logo
پر بازدید ترین عناوین تالار از ابتدا: ایه 59 سوره احزاب(حجاب):زنان مسلمان،جلباب(روپوش) رابه بدن خود نزدیک کنند تا مورد اذیت قرار نگیرند (تعداد مشاهده:33334)    اوقات نماز های یومیه در قران (تعداد مشاهده:28858)    عسل شفا بخش همه مردم-ایه 69سوره نحل (تعداد مشاهده:24981)    آيات 11تا 13 حجرات:برادران ایمانی هم رامسخره نکنید.بدگمان نباشید.غیبت نکنید.تجسس نکنید (تعداد مشاهده:17097)      پر بازدید ترین عناوین سه ماه گذشته: معنای صله رحم چیست ؟آيا فقط خويشاوندان را شامل ميشود؟    دانلود فايل وردي و اكسل متن و ترجمه سوره هاي قرآن به ترتيب نزول    تمرين عملي تدبر قران آموزان دوره حضوري روش مطالعه و فهم قرآن    رجعت چیست؟آیا رجعت در قرآن اشاره شده است؟       آخرین رویداد تالار: تعداد كل بازديد علاقه مندان به تفسير و تدبر قران از سايت قران پويان از 4 ميليون عبور كرد.      

توجه

Icon
Error

farhang Offline
#1 ارسال شده : 1393/06/07 11:16:31 ق.ظ
سید کاظم فرهنگ

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/02/31
ارسالها: 457
مرد
Iran (Islamic Republic Of)

21 تشکر دریافتی در 17 ارسال
أَفَلاَ يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللّهِ لَوَجَدُواْ فِيهِ اخْتِلاَفًا كَثِيرًا.

سوره: النساء آیه: 82

پس آيا درباره (معارف) اين قرآن انديشه و پى‏گيرى فكرى نمى‏كنند؟! و اگر از جانب غير خدا بود مسلما در آن اختلاف بسيارى مى ‏يافتند

تفسیر مجمع البیان : پيام آيه شريفه‏ ؛

پيام‏ها و درس‏هاى گوناگونى از آيه شريفه دريافت مى‏گردد كه به پاره‏اى از آنها مى ‏نگريم.

1 - آيه مباركه بيانگر اين واقعيت است كه تقليد در اصول دين پذيرفته نيست، چرا كه قرآن با صراحتى وصف ناپذير مردم را به تفكر و تدبر فرا مى‏خواند.

2 - و نيز بيانگر آن است كه مى ‏توان با مراجعه آگاهانه و عادلانه به سوى قرآن، پيام و محتواى آن را دريافت و عمل كرد و اين پندار كه بدون حضور پيامبر و تفسير آن حضرت نمى‏توان تفسير قرآن را دريافت، پندارى بى‏اساس است؛ چرا كه قرآن مردم را به تفكر و تدبر در آيات خويش فرا مى ‏خواند.

3 - و نيز بيانگر اين واقعيت است كه هماهنگى كران تا كران واژه‏ها، آيات و مفاهيم قرآن، بزرگ‏ترين و زنده‏ترين سند آسمانى بودن قرآن است؛ چرا كه اگر از جانب غير خدا بود نمى‏توانست از تناقض و تضادمصون بماند.

علامه طباطبایی نیز در تفسیر المیزان در زیر این ایه نتیجه زیر را بیان نموده است:
قران کریم،کتابی است که فهم عادی به درک آن، دسترسی دارد.

پس سعی کنیم هم خودمون ،بیشتر در قران تامل و تدبر کنیم و هم کسانی را که با این بهانه که فهم قران، مختص مفسران و معصومین است ،از تعمق در ایات کتاب خدا طفره میروند،راهنمایی کنیم.

ویرایش بوسیله کاربر 1396/01/20 09:50:20 ق.ظ  | دلیل ویرایش: edit

سیدکاظم فرهنگ
محسن Offline
#2 ارسال شده : 1394/01/27 11:23:48 ق.ظ
محسن

رتبه: Member

گروه ها: member
تاریخ عضویت: 1390/07/05
ارسالها: 18

1 تشکر دریافتی در 1 ارسال
عبارات قرآن كريم براي كساني كه به زبان و ادب عربي آشنا باشند قابل درك و فهم است، و براي ديگران اين فهم تا حدودي از مسير ترجمه، قابل حصول و دستيابي است.

البته شكي نيست كه اين فهم و ادراك، مراتب و درجات بسيار متفاوتي دارد. به هر مقدار تلاش و دقت بيشتري صورت پذيرد، و هر اندازه اين تلاش با طهارت قلبي بيشتري همراه باشد، و از روايات صحيح استمداد شود، توفیق درك حقايق رو به فزوني نهاده و بهره بالاتري عايد انسان مي‌شود.

پيرامون تدبر در قرآن كريم در چهار آيه سخن به ميان آمده است.

در جايي مي‌فرمايد:

«كتاب انزلناه اليك مبارك ليدبروا آيته و ليتذكر اولوا الالباب».[1][17]ما اين كتاب مبارك را بر تو نازل ساختيم، تا در آيات آن تدبر كنند، و خردمندان (بر اثر تدبر مطلب را دريابند و) متذكر شوند.

با توجه به نكات فوق روشن مي‌شود كه، قرآن كريم در قالب عباراتي بشري، به زبان عربي روشن نازل شده تا براي درك و فهم مردم آسان بوده؛ و در آن تدبر كنند و حقانيت آن را بيابند و با تعليم رسول‌ اكرم(ص) و امامان و اهل بيت او (عليهم‌السلام) معيارهاي عمل را در اختيار داشته باشند.

مرحوم علامه طباطبايي (ره) همين نظر را در خلال مباحث تفسيري خود كراراً بيان داشته است. از جمله در تفسير آيه شريفه «و لقد يسرنا القرآن للذكر فهل من مدكر»[1][18]«ما قرآن را براي يادآوري و توجه آسان ساختيم آيا كسي هست كه متذكر شود؟» مي‌نويسد:

«التيسير، التسهيل، و تيسير القرآن للذكر هو القاوه علي نحو يسهل فهممقاصد للعامي و الخاصي و الافهام البسيطه و المتعمقه؛ كل علي مقدارفهمه».[1][19]

آسان ساختن همان تسهيل كار است. آسان‌سازي قرآن كريم، القاء آن است به گونه‌اي كه فهم مقصودهاي آن براي عموم و براي خواص آسان و ميسر گردد و به نحو آسان در اختيار فهم‌هاي ابتدايي و بسيط و ادراك‌هاي عميق قرار گيرد. به گونه‌اي كه هر كدام به ميزان فهم خود بهره برند.


link:click
سیدمحسن میرباقری
maghrebi Offline
#3 ارسال شده : 1394/04/22 11:14:27 ب.ظ
maghrebi

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member
تاریخ عضویت: 1393/12/23
ارسالها: 41
Iran (Islamic Republic Of)

2 تشکر دریافتی در 2 ارسال
ﺩﺭ ﻗﺮﺁﻥ ﮐﻠﻤﻪ ﺗﺪﺑﺮ ﻓﻘﻂ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻗﺮﺁﻥ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻪ ﺗﺪﺑﺮ ﺩﺭ ﻗﺮﺁﻥ ﻭ ﺁﯾﺎﺕ ﺁﻥ ﻓﺮﺍﺧﻮﺍﻧﺪﻩ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ:

ﺃَ ﻓَﻼ ﻳَﺘَﺪَﺑَّﺮُﻭﻥَ ﺍﻟْﻘُﺮْﺁﻥَ ﻭَ ﻟَﻮْ ﻛﺎﻥَ ﻣِﻦْ ﻋِﻨْﺪِ ﻏَﻴْﺮِ ﺍﻟﻠَّﻪِ ﻟَﻮَﺟَﺪُﻭﺍ ﻓِﻴﻪِ ﺍﺧْﺘِﻼﻓﺎً ﻛَﺜِﻴﺮﺍً ‏[ ﺍﻟﻨﺴﺎﺀ / 82 ‏]

ﻗﺮﺁﻥ ﺩﺭ ﺁﯾﻪ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻫﺪﻑ ﺍﺯ ﻧﺰﻭﻝ ﻗﺮﺁﻥ ﺭﺍ ﺗﺪﺑﺮ ﺩﺭ ﺁﯾﺎﺕ ﺁﻥ ﻭ ﺗﺬﮐﺮ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺪ :
‏«ﮐِﺘﺎﺏٌ ﺃَﻧْﺰَﻟْﻨﺎﻩُ ﺇِﻟَﯿْﮏَ ﻣُﺒﺎﺭَﮎٌ ﻟِﯿَﺪَّﺑَّﺮُﻭﺍ ﺁﯾﺎﺗِﻪِ ﻭَﻟِﯿَﺘَﺬَﮐَّﺮَ ﺃُﻭﻟُﻮﺍﺍﻟْﺄَﻟْﺒﺎﺏِ‏» ‏[ ﺹ / 29 ‏] ؛

ﻗﺮﺁﻥ ﮐﺘﺎﺏ ﺑﺎﺑﺮﮐﺘﯽﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﺗﻮ ‏( ﺍﯼ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ‏) ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﯾﻢ ﺗﺎ ‏( ﻣﺮﺩﻡ ‏) ﺩﺭ ﺁﯾﺎﺕ ﺁﻥ ﺗﺪﺑّﺮ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﺮﺩﻣﻨﺪﺍﻥ ﺗﺬﮐّﺮ ﺍﺳﺖ ﻗﺮﺁﻥ ﻫﻤﻪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﺪﺑﺮ ﺩﺭ ﺧﻮﺩ ﻓﺮﺍ ﺧﻮﺍﻧﺪﻩ ﺍﺳﺖ . ﻭ
ﺑﯿﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﭘﺮﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﺗﺪﺑﺮ ﻫﺪﺍﯾﺖ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ. ﻭ ﻧﯿﺰ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ ﮐﻪ ﮔﻤﺮﺍﻫﯽ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺗﺪﺑﺮ ﻧﻨﻤﻮﺩﻥ ﺩﺭ ﻗﺮﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﯾﺎ ﺗﺪﺑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺍﻣﺎ ﺑﺮ ﻗﻠﺐ ﺍﻭ ﻗﻔﻞ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺍﺳﺖ:

ﺃَ ﻓَﻼ ﻳَﺘَﺪَﺑَّﺮُﻭﻥَ ﺍﻟْﻘُﺮْﺁﻥَ ﺃَﻡْ ﻋَﻠﻰ ﻗُﻠُﻮﺏٍ ﺃَﻗْﻔﺎﻟُﻬﺎ ‏[ﻣﺤﻤّﺪ /
24 ‏].
ﺁﯾﺎ ﺩﺭ ﻗﺮﺁﻥ ﺗﺪﺑﺮ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﯾﺎ ﺑﺮ ﻗﻠﺐ ﺁﻧﻬﺎ ﻗﻔﻞ ﺍﺳﺖ؟
دقت شود که از این آیه پیداست که تدبر در قرآن از جایگاه بالاتری نسبت به حفظ و خواندن قرآن با صوت زیبا برخوردار است!
و صد البته که حفظ و قرائت نیز از جایگاه بالایی برخوردار بوده و بر فرد و جامعه تاثیر بسزایی دارند.
ولی در هر حال قرآن چنین تعبیری را برای کسانی که قرآن را حفظ نمی کنند و یا زیبا نمی خوانند به کار نبرده.
از طرفی قرآن راهنمای زندگی ست و برای همه ی ابعاد زندگی انسان ، چه فردی و چه اجتماعی برنامه دارد.

امید است که این آیه شامل حال ما نشود.
ان شاالله
حمید فغفور مغربی
ali Offline
#4 ارسال شده : 1394/10/27 10:49:11 ق.ظ
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 271

تشکرها: 4 بار
12 تشکر دریافتی در 12 ارسال
خداوند در قرآن مي فرمايد:

(أَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كَانَ مِنْ عِنْدِ غَیرِ اللهِ لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلَافًا كَثِیرًا).
پس آيا در قرآن ژرف نمي‌انديشند؟ و اگر از جانب غيرخدا بود، حتماً در آن اختلاف فراواني مي‌يافتند.

نکته اي که بايد به آن توجه داشت اين است که تدبّر در قرآن اختصاص به حضرات معصوم(ع) ندارد؛ بلکه خداوند مي خواهد تا همۀ مخاطبان قرآن انديشۀ خود را از ظاهر قرآن فراتر برده و در بواطن آن نفوذ کرده و تفکر کنند.

اين دعوت خداوند به تدبّر در قرآن، براي مخاطبان آن داراي آثار و پيام‌هاي مهمي است؛
ازجمله آنکه با تدبّر در قرآن، انسان درمي‌يابد که هيچ اختلاف و تناقضي در آن وجود ندارد و بر مطالب آن وحدتِ رويّه حکم‌فرماست؛
يعني خداوند واژه‌اي را در قرآن به کار نميبرد که با استعمالات ديگرِ آن در قرآن ناهمگون باشد.

از نظر معنا نيز به اين شکل نيست که مفهومي را در جايي گفته باشد و در جاي ديگر آن را نقض کرده باشد.

همچنين درمي‌يابد که اين کتاب در کامل‌ترين شکل بيان شده است و ازآنجاکه سخنِ کامل جز از کاملِ مطلق صادر نمي‌شود، نتيجه مي‌گيرد که اين کتاب، الهي و فرادستِ سخن بشر است؛ زيرا بشري که نقص‌هاي حالي و زماني و مکاني دارد، نمي‌تواند چنين کلام همگون و يک‌دستي بگويد يا بنويسد.

قبض و بسط روح بر توليدات فکري و مغزي او اثر مي‌گذارد:
اما قرآن کريم که از سوي خداوند و از زبان پيامبر اکرم(ص) براي انسان‌ها به ارمغان آورده شده است، کوچک‌ترين نقص و نقضي ندارد و شکوهمندي‌اش براي هميشه محفوظ است:

(إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ)
به‌راستي، ما خود، ذكر را فرو فرستاديم و قطعاً خود نگهبان آن خواهيم بود.

از همين روست که يکي از علل ماندگاريِ قرآن «حيّ»بودن آن است؛ زيرا قرآن کلام خداست و چون خدا حيّ است، کلام او نيز حيّ است.
با تدبّر در قرآن مي‌توان دريافت که اين سخن الهي، برخلاف تأليفات بشري، در ارائۀ مطالب در راستاي اهدافش، کم و زيادي نگذاشته و لازم نيست در هر عصر و زماني به آن افزود يا از آن کاست و آنچنان مستحکم و کامل است که هيچ نيازي به اصلاحات و تجديدنظر ندارد.


همچنين از طريق تدبّر در قرآن مي‌توان به اين نکته رسيد که مطالبِ قرآن هيچ اختلافي با فطرتِ انسان که دست‌نوشتۀ خداوندي است ندارد و تمام آيات آن در پاسخ‌گويي به نيازهاي جسم و روح انسان هماهنگ است.

سبک قرآن در پرداختن به نيازهاي انسان، خلاف سبک مکاتب بشري است. مکاتب بشري براساس ديدگاه‌هاي صاحبان آن پيريزي شده‌اند و ازآنجاکه اين نظريه‌پردازان به تمام نيازهاي بشر واقف نبوده و نيستند، طرحي که براي سعادت بشر ارائه کرده‌اند، ناقص و نارساست: گاه به بهانۀ آزادي، اخلاق نابود مي‌شود و گاه به بهانۀ عدالت، آزادي ناديده گرفته مي‌شود.

اما قرآن جامع است و به تمام ابعاد جسمي و روحي، مادي و معنوي و نيز دنيوي و اخروي نگاهي متعادل و واقع‌گرايانه دارد و به اندازۀ نياز انسان به هريک از اين مقولات مي‌پردازد؛ به طور مثال، هرگاه در قرآن توصيه به ارتباط معنوي با خداوند و برپايي نماز شده، به ارتباط با مردم و پرداخت زکات نيز امر شده است. در اين نوع نگاه، هم با توصيه به نماز به جنبه‌هاي فردي انسان توجه شده و هم جنبۀ جمع‌گرايانه و اجتماعي انسان که مظهر آن پرداخت زکات است، مدّنظر قرار گرفته است.


بخش‌هایی از کتاب مشکاة، جلد1، تفسیر سورۀ مبارکۀ حمد، دکترمحمدعلی انصاری

ali Offline
#5 ارسال شده : 1396/04/31 08:38:56 ق.ظ
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 271

تشکرها: 4 بار
12 تشکر دریافتی در 12 ارسال
تدبر در قران:فرماني براي همه و در همه اعصار

در تفسیر_نور در ذيل آیه۸۲ سوره نساء چنين امده است:


"أَ فَلاٰ یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ کٰانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اللّٰهِ لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلاٰفاً کَثِیراً«۸۲»

چرا در معانی قرآن تدّبر نمی کنند؟ 😔در حالی که اگر این قرآن، از طرف غیرخدا بود قطعاً اختلاف‌های بسیاری در آن می‌یافتند.

👈فرمان تدبر در قرآن برای همه و در هر عصر ونسلی، رمز آن است که هر اندیشمندی هر زمان، به نکته ای خواهد رسید. 👌
حضرت علی علیه السلام درباره ی بی کرانگی مفاهیم قرآن فرموده است: «بَحراً لا یُدرک قَعره» قرآن، دریایی است که تهِ آن درک نمی شود
.
پیام ها:

۱.اندیشه نکردن در قرآن، مورد توبیخ و سرزنش خداوند است. «أَ فَلاٰ یَتَدَبَّرُونَ»

۲.تدبّر در قرآن داروی شفابخش نفاق است. وَ یَقُولُونَ طٰاعَةٌ... أَ فَلاٰ یَتَدَبَّرُونَ...

۳👈.راه گرایش به اسلام و قرآن، اندیشه و تدبر است نه تقلید. «أَ فَلاٰ یَتَدَبَّرُونَ»👌

۴👈.قرآن همه را به تدبّر فراخوانده است و فهم انسان به درک معارف آن می‌رسد.
«أَ فَلاٰ یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ» "

rahmat Offline
#6 ارسال شده : 1396/05/20 01:30:40 ب.ظ
rahmat

رتبه: Advanced Member

گروه ها: students, member
تاریخ عضویت: 1390/03/01
ارسالها: 39

3 تشکر دریافتی در 3 ارسال


در تفسير فرقان پيرامون آيه 82 سوره نساء چنين امده است:

تدبّر دارى دو مرحله است: درونى و برونى، درونيش اين است كه نيروهاى فكرى را بگونه اى درست پُشت سر يكديگر قرار دهى تا مطلب نظرى و ناپيدا، پيدا و هويدا گردد و اين جريان بويژه در قرآن نيازمند به تدبرى افزون مى باشد ـ كه همان تدبر برونى است ـ تا آيات مربوطه به اين موضوع را كه در جاي جاى قرآن موجود مى باشد به يكديگر پيوند دهى، البته با ترتيب و تركيبى خاص همانند صغرى و كبراى منطقى، تا نتايج اين دو گونه تدبرّ درونى و برونى به خوبى روشن گردد،

تدبر درونى و نخستين از نظر قرآنى بررسى كامل در هر آيه اى است و تدبر برونى بر دو قسم مى باشد، يكى تدّبر و در نظر گرفتن قبل و بعد آيه مورد بحث و تدّبر ديگر بررسى كل آياتى است كه در سراسر قرآن در تناسب و بيانگرى باين موضوع وجود دارد

و اين هر سه داراى دو بُعد است: تدبر شخصى و تدبر جمعى، كه اگر احياناً در تدبر شخصى كوتاهى وجود داشته باشد بر مبناى "وامرهم شورى بينهم" (38:42) با ديگر شرعمداران قرآنى به ميان گذاشته شود، تا مرادات ربانيه به كلى روشن گردد،


بدين گونه به خوبى آشكارمى شود: اين قرآن كه به مدت 23 سال بر پيامبر بزرگوار(صلى الله عليه وآله)نازل گشته و هرگز در حوزه هاى بشرى درس نخواند و چيزى هم ننوشته، در عين حال با حالات گوناگون و متضاد مكى و مدنى، جنگ و صلح، راحت و زحمت، دشوارى و آسانى، در كل آيات قرآنى كه بر زبانش جارى شده، هرگز اختلافى ـ نه لفظى و نه معنوى، نه با فطرتها و نه با عقلها، نه با علوم و واقعيت ها و نه با نيازهاى واقعى ـ وجود ندارد، كه از نظر كل حقايق كه در آن سخن گفته است وحدت كامل و مطلق وجود دارد و اين جريان جُز از علم مطلق نمى تواند صادر گردد: "ولوُ كان من عند غير الله لو جدوافيه اختلافاًكثيراً" كه اين وحدانى بودن آيات قرآن دليل قطعى بر وحيانى بودن آن است و اگر بر فرض محال قرآن از نزد غير خدا بود حتماً اختلافات بسيارى داشت ـ و نه اختلافى كم ـ و اين «كثيراً» در اينجا بيان اين واقعيت است، كه هر سخنى با اين تفصيل اگر از غير خدا باشد شامل اختلافات زيادى خواهد بود و نه اختلافى كم، اختلاف كم در علم غير و حيانى هرگز وجود ندارد

بلكه لزوماً اختلافاتى زياد در جهاتى گوناگون در بردارد، مثلا آيه "و ما اوتيتم من العلم الاقليلا" (85:17) مثلثى از قلّت را در علوم غير خدائى مقررّ داشته: 1ـ "من العلم" 2 و3ـ «الاقليلا» كه قليلا شامل دو قلت است: 1ـ خود قلت 2ـ قلت درقلت بر مبناى نكره بودن «قليلا» بنابراين علم غير خدا در نهايت قلت است و نه آنكه قلّتى كم بلكه قلّتى بسيار كم و اين "اختلافاً كثيراً" چنانكه اشاره شد كل ابعاد اختلافات را شامل است، لغوى، جمله اى، اختصار، فصاحت، بلاغت، موافقت بافطرت، عقل، فكر، علم، عقيده شايسته، موافقت با حقيقت، واقعيت، نيازهاى مكلفان و موافقت با كل زمانها و زمينه ها و ساير موافقت ها و ماهيچ علمى از غير خدا نمى توانيم پيدا كنيم كه شامل كل موافقتها يا بخش زيادى از آنها باشد، زيرا هيچ علمى جُز ضروريات مطلق نيست، پس "اختلافاً كثيراً" گرچه از نظر لفظى اختلاف زياد را در علوم غير وحيانى ثابت مى كند، ولى با اين بيان اختلاف قليل را هم از قرآن سلب كرده و آن را در غير علم وحيانى نيز مسلوب داشته است زيرا اين اختلافات كم نيست بلكه زياد است
کاربرانی که در حال مشاهده انجمن هستند
Guest (2)
جهش به انجمن  
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن نمی باشید.

قدرت گرفته از YAF 1.9.6.1 | YAF © 2003-2017, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 0.167 ثانیه ایجاد شد.
logo-samandehi