logo
پر بازدید ترین عناوین تالار از ابتدا: مطالب زیبا با آیات (تعداد مشاهده:197699)    آیا زنان کفار که به اسارت مسلمانان در می آیند بر مسلمانان حلال میشوند و زناشویی با آنها اشکال ندارد (تعداد مشاهده:171503)    ایه 59 سوره احزاب(حجاب):زنان مسلمان،جلباب(روپوش) رابه بدن خود نزدیک کنند تا مورد اذیت قرار نگیرند (تعداد مشاهده:168558)    اوقات نماز های یومیه در قران (تعداد مشاهده:112600)      پر بازدید ترین عناوین سه ماه گذشته: ايا جهاد و هجوم ابتدايي در قران تجويز شده است يا فقط جهاد دفاعي بيان شده است؟    فتنه در قران چه مفهومی دارد؟ چرا فتنه شدیدتر از قتل عنوان شده است؟    تا زمانيكه دشمنتان بر عهد خود وفادار است، شما هم وفادار باشيد. شرایط مقابله به مثل با عهدشکنان    وظیفه خانواده و جامعه در تسهیل ازدواج :مردان و زنان بي همسر را همسر دهيد             

توجه

Icon
Error

2 صفحه<12
ali Offline
#26 ارسال شده : 1404/03/19 08:13:00 ق.ظ
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, Administrators, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 2,330

تشکرها: 4 بار
29 تشکر دریافتی در 29 ارسال
ادامه نكات تفسيري ايه وواعدنا از تفسير تسنيم

﴿فَتَمَّ ميقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعينَ لَيْلَةً﴾

مطلب بعدي درباره ميقات است .
فرق ميقات و وقت اين است..
وقت ظرف زمان است براي كار.
ولي ميقات آن ظرف معيّن شده تحديد شده تعيين شده براي كار مخصوص است اگر با اندازه معيّن با قدر معيّن از وقت را تبيين كند آن وقت مي‌شود ميقات اگر با قدر و اندازه معيّن نباشد مي‌شود وقت آزاد پس اگر معيّن و محدود باشد مي‌شود ميقات و اگر محدود نباشد رها باشد مي‌شود وقت.

مطلب ديگر آن است كه ميقات هم به معناي مكاني است كه محدود است براي كار هم به معناي زماني است كه محدود است براي كار لكن آنچه كه از كلمه ميقات در قرآن كريم استعمال شده است فقط ناظر به ظرف زمان است ﴿يَسْئَلُونَكَ﴾ چه جمعش چه مفردش ﴿يَسْئَلُونَكَ عَنِ اْلأَهِلَّةِ قُلْ هِيَ مَواقيتُ لِلنّاسِ وَالْحَجِّ﴾ يا قيامت را فرمود: ﴿ إِنَّ الْأَوَّلِينَ وَالآخِرِينَ ٭ لَمَجْمُوعُونَ إِلَي مِيقَاتِ يَوْمٍ مَعْلُومٍ ﴾ يا در جريان سحره فرعون كه با موساي كليم خواستند مبارزه كنند ﴿ مِيقَاتِ يَوْمٍ مَعْلُومٍ ﴾ شد ﴿ إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ مِيقَاتُهُمْ أَجْمَعِينَ ﴾ است و مانند آن .
ميقات به معناي ظرف مكان در قرآن كريم استعمال نشده و هر چه استعمال شده مربوط به ظرف زمان است.

اما آن ميقاتي كه ظرف مكان است ميقات حج نيست ميقات احرام است حج كه ميقات ندارد حج اشهر حج دارد كه مواقيت است و ظرف زمان است قرآن هم آن را بيان كرده ﴿ يَسْألونَكَ عَنِ الْأَهِلَّةِ قُلْ هِيَ مَوَاقِيتُ لِلنَّاسِ وَالحَجِّ ﴾
آن ميقاتي كه مطرح است ميقات احرام است نه ميقات حج .

گاهي عمره است گاهي حج است ولي ميقات براي احرام است كه ظرف مكان است و مشخص است و در قرآن البته ميقات به آن معنا استعمال نشده [است]


و اين چهل شبانه روز وجود مبارك موساي كليم چهل شب بود نه اينكه چهل تا روز داشت چهل تا شب داشت و حضرت شبانه با خدا صحبت مي‌كرد روز هم با خدا صحبت مي‌كرد شب هم با خدا صحبت مي‌كرد وقتي كه روز آدم كار سحر را بكند چنين روزي پربركت است مي‌شود شب.
آن كه شب هم مثل روز گرفتار سبح طويل است او شب ندارد اصلاً
. آن هم روز است آن بيچاره‌اي كه شبش مثل روز است او اصلاً شب ندارد آن سعادتمندي كه روزش مثل شب است او هميشه شب است و نوع بركاتي كه ذات اقدس الهي در قرآن كريم ياد مي‌كند همه‌اش در شب است اگر نزول قرآن است در شب است ليله قدر است در شب است اگر معراج پيغمبر است در شب است
خب وجود مبارك موساي كليم (سلام الله عليه) كه ضيف رحمان بود در اين چهل شبانه روز نه خوابي داشت و نه غذايي و جز مناجات چيز ديگر نداشت اين فرشته‌منش بود فرشته غذايشان چيست؟ تسبيح است ديگر خوابي ندارد و خب وجود مبارك موساي كليم (سلام الله عليه) چهل شبانه روز در حد فرشته زندگي كرد چنين اربعيني سبب نزول آن تورات است كه فرمود ﴿تَفْصِيلاً لِكُلِّ شَيْ‌ءٍ﴾


﴿وَقالَ مُوسي ِلأَخيهِ هارُونَ اخْلُفْني في قَوْمي﴾

مطلب مهم در اينجا اين است كه وجود مبارك موساي كليم (سلام الله عليه) براي همين چهل شبانه روز ضيافت الهي حاضر نشد كه امت را بدون رهبر رها كند
﴿وَقالَ مُوسي ِلأَخيهِ هارُونَ اخْلُفْني﴾ مشخص بكند كه اين برادر منظور شخص هارون است ديگري نيست فرمود تو خليفه من باش قائم مقام و جانشين من باش در بين قوم من خب.
و نحوه خلافت هم به همين است كه اصلاح بكني جامعه را .
معلوم مي‌شود كه آن مستخلف‌عنه يعني خود موساي كليم (سلام الله عليه) غير از مسائل تربيت غير از مسائل تذكيه و تعليم كه كار اولي انبياست ﴿يُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُزَكِّيهِمْ﴾ وظيفه مهم‌تري كه دارند آن است كه اصلاح جامعه است اين مي‌شود حكومت و رهبري و قيادت و مانند آن.
و كساني هم كه در جامعه فساد مي‌كنند يا به فساد دامن مي‌زنند شما حرفهاي آنها را نپذيريد و مسير آنها را ادامه ندهيد.

خب پس اصل خلافت اهميتش روشن مي‌شود ولو براي مدت چهل روز هم كه شد براي خود قائم مقام فراهم كرد اين يك،

دوم اينكه چگونه هارون با اينكه پيغمبر بود و صاحب وحي بود حالا شده خليفه وجود مبارك موساي كليم؟ سرّش آن است كه گرچه هر دو از جهت رسالت سمت داشتند و خداوند به هر دو فرمود ﴿ اذْهَبَا ﴾گاهي فرمود ﴿ اذْهَبَا إِلَي فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَي ﴾ گاهي فرمود ﴿ اذْهَبَا ﴾ برويد آيات من با شما هست اين ﴿ إِنَّنِي مَعَكُمَا أَسْمَعُ وَأَرَي ﴾ برويد و در جمع كه شديد من با شما هستم حتي دشمنهاي شما را هم مي‌بينم و وجود مبارك موساي كليم هم از ذات اقدس الهي درخواست كرد كه شما برادرم هارون را به عنوان وزير اعزام بكنيد كه من تنها نباشم همه اين خواسته‌ها را ذات اقدس الهي برآورده كرد و به هارون سمت داد وقتي موسي عرض كرد ﴿وَاجْعَلْ لي وَزيرًا مِنْ أَهْلي هَارونَ أخي ٭ اشْدُدْ بِهِ أَزْري ٭ وَأَشْرِكْهُ في أَمْري﴾ يعني در امر من او را شريك قرار بده ﴿كَيْ نُسَبِّحَكَ كَثيرًا ٭ وَنَذْكُرَكَ كَثيرًا ٭ إِنَّكَ كُنْتَ بِنا بَصيرًا﴾
آن‌گاه خدا فرمود: ﴿قالَ قَدْ أُوتيتَ سُؤْلَكَ يا مُوسي﴾ همه اين پيشنهادها عمل شد هرچه خواستي عمل شد داده شدي گفتيم هارون شريك امر تو باشد ما او را شريك امر تو كرديم

خب پس ‌هارون (سلام الله عليه) صاحب وحي بود صاحب نبوت بود صاحب رسالت بود و مانند آن.
اما ديگر چطور خليفه موساي كليم باشد؟
در اينجا آن مسئله رهبري مطرح است كه گرچه هارون (سلام الله عليه) نبي‌الله است رسول‌الله است اما امام مسلمين نيست امام امت نيست جامعه كه ديگر دوتا امام نخواهد داشت امام يعني قائد رهبر امامت به معناي رهبري و قيادت آن فقط به عهده موساي كليم بود چون به عهده موساي كليم بود و وجود مبارك هارون (سلام الله عليهما) از اين جهت جزء امتان موساي كليم بود با اينكه خودش پيغمبر بود و رسول بود الآن كه وجود مبارك موساي كليم (سلام الله عليه) دارند به ضيافت الله مي‌روند يك كسي بايد قائم مقام ايشان باشد در رهبري . لذا سخن از تعليم و تربيت و تذكيه نيست براي اينكه اين در زمان خود موساي كليم هم بود با اينكه موساي كليم بود.

ali Offline
#27 ارسال شده : 1405/02/29 02:55:47 ب.ظ
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, Administrators, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 2,330

تشکرها: 4 بار
29 تشکر دریافتی در 29 ارسال

🔹 یکی از دستورهای دینی ما در دهه نخست ذی ‌حجه این است که بین نماز مغرب و عشاء دو رکعت نماز بخوانیم و بعد از «حمد» و سوره «توحید»، آیه ﴿وَ وَاعَدْنَا﴾ را بخوانیم.
این دستور برای کسی است که آن عمل سی روز گذشته را انجام داده است! گرچه برای همه این فیض و ثواب هست؛ اما خصوصیت برای کسانی است که در ماه پربرکت ذی ‌قعده به آن وظیفه ‌اش عمل کردند و حالا به این ده روز ذی ‌حجه رسیدند که پایان ‌بخش اربعین آنهاست.

🔹 این دو رکعت نمازی که بین نماز مغرب و عشای دهه ذی ‌حجه است، یادآور #اربعین_کلیمی است؛ می ‌گوییم: ﴿وَ وَاعَدْنَا مُوسَی ثَلاَثِینَ لَیلَةً وَ أَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِیقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِینَ لَیلَةً﴾. ذات اقدس الهی، اوّل سی شب اراده فرمود، بعد ده شب اضافه کرد، شد چهل شب، وجود مبارک موسای کلیم را به عنوان مهمانی پذیرفت که این اربعین کلیمی است.
این اختصاصی هم به آن حضرت ندارد، همه پیروان قرآن و عترت می ‌توانند اربعین داشته باشند.

🔹 همیشه اربعین گیری وارد است و ثواب دارد؛ یعنی انسان چهل روز #خالصانه به دستور دین عمل بکند. اگر کسی چهل روز به دستور دین عمل کند که
ـ نه بی راهه برود نه راه کسی را ببندد
ـ نه حرامی را مرتکب بشود و نه واجبی را ترک کند،
خیلی از راه ‌ها برای او حلّ می ‌شود.

ايت الله جوادي املي
کاربرانی که در حال مشاهده انجمن هستند
Guest (26)
2 صفحه<12
جهش به انجمن  
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن نمی باشید.

قدرت گرفته از YAF 1.9.6.1 | YAF © 2003-2026, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 0.162 ثانیه ایجاد شد.