آپارات اينستاگرام لينكداين
logo
پر بازدید ترین عناوین تالار از ابتدا: ایه 59 سوره احزاب(حجاب):زنان مسلمان،جلباب(روپوش) رابه بدن خود نزدیک کنند تا مورد اذیت قرار نگیرند (تعداد مشاهده:76655)    اوقات نماز های یومیه در قران (تعداد مشاهده:59781)    مطالب زیبا با آیات (تعداد مشاهده:57336)    آیا زنان کفار که به اسارت مسلمانان در می آیند بر مسلمانان حلال میشوند و زناشویی با آنها اشکال ندارد (تعداد مشاهده:57255)      پر بازدید ترین عناوین سه ماه گذشته: تدبر و تفسير سوره كوثر:ای پیامبر علیرغم ارزوی کینه ورزان مبنی بر ابترماندن رسالتت،به تو کوثر داديم    تفسير و تدبر سوره شعرا:ای پیامبر این قران که از جانب رب العالمین برتو نازل شده،نشانه هایی روشن است.    تدبر و تفسير سوره مريم:نعمت بخشي خاص خدا به انبيا و هدايت شدگان،آغاز دوران بشارت پيامبر به مومنين    ريا در قرآن:نكوهش ريا و تظاهر       آخرین رویداد تالار: تالار گفتگوهاي قرآن‌‌‌‌‌‌‌‌‌پويان جزو برگزيدگان يازدهمين جشنواره رسانه هاي ديجيتال      

توجه

Icon
Error

ali Offline
#1 ارسال شده : 1398/08/11 11:35:09 ق.ظ
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 482

تشکرها: 4 بار
13 تشکر دریافتی در 13 ارسال

در سوره اسراء ايه 59 حاوي نكته اي مهم در يكي از سنتهاي الهي است.

وَمَا مَنَعَنَا أَنْ نُرْسِلَ بِالْآيَاتِ إِلَّا أَنْ كَذَّبَ بِهَا الْأَوَّلُونَ وَآتَيْنَا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَةً فَظَلَمُوا بِهَا وَمَا نُرْسِلُ بِالْآيَاتِ إِلَّا تَخْوِيفًا ﴿۵۹﴾

انصاریان: و [ای پیامبر!] هیچ چیز، ما را از فرستادن معجزات [که همواره مشرکان و کافران خواهانِ آنند] باز نداشت جز اینکه پیشینیان، آن معجزات را تکذیب کردند [و به این سبب نابود شدند؛ واینان هم اگر به سویشان آید، تکذیب می کنند ونابود می شوند.] و به قوم ثمود [ازلابلای سنگ های کوه] ناقه دادیم که معجزه ای روشن بود، ولی به آن ستم کردند [و او را از پا درآوردند وبه عذاب مبتلا شدند] و ما معجزات را جز برای هشدار دادن به مردم نمی فرستیم.

خرمشاهی: و چيزى ما را از فرستادن معجزات باز نداشت مگر [همين امر] كه پيشينيان آن را تكذيب كردند، و به ثمود ماده شترى كه نشانه‏اى روشنگر بود، بخشيديم، ولى در حق آن ستم كردند و ما [اين گونه‏] معجزات را جز براى بيم دادن نمى‏فرستيم‏

در ابتداي ايه منظور از بالايات،چه نوع نشانه هايي است؟مگر پيامبران بعد از صالح،نشانه و معجزه نداشتند؟ بالايات در انتهاي ايه به چه مفهومي است و چه تفاوتي با الايات ابتداي ايه دارد؟


كلمات كليدي:آيات معجزه عذاب نشانه آيه اقتراحي استيصال
rahim Offline
#2 ارسال شده : 1398/08/12 08:24:34 ق.ظ
rahim

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member
تاریخ عضویت: 1390/03/04
ارسالها: 133

5 تشکر دریافتی در 4 ارسال

علامه طباطبايي در تفسير الميزان اينگونه گفته است:

آيه قبلى مى رسانيد كه مردم - كه آخرينشان مثل اولينشان هستند - به خاطر آن غريره فسق وفساد كه در ايشان است مستحق آمدن هلاكت و انواع ديگر عذابهاى شديد هستند، وخداى تعالى هم در باره قريه ها اين سرنوشت را مقرر فرموده كه همه هلاك ويا معذب به عذاب شديد شوند، وهمين معنا باعث شد كه خداى تعالى آياتى كه كفار پيشنهاد مى كنند نفرستد، چون با در نظر گرفتن اينكه آخرين بشر با اولين او يكسانند، وهر چه اولين را وادار به عصيان كرد آخرين را هم وادار مى كند، ونيز با در نظر گرفتن اينكه اولين با آمدن آيات پيشنهادى خود باز كفر ورزيدند اين مساءله وجود دارد كه اينها نيز بعد از ديدن معجره و آيت پيشنهادى خود ايمان نياورند، ودر نتيجه به عذاب هلاك ويا عذاب شديد ديگرى مبتلاشوند، همچنانكه پيشينيان ايشان شدند، و چون خدا نمى خواهد اين امت را به عذاب عاجل وزودرس مؤ اخذه نمايد، لذا آيات پيشنهادى كفار را نمى فرستد.

واگر خواستى بگوكلمه ((منع (( در آيه شريفه معناى ديگرى غير از ((جلوگيرى (( را مى رساند وآن منافات ميان دوامر زير است .

1 - فرستادن آيات پيشنهادى مردم با اينكه امتهاى گذشته آن را تكذيب كرده وآخرين هم راه ايشان را مى روند باعث انقراض واستيصال ايشان مى شود.

2 - ومشيت خدا تعلق گرفته بر اينكه امت اسلام را مهلت دهد. و خداوند از اين منافات كه ميان اين امر است به منع تعبير فرموده .
وشايد به منظور اشعار به همين نكته بوده كه فرستادن آيات را به عبارت ((ارسال (( تعبير فرمود نه به ((ايتاء(( چرا كه ((ايتاء(( به معناى دادن وارسال به معناى فرستادن است ، وهر جا كه به دومى تعبير شود بيانگر اين است كه خود آيات مانند يك فرد با شعور ماموريت دارند.

وما نرسل بالايات الاتخويفا(( - يعنى حكمت در فرستادن آيات ترساندن وانذار مردم بود، حال اگر آن آيت از آياتى باشد كه در دنبال خود عذاب استيصال را دارد تخويف در آن تخويف به هلاكت در دنيا و عذاب آتش در آخرت است ، واگر از آن آيات نباشد تخويف از آنها تخويف وانذار به عقوبت آخرت است .

وبعيد نيست مراد از ((تخويف (( ايجاد خوف ووحشت باشد به اينكه عذاب كمتر از استيصال را به ايشان نشان دهد، وبنابراين تخويف در اين آيه معناى تخوف در آيه ((اوياخذهم على تخوّف فانّ ربّكم لروف رحيم (( را خواهد داشت ،
وبرگشت معناى آيه به اين مى شود كه ما آيات اقتراحى ايشان را نمى فرستيم ، چون نمى خواهيم با عذاب استيصال از بينشان ببريم ، واگر آياتى را مى فرستيم به منظور اين است كه با ايجاد ترس در دلهايشان متوجهشان كنيم ، وآنوقت با ديدن آن از عذابهاى سخت تر بهراسند. اين وجه را به برخى از مفسرين نسبت داده اند.

وبه هر حال معناى آيه اين است كه ما آن آياتى را كه قريش پيشنهاد كردند نفرستاديم ، زيرا اگر مى فرستاديم ايمان نمى آوردند وما هلاكشان مى كرديم ، ولى قضا وخواست ما بر اين شده است كه اين امت را عذاب نكنيم مگر بعد از مدتى مهلت ، واين خصوصيت امت اسلام ، در مواردى از كلام خداى تعالى استفاده مى شود وتنها آيه مورد بحث نيست .

ویرایش بوسیله کاربر 1398/08/18 12:56:23 ق.ظ  | دلیل ویرایش: edit

ali Offline
#3 ارسال شده : 1398/08/13 11:14:17 ق.ظ
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 482

تشکرها: 4 بار
13 تشکر دریافتی در 13 ارسال

از سیاق معلوم بود که درباره پیامبر ص است و مفعول بی واسطه که اینجا محذوف است رسول خداست. همه رسولان با آیات تجهیز می شدند. آیه در لسان قرآن ابزار هدایت است. رسول بی آیه نداریم. پس الایات اینجا خاص است.

در مورد این که مقصود از آیات ،اینجا عذاب باشد، دو مانع هست:
درست است که گاهی عذاب و اهلاک اقوام گذشته واجد وصف نشانگی شمرده شده، مثل "ان فی ذلک لآیه" ها در سوره شعرا، ولی تعبیر "ارسال آیات همراه پیامبر" با تفسیر عذاب سازگار نیست. عذاب همراه پیامبر فرستاده نمی شود بلکه پس از اتخاذ رویکرد تکذیب آیات بر قوم پیامبر نازل می شود.

دوم اینکه جمله و آتینا ثمود الناقه الخ که توضیح با مثال برای ماقبلش است، سنخیتی با عذاب ندارد. صالح به قوم خود می گفت خدایی را بپرستید و باو ایمان بیاورید که "هو انشاکم من الارض"، پدید آوردن موجود زنده از زمین مرده، با ارائه ناقه ای که از سنگ خارج شد به معرض نمایش قوم ثمود درآمد و آیتی از خدای محیی بود.
گرچه "تکذیب آیات" به گفته قرآن منجر به عذاب می گردد. اما خود ناقه فی نفسه عذاب نبود، اگر از روی ایمان واکنش نشان می دادند. مصرف نیمی از آب شرب قبیله توسط ناقه بعد از انکار آن پیش آمد، و توطئه الهی برای اهلاک ثمود بود.

خانم دكتر موسوي
kabir Offline
#4 ارسال شده : 1398/08/20 01:23:27 ب.ظ
kabir

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member
تاریخ عضویت: 1390/11/17
ارسالها: 210

5 تشکر دریافتی در 4 ارسال

۱-بايد به حرف باء در نرسل بالايات توجه كرد چرا نفرمود نرسل الایات؟ به نظر من در اینجا احتمالا صنعت تضمین به کار رفت یعنی این عبارت معنای یک فعل دیگر را در ضمن خود دارد مثل فعل اتی که با حرف باءمتعدی میشود و آیه در اصل چنبن است ما منعنا ان نرسلک و ناتیک بالایات... چیزی مانع ما نشد که تو را بفرستیم و ایات را با تو‌همراه سازیم مگر.... . اگر این معنا درست باشد آنگاه ال در الایات ال عهد است یعنی آیات عذاب است است بقیه آیه نیز معنای روشنی می یابد

ترکیب نرسل بالایات به معنای ارسال نه آیات همراه پیامبر و دال بر پیامبری اوست و نه هم
راه کردن آیات عذاب. بلکه باتوجه به نقش «باء» در این عبارت ، مقصود همراه کردن آیاتی است که در صورت تکذیب آن‌ها لزوماً عذاب نازل خواهد شد.

ناقه صالح نیز شاهد مثال همین معناست. ناقه نشانه صدق ادعای رسالت جناب صالح نبود، چرا که قرآن هرگز چنین آیه‌ یا معجزه‌ای را برای آن جناب تأیید نکرده است. از ظاهر سوره هود هم بر می‌آید که آیهٔ ناقه مدت‌ها پس از آغاز دعوت صالح به آن جناب داده شد و مطابق روایات این آیه در پی درخواست قوم ثمود بود. بنابراین استشهاد به ناقه صالح در آیه مورد بحث در واقع شاهد مثالی برای ارائه آیه اقتراحی است که در صورت تکذیب به عذاب می‌انجامد. در واقع مفاد آیه این است که تنها چیزی که ما را منع کرد که آیات اقتراحی را با تو همراه کنیم یا به تو بدهیم این است که تکذیب این آیات موجب نزول عذاب استیصال (عذابی که ریشه قوم را بر می‌کند) می‌شود چنان که در مورد قوم صالح رخ داد آن ها شتر را که آیه درخواستی خودشان بود تکذیب کردند و شد آن چه شد. بنابراین ای پیامبر ما آیات اقتراحی را به تو نمی‌دهیم بلکه آیاتی که با تو همراه می‌کنیم آیات تنبیهی و تنبهی است. از باب گرفتن قوم به بأساء و ضراء است تا بترسند و به خود بیایند. با توجه به این توضیح روشن می‌شود مقصود از آیات در این آیه عذاب نیست بلکه آیه اقتراحی است که تکذیب آن موجب عذاب می‌شود و استشهاد به ناقه صالح کاملاً مناسب و درست است.

۲- ارتباط ادعای «هو انشاکم من الارض» با خلق ناقه یک فاقد هرگونه دلیل و شاهد و قرینه‌ای است و بیشتر یک برداشت ذوقی است. چرا که انشاء مردم از خاک ادعای همهٔ پیامبران پیش و پس از جناب صالح بوده است. احتمالاً مشرکان قوم صالح هم مانند مشرکان مکه در این امر تردید نداشتند. عبارات قبل از این عبارت چنین است: «یا قوم اعبدوا الله مالکم من اله غیره» (ای قوم خداوند را بپرستید که شما را معبودی جز او نیست. و سپس برای اثبات این که آنان نباید کسی جز خداوند را بپرستند به چیزی استناد می‌کند که مورد قبول خود آن هاست و آن این که «هو انشاء کم من الارض» یعنی معبود شما همان خالق شماست. باید کسی را بپرستید که شما را خلق کرده نه موجوداتی که نقشی در خلقت شما نداشته‌اند. ثانیاً آوردن شتر از دل کوه به هیچ وجه ثابت نمی‌کند که انشاء قوم از زمین بوده است. بلکه باید جناب صالح یک انسان شبیه آنان از زمین بیرون می‌آورد تاآنان ادعای وی را باور کنند نه یک شتر را. خوب اگر من و شما جای قوم صالح بودیم می توانستیم بگوییم شاید خدا حیوانات را آفریده باشد اما ما انسان‌ها را که او نیافریده. ثالثاً اگر سخن شما درست باشد و قوم منکر آن بودند که خداوند آنان را از خاک آفریده است علی القاعده باید این گونه باشد که آنان به انگیزهٔ‌ مچ‌گیری از جناب صالح از آن حضرت خواسته باشند برای اثبات ادعای خود از خدا بخواهد شتری از دل سنگ بیرون بیاورد. در این صورت خلق ناقه مقرون به ادعای نبوت نیست بلکه آیه‌ای اقتراحی است.

اقاي دكتر آرمين
کاربرانی که در حال مشاهده انجمن هستند
Guest
جهش به انجمن  
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن نمی باشید.

قدرت گرفته از YAF 1.9.6.1 | YAF © 2003-2019, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 0.052 ثانیه ایجاد شد.
logo-samandehi