آپارات اينستاگرام لينكداين
logo
پر بازدید ترین عناوین تالار از ابتدا: ایه 59 سوره احزاب(حجاب):زنان مسلمان،جلباب(روپوش) رابه بدن خود نزدیک کنند تا مورد اذیت قرار نگیرند (تعداد مشاهده:76660)    اوقات نماز های یومیه در قران (تعداد مشاهده:59785)    مطالب زیبا با آیات (تعداد مشاهده:57344)    آیا زنان کفار که به اسارت مسلمانان در می آیند بر مسلمانان حلال میشوند و زناشویی با آنها اشکال ندارد (تعداد مشاهده:57277)      پر بازدید ترین عناوین سه ماه گذشته: تدبر و تفسير سوره كوثر:ای پیامبر علیرغم ارزوی کینه ورزان مبنی بر ابترماندن رسالتت،به تو کوثر داديم    تفسير و تدبر سوره شعرا:ای پیامبر این قران که از جانب رب العالمین برتو نازل شده،نشانه هایی روشن است.    تدبر و تفسير سوره مريم:نعمت بخشي خاص خدا به انبيا و هدايت شدگان،آغاز دوران بشارت پيامبر به مومنين    ريا در قرآن:نكوهش ريا و تظاهر       آخرین رویداد تالار: تالار گفتگوهاي قرآن‌‌‌‌‌‌‌‌‌پويان جزو برگزيدگان يازدهمين جشنواره رسانه هاي ديجيتال      

توجه

Icon
Error

ali Offline
#1 ارسال شده : 1398/08/07 09:08:52 ب.ظ
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 482

تشکرها: 4 بار
13 تشکر دریافتی در 13 ارسال
ظن و علم یکی از مباحث مبنایی در اصول فقه است و در استنباط احکام بطور غیر مستقیم نقش موثری دارد.
در قران نیز در ایات مختلفی به ظن اشاره شده است

البته در اکثر موارد از عمل به ظنیات نهی شده است اما در برخی موارد نیز چنین نیست بطوریکه برخی مفسران و لغت شناسان انرا در زمره لغات اضداد بشمار اورده اند که معنای گمان دارد وهم یقین. لذا مناسب است در این زمینه ضمن مروری بر نظرات مختلف مفسرین بررسی بیشتری انجام دهیم.

ابتدا معانی لغتهای مرتبط همچوم ظن،علم،شک و یقین را مطالعه می کنیم:

علم: اصل الواحد در ماده، حضور و احاطه بر چيزي است و احاطه به واسطه اختلاف حدود و قوا (نيروها) متفاوت ميشود. پس احاطه در هر مورد برحسب همان مورد است.
اگر علم، همراه با تمييز (تشخيص) و درك خصوصيات باشد، به آن معرفت ميگويند
و هر گاه علم به حدّ طمأنينه و سكون برسد، به آن يقين ميگويند.
علم، دو قسم است: حضوري و حصولي. علم حضوري؛ حضور مُدرِك - يعني نفس يا ذات - و احاطه آن بر ذات مُدرَك و صورت مطابق با واقع آن است. مثل اينكه نفس مجرد، خود و معارف شهودي اش را شهود كند و اينكه نفس، صورت واقعي محسوسات را ببيند؛و اين قويترين مراتب علم - يعني علم اليقين - است. اما علم حصولي: چيزي است كه به وسيله نظر و فكر از علم حضوري كسب ميشود و علوم رسمي متداول كه طالبان علم به تحصيل آن اشتغال دارند، از اين قبيل است.

ظنّ: اصل الواحد در ماده، اعتقاد ضعيف غير جازمي است كه يقيني كه مستند بر دليل قاطعي باشد، در آن نيست و غالباً مخالف واقعيت است و به همين جهت، تبعيت از آن مذموم است، هرچند به طور تصادفي با واقع مطابقت داشته باشد. ظَنّ به چيزي، گاهي در واقع، باطل است. گاهي گناه، و اعمّ از باطل است و گاهي ظنّ با يك فكر بد همراه است و گاهي ظنّ، حقّ و راست است.
سوره مباركه حشر آيه 2: مَا ظَنَنْتُمْ أَنْ يَخْرُجُوا وَظَنُّوا أَنَّهُمْ مَانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنَ اللَّـهِ، گمان نمیكرديد كه بيرون روند و خودشان گمان داشتند كه دژهايشان در برابر خدا مانع آنها خواهد بود.
سوره مباركه فتح آيه 6: الظَّانِّينَ بِاللَّـهِ ظَنَّ السَّوْءِ، را كه به خدا گمان بد بردهاند.سوره مباركه بقره آيه 249: قَالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلَاقُو اللَّـهِ كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّـهِ، كسانی كه به ديدار خداوند يقين داشتند، گفتند: بسا گروهی اندك كه بر گروهی بسيار، به اذن خدا پيروز شدند.
ظَنّ در اين مورد، به معناي مطلق اعتقاد به كار رفته است؛ اعتقادي كه حق و صدق است، هر چند به درجه يقيني كه به ادراك قطعي مستند باشد، نرسيده است. ضمناً اين ماده در كلام خداي متعال به معناي شك يا يقين به كار نرفته است و حق اين است كه كاربرد آن به معناي شكّ يا يقين، صحيح نيست، مگر اينكه مجوّزي داشته باشد و بيشتر كاربرد آن، در موارد طعن، تحقير، تضعيف (ضعيف كردن) و إهانت است. اما مفهوم تهمت، در موردي است كه ظنّ، برخلاف حق باشد.

یقن: اصل الواحد در ماده، علم ثابت در نفس است؛ به گونهاي كه قابل شكّ نباشد و موجب آرامش و اطمينان نفس شود . در فرهنگ تطبيقي آمده كه اين ماده، از زبانهاي يوناني و آرامي گرفته شده و اصل آن: ايگون و ايقونا ميباشد.
اما يَقين: بر وزن فَعيل و به معناي علم ثابت است كه موجب سكون و اطمينان نفس ميشود.سوره مباركه حجر آيه 99: وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّی يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ، و پروردگارت را پرستش كن تا اينكه مرگ تو فرا رسد.گفتيم كه يقين به معناي علمي است كه به ثبوت و اطمينان متّصف است و اين معنا مطلق است. پس اگر منظور از آن، يقين به صورت مطلق باشد: ميگويند آن علم اليقين؛ يعني علم در مرتبه يقين است و اگر در آن نقطه مركزي - كه آثار از آن جريان مييابد و تصميم و قطعيت و علم از آن سرچشمه ميگيرند مورد نظر باشد: ميگويند كه آن عيناليقين است؛ گويا آن مركزي براي پديد آمدن و تحقق يقين است و اگر در آن حاقّ يقين، ثبات و طمأنينهاش - به ذاته و فيذاته مورد نظر باشد: ميگويند كه آن حقّاليقين است و اين قويترين مرتبه از مراتب يقين است.

شکّ : اصل الواحد در اين ماده: چيزي است كه در مقابل جديت و قاطعيت در حكم يا عمل يا جريان امري است و از مصاديق آن: شك در عقيده و حكم است و آن زماني است كه فرد در حُكمش به قطعيت نرسيده و برايش يقين حاصل نشده و اين معنايي عُرفي است كه نيازمند دقت نيست تا به لزوم برابري تحقيقي ميان دو طرف شكّ و نبودن كمترين مرتبه رجحان در ميان آنها قائل باشيم.
همچنان كه مناط در ظن نيز، رُجحان عُرفي است و از جمله مصاديق ديگر آن: فقدان جديت و قاطعيت در جنگ است، در هنگامي كه فرد به پوشيدن سلاح متوسّل ميشود و خود را به وسيله آن پوشيده و محفوظ ميدارد؛ و منظور مطلق شكّ نيست و همچنين پارگي چيزي است؛ اگر موجب از ميان رفتن قاطعيتي كه از آن انتظار ميرود، باشد،

منبع:التحقيق في كلمات القران

کلمات کلیدی: علم الظن ظنا شک یقین

ویرایش بوسیله کاربر 1398/08/08 11:40:11 ق.ظ  | دلیل ویرایش: edit

ali Offline
#2 ارسال شده : 1398/08/08 11:54:46 ق.ظ
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 482

تشکرها: 4 بار
13 تشکر دریافتی در 13 ارسال

معاني لغات ظن شك يقين و علم را از كتاب قاموس قران نيز مرور مي كنيم:

ظن: احتمال قوي. چنانكه وهم احتمال ضعيف و شك تساوي طرفين است «فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ» انبياء: ۸۷. احتمال قوي داد كه هرگز بر او سخت نمي گيريم. در صحاح گويد: ظنّ معروف است. گاهي بجاي علم گذاشته ميشود. كلام قاموس نظير صحاح است. در اقرب گفته: ظنّ اعتقاد راجح است با احتمال نقيض و در علم و شك نيز بكار رود. طبرسي فرموده: ظنّ بعقيدۀ ابي هاشم از جنس اعتقاد است و بنظر قاضي و ابي علي جنس مستقلي است غير از اعتقاد، چنانكه سيد مرتضي رحمة اللّه نيز چنين گفته.
ناگفته نماند: مشكل است ظنّ را در جاي علم بكار بريم زيرا قرآن آندو را از هم جدا كرده مثل: «قُلْتُمْ مٰا نَدْرِي مَا السّٰاعَةُ إِنْ نَظُنُّ إِلّٰا ظَنًّا وَ مٰا نَحْنُ بِمُسْتَيْقِنِينَ» جاثية: ۳۲. «وَ مٰا لَهُمْ بِذٰلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلّٰا يَظُنُّونَ» جاثيه: ۲۴. «مٰا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلَّا اتِّبٰاعَ الظَّنِّ» نساء: ۱۵۷. «وَ مٰا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ» نجم: ۲۸.
و نيز بسيار بعيد است كه ظنّ را در قرآن بمعني شكّ بگيريم كه اين هر دو جنس مستقلي هستند. و قرآن بهر يك اعتناء خاصي دارد. اگر گويند: چرا در بعضي از آيات در جاي علم بقيامت ظنّ بكار برده مثل «وَ إِنَّهٰا لَكَبِيرَةٌ إِلّٰا عَلَي الْخٰاشِعِينَ. الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلٰاقُوا رَبِّهِمْ وَ أَنَّهُمْ إِلَيْهِ رٰاجِعُونَ» بقره: ۴۵ و ۴۶. «أَ لٰا يَظُنُّ أُولٰئِكَ أَنَّهُمْ مَبْعُوثُونَ. لِيَوْمٍ عَظِيمٍ» مطففين: ۴ و ۵. «قٰالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلٰاقُوا اللّٰهِ» بقره: ۲۴۹؟

گوئيم: دربارۀ آخرت يقين لازم است نه ظنّ چنانكه فرموده: «وَ بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ» بقره: ۴. «يُؤْمِنُونَ بِاللّٰهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ» آل عمران: ۱۱۴. «لَعَلَّهُمْ بِلِقٰاءِ رَبِّهِمْ يُؤْمِنُونَ» انعام: ۱۵۴.
در آيات فوق علت استعمال ظنّ ظاهرا آنست كه ظنّ ملاقات رب و ظنّ بعثت هم در اصلاح عمل و ترس از خدا كافي است زيرا انسان ذاتا از خطر محتمل پرهيز ميكند
. مثل آيۀ «وَ أَنْذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخٰافُونَ أَنْ يُحْشَرُوا إِليٰ رَبِّهِمْ» انعام: ۵۱. نظر الميزان و المنار نيز نزديك باين است. بعضي ظنّ را در آيات علم معني كرده اند ولي از ظاهر نبايد عدول كرد.

راغب در مفردات گويد: هر گاه ظنّ قوي باشد و يا مانند قوي تصور شود با انّ مشدّده و ان مخفف از مثقّله استعمال ميشود آنگاه آيات «يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلٰاقُوا رَبِّهِمْ» «يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلٰاقُوا اللّٰهِ» را شاهد آورده و آنها را در مقام يقين دانسته است.
بنا بر قول راغب ميشود گفت: چون ان مشدّد و مخفّف براي تحقيق است اگر بعد از ظنّ بكار روند قرينه بودن ظنّ بمعني يقين است مثل آيات فوق و آيۀ «وَ ظَنَّ أَنَّهُ الْفِرٰاقُ» قيامة: ۲۸.

شكّ: گمان. توقف. طبرسي آنرا وقوف … معني كرده و فرمايد: مثل آنكه در خانه بودن زيد شك كند نزد او به هيچ يك از بودن و نبودن مزيتي نيست لذا توقف ميكند. راغب گويد: آن اعتدال و تساوي نقيضين است در نزد انسان.
خلاصه: شك آنست كه شخص به هيچ يك از دو طرف قضيه يقين نكند و ترجيح هم ندهد بلكه بود و نبود در نظر وي مساوي باشد بر خلاف ظنّ كه يكي از دو طرف را ترجيح ميدهد «بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ يَلْعَبُونَ» دخان: ۹. «فَمٰا زِلْتُمْ فِي شَكٍّ مِمّٰا جٰاءَكُمْ بِهِ» غافر: ۳۴. در بعضي از آيات شك با «مريب» توصيف شده است مثل «وَ إِنَّنٰا لَفِي شَكٍّ مِمّٰا تَدْعُونٰا إِلَيْهِ مُرِيبٍ» هود: ۶۲. در «ريب» از زمخشري نقل شد كه آن بمعني قلق و اضطراب است علي هذا شك مريب يعني: شك اضطراب آور. و احتمال دارد بمعني تهمت و سوء ظنّ باشد يعني: شك تهمت آور. بايد دانست شك نوعي از جهل است و آن از جهل اخص است كه جهل گاهي مطلق عدم علم است اين كلمه پانزده بار در كلام اللّه مجيد آمده است.


يقن: (بر وزن فلس و فرس) ثابت و واضح شدن. در مصباح و اقرب الموارد ميگويد «يقن الامر يقنا: ثبت و وضح» يقن متعدي بنفسه و به باء نيز آمده است «يقن الامر و بالامر» يعني بآن علم پيدا كرد و محقّق دانست.
يقين وصف است بمعني فاعل. يعني ثابت و واضح. راغب گويد: آن صفت علم است بالاتر از معرفت و درايت … و شايد بمعني مفعول و ثابت باشد كه خواهد آمد در مصباح گويد: يقين علمي است كه از استدلال و تحقيق حاصل شود لذا علم خدا را يقين نگويند. در مجمع فرموده: علم را يقين گويند كه بر آن قطع حاصل شده و نفس بر آن آرام گرديده است. هر يقين علم است ولي هر علم يقين نيست گويا يقين علمي است كه بعد از استدلال و نظر حاصل شود. خلاصه: يقين بمعني ثابت يا ثابت شده و بالاتر از علم و از صفات آنست وَ بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ بقره: ۴. و بآخرت آنها يقين پيدا ميكنند.
يقنه و أيقنه هر دو بيك معني اند يعني تحقيق كرد و به يقين رسيد. باحتمال قوي مراد از يُوقِنُونَ در آياتي نظير: وَ فِي خَلْقِكُمْ وَ مٰا يَبُثُّ مِنْ دٰابَّةٍ آيٰاتٌ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ جاثية: ۴. مراد تحقيق كردن و يقين
جستجو كردن است.
أَمْ خَلَقُوا السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ بَلْ لٰا يُوقِنُونَ طور: ۳۶. يعني بلكه تحقيق نميكنند تا يقين پيدا نمايند. وَ جَحَدُوا بِهٰا وَ اسْتَيْقَنَتْهٰا أَنْفُسُهُمْ نمل: ۱۴. آيات را در زبان انكار نمودند حال آنكه ضميرشان و باطنشان بآنها باور كرد و محقّق دانست.

كَلّٰا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ. لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ. ثُمَّ لَتَرَوُنَّهٰا عَيْنَ الْيَقِينِ تكاثر: ۵- ۷. ظاهرا اضافه در عِلْمَ الْيَقِينِ بيانيّه و عَيْنَ الْيَقِينِ بمعني نفس اليقين و خود يقين است كه روز قيامت باشد، ميشود گفت: آن حال است از مفعول لَتَرَوُنَّهٰا يعني: حقّا اگر علم جازم و يقين داشتيد شما را از تكاثر اموال مانع ميشد.

حتما حتما آتش بزرگ را خواهيد ديد سپس آنرا كه خود آنست خواهيد ديد. إِنَّ هٰذٰا لَهُوَ حَقُّ الْيَقِينِ واقعة: ۹۵. وَ إِنَّهُ لَحَقُّ الْيَقِينِ حاقه: ۵۱. حق و يقين هر دو بيك معني است و اضافه در آن نظير اضافه بيانيّه است و افاده تأكيد ميكند و هر دو آيه در باره قيامت است معني آيه اوّل: اينكه در تقسيم شدن مردم باصحاب يمين و اصحاب شمال و سابقين گفتيم، ثابت و حتمي است و خلافي در آن نيست. در مجمع و الميزان بتأكيد نيست.

در مجمع و الميزان بتأكيد بودن آن تصريح شده است. مٰا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلَّا اتِّبٰاعَ الظَّنِّ وَ مٰا قَتَلُوهُ يَقِيناً نساء: ۱۵۷. «يَقِيناً» تميز است از قتل يعني بقتل عيسي عليه السّلام علم ندارند و فقط از ظن پيروي ميكنند و او را بيقين نكشتند ظنّ بكشتن او كردند: وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتّٰي يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ حجر: ۹۹.

مراد از يقين چنانكه گفته اند مرگ است و اطلاق يقين بر مرگ بعلت ثابت و حتمي بودن آن است و شايد اطلاق آن بر مرگ بجهت انكشاف واقع با آن است يعني تا آنگاه كه واقع منكشف شود و حقائق ايمان و كفر آشكار گردد پروردگارت را عبادت كن.
اينكه بعضي يقين را بمعني علم گرفته و گفته اند عبادت تا حصول يقين است و چون يقين آمد تكليف ساقط ميباشد غلط محض است، مخاطب باين آيه رسول خدا صلّي اللّه عليه و آله است و آن بزرگوار از اهل يقين بود ولي تا دم مرگ از تكليف شرعي دست نكشيد اين قول بضرورت اسلام باطل ميباشد. * موقن: آنكه داراي يقين يا جوياي يقين است وَ فِي الْأَرْضِ آيٰاتٌ لِلْمُوقِنِينَ ذاريات: ۲۰. در زمين آيات و دلائلي است براي يقين جويندگان.




ali Offline
#3 ارسال شده : 1398/08/12 02:03:24 ب.ظ
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 482

تشکرها: 4 بار
13 تشکر دریافتی در 13 ارسال

در مقاله معنا شناسی واژه «ظنّ» در قرآن کریم،اينگونه نتيجه گيري شده است:

از مباحث گذشته به دست آمد معنایی را که بسیاری از مفسّران برای«ظن»بیان کرده و آن را حالتی نفسانی، یعنی اعتقاد راجح و گمان که مرتبه ای بالاتر از شک و پایین تر از یقین است معنا کرده اند، معنای درستی برای این واژه در قرآن کریم نیست.

اصلی ترین معنای این واژه در فرهنگ عربی، احتمال نسبت به امری است و سپس همان گونه که بسیاری از لغویان گزارش کرده اند، این واژه در دو معنای شک و یقین(اطمینان)به کار رفته و در زمرۀ کلمات اضداد است.
صاحبان کتب وجوه و نظائر برای این واژه در قرآن مجموعا پنج معنای: شک، یقین، تهمت، پندار و دروغ را بیان کرده و برای بازشناسی ظن به معنای شک از ظن به معنای یقین نیز، معیارهایی ادبی ذکر کرده اند.

در مقاله حاضر، با تکیه بر کاربردهای این واژه در فرهنگ عربی، ابتدا تفسیر ظن به گمان نقد شد، سپس با نقد وجوه معنایی بیان شده برای این واژه در قرآن کریم، تنها دو معنای یقین(اطمینان)و شک(شامل هر گونه احتمال و حدس و گمان غیر اطمینان آور)اثبات شد. هم چنین با تکیه بر تحلیل های روان شناختی، تفسیر مفسّران از این واژه در تعدادی از آیات مشتمل بر آن نقد شده و معنایی متفاوت با آن چه مفسّران در تفسیر این واژه بیان کرده بودند اثبات شده است.

همچنین توجّه به سیاق، همراه با بهره گیری از تحلیل جامعه شناختی و روان شناختی حاکم بر فضا و سیاق آیات، به عنوان دقیق ترین معیار بازشناسی ظن به معنای یقین، از ظن به معنای شک شناسانده شد.


منبع : مجله کتاب قیم - بهار 1390 - شماره 1 , طیب حسینی، سید محمود
کاربرانی که در حال مشاهده انجمن هستند
Guest (2)
جهش به انجمن  
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن نمی باشید.

قدرت گرفته از YAF 1.9.6.1 | YAF © 2003-2019, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 0.073 ثانیه ایجاد شد.
logo-samandehi