آپارات اينستاگرام لينكداين
logo
پر بازدید ترین عناوین تالار از ابتدا: ایه 59 سوره احزاب(حجاب):زنان مسلمان،جلباب(روپوش) رابه بدن خود نزدیک کنند تا مورد اذیت قرار نگیرند (تعداد مشاهده:53817)    اوقات نماز های یومیه در قران (تعداد مشاهده:44149)    عسل شفا بخش همه مردم-ایه 69سوره نحل (تعداد مشاهده:34396)    آيات 11تا 13 حجرات:برادران ایمانی هم رامسخره نکنید.بدگمان نباشید.غیبت نکنید.تجسس نکنید (تعداد مشاهده:29092)      پر بازدید ترین عناوین سه ماه گذشته: تدبر و فهم سوره مرسلات:واي بر مكذبين    تدبر و فهم سوره تكوير:منظور از حشر وحوش چيست؟ درس و مفهوم ايات سوره اذاالشمش كورت    تدبر و فهم سوره مطففين:كم گذاشتن از حقوق مردم،تمسخر مومنان و افسانه خواندن آيات:ناشي ازانكارمعاد    دانلود فايل پي‌دي‌اف تدبر در سوره هاي مرحله اول نزول شامل درس سوره ها،نكات مهم و كلمات كليدي       آخرین رویداد تالار: اپلیکیشن تنزیل با امکانات جدید، مناسب برای هر ایرانی علاقه‌مند به قرآن      

توجه

Icon
Error

2 صفحه12>
farhang Offline
#1 ارسال شده : 1395/10/17 01:00:53 ب.ظ
سید کاظم فرهنگ

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/02/31
ارسالها: 539
Iran (Islamic Republic Of)

26 تشکر دریافتی در 18 ارسال
تفسیر قران -تفسیر و ترجمه فارسی سوره نسا-سوره نسا ایه 34-زدن زنان در سوره نسا-قوام بودن مردان بر زنان-


به نام خدا

سوره نسا از سوره های مدنی است که پس از سوره های بقره و ال عمران و پیش از سوره های نور و احزاب نازل شده است.

این سوره شامل احکام خانوادگی و اجتماعی و بیان روابط مسلمانان با کفار،اهل کتاب و منافقین میباشد.

فراز اول آیات 1-10


از محورهای اصلی این فراز توصیه به حفظ حقوق یتیمان است.

کلمه یتامی ،14بار در قران بکار رفته که 8 بار ان در سوره نسا و از این میان،4بار در ایات 1-10 بکار رفته که نشان دهنده محوری بودن این موضوع در این سوره بویژه در فراز نخست سوره میباشد.


آیه 1:ای مردم از پرودگارتان که همه شما را از یک نفس خلق کرده ،پروا کنید. ازخدا و ارحام و خویشان نسبی خود پروا کنید.

از اینجا وظایف اولیا و سرپرستان نسبت به یتیمان در 12 مورد بیان میشود

آیه 2: 1- عین اموال یتیمان را (شما که سرپرست انها هستید) به خودشان بدهید

2- و مال نامرغوب را با مال طیب انها عوض نکنید.و

3- مال انها را نخورید(به اموال خودتان ملحق نکنید)که گناه بزرگی است.
آیه 3: 4- اگر میترسید (احتمال میدهید و نه اینکه اطمینان دارید) که قسط وعدل را در (ازدواج با)یتیمان رعایت نکنید،با دو ،سه یا چهار زن(دیگر) که بر شما پاک وحلال هستند ازدواج کنید .

بیان نکاتی خارج از موضوع یتیم ، در خصوص ازدواج
{اما اگر ترس ان دارید که (در میان این زنان هم )به عدالت رفتار نکنید پس تنها با یک زن یا کنیزانتان (که لزومی به رعایت عدالت در تقسیم و هم بستری با انها نیست) ازدواج کنید.این توصیه ها برای ان است که ستم نکنید.
آیه 4 : ومهریه (زنانی که با انها ازدواج کردید) را به خوشی بدهید .اگر خودشان با رغبت ،چیزی از مهریه را بخشیدند،(منعی ندارد)و انرا گوارا دریافت کنید.}

آیه 5: 5-اموال را به افراد(یتیم) سفیه (سست عقل) ندهید.(بلکه خوتان اختیار اداره ان اموال را عهده بگیرید)-چرا که این اموال را خدا وسیله قوام زندگی شما قرارداده (و نباید تلف شده یا بی استفاده بماند)-

6-(با اداره مدبرانه اموال یتیمان سست عقل) مخارج زندگیشان را تامین کنید و خوراک وپوشاک شان دهید.

7-با انها به نیکویی سخن بگویید.

آیه 6: 8- یتیمان را بیازمایید تا در صورت برخورداری از شرایط زیر،اموالشان را به انها برگردانید
سلامت عقلی(که از ایه قبل استفاده شد) رسیدن به حد ازدواج (رشد جسمی )و رشد عقلی(تدبیر معاش )

9-مبادا اموال انها را قبل از انکه بزرگ شوند(واموالشان را مطالبه کنند )به اسراف و با شتاب بخورید (و مصرف نمایید)

10- وبرای حق سرپرستی انها،اگر غنی هستید از اجرت گرفتن ،خودداری کنید و اگر فقیر و نیازمند هستید،به مقدار متعارف (از مال یتیم ) بردارید.

11- و هنگام تحویل اموال به انها،شاهد بگیرید.

آیه 7: 12-نفی یک سنت غلط:هم مردان و هم زنان(یتیم وغیر یتیم) از ماترک والدین و خویشان ارث می برند چه کم باشد چه زیاد.

(به بهانه کم بودن ما ترک یا جنسیت ،فرزتدان یا دختران و زنان یتیم شده را از ارث و حق مسلم انها محروم نکنید)

بیان نکته ای خارج از موضوع یتیم در خصوص تقسیم ارث:

{آیه 8:در هنگام تقسیم ارث ،اگر خویشاوندان غیر وارث و یتیمان و مساکین حاضر شدند(مطلع شدند و انتظاری از این ارث داشتند)، انها را هم برخوردار سازید(چیزی به انها بدهید) و با نیکویی و متعارف با انها سخن بگویید(انها را نرانید با سخنان درشت و کنایه امیز)}

نکته:همان طور که انسانها در زمان حیات خود،علاوه بر رفع حوایج خود وخانواده، باید به فکر بستگان و مساکین و فقرا باشند و از اموال خود انها را بهر ه مند کنند،وراث هم باید در تقسیم ارث چنین کنند.

خداوند برای اینکه اثربخشی و ضمانت اجرایی این توصیه ها نسبت به یتیمان را بیشتر سازد،ابتدا در ایه 9 توصیه ای وجدانی میکند و سپس در ایه 10 از عاقبت مجازات اخروی این کار انذار میکند:

آیه 9:( وجدان همه افراد را مخاطب خود میکند که )اگراز اینده فرزندان ضعیف خود پس از مرگتان بیم دارید (و نگران ضایع شدن حق و حقوق انها بعد از خود هستید)پس الان هم (در مورد یتیمانی که سرپرست انها هستید) از خدا پروا کنید و حقوق انها را بدرستی ادا نمایید.و سنجیده و محکم سخن بگویید.

نکته :از ایه 5 تا ایه 9 سه بار راجع به درست سخن گفتن تاکید شده است. که دوبار ان نسبت به یتیمان و یک بار نسبت به یتیمان و مساکین و خویشاوندان بکار رفته است. که این امر اهمیت زیاد نحوه سخن گفتن و نرنجاندن یتیمان و سایرین را در قران می رساند.

آیه 10:همانا کسانی که اموال یتیمان را به ستم می خورند(حقوق انها و توصیه های فوق الذکر را رعایت نکنند) در واقع اتش را به شکم های خود وارد میکنند و در اتشی شعله ور وارد خواهند شد.

درس فراز اول سوره نسا:ایات 1-10: تاکید زیاد بر رعایت حقوق مالی یتیمان و سخن گفتن نیکو با انها



کلمات کلیدی:تفسیر سوره نسا زنان مردان یتیم
سیدکاظم فرهنگ
farhang Offline
#2 ارسال شده : 1395/11/02 08:07:03 ب.ظ
سید کاظم فرهنگ

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/02/31
ارسالها: 539
Iran (Islamic Republic Of)

26 تشکر دریافتی در 18 ارسال
فراز دوم سوره نساء:آیات 11-14

این فراز به بیان احکام ارث اختصاص دارد

آیه 11:به بیان احکام ارث فرزندان و والدین می پردازد:

خداوند به شما درباره فرزندانتان سفارش مى ‏كند
1-سهم پسر همانند سهم دو دختر است

2-و اگر دو دختر و بيشتر باشند سهم آنان دو سوم ماترك است

3-و اگر [دخترى كه ارث مى ‏برد] يكى باشد نيمى از ميراث از آن اوست

4-و براى هر يك از پدر و مادر وى [متوفى] يك ششم از ماترك [مقرر شده] است اين در صورتى است كه [متوفى] فرزندى داشته باشد

5-ولى اگر فرزندى نداشته باشد و [تنها] پدر و مادرش از او ارث برند براى مادرش يك سوم است

6-و اگر او برادرانى(یا خواهرانی) داشته باشد مادرش يك ششم مى ‏برد

[البته همه اينها]پس از انجام وصيتى است كه او بدان سفارش كرده يا ادای دیون(و قرض ها ست كه بايد اول ،از ماترک کسر و پرداخت شود)

شما نمى دانيد پدران و فرزندانتان كدام يك براى شما سودمندترند [اين] فرضى است از جانب خدا زيرا خداوند داناى حكيم است

نکته1-:ایه در خصوص سهم پدر در دو حالت اخیر(5و6) ساکت است.برخی مانند تفسیر المیزان و الفرقان بر این نظرند که سهم پدر همواره همان یک ششم است.اما برخی مفسران و نیز فقها معتقدند که در این حالت ،باقی مانده ارث ،سهم پدر است یعنی دو سوم یا پنج ششم. که باتوجه به تاکید منحصر بودن وراث به ابوین در متن آیه، و نیز منطق قران در تقسیم ارث زنان و مردان ،نظر دوم صحیح تر به نظر میرسد.

نکته2:در حالت اخر که اگر متوفی،دارای اخوه باشد،اکثر مفسران اخوه را فقط به براداران (دو برادر یا معادل ان یعنی چهار خواهر یا یک برادر و دو خواهر) تعبیر کرده اند.اما تفسیر الفرقان با توجه به کاربرد اخوه در ایه 176 همین سوره و نیز جمله معروف انما المؤمنون اخوة ،اخوه را شامل خواهران تنها نیز میداند .با توجه به مفهوم ایه که بعلت وجود اخوه،سهم مادر را کمتر و سهم پدر را بیشتر میکند و نیز ایه 176، نظر دوم یعنی شمول هم خواهران و هم برادران صحیح تر است.

نکته3:تقسیم ارث و محاسبه ماترک متوفی،پس از کسر میزان دیون و قرض های او و نیز وصایای او(حداکثر در یک سوم مال) است.


آیه 12 :به بیان ارث بری زن وشوهر از یکدیگر می پردازد:

1- ارث شوهر:و نيمى از ميراث همسرانتان از آن شما [شوهران] است اگر آنان فرزندى نداشته باشند و اگر فرزندى داشته باشند يك چهارم ماترك آنان از آن شماست [البته] پس از انجام وصيتى كه بدان سفارش كرده‏ اند يا دينى (كه بايد کسر شود)

2-ارث زن:و يك چهارم از ميراث شما براى آنان (زنان) است اگر شما فرزندى نداشته باشيد و اگر فرزندى داشته باشيد يك هشتم از ميراث شما برای ايشان خواهد بود [البته] پس از انجام وصيتى كه بدان سفارش كرده‏ ايد يا د ينى (كه بايد کسر شود)

3-و اگر مرد يا زنى كه از او ارث مى ‏برند كلاله باشد و براى او برادر يا خواهرى باشد پس براى هر يك از آن دو يك ششم [ماترك] است و اگر(تعداد) آنان بيش از اين باشند در يك سوم [ماترك] مشاركت دارند [البته] پس از انجام وصيتى كه بدان سفارش شده يا د ينى كه [بايد استثنا شود به شرط آنكه از اين طريق] زيانى [به ورثه] نرساند

اين است‏ سفارش خدا و خداست كه داناى بردبار است

نکته 4:در اخرین ایه سوره نسا یعنی ایه 176 نیز به میراث کلاله اشاره شده و در آنجا سهم بیشتری برای خواهر و برادر قایل شده است.
برخی مفسران،ایه اخر را که سهم بیشتری معین کرده، مخصوص برادران و خواهران والدینی(دارای پدر ومادر مشترک) و برادر وخواهر پدری دانسته اند و ایه 12 را مخصوص خواهر و برادر مادری.البته مرحوم ایت الله تهرانی ،خواهر و برادر پدری را مانند خواهر و برادر مادری میداند و مصداق ایه 12.و مصداق ایه 176 را تنها خواهر و برادر والدینی میداند.

البته از ظاهر ایه ،این تفکیک ها قابل استنباط نیست.تنها تفاوت ظاهری آیه 176 تاکید بر فرزند نداشتن متوفی است (لَيْسَ لَهُ وَلَدٌ) که در ایه 12 این تاکید وجود ندارد. با توجه به بیان تعاریف متفاوت از کلاله ،به نظر میرسد آیه 12 شرایط ارث رسیدن به خواهر و برادر در صورت وجود فرزندان متوفی و فقدان والدینش را بیان میکند که همان سهم یک سوم والدین به خواهران و برداران میرسد.اما در آیه آخر میزان ارث را در شرایط عدم وجود فرزند و والدین متوفی بیان می کند که در این صورت سهم بیشتری (ودر صورت عدم وجود همسر،همه ماترک)به خواهر و برادر می رسد.

آیات 13 و14:این احکام،خدود خداست.هر کس از خدا ورسولش اطاعت کند وارد بهشت میشود و واجد کامیابی عظیم.
اما هرکس از خدا ورسولش سر پیچی کند و از خدود خدا تجاوز کند وارد اتش میشود و عذابی خوارکننده خواهد داشت.

درس این فراز: احکام تقسیم ارث با اولویت اولوالارحام و نزدیکان خانواده وکسر دیون و وصایا، بعنوان حدود الهی باید مراعات شود.

سیدکاظم فرهنگ
farhang Offline
#3 ارسال شده : 1395/11/29 04:29:35 ب.ظ
سید کاظم فرهنگ

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/02/31
ارسالها: 539
Iran (Islamic Republic Of)

26 تشکر دریافتی در 18 ارسال
فراز سوم سوره نساء آیات 15-18

فراز دوم سوره نساء یعنی ایات 11-14 ،به احکام ارث در خانواده تعلق داشت ایه 19 هم به ارث و سپس نکات دیگر زندگی زناشویی می پردازد .لذا ایات 15-18 به نوعی پرانتزی یا معترضه هستند. یعنی شما میتوانید آیه 14 و 19 را پشت سرهم بخوانید بدون اینکه نقصی در محتوای این ایات پیش آید. در آیه 19 به استثنای "الا ان یاتین بفاحشه مبینه" از حکم "لا تعضلوهن لتذهبوا ببعض ما اتیتموهن" در خصوص همسران اشاره کرده است.
ایه 15 که با "واللاتی یاتین الفاحشه" شروع میشود در واقع به بیان روش اثبات فاحشه مبینه و حکم این زنان پرداخته است.

-بیان راه مواجهه با زنای زنان شوهردار:

اگر همسرانتان مرتکب زنا شدند (انها را به قانون بسپارید) اگر چهار شاهد علیه انها گواهی دادند،انها را در خانه ها نگهدارید تا بمیرند یا توبه کنند (یا به هر علت دیگری ،دست از این کار بردارند)آیه 15

-بیان راه مواجهه با زنای زن و مرد مجرد:
{و اگر مرد و زن مجردی مرتكب زنا مى ‏شوند، آزارشان دهيد
پس اگر توبه كردند و درستكار شدند از آنان صرفنظر كنيد زيرا خداوند توبه‏ پذير مهربان است.آیه 16 }

-بیان شرایط توبه:
{ توبه نزد خداوند تنها براى كسانى(پذیرفته) است كه از روى نادانى مرتكب گناه مى‏شوند سپس به زودى توبه مى‏كنند اينانند كه خدا توبه‏شان را مى ‏پذيرد و خداوند داناى حكيم است آیه 17

و توبه كسانى كه گناه مى‏كنند تا وقتى كه مرگ شان فرا برسد و مى‏گويد اكنون توبه كردم پذيرفته نيست و [نيز توبه] كسانى كه در حال كفر مى‏ ميرند پذيرفته نخواهد بود آنانند كه برايشان عذابى دردناك آماده كرده ‏ايم آیه 18}

تفسیر و تبیین مبسوط دو آیه 15 و16 قبلا بیان شد.

برای مطالعه مقاله مجازات زنا در قران کلیک کنید.

از نکات قابل توجه در این فراز میتوان موارد زیر را یرشمرد:

-روش اثبات جرایمی که مجازات سنگین دارند و به حیثیت فرد در جامعه لطمه میزند،ضابطه ای سخت دارد.

-مجازات هر فردی باید توابع ضوابط و قوانین تشریع شده باشد و نه خودسرانه و تابع سلایق

-در گناهانی که ظهور و نمایان شدن ان در جامعه،باعث شیوع ،تحریک وتشویق دیگران واز بین رفتن قبح ان منکر میشود،بسته مجازات باید طوری طراحی شود که پیش گیرانه و بازدارنده و ضمنا گام به گام باشد.

-مواجهه و مجازات گناهگار و مجرم مبتدی،متفاوت از مجرمان مصر و حرفه ایست.در نخستین ارتکاب ،رویکرد غالب در مواجهه باید تنبه امیز و با هدف بازگشت و توبه فرد خاطی باشد.هفت بار استفاده از کلمات و افعال ریشه تاب(توبه) در سه ایه 16-18 موید این امر است.

-از شرایط توبه جهالت یا غفلت و پشیمانی به موقع است.همان طور که خداوند توبه این افراد را میپذیرد،مومنان نیز باید این چنین باشند.

درس این ایات را میتوان این گونه بیان کرد:بیان احکام مجازات زنا و شرایط پذیرش توبه

ویرایش بوسیله کاربر 1395/11/29 08:51:42 ب.ظ  | دلیل ویرایش: edit

سیدکاظم فرهنگ
farhang Offline
#4 ارسال شده : 1395/11/29 04:32:07 ب.ظ
سید کاظم فرهنگ

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/02/31
ارسالها: 539
Iran (Islamic Republic Of)

26 تشکر دریافتی در 18 ارسال
فراز چهارم آیات 19-21

آیه19
اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد براى شما حلال نيست كه زنان را به اكراه ارث بريد و آنان را زير فشار مگذاريد تا بخشى از آنچه را به آنان داده ‏ايد [از چنگشان به در] بريد مگر آنكه مرتكب زشتكارى آشكارى شوند و با آنها بشايستگى رفتار كنيد و اگر از آنان خوشتان نيامد پس چه بسا چيزى را خوش نمى‏ داريد و خدا در آن مصلحت فراوان قرار مى ‏دهد {19}

نکات:

-در جمله " ان ترثوا النساء کرها" برخی مفسران انرا ناظر به سنت جاهلی در به ارث بردن همسران مرد متوفی توسط سرپرست جدید خانواده دانسته اند.با توجه به عام بودن آیه،علاوه بر مورد فوق،هرگونه ارث بردن به اجبار و کراهت از زنان(چه خودشان را و چه اموالشان را ،چه مستقیم و چه غیر مستقیم و با تمهیدات و زمینه چینی )حرام است.

-در جمله"ما اتیتموهن"نیز با توجه به آیه 3 همین سوره که " واتوا النساء صدقاتهن نحله"منظور مهریه همسران است.لذا منظور این است که بر زنان خود (چه در طول زندگی و چه در جریان طلاق)سخت نگیرید(تحت فشار نگذارید)که از بخشی یا کل مهریه خود صرف نظر کرده و انرا پس گیرید.

-قاعده فوق یعنی سخت گیری نکردن بر زنان برای صرف نظر کردن از مهریه،یک استثنا دارد و ان هنگامی است که مرتکب فاحشه مبینه شوند.عبارت "فاحشه مبینه" غیر از این ایه در دو ایه دیگر از قران به کار رفته است.در سوره احزاب ایه 30 راجع به مضاعف شدن عذاب همسران پیامبر درصورتیکه فاحشه مبینه بیاورند.در سوره طلاق آیه 1 هم به منع اخراج زنان مطلقه از خانه در دوران عده مگر انکه فاحشه مبینه مرتکب شوند. در تفسیر پرتوی از قران ،گفته است فاحشه مبینه همان است که به شهود یا اقرار تبیین شده باشد.
در این ایه نیز با توجه به ایات قبلی،منظور عمل زنای اثبات شده است.

-جمله عاشروهن بالمعروف نیز بر ایجاد روابط خوب و معروف با زنان تاکید میکند حتی اگر از انها کراهت دارید یا کاملا مورد پسند و رضایت شما نیستند.چه بسا در ورای کراهتی که شما احساس می کنید،خدا خیر بیشتری در آن قرار داشته باشد.شاید منظور ان است که در همان گام اول بروز تعارض ها و نا پسندی ها،به سراغ طلاق نروید.

آیه 20و21:

در ادامه ایه قبل که اگر از زنی کراهت داشتید و علیرغم صبر و تلاش برای سازگاری ،تصمیم به ترک او و ازدواج با زن دیگری گرفتید،نباید از مهریه او حتی اگر زیاد باشد،مقداری بازستانید. چرا که پس گرفتن بخشی از مهریه ملازم بهتان و اتهام به زن و نیز گناهی آشکار است.
عدل و انصاف نیست که از مهریه چیزی پس بگیرید در حالیکه با هم همبستر شدید و هنگام عقد ازدواج، بر ادای این مهریه پیمان بسته اید.

درس این فراز :بیان توصیه ها و الزاماتی برای مردان در رعایت حقوق زنان وهمسران شان.

فراز بعد به بیان محارم در ازدواج می پردازد.

ویرایش بوسیله کاربر 1395/11/29 08:50:55 ب.ظ  | دلیل ویرایش: edit

سیدکاظم فرهنگ
farhang Offline
#5 ارسال شده : 1395/12/15 10:11:41 ب.ظ
سید کاظم فرهنگ

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/02/31
ارسالها: 539
Iran (Islamic Republic Of)

26 تشکر دریافتی در 18 ارسال
به نام خدا

آیات 22 تا 28 سوره نساء

در این فراز خداوند ضمن بیان مباحثی از احکام ازدواج ، ابتدا زنانی که ازدواج با انها حرام است، را نام میبرد:

1-همسران پدران تان (که مادر شما هم نیستند.)
2-مادرانتان
3- و دخترانتان
4- و خواهرانتان و
5- عمه‏ هايتان و خاله هايتان و
6- دختران برادر و دختران خواهر
7-و مادرهايتان كه به شما شير داده‏اند و خواهران رضاعى شما
8-و مادران زنانتان و دختران همسرانتان }كه[آن دختران] در دامان شما پرورش يافته‏اند{ و با آن همسران همبستر شده‏ ايد پس اگر با آنها همبستر نشده ‏ايد بر شما گناهى نيست (که ازدواج کنید با ایشان)
9-و زنان پسرانتان كه از پشت‏خودتان هستند
10-و ازدواج همزمان با دو خواهر
11-زنان محصنه (شوهردار) جز آنها که مالک شده اید (که توضیح بیشتر آن در آیه بعد بیان شده است)

ازدواج با سایر زنان بر شما حلال است که با اموالتان آنها را طلب کنید(مهریه ازدواج با انها را بپردازید ) پاکدامنانه نه ناپاک.

سپس اشاره کوتاهی به متعه یا ازدواج موقت میکند که هرگاه از زنان با متعه کام گرفتید،اجرت شان را به عنوان امری واجب بپردازید البته اگر بعدا هم روی کاهش یا افزایش مبلغ ،توافق جدیدی کردید بلامانع است.

نکات:

1-در سوره های مکی چون مومنون و معارج،امیزش جنسی مومنان فقط با دو گروه مجاز اعلام شده بود:همسران وکنیزان فرد
در اینجا دایره زنان مجاز برای ازدواج و همسر شدن را بیان میکند.

2- غیر از 11 دسته از زنان که در این سه آیه بعنوان "محارم برای ازدواج" شمرده شده اند،تاکید شده که ازدواج با سایر زنان بصورت کلی مجاز است. اما این زنان غیر محارم در برخی مواقع و شرایط خاص نیز مجاز به ازدواج با مومنین نیستند که در ایات دیگر قران بیان شده است مثلا اگر مومن نباشند یا زنای انها اثبات شده باشد یا در دوران عده باشند. شرط ایمان در ایه 221 سوره بقره و 5سوره مائده بیان شده است:

وَلاَ تَنكِحُواْ الْمُشْرِكَاتِ حَتَّى يُؤْمِنَّ وَلأَمَةٌ مُّؤْمِنَةٌ خَيْرٌ مِّن مُّشْرِكَةٍ وَلَوْ أَعْجَبَتْكُمْ وَلاَ تُنكِحُواْ الْمُشِرِكِينَ حَتَّى يُؤْمِنُواْ وَلَعَبْدٌ مُّؤْمِنٌ خَيْرٌ مِّن مُّشْرِكٍ
و با زنان مشرك ازدواج مكنيد تا ايمان بياورند قطعا كنيز با ايمان بهتر از زن مشرك است هر چند [زيبايى] او شما را به شگفت آورد و به مردان مشرك زن مدهيد تا ايمان بياورند قطعا برده با ايمان بهتر از مرد آزاد مشرك است هر چند شما را به شگفت آورد بقره{221}

الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ ...وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الْمُؤْمِنَاتِ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ وَلاَ مُتَّخِذِي أَخْدَانٍ {5}

امروز چيزهاى پاكيزه براى شما حلال شده و ...[بر شما حلال است ازدواج با] زنان پاكدامن از مسلمان و زنان پاكدامن از كسانى كه پيش از شما كتاب [آسمانى] به آنان داده شده به شرط آنكه مهرهايشان را به ايشان بدهيد در حالى كه خود پاكدامن باشيد نه زناكار و نه آنكه زنان را در پنهانى دوست‏خود بگيريد {5}

3-از تفاوتهای ازدواج (مخصوصا ازدواج موقت) با زنا در نیت طرفین است.
اضافه کردن محصنین غیر مسافحین به جمله تبتغوا باموالکم ،بیانگر این تمایز است. در ایه بعد ،حتی شرط "ولا متخذات اخدان"(غیر رفیق باز) برای زنان و در ایه 5 مائده برای مردان نیز ذکر شده است.لذا در ازدواج ،باید نیت و هدف از این رفتارها؛ برقراری رابطه زوجیت و همسری (ونه زنا یا روابط دوستانه)باشد که طرفین با پذیرش عقد زناشویی،با مهر معلوم(و زمان معلوم در ازدواج موقت)خود را مقید و ملزم به مقدمات و موخرات این پیمان میکنند.

آیه 25:تبصره و راه حلی جهت رفع مشکل جوانان کم بضاعت:

و هر كس از شما از نظر مالى نمى ‏تواند زنان آزاد با ايمان را به همسرى [خود] درآورد
پس با کنیزان جوانسال با ايمان تحت مالکیت مسلمانان [ازدواج كند]
و خدا به ايمان شما داناتر است [همه] از يكديگريد پس آنان را با اجازه صاحب شان به همسرى [خود] درآوريد
و مهرشان را به طور پسنديده به آنان بدهيد [در حالیکه] پاكدامن باشند زناكار و دوست‏گيران پنهانى نباشند
پس چون ازدواج کردند اگر مرتكب فحشا شدند پس بر آنان نيمى از عذاب [=مجازات] زنان آزاد است
اين [پيشنهاد زناشويى با كنيزان] براى كسى از شماست كه از مشقت افتادن به گناه بيم دارد و صبر كردن براى شما بهتر است و خداوند آمرزنده مهربان است {25}

نکات:

1-این آیه حالت تخفیف و تسهیل شرایط برای ازدواج جوانان کم بضاعت است و بیان کننده شرایط بخشی از افراد جامعه است نه اینکه بخواهد شروط ازدواج با کنیزان را بیان کند.طبعا جوان ازاد باایمان،ترجیح میدهد با زن عفیف مومنه ازدواج کند اما اگر شرایط مالیش مساعد نبود یا دختر مومنه ای نبود،ونتواند به تجرد خود ادامه دهد،خدا راه ازدواج با کنیز مومن پاکدامن را مجاز کرده است.

2-جواز این ایه، ازدواج با کنیزان دیگران است و نه کنیزان خود فرد.زیرا اولا کنیز فرد که تحت مالکیت اوست و نیازی به عقد ازدواج ندارد.و ثانیا داشتن کنیز نشانه تمکن است و حال انکه خطاب ایه به افراد بی استطاعت است.ثالثا آیه شرط اجازه از صاحب کنیز را بیان کرده است.

3-مفسران، جمله والله اعلم بایمانکم را دال بر کفایت رویت نشانه های ظاهری ایمان این کنیزان دانسته واینکه نیازی به حصول اطمینان ازایمان باطنی انها نیست. این جمله منطبق با سیاق است اما در این صورت ،همانند سوره ممتحنه مناسب بود "والله اعلم بایمانهن "ذکر شود.

4-مطابق آیه 33 سوره نور اگر کنیزان ،مایل به حفظ پاکدامنی هستند اما تحت اجبار ارباب به فحشا تن میدهند،مجازاتی ندارند.اما کنیزانی که با اجازه مالک خود ،به ازدواج فرد دیگری درامده اند،چون حالت نیمه ازاد دارند(یعنی نه مانند سایرین ازاد هستند و نه مانند سایر کنیزان غیر مزدوج،مجبور به فحشا هستند یا امکان ارتباط جنسی با فرد دلخواه خود را ندارند)مجازات انها نصف زنان ازاد است (که در ایه 15 و سوره نور بیان شد)

5-با توجه به اینکه این کنیز هم چنان تحت مالکیت ارباب خود است و این ازدواج،دارای مشکلاتی نسبت به ازدواج با زنان ازاد است ،خدواند فرموده این ازدواج برای کسانی است که بیم مشقت و گناه دارند و اگر صبر کنید بهتر است.
در ایه 33 سوره نور هم خداوند به کسانی که به هیچ نوع ازدواجی دسترسی ندارند،توصیه به صبر و خویشتنداری نموده است.
ولیستعفف الذین لایجدون نکاحا حتی یغنیهم الله من فضله

آیات28-26:بیان هدف تشریع این احکام:خداوند میخواهد برای شما (احکام و رفتار صحیح)را تبیین کند و به سنتهای (اصیل و غیر منحرف) هدایت کند (تا با پرهیز از رفتار غلط و گناه) خدا به شما رو کند و گناهانتان را بیامرزد.خدا میخواهد که برشما ببخشاید اما کسانی که از شهوات تبعیت میکنند میخواهندشما منحرف شوید.خدا میخواهد بر شما اسان گیرد.و انسان ضعیف افریده شده است.

درس این فراز:بیان محارم واحکامی از ازدواج دائم،موقت وازدواج با کنیزان
سیدکاظم فرهنگ
farhang Offline
#6 ارسال شده : 1395/12/27 06:19:13 ب.ظ
سید کاظم فرهنگ

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/02/31
ارسالها: 539
Iran (Islamic Republic Of)

26 تشکر دریافتی در 18 ارسال
به نام خدا

تفسیر خلاصه آیات 29-33 سوره نسا:

آیات 31- 29:ای مسلمانان اموال تان را بین خود به ناروا نخورید(متصرف نشوید). مگر آنكه داد و ستدى با رضایت يكديگر [انجام گرفته] باشد {و خودتان را مكشيد .همانا خداوند نسبت به شما رحیم است. و هرکس از روی تجاوز و ستم این کار راکند(قتل نفس) بزودی او را به اتش در می اوریم که این کار بر خدا اسان است.اگر از گناهان کبیره ای که از انها نهی شده اید،اجتناب کنید بدیها و گناهان صغیره را می پوشانیم وشما را به جایگاهی کریم وارد می کنیم.}

ایات قبل ،به مباحث خانواده تعلق داشت . این ایه به بحث مالی و قتل نفس اشاره کرده است.

در سوره نسا مجموعا لغت اموال 14 بار بکار رفته که از کل 61 مورد استعمال ان در قران،حدود 23 درصد در این سوره قرار دارد.
این نکته میرساند که یکی از محورهای مهم این سوره ،توصیه ها و احکام مالی در خانواده و اجتماع می باشد.

احکام سلبی مالی یا موارد نهی شده در کسب و مصرف اموال که در این سوره به آن اشاره شده عبارتست از:

1-اموال یتیمانی(که سرپرست انها هستید)را با اموال خود مخلوط و مصرف نکنید.

2-اموال تان را به افراد سفیه و نادان نسپرید.

3- نهی از صرف وتصرف مال به باطل

4-نهی از انفاق اموال بخاطر ریا و جلب نظر مردم

5-نهی از گرفتن ربا

6-نهی از بخل و کتمان نعمتهای داده شده به فرد

7- نهی از تجاوز از حدود الهی در سهم الارث

احکام ایجابی مالی یا موارد مثبت و توصیه شده کسب و صرف اموال در این سوره عبارتست از:

1-ازدواج و مهریه زنان

2-دادن نفقه زن و فرندان

3-انفاق مال

4-جهاد و کوشش در راه خدا با مال و جان

5- تجارت و داد وستد مرضی الطرفین

6-احسان به خویشان و مساکین و همسایگان

7-دادن زکات

با توجه به موارد بالا و نیز رجوع به عرف جامعه،مشخص است که قسمت عمده ای از مصرف مال در خانه و خانواده است و لذا ایه 29 نیز با موضوع خانواده که در ایات قبل و بعد مطرح است،مرتبط بوده و از اکل و تصرف باطل در مال پرهیز داده است.

البته با توجه به اینکه قبل و بعد این ایه موضوع ارث هم مطرح بود،این ایه را میتوان به نهی از تصرف باطل در ارثیه هم مرتبط دانست.


نکته ها:-در ایه 161 همین سوره نیز بیان میکند که یهودیان نیز از اکل مال به باطل منع شده بودند اما مراعات نکردند.

-جمله لا تاکلوا اموالکم بینکم بالباطل در ایه 188 سوره بقره نیز عینا تکرار شده است.

(جهت مطالعه تفسير آيه فوق و تعاريف و مصاديق اكل مال به باطل به لينك هاي زير مراجعه نماييد.

ايه 188 بقره:منع رشوه و اكل مال باطل

قاعده اكل مال باطل چيست؟

جمله ولاتقتلوا انفسکم هم به نهی از خودکشی دلالت دارد و هم نهی از دیگر کشی.

در سوره های مکی ،یک بار در سوره اسرا از قتل نفس(و لا تقتلواالنفس التی حرم الله) و نیز قتل اولاد (ولا تقتلوا اولادکم) نهی شد و یک بار هم در سوره انعام همین دو نهی تکرار شده است.
در همین سوره نسا هم در ایات 92 و 93 به ترتیب مجازات قتل غیر عمد و قتل عمد مطرح شده است.ایه 93 مشابه ایه 30 جزای قتل عمد را خلود در جهنم بیان کرده است.

با توجه به جمله ان الله کان بکم رحیما در انتهای ایه و موضوع اکل مال در ابتدای ایه،میتوان جمله و لاتقتلوا انفسکم را نهی از خودکشی بدلیل مسایل مالی دانست.

ایه 31:
در واقع ایه 30 جزای انجام گناه بزرگ قتل را بیان کرد(و من یفعل ذلک) و ایه31 پاداش ترک آن و همه گناهان کبیره را.( ان تجتنبوا)
اجتناب از کبایر در دو سوره مکی شوری و نجم نیز بیان شده است.در سوره نجم ، سیئات صغیره را با لمم نام برده است.الذین یجتنبون کبائر الاثم و الفواحش الا اللمم.

در تعریف گناهان کبیره و صغیره،نظرات متفاوتی ارایه شده که المیزان به 10 نظر متفاوت اشاره کرده و انها را نقد نموده است.با توجه به استعمال لغت کبایر به همراه فواحش در دو سوره نجم و شوری، میتوان گفت کبایر گناهانی هستند که زشتی انها آشکار و نهی از انها در قران نیز صریح و مکرر است.

نکته ظریف این ایه استفاده از لفظ اجتناب است و نه انجام ندادن. مفسران معتقدند اجتناب یعنی اینکه کسی امکان و قدرت انجام کاری را داشته باشد اما صرف نظر نماید.

نکته:به نظر میرسد جملات حدفاصل "ولا تقتلو انفسکم "در آیه 29 تا "مدخلا کریما "در ایه 31 پرانتزی یا معترضه بوده و مجددا در ایه 32 و 33 موضوعات مالی و ارث ادامه می یابد.


آیه 32: و آنچه را خداوند به [سبب] آن بعضى از شما را بر بعضى [ديگر] برترى داده آرزو مكنيد براى مردان از آنچه كسب كرده‏اند بهره‏اى است و براى زنان [نيز] از آنچه كسب كرده‏اند بهره‏اى است و از فضل خدا درخواست كنيد كه خدا به هر چيزى داناست
آیه 33:و برای هر کسی از آنچه پدر و مادر و خويشاوندان و كسانى كه [با آنان] پيمان بسته‏ايد بر جاى گذاشته‏اند وارثانى قرار داده‏ايم پس نصيبشان را به ايشان بدهيد زيرا خدا همواره بر هر چيزى گواه است

این دو ایه در واقع برگشت به ایات و احکام ارث و خانواده است.شروع ایات ارث از ایه7 با این عبارت بود که"للرجال نصیب مما ترک الوالدان و القربون و للنساء نصیب مما ترک الوالدان والاقربون".در ایات 32و33 هم مشابه این عبارت با تفصیل بیشتر امده است.

خداوند در این دو آیه مردان و زنان را به رضایت از انچه کسب میکنند (اعم از درامد حرفه ای یا ارث و ..)توصیه میکند و از ارزو و افسوس خوردن بر برتری های دیگران منع میکند چرا که این تفاوتها یا ناشی از تفاوتهای ذاتی است یا اکتسابی و این حکمت افرینش است. همچنین اگر در خود احساس نیاز به فضل یا برتری که دیگران دارند،می کنید انرا از خدا درخواست کنید نه ازبندگان.
بنابر این به سهم خود از ارث قانع باشید و سهم دیگران را هم بدرستی بدهید که خدا بر همه چیز گواه است.

درس آیات29-33: نهی از تصرف باطل در اموال و رضایت به اجرای صحیح احکام مالی خدا وند از جمله ارث

ویرایش بوسیله کاربر 1395/12/28 10:13:51 ق.ظ  | دلیل ویرایش: edit

سیدکاظم فرهنگ
farhang Offline
#7 ارسال شده : 1396/02/01 11:25:01 ق.ظ
سید کاظم فرهنگ

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/02/31
ارسالها: 539
Iran (Islamic Republic Of)

26 تشکر دریافتی در 18 ارسال
آیات 34-35 سوره نسا:

در ادامه مباحث خانوادگی سوره نسا،ایه 34 بیان میکند که مردان بر زنان قوام هستند.قوام صیغه مبالغه قائم است.
در قران عبارت " قائم علی"در دومورد بکاررفته است :ایه 38 سوره رعد به معنای اشراف داشتن و مراقب بودن (قائم علی کل نفس در مورد خداوند) و آیه 5 سوره حشر (قائمه علی اصولها در مورد درختان پابرجا بر ریشه ها) در ایه مورد بحث ما نیز قوامون علی مشابه قائم علی در سوره رعد بکاررفته است.

مردان بر زنان اشراف دارند به دو دلیل:

1-بدلیل ویژگی ها و برتری هایی که خداوند به بعضی نسبت به بعض دیگر داده است

2-بدلیل اینکه از اموالشان به انها نفقه میدهند.

پس زنان صالح،
فرمانبرند و در غیاب شوهر حافظ (مال و ناموس و اسرار و ..)اویند در مقابل آنچه که خدا برای انها حفظ کرده است.

و زنانی هم که از سرکشی انها (در مراعات حقوق وحفظ الغیب شوهران) بیم دارید،را ابتدا موعظه کنید. سپس در بستر از انها دوری کنید.سپس انها را (به ارامی)بزنید. پس اگر از شما اطاعت کردند،بر انان بهانه مجویید که خداوند والای بزرگوار است.

درخصوص فعل واضربوهن و مفاد این ایه بطور مستقل بحث شد که در روشها،قران روش عقلای آن زمان را تایید و یا اصلاح کرده است.
در اینجا هدف متذکر ساختن و برگرداندن زن از مسیر مخالفت و حفظ زندگی زناشویی است لذا از همه روشهای متعارف بطور مرحله ای و گام به گام استفاده میشود که در هر زمان، نوع روش موثر ان میتواند تغییر کند.


جهت مطالعه نظرات مختلف پیرامون واضربوهن در سوره نسا کلیک کنید

آیه 35: و اگر از ناسازگاری و جدایی ان دو بیم دارید،داوری از هر دو خانواده زن وشوهر انتخاب کنید .اگر زن و شوهر اراده اصلاح داشته باشند،خدا بین انها سازگاری ایجاد میکند که خداوند دانای اگاه است.


درس آیات 34-35:اهمیت حفظ خانواده و توصیه های لازم به زوجین
سیدکاظم فرهنگ
farhang Offline
#8 ارسال شده : 1396/02/06 06:36:33 ب.ظ
سید کاظم فرهنگ

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/02/31
ارسالها: 539
Iran (Islamic Republic Of)

26 تشکر دریافتی در 18 ارسال
تدبر در آیات 36تا 40 سوره نسا

آیه 36:حاوی توصیه هایی اخلاقی و اجتماعی است:

1-خدا را بپرستید و چیزی را با او شریک نکنید
میتوان گفت مراد از عبادت ذکر شده در اول ایه،عمل به دستورهای بعدی یعنی احسان به افراد مورداشاره است. هم چنین مراد از ولاتشرکو نیز خالص کردن این احسان برای خدا و نه برای ریاست.

2-احسان کنید به پدر ومادر و خویشان
و به یتیمان و مساکین و در راه ماندگان
و به همسایه خویشاوند(یا نزدیک تر) و به همسایه بیگانه(غیر خویشاند یا دورتر) و به دوست همنشین و همراه(همسفر،همسر،همکار و ...)
و نیز به انهایی که مالک یا سرپرست انها هستید
(تفسیر فرقان،علاوه بر کنیزان که مصداق مشهور ملکت ایمانکم هست،زیردستان و کارمندان و فرزندان را هم شامل میداند)

همانا خداوند کسی را که متکبر و فخر فروش باشد دوست ندارد.(یعنی کسی که از احسان به خویشان و همسایگان و مستمندان و محرومان اجتناب میکند،فردی خودخواه و متکبر است)

آیه 37تا 39: توصیف بیششتری از افراد مختال فخور است:

اینها بخل می ورزند (از نیکی به افراد فوق الذکر خودداری میکنند)
و با زبان و رفتار خود دیگران را هم به بخل تشویق میکنند.

اینها در برابر درخواست احسان،خود را ندار جلوه میدهند و در واقع انچه خدا از فضل خود به انها داده را کتمان و مخفی میکنند.و برای این کافران و ناسپاسان،عذابی خوار کننده اماده کرده ایم.
این افراد وقتی هم که اموال خود را انفاق میکنند بخاطر ریا و جلب نظر مردم کمک میکنند .این کار در وقع از عدم باور اینها به خدا و اخرت و غلبه وسوسه های شیطانی نشات میگیرد.

ای کاش اینها ایمان واقعی به خدا و اخرت یباورند و از انچه خدا به انها روزی داده ،انفاق کنند.

آیه 40:خداوند به هیچ کس کوچکترین ظلمی نمی کند (و اجر اعمال او را ضایع نمی کند) اگر کسی کار نیکی (برای خدا)کرده باشد،انرا مضاعف کرده و اجر عظیمی باو میدهد.


درس ایات 36-42:تاکید بر احسان و انفاق در راه خدا به خویشان و همسایگان و محرومان

ویرایش بوسیله کاربر 1397/03/24 10:48:36 ب.ظ  | دلیل ویرایش: edit

سیدکاظم فرهنگ
farhang Offline
#9 ارسال شده : 1396/02/27 09:34:46 ق.ظ
سید کاظم فرهنگ

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/02/31
ارسالها: 539
Iran (Islamic Republic Of)

26 تشکر دریافتی در 18 ارسال
تدبر در آیات 41 تا 57 سوره نساء

آیه41و 42:در روز قیامت که از هر امتی گواهی می اوریم و تو(محمد ص)را گواه بر اینها میاوریم،چه حالی خواهند داشت؟ کافران و عصیان کنندگان از فرمان رسول،پشیمان اند و ارزو میکنند ای کاش با زمین یکسان بودند(خاک بودند و اصلا بوجود نمی امدند) در انجا هیچ چیز را نمی توانند از خدا کتمان کنند.

آیه43: به نماز در حال مستی و بی حواسی نزدیک نشوید تا انچه را که میگویید درک کنید.و در حالت جنب به نماز نزدیک نشوید مگر اینکه غسل کنید. و اگر مریض بودید یا در سفر (که نیاز به غسل یا وضو داشتید) یا قضای حاجت کردید یا بازنان امیزش داشتید و اب نیافتید پس تیمم کنید صورت و دست هایتان را با قسمتی از زمین برامده و پاک.همانا خداوند عفو کننده و امرزنده است.

تدبر در آیات 44 تا 55 سوره نسا: بیان رفتارها و عقاید نادرست یهود مدینه

44و45:کسانی از اهل کتاب ،1-خریدار ضلالت اند و میخواهند شما را هم گمراه کنند.خدا به دشمنان شما آگاهتر است و برای ولایت و نصرت شما،کافی است.(پس به انها اعتماد نکنید و دنبال جلب دوستی و رضایت انها نباشید)

46:از یهودیان افرادی هستند که 2-کلمات را ازجاهای خود تحریف(لفظی یا معنوی) میکنند
و3- برای طعنه به اسلام میگویند شنیدیم و عصیان کردیم.اما اگر میگفتند شنیدیم و اطاعت کردیم برایشان بهتر بود.
و میگویند بشنو ولی شنیده نمیشوی و میگویند راعنا(ما را اغفال کن) در حالیکه اگر میگفتند بشنو و مراعات مارا کن برایشان بهتر بود.
ولی خدا اینها را بخاطر کفرشان لعنت کرده و جز اندکی از انها ایمان نمیاورند.

47:ای اهل کتاب ایمان بیاورید به پیامبر اسلام وقران که تصدیق کننده نشانه های کتاب شماست.قبل از انکه فرصت از دست برود و به عذاب یا ضلالت بیشتر مبتلاشوید.همانند گذشتگان یهود - اصحاب سبت -که لعنتشان کردیم.و امر خدا محقق شدنی است.

48:{خداوند جز شرک ،سایر گناهان را برای هرکس که مستحق آن است،می امرزد.هر کس هم که شرک بورزد گناه بزرگی کرده است.}

49: 5-اینها خود شیفته اند و خود را به پاکی می ستایند و حال انکه خدا هر کس را لایق ان است،پاک میکند و به هیچ کس ستم نمیشود.
اینها با نسبتهایی که به خدا میدهند(مثل نحن اولیاء الله)به خدا افترا میزنند که گناهی اشکار است.

50: کسانی از اینها 6-به غیر خدا وطاغوت باور دارند و کافران را هدایت یافته تر از مسلمانان میدانند.!

51-اینها را خدا لعنت کرده و هر که مورد لعن خدا قرار بگیرد،یاوری نخواهد داشت.

52-اینها (با این ادعاها و رفتارها)نصیب و بهره ای هم از ملک و فرمانروایی ندارند که 7-در انصورت پشیزی هم به مردم نمیدادند.(اشاره به بخل یهود)

53تا55- 8-اینها به انچه که خدا به مردم(از جمله محمدص)از فضلش داده حسادت میورزند.{همانا ما به خاندان ابراهیم،کتاب و حکمت و فرمانروایی بزرگ بخشیدیم. که گروهی از انها ایمان میاورند و گروهی هم جلوگیری میکنند که جهنم انها را بس است.}

56-قطعا کسانی که به ایات ما کافرشوند را وارد اتشی میکنیم که هر بار پوستشان بسوزد پوست جدیدی جایگزین میکنیم تا عذاب را بچشند.همانا خداوند شکست ناپذیر و حکیم است.

57-کسانی هم که ایمان بیاورند و عمل صالح انجام دهند وارد بهشتهایی میشوند که در ان جاودانه اند.برای انها همسرانی پاک و سایه ای پایدار است.

درس این فراز :یهودیان مدینه با این رفتارها و عقایدشان،دشمن شما هستند .به انها اعتماد نکنید.

ویرایش بوسیله کاربر 1397/03/24 10:50:06 ب.ظ  | دلیل ویرایش: edit

سیدکاظم فرهنگ
farhang Offline
#10 ارسال شده : 1396/03/28 07:20:51 ب.ظ
سید کاظم فرهنگ

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/02/31
ارسالها: 539
Iran (Islamic Republic Of)

26 تشکر دریافتی در 18 ارسال
فراز ایات 58 تا 70 سوره نساء

آیات 58-59 :چهار فرمان مهم به مخاطبان قران

خدا به شما فرمان مى‏دهد كه 1- امانت ها را به اهل آن برگردانید
2- و چون ميان مردم داورى مى‏كنيد به عدالت داورى كنيد. در حقيقت نيكو چيزى است كه خدا شما را به آن پند مى‏دهد خدا شنواى بيناست {58}

3-اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد خدا را اطاعت كنيد و پيامبر و اولياى امر خود را [نيز] اطاعت كنيد

4- پس هر گاه در امرى (دینی) اختلاف يافتيد اگر به خدا و روز بازپسين ايمان داريد آن را به [كتاب] خدا و پيامبر عرضه بداريد اين بهتر و ارجاع نيكو ‏تری(به حقیقت) است {59}

نکته ها:

1-هر چند امر به ادای امانت کلی است اما با توجه به ادامه ایه و ایات بعد،میتوان گفت ادای امانت در این ایه،دو جنبه خاص نیز دارد:الف-حاکمان و قضات ،پرونده و موضوع مورد اختلاف را به منزله امانتی از طرفین نزاع بدانند که باید با حکم خود انرا به صاحب حق که اهلیت انرا دارد،برگردانند

ب-دین خدا امانتی در نزد مردم است. لذا در تشریع و تبیین و حل وفصل اختلافات دینی،نیز باید به کتاب خدا ورسولانش که اهلیت انرا دارند رجوع کرد.

2- در خصوص تعریف اولوالامر جداگانه بحث شد و بیان شد که آنها متولیان و صاحبان با صلاحیت در هر امری هستند.

آیات 60تا65: نکوهش از کسانی که علیرغم اظهار مسلمانی،داوری و رای رسول الله را نمی پذیرند.


آيا نديده ‏اى كسانى را كه مى ‏پندارند به آنچه به سوى تو نازل شده و [به] آنچه پيش از تو نازل گرديده ايمان آورده‏اند [با اين همه] مى‏خواهند داورى ميان خود را به سوى طاغوت (افراد و سیستم های مقابل حق) ببرند با آنكه قطعا فرمان يافته‏اند كه بدان كفر ورزند و[لى] شيطان مى‏خواهد آنان را به گمراهى دورى دراندازد {60}

و چون به ايشان گفته شود به سوى آنچه خدا نازل كرده و به سوى پيامبر [او] بياييد منافقان را مى‏بينى كه از تو سخت روى برمى‏تابند {61}

(پس چگونه هنگامى كه به [سزاى] كار و كردار پيشين شان مصيبتى به آنان مى‏رسد نزد تو مى‏آيند و به خدا سوگند مى‏خورند كه ما جز نيكويى و و سازش دادن قصدى نداشتيم {62}

اما خدا مى‏ داند آنها چه در دل دارند پس از آنها اعراض کن ( ذهنت را مشغول انها نکن)و[لى] پندشان ده و با آنها سخنى رسا كه در دلشان [مؤثر] افتد بگوى {63})

و ما هيچ پيامبرى را نفرستاديم مگر آنكه به اذن خدا از او اطاعت كنند و اگر آنان وقتى به خود ستم كرده بودند پيش تو مى‏آمدند و از خدا آمرزش مى‏ خواستند و پيامبر [نيز] براى آنان طلب آمرزش مى ‏كرد قطعا خدا را توبه‏ پذير مهربان مى ‏يافتند {64}

ولى چنين نيست به پروردگارت قسم كه ايمان نمى‏آورند مگر آنكه تو را در مورد آنچه ميان آنان مايه اختلاف است داور گردانند سپس از حكمى كه كرده‏اى در دلهايشان احساس ناراحتى [و ترديد] نكنند و كاملا سر تسليم فرود آورند {65}

نکته:نشانه ایمان واقعی به خدا و رسول،پذیرفتن حکمیت رسول و رضایت قلبی از حکم اوست.

و اگر بر آنان مقرر مى‏كرديم كه همدیگر را بکشید يا از خانه‏هاى خود به در آييد جز اندكى از ايشان آن را به كار نمى‏ بستند

آیات 66-70:پاداش و اثرات مثبت اطاعت از خدا و رسول:

و اگر آنان آنچه را بدان پند داده مى‏شوند به كار مى‏ بستند قطعا برايشان بهتر و در ثبات قدم ايشان مؤثرتر بود {66}

و در آن صورت [ما هم] از نزد خويش يقينا پاداشى بزرگ به آنان مى ‏داديم {67}
و قطعا آنان را به راهى راست هدايت مى‏ كرديم {68}

و كسانى كه از خدا و پيامبر اطاعت كنند در زمره كسانى خواهند بود كه خدا ايشان را گرامى داشته [يعنى] با پيامبران و راستان و گواهان و شايستگانند و آنان چه نيكو همدمانند {69}
اين تفضل از جانب خداست و خدا بس داناست {70}

درس این فراز:اطاعت از خدا و رسول و تسلیم بودن به حکم رسول الله و منع از ارجاع اختلافات به نااهلان

ویرایش بوسیله کاربر 1396/03/28 07:23:04 ب.ظ  | دلیل ویرایش: edit

سیدکاظم فرهنگ
farhang Offline
#11 ارسال شده : 1396/05/15 08:05:37 ق.ظ
سید کاظم فرهنگ

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/02/31
ارسالها: 539
Iran (Islamic Republic Of)

26 تشکر دریافتی در 18 ارسال
تدبر و تفسير آيات 71تا 87 سوره نساء:

فراز آیات 87-71

آیه71:دستور به جهاد:ای مسلمانان سلاح خود را برگیرید و گروه گروه یا جمعی به جنگ بروید.

آیات 72تا 73 توصیف رفتار و عملکرد سست ايمان ها :

از میان شماکسانی هستند که
1-در رفتن به جنگ سستی میکند
2- چون مصيبتى به شما رسد مى‏گويد خدا به من رحم كرد كه همراه آنان حاضر نبودم‏.
و3- اگر غنيمتى باذن خدا به شما برسد خواهد گفت كاش من با آنان بودم.( گويى ميان شما و ميان او [رابطه] دوستى نبوده) و به نواى بزرگى مى ‏رسيدم

آیات 74-76 تاکید مجدد و تشویق به جهاد در راه خدا ونجات مستضغفین واقعی تحت ظلم(مسلمانان مکه):

باید کسانی ازشما که زندگیِ دنیا را با آخرت مبادله می کنند(طالب آخرتند)، در راه خدا بجنگند. و هر که در راه خدا بجنگد و کشته شود، یا بر دشمن پیروز گردد، پس پاداش بزرگی به او خواهیم داد.

و چرا شما در راه خدا [و در راه نجات] مردان و زنان و كودكان مستضعف نمى ‏جنگيد همانان كه مى‏ گويند پروردگارا ما را از اين شهرى كه مردمش ستم‏پيشه‏ اند بيرون ببر و از جانب خود براى ما سرپرستى قرار ده و از نزد خويش ياورى براى ما تعيين فرما

كسانى كه ايمان آورده‏ اند در راه خدا كارزار مى كنند و كسانى كه كافر شده‏ اند در راه طاغوت مى ‏جنگند پس با ياران شيطان بجنگيد كه نيرنگ شيطان [در نهايت] ضعيف است

آیات 77تا83:توصیفاتی دیگر از رفتار وگفتار منافقان و سست ایمانهاو پاسخ به انها :
آيا نديدى كسانى را كه(پيش از اعلام حكم جهاد) به آنان گفته شد [فعلا] دست [از جنگ] بداريد و نماز را برپا كنيد و زكات بدهيد و[لى]
4-همين كه كارزار بر آنان مقرر شد گروهى از آنان از مردم [=مشركان مكه] ترسيدند مانند ترس از خدا يا ترسى سخت‏ تر و
5-گفتند پروردگارا چرا بر ما جنگ مقرر داشتى چرا ما را تا مدتى كوتاه مهلت ندادى. بگو برخوردارى [از اين] دنيا اندك و براى كسى كه تقوا پيشه كرده آخرت بهتر است و [در آنجا] به قدر نخ هسته خرمايى بر شما ستم نخواهد رفت
هر كجا باشيد مرگ شما را درمى‏ يابد هر چند در برجهاى استوار باشيد
و6- اگر [پيشامد] خوبى به آنان برسد مى‏ گويند اين از جانب خداست و چون صدمه‏ اى به ايشان برسد مى‏ گويند اين از طرف توست بگو همه از جانب خداست [آخر] اين قوم را چه شده است كه از فهم هر سخن دورند؟!

(اي پيامبر) هر چه از خوبيها به تو مى ‏رسد از جانب خداست و آنچه از بدى به تو مى ‏رسد از خود توست و تو را به پيامبرى براى مردم فرستاديم و گواه بودن خدا بس است

هركس از پيامبر اطاعت كند در حقيقت از خداوند اطاعت كرده است، و هركس سر پيچد [بدان‏] كه تو را نگهبان ايشان نفرستاده‏ ايم‏

7-آنها در حضور تو مي‏گويند فرمانبرداريم اما هنگامي كه از نزد تو بيرون مي‏روند جمعي از آنها جلسات سري شبانه بر ضد گفته‏ هاي تو تشكيل مي‏دهند،
خداوند آنچه را در اين جلسات مي‏گويند مي‏نويسد، اعتنائي به آنها مكن (و از نقشه‏ هاي آنها وحشت نداشته باش) و توكل بر خدا كن و كافي است كه او يار و مدافع تو باشد.

8- آيا در قرآن تدبر نمی کنند كه اگر از ناحيه غير خدا بود اختلافات فراواني در آن مي‏يافتند.

9-و چون خبرى [حاكى] از ايمنى يا وحشت به آنان برسد انتشارش دهند و اگر آن را به پيامبر و اولياى امر خود ارجاع كنند قطعا از ميان آنان كسانى‏ هستند كه [مى‏ توانند درست و نادرست] آن را دريابند و اگر فضل خدا و رحمت او بر شما نبود مسلما جز [شمار] اندكى از شيطان پيروى میکرديد.

آیات 84تا 87:خطاب به پیامبر و مسلمانان در تشويق به جهاد و مشاركت و وساطت در حسنات


پس (ای پیغمبر) تو خود تنها در راه خدا به کارزار برخیز، که جز بر خودت مکلف نیستی و مؤمنان را نیز ترغیب کن، باشد که خدا آسیب کافران را از شما بازدارد، که قدرت خدا بیشتر و عذابش سخت‌تر است.

هر که سبب کار نیکویی شود (در آن مشاركت كند) هم او نصیبی کامل از آن بَرَد، و هر که وسیله کار قبیحی گردد از آن سهمی بسزا خواهد یافت، و خدا بر همه چیز (از نیک و بد اعمال خلق) مراقبی تواناست.

و هنگامی که به شما درود گویند، شما درودی نیکوتر از آن، یا همانندش را پاسخ دهید؛ یقیناً خدا همواره بر همه چیز حسابرس است.

خداوند كسى است كه هيچ معبودى جز او نيست به يقين در روز رستاخيز كه هيچ شكى در آن نيست‏ شما را گرد خواهد آورد و راستگوتر از خدا در سخن كيست.(پس، از جنگ و شهادت نهراسيد)

عصاره و پيام اين فراز:دستور پيامبر در حضور در جهاد رهايي بخش مستضعفان را اطاعت كنيد و از سستي كنندگان و صفاتشان برحذر باشيد.

پيام ها:

ا- كمك و جهاد براي رهايي افراد ناتواني كه عليرغم تمايل و خواست قلبي خود،توانايي مبارزه باظالم را ندارند،بارعايت شرايطش واجب است.

جهت مطالعه شرايط و تومراحل جهاد رهايي بخش به لينك زير مراجعه نماييد:
كليك كنيد

2-تبعات و ثواب و عقاب همراهي و همكاري در هر كار خير يا شري،دامنگير ما نيز ميشود.

3-ايمان به خدا و رسولش،حضور در صحنه هاي سخت عمل و جهاد را هم بدنبال دارد.در راه اجراي وظايف،ترس از مرگ نبايد مانع شود.

4-مسلماني فقط بهره بردن در غنايم و پيروزي ها و افتخارات نيست.در سختي ها و شكست ها ،نبايد خود را كنار كشيد.

5-در هر امري مخصوصا امور نظامي و امنيتي وخبري بايد به اهل آن مراجعه كرد و از گمانه زني و انتشار اطلاعات غير يقيني ،اجتناب نماييم.

6-پاسخ نيكي و احسان ديگران را بهتر از آن بدهيد.

سیدکاظم فرهنگ
farhang Offline
#12 ارسال شده : 1396/05/29 07:47:11 ق.ظ
سید کاظم فرهنگ

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/02/31
ارسالها: 539
Iran (Islamic Republic Of)

26 تشکر دریافتی در 18 ارسال
تفسير و تدبر در آيات سوره نساء

فرازآيات 88 تا91:خبر از ترديد و دو دستگي مسلمانان راجع به برخورد با مشركان مسلمان نما (درمكه) و دستور به جهاد با انها اگر از كار خود منصرف نمي شوند.و شرايط صلح با انها

اين فراز به جنگ با منافقان مكه(مشركاني كه اظهار اسلام ميكنند اما در عمل عليه مسلمانان اقدام ميكنند)اشاره دارد.

شما را چه شده است كه در باره منافقان دو دسته شده‏ ايد با اينكه خدا آنان را به [سزاى] آنچه انجام داده‏ اند سرنگون كرده است آيا مى‏ خواهيد كسى را كه خدا در گمراهى‏ اش وانهاده است به راه آوريد و حال آنكه هر كه را خدا در گمراهى‏ اش وانهد هرگز راهى براى [هدايت] او نخواهى يافت(يعني به اميد احتمال هدايت اين منافقان كه در ادامه آنها را توصيف كرده،از مبارزه و جهاد با انها طفره نرويد)

همان گونه كه خودشان كافر شده‏ اند آرزو دارند [كه شما نيز] كافر شويد
تا با هم برابر باشيد پس زنهار از ميان ايشان براى خود دوستانى اختيار مكنيد تا آنكه در راه خدا هجرت كنند (واقعا اسلام بياورند و به مدينه هجرت كنند)
پس اگر روى برتافتند( وهمچنان در عين تظاهر به اسلام و رفت و امد با شما، همنشيني و هم كيشي باكفار را ترجيح دادند) در هر كجا آنان را يافتيد به اسارت بگيريد و بكشيدشان و از ايشان يار و ياورى براى خود مگيريد

بيان استثنائات از حكم جهاد با كساني كه قتال با انها واجب شده است:

مگر آنها كه1- با كساني كه با شما هم پيمانند، پيمان بسته،
2-يا آنها كه به سوي شما مي‏آيند و از پيكار با شما يا پيكار با قوم خود ناتوان شده‏ اند (نه سر جنگ با شما دارند و نه توانائي مبارزه با قوم خود)(بي طرف هستند در معارضات بين مسلمانان و مشركان) و اگر خداوند بخواهد آنها را بر شما مسلط مي‏كند تا با شما پيكار كنند

وچوب پذيرش پيشنهاد صلح با غير معارضان

بنابراين اگر 1- از (جنگ و توطئه عليه)شما كناره گيري كردند و با شما پيكار ننمودند

2-(بلكه) پيشنهاد صلح كردند خداوند به شما اجازه نمي‏دهد كه متعرض آنان شويد

وجوب قتال با مدعيان بي طرفي و متظاهرين به اسلام كه در بزنگاه ها با دشمن شما همكاري ميكنند و صلح طلب نيستند.

به زودي جمعيت ديگري را مي‏يابيد كه مي‏خواهند هم از ناحيه شما در امان باشند، و هم از ناحيه قوم خودشان (كه مشركند، لذا در پيش شما ادعاي ايمان مي‏كنند ولي) هر زماني به سوي فتنه (و بت پرستي) باز گردند با سر در آن فرو مي‏روند!، اگر آنها از درگيري با شما كنار نرفتند و پيشنهاد صلح نكردند و دست از شما بر نداشتند، آنها را هر كجا يافتيد اسير كنيد، و (يا) به قتل برسانيد و آنها كساني هستند كه براي شما تسلط آشكاري نسبت به آنان قرار داده‏ ايم.

پيام وعصاره اين فراز: با منافقان توطئه گر و متحد دشمن معاندشما(اگر توبه نمي كنند)بجنگيد. اگر پيشنهاد صلح دادند و از معارضه و توطئه دست برداشتند،با انها صلح كنيد و حق جنگ نداريد.

ویرایش بوسیله کاربر 1396/05/29 07:49:00 ق.ظ  | دلیل ویرایش: edit

سیدکاظم فرهنگ
farhang Offline
#13 ارسال شده : 1396/06/17 09:35:07 ب.ظ
سید کاظم فرهنگ

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/02/31
ارسالها: 539
Iran (Islamic Republic Of)

26 تشکر دریافتی در 18 ارسال
فراز آيات 92تا94:

مجازات قتل عمد و غير عمد مومن

و براى هيچ مؤمنى هرگز (شايسته) نبوده است كه مؤمنى را - جز به اشتباه (مطلق ناخودآگاه) - بكشد
1-و هر كس مؤمنى را به اشتباه كشت، بايد مؤمن (گرفتار و) دربندى را آزاد كرده و به خانواده اش (: مقتول) خون بهايى را (هم) پرداخت كند، مگر اينكه آنان (خون بهايش را به وى) صدقه دهند ]:ببخشند. [
2-پس اگر (مقتول) از گروهى است كه دشمنان شمايند و خود وى مؤمن است، پس (قاتل) بايد مؤمنى دربند را آزاد نمايد(وديه لازم نيست)

3- و اگر از گروهى بود(كه) ميان شما و ميان آنان پيمانى بود، پس خون بهايى تسليم شده به خانواده اش و آزاد كردن در بندى (بر عهده ى او است)
و هر كس از اينها چيزى نيافت، بايد دو ماه پياپى - به عنوان بازگشتى از جانب خدا - روزه بدارد و خدا همواره داناى سنجيده كار بوده است92

4-و هر كس عمداً مؤمنى را بكشد، كيفرش دوزخ است حال آنكه در آن ماندگار خواهد بود و خدا بر او خشم مى گيرد و لعنتش مى كند و عذابى بزرگ برايش آماده ساخته است93

در اين آيه قتل عمد يك انسان مسلمان را گناهي بسيار بزرگ شمرده و قتل غير عمد را نيز مستوجب خون بها و آزاد كردن(رهاندن) يك مسلمان از بند ميداند.

در اين ايات اقوام و كشورها نسبت به مسلمانان به سه دسته تقسيم شده اند:
ا-دوست و مسلمان هستند.
2-دشمن مسلمانان هستند
3-با مسلمانان پيمان و معاهده دارند

در هر سه حالت ازادكردن بنده(گرفتار)واجب است .پرداخت خون بها نيزلازم است بجز زمانيكه خانواده فرد مومن مقتول،كافر هستند و با ما سرعناد دارند و نبايد بنيه مالي دشمن را تقويت كرد،

آيه 94:اى مسلمانان! چون در راه خدا براى جهاد رهسپار شويد، تحقيق كنيد و به كسى كه (سويتان سر) تسليم افكند ]: ادعاى تسليم و يا اسلام كرد[ مگوييد: «تو مؤمن نيستى» در حالى كه متاع زندگى دنيا را مى جوييد. چرا كه غنيمت هاى فراوان نزد خداست. قبلا خودتان (نيز) همين گونه بوديد، تا خدا بر شما منّت نهاد. پس خوب بررسى كنيد، كه خدا همواره به آنچه انجام مى دهيد آگاه بوده است 94

اگر كسي اظهار اسلام ميكند در جنگ بخاطر غنايم و منافع او را دروغگو ندانيد و اورا نكشيد

آيات 92تا 94 را ميتوان ايات فرعي نسبت به ايات قبل و بعد ان دانست.در ايات88 تا 91 به قتال و كشتن مشركين مسلمان نما اشاره شد.در اين ايات ،مسلماناني كه عازم جهاد بودند را از قتل مسلمانان و اظهاركنندگان اسلام،برحذر ميدارد.

عصاره فراز آيات 92تا94:نهي شديد از قتل عمد مسلمانان يا كساني كه اظهار اسلام ميكنند.و بيان مجازات قتل غير عمد

ویرایش بوسیله کاربر 1396/06/25 07:33:35 ب.ظ  | دلیل ویرایش: edit

سیدکاظم فرهنگ
farhang Offline
#14 ارسال شده : 1396/07/01 09:16:44 ق.ظ
سید کاظم فرهنگ

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/02/31
ارسالها: 539
Iran (Islamic Republic Of)

26 تشکر دریافتی در 18 ارسال
تدبر در آيات 95-100 سوره نسا:

آيات 95-96 سوره نسا:تحسين و تمجيد از مجاهدين در برابر قاعدين و معذورين از جهاد

مؤمنان خانه‏ نشين(قاعدين) كه آسيبي از جنگ نمي بينند با آن مجاهدانى كه با مال و جان خود در راه خدا جهاد مى‏كنند يكسان نمى‏باشند خداوند كسانى را كه با مال و جان خود جهاد مى‏كنند به درجه‏اى بر خانه‏نشينان مزيت بخشيده و همه را خدا وعده [پاداش] نيكو داده و[لى] مجاهدان را بر خانه‏نشينان به پاداشى بزرگ برترى بخشيده است 95

[پاداش بزرگى كه] به عنوان درجات و آمرزش و رحمتى از جانب او [نصيب آنان مى‏شود] و خدا آمرزنده مهربان است 96

جهت مطالعه نظرات مختلف در تفسير و ترجمه ايه 95 سوره نسا به لينك زير مراجعه كنيد

كليك كنيد

آيات 97-100:وجوب و پاداش هجرت در راه خدا

كسانى كه بر خويشتن ستمكار بوده‏ اند(و محدوديتهاي بيروني را بهانه عدم دينداري خود بيان ميكنند) [وقتى] فرشتگان جانشان را مى‏گيرند مى‏گويند در چه [حال] بوديد .پاسخ مى ‏دهند ما در زمين از مستضعفان بوديم. مى‏گويند مگر زمين خدا وسيع نبود تا در آن مهاجرت كنيد پس آنان جايگاهشان دوزخ است و [دوزخ] بد سرانجامى است 97

مگر آن مستضعفان واقعي از مردان و زنان و كودكان كه چاره‏جويى نتوانند و راهى نيابند 98

پس آنان [كه فى الجمله عذرى دارند] باشد كه خدا از ايشان درگذرد كه خدا همواره خطابخش و آمرزنده است 99

و هر كه در راه خدا هجرت كند در زمين اقامتگاه‏هاى فراوان و گشايشها خواهد يافت و هر كس [به قصد] مهاجرت در راه خدا و پيامبر او از خانه‏اش به درآيد سپس مرگش دررسد پاداش او قطعا بر خداست و خدا آمرزنده مهربان است 100

خلاصه آيات 97-100:وعده به پاداش عظيم دنيوي و اخروي هجرت .انها كه امكان و توان مهاجرت دارند ،بهانه اي براي ترك دين خداو وظايف خود ندارند .فقط مستضعفان واقعي يعني زنان و كودكان و مرداني كه هيچ چاره وتواني براي مبارزه با واليان ظالم خود يا امكان هجرت را ندارند،عذرشان پذيرفته است.

عصاره يا درس فراز آيات95-100:مومنان (بجز ناتوانان و معذوران واقعي)ملزم به جهاد و هجرت در راه خدا و مستحق دريافت پاداش عظيم ان هستند.
سیدکاظم فرهنگ
farhang Offline
#15 ارسال شده : 1396/07/22 09:57:01 ب.ظ
سید کاظم فرهنگ

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/02/31
ارسالها: 539
Iran (Islamic Republic Of)

26 تشکر دریافتی در 18 ارسال
ايات 101تا103
اين فراز در ادامه آيات قبلي كه مربوط به جهاد بود،به كيفيت نمازدر ميدان جنگ مي پردازد

و چون در زمين سفر كرديد اگر بيم داشتيد كه كافران به شما آزار برسانند گناهى بر شما نيست كه نماز را كوتاه كنيد چرا كه كافران پيوسته براى شما دشمنى آشكارند 101

در ايه 94 به مسلمانان خطاب شد كه يا ايها الذين امنوا اذا ضربتم في سبيل الله ..و به نكشتن افراد اظهار كننده صلح ،تذكرداده شده بود. در ايه 100نيز به هجرت در راه خدا اشاره شده بود.و من يهاجر في سبيل الله
لذا ايه 101 ميتواند در ادامه ايه 100 به بيان شرايط قصر نماز در هنگام جهاد و هجرت مرتبط باشد.

در اين ايه بين مفسرين اختلاف نظراست كه آيا اين آيه منحصر به خوف است يا شامل هر گونه سفري ميشود و ايا آيه در مقام بيان وجوب قصر در نماز است يا مجازبودن ان.كه درادامه به بررسي انها مي پردازيم:

1- عبارت "واذاضربتم في الارض" در قران،در مطلق سفر به كار رفته ومنحصر در جنگ نيست

2- جمله شرطيه"ان خفتم ان يفتنكم الذين كفروا"حكم ايه را مقيد ميكند به خوف از ازار و حمله كافران.در حاليكه اگر مطلق سفر،منظور بود بيان اين جمله مناسبتي نداشت.يعني كه حكم قصر در صلاه مقيد به شر ط خوف از جان و يا شرايط اضطراري در هر سفري(جهاد،هجرت،تجارت و ..) است.

3- اين ايه و شرط آن،با آيه 229 سوره بقره نيز همخواني دارد.كه اگر ترسيديد .
همچنين شرط اقامه نماز بصورت عادي نيز در اين آيه با فاذا امنتم ذكر شده كه با عبارت فاذااطماننتم ايه 103نسا مطابقت دارد.

4- عبارت ليس عليكم جناح معمولا به مجاز بودن و بلامانع بودن اشاره دارد همچنانكه در ايه 102 همين سوره به مجاز بودن وضع سلاح در صورت اذيت شدن حكم داده و نه وجوب زمين گذاشتن اسلحه.البته لاجناح عليكم در مفهوم وجوب هم در خصوص طواف سعي صفا و مروه با استفاده از روايات به كاررفته كه در اين موضوع سابقه امر وجود داشته و قبل از اسلام هم سعي صفا و مروه معمول بوده و ظاهرا اين ايه در پاسخ به ترديد مسلمين در استمرار اين عمل در شرايط جديد گسترش اسلام بوده است.ولي در اين ايه چنين قرينه و شان نزولي بيان نشده است.

لذا ايه در مقام بيان مجاز بودن قصر نماز در شرايط خوف از جان است وبراي قصر نماز در ساير سفرها،بايد به بررسي روايات پرداخت.

ايه 102:بيان احتياطات و اداب نمازجماعت در ميدان جنگ

و هر گاه در ميان ايشان(مسلماناني كه طبق ايه قبل،مجاز به قصر نماز بودند) بودى و برايشان نماز برپا داشتى پس بايد گروهى از آنان با تو [به نماز] ايستند و بايد جنگ‏افزارهاى خود را برگيرند و چون به سجده رفتند [و نماز را تمام كردند] بايد پشت‏سر شما(گروهي كه با پيامبر نماز را اقامه ميكنيد) قرار گيرند و گروه ديگرى كه نماز نكرده‏اند(و مشغول محافظت از نمازگزاران بودند) بايد بيايند و با تو نماز گزارند و البته جانب احتياط را فرو نگذارند و جنگ‏افزارهاى خود را برگيرند [زيرا] كافران آرزو مى‏كنند كه شما از جنگ‏افزارها و ساز و برگ خود غافل شويد تا ناگهان بر شما يورش برند و اگر از باران در زحمتيد يا بيماريد گناهى بر شما نيست كه جنگ افزارهاى خود را بر زمين نهيد ولى مواظب خود باشيد بى گمان خدا براى كافران عذاب خفت‏آورى آماده كرده است 102

نكات قابل استفاده از اين آيه:

1-اهميت فوق العاده يا در حد وجوب نماز جماعت:در معركه جهاد و جنگ كه هر ان احتمال حمله دشمن وجود دارد نمازجماعت تعطيل نشده بلكه قران چگونگي حضورمراقبان سپاه در نماز جماعت (حداقل يك ركعت)را هم بيان كرده است.


2-تاكيد مكرر ايه بر احتياط و غافل نشدن از دشمن و مجهز بودن به سلاح در ميدان جنگ حتي در هنگام نماز (4 بار عبارت اسلحتكم/هم )بكار رفته است.

سئوال :با توجه به شرط اول ايه كه واذا كنت فيهم،ايا اين نحو از خواندن نماز منحصر به حضور پيامبر است؟با توجه به اينكه در ادامه آيه حكم خاصي براي پيامبر يا بعلت وجود پيامبر،وضع نشده و صرفا برشرايط جنگي و چگونگي برپايي نمازجماعت در ميدان جنگ صحبت شده،جمله ابتدايي ايه و اشاره به پيامبر،صرفا يك مصداق بوده وظاهرا مراد، مطلق نمازجماعت ميباشد.

3-موقع مناسب جدا شدن از جماعت،پس از سجده است و حال انكه مي بينيم در عرف،گاها پس از ركوع،از جماعت جدا ميشوند.

4-فاذاسجدو ،به سجده كدام ركعت اشاره دارد؟ايا ركعت اول مراداست يا ركعت اخر؟

با توجه به ادامه داشتن نماز پيامبر(كه براي گروه دوم هم فرموده فليصلوا معك)،پس سجده اخر نبوده وچون اشاره ديگري به ركعت نشده ،لذا همان سجده ركعت اول مدنظر است. از همين جا ميتوان حدس زد كه نماز پيامبر و همراهانش هم دو ركعتي بوده وهركدام از اين دو گروه،بطور مساوي ،مراقب بوده و بطور مساوي هم از حضور در جماعت بهره مند شده اند در غير اين صورت (اگرگروه اول،يك ركعت وگروه دوم سه ركعت با جماعت ميخواندند،ميتوانست محل نزاع و اختلاف گردد)

5-در اين آيه از سه عبارت براي نماز استفاده شده است: اقمت الصلاه،فلتقم(قام)،يصلوا
جهت مطالعه تفاوت اقام الصلاه با صلي به لينك زير مراجعه نماييد

كاربردهاي مختلف صلي و اقام الصلاه در قرآن

و چون نماز را به جاى آورديد خدا را [در همه حال] ايستاده و نشسته و بر پهلوآرميده ياد كنيد پس چون آسوده‏ خاطر شديد نماز را [به طور كامل] به پا داريد زيرا نماز بر مؤمنان در اوقات معين مقرر شده است 103

پس از اداي نماز بصورت قصر در شرايط خوف،خدا را در حالتهاي مختلفي كه هستيدذكركنيد .به نظر ميرسد اين كار به منظور جبران اثر قصر نماز ميباشد.(در مقايسه با سوره جمعه كه فاذا فضيت الصلاه فانتشروا في الارض و ابتغوا من فضل الله نيز تاييد ميشود).با رفع شرايط خوف و ايجاد دل آسودگي و احساس امنيت،نماز در حالت عادي ان اقامه خواهد شد.

درس فراز ايات 101-103:احكام قصر نماز در شرايط خوف انگيزجنگ

ویرایش بوسیله کاربر 1396/07/23 04:42:02 ب.ظ  | دلیل ویرایش: edit

سیدکاظم فرهنگ
farhang Offline
#16 ارسال شده : 1396/07/26 06:50:00 ق.ظ
سید کاظم فرهنگ

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/02/31
ارسالها: 539
Iran (Islamic Republic Of)

26 تشکر دریافتی در 18 ارسال
تفسیر و تدبر در ایات 71تا 104 سوره نسا

با تامل در ایات 71 تا 104 و مرور دوباره عصاره یا درس فرازهای شناسایی شده در این بخش از سوره،ملاحظه میشود که همه این فرازها با موضوع جهاد مرتبط هستند.

درس فراز آیات 87-71: دستور پيامبر در حضور در جهاد رهايي بخش مستضعفان را اطاعت كنيد و از سستي كنندگان و صفاتشان برحذر باشيد.

آیات 88-91:با منافقان توطئه گر و متحد دشمن معاندشما (اگر توبه نمي كنند)بجنگيد. اگر پيشنهاد صلح دادند و از معارضه و توطئه دست برداشتند،با انها صلح كنيد و حق جنگ نداريد.

فراز آيات 92تا94:نهي شديد از قتل عمد مسلمانان يا كساني كه اظهار اسلام ميكنند.و بيان مجازات قتل غير عمد


درس فراز آيات95-100:مومنان (بجز ناتوانان و معذوران واقعي)ملزم به جهاد و هجرت در راه خدا و مستحق دريافت پاداش عظيم ان هستند.

درس فراز ايات 101-103:احكام قصر نماز در شرايط خوف انگيزجنگ

آیه 104:تقویت روحیه مجاهدان مسلمان و برحذر داشتن انها از سستی

لذا میتوان همه انها را در یک فراز بزرگتر یایک بخش بشرح زیر بیان نمود:

آيات 71-104:اصول و احکام و الزامات جهاد(تشويق به حضور در جهاد رهايي بخش مستضعفان واقعی،نكوهش از سستي كنندگان در جهاد و هجرت،و مبارزه با منافقان متحد دشمن،احکام قصر نماز و پرهیز از قتل عمد اظهارکنندگان اسلام)

سیدکاظم فرهنگ
farhang Offline
#17 ارسال شده : 1396/08/28 03:18:01 ب.ظ
سید کاظم فرهنگ

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/02/31
ارسالها: 539
Iran (Islamic Republic Of)

26 تشکر دریافتی در 18 ارسال
تفسیر خلاصه - تدبر در ایات 105 تا 115 سوره نساء

ما اين كتاب را به حق بر تو نازل كرديم تا ميان مردم به [موجب] آنچه خدا به تو آموخته داورى كنى و زنهار جانبدار خيانتكاران (کسانی که اشتباه خود را به گردن بی گناهان می اندازند) مباش {105}

و از خدا آمرزش بخواه كه خدا آمرزنده مهربان است {106}

و از كسانى كه به خويشتن خيانت مى ‏كنند دفاع مكن كه خداوند هر كس را كه خيانتگر و گناه‏ پيشه باشد دوست ندارد {107}

[كارهاى نارواى خود را] از مردم پنهان مى ‏دارند و[لى نمى‏توانند] از خدا پنهان دارند و چون شبانگاه چاره اندیشی و توطئه می کنند كه وى [بدان] خشنود نيست او با آنان است و خدا به آنچه انجام مى‏دهند همواره احاطه دارد {108}

هان شما همانان هستيد كه در زندگى دنيا از ايشان جانبدارى كرديد پس چه كسى روز رستاخيز از آنان در برابر خدا جانبدارى خواهد كرد يا چه كسى حمايتگر [و مدافع] آنان تواند بود {109}

و هر كس كار بدى كند يا بر خويشتن ستم ورزد سپس از خدا آمرزش بخواهد خدا را آمرزنده مهربان خواهد يافت {110}

و هر كس گناهى مرتكب شود فقط آن را به زيان خود مرتكب شده و خدا همواره داناى سنجيده‏ كار است {111}

و هر كس خطا يا گناهى مرتكب شود سپس آن را به بى‏ گناهى نسبت دهد قطعا بهتان و گناه آشكارى بر دوش كشيده است {112}


و اگر فضل خدا و رحمت او بر تو نبود طايفه‏اى از ايشان آهنگ آن داشتند كه تو را از راه به در كنند و[لى] جز خودشان [كسى] را گمراه نمى‏سازند و هيچ گونه زيانى به تو نمى‏ رسانند و خدا كتاب و حكمت بر تو نازل كرد و آنچه را نمى‏دانستى به تو آموخت و تفضل خدا بر تو همواره بزرگ بود {113}

در بسيارى از سخنان درگوشی ايشان خيرى نيست مگر كسى كه [بدين وسيله] به صدقه يا كار پسنديده يا سازشى ميان مردم فرمان دهد و هر كس براى طلب خشنودى خدا چنين كند به زودى او را پاداش بزرگى خواهيم داد {114}

و هر كس پس از آنكه راه هدايت براى او آشكار شد با پيامبر به مخالفت برخيزد و [راهى] غير راه مؤمنان در پيش گيرد وى را بدانچه روى خود را بدان سو كرده واگذاريم و به دوزخش كشانيم و چه بازگشتگاه بدى است {115}

آنچه که از متن آیات بر می آید ان است که چند نفر با هماهنگی یکدیگر میخواستند عمل خلافی را که خود مرتکب شده بودند مخفی نموده،به گردن فرد بیگناهی بیاندازند و در مراجعه به پیامبر بعنوان قاضی اختلاف انها،ظواهر و شواهد را بگونه ای صحنه سازی کنند که پیامبر را در صدور حکم به خطا اندازند.خدا پیامبرش را از این مکر و توطئه این افراد که آنها را خیانتکار نامیده، مطلع کرده و تذکراتی را خطاب به پیامبر و مردم بیان میکند:

توصیه ها به پیامبر:

1-در اختلافات بر اساس قران و انچه که خدا به تو نمایانده،قضاوت کن.(یعنی در اینجا فقط منحصر به شهود و شواهد ظاهری نباش)

2-پس از علم پیدا کردن به تبانی و جرم خائنان،از آنها حمایت و دفاع نکن و اگر قبل از حصول علم با الهام خداوند،گمان دیگری داشتی و ناخواسته حق را به جانب انها می پنداشتی و طرف دیگر دعوا را مجرم میدانستی ،استغفار کن که خدا هم امرزنده مهربان است.

3-فضل و رحمت خدا به تو و تعلیمات الهی،مانع از اثر بخشی مکر انها در انحراف تو از مسیر صحیح و مانع تحقق خواست انها در وارونه جلوه دادن حق و باطل میشود.

تذکراتی به خاطیان و همه مردم:

1-هر کس مرتکب گناه و ظلمی گردید ، با استغفار از خداوند،خود را مورد آمرزش قرار دهد.

اگر استغفار نکرد (به خدا و دیگران ضرری نزده) بلکه به خود زیان زده است.

و اگر این گناه یا خطای خود را به گردن فرد بی گناهی انداخت و او را متهم کرد؛مرتکب تهمت و گناه اشکاری (علاوه بر گناه اولیه) شده است.

2- خداوند بر همه رفتار و گفتارها و توطئه های شبانه و روزانه و نهان و اشکار شما بیناست و افراد گناهکار و خیانت کار (که کار رشت خود را به گردن بی گناهان میاندازند) را دوست ندارد.

3-از مجرمان و خائنان حمایت نکنید حمایت و همدستی شما شاید در دنیا،سودی بحال انها داشته باشد اما قطعا در قیامت در محضر خدا،یاوری نخواهند داشت.

4-تنها سخنان و جلسات و هماهنگی ها و تدابیری مشمول خیر است که به صدقه(نوع دوستی) یا کارهای معروف و پسندیده یا اصلاح روابط و امور مردم بپردازد و انجام این گون امور برای جلب رضایت خداوند،پاداش عظیم دارد.

5-بعد از مشخص شدن راه هدایت و حقیقت،هر کس با پیامبر و احکام او ستیز نماید و در مسیر دیگری غیر از مسیر مومنین همراه پیامبر،حرکت کند او را در همان مسیر رها کرده (اشاره به ایات دیگری چون کلا نمد هولاء ،من کان یریدالدنیا نوته منها ..)و سرنوشت جهنمی در انتظارش خواهد بود.

درس فراز ایات 105 تا 115:از خائنان و مجرمینی که با تبانی و توطئه، افراد بی گناه را متهم می کنند اصلا حمایت نکنید.

سیدکاظم فرهنگ
farhang Offline
#18 ارسال شده : 1396/09/24 01:00:13 ب.ظ
سید کاظم فرهنگ

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/02/31
ارسالها: 539
Iran (Islamic Republic Of)

26 تشکر دریافتی در 18 ارسال
ترجمه و تفسیر خلاصه آیات 116 تا 126 سوره نسا

گمراهی و سرنوشت جهنمی مشرکین (انها که موجودات تاثیرپذیر را میپرستند یا مطیع شیطانند)

خداوند اين را كه به او شرك آورده شود نمى‏آمرزد و فروتر از آن را بر هر كه بخواهد مى‏ بخشايد و هر كس به خدا شرك ورزد قطعا دچار گمراهى دور و درازى شده است {116}

توصیف رفتار افراد مرتکب گناه شرک: به جاى او جز موجودات منفعل و تاثیرپذیر را [به دعا] نمى‏خوانند و جز شيطان سركش را نمى‏خوانند {117}

توصیف شیطان:{خدا لعنتش كند [وقتى كه] گفت بى‏گمان از ميان بندگانت نصيبى معين [براى خود] برخواهم گرفت {118}

روشهای شیطان:و آنان را سخت گمراه و دچار آرزوهاى دور و دراز خواهم كرد و وادارشان مى‏كنم تا گوشهاى دامها را شكاف دهند (اعمال خرافاتی)و وادارشان مى‏كنم تا آفريده خدا را دگرگون سازند
و[لى] هر كس به جاى خدا شيطان را دوست [خدا] گيرد قطعا دستخوش زيان آشكارى شده است {119}
[آرى] شيطان به آنان وعده مى‏دهد و ايشان را در آرزوها مى‏افكند و جز فريب به آنان وعده نمى‏دهد {120}}

سرنوشت پیروان شیطان:آنان جايگاهشان جهنم است و از آن راه گريزى ندارند {121}

سوال:این آیات به چه گروهی اشاره دارد؟ایا مطابق نظر برخی مفسران،شرک را متوجه رفتار مسلمانان در ایات قبل (105-115)،میکند؟

با توجه به آیه 117و 119 خطاب ایه 116 نمیتواند مربوط به مسلمانان و در ادامه ایات قبل باشد .بلکه خطاب به مشرکین است.
با توجه به اینکه ایه 116فقط یکباردیگر در قران آن هم در همین سوره ایه 48 بیان شده،میتواند در ادامه همان فراز از سوره (آیات 44-57
) باشد.

إِنَّ اللّهَ لاَ يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَن يَشَاء وَمَن يُشْرِكْ بِاللّهِ فَقَدِ افْتَرَى إِثْمًا عَظِيمًا {48}
مسلما خدا اين را كه به او شرك ورزيده شود نمى‏بخشايد و غير از آن را براى هر كه بخواهد مى‏بخشايد و هر كس به خدا شرك ورزد به يقين گناهى بزرگ بربافته است {48}
أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يُزَكُّونَ أَنفُسَهُمْ بَلِ اللّهُ يُزَكِّي مَن يَشَاء وَلاَ يُظْلَمُونَ فَتِيلاً {49}
آيا به كسانى كه خويشتن را پاك مى‏شمارند ننگريسته‏اى [چنين نيست] بلكه خداست كه هر كه را بخواهد پاك مى‏گرداند و به قدر نخ روى هسته خرمايى ستم نمى‏بينند {49}
انظُرْ كَيفَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللّهِ الكَذِبَ وَكَفَى بِهِ إِثْمًا مُّبِينًا {50}
ببين چگونه بر خدا دروغ مى‏بندند و بس است كه اين يك گناه آشكار باشد {50}
أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُواْ نَصِيبًا مِّنَ الْكِتَابِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَالطَّاغُوتِ وَيَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُواْ هَؤُلاء أَهْدَى مِنَ الَّذِينَ آمَنُواْ سَبِيلاً {51}
آيا كسانى را كه از كتاب [آسمانى] نصيبى يافته‏اند نديده‏اى كه به جبت و طاغوت ايمان دارند و در باره كسانى كه كفر ورزيده‏اند مى‏گويند اينان از كسانى كه ايمان آورده‏اند راه‏يافته‏ترند {51}
أُوْلَـئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللّهُ وَمَن يَلْعَنِ اللّهُ فَلَن تَجِدَ لَهُ نَصِيرًا {52}
اينانند كه خدا لعنتشان كرده و هر كه را خدا لعنت كند هرگز براى او ياورى نخواهى يافت {52}

در انجا ضمن بیان خودستایی یهودیان به پاکی و این باور انها که کافران را هدایت یافته تر از مسلمانان دانستند،خداوند با بیان رفتار و باورهای نادرست یهود،اکثر آنها را ملعون و مشرک خواند.سپس به بررسی رفتار جماعت مسلیمن پرداخت و ضمن نکوهش منافقان و غیر مطیعان پیامبر،مومنین را به اطاعت کامل و حضور در صحنه های جهاد،امر نمود و از جداکردن راه انها از پیامبر نهی کرد. سپس در ایه 116 به توصیف اوضاع مشرکین و کافران (که در نظر یهود،بهتر از مسلمانان بودند)پرداخته و انها را نیز گمراه و جهنمی معرفی نمود.در ادامه نیز همانند ایه 57 بهشت و سرنوشت نیکو را مختص به اهل ایمان و عمل صالح میداند.

اهل ایمان و عمل صالح نیز در بهشت خواهند بود.ثواب و عقاب خداوند تابع رفتار افراد است نه دلخواه شما.


و كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‏اند به زودى آنان را در بوستانهايى كه از زير [درختان] آن نهرها روان است درآوريم هميشه در آن جاودانند وعده خدا راست است و چه كسى در سخن از خدا راستگوتر است {122}
[پاداش و كيفر] به دلخواه شما و به دلخواه اهل كتاب نيست هر كس بدى كند در برابر آن كيفر مى‏بيند و جز خدا براى خود يار و مددكارى نمى‏يابد {123}
و كسانى كه كارهاى شايسته كنند چه مرد باشند يا آن در حالى كه مؤمن باشند آنان داخل بهشت مى‏شوند (این قسمت از ایه مشترک با ایه 57 میباشد وَالَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا)و به قدر گودى پشت هسته خرمايى مورد ستم قرار نمى‏گيرند {124}

ایه 123را هم مفسرین در ادامه ایات قبلی(105-114) که داستان حمایت از گروه مجرم خاین و صحنه سازی برای قضاوت بود،دانسته اند و حال انکه به نظر نگارنده، در آن آیات ذکری از یهود و اهل کتاب نبود که در این فراز به ارزوی انها بپردازد بلکه این ایه ارتباط بهتری با همان فراز ایات 44-57 دارد که یهود خود را به پاکی ستوده بود و مشرکان را هدایت یافته تر از مسلمانان دانسته بود.خداوند ضمن نفی این باور یهود،مجددا اعلام میکند که حساب و کتاب و بهشت و جهنم بر مبنای ضابطه ایمان و عمل صالح است نه باورها و ذهنیات یهود یان یا مسلمانان .(با توجه به ایات قبلی،مسلمانان هم بدانند که ملاک سنجش انها اطاعت محض از رسول الله و همراهی با وی در تمامی صحنه های اجتماعی،قضایی و جهاد است)


و دين چه كسى بهتر است از آن كس كه خود را تسليم خدا كرده و نيكوكار است و از آيين ابراهيم حق‏گرا پيروى نموده است و خدا ابراهيم را دوست گرفت {125}

این ایه هم خطابی است به همه مسلمانان،اهل کتاب و مشرکین که ادعای تبعیت از ابراهیم را داشتند،بهترین دین نزد خدا تسلیم محض بودن خدا و نیکوکاری است نه اسم های فرقه ای و ایینی.

و آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است از آن خداست و خدا همواره بر هر چيزى احاطه دارد {126}

درس فراز ایات 115- 126:دین نیکو از نظر خداوند عبارتست از تسلیم محض خدا بودن (به دور از شرک و پیروی از شیطان) و رفتار نیک .بهشت و جهنم تابع این قاعده است نه ارزوها و ذهنیات پیروان ادیان.

سیدکاظم فرهنگ
farhang Offline
#19 ارسال شده : 1396/10/19 06:58:41 ق.ظ
سید کاظم فرهنگ

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/02/31
ارسالها: 539
Iran (Islamic Republic Of)

26 تشکر دریافتی در 18 ارسال
فراز آیات 127-130 تکمیل احکام خانواده و تاکیر برحقوق یتیمان و زنان

و در باره زنان راى تو را مى‏پرسند بگو خدا به شما فتوا مى‏دهد در باره آنان و
[نيز] در باره آنچه در قرآن بر شما تلاوت مى‏شود در مورد زنان يتيمى (دختران یا همسران خانواده متوفی که تحت سرپرستی شما هستند ) كه حق مقرر آنان را به ايشان نمى‏دهيد و به ازدواج با آنان رغبت داريد و [در باره] كودكان ناتوان
و اينكه با يتيمان به قسط رفتار كنيد و هر كار نيكى انجام دهيد قطعا خدا به آن داناست {127}

توضیح:ظاهرا پس از نزول ایات ابتدای سوره و احکامی که در خصوص زنان و ارث انها بیان شده بود،مردان مسلمان سئوالات یا تردیدهایی نسبت به ان احکام داشتند .خداوند ضمن تاکید بر رعایت حقوق زنان در ارث و خانواده،به موضوع رعایت حقوق یتیمان اعم از زنان و فرزندان صغیر نیز تاکید میکند.در انجا اشاره شد که اموال یتیمانی که به سن بلوغ میرسند را بدهید(اعم از پسر و دختر) ،اموال صغیران را نیز با مال خودتون نیامیزید و فقط در صورتیکه تهیدست و نیازمند هستید مطابق عرف،بخشی را برای خود به عنوان سرپرست ،بردارید.

در ایه 3 سوره اشاره شد که اگر با ازدواج با دختران یتیم یا همسر فرد متوفی که الان تحت سرپرستی شماست،بیم دارید که نتوانید به قسط رفتار کنید؛حقوقشان را پرداخت کنید و بازنان دیگر ازدواج نمایید.در این ایه موضوع را تکمیل میکند که ان دختران صغیر یا زن شوهر مرده ای را هم که مایل به ازدواج با انها هستید و به این بهانه حقشان را از ارث نداده و نزد خود نگه داشته اید،باید به قسط وخیر رفتار کنید و حقشان را بدهید.

نکته:عبارات یتامی النساء فقط یکبار در قران بکاررفته که در این ایه است.یتیم:فقدان پدر قبل از بلوغ ،فرد تنها،(کل منفرد)

و اگر زنى از شوهر خويش بيم ناسازگارى يا رويگردانى (از ادای حقوق مقرر زن )داشته باشد بر آن دو گناهى نيست كه از راه صلح با يكديگر به آشتى گرايند كه سازش بهتر است و[لى] بخل در نفوس همه،حضور [و غلبه] دارد ( و مانع از ادای حقوق و گذشت میشود)و اگر نيكى كنيد و پرهيزگارى پيشه نماييد قطعا خدا به آنچه انجام مى‏دهيد آگاه است {128}

ایه قبل توصیه ای بود خطاب به مردان سرپرست یتیمان که حقوق یتیمانی که با انها ازدواج میکنند را به انها پرداخت کنند.این ایه توصیه ای ایست به این زنان که در صورت نگرانی از رویگردانی شوهران از پرداخت کامل حقوق ارثی انها،با گذشت از بخشی از حقشان ،مصالحه نمایند.
البته سایر مفسران این ایه را به ترس زنان از نشوز کلی مردان در روابط زناشویی یا تعدد زوجات مربوط دانسته و با ایه 34 مقایسه نموده اند. اما با توجه به پیوستگی ایات 127 و 128 و نیز کلمه شح نفس که بر بخل و خساست و تنگ نظری مالی تمرکز دارد،به نظر میرسد این ایه را باید مکمل ایه 127 ودر موضوع ادای حقوق مقرر زنان یتیم دانست.


المیزان:زن از بعضی حقوق زناشویی خود صرف نظر کند تا انس و علاقه و توافق شوهر را جلب کند و از جدایی جلوگیری نماید.

و شما هرگز نمى‏توانيد ميان زنان عدالت كنيد هر چند [بر عدالت] حريص باشيد پس به يك طرف يكسره تمايل نورزيد تا آن [زن ديگر] را سرگشته [=بلا تكليف] رها كنيد و اگر سازش نماييد و پرهيزگارى كنيد يقينا خدا آمرزنده مهربان است {129}

ایه 129 نیز در تکمیل و توضیح بیشتر شرط عدالت ذکر شده در ایه 3 سوره است.(تکرار کلمه تعدلوا در دو ایه) که رعایت عدالت مطلق بین چند همسر را ناممکن دانسته اما مردان را موظف به رعایت عدالت نسبی و اجتناب از توجه کامل به یک همسر و بی توجهی کامل به همسر دیگر نموده است.

وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِي الْيَتَامَى فَانكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاء مَثْنَى وَثُلاَثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ {3}
و اگر (با ازدواج) از اجراى عدالت ميان يتيمان بيمناكيد هر چه از زنان [ديگر] كه شما را پسند افتاد دو دو سه سه چهار چهار به زنى گيريد پس اگر بيم داريد كه به عدالت رفتار نكنيد به يك [زن آزاد] يا به آنچه [از كنيزان] مالك شده‏ايد [اكتفا كنيد] اين [خوددارى] نزديكتر است تا به ستم گراييد [و بيهوده عيال‏وار گرديد] {3}

و اگر آن دو از يكديگر جدا شوند خداوند هر يك را از گشايش خود بى‏نياز گرداند و خدا همواره گشايشگر حكيم است {130}

این ایه علیرغم ایات قبلی و ابتدای سوره که به صلح و گذشت زن و شوهر تاکید داشت،جدایی و طلاق را به عنوان راه حل اخر پذیرفته است.
در واقع در صورتیکه توصیه ها و مراحل پیش گفته در ایات قبل موثر نیفتاد (از جمله صلح و گذشت طرفین،انتخاب حکم از خانواده طرفین)
زوجین مجبور به زندگی تلخ و ناسازگار تا اخر عمر نیستند بلکه با جدایی میتوانند زندگی جدیدی را برای خود اغاز نمایند و در این راه به فضل وو سعت خدا نیز امیدوار باشند.

در این فراز عبارات تقوموا بالقسط،تفعلوا من خیر،والصلح خیر،تحسنوا و تتقوا،تصلحوا و تتقوا،رویکرد خداوند در چگونگی مواجهه باهمسران و ایتام را بخوبی نشان میدهد.

درس فراز آیات 127-130:لزوم رعایت تقوا و عدالت و احسان در حقوق ایتام و همسران

سیدکاظم فرهنگ
farhang Offline
#20 ارسال شده : 1396/11/05 12:18:04 ق.ظ
سید کاظم فرهنگ

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/02/31
ارسالها: 539
Iran (Islamic Republic Of)

26 تشکر دریافتی در 18 ارسال
تدبر در ایات و فرازهای سوره نساء:تاکید براجرای عدالت و زعایت حقوق مردم

تدبر در فراز ایات 131 تا 135 سوره نسا

و آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است از آن خداست و ما به كسانى كه پيش از شما به آنان كتاب داده شده و [نيز] به شما سفارش كرديم كه از خدا پروا كنيد و اگر كفر ورزيد [چه باك كه] آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است از آن خداست و خدا بى نياز ستوده[صفات] است {131}

و آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است از آن خداست و خدا بس كارساز است {132}

اى مردم اگر [خدا] بخواهد شما را مى‏برد و ديگران را [پديد ] مى‏آورد و خدا بر اين [كار] تواناست {133}

هر كس پاداش دنيا بخواهد پاداش دنيا و آخرت نزد خداست و خدا شنواى بيناست {134}


اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد پيوسته به عدالت قيام (عمل)كنيد و براى خدا گواهى دهيد هر چند به زيان خودتان يا [به زيان] پدر و مادر و خويشاوندان [شما] باشد
اگر [يكى از دو طرف دعوا] توانگر يا نيازمند باشد باز خدا به آن دو [از شما] سزاوارتر است پس از پى هوس نرويد كه [درنتيجه از حق] عدول كنيد

و اگر به انحراف گراييد(در شهادت،حقیقت را تحریف نمایید) يا اعراض نماييد (از گواهی به حقیقت)قطعا خدا به آنچه انجام مى‏دهيد آگاه است {135}

آیات 131تا134 را معمولا در تفاسیر در ادامه ایات 127 تا 130 که به روابط با همسران و ایتام اختصاص داشت،محسوب میکنند.
اما با توجه به تاکید بر سفارش به تقوا با توجه به مالکیت مطلق خداوند بر آسمانها وزمین و نکوهش دنیا طلبی در آیه 134،این فراز با آیات بعد خود از جمله 135 و139 نیز مرتبط است.ریشه شهادت دروغ یا عدم رفتار به عدالت و نیز رفتارهای منافقانه که عزت و قدرت را نزد کافران می پندارند،در دنیا طلبی است همچنانکه تضییع حقوق همسران و ایتام در ارث نیز ریشه در مال دوستی دارد و خداوند در این فراز با تاکید سه باره بر مالکیت خداوند برهمه جهان هستی،مخاطبان خود را به پروا از خدا و رعایت عدالت و حقوق دیگران توصیه میکند.

نکته:ایه نخست سوره نسا يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً كَثِيرًا وَنِسَاء
نیز بارعایت تقوا نسبت به هم نوعان بشری و یاداوری این موضوع که نسل انسانها از یک پدر ومادر گسترش یافته،اغاز شده بود و در طول سوره نیز مصادیق مختلف خانوادگی و اجتماعی انرا برشمرده و به رعایت حقوق سایرین توصیه کرده است.

با عنایت به توضیحات فوق،کل آیات 127 تا 135 را در یک فراز قرار داده،عصاره آنرا بشرح زیر ثبت می کنیم:

عصاره فراز آیات 127-135:مالکیت جهان از آن خداست.پس با پروای از خدا،عدالت را در روابط با همسران ،ایتام و سایر مردم همواره رعایت نمایید.

سیدکاظم فرهنگ
farhang Offline
#21 ارسال شده : 1396/12/02 07:27:42 ب.ظ
سید کاظم فرهنگ

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/02/31
ارسالها: 539
Iran (Islamic Republic Of)

26 تشکر دریافتی در 18 ارسال
تدبر در فرازآیات 136 تا 147 سوره نساء:منافقان،بخاطر دنیا طلبی،روابطشان را با کافران حفظ می کنند.


اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد به خدا و پيامبر او و كتابى كه بر پيامبرش فرو فرستاد و كتابهايى كه قبلا نازل كرده بگرويد و هر كس به خدا و فرشتگان او و كتابها و پيامبرانش و روز بازپسين كفر ورزد در حقيقت دچار گمراهى دور و درازى شده است {136}

كسانى كه ايمان آوردند سپس كافر شدند و باز ايمان آوردند سپس كافر شدند آنگاه به كفر خود افزودند قطعا خدا آنان را نخواهد بخشيد و راهى به ايشان نخواهد نمود {137}

در آیه 136،خداوند افرادی را که به نام مسلمان در دور پیامبر گرد امده اند،به ایمان قلبی به خدا و رسول و قران و کتب آسمانی قبلی امر میکند

پیش از این هم در آیه 60و65 به مسلمانی که فکر میکردند با اقرار زبانی به قران و کتب قبلی ایمان اوره اند،هشدار داد که ایمان لوازمی دارد و با داوری خواستن از کفر جمع نمیشود بلکه نشان عملی ایمان،ارجاع داوری ها و حکمیت ها به پیامبر و رضایت به حکم صادره است.

مراد ایه 137 از ایمان و کفر چند باره، با توجه به ایات بعد که منافقین را در شمار کافران محسوب کرده و انها را مذبذب و سرگردان بین مسلمانان و کفار معرفی کرده، می تواند همان رفتار منافقین در همراهی های ظاهری متناوب با اسلام وکفر باشد.



به منافقان خبر ده كه عذابى دردناك [در پيش] خواهند داشت {138}

همانان كه غير از مؤمنان كافران را دوستان [خود] مى‏گيرند آيا سربلندى را نزد آنان مى‏جويند [اين خيالى خام است] چرا كه عزت همه از آن خداست {139}

و البته [خدا] در كتاب [قرآن] بر شما نازل كرده كه هر گاه شنيديد آيات خدا مورد انكار و ريشخند قرار مى‏گيرد با آنان منشينيد تا به سخنى غير از آن درآيند چرا كه در اين صورت شما هم مثل آنان خواهيد بود خداوند منافقان و كافران را همگى در دوزخ گرد خواهد آورد {140}


همانان كه مترصد شمايند پس اگر از جانب خدا به شما فتحى برسد مى‏گويند مگر ما با شما نبوديم و اگر براى كافران نصيبى باشد مى‏گويند مگر ما بر شما تسلط نداشتيم و شما را از [ورود در جمع] مؤمنان باز نمى‏داشتيم پس خداوند روز قيامت ميان شما داورى مى‏كند و خداوند هرگز بر [زيان] مؤمنان براى كافران راه [تسلطى] قرار نداده است {141}
(مشابه آیات 72و73)

منافقان با خدا نيرنگ مى‏كنند و حال آنكه او با آنان نيرنگ خواهد كرد و چون به نماز ايستند با كسالت برخيزند با مردم ريا مى‏كنند و خدا را جز اندكى ياد نمى‏كنند {142}


ميان آن [دو گروه] دو دلند نه با اينانند و نه با آنان و هر كه را خدا گمراه كند هرگز راهى براى [نجات] او نخواهى يافت {143}

اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد به جاى مؤمنان كافران را به دوستى خود مگيريد آيا مى‏خواهيد عليه خود حجتى روشن براى خدا قرار دهيد {144}

آرى منافقان در فروترين درجات دوزخند و هرگز براى آنان ياورى نخواهى يافت {145}

مگر كسانى كه توبه كردند و [عمل خود را] اصلاح نمودند و به خدا تمسك جستند و دين خود را براى خدا خالص گردانيدند كه [در نتيجه] آنان با مؤمنان خواهند بود و به زودى خدا مؤمنان را پاداشى بزرگ خواهد بخشيد {146}

آیات 138-147

منافقان عذابی دردناک در پایین ترین درجات جهنم دارند و یاوری نیز نخواهند داشت بخاطر رفتارهایشان مگر انهایی که توبه و جبران نمایند.پس ای مسلمانان شما ،از این رفتار برحذر باشید و بجای اتکا بر مسلمین،بردشمنان دین تان اعتماد نکنید.

برشمردن برخی صفات و رفتار منافقان:

1-بخاطر بهره مندی ازمنافع مادی و قدرت و عزت ظاهری، بجای اعتماد بر مومنان ،با کافران (که دشمن مسلمانند)روابط دوستانه برقرار می کنند روابطی در حد اعتماد و تاثیر پذیری از انها علیه اسلام و مسلمانان

2-این منافقان از انجا که اعتقاد لبی به اسلام و پیامبر ندارند و تنها برای حفظ ظاهر در لشکر اسلام قرار گرفته اند،در راستای روابط دوستانه خود با کافران و دشمنان اسلام،از حضور در مجالسی که آیات قران و پیامبر و عقاید مسلمانان را استهزا می کنند ،ابایی ندارند و حال انکه قبلا دستور خدا مبنی بر ترک اینگونه محافل و فضاها ابلاغ شده و همراهی با انها،شما را هم درجرگه کفار قرار میدهد.

3-همواره مترصد نتیجه جنگها و چالشهای بین مسلمانان و کفار هستند تا با برنده،اعلام همکاری و همراهی کنند (اینها دنبال منافع و غنایم مادی هستند)حال انکه در اخرت که سرای باقی است،خداوند حکم میکند و در انجا مومنین همواره فاتح اند و کافرین،فتح و تسلطی بر مومنان ندارند.

4-میخواهند با خدا هم نیرنگ کنند.نمازها و عبادات ظاهری را از روی بی میلی و به قصد تظاهر انجام میدهند و خدارا یاد نمی کنند جز کمی.خدا هم نیرنگشان را به خودشان برمیگرداند.

5-بین کفر و اسلام مرددند .نه با اینها هستند نه با انها.بلکه تابع مقتضیات مصالح و منافع، به هرکدام نزدیک یا دور میشوند.

در آیات 138 و 145 خداوند ،منافقان را به عذاب دردناک جهنم وعده داد. در ایه 146 افرادی را که توبه نموده و جبران نمایند و خالصانه برای خدا دینداری نمایند،از این عذاب استثنا کرد و انها را در جرگه مومنان به پاداشی عظیم بشارت داد.

ایه 147 توضیحی برای ایات قبل است که خداوند نیازی یا تمایلی به عذاب شما ندارد بلکه رفتار خودشماست که شما را مستحق عذاب میکند.
اگر شاکر باشید و واقعا ایمان بیاورید دلیلی برای عذاب شما وجود ندارد.


درس فراز آیات 136-147:ای مسلمان نما ها ایمان واقعی بیاورید و از صفات منافقان و اتکا بر کافران با رویکرد فرصت طلبی بپرهیزید.

سیدکاظم فرهنگ
farhang Offline
#22 ارسال شده : 1397/01/10 08:18:14 ب.ظ
سید کاظم فرهنگ

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/02/31
ارسالها: 539
Iran (Islamic Republic Of)

26 تشکر دریافتی در 18 ارسال
تدبر در سوره نسا-منع از بدگویی علیه دیگران جز علیه ظالم

لاَّ يُحِبُّ اللّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوَءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلاَّ مَن ظُلِمَ وَكَانَ اللّهُ سَمِيعًا عَلِيمًا {148}

خداوند بانگ برداشتن به بدزبانى را دوست ندارد مگر [از] كسى كه بر او ستم رفته باشد و خدا شنواى داناست {148}

إِن تُبْدُواْ خَيْرًا أَوْ تُخْفُوهُ أَوْ تَعْفُواْ عَن سُوَءٍ فَإِنَّ اللّهَ كَانَ عَفُوًّا قَدِيرًا {149}

اگر خيرى را آشكار كنيد يا پنهانش داريد يا از بديى درگذريد پس خدا درگذرنده تواناست {149}

همانطور که ملاحظه میشود در آیه 148 تاکید بر اشکار کردن(جهر) گفتار سوئ واشاعه ان در جامعه است تا اصل خود بدی.

يعني افشاي بدي هاي ديگران مجاز نيست مگر وقتي كه شما براي گرفتن حق خود و دادخواهي از كسيكه به شما ظلم كرده ،مجبور به بيان بدي هاي وي شويد
یعنی اصل بر عدم افشاگری بدی های دیگران است جز مظلوم در ستاندن حق خویش از ظالم

عصاره آیات 148 و149 :منع از آشکار کردن بدگویی در جامعه و دعوت به نیکی و گذشت از بدیها


جهت مطالعه بیشتر در خصوص نظرات مفسرین در این ایه به لینک زیر مراجعه نمایید

بدی های دیگران را فاش نکنید جز ..

ویرایش بوسیله کاربر 1397/01/10 08:41:46 ب.ظ  | دلیل ویرایش: edit

سیدکاظم فرهنگ
farhang Offline
#23 ارسال شده : 1397/01/17 06:32:38 ب.ظ
سید کاظم فرهنگ

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/02/31
ارسالها: 539
Iran (Islamic Republic Of)

26 تشکر دریافتی در 18 ارسال
تدبر در آیات 150 تا 162 سوره نساء:


كسانى كه به خدا و پيامبرانش كفر مى‏ورزند و مى‏خواهند ميان خدا و پيامبران او جدايى اندازند (یعنی بعضی از پیامبران را،فرستاده خدا نمی دانند)و مى‏گويند ما به بعضى ايمان داريم و بعضى را انكار مى‏كنيم و مى‏خواهند ميان اين [دو] راهى براى خود اختيار كنند {150}

آنان در حقيقت كافرند و ما براى كافران عذابى خفت‏آور آماده كرده‏ايم {151}

و كسانى كه به خدا و پيامبرانش ايمان آورده و ميان هيچ كدام از آنان فرق نمى‏گذارند به زودى [خدا] پاداش آنان را عطا مى‏كند و خدا آمرزنده مهربان است {152}

عصاره آیات 150-152:کفر به برخی رسولان الهی همان کفر به خدا و موجب عذاب است.تنها ایمان به همه رسولان،نجات دهنده است.


اهل كتاب از تو مى‏خواهند كه كتابى از آسمان [يكباره] بر آنان فرود آورى (اما با توجه به سوابق رفتاری انها در زیر،ایمان نخواهنداورد)

1- از موسى بزرگتر از اين را خواستند و گفتند خدا را آشكارا به ما بنماى پس به سزاى ظلمشان صاعقه آنان را فرو گرفت‏

2-سپس بعد از آنكه دلايل آشكار برايشان آمد گوساله را [به پرستش] گرفتند و ما از آن هم درگذشتيم و به موسى برهانى روشن عطا كرديم {153}

3-و كوه طور را به يادبود پيمان [با] آنان بالاى سرشان افراشته داشتيم

4-و به آنان گفتيم سجده‏كنان از در درآييد

5-و [نيز] به آنان گفتيم در روز شنبه تجاوز مكنيد و از ايشان پيمانى استوار گرفتيم {154}

پس به [سزاى] پيمان‏ شكنى ‏شان

6-و انكارشان نسبت به آيات خدا و

7-كشتار ناحق آنان [از] انبيا و

8-گفتارشان كه دلهاى ما در غلاف است [لعنتشان كرديم]

بلكه خدا به خاطر كفرشان بر دلهايشان مهر زده و در نتيجه جز شمارى اندك [از ايشان] ايمان نمى ‏آورند {155}

و [نيز] به سزاى كفرشان و 9-آن تهمت بزرگى كه به مريم زدند {156}

10-و گفته ايشان كه ما مسيح عيسى بن مريم پيامبر خدا را كشتيم و حال آنكه آنان او را نكشتند و مصلوبش نكردند{ ليكن امر بر آنان مشتبه شد و كسانى كه در باره او اختلاف كردند قطعا در مورد آن دچار شك شده‏اند و هيچ علمى بدان ندارند جز آنكه از گمان پيروى مى‏كنند و يقينا او را نكشتند {157}

بلكه خدا او را به سوى خود بالا برد و خدا توانا و حكيم است {158}

و از اهل كتاب كسى نيست مگر آنكه پيش از مرگش حتما به او ايمان مى‏ آورد و روز قيامت [عيسى نيز] بر آنان شاهد خواهد بود {159}}

11-پس به سزاى ستمى كه از يهوديان سر زد و 12-به سبب آنكه [مردم را] بسيار از راه خدا باز داشتند چيزهاى پاكيزه‏اى را كه بر آنان حلال شده بود حرام گردانيديم {160}

13-و [به سبب] رباگرفتنشان با آنكه از آن نهى شده بودند و به ناروا مال مردم خوردنشان و ما براى كافران آنان عذابى دردناك آماده كرده‏ايم {161}

ليكن راسخان آنان در دانش و مؤمنان به آنچه بر تو نازل شده و به آنچه پيش از تو نازل گرديده ايمان دارند و خوشا بر نمازگزاران و زكات‏دهندگان و ايمان‏آورندگان به خدا و روز بازپسين كه به زودى به آنان پاداشى بزرگ خواهيم داد {162}

عصاره فراز آیات 153-162:اهل کتاب با توجه به سوابق رفتار و عقایدشان جز تعدادکمی به تو ایمان نمیاورند.و درخواست نزول یکباره قران ،صرفا بهانه است.

سیدکاظم فرهنگ
farhang Offline
#24 ارسال شده : 1397/02/05 03:09:54 ب.ظ
سید کاظم فرهنگ

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/02/31
ارسالها: 539
Iran (Islamic Republic Of)

26 تشکر دریافتی در 18 ارسال

تدبر در آیه۱۵۹ سوره نساء :منظور از ايمان آوردن به او قبل از مرگش چيست؟مرگ خودش يا عيسي؟

وَإِن مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ إِلاَّ لَيُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكُونُ عَلَيْهِمْ شَهِيدًا {۱۵۹}

👈👈در ترجمه وتفسیر این آیه ،نظرات متفاوتی ارایه شده است.جهت فهم بهتر آیه،تامل دقیق تری نماییم:

👈در این آیه چهار ضمیر وجود دارد که مرجع انها در آیه بصراحت ذکر نشده و باید مشخص شود:

به،قبل موته،یکون،علیهم


با مراجعه و تامل در ایات قبل،(۱۵۲ به بعد)مشخص است که موضوع آیات ،افعال و اقوال اهل کتاب و قوم بنی اسراییل خطاب به پیامبر است.(یسالک اهل الکتاب..)آیات ۱۵۸ و ۱۵۷ به قول یهودیان اشاره دارد که معتقدند عیسی را به دار اویخته و کشته اند.اما خداوند چندبار با قاطعیت ،این موضوع را رد کرده و بیان میکند که این امر برانها مشتبه شده و اقوال موجود در مورد قتل عیسی بر اساس ظن و گمان است نه علم یقینی .عیسی نمرده بلکه خدا او را به سوی خدا بالابرده است.

👈ضمیر در قبل موته:هم میتواند به تک تک اهل کتاب اشاره کند که قبل از مرگشان ایمان میاورند و هم میتواند به همان مرجع ضمیر لیومنن به یعنی ان فرد یا چیزی که به او ایمان میاورند، برگردد.

در حالت نخست،باین معناست که اهل کتاب یا در طول حیات خود و یا در لحظات سخت مرگ خود،ایمان میآورند.باتوجه به عدم ثبت گزارشات موثقی از ایمان اوردن حین موت تعدادکثیری از اهل کتاب که در این ۱۴۰۰ سال زیسته اند و نیز مقبول نبودن چنین ایمانهایی(ایمان در لحظه مرگ یا نزول عذاب) در فرهنگ قران،این احتمال مورد قبول نمی باشد.
لذا پس از منتفی شدن این احتمال، تنها برداشت محتمل آن است که مرجع ضمیر قبل موته با ضمیر مرجع لیومنن به یکی باشد که با توجه به اشارات آیات قبل و نظرات موجود مفسرین،متعلق ایمان میتواند احتمالات زیر باشد:

الف:عیسی و زنده بودنش:

اگر آیه ۱۵۹ را در ادامه آیات قبل بدانیم (که محتمل ترین گزینه هم همین است یعنی آیه ۱۵۹ جمله ای معترضه در توضیح و تکمیل دو آیه قبل است.) ضمیر ه در لیومنن به به عیسی و عدم قتل او برمیگردد.یعنی افرادی که از روی ظن و گمان و بدون یقین به مرگ عیسی باور داشتند، بالاخره زمانی به اشتباه خود پی خواهند برد و به زنده بودن او ایمان خواهند اورد.
هم چنین با توجه به اینکه در ایات قبل صحبت از عدم قتل عیسی و بالا رفتن او نزد خدا مطرح است،مناسبت دارد که کلمه موت آیه ۱۵۹ را مرتبط با عیسی و در تکمیل مدعای آیات زنده بودن عیسی قلمداد نماییم.

ب:پیامبر اسلام:یعنی هر اهل کتابی ،قبل از مرگ پیامبر اسلام،به ایشان میاورد که چنین رویداد تاریخی ثبت نشده است. این احتمال از انجا مطرح شده که در ایات ۱۵۳ ، ۱۵۵ و ۱۶۲ موضوع ایمان نیاوردن اکثریت اهل کتاب به پیامبر اسلام مطرح شده است.

ج:قران:این احتمال با توجه به جمله اول آیه ۱۵۳ مطرح میشود که اهل کتاب از پیامبر میخواهند بجای قران که بتدریج و در قالب ایات کوتاه وبلند نازل شده،کتابی یکجا از آسمان فرود آید.در این حالت بقیه جملات و ایات تا ابتدای آیه ۱۵۹،حالت پرانتزی و معترضه خواهند داشت. لذا در ایه ۱۵۹ هم به ایمان اهل کتاب به قران اشاره میکند. باتوجه به توضیحات قبلی که ضمیر قبل موته،همان متعلق ایمان است ،و موت برای قران هم معنا ندارد،لذا این احتمال هم منتفی است.

بنابراین،ضمیر در قبل موته به عیسی ع و در لیومنن به به زنده بودن ایشان برمیگردد.و این موید زنده بودن عیسی و بازگشت مجددش به زمین و مرگش در ان زمان میباشد.و ترجمه جمله این خواهد شد:هریک از اهل کتاب(حاضر در زمان رجعت عیسی و مرگش) مصلوب نشدن وی (که باور همیشگی اهل کتاب بود)را خواهد پذیرفت.

👈با مشخص شدن مرجع ضمایر جمله اول ایه،جمله دوم نیز شفاف تر شده و دو احتمال میتوان طرح نمود:

الف:عیسی در روز قیامت بر اعمال و عقاید اهل کتاب گواه خواهد بود.یعنی فاعل یکون،همان موضع ایمان در لیومنن به میباشد.

در این حالت با توجه به آیه ۱۱۷ سوره مائده که عیسی ع فقط گواه بر مردمی است که با انها قبل از توفی خود زندگی کرده ،لذا بر علیه بنی اسراییل معاصر خود که به قتل او همت کردند و مصلوب شدن عیسی را بدون علم پذیرفتند، گواهی میدهد.

مَا قُلْتُ لَهُمْ إِلاَّ مَا أَمَرْتَنِي بِهِ أَنِ اعْبُدُواْ اللّهَ رَبِّي وَرَبَّكُمْ وَكُنتُ عَلَيْهِمْ شَهِيدًا مَّا دُمْتُ فِيهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنِي كُنتَ أَنتَ الرَّقِيبَ عَلَيْهِمْ وَأَنتَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ {۱۱۷}
جز آنچه مرا بدان فرمان دادى [چيزى] به آنان نگفتم [گفته ‏ام] كه خدا پروردگار من و پروردگار خود را عبادت كنيد و تا وقتى در ميانشان بودم بر آنان گواه بودم پس چون روح مرا گرفتى تو خود بر آنان نگهبان بودى و تو بر هر چيز گواهى {۱۱۷}

ب:هریک از افراد اهل کتاب که زمان رجعت عیسی و زنده بودن او را درک میکند،علیه عقاید نادرست پیشینیان خود گواهی خواهد داد.بعبارت دیگر در این حالت،فاعل یکون،همان احد من اهل الکتاب و فاعل لیومنن می باشد.

با توجه به سیاق ایات هر دو احتمال میتواند درست باشد اما با لحاظ کردن سوره های دیگر قران از جمله مائده که مقام شهادت انبیا ثابت شده است،احتمال نخست قابل قبول تر به نظر میرسد.

لذا ترجمه نهایی آیه باین صورت خواهد بود:
هریک از اهل کتاب(حاضر در زمان رجعت عیسی و مرگش) مصلوب نشدن وی (که باور همیشگی اهل کتاب بود)را باور خواهد کرد و عیسی ع نیز بر علیه اهل کتاب معاصر خود(بخاطر اهتمام شان به قتل عیسی و قول وباور انها به مصلوب شدن عیسی) گواهی خواد داد.


سیدکاظم فرهنگ
farhang Offline
#25 ارسال شده : 1397/03/03 02:39:27 ب.ظ
سید کاظم فرهنگ

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/02/31
ارسالها: 539
Iran (Islamic Republic Of)

26 تشکر دریافتی در 18 ارسال
تدبر در سوره نساء آیات 163-170 :تفسیر خلاصه سوره نسا

ما همچنانكه به نوح و پيامبران بعد از او وحى كرديم به تو [نيز] وحى كرديم و به ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط و عيسى و ايوب و يونس و هارون و سليمان [نيز] وحى نموديم و به داوود زبور بخشيديم {163}

و پيامبرانى [را فرستاديم] كه در حقيقت [ماجراى] آنان را قبلا بر تو حكايت نموديم و پيامبرانى [را نيز برانگيخته‏ايم] كه [سرگذشت] ايشان را بر تو بازگو نكرده‏ايم و خدا با موسى آشكارا سخن گفت {164}

رپيامبرانى كه بشارتگر و هشداردهنده بودند تا براى مردم پس از [فرستادن] پيامبران در مقابل خدا [بهانه و] حجتى نباشد و خدا توانا و حكيم است {165}

ليكن خدا به [حقانيت] آنچه بر تو نازل كرده است گواهى مى‏دهد [او] آن را به علم خويش نازل كرده است و فرشتگان [نيز] گواهى مى‏دهند و كافى است‏خدا گواه باشد {166}

بى‏ترديد كسانى كه كفر ورزيدند و [مردم را] از راه خدا باز داشتند به گمراهى دور و درازى افتاده ‏اند {167}

كسانى كه كفر ورزيدند و ستم كردند خدا بر آن نيست كه آنان را بيامرزد و به راهى هدايت كند {168}

مگر راه جهنم كه هميشه در آن جاودانند و اين [كار] براى خدا آسان است {169}

اى مردم آن پيامبر [موعود] حقيقت را از سوى پروردگارتان براى شما آورده است پس ايمان بياوريد كه براى شما بهتر است و اگر كافر شويد [بدانيد كه] آنچه در آسمانها و زمين است از آن خداست و خدا داناى حكيم است {170}

عصاره فراز آیات163-170:جریان نزول وحی و ارسال رسل سنت همیشگی خدا برای اتمام حجت برمردم بوده است.انان که رسالت پیامبر را انکار و مردم را از راه خدا بازمیدارند گمراه و در جهنم خواهند بود.پس باوایمان بیاورید که برای تان بهتر است
سیدکاظم فرهنگ
کاربرانی که در حال مشاهده انجمن هستند
Guest
2 صفحه12>
جهش به انجمن  
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن نمی باشید.

قدرت گرفته از YAF 1.9.6.1 | YAF © 2003-2018, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 1.325 ثانیه ایجاد شد.
logo-samandehi