آپارات اينستاگرام لينكداين
logo
پر بازدید ترین عناوین تالار از ابتدا: ایه 59 سوره احزاب(حجاب):زنان مسلمان،جلباب(روپوش) رابه بدن خود نزدیک کنند تا مورد اذیت قرار نگیرند (تعداد مشاهده:70753)    اوقات نماز های یومیه در قران (تعداد مشاهده:55738)    آیا زنان کفار که به اسارت مسلمانان در می آیند بر مسلمانان حلال میشوند و زناشویی با آنها اشکال ندارد (تعداد مشاهده:50325)    مطالب زیبا با آیات (تعداد مشاهده:45228)      پر بازدید ترین عناوین سه ماه گذشته: تفسير و فهم سوره ذاريات:مفهوم و مصداق والذاريات چيست؟منظور از رزق چيست؟ محور و درس سوره ذاريات چيست؟    تفسير و فهم سوره الرحمان:خطابهاي يكسان به انس و جن،به پاس این همه احسان خدا،موازین او رامراعات كنيد    استخاره از منظر قرآن واسلام:ایا استخاره حجیت دارد؟کجا و در چه مواردی باید از استخاره استفاده کرد؟    تدبر و فهم سوره طه: رستگاری در پذیرش هدایت الهی و قرآن هم مايه هدايت اهل خشيت است.       آخرین رویداد تالار: تالار گفتگوهاي قرآن‌‌‌‌‌‌‌‌‌پويان جزو برگزيدگان يازدهمين جشنواره رسانه هاي ديجيتال      

توجه

Icon
Error

admin1 Offline
#1 ارسال شده : 1398/04/23 03:01:55 ب.ظ
admin1

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/02/14
ارسالها: 184

4 تشکر دریافتی در 3 ارسال
ترجمه و تفسير و فهم سوره رحمان: نكات تدبري سوره الرحمان

پرسش:منظور از ميزان در آيه 7 سوره رحمان چيست؟ والسماء رفعها و وضع الميزان


پاسخ1:

ميزان (ترازو) بر وزن مِفعال: اسم براي وسيله اي است كه اشياء با آن وزن ميشوند
وزن؛ سنجش سنگيني چيزي و تعيين مقدار آن است و ثقل (سنگيني) و خفّت (سبكي) برحسب اختلاف عوالم و موضوعات متفاوتند و همچنين ميزان (ترازو) هم برحسب اختلاف موضوعات مورد سنجش، تفاوت ميكند؛ زيرا هر چيزي با ابزار مناسب خودش، وزن ميشود. پس موضوعات مادي با ترازوي مادي - مانند: سنگ، آهن و ... - وزن مي-شوند و موضوعات ماوراء ماده، با ترازويي از جنس خود - مانند: اجسام لطيف يا مراتب متجلّي حق - وزن ميشوند و اعمال با آنها تطبيق داده ميشوند.

نقل از التحقيق في كلمات القران

پاسخ 2:

اما اين كه فرمود: ((و وضع الميزان )) مراد از ميزان همان چيزى است كه وسيله آن هر چيزى را مى سنجند و اندازه گيرى مى كنند اعم از اين كه ميزان براى عقيده باشد يا فعل و يا قول و از مصاديق آن ميزانى است كه اشياى سنگين را به وسيله آن وزن مى كنند، و در آيه مورد بحث منظور از ميزان همان معنايى است كه در آيه ((لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط)) منظور است .
و از ظاهر آن بر مى آيد كه منظور از آن هر چيزى است كه به وسيله آن حق از باطل و راست از دروغ و عدل از ظلم و فضيلت از رذيلت تميز داده شود

از تفسير الميزان

پاسخ3:

ترازو
«میزان»ی که در آیه 7 ذکر شده به معنی «سیستم کنترل» بیشتر می¬خورد تا «ترازو»، زیرا ترازو نسبتی با آسمان ندارد.
اما اینکه در آیه¬های 8 و 9 به کم فروشی و انحراف از ترازو اشاره کرده به این معنی است که «ای مخاطب! سیستم¬های جهانی بر اساس کنترل و صحت جریان امور طراحی شده اند و سزا نیست تو سوء استفاده کنی، و اگر سوء استفاده کنی بطور طبیعی با واکنش سیستم¬های جهانی مواجه میشوی»

از تفسير اقاي جمال گنجه اي


كلمات كليدي:تفسير تدبر فهم سوره رحمان الرحمن ميزان
مدیر تالار
fatemeh59 Offline
#2 ارسال شده : 1398/04/28 03:29:23 ب.ظ
fatemeh59

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member
تاریخ عضویت: 1398/02/31
ارسالها: 40

ترجمه و تفسير سوره رحمان: نكات و پرسش هاي تفسيري سوره الرحمن

پیش¬بینی هدایت ، قبل از آفرینش انسان

آیه¬های 3 و 4 از لحاظ توالی، منطقی است. یعنی اینکه منطقی است که انسان را آفریده و سپس بیان را به او آموخته باشد. اما چرا تعلیم قرآن را قبل از آفرینش انسان ذکر فرموده؟ شاید این ترتیب توالی به این معنی باشد که قرآن را آموخته، اما نه به انسان! بلکه به سیستم وحی¬رسانی، مثلاً به جبرئیل و عوامل زیر مجموعه او، قبل از اینکه انسان را آفریده باشد، در عین حال این هم صحیح هست که کتب انبیاءِ دیگر از لحاظ محورهای اصلی با قرآن یکی است، لذا، در اینجا کلمه «قرآن» می¬تواند «مفاهیم اصلی قرآنی» باشد که به سیستم وحی¬رسانی آموخته است.

خورشید و ماه به حساب¬اند
در اینجا به کنترلی که روی خورشید و ماه اعمال می¬شود اشاره شده و «حسبان» با «حساب» هم¬ریشه است و یعنی این که امور آنها مطابق یک حساب و کتاب معینی است.
البته امروز که بشر به این پایه از علوم رسیده، درستی این سخن واضح است زیرا لااقل در مورد خورشید و ماه می¬دانیم که خسوف و کسوفِ حتی ده هزار سال بعد نیز قابل پیش¬بینی است و درست سر دقیقه و ثانیه¬اش به وقوع می¬پیوندد.
اما در آن زمانی که این سوره داشت نازل می¬شد، این سخن خیلی از زمان خویش جلوتر بود و اینک از لحاظ «پیشگوئی¬های علمی تحقق یافته» جزء معجزات علمی قرآن است.

نعمت کجاست؟وجهِ نعمتیِ آیه 5 چیست؟
آیا در شمس و قمر است یا این که در این است که آنها به شدت تحت حساب هستند؟

واضح است اگر آنها تحت حساب و کتاب و مقررات نبودند، زندگی ما نمی¬توانست به وجود بیاید زیرا اساس پیدایش حیات روی زمین، و پیرو آن حیات انسانی، در اثر ثبات و آرامش نسبیِ موجود در روی زمین به وجود آمده، و اگر خورشید و ماه رفتار ثابت نمی¬داشتند، ثبات و آرامش نسبیِ موجود در روی زمین پیدایش نمی¬یافت.
به عنوان اشاره به دو مورد خروج جزئیِ از ترتیب اشاره می¬کنیم:
سوراخ شدن قسمتی از لایه اوزون،
دو درجه گرم شدن یخبندان¬های قطبی.
ببینید فقط همین دو فقره که نسبت به کل جریانات حاکم بر زمین و آسمان ناچیز است چه مشکلاتی برای حیات بشری پیش آورده است.
در این جهت می¬توان خیلی سخن گفت اما همینقدر کافی است.

ترجیع بند پر تکرار
در این سوره کوتاهِ 78 آیه ای، 31 بار ترجیع بند «فبای آلاء ربکما تکذبان» تکرارشده، یعنی تقریبا به اِزاءِ هر دو و نیم آیه یکبار!
چرا ؟

برای جواب به سوال طبیعی فوق بهتر است در ابتدا بدانیم که:
ترجیع بند های قرآن کریم در چهار سوره است :
سوره مرسلات با «ویل یومئذ للمکذبین» (10 بار- بازاء تقریبا هر 4 آیه یکبار)
سوره قمر با «فکیف کان عذابی ونذر ولقد یسرنا القرآن للذکر فهل من مدّکر» (4 بار – تقریبا بازاء هر13 آیه یکبار)
سوره شعراء با «ان فی ذلک لآیه و ما کان اکثرهم مومنین وان ربک لهو العزیز الرحیم» (8 بار- تقریبا بازاء هر 25 آیه یکبار)
و این سوره با «فبای آلاء ربکما تکذبان» (31 بار- تقریبا بازاء هر دو و نیم آیه یکبار)
اولین جوابِ سوالِ «چرا اینهمه تکرارِ زود به زود؟» این است که صاحب قرآن خواسته توجه خوانندگان قرآن را به موضوعی جلب کند که ترجیع بندِ مذکور سرنخ آن است.


موضوع چیست؟موضوع «جِنّ» است.
«کُما» در «آلاء ربکما» اشاره به دو (نوع) مخلوقات دارد که یکی از آنها ما انسانها هستیم – که مفسران اینهمه نعمتهای ذکر شده در این سوره را فقط به ما مرتبط کرده اند - و دیگری نوعی دیگر از مخلوقات است که در آیات 15 و 31 و 33 و 56 و 74 همین سوره مورد تصریح قرار گرفته اند، یعنی جِنّ.
و رازِ اینهمه تکرار زود به زود این است که آنها نیز مانند ما مخاطب خداوند میباشند و خداوند میخواهد ما این موضوع را بفهمیم!
به عبارت دیگر خداوند در نکوهشِ تکذیبگرانِ نعمت ها هر دو نوع را مورد نکوهش قرار داده است.


بنا براین معنی «فبای آلاء ربکما تکذبان» این خواهد بود که «ای انسانها و ای جنیان! پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان که نمونه مادّیش را برشمردم ونمونه ضد مادّیش را که از دسترسی فکر انسانها خارج است برنشمردم ولی شماکه دارید استفاده میکنید میدانید چه میگویم را تکذیب میکنید؟»


از تفسير استاد گنجه اي

ویرایش بوسیله کاربر 1398/04/29 08:15:58 ق.ظ  | دلیل ویرایش: edit

fatemeh59 Offline
#3 ارسال شده : 1398/04/30 05:21:31 ق.ظ
fatemeh59

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member
تاریخ عضویت: 1398/02/31
ارسالها: 40

ترجمه و تفسير سوره رحمان: پرسش و پاسخ در سوره الرحمان:

پرسش:منظور از وجه رب چيست؟

پاسخ 1:وَجه - بر وزن فَعل -؛ چيزي است كه به آن توجه ميشود و اين در هر چيزي متناسب با همان چيز است.
سوره مباركه الرحمن آيات 26 و 27: كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ/ وَ يَبْقی وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ، هر چه بر [زمين] است فانی شونده است./ و ذاتِ باشكوه و ارجمند پروردگارت باقی خواهد ماند.

وَجه در امور روحاني و درباره خداي متعال، عبارت است از وِجهِه (جهتي) كه به وسيله قلب مورد توجه قرار ميگيرد و در مقام مواجهه واقع ميشود و آينهاي براي نگريستن در آن و فاني در ربّ است و جز تجلّي صفات و مقامات الهي چيزي در آن مشاهده نميشود.
نقل از التحقيق في كلمات القران

پاسخ 2:
((و پروردگارت - عز اسمه - با همه جلال و اكرامش باقى مى ماند، بدون اين كه فناى موجودات اثرى در خود او و يا دگرگونى در جلال و اكرام او بگذارد)).
و بنابر اين كه مراد از وجه خدا هر چيزى باشد كه ديگران رو به آن دارند كه قهرا مصداقش عبارت مى شود از تمامى چيرهايى كه به خدا منسوبند، و مورد نظر هر خداجويى واقع مى گردد، مانند انبيا و اولياى خدا و دين او و ثواب و قرب او و ساير چيزهايى كه از اين قبيل باشند معناى آيه چنين مى شود: ((همه زمينيان فانى مى گردند، و بعد از فناى دنيا آنچه نزد او و از ناحيه او است ، از قبيل انواع جزا و ثواب و قرب به او باقى مى ماند، همچنان كه در جاى ديگر فرموده : ((ما عندكم ينفد و ما عنداللّه باق )).

نقل از تفسير الميزان

پاسخ 3:
وجه پروردگار
«وجه پروردگار» یعنی آنچه آدمی را به یاد خدا می¬اندازد،
مثلاً قرآن، کعبه، پیامبر(ص)، ائمه(ع)، یادگارها و آثار آنها، آدمهای خوب، کارهای پسندیده، صفات پسندیده، و از این نوع چیزها،که «وجه پروردگار»ند و باقی میباشند، و بقیه، مثلاً صفات زشت، کارهای زشت، اشخاص بد و از این نوع چیزها فانی می-باشند، و «وجهِ نعمتیِ» این واضح است.

از تفسير اقاي جمال گنجه اي

پاسخ 4:

ترکیب وجه رب در سه سوره قران بکار رفته است .نخستین بار در سوره لیل إِلَّا ابْتِغَاء وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلَى در توصیف افرادیکه مالشان را فقط برای کسب رضای خدا می بخشند بکار رفت.دیگری در سوره رحمان و اخری نیز در سوره رعد:والذین صبروا ابتغاء وجه ربهم و اقامواالصلاه

وجه الله نیز در قران بکار رفته است:انمانطعمکم لوجه الله،فاینما تولوا فثم وجه الله،

اما ترکیب وجه با ضمیر ه که به خدا برمیگردد نیز در چند جا استفاده شده است:از جمله سوره قصص: کل شی ء هالک الاوجهه (که مشابه ایه 27 سوره رحمان است) یا در سوره های کهف و انعام:الذین یدعون ربهم بالغداه والعشی یریدون وجهه
لفظ وجه برای صورت انسانها و نیز جهت توجه انها استفاده شده است: سوره یوسف:القاه علی وجهه فارتد بصیرا
سوره لقمان:ومن یسلم وجهه الی الله
سوره بقره:ولکل وجهه هو مولیها

-در سوره نحل نیز مفهومی مشابه ایه 27 برای بقا و فنا ارایه شده است: ماعندکم ینفد و ماعندالله باق

با ترکیب این دو ایه و عنایت به مطالب بالا میتوان گفت آنچه که با توجه قلبی برای خدا انجام شده و نزد خدا ثبت شده است،باقی می ماند.


اقاي سيدكاظم فرهنگ

ویرایش بوسیله کاربر 1398/04/31 02:35:43 ب.ظ  | دلیل ویرایش: edit

fatemeh59 Offline
#4 ارسال شده : 1398/04/31 09:12:06 ق.ظ
fatemeh59

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member
تاریخ عضویت: 1398/02/31
ارسالها: 40

تدبر و فهم سوره رحمان:پرسش هاي تفسيري سوره الرحمان


پرسش:منظور از مرج البحرين يلتقيان چيست؟ دو دريايي كه بهم رسيدن و بين آنها حجاب است،چيست؟

پاسخ 1:

قابل قبول ترين تفسيرى كه درباره اين دو آيه كرده اند اين كه : مراد از دو دريا دو درياى معين نيست ، بلكه دو نوع دريا است ، يكى شور كه قريب سه چهارم كره زمين را در خود فرو برده ،

كه بيش تر اقيانوسها و درياها را تشكيل مى دهد، و يكى هم درياهاى شيرين است كه خداى تعالى آنها را در زير زمين ذخيره كرده و به صورت چشمه ها از زمين مى جوشد، و نهرهاى بزرگ را تشكيل مى دهد، و مجددا به درياها مى ريزد، اين دو جور دريا يعنى درياهاى روى زمين و درياهاى داخل زمين همواره به هم اتصال دارند، هم در زير زمين و هم در روى زمين ، و در عين اين كه ((يلتقيان - برخورد و اتصال دارند)) نه اين شورى آن را از بين مى برد و نه آن شيرينى اين را
، چون بين آن دو حاجز و مانعى نمى گذارد در وضع يكديگر تغييرى بدهند، و آن مانع ، خود مخازن زمين و رگه هاى آن است ، كه نه مى گذارد درياى شور به درياى شيرين تجاوز نموده ، و آن را مثل خود شور كند، و در نتيجه جانداران راتهديد نمايد، و نه درياى شيرين به درياى شور تجاوز نموده بيش از اندازه از زمين بجوشد، و زياده از اندازه به دريا بريزد، و دريا را شيرين سازد، و در نتيجه مصلحتى را كه در شورى آب درياها است كه يا تصفيه هوا است و يا مصالحى ديگر از بين ببرد

ترجمه تفسير الميزان جلد 19 صفحه 167


پاسخ 2:
دو دریای به هم رسیده غیر متجاوز
در موضوع دو آیه 19 و 20 باید بدانیم که در ادبیات قرآنی لزوماً «دریا» به آن معنی که ما در علم جغرافیا معنی می¬کنیم نیست و در قرآن به «آب زیادِ قویِ پرحجم» دریا گفته می¬شود.
مثلاً در داستان بنی اسرائیل گفته شد که آنها را از «دریا» عبور دادیم در حالی که آنها از رود نیل عبور کرده بودند، و رود نیل در قرآن بحر نامیده شده است.

با درک این نکته، مثال¬های زیادی می¬توان برای آیه¬های 19 و 20 ارائه کرد.
مثلاً مرداب انزلی و بحر خزر می¬تواند مصداق این دو آیه باشد و در کل کره زمین از این نوع موارد زیاد است.

مرداب انزلی آب شیرین و بحر خزر آب شور دارد و در هر یک از آنها موجودات خاص خودشان زندگی می¬کنند و اگر آن دو در هم بیامیزند، لااقل این اشکال پیش¬ می¬آید که آبزیانِ آب شیرین مرداب انزلی دچار انقراض می¬شوند، و منظور از «لوءلوء» و«مرجان» میتواند چیزهای کمیاب و قیمتی باشد.

این نوع تفسیر، مربوط به حالتی است که ترجیع بند را در نظر نگیریم اما وقتیکه آن را در نظر بگیریم (و باید هم این کار را بکنیم) تفسیر آن این خواهد بود که ای انسانها هر نعمتی که شما دارید عین آن را (منتها از جنس دیگر) جنیان نیز دارند و آنچه راجع به در یاهای خودتان می فهمید راجع به در یاهای آنها هم ممکن است باشد.

از تفسير اقاي جمال گنجه اي

پاسخ 3:

2-آیات 19 و 20 با تفصیل بیشتری در سوره فرقان بیان شده است:
وَهُوَ الَّذِي مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَجَعَلَ بَيْنَهُمَا بَرْزَخًا وَحِجْرًا مَّحْجُورًا {53}

و اوست كسى كه دو دريا را موجزنان به سوى هم روان كرد اين يكى شيرين [و] گوارا و آن يكى شور [و] تلخ است و ميان آن دو مانع و حريمى استوار قرار داد {53}
همچنین قابل ذکر است که در قران،بحر در مقابل بر(خشکی) بکار میرود و به معنای محیط ابی است اعم از رود خانه،خلیج،دریاچه، اقیانوس و ...

اقاي سيدكاظم فرهنگ

ویرایش بوسیله کاربر 1398/05/06 09:17:51 ق.ظ  | دلیل ویرایش: edit

fatemeh59 Offline
#5 ارسال شده : 1398/05/01 07:35:53 ق.ظ
fatemeh59

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member
تاریخ عضویت: 1398/02/31
ارسالها: 40


تفسير و فهم سوره رحمان: نكات تفسيري سوره الرحمان

پروردگار دو مشرق:
وجهِ نعمتیِ آیه 17 کجاست؟
یکی اعلامِ اشاره ای دالّ بر کرویت زمین است،
زیرا «دو مشرق و دو مغرب» فقط با فرض کرویت زمین سازگار است که مثلا به ازاءِ هر مشرق در یکطرف زمین یک مشرق هم در طرف مقابلِ آن داریم. و البته در جای دیگری در سوره دیگری فرموده «و رب المشارق» (= و پروردگار مشرق¬ها) که آن آیه کرویت زمین را بهتر می¬رساند و این نوع بیان جزء مؤلفه-های اعجازی علمی قرآن است.
این تفسیری است که میتوان کرد در صورتیکه جن را در ذهن خویش نداشته باشیم، اما این چگونه ممکن است در حالیکه همزمان ترجیع بند پر تکرار را هم داریم؟ تازه، موضوعِ اشاره به یک معجزه علمی، چیزی نیست که اساسا در متن سخن خداوند(حکیم) باشد زیرا ترجیع بند ، ناظر به منظور متفاوتی است.
با در نظر گرفتن ترجیع بند، تفسیر آیه این میشود که جن هم مانند شما انسانها جهانِ کاملی دارند و خورشید و ماه و منظومه شمسیِ خویش را دارند و همچنین مشرق و مغرب خودشان را.


خروج از آسمان¬ها و زمین
در آیه 33، از آنجا که جن را مقدم بر انسان ذکر کرده، میتوان نتیجه گرفت که «خروج از کرانه¬های آسمان» را خطاب به جن فرموده و خروج از کرانه¬های زمین را خطاب به انسان.
بزودی در سوره جن خواهیم دید که آنها «خروج از زمین» را براحتی انجام می¬دهند اما خروج از آسمانها، محدودیت آنهاست.
در دهه شصت قرن بیستم دیدیم که «خروج از زمین» توسط بشر صورت گرفت، البته با استفاده از میلیاردها دلار هزینه و یک ارتش از دانشمندان و مهندس¬ها و تکنسین¬ها. چنانکه دیدیم این رفت و برگشت، صورت نگرفت مگر به کمک چنان «سلطان»ی.
البته مقام بحث، مقام قیامت است و می¬فرماید از حساب و کتاب نمی¬توان فرار کرد زیرا فقط با «سلطان» (قوت، نیرو و ...) می¬توان از آن محدوده خارج شد و در قیامت هم که نیرویی ندارید زیرا این نیروهائی را که در دنیا به عاریت به شما داده شده بود، هنگام مرگ علیرغم میلتان میگذارید و میروید.
البته معنی آیات قرآن منحصر به یک معنی نیست، و در هر حال یکی از معانی تحقق این آیه را پس از 1400 سال دیدیم، و خروج از کرانه¬های زمین توسط بشر صورت گرفت، و به کمک «سلطان» هم بود، و این یکی دیگر از معجزات علمی قرآنی است.

آیا جهنم نعمت است؟چرا جهنم به عنوان نعمت قلمداد شده؟
مثالی میزنیم :
کسی را در نظر آورید که چند جور بیماری مهم دارد و در بیمارستان بستری است.
معمولا به چنین کسانی انواع و اقسام الکترودها و شلنگ ها و حسگرهای مرتبط با مانیتورهائی وصل است و اجازه ندارند حتی از تختشان هم پایین آیند و حق ندارند حتی یکی از آن الکترودها و شلنگ ها و حسگرها را از خویش جدا کنند، غذایشان هم چیزی است که آدم عادی رغبتی به خوردن آن ندارد.
چنین کسی، نسبت به دوره قبلی حیات خویش (یعنی زندگیِ جنینی) زندگیی بسیار عالی دارد، زیرا اشخاصی دارای تحصیلات و تجربه بالا دائما مراقب وضعیتش هستند و دائما ناظرند که مبادا حالش بدتر شود، و دور و بر او پر از دستگاه ها و تجهیزات گرانقیمتی است که برای خدمت به امثال او طراحی و تولید شده اند، و مجموعه بیمارستانیی که او در آن است، اعم از فضای بهداشتی و آدم های تحصیلکرده مجرب و تجهیزات پیچیده گرانقیمت، همه و همه برای خدمت به او و با هدفِ بهتر کردنِ وضعیت او به وجود آمده اند.
آیا چنین کسی که در این محیط عالی بسر می برد، از اینکه می باید در چنان شرایطی باشد راضی است؟
نه! و بلکه آرزویش این است که بتواند هرچه زودتر آنجا را ترک کند.
چرا؟
زیرا زندگیِ عادیی که مردم عادی (یعنی مردم سالم) دارند، بسیار بسیار مطلوب تر و راحت تر است از آن زندگیی که او دارد.
جهنم در مقایسه با بهشت ،جهنم است، اما اگر با زندگی قبلی (یعنی شرایط جنینی) مقایسه شود بهشت است.لذا، وجهِ نعمتیِ جهنم، این است که برای اشخاصی که طاقتِ تحملِ شرایطِ عالیِ بهشتی را ندارند، و به عبارت دیگر ناسالم (اعم از ناسالمیِ جسمی یا روحی) به قیامت و آخرت میروند، در بهشت، شرایط ویژه ای تدارک شده، که بسته به نوع و شدت ناسالمی شان، دوره خاصی را بگذرانند تا بتوانند یک زندگی معمولی را در شرایطِ عالیِ بهشتی داشته باشند.

برای توضیح بیشتر کتاب «حیات اخروی» از همین قلم را از سایتی که آدرس اش در ابتدا و انتهای همین کتاب ذکر شده، ببینید.

مجرم و تکذیبگر
آیه 43 «تکذیب» را به «مجرم»ها نسبت داده، و از اینجا معلوم می¬شود هر مجرمی مکذب هم هست.
البته ممکن است به طور زبانی و رسمی به تکذیب مبادرت نکند اما «با زبان عمل» تکذیب را انجام می¬دهد.
در همین دنیا هم اگر کسی بداند که فلان خلاف قانون قطعاً به مجازات سخت می¬انجامد، به آن کار اقدام نمی¬کند.
البته خیلی هستند که به کارهائی مبادرت می¬کنند که در قانون مجازات سختی برای ارتکاب آنها پیش¬بینی شده، اما آنها امیدواری زیادی دارند که گیرنخواهند افتاد.
آخرت و قیامت هم همینطور است.


نعمات بهشت به زبان مخاطب اولیه
آیات این پاراگراف به زبان مخاطب اولیه است.

همانطور که جنین هیچ راهی برای درک این جهان ندارد، ما نیز هیچ راهی برای درک آن جهان نداریم.
اگر شما (خواننده محترم که آدم فرهیخته¬ای هستید که این قبیل متون را می-خوانید) قرار باشد فرضاً به یک جنین داخل رحم، این جهان را توصیف کنید، چه می¬توانید بگوئید؟ در این جهان ناراحتی¬هائی هست که نمی¬¬توان آنها را برای او توصیف کرد و همچنین خوشی¬هائی هست که با توجه به مفاهیمی که او می-تواند درک کند نمی¬توان برایش توضیح داد.
غذای او ساده¬ترین نوع غذا است و از طریق بند ناف به او می¬رسد، محیط او هم گرم است، و اگر از او نظرخواهی شود، احتمالاً شرایط خویش را ایده¬آل تصور می¬کند و تمایلی به خروج از آن زندگی نخواهد داشت.
ما نیز واقعاً از جهان بعدی تصور روشنی نمی¬توانیم داشته باشیم، لذا خداوند مفاهیمی مانند نهایت عزت و احترام، نهایت رفاه، نهایت قدرت و ثروت، نهایت راحتی و آسایش و آرامش، و نهایت در اختیار بودن همه مطلوبیت¬ها، را، ساده و ساده کرده و در قالب کلماتی که مخاطب ظاهرآنها را بفهمد (نه اینکه بتواند حقایق آنها رابفهمد) بیان کرده است و البته همین مقدار هم هوش ربا است.



جنّ
نکته مهمی که در اینجا مطرح است و آن اینکه مخاطب از طریق آیات این سوره، دائماً بیاد نوع دیگری از مخلوقات که آنها نیز مخاطب همین خطاب¬ها هستند می¬افتد، و راجع به آنها علاقمند و کنجکاو می¬شود و این علاقه¬مندی و کنجکاوی سرآغاز یک سلسله حرکات و فعالیت¬هائی برای شناخت بیشتر آنها است، که در این خصوص تاکنون حرکتی انجام نشده است.

خواننده این سوره با خواندن هر آیهِ شامل ترجیع بند باید به این فکر بیفتد که موضوعِ آن نعمتی که قبل از آن مطرح شده (با در نظر گرفتنِ مطالبی که در قسمت قبلی گفته ایم) غیر از آنچه به ذهن ما می آید اشاره به نعمتِ نظیری در جهانِ جنّ نیز دارد و همیشه هم باید همزمان به ذهن بیاورد که «ذکر مصادیق افاده حصر نمیکند»– و حقیقتِ موضوع به نحو هوش ربائی عظیم تر و وسیع تر و عمیق تر از آن چیزی است که ذکر شده است.
درهر حال ، ما همزادان نامرئی خویش را نمی¬شناسیم و از آنها اطلاع کمی داریم.

اینقدر می¬دانیم که آنها نیز مانند ما از موهبت اختیار و آزادی استفاده می¬کنند و نیز می¬دانیم که آنها نیز مؤمن و کافر دارند و نیز می¬دانیم آنها نیز عذاب و نعمت دارند ونیز میدانیم هر نعمتی که ما داریم آنها نیز (در جهان خویش) نظیرش را دارند و نیز اینکه حضرت سلیمان چند تائی از آنها را بکار می¬گرفت بطوریکه اگر بکارگیری آنها نبود امروز بسیاری از ساختمانهای عظیم در روی زمین وجود نداشت و بیش از این چه می¬دانیم؟

جا دارد این مقدار از معارف قرآنی در خصوص جنّ را قدم اول قرار داده و سعی در شناخت بیشتر آنها و ارتباط¬گیری با آنها و سپس همکاری با آنها بنمائیم و ساختن جهانی بهتر را برای هر دو نوع با کمک یکدیگر آغاز کنیم.



از تفسير اقاي مهندس گنجه اي

ویرایش بوسیله کاربر 1398/05/06 09:28:32 ق.ظ  | دلیل ویرایش: edit

fatemeh59 Offline
#6 ارسال شده : 1398/05/04 05:19:36 ب.ظ
fatemeh59

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member
تاریخ عضویت: 1398/02/31
ارسالها: 40

تفسير و ترجمه و تدبر در سوره رحمان:پرسش ها و نكات تفسيري سوره الرحمان


پرسش: منظور از خوف از مقام رب چيست؟

پاسخ 1:

اشاره به اقسام و مراحل خوف از مقام پروردگار و بيان اينكه مقصود از خائنان در آيه :((و لمن خاف ...)) مخلصين است

و اما اين كه خوف از مقام پروردگار چيست ؟ بايد بگوييم : خوف هم مانند عبادت مراحلى دارد، بعضى ها از عقاب خدا مى ترسند، و از ترس عذاب او كفر نمى ورزند و گناه نمى كنند، قهرا لازمه چنين خوفى اين است كه عبادت صاحبش عبادت كسى باشد كه از عذاب خدا مى ترسد، عبادت مى كند تا گرفتار عذاب او نگردد، در نتيجه عبادتش محضا براى خدا نباشد، و قسم عبادت عبادت بردگان است كه موالى خود را از ترس ‍ سياست و شكنجه اطاعت مى كنند، همچنان كه بعضى ديگر او را به طمع ثواب و پاداشش بندگى مى كنند، عبادت مى كنند تا به رسيدن به آنچه دلخواهشان است رستگار گردند، اينان هم عبادت خدا را محضا لله انجام نمى دهند، عبادتشان يك قسم تجارت است ، همچنان كه در رواياتى هم آمده ، و بعضى از آنها در سابق نقل شد.
و خوف در جمله ((و لمن خاف مقام ربه )) ظهور در هيچ يك از اين دو قسم خوف ، يعنى خوف از عذاب و خوف از فوت لذتهاى نفسانى در بهشت ندارد، چون اين دو نوع خوف غير از خوف از قيام و آگاهى خدا نسبت به اعمال بندگان است ، و نيز غير از خوف از مقامى است كه خداى تعالى نسبت به بنده اش دارد، چون خوف از آگهى خدا و نيز خوف مقام پروردگار تاثر خاصى است كه براى بنده بدانكه بنده است ، در برابر ساحت عظمت و كبريائى مولايش حقير و ذليل است دست مى دهد، و باعث مى شود آثارى از مذلت و خوارى و اندكاك در قبال عزت و جبروت مطلقه خداى تعالى از او ظهور كند.


و عبادت خداى تعالى از ترس او - البته ترس به اين معنا - عبارت است از خضوع در برابر او بدين جهت كه او الله است ، ذو الجلال و الاكرام است ، نه بدين جهت كه جهنم دارد، و نه بدين جهت كه بهشت دارد، وقتى عبادت به اين انگيزه انجام شود خالصا لوجه اللّه صورت مى گيرد.
و اين معناى از خوف ، همان خوفى است كه خداى تعالى ملائكه مكرمين خود را بدان ستوده ، وگرنه اگر خوف منحصر در خوف از عذاب و ترك ثواب مى بود، با در نظر داشتن اين كه ملائكه معصوم و ايمن از عذاب مخالفت و تبعات معصيتند نبايد آنان را به داشتن خوف بستايد، ولى مى بينيم ستوده و فرموده : ((يخافون ربهم من فوقهم )).

از تفسير الميزان


پاسخ 2:

-عبارت مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ در دو سوره قرآن بکار رفته است:نازعات و رحمان
وَأَمَّا مَنْ وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى {40}و اما كسى كه از ايستادن در برابر پروردگارش هراسيد و نفس خود را از هوس باز داشت {40}

ایه 40 سوره نازعات نشان میدهد که نتیجه خوف از مقام رب،بازداشتن نفس از هوی و هوس است که جایگاه چنین کسی در جنت است


اقاي سيدكاظم فرهنگ

ویرایش بوسیله کاربر 1398/05/06 09:32:15 ق.ظ  | دلیل ویرایش: edit

fatemeh59 Offline
#7 ارسال شده : 1398/05/04 05:21:14 ب.ظ
fatemeh59

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member
تاریخ عضویت: 1398/02/31
ارسالها: 40

تفسير و تدبر سوره رجمان:نكات ادبي و ترجمه سوره رحمان،تاملاتي در ترجمه ايه فباي الاء ربكما تكذبان

پرسش 1:

1-والسماء رفعها ووضع الميزان ،چرا سماء منصوب است؟ مگر مبتدا نيست و نبايد مرفوع باشد؟


پاسخ:

۱_ السماء مفعول به فعل محذوف (رفع ؛ که به دلیل بیان شدن ان در ایه بعد السماء برای ایجاز حذف شده) است لذا منصوب است

سركارخانم انصاري

پرسش 2:

در ايه 26 كل من عليها فان ،چرا ضمير ها را به زمين برمي گردانند؟ و حال انكه كلمه ارض در ايه 10 بكار رفته است؟

پاسخ:

چون از آیه ۱۰ شروع میشود والارض وضعها للانام در مورد زمین وانچه در ان هست سخن گفته شده تا رسیده به آیه۲۶ کل من علیها فان
هر کدام از اسامی مابين اين دو ايه را را بگیریم تقریبا یک نسبتی با زمین دارد یعنی هر چیزی در روی زمین هست مثل خود زمین فانی شونده هست از لحاظ ظاهری وشاید بیشترشان مثل خود انسان قابل باز سازی

سركارخانم انصاري

پرسش 3:

در آيه پرتكرار فباي الاء ربكما تكذبان،نقش ب چيست؟ ايا با توجه به وجود ب،الائ رب،ميتواند مفعول باشد؟

پاسخ 1:
اگر جمله را فعلیه بگیریم و ب را زائد بگیریم اَیّ (اسم استفهام که دائم الاضافه هست ) + الاء(مصاف الیه ) را میتوانیم مفعول مقدم تکذبان میگردد
اگر جمله را اسمیه بگیریم ب زائد ایّ مبتدا وتکدبان خبر

سركارخانم انصاري

پرسش:

چرا ب زايد است؟ آیا نمی‌توان ترجمه را بواسطه یا به پشتوانه کدام نعمت‌ها، تکذیب می کنید، در نظر گرفت؟
در سوره تکویر هم داریم:باي ذنب قتلت

يعني بموجب کدام گناه کشته شدند

در سوره رحمان هم، ب بنظرم زائد نیست و معناي آيه را شفاف تر میکند

بموجب و باتکای کدام نعمت‌ها، تکذیب می کنید (جهنم را)


پاسخ:

اینم نگاه جالبی هست
ولی با توجه به نام سوره که رحمت است و اینکه بعد از نام بردن نعمتها بیان شده میشه ب را زائد وفقط برای تاکید گرفت وگفت از این نعمتها که یاد شده کدامیک قابل تکذیب هست؟؟ از بس این نعمتها از جهت نعمت بودن ومفید بودن وگویی به پاس انسان افریده شدن اشکار است قابلیت تکذیب ندارد
تکدیب می کنید (جهنم را) از کجا تاکید داره که منظور تکذیب جهنم است ؟؟ ببخشید من خیلی واقف نیستم 😔


پاسخ:
ببینید کسی معمولا نعمتها را تکذیب نمیکنه ممکنه فراموش کنه در نعمتهای زیادی زندگی میکنه

اگر این معنای رایج مدنظر بود،لزومی بذکر ب نبود

چرا که ای بدون با هم در قران امده

اتفاقا شروع سوره با رحمان نشان میده که شاید منکران عذاب و جهنم را بخاطر رحمانیت خدا تکذیب میکردند.

ایه 43 سوره :
هَذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِي يُكَذِّبُ بِهَا الْمُجْرِمُونَ {43}اين است همان جهنمى كه تبهكاران آن را دروغ مىخواندند {43}

پاسخ 2:این طور که من تا حالا برخورد کرده ام، تکذیب دو تا مفعول می گیرد: مفعول شخصی و مفعول شیئی. مفعول شخصی بی واسطه است. مفعول شیئی با حرف جر همراه می شود.
کذب بالحسنی، یکذب بالدین، بای الاء ربکما تکذبان،..
اما، فان یکذبوک فقد کذبوا الرسل من قبلک، فانهم لایکذبونک
...

سركارخانم دكتر موسوي

پرسش:یک حالت دیگر هم هست که مفعول، انسانی نیست اما ذکر نمیشه
در اين حالت هم، ب نیامده.مثل الذي کذب و تولي

پاسخ:
مفعول شیئی تکذیب با حرف جر با می آید. پس وجود با بر سر اسمی در جمله نشانه آن است که آن اسم مفعول است.
مفعول به برای فعل متعدی اگر هم حذف شود، باز در تقدیر هست. بنابراین باید بتوانید آن را بازسازی کنید. در هر صورت تکذیب به چیزی واقع می شود.

پرسش:در جمله دومتون مثال نقض داریم کذبت ثمود بطغویها

که طغویها مفعول نیست

پاسخ:بطغویها یعنی از سر طغیانگری، نوعی مفعول لاجله محسوب می‌شود.

پرسش:پس در صورت وجود یک اسم با حرف ب،نمی‌توان گفت حتما مفعول به است.


آیا در فبای آلاء ربكما تكذبان، نمي توان چنين گفت؟

پاسخ:
این دو از هم قابل تشخیصند و اشتباه پیش نمیاد. مفعول لاجله معمولا مصدر است، مثل طغوی، ظلم، صد، اخذ... مثلا فبظلم من الذین هادوا حرمنا علیهم... و بصدهم عن سبیل الله کثیرا و اخذهم الربا، کذبت ثمود بطغویها.
اما اینجا در "بای الاء ربکما"، ای اسم است و نمی‌تواند مفعول لاجله باشد.

سركارخانم دكتر موسوي

ویرایش بوسیله کاربر 1398/05/07 09:36:36 ق.ظ  | دلیل ویرایش: edit

fatemeh59 Offline
#8 ارسال شده : 1398/05/07 07:57:00 ق.ظ
fatemeh59

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member
تاریخ عضویت: 1398/02/31
ارسالها: 40

ترجمه،تفسير و تدبر سوره رحمان:درس سوره رحمان،نكات مهم و پرسشهاي سوره الرحمان

ترجمه استاد فولادوند با اصلاحات نگارنده

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمـَنِ الرَّحِيمِ به نام خداوند رحمتگر مهربان
الرَّحْمَنُ {1}[خداى] رحمان {1}
عَلَّمَ الْقُرْآنَ {2}قرآن را ياد داد {2}
خَلَقَ الْإِنسَانَ {3}انسان را آفريد {3}
عَلَّمَهُ الْبَيَانَ {4}به او بيان آموخت {4}
الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ بِحُسْبَانٍ {5}خورشيد و ماه بر حسابى [روان]اند {5}
وَالنَّجْمُ وَالشَّجَرُ يَسْجُدَانِ {6}و گیاه و درخت (هر آنچه که ظهور میکند و رشد می کند) در نهایت خضوع نسبت به او هستند.{6}

وَالسَّمَاء رَفَعَهَا وَوَضَعَ الْمِيزَانَ {7} آسمان را برافراشت و (انواع ) معیار و میزان (در افرینش تکوینی و تشریعی) وضع کرد.{7}
{أَلَّا تَطْغَوْا فِي الْمِيزَانِ {8}تا مبادا در میزان و معیار(های متعارف خود) سرکشی و از حد گذرانی کنید{8}
وَأَقِيمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَلَا تُخْسِرُوا الْمِيزَانَ {9}و حق وزن کردن و سنجش را کامل ادا نمایید و در سنجش مكاهيد {9}}
وَالْأَرْضَ وَضَعَهَا لِلْأَنَامِ {10}و زمين را براى مخلوقات نهاد {10}
فِيهَا فَاكِهَةٌ وَالنَّخْلُ ذَاتُ الْأَكْمَامِ {11}در آن ميوه [ها] و نخلها با خوشههاى غلاف دار {11}
وَالْحَبُّ ذُو الْعَصْفِ وَالرَّيْحَانُ {12}و دانههاى پوستدار و گياهان خوشبوست {12}
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ {13}پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد {13}

عصاره فرازآیات 1-13: خدای رحمان خالق انسان و هستی و اداره کننده‌ي با نظم و حساب آفرینش،در کنار سایر نعمتها ،نعمت تعلیم قران و وضع معیار و میزان را نیز به انس و جن عطا کرده تا از طغیان و فروکاستن در موازین اجتناب نمایند.

نکات:
1-تکرار سه باره میزان ( از مجموع 9 بار در قران) و یکبار وزن،این کلمات را در این فراز،کلیدی و مهم کرده است.
میزان در ایه 7 به انواع معیارها و میزان های سنجش مادی و معنوی که خداوند برای قوام جهان هستی و انسان ها افریده و تشریع کرده،اشاره دارد.در ایه 8 فی المیزان را میتوان به میزانکم برگداند. و با توجه به وجود کلمه الا در ابتدای ایه ،مجموع ایات 7و8 اینگونه معنا میشود که خدا همانگونه که میزان و وسیله سنجش استمرار حرکت جهان برحساب و نظم مورد انتظار قرار داد،با تعلیم قران و نزول کتب اسمانی،معیارهای و میزانهای مربوط به زندگی انسانها را هم تشریع کرد تا شما انسانها در معیار ها و میزان های زندگی خود طغیان و سرکشی نکنید و ازجمله در یکی از این میزان ها که ترازو و سنجش مادی اشیاست،کم نگذارید.


2- در ایه 6 نجم،را برخی به معنای ستارگان گرفته اند و برخی به معنای گیاهان و روییدنیها. هر دو حالت صحیح بنظر میرسدحالت اول با شمس و قمر در ایه 5 تناسب داشته و مفهوم ایه 6 اینگونه خواهد بود که هر انچه در زمین و اسمان هست،خاضع نسبت به خدا هستند. اما حالت دوم ارجح است.چرا که در ایه 5 به اجرام سماوی پرداخته و در ایه 6 به موضوعات زمینی می پردازد. همچنین با توجه به معنای ریشه لغت نجم یعنی روییدن و شجر به معنای رشد و نمو کردن،ایه این مفهوم را میرساند که هر انچه ظهور و تولد می کند و هر انچه که رشد و نمو دارد،از تولد تا کمال،در برابر خدا خاضعند.

3-آلاء:بمعني نعمت،نعمتهاي كثير،احسان و عطا ست . در سوره اعراف آيات69و74 نيز فاذكروا آلاء الله با معناي نعمات خدا بكاررفته است.با توجه به ايه هل جزاء الاحسان الا الاحسان در آيه 60،ميتوان معناي احسان را در اين سوره در نظر گرفت.

4- معنای فبای آلائ ربکما تکذبان چیست؟
ترجمه مشهور ارایه شده از این آیه :پس کدامیک از نعمتهای خدا را تکذیب می کنید؟
اما با توجه به اینکه در ایات دیگر قران اشاره ای باین مطلب نشده که کافران و مخالفان زمان پیامبر،نعمتهای خدا را تکذیب میکردند و اصولا مراد از تکذیب نعمت چیست،ایا تکذیب وجود نعمت است یا وجود منعم؟ پذیرش این معنا کمی دشوار است. در اینجا دو احتمال میتوان مطرح کرد:
-اول اینکه مراد از تکذیب،تکذیب عملی است نه لسانی. در سوره های قبلی نیز دیدیم که مکذبان معاد صرفا منحصر در منکران قیامت نیست بلکه کسانی هم که در زبان انرا باور دارند،اما در عمل انرا فراموش می کنند،جزو مکذبین قرار داشتند.در سوره رحمان هم با توجه به ایه 60 که فرموده هل جزاء الاحسان الا الاحسان،در واقع عدم شکر گذاری انس و جن و غفلت از ادای وظیفه خود در برابر نعمات و احسان خدا که شاخص ان در مراعات میزان و معیارتشریع شده توسط خداوند است،نوعی تکذیب عملی نعمتها بشمار امده است.

-احتمال دوم اینکه ب در فبای آلاء ربکما حرف جر برای مفعول به نباشد(چرا که فعل کذب اگر مفعولش غیر انسان باشد،معمولا با حرف اضافه ب میاید) بلکه مفعول به ،محذوف باشد و معنای ایه چنین باشد که پس بموجب و به پشتوانه کدام احسان و نعمت خدا،تکذیب می کنید؟ شروع سوره با صفت رحمان نشان میدهد که شاید منکران، عذاب و جهنم را بخاطر رحمانیت خدا تکذیب میکردند زیرا در ایه 43 سوره به تکذیب جهنم اشاره شده است
هَذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِي يُكَذِّبُ بِهَا الْمُجْرِمُونَ {43}اين است همان جهنمى كه تبهكاران آن را دروغ مىخواندند {43}
و در واقع سوره با برشمردن نعمات مختلف خدا،برپایی قیامت و وجود عذاب جهنمی را نیز لازمه رحمانیت خدا میداند. البته بلحاظ قواعد زبانی،اتخاذ بای الائ ربکما بعنوان مفعول به(یعنی همان ترجمه مشهور) ارجح است.

5-نعمتهای بیان شده در این فراز:
تعلیم قران
خلقت انسان
وضع امکان قدرت بیان و انتقال مفاهیم توسط انسان
قابل محاسبه و پیش بینی بودن تحولات و حرکتهای خورشید و ماه
خاضع و فرمانبر بودن کل افرینش در برابر خدا
خلق و حفظ اسمان که محافظ زمینیان از خطرات جوی است
وضع میزان
خلق و گستراندن زمین و رویاندن میوه ها و زراعات که تامین کننده خوراک زمینیان است

خَلَقَ الْإِنسَانَ مِن صَلْصَالٍ كَالْفَخَّارِ {14}انسان را از گل خشكيدهاى سفال مانند آفريد {14}
وَخَلَقَ الْجَانَّ مِن مَّارِجٍ مِّن نَّارٍ {15}و جن را از تشعشعى از آتش خلق كرد {15}
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ {16}پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد {16}
رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَرَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ {17}پروردگار دو مشرق و پروردگار دو مغرب{17}
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ {18}پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد {18}
مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيَانِ {19}دو دريا را [به گونهاى] روان كرد [كه] با هم برخورد كنند {19}
بَيْنَهُمَا بَرْزَخٌ لَّا يَبْغِيَانِ {20}ميان آن دو حد فاصلى است كه به هم تجاوز نمىكنند {20}
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ {21}پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد {21}
يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَالْمَرْجَانُ {22}از هر دو [دريا] مرواريد و مرجان برآيد {22}
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ {23}پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد {23}
وَلَهُ الْجَوَارِ الْمُنشَآتُ فِي الْبَحْرِ كَالْأَعْلَامِ {24}و او راست در دريا سفينه هاى بادباندار بلند همچون كوهها {24}
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ {25}پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد {25}

عصاره فراز آیات 14-25:با اعطای نعمت وجود به جن و انس،نعمات مورد نیاز برای حیات انها نیز به تدبیر خداوند برقرار شده و استمرار یافته است.پس کدام یک را تکذیب میکنید؟

نکات:
1-دومین اشاره به جن و اولین اشاره به خلقت انها از آتش.در سوره ذاریات اولین بار لفظ جن استفاده شد:وماخلقت الجن و الانس الا لیعبدون
در این سوره جنیان نیز همانند انسانها مورد خطاب هستند. صیغه مثنی در ربکما تکذبان و تکرار 30 باره ان در این سوره،قابل تامل است.

2-آیات 19 و 20 با تفصیل بیشتری در سوره فرقان بیان شده است:
وَهُوَ الَّذِي مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَجَعَلَ بَيْنَهُمَا بَرْزَخًا وَحِجْرًا مَّحْجُورًا {53}
و اوست كسى كه دو دريا را موجزنان به سوى هم روان كرد اين يكى شيرين [و] گوارا و آن يكى شور [و] تلخ است و ميان آن دو مانع و حريمى استوار قرار داد {53}
همچنین قابل ذکر است که در قران،بحر در مقابل بر(خشکی) بکار میرود و به معنای محیط ابی است اعم از رود خانه،خلیج،دریاچه، اقیانوس و ...

3-مشابه ایه 24 در سوره شوری نیز بیان شده است:
وَمِنْ آيَاتِهِ الْجَوَارِ فِي الْبَحْرِ كَالْأَعْلَامِ {32}
و از نشانههاى او سفينه هاى كوهآسا در درياست {32}

4-در قران کلمات مشرق و مغرب،بصورت مفرد،مثنی و جمع بکار رفته است که بیانگر نسبی بودن موقعیت طلوع و غروب افتاب برای ساکنان مختلف زمین است.در این سوره میتواند به نسبی و متفاوت بودن مشرق و مغرب برای انس و جن نیز اشاره داشته باشد.

5-نعمتهای اشاره شده در این فراز
هستی بخشی به جن و انس
تعبیه روز و شب برای موجودات
عدم اختلاط آبهای شیرین با شور و حفظ خواص هریک برای موجودات وابسته به هرکدام
تعبیه و امکان استخراج ثروتهای دریایی(لولو و مرجان و ...)
ساخت کشتی های بزرگ و امکان پایداری و حرکت ان برای مقاصد حمل ونقل انسانها

كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ {26}هر چه بر [زمين] است فانىشونده است {26}
وَيَبْقَى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ {27}و توجه باشكوه و ارجمند پروردگارت باقى خواهد ماند {27}
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ {28}پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد {28}
يَسْأَلُهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ {29}هر كه در آسمانها و زمين است از او درخواست مىكند .هر زمان او در كارى است {29}
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ {30}پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد {30}
سَنَفْرُغُ لَكُمْ أَيُّهَا الثَّقَلَانِ {31}اى جن و انس زودا كه با فراغت از شئون دنیا تنها به شما بپردازيم {31}
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ {32}پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد {32}
يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَن تَنفُذُوا مِنْ أَقْطَارِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ فَانفُذُوا لَا تَنفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطَانٍ {33}
اى گروه جنيان و انسيان اگر مىتوانيد از كرانههاى آسمانها و زمين به بيرون رخنه ( و فرار)كنيد پس رخنه كنيد [ولى] جز با [به دست آوردن] تسلط رخنه نمىكنيد ( که ان را هم نمیتوانید){33}
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ {34}پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد {34}
يُرْسَلُ عَلَيْكُمَا شُوَاظٌ مِّن نَّارٍ وَنُحَاسٌ فَلَا تَنتَصِرَانِ {35}بر سر شما شرارههايى از [نوع] تفته آهن و مس فرو فرستاده خواهد شد و [از كسى] يارى نتوانيد طلبيد {35}
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ {36}پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد {36}
فَإِذَا انشَقَّتِ السَّمَاء فَكَانَتْ وَرْدَةً كَالدِّهَانِ {37}پس آنگاه كه آسمان از هم شكافد و چون چرم گلگون گردد {37}
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ {38}پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد {38}
فَيَوْمَئِذٍ لَّا يُسْأَلُ عَن ذَنبِهِ إِنسٌ وَلَا جَانٌّ {39}در آن روز هيچ انس و جنى از گناهش پرسيده نشود (بلکه از چهره مجرمان مشخص است){39}
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ {40}پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد {40}

عصاره فراز آیات 26-40:همه فانی هستید. از حکومت خدا فرار هم نمیتوانید کنید.بزودی در قیامت به حساب شما رسیده خواهد شد

نکات:
1-معنا و مفهوم وجه چیست؟منظور از وجه رب چیست؟
وجه: چیزی است که به ان توجه میشود در هنگام مواجهه و رویارویی .وجه در اورروحانی و درباره خدا عبارت است از جهتی که بوسیله قلب مورد توجه قرار میگیرد. التحقیق فی کلمات القران
ترکیب وجه رب در سه سوره قران بکار رفته است .نخستین بار در سوره لیل إِلَّا ابْتِغَاء وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلَى در توصیف افرادیکه مالشان را فقط برای کسب رضای خدا می بخشند بکار رفت.دیگری در سوره رحمان و اخری نیز در سوره رعد:والذین صبروا ابتغاء وجه ربهم و اقامواالصلاه
وجه الله نیز در قران بکار رفته است:انمانطعمکم لوجه الله،فاینما تولوا فثم وجه الله،
اما ترکیب وجه با ضمیر ه که به خدا برمیگردد نیز در چند جا استفاده شده است:از جمله سوره قصص: کل شی ء هالک الاوجهه (که مشابه ایه 27 سوره رحمان است) یا در سوره های کهف و انعام:الذین یدعون ربهم بالغداه والعشی یریدون وجهه
لفظ وجه برای صورت انسانها و نیز جهت توجه انها استفاده شده است: سوره یوسف:القاه علی وجهه فارتد بصیرا
سوره لقمان:ومن یسلم وجهه الی الله
سوره بقره:ولکل وجهه هو مولیها
-در سوره نحل نیز مفهومی مشابه ایه 27 برای بقا و فنا ارایه شده است: ماعندکم ینفد و ماعندالله باق
با ترکیب این دو ایه و عنایت به مطالب بالا میتوان گفت آنچه که با توجه قلبی برای خدا انجام شده و نزد خدا ثبت شده است،باقی می ماند

يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيمَاهُمْ فَيُؤْخَذُ بِالنَّوَاصِي وَالْأَقْدَامِ {41}مجرمان از سيمايشان شناخته مىشوند و از پيشانى و پايشان بگيرند {41}
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ {42}پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد {42}
هَذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِي يُكَذِّبُ بِهَا الْمُجْرِمُونَ {43}اين است همان جهنمى كه تبهكاران آن را دروغ مىخواندند {43}
يَطُوفُونَ بَيْنَهَا وَبَيْنَ حَمِيمٍ آنٍ {44}ميان [آتش] و ميان آب جوشان سرگردان باشند {44}
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ {45}پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد {45}

عصاره فراز آیات 41-45 :درقیامت،مجرمان در جهنمی که انرا تکذیب میکردند،عذاب میشوند.


نکات:
1-ایه 43 نشان میدهد که مکذبان مخاطب سوره،وجود جهنم و عذاب اخروی را تکذیب می کرده اند.
2-بررسی ارتباط بین مجرمین و مکذبین
بررسی سوره های سالهای اول نزول نشان میدهد که در همه سوره هایی که از مجرمین و الذین اجرموا سخن رفته(مدثر،مرسلات،معارج، مطففین،قلم،صافات ،قمر،ذاریات ورحمان) تکذیب معاد و یوم الدین نیز بعنوان یکی از صفات انها مطرح شده است. اما برعکس آن اینگونه نیست. یعنی سوره هایی هستند که اشاره به تکذیب دارند اما عنوان مجرم استفاده نشده است.لذا میتوان نتیجه گرفت یکی از شاخصه های رفتاری مجرمین ،تکذیب است.


وَلِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَانِ {46}و هر كس را كه از مقام پروردگارش بترسد دو باغ است {46}
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ {47}پس كداميك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد {47}
ذَوَاتَا أَفْنَانٍ {48}كه داراى شاخسارانند {48}
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ {49}پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد {49}
فِيهِمَا عَيْنَانِ تَجْرِيَانِ {50}در آن دو [باغ] دو چشمه روان است {50}
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ {51}پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد {51}
فِيهِمَا مِن كُلِّ فَاكِهَةٍ زَوْجَانِ {52}در آن دو [باغ] از هر ميوهاى دو گونه است {52}
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ {53}پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد {53}
مُتَّكِئِينَ عَلَى فُرُشٍ بَطَائِنُهَا مِنْ إِسْتَبْرَقٍ وَجَنَى الْجَنَّتَيْنِ دَانٍ {54}
بر بسترهايى كه آستر آنها از ابريشم درشتبافت است تكيه زنند و چيدن ميوه [از] آن دو باغ [به آسانى] در دسترس است {54}
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ {55}پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد {55}
فِيهِنَّ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنسٌ قَبْلَهُمْ وَلَا جَانٌّ {56}
در آن [باغها دلبرانى] فروهشتهنگاهند كه هيچ انس و جنى پيش از ايشان به آنها تماس نداشته است {56}
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ {57}پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد {57}
كَأَنَّهُنَّ الْيَاقُوتُ وَالْمَرْجَانُ {58}گويى كه آنها ياقوت و مرجانند {58}
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ {59}پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد {59}
هَلْ جَزَاء الْإِحْسَانِ إِلَّا الْإِحْسَانُ {60}مگر پاداش احسان جز احسان است {60}
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ {61}پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد {61}
وَمِن دُونِهِمَا جَنَّتَانِ {62}و غير از آن دو [باغ] دو باغ [ديگر نيز] هست {62}
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ {63}پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد {63}
مُدْهَامَّتَانِ {64}كه از [شدت] سبزى سيهگون مىنمايد {64}
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ {65}پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد {65}
فِيهِمَا عَيْنَانِ نَضَّاخَتَانِ {66}در آن دو [باغ] دو چشمه همواره جوشان است {66}
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ {67}پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد {67}
فِيهِمَا فَاكِهَةٌ وَنَخْلٌ وَرُمَّانٌ {68}در آن دو، ميوه و خرما و انار است {68}
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ {69}پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد {69}
فِيهِنَّ خَيْرَاتٌ حِسَانٌ {70}در آنجا [زنانى] نكوخوى و نكورويند {70}
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ {71}پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد {71}
حُورٌ مَّقْصُورَاتٌ فِي الْخِيَامِ {72}حورانى پردهنشين در [دل] خيمهها {72}
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ {73}پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد {73}
لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنسٌ قَبْلَهُمْ وَلَا جَانٌّ {74} هيچ انس و جنى پيش از ايشان با آنها تماس نداشته است {74}
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ {75}پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد {75}
مُتَّكِئِينَ عَلَى رَفْرَفٍ خُضْرٍ وَعَبْقَرِيٍّ حِسَانٍ {76}بر بالش سبز و فرش نيكو تكيه زدهاند {76}
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ {77}پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد {77}
تَبَارَكَ اسْمُ رَبِّكَ ذِي الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ {78}خجسته باد نام پروردگار شكوهمند و بزرگوارت {78}

عصاره فراز ایات 62-78:چهار جنت دلپذیر ( با درجات متفاوت)در انتظار خایفین از خداوند به پاس احسانشان

نکات:
1-از حیث طبقه بندی بهشتیان به دو دسته،همانند سوره واقعه است. هم چنین از لحاظ برشمردن نعمات مادی بهشت
2-عبارت لم يَطْمِثْهُنَّ إِنسٌ قَبْلَهُمْ وَلَا جَانٌّ دو بار در قران بکار رفته که هر دوبار در این سوره است.
3-عبارت مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ در دو سوره قرآن بکار رفته است:نازعات و رحمان
وَأَمَّا مَنْ وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى {40}و اما كسى كه از ايستادن در برابر پروردگارش هراسيد و نفس خود را از هوس باز داشت {40}
ایه 40 سوره نازعات نشان میدهد که نتیجه خوف از مقام رب،بازداشتن نفس از هوی و هوس است که جایگاه چنین کسی در جنت است.
4- در ايه 60 دو مفهوم ميتوان متصور بود:يكي اينكه خدا در برابر احسان و رفتار صالح خايفين،متقابلا احسان مي كند و بهشت پر نعمت را به انها عطا مي كند.ديگر انكه بعد از شمردن اين همه احسان و نعمت خدا در آيات قبل،از جن و انس سئوال مي كند كه ايا در بر ابر اين همه احسان خداوند،
شما نبايد احسان كنيد و شكر گزار احسان او باشيد؟


تفاوت سوره،با سوره های مشابه مربوط به مکذبین،در موضوع میزان است.
محور سوره معاد است.ایات بهشت خیلی بیشتر از جهنم است.


عصاره فرازآیات 1-13:خدای رحمان خالق انسان و هستی و اداره کننده‌ي با نظم و حساب آفرینش،در کنار سایر نعمتها ،نعمت تعلیم قران و وضع معیار و میزان را نیز به انس و جن عطا کرده تا از طغیان و فروکاستن در موازین اجتناب نمایند.
عصاره فراز آیات 14-25:با اعطای نعمت وجود به جن و انس،نعمات مورد نیاز برای حیات انها نیز به تدبیر خداوند برقرار شده و استمرار یافته است.پس کدام یک را تکذیب میکنید؟

عصاره سیاق آیات 1-25:خدای رحمان خالق انسان و هستی و اداره کننده ی با نظم و حساب آفرینش،در کنار نعمتهای فراوان غیر قابل تکذیب ،نعمت تعلیم قران و وضع معیار و میزان را به انس و جن عطا کرده است.
عصاره فراز آیات 26-40:همه فانی هستید. از حکومت خدا فرار هم نمیتوانید کنید. بزودی در قیامت به حساب شما رسیده خواهد شد
عصاره فراز آیات 41-45 :درقیامت،مجرمان در جهنمی که انرا تکذیب میکردند،عذاب میشوند.
عصاره فراز ایات 62-78: جنات دلپذیر ( با درجات متفاوت)در انتظار خایفین از خداوند به پاس احسانشان
عصاره سیاق آیات 26-78:در قیامت که از آن گریزی ندارید، به حساب همه شما با معیارها و موازین خدا رسیدگی میشودیا در جهنم عذاب خواهید شد و یا در جنات دلپذیر متنعم خواهید بود.

درس سوره رحمان:خدای رحمان خالق هستی و عطاکننده نعمات بیشماربه انس و جن، قران و میزان را نیز وضع کرد.در قیامت ، به حساب همه شما با معیارها و موازین خدا رسیدگی میشود یا در جهنم عذاب خواهید شد و یا در جنات دلپذیر متنعم خواهید بود.پس به پاس این همه احسان خدا،موازین و معیارهای او را مراعات نمایید.


آقاي سيدكاظم فرهنگ

ویرایش بوسیله کاربر 1398/05/12 10:14:57 ق.ظ  | دلیل ویرایش: edit

admin1 Offline
#9 ارسال شده : 1398/05/09 08:02:11 ق.ظ
admin1

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/02/14
ارسالها: 184

4 تشکر دریافتی در 3 ارسال
علت تكرار ايه فباي آلاء ربكما تكذبان در سوره رحمان چيست؟

آيا در قرآن تكرار داريم؟ علت تكرارها چيست؟

جهت مطالعه پاسخ ها و نظرات مختلف به سئوالات فوق به لينك زير مراجعه نماييد:


تكرار در قرآن
مدیر تالار
fatemeh59 Offline
#10 ارسال شده : 1398/05/13 12:16:29 ق.ظ
fatemeh59

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member
تاریخ عضویت: 1398/02/31
ارسالها: 40

استاد سید کاظم فرهنگ:
بنام خدا

🔶 تدبر در سوره الرحمن 🔶



🔸 درب پاراگراف اول : آیه ۱

خداوند ، رحمان است وآفرینشش جز به کثرت عنایت ومحبتش به افریدگانش نیست .



🔸 درب پاراگراف دوم : آیات ۲ تا ۹

نعمتهای الهی خداوند بویژه تعلیم قرآن ، خلقت ووجود وبیان و...
با حساب مشخص وهدفمند است
خلایق همه به اطاعت خداوند مشغولند ،
ای انسان وظیفه تو چیست ؟




🔸درب پاراگراف سوم : آیات ۱۰ تا ۲۸

زمین وهر آنچه در آن خلق شده ،برای استفاده انسان است . مراحل خلقت انسان وجن وسایر موجودات وفانی بودن ایشان ، نشان از حساب وکتابی در خلقت است ،
پس ای انسان وظیفه تو چیست ؟



🔸درب پاراگراف چهارم : آیات ۲۹ تا ۳۶

بزودی به حساب انس وجن در قیامت رسیدگی خواهد شد ،
پس آیا وظیفه ای نداری ؟!



🔸درب پاراگراف پنجم : آیات ۳۷ تا ۴۵

جهنمی که ان هم نعمتی از رحمانیت خداونداست ، حساب تکذیب کنندگان را مشخص خواهد کرد ،
پس آیا جای تکذیبی می ماند ؟



🔸درب پاراگراف ششم : آیات ۴۶ تا ۶۱

دوبهشت ( جسمانی وروحانی ) با انواع نعمتها ، برای خائفین از مقام وعظمت الهی به پاداش بندگیشان تدارک دیده شده ،
پس آیا جای ایمان وبندگی( مسئولیت پذیری ) نیست ؟



🔸درب پاراگراف هفتم : آیات ۶۲ تا ۷۷

ونیز دوبهشت پائینتر با انواعی از نعمتها به پاداش ایمان آورندگان ،
آیا باز هم جای تکذیب است ؟



🔸درب پاراگراف هشتم : آیه ۸۸

مبارک باد نام پروردگار صاحب جلال ( منزه از نقص ) وصاحب کرامت (متصف به کمال ) که سراسر خلقتش ، سراسر رحمت است

( ارتباط مستقیم آیه اول وآخر سوره)




📚درس سوره :


آفرینش خلقت الهی ونعمات بیشمار پروردگار بویژه خلقت قرآن ، وپس از آن انسانی که با نعمت بیان ( ادراک کلیات ) از دیگر خلایق ویژه شده است ،
ونیز عاقبت اخروی ایمان آورندگان ومجرمان ، هرگز جایی برای تکذیب باقی نمی گذارد .
پس باایمان به خداوند رحمان ، شکر گزار نعمات وی باشید ودرادای وظایف بندگی کوتاهی نکنید .

❇️نکاتی در سوره الرحمن


نکته پاراگراف اول :

رحمان با توجه به وسعت رحمتی که دارد جز به خداوند متعال قابل اطلاق نیست

اگر انسان چیزی را از دنیا ولو کوچک از میان میلیاردها محبت که خدا به او کرده، با احساس «هدیه‌ی پروردگار» درک و نگاه کند، در محبت خدای تعالی ذوب شده و می‌سوزد. ولی انسان به خاطر زیادی نعمت و محبتی که در آن غرق است، غافل شده و این‌ها را درک نمی‌کند

رحمت رحیمیه، هدف نهایی خلقت است

قرآن با صراحت می‌گوید که هدف خدای تعالی از آفرینش، رحمت بوده است:«اِلاَّ مَن رحم رَبُّکَ وَ لِذَالِکَ خَلَقَهُم۱»:"
مگر کسانی که پروردگار تو به آنان رحم کرد و برای همین آنها را خلق نمود می گوید که خدا از سر احتیاج و اجبار عالم را خلق نکرده است، بلکه عالم از ازل به انگیزه و لطف رحمت رحمانی و آخرت و بهشت به انگیزه و لطف رحمت فوق‌العاده‌تری که رحمت رحیمی است، ایجاد گردیده است.
دنیا، محل تجارت رحمت رحمانی به رحمت رحیمی است.


نکته پاراگراف دوم :

خداوند با ذکر علم القرآن به عنوان اولین نعمت وقبل از خلق الانسان اهمیت فوق العاده این نعمت را متذکر می شود
ونیز مطرح کننده انزال قرآن نه در قالب الفاظ بلکه در قالب وجودی آن قبل از خلقت انسان در لوح محفوظ است .

عَلَّمَهُ اَلْبَیانَ » بعد از خلقت انسان نعمت بیان را برای انسان [ذكر] می كند.
معنی نطق در اینجا سخن گفتن نیست، ادراك كلیات است؛
به خاطر ارتباط قطعی ای كه میان ایندو هست؛ یعنی انسان اگر مدرك «كلی» نمی بود سخنگو هم نمی بود.
آن استعداد فطری انسان در ادراك كلیات است.
نعمت بیان كه در سوره ی رحمن آمده و نعمت قلم كه در سوره ی علق آمده ، نشان از اهمیت این دونعمت برای انسانها در انتقال اطلاعات وفرهنگ وتمدن به نسلهاست
درمجموع ، سخن از خلقت انسان و از تعلیم انسان به طور عموم است و سخن از تعلیم بیان است در سوره ی رحمن و از تعلیم قلم است در سوره ی علق. در سوره ی علق اهمیت مطلب از این جهت است كه اولین سوره ای است كه بر پیغمبر نازل شده یعنی دیباچه ی قرآن است باز اینجا صحبت تعلیم و خلقت و بیان است.


نکته پاراگراف سوم :

قرآن خلقت انسان را در مراحل مختلف بیان كرده است
این هم باز تعبیری است كه از نظر هدف نظیر «وَ اَلْأَرْضَ وَضَعَها لِلْأَنامِ» است، یعنی ای انسان اگر روزی رسیدی به اینجا كه ابتدای خلقت انسان خاك بوده، لجن بوده، گل خشكیده بوده، چه و چه بوده، یك وقت اینها فكر تو را به آنجا نبرد كه پس یك تصادف بود كه انسان آفریده شد.

پس همین طور كه «وَ اَلْأَرْضَ وَضَعَها لِلْأَنامِ» زمین را كه خدا آفریده است حساب شده بوده است، خلقت انسان هم از خاك و از گل و از این جور چیزها- كه این مراحل را باید طی كند- روی حساب است.
همه اینها نتیجه گیری برای مسوولیت ومکلف بودن است.
خداانسان را برگزیده وانسان ازاین جهت مسوولیت دارد واگر قرار بود انتخاب واختیار ووجود نعمتها برای انسان را نفی کنیم دیگر وظیفه معنی نداشت


از نظر اسلام و قرآن هرچه هست وجودش خیر است، جن در ردیف ملائكه نیست، در ردیف انسان است، یعنی در عالم جزء مخلوقاتی است كه مكلف و موظف اند، مثل انسان. منتها جن مخلوقی است كه درجه اش از انسان پایین تر است. گو اینكه از نظر بعضی از قدرتها بر انسان می چربد و تواناییهایی دارد


نکته پاراگراف چهارم :

خدا انسان را در این دنیا آورده و تكلیف برای او معین كرده كه با انتخاب خود، نیكی را انتخاب كند و بدی را انتخاب نكند.
اختیار اقتضا دارد شعاع وسیعی از مهلت را.
لازمه ی اختیار، شعاعی وسیع از مهلت است. مهلت معنایش این است: كاری به كارش نداشتن؛. گویی به خود واگذارد. این، وضع دنیاست. در آخرت، ملكوت خدا ظاهر می شود. ملكوت خدا اینجا هم وجود دارد منتها ظهور ندارد. در آخرت ملكوت خدا ظاهر می شود؛ یعنی آنجاست كه انسان رابطه ی مستقیم عملش با پاداشش را درك می كند. دیگر آنجا پاداش و كیفر، كوچكترین جدایی از عمل ندارد.
[آخرت ] برای انسانها روز ظهورِ پرداختن خدا به جزای اعمال است.

کاربرانی که در حال مشاهده انجمن هستند
Guest (4)
جهش به انجمن  
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن نمی باشید.

قدرت گرفته از YAF 1.9.6.1 | YAF © 2003-2019, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 1.091 ثانیه ایجاد شد.
logo-samandehi