان است (204 و 205 بقره)

نکته دیگر اینکه این آیه 33 مربوط به اواخر عمر شریف آنحضرت (ص) است و اجائی نشد (یعنی مصداقش وقوع نیافت )

جناب آقای جمال گنجه ای
کاربرانی که در حال مشاهده انجمن هستند
Guest (2)
جهش به انجمن  
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن نمی باشید.

قدرت گرفته از YAF 1.9.6.1 | YAF © 2003-2019, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 0.124 ثانیه ایجاد شد.
logo-samandehi