آپارات اينستاگرام لينكداين
logo
پر بازدید ترین عناوین تالار از ابتدا: ایه 59 سوره احزاب(حجاب):زنان مسلمان،جلباب(روپوش) رابه بدن خود نزدیک کنند تا مورد اذیت قرار نگیرند (تعداد مشاهده:52501)    اوقات نماز های یومیه در قران (تعداد مشاهده:43110)    عسل شفا بخش همه مردم-ایه 69سوره نحل (تعداد مشاهده:33654)    آيات 11تا 13 حجرات:برادران ایمانی هم رامسخره نکنید.بدگمان نباشید.غیبت نکنید.تجسس نکنید (تعداد مشاهده:26541)      پر بازدید ترین عناوین سه ماه گذشته: تدبر و فهم سوره واقعه:سه نوع حيات اخروي و سه نوع حيات برزخي براي افراد مختلف    تدبر و فهم سوره مرسلات:واي بر مكذبين    آغاز ثبت نام دوره جديد آموزش مجازي روش فهم بهتر قران    تدبر و فهم سوره مطففين:كم گذاشتن از حقوق مردم،تمسخر مومنان و افسانه خواندن آيات:ناشي ازانكارمعاد       آخرین رویداد تالار: شما هم دعوتيد :24 مرداد،كتابخانه ملي ، با حضور يك مفسر و دو مولف      

توجه

Icon
Error

عنوان جدید ارسال پاسخ
Farhang
#1 ارسال شده : 1396/10/26 07:46:03 ق.ظ
Guest

رتبه: Guest

گروه ها: Guests
تاریخ عضویت: 1391/10/20
ارسالها: 552

14 تشکر دریافتی در 13 ارسال
در سوره زمر و در آیه ۱۸ خداوند هدایت شدگان و خردمندان را با ویژگی پیروی از #بهترین_قول معرفی میکند

💠الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ ۚ أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّـهُ ۖ وَأُولَـٰئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ

فولادوند :کسانی که

🔹به سخن گوش فرامى‌دهند
🔹و بهترين آن را پيروى مى‌كنند
🔹 اينانند كه خدايشان راه نموده
🔹 و اينانند همان خردمندان

در خصوص ايه معروف فوق👆👆

چند روز قبل به ترجمه و تفسيري برخوردم

كه مراد از "القول " را فقط قران دانسته بود نه همه سخن ها

و مراد از يتبعون احسنه را پيروي به نحو احسن از قران دانسته بود.

برداشت رايج اين است كه بندگاني مدنظرند كه اقوال را ميشنوند و سپس بهترين انها را انتخاب مي كنند
اما در برداشت بالا،جوازي براي شنيدن همه اقوال مطرح نشده بلكه
اينها فقط قران و سخن خدا را ميشنوند و سعي مي كنند به بهترين نحو،انرا تبعيت كنند
.

دوستاني كه با قواعد عربي و ترجمه اشنا هستند،لطفا اظهار نظر نمايند
.

كلمات كليدي: قول احسن تبعيت استماع

ویرایش بوسیله کاربر 1397/04/02 04:07:51 ب.ظ  | دلیل ویرایش: edit

Reza.m
#2 ارسال شده : 1396/10/28 10:27:43 ق.ظ
Guest

رتبه: Guest

گروه ها: Guests
تاریخ عضویت: 1391/10/20
ارسالها: 552

14 تشکر دریافتی در 13 ارسال
سلام

الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ

[18]سوره الزمر

آن كسانى كه به سخن گوش مى‌دهند و از بهترين آن پيروى مى‌كنند، ايشانند كسانى كه خدا هدايتشان كرده و اينان خردمندانند.
____________

مسلما افرادی که مسلمان شده اند قرآن را به عنوان کلام خداوند قبول کرده اند

و اکنون طبق این آیه تلاش میکنند تا به بهترین شکل به آیات قرآن عمل کنند
عبدالله رضایی
#3 ارسال شده : 1396/10/28 10:34:47 ق.ظ
Guest

رتبه: Guest

گروه ها: Guests
تاریخ عضویت: 1391/10/20
ارسالها: 552

14 تشکر دریافتی در 13 ارسال

چند موضوع در باره این آیه قابل طرح می باشد :
الف ) اگرکلمه القول قران فرض شود :
1 - اگر منظور از قول فقط قران باشد پس همین نظر بین آیات قران اختلاف ایجاد می کند و یا اینکه هر کسی می تواند تفسیر به رای کند
چون هرکسی طبق برداشت خودش انتخاب می کند و خود مجوزی برای تفسیر به رای است .

2 - اگر یتبعون القران باشد هرکسی می تواند ایاتی را احسن بداند و دیگر آیان را غیر احسن بداند .
3 - هر فرد می تواند یک آیه را با برداشت خودش احسن بداند مثال : اینکه قران می فرماید قل فیها اثم کبیر و منافع للناس -- بقره 218 ، این آیه در باره شراب است .
شخص از بین این دوقسمت منافع للناس را احسن می داند و مشروب فروشی می کند .
ب) اما از نظر ادبی :
کلمه های یستمعون و تتبعون ، هردو فعل مضارع هستند ، پس می تواند همه شامل گذشته باشد که استمرار دارد و هم شامل حال می باشد .
کلمه القول و احسن در جمله ''مفعول به '' هستند که عمل فاعل بر آن واقع می شود .
از یک نظر هم می توان پذیرفت که قران هم شامل شود . چون القول با '' ال '' آمده ن
که نشان از معرفه دارد .

ج) اگر قول فقط قران باشد ، نفی حدیث و روایت را می رساند .
این خود با قران و سنت سازگاری ندارد . لذا اگر قران ملاک تنها باشد ، پس این همه کتاب روائی باید ابطال شوند .
Farhang
#4 ارسال شده : 1396/10/29 02:58:15 ب.ظ
Guest

رتبه: Guest

گروه ها: Guests
تاریخ عضویت: 1391/10/20
ارسالها: 552

14 تشکر دریافتی در 13 ارسال
سلام جناب رضايي

ممنون از توجه و پاسخ شما

درواقع ايشان معتقد است اگر مفهوم رايج ،مد نظر بود بايد
يستمعون الاقوال ميامد نه يستمعون القول

عبادصالح به قران گوش ميدهند سپس به بهترين نحو از ان تبعيت ميكنند.
جمال گنجه ای
#5 ارسال شده : 1396/11/03 07:04:57 ق.ظ
Guest

رتبه: Guest

گروه ها: Guests
تاریخ عضویت: 1391/10/20
ارسالها: 552

14 تشکر دریافتی در 13 ارسال
سلام دوستان
بحث زیادی در باره آیه 18 زمر شده
حالا من هم یک عرضی میکنم شاید گوشه هایی را بپسندید
1 - سوره زمر نزدیک به هجرت نازل شده، یعنی پیروان پیامبر (ص) همه فشار ها و آزارها را دیده اند،
ریزشی ها ریزش کرده اند، ماندنی ها مانده اند، انواع ابتلائات را دیده اند، نشکسته اند،
این خداوند دارد با اینها «کار»شازندگی میکند تا آماده هجرت شوند

کل از سوره فرقان تا ملک را که زمر هم جزءشان است اگر با این دید ببینیم دید درست را اختیار کرده ایم
2 - عصاره محتوای سوره (که از راه محاسبه استخراج شده) این است:
دعوت از انسان که رفتارهای کودکانه را کنار بگذارد و آخرت و نعمت های الهی را در نظر گرفته و مسیر خویش را اصلاح کند
3 - اگر این هردو فکت را باهم در نظر بگیریم از آیه 18 اینطور می فهمیم که خداوند میخواهد پیروان پیامبر فهیم و عاقل و رشید و اجتنابگرِ از طاغوت و انابه گرِ بسوی الله باشند
و یک صفت شاخص هم برایشان در آیه 18 برشمرده


با این مقدمات «ال» در «القول» میشود «ال»جنس (هر سخنی را ارزیابی میکنند و بهترینش را برمیگزینند)
آیا صفت هر عاقل و رشید و فهیم همین نیست؟
زهرا سادات ابوترابی
#6 ارسال شده : 1396/11/12 11:07:12 ب.ظ
Guest

رتبه: Guest

گروه ها: Guests
تاریخ عضویت: 1391/10/20
ارسالها: 552

14 تشکر دریافتی در 13 ارسال
🌏🌸🌏🌸🌏🌸🌏🌸🌏🌸🌏🌸

قول احسن کدام است ؟؟؟؟؟


در آیه ۱۸ زمر دستور داده شده که سخنان و اقوال را بشنوید و بهترین و احسنش را انتخاب کنید .
اگر منظور از این «قول» سخنان تمامی ادیان و مذاهب باشد که درست نیست زیرا اکثر ادیان و مذاهب باطلند و سخنانشان هم حسن نیست که ما بخواهیم احسنش را انتخاب کنیم و اگر منظور از «قول» کتاب و سنت باشد آیا در این دو محور شریعت حسن و احسن وجود دارد که احسنش مورد امر و حسنش مورد نهى باشد.
که در نتیجه بعضى از شریعت قرآن و سنت که باید پیروى کرد و بعضى دیگر را مردود دانست؟
پس درنتیجه کتاب و سنت هم نیست پس منظور از این« قول» چیست؟

🔸الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَئِکَ الَّذِینَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَئِکَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ


🔹کسانی که به سخن گوش فرا می‌دهند، پس بهترینش را پیروی می‌کنند. اینانند که خدایشان راه نموده و ایشانند، (هم)اینان اندیشمندان خالص.[۳۹:۱۸]

و آیا «قول» اعم از هر گونه نظرى است چه بد یا خوب؟
هرگز، زیرا اولًا این عمومیت گفتار براى عموم مؤمنان نیست که سخنان گمراه کننده را بشنوند و گمراه6 نشوند، بلکه این خود ویژه عالمان است، و در ثانى «احسنه» در برابر «حسن»است، و نه بد و گمراه کننده که حسنى ندارد تا سخن حق از او احسن و بهتر باشد، گرچه براى ویژگان به منظور نقض آن نیک بلکه نیکتر از نشنیدنش مى باشد.
و در جمع پیروى احسن شرط ایمان عاقلانه است که نخست قرآن است و در حاشیه اش سنت قطعى و دیگر هیچ. و آیا در این دو محور شریعت حسن و احسن وجود دارد که احسنش مورد امر و حسنش مورد نهى باشد که در نتیجه بعضى از شریعت قرآن و سنت که باید پیروى کرد و بعضى دیگر را مردود دانست؟

اینجا «قول» قول وحى در کتاب و سنت نیست، زیرا آیاتى مانند" واتبعوا احسن ما انزل الیکم من ربکم" (۳۹: ۵۵) تمامى قرآن را احسن مطلق مى داند، که خود در بعد متنى بهترین کتاب است و سنتش نیز بهترین سنت است که براى کل مکلفان پیروى از این کتاب و سنت در طول زمان و عرض مکان تکلیف واجب است.
و سنتش هم- در کل- بر مبناى وحى گویا، و یا وحى رمزى قرآنى است که در اختصاص معصومان محمدى صلى الله علیه و آله است.
بلکه مقصود اقوال عالمان و شرعمداران کتاب و سنت است که پیروى بهترین نظرات در میان آنان بر دیگران واجب است.

زیرا کسانى که بر محور کتاب و سنت رأى مى دهند داراى درجاتى مى باشند که که اگر در موارد اختلاف مشورتى در میانشان تحقق نپذیرد احسن الاقوال که در انحصار اعلم اتقى است تنها مورد پیروى است، و در صورت مشورت که ضرورتى اسلامى است رأى اکثر مناط است، و اگر یکى اعلم و دیگرى اتقى است دومى شایسته تقلید است زیرا تقوى تعهد آور است و علم نمایانگر، و اولى از دومى به حق نزدیکتر است. قول احسن بر دو مبناى علم و تقوى است که اعلم از نظر دریافت حکم خدا و اتقى از نظر تعهد بر دیگران مقدم است.
از اینجا پیداست که مسائل غیر ضرورى کلًا مورد استنباط و واجب همگانى است، که دست کم تقلید از روى بینش و استنباط است که علم و تقواى مرجع تقلید بر مبناى کتاب و سنت بایستى از همگان برتر باشد و دیگر هیچ. زنده بودن مرجع تقلید برتر شرط نیست بلکه زنده بودن رأیش مناط اصلى تقلید است،
هر که رأیش زنده تر و نزدیکتر به حق است همو مرجع تقلید است گرچه مرده و در اقلیت باشد، و هر که فروتر باشد تقلیدش حرام است گرچه زنده و در اکثریت باشد
.
این از نظر مقلدان، و فراتر از آنان مجتهدان نیز نباید خودرأى باشند، بلکه پس از استنباط شایسته از کتاب و سنت با مراجعه به آراء دیگر مجتهدان بایستى بهترین آراء را در نظر بگیرند، و در هر صورت جدیت خستگى ناپذیر به منظور دستیابى به قول احسن وظیفه کل مکلفان است. در جمع از آیه" فاسألوا اهل الذکر أن کنتم لاتعلمون بالبینات و الزبر ..." به خوبى پیداست که پرسش از دانایان، عالمان و شرعمداران تنها بر مبناى" بینات و زبر" است که ادله روشن و نوشته وحى مصدر اصلى و محورى هر گونه سؤال شرعى است، و دیگر هیچ.



📕 منبع : ترجمان فرقان آیت الله محمد صادقی تهرانی

farhang
#7 ارسال شده : 1396/11/15 01:01:35 ب.ظ
Guest

رتبه: Guest

گروه ها: Guests
تاریخ عضویت: 1391/10/20
ارسالها: 552

14 تشکر دریافتی در 13 ارسال
به نام خدا

مراد از یستمعون القول در آیه 18 سوره زمر چیست؟ آیا مراد قران است؟

برای بررسی بهتر ایه،ایات قبل و بعد این ایه را نیز مرور می کنیم:

قُلْ إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ مُخْلِصًا لَّهُ الدِّينَ  {11}
بگو من مامورم كه خدا را در حالى كه آيينم را براى او خالص گردانيده‏ام بپرستم {11}

وَأُمِرْتُ لِأَنْ أَكُونَ أَوَّلَ الْمُسْلِمِينَ  {12}        
و مامورم كه نخستين مسلمانان باشم {12}

قُلْ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ  {13} 
بگو من اگر به پروردگارم عصيان ورزم از عذاب روزى هولناك مى‏ترسم {13}

قُلِ اللَّهَ أَعْبُدُ مُخْلِصًا لَّهُ دِينِي  {14}
بگو خدا را مى‏پرستم در حالى كه دينم را براى او بى‏آلايش مى‏گردانم {14}

فَاعْبُدُوا مَا شِئْتُم مِّن دُونِهِ قُلْ إِنَّ الْخَاسِرِينَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ وَأَهْلِيهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَلَا ذَلِكَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِينُ  {15}
پس هر چه را غير از او مى‏خواهيد بپرستيد [ولى به آنان] بگو زيانكاران در حقيقت كسانى‏اند كه به خود و كسانشان در روز قيامت زيان رسانده‏اند آرى اين همان خسران آشكار است {15}

لَهُم مِّن فَوْقِهِمْ ظُلَلٌ مِّنَ النَّارِ وَمِن تَحْتِهِمْ ظُلَلٌ ذَلِكَ يُخَوِّفُ اللَّهُ بِهِ عِبَادَهُ يَا عِبَادِ فَاتَّقُونِ  {16}       
  آنها از بالاى سرشان چترهايى از آتش خواهند داشت و از زير پايشان [نيز] طبق‏هايى [آتشين است] اين [كيفرى] است كه خدا بندگانش را به آن بيم مى‏دهد اى بندگان من از من بترسيد {16}

وَالَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَن يَعْبُدُوهَا وَأَنَابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرَى فَبَشِّرْ عِبَادِ  {17}  
  و[لى] آنان كه خود را از طاغوت به دور مى‏دارند تا مبادا او را بپرستند و به سوى خدا بازگشته‏اند آنان را مژده باد پس بشارت ده به آن بندگان من كه {17}

الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ  {18}          
به سخن گوش فرامى‏دهند و بهترين آن را پيروى مى‏كنند اينانند كه خدايشان راه نموده و اينانند همان خردمندان {18}

همان طور که ملاحظه میشود ایات 11تا 17 به مقایسه دو گروه از مخاطبان پیامبر پرداخته و انها را در جملاتی که با خطاب قل اغاز شده،بیان نموده است:گروهی که خالصانه خدارا میپرستند وتسلیم خدایند که خود پیامبر نیز در این گروه و اولین مسلم است.و گروهی دیگر که تسلیم غیر خدا و طاغوتها هستند و خدا از سرنوشت انها هشدار میدهد و بندگانش را از عبادت طاغوت برحذر میدارد.

سپس بشارت میدهد به بندگانی که این قول را شنیده اند (سرنوشت عباداالله و عبادالطاغوت)و بهترین ان یعنی راه عبادالله را تبعیت میکنند.اینهایند که در مسیر هدایت الهی قرار گرفته اند.

لذا در اینجا مراد از القول،همان ایات قبلی و جملاتی است که در تشریح و مقایسه دوگونه از رفتار و باور ،خطاب به پیامبر برای عموم بیان شده است.و مراد از القول،کل قران نیست.

در 5 ایه بعد ،یعنی ایه 23 همین سوره،قران با عنوان احسن الحدیث معرفی شده است.

در سایر سوره های قران نیز قول احسن،تنها در سوره فصلت ایه 33 تعریف شده و ان عبارتست از دعوت به خدا و عمل صالح همراه با حالت تسلیم در برابر خدا

وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِّمَّن دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحًا وَقَالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ 
33
farhang
#8 ارسال شده : 1396/11/16 12:05:34 ق.ظ
Guest

رتبه: Guest

گروه ها: Guests
تاریخ عضویت: 1391/10/20
ارسالها: 552

14 تشکر دریافتی در 13 ارسال
نظر الميزان:👇

مـفـاد جـمـله (الذيـن يـسـتـمـعـون القـول فـيـتـبعون احسنه ) كه در وصف بندگان خود فرموده است

و مراد از (قول ) به شهادت اينكه دنبالش مسأله (اتّباع ) آمده، آن قولى است كه ارتـبـاط و مـسـاسـى بـا عـمـل داشـتـه بـاشـد
، پـس ‍ بـهـتـريـن قـول آن قـولى اسـت كـه آدمـى را بـهـتـر به حق برساند، و براى انسان خيرخواهانه تر بـاشـد
. و انـسـان فـطـرتـا ايـن طـور اسـت كـه حـسـن و جـمال را دوست مى دارد و به سويش مجذوب مى شود، و معلوم است كه هر چه آن حسن بيشتر بـاشـد ايـن جـذبـه شـديـدتـر اسـت.
و اگـر زشت و زيبا، هر دو را ببيند، به سوى زيبا مـتـمـايل مى شود، و اگر زيبا و زيباتر را ببيند به سوى زيباتر مى گرايد.
و اما اگر به سوى زيباتر نرود، و باز به همان زيبا سرگرم شود معلوم مى شود كه سرگرمى اش به زيبا به خاطر زيبايى آن نبوده،
چون اگر براى زيبايى آن بود با بيشتر شدن زيـبـايـى، بـايـد بـيـشـتـر مـجـذوب شـود، و زيـبـا را رهـا كـرده بـه طـرف زيـبـاتـر متمايل شود.

پـس ايـنـكـه آيـه شـريـفـه بـنـدگـان خـدا را توصيف فرموده به اينكه (پيرو بهترين قـولنـد) مـعـنـايـش ايـن اسـت كـه مـطبوع و مفطور بر طلب حقند و به فطرت خود رشد و رسـيـدن بـه واقـع را طـالبـنـد.
پـس هـر جـا امـرشـان دائر شـود بـيـن حـق و بـاطـل، بـيـن رشـد و گـمـراهـى، البـتـه حـق و رشـد را مـتـابـعـت مـى كـنـنـد و بـاطل و گمراهى را رها مى نمايند. و هر جا امرشان داير شود بين (حق ) و (احق ) - حقتر - و رشد و رشد بيشتر، البته حقتر و رشد بيشتر را انتخاب مى كنند.


پـس حـق و رشـد، مـطلوب بندگان خداست، و به همين جهت هر چه بشنوند به آن گوش مى دهـنـد و ايـن طـور نـيـسـت كـه متابعت هواى نفس كنند و هر سخنى را به صرف شنيدن بدون تفكر و تدبر رد كنند.

پـس جـمـله (الّذيـن يـسـتـمعون القول فيتبعون احسنه ) مفادش اين است كه: بندگان خدا طالب حق و رشدند، به هر سخنى كه گوش ‍ دهند بدين اميد گوش مى دهند كه در آن حقى بيابند و مى ترسند كه در اثر گوش ندادن به آن، حق از ايشان فوت شود.

بعضى از مفسرين گفته اند: مراد از (گوش دادن به حرف و پيروى كردن از بهترين آن ) گوش دادن به قرآن و غير قرآن، و پيروى كردن از قرآن است.
بعضى ديگر گفته اند: مراد استماع اوامر خداى تعالى و پيروى كردن بهترين آنها است، مـثـلا در مـسـاله قـصـاص، خـدا هـم اجـازه قصاص به ايشان داده، و هم عفو، و ايشان عفو را پـيروى مى كنند.
و نيز هم اجازه داده صدقه را آشكارا دهند و هم پنهانى، و ايشان پنهانى صدقه مى دهند.

ولى ايـن دو قـولى كـه از مـفـسـريـن نـقـل كـرديـم بـدون دليل عموم آيه را تخصيص ميزند.


تفسیر احسن الحدیث👇👇
ﺍﻟﱠﱠﺬِﻳﻦَ ﻳَﺴْﺘَﻤِﻌُﻮﻥَ ﺍﻟْﻘَﻮْﻝَ ﻓَﻴَﺘﱠﱠﺒِﻌُﻮﻥَ ﺃَﺣْﺴَﻨَﻪُ ﺃُﻭﻟﺌِﻚَ ﺍﻟﱠﱠﺬِﻳﻦَ ﻫَﺪﺍﻫُﻢُ ﺍﻟﻠﱠﱠﻪُ ﻭَ ﺃُﻭﻟﺌِﻚَ ﻫُﻢْ ﺃُﻭﻟُﻮﺍ ﺍﻟْﺄَﻟْﺒﺎﺏِ.
ﻭﺻﻒ «ﻋﺒﺎﺩ» ﺩﺭ ﺁﻳﻪ ﺳﺎﺑﻖ ﺍﺳﺖ، ﺁﻳﻪ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻣﻰ ﺩﻫﺪ ﻛﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺳﺨﻨﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺸﻨﻮﺩ ﻭ ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﭘﻴﺮﻭﻯ ﻛﻨﺪ، ﻗﻮﻝ ﺍﺣﺴﻦ، ﻗﻮﻟﻰ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ ﺭﺍﻩ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﺭﺍ ﻧﺸﺎﻥ ﺑﺪﻫﺪ ﻭ ﺍﺭﺷﺎﺩ ﻛﻨﺪ.
«ﻳﺘﺒﻌﻮﻥ» ﺣﺎﻛﻰ ﺍﺯ ﻋﻤﻞ ﺍﺳﺖ، ﻫَﺪﺍﻫُﻢُ ﺍﻟﻠﱠﱠﻪُ ﺭﻭﺷﻦ ﻣﻰ ﻛﻨﺪ ﻛﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﺍﻳﻦ ﺣﺎﻟﺖ ﺩﺭ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻣﺼﺪﺍﻕ ﻫﺪﺍﻳﺖ ﺍﻟﻬﻰ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻧﻴﺰ ﭼﻨﻴﻦ ﻛﺴﺎﻧﻰ ﺧﺮﺩﻣﻨﺪﺍﻧﻨﺪ.

ویرایش بوسیله کاربر 1396/11/17 06:57:44 ق.ظ  | دلیل ویرایش: مشخص نشده است

حمید مغربی
#9 ارسال شده : 1397/08/16 07:02:26 ق.ظ
Guest

رتبه: Guest

گروه ها: Guests
تاریخ عضویت: 1391/10/20
ارسالها: 552

14 تشکر دریافتی در 13 ارسال

✍ هر اندیشه ای وابسته به اندیشمندی است که بتواند با به کارگیری قوه عقل و فهم خدادادی، واقعیت را از غیرواقعیت، حقیقت را از غیرحقیقت، خوب را از بد و در کل ارزش را از ضدارزش تشخیص دهد.

همچنین بتواند از دل سخنی که می شنود، لُب مطلب را که کانون اصلی هر سخنی است، استخراج کرده و آن را دنبال نماید.

برای این کار او نیازمند این است که به جای اینکه سخن طرف مقابل را تنها بشنود (سمع)، به آن گوش فرا داده تا فهمش از آن بی بهره نماند (استماع).

از این رو برای اینکه انسان حق را دریابد، لازم است دیوارهای شنیداری را از بین خود و گوینده بردارد، از جموداندیشی دوری کرده و ذهن خود را از پیش فرضهای خود خالی نموده و خوب به حرف او گوش فرا دهد و سپس بعد از شناخت حق در برابر آن تواضع نموده و به دل آن را بپذیرد.
قرآن چنین کسانی را "اولوا الالباب" می نامد.

💧"........ فّبّشًِر عِباد (17)
الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ، أُوْلَئكَ الَّذِينَ هَدَئهُمُ اللَّهُ وَ أُوْلَئكَ هُمْ أُوْلُواْ الْأَلْبَابِ"(18/زمر)

.... پس بشارت ده به آن بندگان من ....
که به سخن گوش فرا می دهند و بهترین آن را پیروى می کنند. اینانند که خدایشان راه نموده و اینان همان
اولوا الالباب هستند.


🔹 طبق این آیات اگر خداوند اراده فرماید که کسی را هدایت کند، اول به او گوش شنوا میدهد.

✳️ بنابراین ساختار فکری و عملی اولوا الالباب بر سه پایه استوار گشته است؛

ـ خوب شنیدن (گوش فرادادن). ➡️ استماع

ـ خوب سنجش کردن و در نتیجه تشخیص درست. ➡️ احسنه

ـ بهترینها را دنبال کردن. ➡️ اتّباع احسن

✳️ شاید علت اینکه این تعبیر برای اهل عقل و فهم به کار می رود، این باشد که ایشان به نقطه مرکزی سخنان پی می برند و با سه خصلت خود، بهترین ارتباط را با طرف مقابل خود در گفتگوها برقرار می کنند و بهترین نتایج را هم از گفتگوها به دست می آورند.

بنابراین در قلب آنان مجموعه ای از افکار اصلی، عقلانی، کلی و مرکزی وجود دارد که بنای فکری آنان را تشکیل می دهد و سیستم فکری و رفتاری و گفتاری آنان بر این اصول استوار است.

در حقیقت اولوا الالباب همان کسانی هستند که به گفتگو و ارتباطهای زیبا و منطقی با دیگران می پردازند و همواره دیالوگ را بر مونولوگ ترجیح می دهند.

❗️نکته مهم: افرادی با این سه خصلت، وابسته به زمان و مکان و مکتب خاصی نیستند؛ بلکه هر جا و با هر مسلک و مرامی که باشند، اولوا الالباب محسوب می گردند.

⬅️ گاهی دربرخی از روایات دیده می شود که اهل بیت (علیهم السلام) اولوا الالباب را شیعیان دانسته اند. این به این معنی نیست که همواره اولوا الالباب تنها شیعیان هستند؛ بلکه منظور امام این بوده است که در آن فضای حاکمیت قرآن و شریعت، تنها کسانی که تسلیم اهل بیت شدند، خوب سنجش نموده و از بهترینها تبعیت کردند، کسانی بودند که تسلیم اهل بیت رسول الله (صلًی الله علیه و آله) شدند.
بنابراین اولوا الالباب بودن یک امر وابسته به مکتب نیست؛ بلکه به نوعی آزاداندیشی اشاره دارد که در آن افراد با شنیدن حق، آن را تشخیص داده و پیگیری می نمایند..
پاسخ سریع نمایش بخش پاسخ سریع
کاربرانی که در حال مشاهده انجمن هستند
Guest (32)
عنوان جدید ارسال پاسخ
جهش به انجمن  
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن می باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن می باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن می باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن می باشید.

قدرت گرفته از YAF 1.9.6.1 | YAF © 2003-2018, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 0.361 ثانیه ایجاد شد.
logo-samandehi