آپارات اينستاگرام لينكداين
logo
پر بازدید ترین عناوین تالار از ابتدا: ایه 59 سوره احزاب(حجاب):زنان مسلمان،جلباب(روپوش) رابه بدن خود نزدیک کنند تا مورد اذیت قرار نگیرند (تعداد مشاهده:68954)    اوقات نماز های یومیه در قران (تعداد مشاهده:54408)    آیا زنان کفار که به اسارت مسلمانان در می آیند بر مسلمانان حلال میشوند و زناشویی با آنها اشکال ندارد (تعداد مشاهده:46913)    مطالب زیبا با آیات (تعداد مشاهده:41623)      پر بازدید ترین عناوین سه ماه گذشته: تفسير و تدبر سوره بروج:عذاب شكنجه گران مومنين و رستگاري مومنين و شكست مبارزان با قرآن حتمي است.    لذت و فوايد مطالعه قرآن به ترتيب نزول سوره‌ها:شما هم يكبار امتحان كنيد    تفسير و فهم سوره قمر:آيا شق القمر رخ داده است؟درس سوره قمر چيست؟    تفسير و فهم سوره ذاريات:مفهوم و مصداق والذاريات چيست؟منظور از رزق چيست؟ محور و درس سوره ذاريات چيست؟       آخرین رویداد تالار: تعداد کل بازدیدها از تالار گفتگوهای قران پویان از هفت میلیون تجاوز کرد.      

توجه

Icon
Error

farhang Offline
#1 ارسال شده : 1393/12/05 10:53:59 ب.ظ
سید کاظم فرهنگ

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/02/31
ارسالها: 586
Iran (Islamic Republic Of)

32 تشکر دریافتی در 21 ارسال
بنام خدا

در سوره فاطر خدا در مقام محاجه و پاسخ به عقاید نادرست کافران است و در ایه 44 می گوید که ایا سرگذشت اقوام قبلی که عذاب شدند را نمی بینید؟وهیج چیز خدا راعاجز نمی کند.سپس در ایه 45 میفرماید:
اگر خدا مردم را بخاطر عملکردشان مواخذه و عذاب میکرد،هیچ جنبنده ای روی زمین باقی نمی ماند.اما خداوند انها را تاموعد معینی به تاخیر می اندازد.

پس در واقع با توجه به جمله ولکن یوخرهم الی اجل مسمی و نیز ایات دیگر که مشرکین خواستار تعجیل در عذاب بودندو می پرسیدند که چرا عذاب نمی اید،این ایه در بیان پاسخ باین موضوع است که چرا خداوند برای عذاب افراد و اقوام مهلت و زمانی معین کرده و این گونه نیست که بلافاصله پس از بروز گناهی از هر فرد ،او عذاب شود.پاسخ ان هم این است که در این صورت ،همه بخاطر گناهانشان هلاک شده و روی زمین موجودی باقی نمی ماند .اما خداوند مقدر کرده که پس از سرامدن مهلت،انها را عذاب کند.

هم چنین در ایه 61 سوره نحل هم در مقام پاسخ به کافرین و پس از نکوهش جعل فرزندان دختر برای خدا، میفرماید:
اگر خدا مردم را بخاطر ظلمشان مواخذه و عذاب میکرد،هیچ جنبنده ای روی زمین باقی نمی ماند.اما خداوند انها را تاموعد معینی به تاخیر می اندازد. که از ان موعد نه تعجیل می افتد ونه تاخیر میشود.

که تنها تفاوت این دو ایه، در بما کسبوا و ظلمهم است. که با توجه به سیاق ایه مشخص است در بماکسبوا نیز مراد ظلم ها و اعمال بد است که مستحق عذاب است.هدف این ایه هم مشابه ایه بالاست.

در واقع زمان عذاب و هلاکت فرد و جامعه را دو گونه میتوان تصور کرد:

1-عذاب آنی:بلافاصله پس از ارتکاب هرظلمی از سوی فرد ،عذاب نازل شود.

2-عذاب مهلت دار:مهلتی برای فرد و جامعه تعیین شود
که در صورت عدم توبه وبازگشت تا ان مهلت،فرد وجامعه عذاب شوند. در این حالت ،اینکه مهلت چقدر باشد ایا مهلتی زمانی باشد یا مهلتی براساس به حدنصاب رسیدن گناهان ،اختلاف نظر می تواند زیاد باشد.اما یک قسم ان همین روالی است که خداوند اتخاذ کرده و برای هر فردی و جامعه ای اجلی معین تعیین کرده و تا ان زمان فرصت دارند که خود را تغییر یا بهتر سازند.

{آیات زیاددیگریی از قرآن دلالت بر تعیین این نوع از عذاب از جانب خداوند دارند.یعنی عذاب مهلت دار و دارای اجل معین.
از جمله در سوره کهف آیه 58

وَرَبُّكَ الْغَفُورُ ذُو الرَّحْمَةِ لَوْ يُؤَاخِذُهُم بِمَا كَسَبُوا لَعَجَّلَ لَهُمُ الْعَذَابَ بَل لَّهُم مَّوْعِدٌ لَّن يَجِدُوا مِن دُونِهِ مَوْئِلًا ﴿۵۸﴾

فولادوند: و پروردگار تو آمرزنده [و] صاحب رحمت است اگر به [جرم] آنچه مرتكب شده‏ اند آنها را مؤاخذه مى ‏كرد قطعا در عذاب آنان تعجيل مى ‏نمود [ولى چنين نمى كند] بلكه براى آنها سر رسيدى است كه هرگز از برابر آن راه گريزى نمى ‏يابند}

دو آیه بالا به خودی خود ارتباطی با عصمت انبیا ندارد اما با توجه به دلیل ارایه شده برای نفی حالت اول عذاب ،که نتیجه آن ، نابود شدن همه موجودات است،این سئوال مطرح شده که پس تکلیف خوبان و معصومین چه میشود؟ایا با توجه به کلیت ایه که هیچ کس باقی نمی ماند،انبیا ومعصومین و متقین هم در زمره ظالمین قرار می گیرند و هلاک میشوند ؟در ان صورت تکلیف عصمت معصومین که از نظر شیعیان از گناه و اشتباه همواره مصون بوده اند ،چه میشود؟

{{ابتدا نظر تفسیر المیزان و نمونه در این خصوص را مرور کنیم:

1-نظر المیزان در زیر ایه 61 سوره نحل:
مفسرين بخاطر اطلاق دابه، مقصود از آن را عموم جنبندگان از انسان و حيوان دانسته اند. و بنا به گفته آنان معناى آيه چنين مى شود: اگر خدا ستمكاران را به ستمشان بگيرد تمامى انسانها و حيوانات را هلاك خواهد كرد، آن وقت به ايشان اشكال مى شود كه انسان بخاطر ظلمش هلاك شود، ساير حيوانات به چه جرمى هلاك شوند، با اينكه آنها ظلمى ندارند مگر اينكه بخاطر ظلم انسانها از بين بروند.

بهترين جوابى كه به اين اشكال داده اند جوابى است كه بعضى داده و ما آن را اصلاح كرده ايم، و آن اين است كه وقتى يك نسل از بشر منقرض گرديد نسلهاى بعدى حتى انبياء هم متولد نمى شوند، و وقتى نسل بشر از زمين برچيده شد ساير جنبندگان هم هلاك مى شوند، بدين جهت كه خلقت آنها براى بشر و مصالح انسان است، همچنانكه آيه شريفه (و خلق لكم ما فى الارض جميعا) بدان اشعار دارد.

بيان ضعف استدلال به اين آيه براى قول به معصوم نبودن انبياء

بعضى از مفسرين احتجاج كرده اند به آيه مورد بحث بر اينكه انبياء معصوم نيستند، براى اينكه آيه مى فرمايد اگر به خاطر ظلم بشر، ظالم را هلاك كند هيچ بشرى در روى زمين باقى نمى ماند معلوم مى شود كه انبياء هم ظالمند. و ليكن در اين قول اشكال است زيرا آيه شريفه بيش از اين دلالت ندارد كه اگر بخواهد بخاطر ظلم، هلاك كند همه مردم هلاك مى شوند، و نوع بشر منقرض مى گردد، و اما اينكه يك يك افراد بشر بخاطر ظلم خود هلاك شود آيه بر آن دلالت ندارد، زيرا ممكن است بيشتر مردم بخاطر ظلمشان هلاك شوند و اقليت آنها با نابودى پدران و مادرانشان نابود گردند، پس آيه دلالت ندارد كه تمامى افراد بشر ظالمند، تا انبياء و معصومين را هم شامل شود.

و چه بسا جواب داده شود به اينكه مراد از ظلم اعم از معصيتى است كه عبارت از مخالفت امر مولوى است، يعنى ترك اولى را هم كه مخالفت امر ارشادى است شامل مى شود، و مخالفت امر ارشادى از انبياء (عليهمالسلام) سر ميزند، همچنانكه از آدم و همسرش ‍ حكايت شده كه خود گفتند: (ربنا ظلمنا انفسنا) و همچنين پيغمبرانى ديگر و لذا گفته اند (حسنات الابرار سيئات المقربين: خوبيهاى نيكان براى مقربين، جزء بديها محسوب است ).
بنا بر اين، عموميت ظلم در آيه شريفه دلالت ندارد كه انبياء گناهكارند، يعنى اوامر مولوى خداى را نافرمانى مى كنند.
و اما جواب این قول: براى اينكه آيات با سياقى كه دارند، گفتگو از ظلم به معنى شرك و ساير گناهان مولوى دارند، و اگر ما بخواهيم ظلم را به معناى اعم بگيريم كه ترك اولى را هم شامل شود سخنى از پيش خود گفته ايم كه با سياق آيه مخصوصا جمله (و لكن يؤ خرهم الى اجل مسمى ) كه ظهور در تهديد دارد، سازگارى ندارد.

2-تفسیر نمونه: در اینجا این سؤال پیش مى آید که اگر ما به عمومیت و وسعت مفهوم آیه بنگریم نتیجه اش آن خواهد بود که: هیچ انسانى در روى زمین، غیر ظالم وجود ندارد، و هر کسى به سهم خود مرتکب ستمى شده است، که اگر بنا بر مجازات سریع و فورى باشد، دامان همه را خواهد گرفت، با این که: مى دانیم نه تنها پیامبران و امامان ـ که معصومند ـ مصداق چنین ظلمى نیستند، بلکه در هر عصر و زمان گروهى از نیکان و پاکان و مجاهدان راستین هستند که حسنات آنها مسلماً بر سیئات کوچکشان برترى دارد، و قطعاً مستحق مجازات نابود کننده نیستند.

پاسخ این سؤال را چنین مى توان گفت: آیه یک حکم نوعى را بیان مى کند ، نه عمومى و همگانى و نظیر این تعبیر، در ادبیات عرب و غیر عرب نیز دیده مى شود، این شعر معروف را غالباً شنیده ایم:
گر حکم شود که مست گیرند *** در شهر هر آنچه هست گیرند!.


و نیز شاعر مى گوید:
گفت باید حدّ زند هشیار، مرد مست را *** گفت هشیارى بیار، اینجا کسى هشیار نیست!
شاهد این استثناء آیه 32 سوره «فاطر» است که مى فرماید: «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتابَ الَّذِینَ اصْطَفَیْنا مِنْ عِبادِنا فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَیْراتِ بِإِذْنِ اللّهِ ذلِکَ هُوَ الْفَضْلُ الْکَبِیرُ».

طبق این آیه، مردم سه گروهند:

گروهى ستمگر، گروهى میانه رو که گناهان خفیفى دارند و گروهى پیش گیرى کنندگان به نیکى ها یعنى نیکان و پاکان، مسلماً از این سه گروه تنها گروه اولند که مشمول آیه مورد بحثند، نه گروه دوم و سوم و از آنجا که گروه اول، معمولاً اکثریت جوامع را تشکیل مى دهند، ذکر چنین عمومى جاى تعجب نخواهد بود.

از آنچه گفتیم روشن مى شود: آیه هیچگونه دلالتى بر نفى عصمت انبیاء نمى کند و آنها که چنین پنداشته اند توجه به سایر آیات قرآن و قرائن موجود در کلام ندارند.

آن گاه قرآن به ذکر این نکته مى پردازد که: «خداوند به همه ظالمان و ستمگران مهلت مى دهد و تا اجل مسمّى (زمان معینى) مرگ آنها را به تأخیر مى اندازد» (وَ لکِنْ یُؤَخِّرُهُمْ إِلى أَجَل مُسَمّىً).
«اما هنگامى که اجل آنها سر رسد، نه ساعتى تأخیر مى کنند، و نه ساعتى پیشى مى گیرند» (فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لایَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لایَسْتَقْدِمُونَ).
بلکه، درست در همان لحظه موعود، مرگ دامانشان را فرا مى گیرد و لحظه اى پیش و پس نخواهد داشت.}}


کلمات کلیدی:عذاب عصمت انبیا پیامبران اجل مهلت

ویرایش بوسیله کاربر 1395/12/14 02:48:56 ب.ظ  | دلیل ویرایش: key words

سیدکاظم فرهنگ
farhang Offline
#2 ارسال شده : 1393/12/07 09:42:21 ب.ظ
سید کاظم فرهنگ

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/02/31
ارسالها: 586
Iran (Islamic Republic Of)

32 تشکر دریافتی در 21 ارسال
و اما نگاه ما:

به نظر من نظر المیزان و نمونه نمی تواند درست باشد بلکه با توجه به الفاظ آیه وسیاق و هدف آیات ، همان قولی که در المیزان نقل شده و علامه انرا نپذیرفته ،درست تر است. یعنی در جمله قران انبیا و خوبان هم شاملند.

اما در مورد ایات فوق به نکات زیر باید توجه نمود:

1-در سوره نحل خدا این طور فرموده که اگر مردم را به ظلمشان بگیریم ،نه اینکه اگر ظالمین را بگیریم یا به ظلم هایشان (جمع ظلم)بگیریم.و این نکته ظریفی است.
در عرف ؛وقتی به فردی ظالم گفته میشود که به کرات ظلم را از او مشاهده کنند و صفت غالب فرد باشد.و مثلا با بروز یک یا چند گناه(بسته به نوع گناه و ظلم وشدت قباحت آن)به او لقب ظالم نمی دهند. در قران هم همین طور است.


در مواردی که داستان اقوام گذشته و عذاب انها را بیان میکند،تاکید می کند که عامدانه و اگاهانه و مدت مدید از فرمان الهی و رسولانش سرباز زدند.ایات خدا را تکذیب کردندو انها را با عناوین ظالمین،فاسقین ،مکذبین و .. یاد می کند.هم چنین در همه جا تاکید می کند که پیامبر زمان و اهل ایمان نجات یافتند. که این سنت الهی و روش مرسوم خدا بوده است.در این ایات خداوند میخواهد علت این سنت را و اینکه چرا مکانیزم عذاب از نوع اول نیست ،توضیح دهد.

بنابراین اگر بخواهد روش فعلی راتغییر دهد،باید هر فرد به محض ارتکاب ظلم مجازات شود.و اگر صبر کند تا فرد یا جامعه ای ملقب به صفت ظالم شود،در واقع همان عذاب نوع دوم و مدت دار خواهد بود.

2-حال که متوجه شدیم ،منظور ظالم بودن فرد نیست و منظور ظهور تک ظلم است.ایا انبیا و متقین و اهل ایمان ،بری از یک ظلم بوده اند؟

قران در موارد مختلفی بروز ظلم را از پیامبران مختلف بیان کرده است.
نمونه هایی از انرا مرور می کنیم:

-ایه 20سوره قصص از زبان موسی: قَالَ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي فَغَفَرَ لَهُ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ﴿۱۶﴾

-ایه 23 سوره اعراف از زبان ادم وهوا قَالاَ رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ ﴿۲۳﴾

-ایه 78 سوره انبیا از زبان یونس: وَذَا النُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادَى فِي الظُّلُمَاتِ أَن لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ﴿۸۷﴾

-ایه 34و24 سوره صاد:ابتلای سلیمان وداود در خواست غفران انها
وَظَنَّ دَاوُودُ أَنَّمَا فَتَنَّاهُ فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَخَرَّ رَاكِعًا وَأَنَابَ ﴿۲۴﴾
وَلَقَدْ فَتَنَّا سُلَيْمَانَ وَأَلْقَيْنَا عَلَى كُرْسِيِّهِ جَسَدًا ثُمَّ أَنَابَ﴿۳۴﴾قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي

البته همانطور که در تفاسیر گفته شده،اشتباه و ظلم پیامبران با افراد عادی تفاوت دارد.مثلا ترک اولی یا از باب حسنات الابرار سیئات المقربین یا معصیت امر ارشادی یا هر عنوان دیگر.

اما مهم ان است که کاری خلاف جایگاه و انتظار و کلاس روحی و معنوی ان فرد صادر شده که خودش هم فهمیده و با اعتراف به ظلم بودن ان ،در خواست توبه و بخشش را از خداوند نموده است.

هر چند این نوع ظلم ها در سنت فعلی خدا مستحق عذاب و هلاکت نیست،اما چون ایه در مقام تعلیل عذاب اجل دار و نفی عذاب انی است،می گوید اگر با بروز هر ظلمی( که این گونه افعال انبیا را هم شامل میشود)مردم را بگیریم،هیچ کس حتی صالحین و انبیا هم باقی نمی مانند. و این نفی عصمت انبیا در امر دریافت،ابلاغ و عمل به وحی نمی باشد.

چمع بندی:در این دو ایه خداوند در مقام دفاع از روش فعلی عذاب افراد واقوام(مهلت دار)،روش عذاب آنی را بااین استدلال نفی می کند که در این صورت هیچ انسانی و در نتیجه هیچ موجودی باقی نمی ماند.در اینجا انبیا و صالحین هم که حداقل یک ظلم (با تعریف خاص خودش)دارند،می گنجند.
سیدکاظم فرهنگ
maghrebi Offline
#3 ارسال شده : 1394/01/15 06:01:05 ب.ظ
maghrebi

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member
تاریخ عضویت: 1393/12/23
ارسالها: 42
Iran (Islamic Republic Of)

2 تشکر دریافتی در 2 ارسال
سلام


در مورد عذاب و نظر الميزان و نمونه كلى گفته شده است و بر قاعده عصمت پيامبران تاكيد نموده اند
در نظر بالا ريز و دقيق شده ايد

شايد راه بهتر آن است كه از طريق نسبى بودن گناه و نسبى بودن عصمت و نسبى بودن عذاب به پاسخ بپردازيم
يعنى عذابى مى تواند همه را در بر گيرد ، عذاب خاص پيامبران كه با بقيه متفاوت است

همه انسان ها به طور نسبى معصوم و به طور نسبى گناه كارند يعنى گناه ، عصمت و همه مفاهيم اين چنينى مراتب دارد از كم ترين شروع تا بالاترين درجه امكان دارد

اما حداقل عصمت كه پيامبران و اولياء الهى دارند ، آن است كه هيچ واجب الهى را ترك و هيچ حرامى را مرتكب نمى شوند

ویرایش بوسیله کاربر 1394/05/01 10:22:03 ب.ظ  | دلیل ویرایش: مشخص نشده است

حمید فغفور مغربی
کاربرانی که در حال مشاهده انجمن هستند
Guest
جهش به انجمن  
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن نمی باشید.

قدرت گرفته از YAF 1.9.6.1 | YAF © 2003-2019, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 0.199 ثانیه ایجاد شد.
logo-samandehi