آپارات اينستاگرام لينكداين
logo
پر بازدید ترین عناوین تالار از ابتدا: ایه 59 سوره احزاب(حجاب):زنان مسلمان،جلباب(روپوش) رابه بدن خود نزدیک کنند تا مورد اذیت قرار نگیرند (تعداد مشاهده:71089)    اوقات نماز های یومیه در قران (تعداد مشاهده:55960)    آیا زنان کفار که به اسارت مسلمانان در می آیند بر مسلمانان حلال میشوند و زناشویی با آنها اشکال ندارد (تعداد مشاهده:50801)    مطالب زیبا با آیات (تعداد مشاهده:46012)      پر بازدید ترین عناوین سه ماه گذشته: تفسير و فهم سوره ذاريات:مفهوم و مصداق والذاريات چيست؟منظور از رزق چيست؟ محور و درس سوره ذاريات چيست؟    تفسير و فهم سوره الرحمان:خطابهاي يكسان به انس و جن،به پاس این همه احسان خدا،موازین او رامراعات كنيد    تدبر و فهم سوره طه: رستگاری در پذیرش هدایت الهی و قرآن هم مايه هدايت اهل خشيت است.    استخاره از منظر قرآن واسلام:ایا استخاره حجیت دارد؟کجا و در چه مواردی باید از استخاره استفاده کرد؟       آخرین رویداد تالار: تالار گفتگوهاي قرآن‌‌‌‌‌‌‌‌‌پويان جزو برگزيدگان يازدهمين جشنواره رسانه هاي ديجيتال      

توجه

Icon
Error

admin Offline
#1 ارسال شده : 1397/10/29 09:06:39 ق.ظ
admin

رتبه: Administration

گروه ها: Administrators, Moderator, member
تاریخ عضویت: 1391/10/20
ارسالها: 349

6 تشکر دریافتی در 6 ارسال
ترجمه فارسي و تدبر و فهم سوره قاف:نكات تفسيري و درس سوره قاف

سوره ق به ترتیب مصحف کنونی سوره ۵۰قران وبه ترتیب نزول سوره ۳۴ قران است شامل ۴۵ ایه با توجه به محتوا جزء سوره های مکی هست حول موضوعات حقانیت قران ونبوت ومعاد است در مرحله چهارم نزول ودر سال سوم بعثت نازل شده است

فراز اول ایه۱
بسم الله الرحمن الرحيم
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
ق وَالْقُرْآنِ الْمَجِيدِ (1)
ق وسوگند به قران ارجمند (که محمد ص فرستاده ماست وقیامت حق است)
درب فراز اول
قران نزد خدا بسیار ارزشمند است

فراز دوم ایات۲_۵
بَلْ عَجِبُوا أَن جَاءهُمْ مُنذِرٌ مِّنْهُمْ فَقَالَ الْكَافِرُونَ هَذَا شَيْءٌ عَجِيبٌ (2)
بلکه تعجب می کنند اینکه بیاید ایشان را انذاردهنده ای از (جنس) خودشان پس گفتند کافران این چیزی عجیب است.
أَئِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَاباً ذَلِكَ رَجْعٌ بَعِيدٌ (3)
آیا زمانیکه بمیریم وگردیم خاکی ؟! این است بازگشتی دور (ازعقل)
قَدْ عَلِمْنَا مَا تَنقُصُ الْأَرْضُ مِنْهُمْ وَعِندَنَا كِتَابٌ حَفِيظٌ (4)
بتحقیق دانسته ایم آنچه را که می کاهد زمین از آنها ونزد ماست کتابی نگهداری شده
بَلْ كَذَّبُوا بِالْحَقِّ لَمَّا جَاءهُمْ فَهُمْ فِي أَمْرٍ مَّرِيجٍ (5)
بلکه تکذیب کردند حق را زمانیکه بیاید ایشان را . پس ایشان در کاری سردرگمند

درب فراز دوم
انکار وتکذیب نبوت ومعاد توسط کافران علی رغم حقانیت آندو

فراز سوم ایات۶_۱۱

أَفَلَمْ يَنظُرُوا إِلَى السَّمَاء فَوْقَهُمْ كَيْفَ بَنَيْنَاهَا وَزَيَّنَّاهَا وَمَا لَهَا مِن فُرُوجٍ (6)
ایا پس ننگریستند به سوی آسمان بالای سرشان چگونه بنانهادیم آنرا وزینت دادیم آنرا ونیست در آن هیچ شکافهایی
وَالْأَرْضَ مَدَدْنَاهَا وَأَلْقَيْنَا فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ (7)
وزمین را گسترانیدیم انرا و افکندیم در ان کوههارا ورویاندیم در آن از هر زوج باطراوتی
تَبْصِرَةً وَذِكْرَى لِكُلِّ عَبْدٍ مُّنِيبٍ (8)
بینش وپندیست برای هر بنده ی روکننده به خدا
وَنَزَّلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً مُّبَارَكاً فَأَنبَتْنَا بِهِ جَنَّاتٍ وَحَبَّ الْحَصِيدِ (9)
ونازل کردیم از آن آسمان آبی پربرکت ، پس رویاندیم به وسیله ی آن باغهایی ودانه های قابل درو شدن
وَالنَّخْلَ بَاسِقَاتٍ لَّهَا طَلْعٌ نَّضِيدٌ (10)
و درخت خرما به حالت بلندبالا که برای آن شکوفه هایی متراکم است
رِزْقاً لِّلْعِبَادِ وَأَحْيَيْنَا بِهِ بَلْدَةً مَّيْتاً كَذَلِكَ الْخُرُوجُ (11)
به خاطر روزی دادن برای بندگان وزنده کردیم به وسیله ی آن (باران) شهر مرده را . اینچنین است خارج شدن(بیرون امدن مردگان از قبرها در روز رستاخیز)

درب فراز سوم
احتجاج خداوند به پدیده های طبیعی وقابل مشاهده ی پر قدرتش برای اثباط حقانیت معاد

فراز چهارم ۱۲_۱۵
كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَأَصْحَابُ الرَّسِّ وَثَمُودُ (12)
تکذیب کردند قبل ایشان قوم نوح واصحاب رس وقوم ثمود
وَعَادٌ وَفِرْعَوْنُ وَإِخْوَانُ لُوطٍ (13)
و قوم عاد وفرعون وقوم حضرت لوط ع
وَأَصْحَابُ الْأَيْكَةِ وَقَوْمُ تُبَّعٍ كُلٌّ كَذَّبَ الرُّسُلَ فَحَقَّ وَعِيدِ (14
وقوم حصرت شعیب وقوم تبع ، همگی تکذیب کردند آن فرستاده شدگان را ، پس محقق شد وعده عذاب
أَفَعَيِينَا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِّنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ (15)
آیا پس درمانده شدیم در افرینش نخستین ؟!بلکه ایشان در ابهامی از افرینش جدید هستند

درب فراز چهارم
بیان مصادیقی از اقوام گذشته که منکر وتکذیب کننده نبوت ومعاد بودند ونتیجه وره اورد تکذیبشان که جز هلاک وعذاب در دنیا واخرت نبود

فراز پنجم۱۶_۱۹
وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ (16)
وهر آینه بتحقیق آفریدیم انسان را و می دانیم آنچه وسوسه می کند او را نفسش وما نزدیکتریم به او از شاهرگش
إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيَانِ عَنِ الْيَمِينِ وَعَنِ الشِّمَالِ قَعِيدٌ (17)
زمانیکه دریافت می کنند دریافت کنندگان از راست واز چپ که مراقب نشسته اند

مَا يَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ (18)
بر زبان نمی اورند هیچ سخنی را مگر اینکه نزدش هستند رقیب وعتید
وَجَاءتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذَلِكَ مَا كُنتَ مِنْهُ تَحِيدُ (19)
و آمد سکرات مرگ به حق ، این است آنچه می گریختند از آن

درب فراز پنجم
علم خداوند محیط بر افریدگانش هست وهمه ی اعمال ورفتارشان به وسیله ای ماموران الهی ثبت میگردد

فراز ششم ایات ۲۰_۲۳
وَنُفِخَ فِي الصُّورِ ذَلِكَ يَوْمُ الْوَعِيدِ(20)
و دمیده شد در آن صور ، این است روز وعده عذاب
وَجَاءتْ كُلُّ نَفْسٍ مَّعَهَا سَائِقٌ وَشَهِيدٌ (21)
وآمد هر جانی که همراهش جلو برنده وگواهی دهنده است
لَقَدْ كُنتَ فِي غَفْلَةٍ مِّنْ هَذَا فَكَشَفْنَا عَنكَ غِطَاءكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ (22)
هر آینه بتحقیق بوده در بیخبری از آن ،پس برداشتیم از تو پرده ات(حجاب ) را پس دیده ات امروز تیزبین است
وَقَالَ قَرِينُهُ هَذَا مَا لَدَيَّ عَتِيدٌ (23)
وگوید همراهش این است آنچه نزد من حاضر است

درب فراز ششم
قیامت با دمیده شدن صور تحقق می یابد وهمه به وسیله ماموران الهی به سمت جایگاهشان برای مشاهده اعمالشان سوق داده میشوند

فراز هفتم ایات۲۴_۲۶
أَلْقِيَا فِي جَهَنَّمَ كُلَّ كَفَّارٍ عَنِيدٍ (24)
بیافکنید در جهنم هر بسیار کفر ورزنده بسیار سرسخت را
مَّنَّاعٍ لِّلْخَيْرِ مُعْتَدٍ مُّرِيبٍ (25)
بسیار منع کننده از کار خیر(هر) متجاوز شکاک را
الَّذِي جَعَلَ مَعَ اللَّهِ إِلَهاً آخَرَ فَأَلْقِيَاهُ فِي الْعَذَابِ الشَّدِيدِ (26)
که قرار داد با خدا معبودی دیگر را ، پس بیاندازیدش در آن عذاب سخت

درب فراز هفتم
نتیجه کفر وشرک در اخرت اماده شدن جایگاهی به نام جهنم است

فراز هشتم ایات ۲۷_۳۰

قَالَ قَرِينُهُ رَبَّنَا مَا أَطْغَيْتُهُ وَلَكِن كَانَ فِي ضَلَالٍ بَعِيدٍ (27)
گوید همراهش (شیطان) پروردگارا به طغیان نکشیدم او را ولیکن بود در گمراهی بسیار دوری
قَالَ لَا تَخْتَصِمُوا لَدَيَّ وَقَدْ قَدَّمْتُ إِلَيْكُم بِالْوَعِيدِ (28)
گوید (خدا) با یکدیگر نزاع نکنید نزد من درحالیکه بتحقیق پیش فرستادم به سوی شما آن عذاب را
مَا يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَيَّ وَمَا أَنَا بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِيدِ (29)
تغییر نمیابد این فرمان نزد من و نیستم ستم کننده به بندگانم
يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ وَتَقُولُ هَلْ مِن مَّزِيدٍ (30)
روزیکه بگوییم به جهنم آیا پرشده ای و گوید آیا از این بیشتر هست

درب فراز هشتم
انسان با هر کس در دنیا همنشین باشد در اخرت هم قرینش خواهد بود وهمنشین حتما او را به وعده ی الهی به جهنم خواهد رساند

فراز نهم ۳۱_۳۵

وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ غَيْرَ بَعِيدٍ(31)
و نزدیگ گردانده شود بهشت برای تقوا پیشگان بدون دوری
هَذَا مَا تُوعَدُونَ لِكُلِّ أَوَّابٍ حَفِيظٍ (32)
این است آنچه وعده داده شدید ،برای هر بسیار توبه کننده مراقب (رفتار)
مَنْ خَشِيَ الرَّحْمَن بِالْغَيْبِ وَجَاء بِقَلْبٍ مُّنِيبٍ (33)
کسیکه ترسید خدای رحمن را در پنهانی و واورد قلبی روی کننده( به خدا)
ادْخُلُوهَا بِسَلَامٍ ذَلِكَ يَوْمُ الْخُلُودِ (34)
داخل شوید همراه سلامتی ، این است روز جاودانگی
لَهُم مَّا يَشَاؤُونَ فِيهَا وَلَدَيْنَا مَزِيدٌ (35)
برای ایشان است آنچه می خواهند در آن و نزد ماست (نعمتهای) بیشتری

درب فراز نهم
وعده خاشعین ومتقین در دنیابهشتی پر از عطاهای مضاعف است

فراز دهم ایات۳۶_۳۸
وَكَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّن قَرْنٍ هُمْ أَشَدُّ مِنْهُم بَطْشاً فَنَقَّبُوا فِي الْبِلَادِ هَلْ مِن مَّحِيصٍ (36)
وچه بسیار هلاک کردیم قبل ایشان از گروهای هم عصر که ایشان سخترند از ایشان از حیث صلابت پس درنوردیدند در شهرها . آیا هیچ گریزگاهی هست؟

إِنَّ فِي ذَلِكَ لَذِكْرَى لِمَن كَانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَهُوَ شَهِيدٌ (37)
همانا در این هست هرآینه پندی برای کسیکه باشد برایش قلبی یا گوش که فرادهد درحالیکه او گواه هست
وَلَقَدْ خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَمَا مَسَّنَا مِن لُّغُوبٍ (38)
وهرآینه بتحقیق آفریدیم آسمانها وزمین را و آنچه بین آندو هست در هفت روز و نرسیده ما را هیچ خستگی

درب فراز دهم
قران پندیست برای خاشعین وهیچ قدرتی توان ایستادگی در مقابل قدرت وعذاب وعده داده شده ی الهی را ندارد

فراز یازدهم ایات ۳۹_۴۵
فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ الْغُرُوبِ (39)
پس صبر کن بر آنچه می گویند و تسبیح کن همراه ستایش پروردگارت قبل طلوع خورشید وقبل غروب
وَمِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْهُ وَأَدْبَارَ السُّجُودِ (40)
وبخشی از شب را پس تسبیحش کن و به دنبال سجده ها

درب فراز یازده
سفارش خداوند به پیامبر ص به صبر وتسبیح وبه قولی بیان اوقات نماز

فراز دوازدهم ایات ۴۱_۴۵
وَاسْتَمِعْ يَوْمَ يُنَادِ الْمُنَادِ مِن مَّكَانٍ قَرِيبٍ (41)
وبشنو در روزیکه ندامیکند ندا کننده از مکانی نزدیک
يَوْمَ يَسْمَعُونَ الصَّيْحَةَ بِالْحَقِّ ذَلِكَ يَوْمُ الْخُرُوجِ (42)
روزیکه می شنوند آن ندای آسمانی را به حق .این است روز بیرون آمدن
إِنَّا نَحْنُ نُحْيِي وَنُمِيتُ وَإِلَيْنَا الْمَصِيرُ (43)
همانهما زنده می کنیم ومیمیرانیم وبه سوی ماست آن بازگشت
يَوْمَ تَشَقَّقُ الْأَرْضُ عَنْهُمْ سِرَاعاً ذَلِكَ حَشْرٌ عَلَيْنَا يَسِيرٌ (44)
روزیکه بشکافد زمین از ایشان شتابان .این است گرداوری کردنی بر ما که آسان است
نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَقُولُونَ وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِجَبَّارٍ فَذَكِّرْ بِالْقُرْآنِ مَن يَخَافُ وَعِيدِ (45)
ما داناتریم به آنچه می گویند ونیستی تو بر ایشان مسلط پس تذکر بده به وسیله قران کسی را که ترسید وعده ی عذاب را

درب فراز دوازدهم
رستاخیز به صورت دعوت همگانی است وبا زنده شدن مرده ها تحقق می یابد وفقط خداوند بر همه با علم وقدرتش تسلط دارد

درس سوره
قرانِ بسیار ارجمند شامل پند الهی هست وفقط هدایت کننده کسانیست که قلبی خاشع وروی کننده به خدا وند با قدرت وعلیم دارند ونبوت ومعاد حق است بیان علت انکار ونتیجه آن دخول درجهنم است وبیان علت باورونتیجه ان که ورود در بهشت برین است


ترجمه و تدبر :لیلا انصاری


كلمات كليدي: فهم سوره قاف قران معاد صيحه
به ناز Offline
#2 ارسال شده : 1397/10/29 03:52:04 ب.ظ
به ناز

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, students, Moderator
تاریخ عضویت: 1396/05/22
ارسالها: 267

تشکرها: 1 بار
بـسـم اللّه الرّحـمـن الرّحـيـم

ق و القـران المـجـيـد (1)
ق. به قرآن مجيد سوگند.
🔸 درب پاراگراف اول : آیه ۱
به قرآن مجید سوگند ، که سخنش وپیام آورش (بر وجود رستاخیز ) حق است.
بـل عـجبوا ان جاءهم منذر منهم فقال الكافرون هذا شى ء عجيب (2)
ءاذا متنا وكنا ترابا ذلك رجـع بـعـيـد (3)
قـد عـلمـنـا مـا تـنـقـص الارض مـنـهـم و عـنـدنـا كـتـاب حـفـيـظ (4)
بـل كـذبوا بالحق لما جاءهم فهم فى امر مريج (5)
تو را ما فرستاديم ليكن كفار تعجب كردند كه از جنس خودشان كسى به عنوان بيمرسان از ناحيه خدا آيد، لذا كفار گفتند اين چيز عجيبى است (2).
آيا وقتى مرديم و خاك شديم ؟ اين برگشتن بعيدى است (3).
بـا ايـنـكـه مـا مـى دانـيم كه زمين از ايشان چه مقدار كم مى كند و نزد ما كتابى است كه (از خطر اشتباه و يا حوادث ) محفوظ است (4).
بـلكـه ايـنـان با حق دشمنى دارند و آن را هر چه باشد تكذيب مى كنند پس ايشان در امرى حيرت آورند (با اينكه حق را تشخيص مى دهند باز انكار مى كنند) (5).
🔸 درب پاراگراف دوم : (آیات ۲ تا ۵
چگونه کفار بازگشت بسوی پروردگار را تکذیب می کنند ، درحالیکه خداوند قادراست جسم ازبین رفته شان را بطورکامل برای حضور در پیشگاهش باز گرداند؟( چراکه درلوح محفوظ ،اطلاعات انسانها ثبت شده است )
افلم ينظروا الى السماء فوقهم كيف بنيناها و زينها و ما لها من فروج (6)
و الارض مددناها و القينا فيها رواسى و انبتنا فيها من كـل زوج بـهـيـج (7)
تبصره و ذكرى لكل عبد منيب (8)
و نزلنا من السماء ماء مبركا فانبتنا به جنات و حب الحصيد (9)
و النخل باسقات لها طلع نضيد (10)
رزقا للعباد و احيينا به بـلده ميتا كذلك الخروج (11)
مـگر تاكنون سر بلند نكرده و به آسمان بالاى سر خود نگاهى نينداخته اند كه چگونه آن را بنا كرديم و آن را با ستارگان زينت داديم (6).
و مـگـر زمـيـن زيـر پـاى خـود را نديدند كه گسترده اش كرديم و كوههاى ريشه دار در آن جايگزين كرديم و در آن از هر صنف گياه مسرت انگيز رويانديم (7).
تا مايه بصيرت و تذكر هر بنده اى باشد كه دائما به سوى ما توبه مى آورد (8).
و از آسمان، آبى پر بركت نازل كرديم و به دنبالش باغها و دانه هاى درو كردنى رويانديم (9).
درختان خرماى بلند با ميوه هاى روى هم چيده (10).
تـا رزق بـندگان باشد، همچنان كه با آن آب پر بركت شهرى مرده را زنده كرديم زنده كردن انسانها نيز اين طور است (11).
🔸 درب پاراگراف سوم : آیات ( ۶ تا ۱۱)
توجه به نظام آفرینش ووجود آسمانها وزمین ورویش گیاهان (با ریزش باران بر زمین مرده )،انسانها را بر نعمتهای بیشمارالهی وحیات مجددش واقف می ساز
كذبت قبلهم قوم نوح و اصحاب الرس و ثمود (12)
و عاد و فـرعـون و اخـوان لوط (13)
و اصـحـاب الايـكـه و قـوم تـبـع كل كذب الرسل فحق وعيد (14)
افـعـيـيـنـا بالخلق الاول بل هم فى لبس من خلق جديد (15)
قبل از اين كفار، قوم نوح و اصحاب رس و ثمود تكذيب كردند (12).
و همچنين عاد و فرعون و مردم لوط (13).
و اصـحـاب الايكه و قوم تبع كه همه آنان رسولان را تكذيب كردند و تهديد خدا در باره شان محقق شد (14).
مـگر ما از آفريدن بار نخست عالم خسته شديم ؟ نه همه اين حرفها را مى دانند ولى نسبت به خلقت جديد در قيامت شك دارند (15).
🔸 درب پاراگراف چهارم : آیات ( ۱۲ تا ۱۵)
اقوام گذشته نیز با تکذیب پیامبرشان ، قیامت را انکار کردند وعذاب الهی بر ایشان محقق گردید
و لقد خلقنا الانسان و نعلم ما تـوسـوس به نفسه و نحن اقرب اليه من حبل الوريد (16)
اذ يتلقى المتلقيان عن اليمين و عـن الشـمـال قـعـيـد (17)
مـا يـلفـظ من قول الا لديه رقيب عتيد (18)
و جاءت سكره الموت بـالحـق ذلك مـا كـنـت مـنـه تـحـيـد (19)
با اينكه ما انسان را آفريديم و مى دانيم چه چيزهايى را دلش وسوسه مى كند و ما از رگ گـردن بـه او نـزديكتريم (16). (كافى است به ياد آرى اين معنا را كه ) دو ماءمور ما در طرف راست و چپ او نشسته اعمال او را مى گيرند (17).
هيچ سخنى در فضاى دهان نمى آورد مگر آنكه در همانجا مراقبى آماده است (18).
و سـكـرات مـرگ كه قضاء حتمى خدا است مى آيد و به انسان گفته مى شود اين همان بود كه براى فرار از آن حيله مى كردى (19).

🔸 درب پاراگراف پنجم : آیات( ۱۶ تا ۱۹)
خالق قادرانسان که بر زوایای وجودی مخلوقش کاملا آگاه است وبر وی مراقبینی گماشته است ،بالاخره وی را باز می گیردوبازخواست می کند!.
و نـفخ فى الصور ذلك يوم الوعيد (20)
و جاءت كـل نـفس معها سائق و شهيد (21)
لقد كنت فى غفله من هذا فكشفنا عنك غطاءك فبصرك اليوم حـديـد (22)
و قـال قـريـنـه هـذا مـا لدى عـتـيـد (23)
و چـون در صـور دمـيـده مـى شـود بـه او مى گويند اين است آن روزى كه بدان تهديد مى شدى (20).
و هر فرد كه به عرصه قيامت مى آيد يك نفر از پشت سر او را مى راند و يك نفر هم گواه با او است (21).
بـه او گـفـتـه مى شود اين وضع كه مى بينى در دنيا هم بود اما تو از آن در پرده اى از غفلت بودى ما امروز پرده ات را كنار زديم اينك ديدگانت امروز تيزبين شده است (22).
فرشته موكل بر او مى گويد اينك نامه عمل او نزد من حاضر است (23).
🔸 درب پاراگراف ششم : آیات (۲۰ تا ۲۳)
وانسان ،بادمیده شدن در صور ، حضور در پیشگاه خالق ، ووجود فرشتگان حرکت دهنده وشاهد خود را بسان آنچه که در دنیا بوده ولی درک نکرده بود ،در می یابد
القـيـا فـى جـهـنـم كـل كـفـار عـنـيـد (24)
مـنـاع للخـيـر مـعـتـد مـريـب (25)
الذى جـعـل مـع اللّه الهـا اخـر فـالقـيـاه فـى العـذاب الشـديـد (26)
(به آن دو خطاب مى رسد) به دوزخ اندازيد هر كافر معاند را (24).
و هر مناع خير و متجاوز و هر كس كه مردم را در راه هدايت متحير مى كرد (25).
هـمـانـى كـه بـا خـدا، خـدايـى ديـگـر گـرفـتـه پـس داخل عذاب شديد بيافكنيدش (26).
🔸 درب پاراگراف هفتم : آیات (۲۴ تا ۲۶)
درآنروز کافران سرکش ، وممانعت کنندگان از خیر وظالمان وکسانی که درراه خدا شک وتردید ایجاد میکنند وشریکانی بروی قائلند،در دوزخ افکنده می شوند
قـال قـريـنـه ربـنـا مـا اطـغـيـتـه و لكـن كـان فـى ضـلال بـعـيـد (27)
قـال لا تـخـتـصـمـوا لدى و قـد قـدمـت اليـكـم بـالوعـيـد (28)
مـا يـبـدل القـول لدى و مـا انـا بـظـلام للعـبـيـد (29)
يـوم نـقول لجهنم هل امتلات و تقول هل من مزيد (30)
قرين او (شيطان ) مى گويد پروردگارا من او را به طغيان وا نداشتم و ليكن او خودش در ضـلالتـى بعيد بود (27). (خطاب مى رسد) نزد من مخاصمه مكنيد كه من قبلا همه شما را هشدار داده بودم (28).
نزد من هيچ سخنى تبديل نمى پذيرند و من نسبت به بندگان، ستمكار نيستم (و اين عذاب مولود عمل خود آنان است ) (29).
روزى كه به دوزخ مى گوييم آيا پر شدى و مى گويد آيا باز هم هست (30).
🔸 درب پاراگراف هشتم : آیات (۲۷ تا ۳۰)
در آنروز کافران ناباورانه ،قضای حتمی الهی ( نتیجه اعمالشان )را درک می کنند وحتی شیطان هم مسئولیت اعمالشان را به خودشان واگذار می کند.
و ازلفت الجنه للمتقين غير بعيد (31)
هذا ما تـوعـدون لكل اواب حفيظ (32)
من خشى الرّحمن بالغيب و جاء بقلب منيب (33)
ادخلوها بسلام ذلك يـوم الخـلود (34)
لهم ما يشاؤ ن فيها و لدينا مزيد (35)
روزى كه بهشت را به نزديك متقين مى آورند به فاصله اى كه دور نباشد (31).
ايـن اسـت آنـچـه وعـده اش را به شما و به هر توبه كارى كه احكام او را حفظ مى كند داده (32).
به هر كسى كه به غيب از خداى رحمان بترسد و با قلبى بيايد كه همواره به سوى خدا مراجعه مى كرده (33).
او را به سلامت داخل بهشت كنيد امروز روز جاودانه است (34).
و ايـشـان نـه تنها هر چه بخواهند در اختيار دارند بلكه چيزهايى در اختيارشان خواهد بود كه از حيطه خواستشان بيرون است (35).
🔸 درب پاراگراف نهم : آیات( ۳۱ تا ۳۵)
در آنروز متقین ، توبه کنندگان ،حافظان احکام الهی و خاشعان دربرابر پروردگار به بهشت با نعمتهای بیشمارش ورودخواهند کرد.
و كم اهلكنا قبلهم من قرن هم اشد منهم بطشا فنقبوا فى البلاد هل من محيص (36)
ان فى ذلك لذكرى لمن كان له قلب او القى السمع و هو شهيد (37)
و لقد خلقنا السموات و الارض و ما بينهما فى ستة ايام و ما مسنا من لغوب (38)
و چـه بـسـيـار از امت ها كه قبل از اينان هلاك كرديم با اينكه از اينان نيرومندتر بودند و به داعى فرار از نيستى در بلاد ديگر رخنه مى كردند (36).
بـه درسـتـى كه در اين معنا تذكرى است براى هر كس كه فهم داشته و گوش فرا دهد و حاضر باشد (37).
و چـگـونـه تـذكـر نباشد با اينكه ما آسمانها و زمين و آنچه را بين آن دو است در شش روز بيافريديم و دچار خستگى هم نشديم (38).
🔸 درب پاراگراف دهم : آیات( ۳۶ تا ۳۸)
براستی که دقت در سرنوشت امتهای گذشته وآفرینش مقتدرانه خلقت ، جای تذکر برای پندپذیران وصاحب دلان است.
فـاصـبـر عـلى مـا يـقـولون و سـبـح بـحـمـد ربـك قـبـل طـلوع الشـمـس و قبل الغروب (39)
و من اليل فسبحه و ادبار السجود (40)
و استمع يوم يناد المناد من مكان قـريـب (41)
يـوم يسمعون الصيحه بالحق ذلك يوم الخروج (42)
انا نحن نحيى و نميت و الينا المصير (43)
يوم تشقق الارض عنهم سراعا ذلك حشر علينا يسير (44)
نحن اعلم بما يقولون و ما انت عليهم بجبار فذكر بالقران من يخاف وعيد (45)
پس در برابر آنچه مى گويند خويشتن دارى كن و به حمد پروردگار خود تسبيح گوى، هم قبل از طلوع خورشيد و هم قبل از غروب (39).
و پاره اى از شب را، و به دنبال سجده ات او را تسبيح گوى (40).
و بگوش باش روزى كه منادى از مكانى نزديك ندا برمى آورد (41).
روزى كـه هـمه آن صيحه را كه قضائش حتمى است مى شنوند كه روز خروج از قبرها است (42).
به درستى اين ماييم كه زنده مى كنيم و مى ميرانيم و بازگشت به سوى ما است (43).
بازگشت در روزى كه زمين به زودى از روى آنان مى شكافد و آن حشرى است كه براى ما آسان است (44).
مـا بـه آنچه مى گويند داناييم و تو نمى توانى مردم را به آنچه مى خواهى مجبور كنى پس تنها با قرآن كسانى را تذكر بده كه از تهديد خدا بيمناكند (45).
🔸 درب پاراگراف یازدهم : آیات( ۳۹ تا ۴۵)
ای پیامبر دربرابر لجاجتهای کافران آرام باش که وعده ما بر بازگشت آدمیان ،حتمی ونزدیک است .
پس تسبیح گوی پروردگارت باش و سخن حق (قرآن ) را تنها بر حق پذیران تلاوت کن .

🔰 درس سوره :

هشدار به انسانها ، در پذیرش سخن خداوند ( قرآن) وانذار پیامبرش در برپایی قطعی روز رستاخیز وحضور در پیشگاه عدل الهی جهت دریافت نتیجه ایمان وتکذیب ونیز عبرت از سرنوشت گذشتگانی که در تکذیب خود اصرار ورزیدند.


خانم الهه سادات خدایی

ویرایش بوسیله کاربر 1397/10/29 03:59:04 ب.ظ  | دلیل ویرایش: مشخص نشده است

admin Offline
#3 ارسال شده : 1397/11/05 10:52:59 ق.ظ
admin

رتبه: Administration

گروه ها: Administrators, Moderator, member
تاریخ عضویت: 1391/10/20
ارسالها: 349

6 تشکر دریافتی در 6 ارسال
تدبر و فهم سوره قاف:پرسش و پاسخ در ترجمه و تفسیر سوره قاف:

سلام


پرسش:
1-منظور از هذا در لقد کنت فی غفله من هذا

و قرین در قال قرینه در سوره قاف چیست؟

پاسخ 1:

"معناى آيه : ((و قال قرينه هذا ما لدىّ عتيد((

سياق آيه خالى از چنين ظهورى نيست كه مراد از اين ((قرين (( همان ملك موكلى باشد كه در دنيا با او بود، حال اگر سائق هم همان باشد معنا چنين مى شود: خدايا اين است آن انسانى كه همواره با من بود و اينك حاضر است . و اگر مراد از كلمه قرين شهيد مى باشد كه او نيز با آدمى است ، معنا چنين مى شود: اين است - در حالى كه به نامه اعمال آن انسان اشاره مى كند، اعمالى كه در دنيا از او ديده - آنچه من از اعمال او تهيه كرده ام .

بعضى از مفسرين گفته اند: مراد از قرين ، شيطانى است كه يك عمر با او بوده و گمراهش مى كرده . و معناى كلام خداى سبحان بنابراين چنين مى شود: اين است آن انسانى كه من متصدى گمراهى اش بودم ، و زمام نفسش را به دست داشتم ، اينك براى رفتن به دوزخ حاضر است .
قَالَ قَرِينُهُ رَبَّنَا مَا أَطغَيْتُهُ وَ لَكِن كانَ فى ضلَلِ بَعِيدٍ


مراد از قرين در اينجا مسلما قرين شيطانى است كه در كلام مجيد خداى تعالى مكرر نامش آمده ، و آن عبارت است از همان شيطانى كه همواره با آدمى هست و غوايت و ضلالت را به آدمى وحى مى كند. از آن جمله قرآن در باره اش فرموده : ((و من يعش عن ذكر الرّحمن نقيض له شيطانا فهو له قرين و انهم ليصدونهم عن السبيل و يحسبون انهم مهتدون حتى اذا جاءنا قال يا ليت بينى و بينك بعد المشرقين فبئس القرين ((."

از تفسیر المیزان

"مطلب آیه 22 خطاب عمومی به هر شخص است که از این شرایط (یعنی قرار گرفتن در شرایط رسیدگی) غافل بودی و اینک داری بطور مستقیم واقعیات را درک می¬کنی. اما اینکه فرموده «چشمت تیز است» یعنی اینکه بخوبی می¬بینی.
توضیح این فقره این است که مؤمنان ، دراثر ایمان به آخرت ، از هم اکنون هم که در این جهان زندگی می¬کنند راجع به آن جهان علم و آگاهی دارند .
(توجه فرمائید به آیات 3 تا 7 سوره تکاثر و شرحی که ذیل آن عرض کرده¬ایم)
اما کافران از آن غافلند ، و در آنجا ناگهان از غفلت در می¬آیند .
اما مؤمنان هم ،که اجمالاً راجع به آن علمی دارند در آنجا علمشان عینی¬تر، واضح¬تر، قوی¬تر، و عمیق¬تر، می¬شود.

قبل از « گهواره»، تا پس از « گور»

از آیات 17 تا 21 مطالبی فهمیده می¬شود که آنها را اجمالاً قبلاً دیده¬ایم که به طور گذرا عرض می¬کنیم :
مطالب مزبور تفسیر آیه 4 سوره طارق و آیات 10 تا 12 سوره انفطار است (لطفاً مراجعه فرمایید)
در این سه پاراگراف مقاطع مهم زندگی یک فرد انسانی را یادآوری می¬فرماید: آفرینش (آیه 16)،
قرار دادن ناظر (آیه 17)،
لحظۀ مرگ این جهانی (آیه 19)،
لحظه آفریده شدن مجدد در قیامت (آیه 20)،
چگونگی راهنمائی او تا اینکه (به اصطلاح ما) جلوی میز محاکمه قرار گیرد (آیه 21) که از این آیه با توجه به آیه 17 معلوم می¬شود پس از خروج از قبر، در آن ازدحامِ عجیبِ هزاران میلیارد نفری، همه اشخاصی که در روی زمین زندگی کرده¬اند و ناگهان در شرایط جدید قرار گرفته¬اند هر کس آن دو نفرِ همراه را با خود دارد که یکی از آنها وظیفه راهنمائی او را تا (باصطلاح ) پای میز محاکمه دارد، و دیگری سخنگوی او در پای میز محاکمه است.
این «همراهِ» مطرح در آیه 23، همان «گواه» آیه 21 است.
این پاراگراف اشاره¬های گذرائی دارد به مرحله¬ای از قیامت که کارِ رسیدگی اشخاص جهنمی پایان گرفته و حکم آنها صادر می¬شود.
در آیۀ 24 می¬فرماید «بیفکنید»، اما اگر به کلمه اصلی در متن عربی توجه کنیم متوجه خواهیم شد که معنی دقیق آن این است : «شما دو نفر بیفکنید» و این سئوال پیش می¬آید که این «دو نفر» کیستند؟
نزدیک¬ترین و بهترین جواب این است که این دو نفرِ مورد بحث، همان دو نفری است که در آیه¬های 17 و 21 مطرح شده، که یکی از آنها نیز همان است که در آیه 23 مطرح گردیده است.
توجه به سه کلمه آخر آیه 24 و خود آیۀ 25 و شش کلمه اول آیه 26، ما را به این معنی می¬رساند که پس از تکمیل پرونده¬های همگان به همه «دو نفر»های همراه هر کس، این دستور می¬رسد که ببینند آیا شخصی که وظیفه همراهی او را بعهده دارند، این مشخصات را دارد یا نه؟ (یعنی مشخصاتی که در سه کلمه آخر آیه 24 و تمام آیه 25 و شش کلمه اول آیه 26 به آن تصریح شده) و اگر دارد او را به جهنم بیفکنند.
از آیه 27 فهمیده می¬شود اینک که مصادیق جهنمی بودن واضح و آشکار شده ، جهنمی¬ها بهانه می¬آورند که مثلاً من تقصیر نداشتم و این «قرین» (= شخص نزدیک به من در زندگی دنیائی) مرا گول زده و به راه غلط انداخته تا اینکه به این مرحله رسیدم و اگر او نبود من بهشتی می¬شدم و لذا مرا به جهنم نیاندازید و ...
آن «قرین» هم در مقام پاسخ و رفع اتهام میگوید که «نه تقصیر خودش بود و من او را به طغیان نیفکندم و خودش در گمراهیی دور بود»
نکته قابل توجه این است که این «قرین» ، «قرینِ دنیائیِ گمراهی¬هایِ هر شخص در زندگیِ دنیائی اوست» و ربطی به «قرین»ی که در کلمه دوم آیۀ 23 آمده ندارد.

از تفسیر اقای گنجه ای

admin Offline
#4 ارسال شده : 1397/11/06 10:39:05 ق.ظ
admin

رتبه: Administration

گروه ها: Administrators, Moderator, member
تاریخ عضویت: 1391/10/20
ارسالها: 349

6 تشکر دریافتی در 6 ارسال
ترجمه و تفسير سوره قاف:پرسش هايي از سوره قاف:كتاب حفيظ چيست؟ ايا سايق و شهيد ملايكه هستند ؟

منظور از كتاب حفيظ در آيه 4 سوره قاف چيست؟

پاسخ 1:
عندنا كتاب حفيظ(( - يعنى و نزد ما كتابى است كه حافظ هر چيز است ، بلكه آثار و احوال هر چيزى را هم ضبط مى كند. و يا معنايش اين است كه : نزد ما كتابى است كه خود آن كتاب محفوظ است و حوادث ، آن را دچار دگرگونى و تحريف نمى كند. و آن كتاب عبارت است از لوح محفوظ كه تمامى آنچه بوده ، و آنچه هست و آنچه تا قيامت خواهد بود در آن كتاب محفوظ است .

و اينكه بعضى از مفسرين گفته اند كه مراد ((از كتاب نامه هاى اعمال است (( سخن درستى نيست ، اولا از اين جهت كه خدا اين كتاب را حافظ آنچه زمين از مردم كم مى كند معرفى كرده و آنچه زمين از مردم كم مى كند ربطى به اعمال كه كتاب اعمال حافظ آن است ندارد.
و ثانيا خداى سبحان اين كتاب را در كلام مجيدش به لوح محفوظ توصيف كرده نه به نامه اعمال . پس حمل اين كتاب كه مورد بحث است بر نامه اعمال آن هم بدون شاهد قرآنى حمل صحيحى نيست .

و حاصل جوابى كه خداى تعالى به كفار و منكرين معاد مى دهد، اين است كه كفار خيال كرده اند مردن و خاك شدن و متلاشى شدن ذرات وجودشان ، به طورى كه ديگر اجزاى آن تمايزى از هم نداشته باشند، آنان را براى ما هم مجهول الاجزاء مى كند، و ديگر نمى توانيم آن اجزاء را جمع آورى نموده ، دوباره برگردانيم . و ليكن اين خيال ، خيالى است باطل ، براى اينكه ما مى دانيم چه كسى از ايشان مرده ، و اجزاى بدنش كه قبلا به صورت گوشت يا خون يا استخوان بود فعلا به چه صورتى درآمده و كجا رفته ؟ همه را مى دانيم ، و نزد ما كتابى حفيظ است كه هر چيزى در آن ثبت است و آن عبارت است از لوح محفوظ.

از تفسير الميزان

پاسخ 2:
در آیه 4 می¬فرماید «می¬دانیم زمین چه چیز از آنها کم می¬کند» و اشاره¬ای به «فنا»ی آنها نکرده، ولی در تصور کافران، (در آیه 3) مفهوم «فنا» و از بین رفتن و «هیچ و پوچ» شدن وجود دارد.
امروزه می¬دانیم که در فرآیند «شبیه¬سازی» از جزء کوچکی از بدنِ موجود زنده¬ (مانند یک تار مو یا یک ذره ناخن) استفاده می¬کنند و در حقیقت به DNA آن موجود زنده (یا سابقاً زنده) دسترسی پیدا میکنند.
اینکه در آیه 4 فرموده «نزد ما کتاب نگهدارنده¬ای هست»، درتایید چیزی شبیه به این موضوع به نظرمیرسد.

این موضوع یک پیشگویی علمی و جزء معجزات علمی قرآنی است.

از تفسير آقاي گنجه اي

پرسش دو:

مقصود از سائق و شهيدى كه در قيامت همراه هر كسى مى آيند،چيست؟

و معناى آيه اين است كه : هر كسى در روز قيامت به محضر خداى تعالى حاضر مى شود، در حالى كه سائقى با او است كه او را از پشت سر مى راند و شاهدى همراه دارد كه به آنچه وى كرده گواهى مى دهد. ولى در آيه شريفه تصريح نشده كه اين سائق و شهيد ملائكه اند يا همان نويسندگانند و يا از جنس غير ملائكه اند، چيزى كه هست از سياق آيات چنين به ذهن مى رسد كه آن دو از جنس ملائكه اند،
و نيز تصريح نشده به اينكه در آن روز شهادت منحصر به اين يك شاهدى است.

از تفسير الميزان


rahim Offline
#5 ارسال شده : 1397/11/07 01:58:56 ب.ظ
rahim

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member
تاریخ عضویت: 1390/03/04
ارسالها: 132

5 تشکر دریافتی در 4 ارسال
تفسير و فهم سوره قاف:پرسش :منظور از شهيد در آيه 37 سوره قاف چيست؟ايا اين وهو شهيد فقط به القي السمع برميگردد یا له قلب را هم شامل است؟

«إِنَّ فِي ذٰلِكَ لَذِكْريٰ لِمَنْ كٰانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَي السَّمْعَ وَ هُوَ شَهِيدٌ» ق: ۳۷.

1-القاء سمع بمعني گوش دادن است يعني در آنچه گفته شد تذكري است بآنكه قلب و تعقل دارد و يا گوش بدهد در حاليكه متوجه شنفتۀ خويش است. ولي آنكه نه تفكر دارد و نه گوش ميدهد براي او در گفتۀ ما پندي نيست.
قاموس قران

2-شهید از ریشه شهد: اصل الواحد در اين ماده: علم به حضور، نزد معلوم و ديدن آن به صورت عيان است؛ و اين معنا در امور محسوس، معلوم است، اما در امور معقول و معارف روحاني: به واسطه حضور معلوم نزد عالم و در نفس او حاصل ميشود.

توضيح اينكه شهود نفس داراي مراتبي است: 1- شهود با عضو بينايي؛ يعني چشم 2- شهود با اعضاي شنوايي، چشايي، بويايي و لامسه؛ يعني گوش، زبان، بيني و پوست 3- شهود با نيروي تفكّر (يعني قوه متصرّفه عقليه) 4- شهود نفس براي خودش و صفات ذاتياش 5- شهود نفس براي خداي تعالي و صفات ذاتياش، به واسطه فناي در او و محو آثار وجودي تشخّص يافته خويش و معناي جامع ميان همه اين مراتب؛ حضور همراه با تحقق علم با يكي از وسايل ذكر شده است.

ضمناً هرگاه اين ماده به صورت متعدّي و بدون ذكر يكي از حروف به كار رود: منظور از آن، مطلق حضور و علم است. مانند:سوره مباركه بقره آيه 185: فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ، پس هر كس از شما اين ماه را درك كند بايد آن را روزه بدارد.كه منظور از آن مطلق علم، حضور و اطلاع است و هرگاه همراه با يكي از دو حرف علي و لِ به كار رود، منظور از آن تحقق معنا در مواردي است كه به نفع يا ضرر شخصي به كار گرفته ميشود و لازمه اين معنا، اظهار و اعلام آن چيزي است كه شاهد ميداند و اين همان شهادت عُرفي است. مانند:سوره مباركه انعام آيه 130: شَهِدُوا عَلی أَنْفُسِهِمْ، و بر ضد خود گواهی دادند.و هرگاه با حرف باء به كار رود: بر توجه مخصوص، دقت در امر و نظري ويژه دلالت ميكند و اين دقت و توجه خاص، با استمرار و مداوت ملازم است و گاهي به اظهار و اعلام منجر ميشود. مانند:سوره مباركه يوسف ع آيه 81: وَ ما شَهِدْنا إِلَّا بِما عَلِمْنا، و ما جز آنچه میدانيم گواهی نمیدهيم.اما فرق ميان شاهد و شهيد اين است كه در شاهد، تنها قيام معنا به ذات لحاظ ميشود و منظور از آن جنبه حدوث است. اما شهيد بر وزن فَعيل است و در آن ثبوت معنا و استقرارش در ذات لحاظ ميشود. پس شاهد در مواردي به كار ميرود كه مجرد حدوث، قيام و تحقق شهود در آنها مورد نظر است. مانند:سوره مباركه يوسف ع آيه 26: وَ شَهِدَ شاهِدٌ مِنْ أَهْلِها، و شاهدی از خانواده آن زن شهادت داد
اما شهيد در مواردي به كار ميرود كه در آنها جنبه ثبوت، استمرار و مداومت مورد نظر است. مانند:سوره مباركه آلعمران آيه 98: وَ اللَّهُ شَهِيدٌ عَلی ما تَعْمَلُونَ، با آنكه خدا بر آنچه میكنيد گواه است.
فرق ميان شهود و شهادت اين است كه شهادت به خاطر افزوده شدن حرف الف - كه از حروف مدّ است - به آن، بر امتداد شهود دلالت ميكند و آن قهراً همراه با اظهار و اعلام است و همچنين با در نظر گرفتن بسط، ظهور و امتداد در آن، بر عالم شهادت - در مقابل غيب - دلالت ميكند.
كتاب التحقيق في كلمات القران

3-با توجه به این مطلب که (واو) حالیه هست جمله هو شهید بیان حالت برای قلب وگوش هر فرد هست که در مقابل قران ونبوت که رساننده پیام قران است خاشع باشد.شهید یعنی اماده وحاضر برای دریافت
واژه شهید به معنای حضور و دیدن گرفته شده است، و صفت مشبه و دلالت بر ثبوت دارد. مجمع البحرین طریحی ج۳ص۸۰
این حضور در این آیه با توجه به (القی السمع که نوعی گوش دادن دقیق دلالت دارد ) می تواند هم بیان حال برای قلب وهم گوش باشد
واینکه از لحاظ منطقی هم شاهد برای گواهی دادن نیازمند حضور هست انگار حاضر بودن با شهید وشاهد عجین هست
سركار خانم انصاري

4-«قلب» ، «ذهن» ، «عقل»
«قلب»ی که در آیه 37 آمده یعنی «ذهن» و «عقل» و «قوه فهم»
در این آیه گروه پندپذیر را به دو دسته تقسیم نموده:
1- گروهی که «صاحب قلب» هستند، یعنی خودشان قدرت درک و ارزیابی و تجزیه و تحلیل و نتیجه¬گیری دارند.
2- گروهی که از این لحاظ ضعیف¬تر هستند اما این خصوصیت را دارند که سخنان مختلف را می¬شنوند و آنگاه قضاوت صحیح کرده و راه حق را پیدا می-کنند.
از تفسير اقاي مهندس گنجه اي

5-كلمه ((قلب (( به معناى آن نيروئى است كه آدمى به وسيله آن تعقل مى كند و حق را از باطل تميز مى دهد، و خير را از شر جدا مى كند و بين نافع و مضر فرق مى گذارد. و اگر تعقل نكند و چنين تشخيص و جداسازى نداشته باشد، در حقيقت وجود او مثل عدمش خواهد بود، چون چيزى كه اثر ندارد وجود و عدمش برابر است . و معناى القاء سمع همان گوش دادن است ، گويا انسان در هنگام گوش دادن به سخن كسى گوش خود را در اختيار او مى گذارد، تا هر چه خواست به او بفهماند.
و كلمه ((شهيد(( به معناى حاضر و مشاهده كننده است . و معناى آيه اين است كه : در آنچه از حقائق كه از آن خبر داديم ، و آنچه از داستانهاى امت هاى هلاك شده كه بدان اشاره نموديم تذكرى است كه هر كس تعقل كند با آن متذكر مى گردد، و آنچه خير و نفعش در آن است انتخاب مى نمايد و هر كس كه گوش بدهد و آن را بشنود، و اشتغالات غير حق ، او را از شنيدن حق مشغول نكرده باشد، و در عين حال حاضر به شنيدن و فرا گرفتن شنيده هاى خود باشد، از آن متذكر مى شود.

در اين آيه بين كسى كه قلب دارد و كسى كه گوش دهد در حالى كه شاهد هم باشد، ترديد شده ، فرموده يا آن باشد يا اين ، و اين ترديد بدين جهت است كه مؤمن به حق دو جور است ، يا كسى است كه داراى عقل است ، و مى تواند حق را دريابد و بگيرد، و در آن تفكر كند و بفهمد حق چيست ، و به آن اعتقاد بيابد، و يا كسى است كه تفكرش نيرومند نيست ، تا حق و خير و نافع را از باطل و شر و مضر تميز دهد، چنين كسى بايد از ديگران بپرسد و پيروى كند. و اما كسى كه نه نيروى تعقل دارد و نه حاضر است از گواهان ، سخن حق را بشنود، هر چند آن گواه و شاهد رسالت داشته باشد، و او را انذار كند، چنين كسى جاهلى است لجباز، نه قلب دارد و نه گوش ، همچنان كه در جاى ديگر قرآن مى بينيم كه مى فرمايد: ((و قالوا لو كنا نسمع او نعقل ما كنا فى اصحاب السعير((.


ترجمه تفسير الميزان جلد 18 صفحه : 534

ویرایش بوسیله کاربر 1397/11/07 02:32:42 ب.ظ  | دلیل ویرایش: edit

به ناز Offline
#6 ارسال شده : 1397/11/08 01:30:33 ب.ظ
به ناز

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, students, Moderator
تاریخ عضویت: 1396/05/22
ارسالها: 267

تشکرها: 1 بار
ترجمه و تدبر و فهم سوره قاف:درس سوره قاف به همراه نكات

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمـَنِ الرَّحِيمِ
به نام خداوند رحمتگر مهربان
ق وَالْقُرْآنِ الْمَجِيدِ {1}
قاف سوگند به قرآن باشكوه
بَلْ عَجِبُوا أَن جَاءهُمْ مُنذِرٌ مِّنْهُمْ فَقَالَ الْكَافِرُونَ هَذَا شَيْءٌ عَجِيبٌ {2}
[كه رسالت تو و وعده معاد،حق است] ولی اینان از اينكه هشداردهندهاى از خودشان برايشان آمد در شگفت شدند و كافران گفتند اين [محمد و حكايت معاد] چيزى عجيب است
أَئِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا ذَلِكَ رَجْعٌ بَعِيدٌ {3}
آيا چون مرديم و خاك شديم [زنده مىشويم] اين بازگشتى بعيد است
قَدْ عَلِمْنَا مَا تَنقُصُ الْأَرْضُ مِنْهُمْ وَعِندَنَا كِتَابٌ حَفِيظٌ {4}
قطعا دانستهايم كه زمين [چه مقدار] از اجسادشان فرو مىكاهد و پيش ما كتاب ضبطكنندهاى است
بَلْ كَذَّبُوا بِالْحَقِّ لَمَّا جَاءهُمْ فَهُمْ فِي أَمْرٍ مَّرِيجٍ {5}
[نه] بلكه حقيقت را وقتى برايشان آمد دروغ خواندند و آنها در كارى سردرگم [مانده]اند

♻️عصاره فراز آیات( 1-5):تعجب و دروغ پنداری رسالت پیامبر و معاد توسط کافران عنود
اولین ابراز تعجب کافران از منذرانسانی


أَفَلَمْ يَنظُرُوا إِلَى السَّمَاء فَوْقَهُمْ كَيْفَ بَنَيْنَاهَا وَزَيَّنَّاهَا وَمَا لَهَا مِن فُرُوجٍ {6}
مگر به آسمان بالاى سرشان ننگريسته اند كه چگونه آن را ساخته و زينتش دادهايم و براى آن هيچ گونه شكافتگى نيست
وَالْأَرْضَ مَدَدْنَاهَا وَأَلْقَيْنَا فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ {7}
و زمين را گسترديم و در آن لنگر[آسا كوه]ها فرو افكنديم و در آن از هر گونه جفت دلانگيز رويانيديم
تَبْصِرَةً وَذِكْرَى لِكُلِّ عَبْدٍ مُّنِيبٍ {8}
[تا] براى هر بنده فرودآینده در مسیر خدا بينشافزا و پندآموز باشد
وَنَزَّلْنَا مِنَ السَّمَاء مَاء مُّبَارَكًا فَأَنبَتْنَا بِهِ جَنَّاتٍ وَحَبَّ الْحَصِيدِ {9}
و از آسمان آبى پر بركت فرود آورديم پس بدان [وسيله] باغها و دانههاى دروكردنى رويانيديم
وَالنَّخْلَ بَاسِقَاتٍ لَّهَا طَلْعٌ نَّضِيدٌ {10}
و درختان تناور خرما كه خوشه[هاى] روى هم چيده دارند
رِزْقًا لِّلْعِبَادِ وَأَحْيَيْنَا بِهِ بَلْدَةً مَّيْتًا كَذَلِكَ الْخُرُوجُ {11}
[اينها همه] براى روزى بندگان [من] است و با آن [آب] سرزمين مردهاى را زنده گردانيديم رستاخيز [نيز] چنين است

♻️عصاره فراز آیات (6-11):توجه در آفرینش آسمان و زمین و احیای زمین مرده توسط باران و تامین رزق انسانها،نشانه هایی از امکان و قدرت خداست بر معاد

كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَأَصْحَابُ الرَّسِّ وَثَمُودُ {12}
پيش از ايشان قوم نوح و اصحاب ر س و ثمود
وَعَادٌ وَفِرْعَوْنُ وَإِخْوَانُ لُوطٍ {13}
و عاد و فرعون و برادران لوط
وَأَصْحَابُ الْأَيْكَةِ وَقَوْمُ تُبَّعٍ كُلٌّ كَذَّبَ الرُّسُلَ فَحَقَّ وَعِيدِ {14}
و بيشه نشينان و قوم تبع به تكذيب پرداختند همگى فرستادگان [ما] را به دروغ گرفتند و [در نتيجه] تهديد [عذاب من] محقق گردید
أَفَعَيِينَا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِّنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ {15}
مگر از آفرينش نخستين [خود] به تنگ آمديم [نه] بلكه آنها از خلق جديد در شبهه اند

♻️عصاره فراز آیات (12-15):اقوام تکذیبگر قبلی نیز بدلیل تکذیب رسولان و دروغ پنداری معاد،مستحق عذاب شدند.
کلمه وعید 6 بار در قران بکاررفته که 4 بار ان در سوره قاف است.


وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ {16}
و ما انسان را آفريدهايم و مىدانيم كه نفس او چه وسوسهاى به او مىكند و ما از شاهرگ [او] به او نزديكتريم
إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيَانِ عَنِ الْيَمِينِ وَعَنِ الشِّمَالِ قَعِيدٌ {17}
آنگاه كه دو [فرشته] دريافتكننده از راست و از چپ مراقب نشسته اند
مَا يَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ {18}
[آدمى] هيچ سخنى را به لفظ درنمىآورد مگر اينكه مراقبى آماده نزد او [آن را ضبط مىكند]
وَجَاءتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذَلِكَ مَا كُنتَ مِنْهُ تَحِيدُ {19}
و سكرات مرگ به راستى در رسيد اين همان است كه از آن مىگريختى
وَنُفِخَ فِي الصُّورِ ذَلِكَ يَوْمُ الْوَعِيدِ {20}
و در صور دميده شود اين است روز تهديد [من]
وَجَاءتْ كُلُّ نَفْسٍ مَّعَهَا سَائِقٌ وَشَهِيدٌ {21}
و هر كسى مىآيد [در حالى كه] با او سوقدهنده و گواهىدهندهاى است
لَقَدْ كُنتَ فِي غَفْلَةٍ مِّنْ هَذَا فَكَشَفْنَا عَنكَ غِطَاءكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ {22}
[به او مىگويند] واقعا كه از اين [ثبت و ارایه اعمالت] سخت در غفلت بودى و[لى] ما پرده ات را [از جلوى چشمانت] برداشتيم و ديدهات امروز تيز است

وَقَالَ قَرِينُهُ هَذَا مَا لَدَيَّ عَتِيدٌ {23}
و [فرشته] همنشين او مىگويد اين است آنچه پيش من آماده است [و ثبت كردهام] {23}

♻️عصاره فراز آیات (16-23):در روزموعود قیامت که پرده ها کنار میرود،مراقبان همراه که همه اعمال را ثبت کرده اند،عرضه می کنند.

أَلْقِيَا فِي جَهَنَّمَ كُلَّ كَفَّارٍ عَنِيدٍ {24}
[به آن دو فرشته خطاب مىشود] هر كافر عنادکننده را در جهنم فروافكنيد {24}
مَّنَّاعٍ لِّلْخَيْرِ مُعْتَدٍ مُّرِيبٍ {25}
[هر] بازدارنده از خيرى [هر] متجاوز شكاكى {25}
الَّذِي جَعَلَ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ فَأَلْقِيَاهُ فِي الْعَذَابِ الشَّدِيدِ {26}
كه با خداوند خدايى ديگر قرار داد [اى دو فرشته] او را در عذاب شديد فرو افكنيد {26}
قَالَ قَرِينُهُ رَبَّنَا مَا أَطْغَيْتُهُ وَلَكِن كَانَ فِي ضَلَالٍ بَعِيدٍ {27}
[شيطان] همدمش مىگويد پروردگار ما من او را به عصيان وانداشتم ليكن [خودش] در گمراهى دور و درازى بود {27}
قَالَ لَا تَخْتَصِمُوا لَدَيَّ وَقَدْ قَدَّمْتُ إِلَيْكُم بِالْوَعِيدِ {28}
[خدا] مىفرمايد در پيشگاه من با همديگر مستيزيد [كه] از پيش به شما هشدار داده بودم {28}
مَا يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَيَّ وَمَا أَنَا بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِيدِ {29}
پيش من حكم دگرگون نمىشود و من [نسبت] به بندگانم بيدادگر نيستم {29}
يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ وَتَقُولُ هَلْ مِن مَّزِيدٍ {30}
آن روز كه [ما] به دوزخ مىگوييم آيا پر شدى و مىگويد آيا باز هم هست (کنایه از کثرت جهنمیان){30}

♻️عصاره فراز آیات (24-30):سرنوشت محتوم جهنمی برای کافران لجباز،منع کنندگان از خیر،متجاوزان و مشرکان

وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ غَيْرَ بَعِيدٍ {31}
و بهشت را براى پرهيزگاران نزديك گردانند بىآنكه دور باشد {31}
هَذَا مَا تُوعَدُونَ لِكُلِّ أَوَّابٍ حَفِيظٍ {32}
[و به آنان گويند] اين همان است كه وعده يافتهايد [و] براى هر توبهكار نگهبان [حدود خدا] خواهد بود {32}
مَنْ خَشِيَ الرَّحْمَن بِالْغَيْبِ وَجَاء بِقَلْبٍ مُّنِيبٍ {33}
آنكه در نهان از خداى بخشنده بترسد و با دلى توبهكار [باز] آيد {33}
ادْخُلُوهَا بِسَلَامٍ ذَلِكَ يَوْمُ الْخُلُودِ {34}
به سلامت [و شادكامى] در آن درآييد [كه] اين روز جاودانگى است {34}
لَهُم مَّا يَشَاؤُونَ فِيهَا وَلَدَيْنَا مَزِيدٌ {35}
هر چه بخواهند در آنجا دارند و پيش ما فزونتر [هم] هست {35}

♻️عصاره فراز آیات(31-35):سرنوشت مطبوع بهشتی برای متقین:بندگانی که با ترس از مقام خدا،همواره خود را در مسیر خدا حفظ میکنند.


وَكَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّن قَرْنٍ هُمْ أَشَدُّ مِنْهُم بَطْشًا فَنَقَّبُوا فِي الْبِلَادِ هَلْ مِن مَّحِيصٍ {36}
و چه بسا نسلها كه پيش از ايشان هلاك كرديم كه [بس] نيرومندتر از اينان بودند و در شهرها پرسه زده بودند [اما سرانجام] مگر گريزگاهى بود {36}
إِنَّ فِي ذَلِكَ لَذِكْرَى لِمَن كَانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَهُوَ شَهِيدٌ {37}
قطعا در اين [عقوبتها] براى هر متفکر یا گوش دهند ه ای كه خود به گواهى ايستد عبرتى است {37}

♻️عصاره فراز آیات( 36-37):اقوام نیرومند تر قبلی هم گریزی از مرگ و عذاب نداشتند.این هم عبرتی است برای اهل تفکر


وَلَقَدْ خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَمَا مَسَّنَا مِن لُّغُوبٍ {38}
و در حقيقت آسمانها و زمين و آنچه را كه ميان آن دو است در شش هنگام آفريديم و احساس ماندگى نكرديم {38}

فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ الْغُرُوبِ {39}
و بر آنچه مىگويند صبر كن و پيش از برآمدن آفتاب و پيش از غروب به ستايش پروردگارت تسبيح گوى {39}
وَمِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْهُ وَأَدْبَارَ السُّجُودِ {40}
و پارهاى از شب و به دنبال سجود [به صورت تعقيب و نافله یا نمازشب] او را تسبيح گوى {40}
وَاسْتَمِعْ يَوْمَ يُنَادِ الْمُنَادِ مِن مَّكَانٍ قَرِيبٍ {41}
و روزى كه منادى از جايى نزديك ندا درمىدهد به گوش باش {41}
يَوْمَ يَسْمَعُونَ الصَّيْحَةَ بِالْحَقِّ ذَلِكَ يَوْمُ الْخُرُوجِ {42}
روزى كه فرياد [رستاخيز] را به حق مىشنوند آن [روز] روز بيرون آمدن [از زمين] است {42}
إِنَّا نَحْنُ نُحْيِي وَنُمِيتُ وَإِلَيْنَا الْمَصِيرُ {43}
ماييم كه خود زندگى مىبخشيم و به مرگ مىرسانيم و برگشت به سوى ماست {43}
يَوْمَ تَشَقَّقُ الْأَرْضُ عَنْهُمْ سِرَاعًا ذَلِكَ حَشْرٌ عَلَيْنَا يَسِيرٌ {44}
روزى كه زمين به سرعت از [اجساد] آنان جدا و شكافته مىشود اين حشرى است كه بر ما آسان خواهد بود {44}
نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَقُولُونَ وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِجَبَّارٍ فَذَكِّرْ بِالْقُرْآنِ مَن يَخَافُ وَعِيدِ {45}
ما به آنچه مىگويند داناتريم و تو به زور وادارنده آنان نيستى پس به [وسيله] قرآن هر كه را از تهديد [من] مىترسد پند ده {45}

♻️عصاره فراز ایات (38-45):ای پیامبر بر تکذیبهای انان صبر کن و خدا را تسبیح گوی و افراد مستعد را با قران تذکر ده .اینها هم پس از نفخ صور و محشورشدن،عذاب وعده داده شده را خواهند چشید.

💢نکات:
🔺-اولین دستور صبر به پیامبر در برابر گفته های کافران

🔺- این فراز که فراز اخر سوره است،در ارتباط و مکمل فراز اول است.در فراز اول بیان شد که انها وجود منذری الهی از میان خودشان و نیز زنده شدن مجدد در قیامت را بعید دانسته و دروغ می پنداشتند.
در این فراز خداوند به پیامبر دستور صبر در برابر حرفها و اتهامات انها میدهد و وسیله این صبر را هم تسبیح و حمد خداوند در اوقات خاصی از روز بیان کرده است.

🔺-اوقات ذکر شده برای تسبیح و حمد بر زمان نمازصبح،نماز عصر و نماز عشا مطابقت دارد که میتوان با توجه به روند تدریجی تشریع نمازهای یومیه در قران،سوره قاف را از جمله سوره ی مبتنی بر وجوب سه نماز یومیه به شمار اورد.


🔺-فاعل یسمعون در آیه 42 کیست؟
ایه 42 در ادامه ایات قبل است که پیامبر را به فاصبر علی ما یقولون توصیه کرد و ضمیر فاعلی یقولون نیز به کفار منکر معاد (در ایات 2و3 سوره )برمیگردد.
این ایات خطاب به پیامبر است که ضمن توصیه او به صبر در برابر انکارها و تکذیبهای مخالفان،بر وعده الهی عذاب انها پس از خروج از قبرها و حشر در قیامت تاکید میکند.
با توجه به اینکه این مخالفان پیامبر در زمان قیامت،سالها و قرنهاست که مرده اند،این آیه موید ان است که ارواح انها(در برزخ) قابلیت درک صدای عظیم صیحه مقارن با قیامت(نفخ صور دوم) را دارا هستند.
هم چنین با توجه به ادامه ایات که به یوم الخروج و حشر اشاره کرده،لذا این صیحه مقارن با نفخه صور دوم است نه نفخه اول.لذا ایه نمی تواند بر زندگان معاصر وقوع نفخه اول یا همین کافران در صورتیکه مشمول رجعت شده باشند، حمل گردد.

♻️عصاره فراز آیات( 1-5):تعجب و دروغ پنداری رسالت پیامبر و معاد توسط کافران
♻️عصاره فراز آیات (6-11):توجه در آفرینش آسمان و زمین و احیای زمین مرده توسط باران و تامین رزق انسانها،نشانه هایی از امکان و قدرت خداوندست بر معاد
♻️عصاره فراز آیات (12-15):اقوام تکذیبگر قبلی نیز بدلیل تکذیب رسولان و دروغ پنداری معاد،مستحق نزول عذاب شدند.
♻️عصاره فراز آیات (16-23):در روز موعود قیامت که پرده ها کنار میرود،مراقبان همراه که همه اعمال را ثبت کرده اند،عرضه می کنند.
♻️عصاره فراز آیات (24-30):سرنوشت محتوم جهنمی برای کافران لجباز،منع کنندگان از خیر،متجاوزان و مشرکان
♻️عصاره فراز آیات(31-35):سرنوشت مطبوع بهشتی برای متقین:بندگانی که با ترس از مقام خدا،همواره خود را در مسیر خدا قرار میدهند.
♻️عصاره فراز آیات (36-37):اقوام نیرومند تر قبلی هم گریزی از مرگ و عذاب نداشتند.این هم عبرتی است برای اهل تفکر
♻️عصاره فراز ایات (38-45):ای پیامبر بر تکذیبهای انان صبر کن و خدا را تسبیح گوی و افراد مستعد را با قران تذکر ده .اینها هم پس از نفخ صور و محشورشدن،عذاب وعده داده شده را خواهند چشید.


📚درس سوره قاف:حشر و حسابرسی قیامت،عجیب و بعید نیست بلکه قطعی است و وعده عذاب منکران عنود نیز محقق میشود.
(با توجه به قدرت خدا در افرینش جهان و خلق نخست انسان،تحقق عذاب دنیوی بر اقوام مکذب قبلی،وجود فرشتگان همراه ثبت کننده اعمال شما و ناگزیر بودن مرگ،حشر شما در قیامت و عرضه اعمال و بهشتی یا جهنمی شدن شما نیز ممکن و بلکه قطعی است.فکر کنیدو عبرت بگیرید)


اقای سیدکاظم فرهنگ

ویرایش بوسیله کاربر 1397/11/09 08:06:30 ق.ظ  | دلیل ویرایش: edit

admin Offline
#7 ارسال شده : 1397/11/09 07:59:25 ق.ظ
admin

رتبه: Administration

گروه ها: Administrators, Moderator, member
تاریخ عضویت: 1391/10/20
ارسالها: 349

6 تشکر دریافتی در 6 ارسال

تدبر و فهم سوره قاف: يك سئوال از ايه 42 سوره قاف

در انتهاي سوره قاف امده است

يوم يسمعون الصيحه بالحق ذلك اليوم الخروج


يعني قبل از خروج از قبرها ،صيحه را مي شنوند.منظور چيست؟ايا ارواح در برزخ،صدا را مي شنوند؟

اين ايه به صيحه اول اشاره دارد يا نفخ صور دوم؟

جهت مطالعه نظرات مختلف در ترجمه و تفسير اين ايه به لينك زير مراجعه نماييد

http://quranpuyan.com/ya...lk-ywm-lkhrwj-khyst.aspx
Azam.pormaye Offline
#8 ارسال شده : 1398/06/12 05:59:45 ق.ظ
Azam.pormaye

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member
تاریخ عضویت: 1394/12/17
ارسالها: 370
Iran (Islamic Republic Of)

تشکرها: 7 بار
28 تشکر دریافتی در 28 ارسال
پیام های سوره قاف از تفسیر نور

*⃣ معروف ها و کمال ها،در دید نابخردان منکر و ناپسند جلوه می کند.هم جنس بودن و از میان مردم بودن پیامبران،یک کار پسندیده و حکیمانه است ولی کفّار آن را ناپسند دانسته و تعجّب می کردند. «عَجِبُوا أَنْ جاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ»

*⃣ از نقاط مهم رسالت انبیا،هشدار دادن و انذار مردم است. «مُنْذِرٌ مِنْهُمْ»

*⃣ انکار عملکرد حکیمانه ی خداوند نسبت به ارسال پیامبران،کفر است. عَجِبُوا أَنْ جاءَهُمْ ... فَقالَ الْکافِرُونَ

*⃣ منطق کفّار در طول تاریخ،استبعاد و تعجّب از رسالت پیامبران بوده است.

*⃣ تمام تحوّلات و تغییرات مادّی حساب و کتاب داشته و زیر نظر خداست. «قَدْ عَلِمْنا ما تَنْقُصُ الْأَرْضُ»

*⃣ زمین،خاصیّت فرسایش دهندگی دارد. «تَنْقُصُ الْأَرْضُ مِنْهُمْ»

*⃣ علم خداوند به ذرّات هستی،منافاتی با ثبت و ضبط امور ندارد. عَلِمْنا ... وَ عِنْدَنا کِتابٌ (مثل آن که شما به کسی بگویی:من خودم می دانم و در ضمن اسناد و مدارک هم نشان بدهی.)

*⃣ خداوند،نسبت به کفّار نیز اتمام حجت می کند. «کَذَّبُوا بِالْحَقِّ لَمّا جاءَهُمْ»

*⃣ ریشه اضطراب و سردرگمی،تکذیب حق و کفر است،همان گونه که ریشه آرامش،توجّه به قرآن و یاد خداست. بَلْ کَذَّبُوا بِالْحَقِّ ... فَهُمْ فِی أَمْرٍ مَرِیجٍ

*⃣ طبیعت،کلاس خداشناسی است. أَ فَلَمْ یَنْظُرُوا إِلَی السَّماءِ ...

*⃣ با بیان نمونه ها،مردم را دعوت کنید.(برای امکان معاد،به قدرت نمایی خداوند در آسمان و زمین نظر کنید.) «أَ فَلَمْ یَنْظُرُوا»

*⃣ کسانی که در هستی نمی اندیشند و معاد را بعید می شمارند،قابل سرزنش اند.

«أَ فَلَمْ یَنْظُرُوا»

*⃣ استحکام و زیبایی،ویژگی آفریده های خداوند در آسمان و زمین است. ما لَها مِنْ فُرُوجٍ ،زینا السماء، أَلْقَیْنا ... رَواسِیَ ، زَوْجٍ بَهِیجٍ

*⃣ رویش گیاهان زنده از دل خاک مرده،نمودی از رستاخیز دوباره انسان است.

ذلِکَ رَجْعٌ بَعِیدٌ ... وَ أَنْبَتْنا فِیها مِنْ کُلِّ زَوْجٍ بَهِیجٍ

*⃣ نگاه به گیاهان و مناظر طبیعی،عاملی برای ایجاد نشاط و سرور است. أَ فَلَمْ یَنْظُرُوا ... مِنْ کُلِّ زَوْجٍ بَهِیجٍ

*⃣ آن قدر نمونه های قدرت خداوند را نظر کنید،تا ذرّه ای شبهه باقی نماند. أَ فَلَمْ یَنْظُرُوا ... بَنَیْنا ،زینا،مددنا، أَلْقَیْنا ، أَنْبَتْنا

*⃣ ارزان ترین،عمومی ترین،نزدیک ترین،سالم ترین،بادوام ترین، هدفدارترین و جامع ترین نشاطها،نگاه در آفریده های الهی است. «بَهِیجٍ»

*⃣ در مکتب انبیا،نگاه باید مقدّمه بصیرت،فهمیدن،هوشیاری و پند گرفتن باشد. «یَنْظُرُوا - تَبْصِرَهً - ذِکْری»

*⃣ راه بازگشت،بر روی همه باز است. «لِکُلِّ عَبْدٍ مُنِیبٍ»

*⃣ اگر انسان،دلی برای فهمیدن داشته باشد،تمام هستی(آسمان و زمین)برای او کلاس معرفت است. «تَبْصِرَهً وَ ذِکْری لِکُلِّ عَبْدٍ مُنِیبٍ»

*⃣ در مکتب انبیا،زیبایی ها و سرورها،وسیله غفلت نیست،بلکه وسیله رشد و قرب است.زینا... زَوْجٍ بَهِیجٍ ... تَبْصِرَهً وَ ذِکْری لِکُلِّ عَبْدٍ مُنِیبٍ

*⃣ تواضع،زمینه فهمیدن و غرور،باعث محرومیّت است. «تَبْصِرَهً وَ ذِکْری لِکُلِّ عَبْدٍ»

*⃣ نگاهی به قدرت خدا،مسئله زنده شدن مردگان را برای انسان آسان می کند.

بَنَیْنا ،زینا،مددنا، أَلْقَیْنا ، أَنْبَتْنا ، نَزَّلْنا ، فَأَنْبَتْنا ، أَحْیَیْنا ... کَذلِکَ الْخُرُوجُ

*⃣ کارهای الهی از جامعیّت ویژه ای برخوردار است؛خداوند،صنعت و حکمت و معرفت و هدایت را بهم درآمیخته است.(بلندی نخل و زیبایی شکوفه هایش،نشانه صنعت و هنر الهی است.رزق بودن میوه ها،نشانه حکمت الهی و از زمین مرده این همه سرسبزی و محصول پدید آوردن، زمینه هدایت و معرفت انسان به قدرت الهی بر رستاخیز است.) باسِقاتٍ ...

نَضِیدٌ ... رِزْقاً ... کَذلِکَ الْخُرُوجُ

*⃣ آشنایی با تاریخ و مشکلات انبیا،مایه ی دلداری پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله است. «کُلٌّ کَذَّبَ الرُّسُلَ»

*⃣ تضادّ میان حق و باطل،در طول تاریخ وجود داشته است. «کُلٌّ کَذَّبَ الرُّسُلَ»

*⃣ خداوند با فرستادن انبیا،اتمام حجت می کند و اگر مردم لجاجت کردند و نپذیرفتند،کیفر می کند. کَذَّبَ الرُّسُلَ ... فَحَقَّ وَعِیدِ

*⃣ کیفر برخی اقوام لجوج،در دنیا بوده است. «فَحَقَّ وَعِیدِ»

*⃣ تاریخ و سرنوشت اقوام پیشین،درس عبرتی برای آیندگان است. کُلٌّ کَذَّبَ الرُّسُلَ ... فَحَقَّ وَعِیدِ

*⃣ آفرینش هر موجود،گواه بر قدرت آفریدگار بر آفرینش مجدد آن است.اگر آفریدن اول ممکن بود،خلقت دوباره نیز ممکن است. «أَ فَعَیِینا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ»

*⃣ در گفتگو با مخالف،کوتاه ترین و رساترین کلمات را بکار ببرید. «أَ فَعَیِینا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ» (ممکن شمردن یکی و محال شمردن دیگری تناقض است)

*⃣ کافران،دلیلی بر انکار معاد ندارند،تنها شک و تردید است. «بَلْ هُمْ فِی لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِیدٍ»

*⃣ اگر می خواهید عقیده ای سالم داشته باشید باید وسوسه ها را از خود دور کرده و نفس خود را اصلاح کنید.(انکار قیامت به خاطر آن است که خود را از وسوسه ها پاک نکرده اید.) بَلْ هُمْ فِی لَبْسٍ ... وَ نَعْلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ

*⃣ با این که خداوند متعال،خود شاهد بر اعمال و افکار انسان است،امّا تشکیلات الهی حساب و کتاب دارد و فرشتگانی دائماً مشغول ثبت اعمال هستند. «إِذْ یَتَلَقَّی الْمُتَلَقِّیانِ»

*⃣ میان فرشتگان،تقسیم کار وجود دارد.(بر اساس روایات،فرشته یمین کارهای خیر را می نویسد و فرشته شمال،کارهای بد و شرّ را.) «الْمُتَلَقِّیانِ عَنِ اَلْیَمِینِ وَ عَنِ الشِّمالِ قَعِیدٌ»

*⃣ انسان،نه فقط در برابر کردار،بلکه در برابر گفتار خود مسئول است و مورد محاسبه قرار می گیرد. «ما یَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ»

*⃣ سکرات مرگ برای همه حتمی است. «سَکْرَهُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ»

*⃣ هر یک از انسان ها در قیامت حاضر شده و همچون دادگاه دنیوی،همراه با فرشته ای مراقب است که او را تحت نظر دارد. «وَ جاءَتْ کُلُّ نَفْسٍ مَعَها سائِقٌ»

*⃣ در قیامت،نه توان فرار و نه توان انکار است. «مَعَها سائِقٌ وَ شَهِیدٌ»

*⃣ وظیفه و مسئولیّت هر فرشته ای،معیّن است. «سائِقٌ وَ شَهِیدٌ»

*⃣ غفلت انسان،عمیق و فراگیر است. «فِی غَفْلَهٍ» (تنوین نشانه اهمیّت و(سیاق) «فِی» نشانه احاطه و فراگیر بودن آن است)

*⃣ پرده هایی که انسان با رفتار خود برای خویش به وجود می آورد،حجاب حق بینی او می شود و روزی که پرده ها کنار رود،دید او واقعی می شود.

غِطاءَکَ ... فَبَصَرُکَ الْیَوْمَ حَدِیدٌ

*⃣ آنچه سبب دوزخی شدن است،کفر و انکار لجوجانه است نه جاهلانه.

«کَفّارٍ عَنِیدٍ»

*⃣ کفر و شرک،سرچشمه ارتکاب مفاسد است. کَفّارٍ ... مَنّاعٍ لِلْخَیْرِ مُعْتَدٍ مُرِیبٍ اَلَّذِی جَعَلَ مَعَ اللّهِ

*⃣ احکام دادگاه الهی به قدری محکم و حکیمانه است که تجدید نظر ندارد.

أَلْقِیا فِی جَهَنَّمَ کُلَّ کَفّارٍ عَنِیدٍ ... فَأَلْقِیاهُ فِی الْعَذابِ الشَّدِیدِ

*⃣ دوزخ،دارای درکات و طبقات مختلفی از عذاب است. أَلْقِیا فِی جَهَنَّمَ ... فَأَلْقِیاهُ فِی الْعَذابِ الشَّدِیدِ

*⃣ دوست و رفیق بد،انسان را به کجا می کشاند؛انسانی که می توانست با ابرار هم نشین باشد،همراه و هم نشین شیطان گردیده است. «قَرِینُهُ»

*⃣ ابلیس،به ربوبیّت خدا معترف است. «قالَ قَرِینُهُ رَبَّنا»

*⃣ به هوش باشیم که ابلیس در قیامت از خود سلب مسئولیّت می کند و از منحرفان تبرّی می جوید. «ما أَطْغَیْتُهُ»

*⃣ ابلیس کار خود را تنها در محدوده دعوت و وسوسه می داند،نه اجبار مردم.

«ما أَطْغَیْتُهُ»


*⃣ کار انسان به جایی می رسد که شیطان او را گمراه می شمرد. قالَ قَرِینُهُ ... فِی ضَلالٍ بَعِیدٍ

*⃣ دوزخیان در قیامت با ابلیس جدال و تخاصم دارند. «لا تَخْتَصِمُوا لَدَیَّ»

*⃣ به جای جدال و مخاصمه با شیطان در قیامت که سودی ندارد،در دنیا به ستیز با او برخیزیم. «لا تَخْتَصِمُوا لَدَیَّ»

*⃣ قهر خدا،بعد از اتمام حجت است. أَلْقِیا فِی جَهَنَّمَ ... قَدْ قَدَّمْتُ إِلَیْکُمْ بِالْوَعِیدِ

*⃣ گفتگوها و جرّ و بحث ها در قیامت،حکم الهی را تغییر نمی دهد و سبب بازنگری و تجدید نظر در حکم نمی شود. «ما یُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَیَّ»

*⃣ تغییر حکم و تخفیف کیفر ظالم،سبب ظلم به مظلومان است. «ما یُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَیَّ وَ ما أَنَا بِظَلاّمٍ لِلْعَبِیدِ»

*⃣ به دوزخ افتادن مجرمان،ظلمی است که آنان در حق خود مرتکب شده اند، نه ظلم خدا در حق آنان. أَلْقِیا فِی جَهَنَّمَ ... وَ ما أَنَا بِظَلاّمٍ لِلْعَبِیدِ

*⃣ دوزخ،دارای نوعی شعور است و مخاطب خداوند قرار می گیرد و سؤال الهی را پاسخ می دهد. «هَلِ امْتَلَأْتِ وَ تَقُولُ هَلْ مِنْ مَزِیدٍ»

*⃣ در تربیت،باید در کنار تهدید،تشویق نیز باشد. أَلْقِیا فِی جَهَنَّمَ ... أُزْلِفَتِ الْجَنَّهُ

*⃣ پاکدامنی و پرهیزگاری،بهشت را نزدیک انسان می آورد. «أُزْلِفَتِ الْجَنَّهُ لِلْمُتَّقِینَ»

*⃣ ملاک ها و عملکردها مهم است،نه جنسیّت افراد. کُلَّ کَفّارٍ .. لِکُلِّ أَوّابٍ

*⃣ گناهکاران را به توبه تشویق کنید. «هذا ما تُوعَدُونَ لِکُلِّ أَوّابٍ»

*⃣ راه دریافت بهشت،بازگشت به راه خدا و در راه قرار گرفتن است. «هذا ما تُوعَدُونَ لِکُلِّ أَوّابٍ»

*⃣ انسان غیرمعصوم،گرفتار گناه می شود،مهم بازگشت وتوبه است. «لِکُلِّ أَوّابٍ»

*⃣ رحمت الهی،نباید عامل غرور گردد،بلکه باید همواره دغدغه و خشیت داشت.(با این که خداوند ارحم الرّاحمین است،ولی باید به خاطر عظمت مقام او خضوع و خشیت داشت.) «خَشِیَ الرَّحْمنَ»

*⃣ اگر از ترس جریمه،آبروریزی،انتقاد مردم،کم شدن مزد و..حریم نگاه داشتیم،چندان ارزشی ندارد،ترس از خدا در نهان،نشانه ی خشیت است.

«خَشِیَ الرَّحْمنَ بِالْغَیْبِ»

*⃣ متّقی منحصر کسی نیست که هرگز گناه نمی کند،بلکه کسی که اگر لغزشی پیدا کرد به طور جدّی توبه می کند و دارای قلب و روح منیب است نیز متقی می باشد. لِلْمُتَّقِینَ ... لِکُلِّ أَوّابٍ .. خَشِیَ ... بِقَلْبٍ مُنِیبٍ

*⃣ سرچشمه انابه به درگاه خداوند،معرفت مقام الهی و خشیت از اوست.

خَشِیَ الرَّحْمنَ ... وَ جاءَ بِقَلْبٍ مُنِیبٍ

*⃣ بیم و خشیت الهی در دنیا،سبب ایمنی در آخرت است. خَشِیَ الرَّحْمنَ .. اُدْخُلُوها بِسَلامٍ

*⃣ دوزخیان با تحقیر به دوزخ افکنده می شوند، «أَلْقِیا فِی جَهَنَّمَ» ولی بهشتیان مورد استقبال و تحیّت قرار می گیرند. «ادْخُلُوها بِسَلامٍ»

*⃣ خداوند هم قهر دارد، «أَلْقِیا فِی جَهَنَّمَ» هم مهر. «ادْخُلُوها بِسَلامٍ»

*⃣ به دوزخیان فرمان داده می شود که نزد خداوند سخنی نگویند، «لا تَخْتَصِمُوا لَدَیَّ» ولی خداوند و فرشتگان به اهل بهشت سلام می کنند. «ادْخُلُوها بِسَلامٍ» ، «سَلامٌ قَوْلاً مِنْ رَبٍّ رَحِیمٍ»

*⃣ از بهترین نویدها،بشارت به جاودانگی و زوال ناپذیری نعمت ها در بهشت است. «یَوْمُ الْخُلُودِ»

*⃣ کسی که در دنیا از هوسها گذشت،در بهشت به آرزوها و خواسته هایش می رسد. لِلْمُتَّقِینَ .. لَهُمْ ما یَشاؤُنَ

*⃣ درباره ی دوزخیان،خداوند با عدل خود رفتار می کند، «وَ ما أَنَا بِظَلاّمٍ لِلْعَبِیدِ» ولی درباره ی بهشتیان،با فضلش عمل می کند. «وَ لَدَیْنا مَزِیدٌ»

*⃣ انسان،موجودی بی نهایت طلب است و تنها بی نهایت او را سیراب می کند.
«وَ لَدَیْنا مَزِیدٌ

*⃣ نابودی امّت ها و تمدّن های گذشته که به خاطر کفر و شرک بوده،چراغ راه آیندگان است. «وَ کَمْ أَهْلَکْنا»

*⃣ هلاک قدرتمندان متجاوز،مایه ی تسلّی و امید اهل ایمان است. «وَ کَمْ أَهْلَکْنا»

*⃣ نابودی قدرتمندان حقّ ستیز،سنّت الهی است. «وَ کَمْ أَهْلَکْنا»

*⃣ علم تاریخ و باستان شناسی،باید سبب شناخت سنّت های الهی در تاریخ و راهیابی به پیام های الهی گردد. «وَ کَمْ أَهْلَکْنا»

*⃣ قدرت های مادّی،به هنگام قهر الهی بسیار ناچیزند. أَهْلَکْنا ... أَشَدُّ ... بَطْشاً

*⃣ کفّار قریش خود را قدرتمند می پنداشتند،لذا خداوند می فرماید:ما قدرتمندتر از آنان را نابود کرده ایم. «أَشَدُّ مِنْهُمْ بَطْشاً»

*⃣ قدرت منهای ایمان،زمینه ساز طغیان و تعرّض به دیگران و کشورگشایی می گردد. «أَشَدُّ مِنْهُمْ بَطْشاً فَنَقَّبُوا فِی الْبِلادِ»

*⃣ به هنگام قهر الهی،همه راه های نجات حتی برای قدرتمندترین افراد به بن بست می رسد. «هَلْ مِنْ مَحِیصٍ»

*⃣ کسانی از تاریخ پند می گیرند که یا از درون مستعد باشند، «لَذِکْری لِمَنْ کانَ لَهُ قَلْبٌ» یا از بیرون حق را بشنوند و بپذیرند. «أَلْقَی السَّمْعَ»

*⃣ از حوادث تاریخی به سادگی نگذریم،آنها را تحلیل کنیم و درس بگیریم.

کسانی که از حوادث عبرت نمی گیرند،قلبشان مرده است. «لَذِکْری لِمَنْ کانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَی السَّمْعَ وَ هُوَ شَهِیدٌ»

*⃣ شنیدن و گوش دادنی اثر دارد که با توجّه و حضور قلب باشد. «وَ هُوَ شَهِیدٌ»

*⃣ در آفرینش تدریجی موجودات،اسرار و حکمت هایی است،وگرنه در قدرت بی نهایت خداوند ضعف و خستگی و خللی راه ندارد و او می تواند با یک اراده و در یک لحظه همه چیز را خلق کند. خَلَقْنَا ... فِی سِتَّهِ أَیّامٍ

*⃣ برای قدرت مطلقه الهی،خستگی مفهوم ندارد. «ما مَسَّنا مِنْ لُغُوبٍ»

*⃣ توجّه به قدرت خداوند،سبب صبر و استقامت در برابر ناملایمات می گردد.

لَقَدْ خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ ... فَاصْبِرْ ...

*⃣ ارشاد و هدایت و تبلیغ و تعلیم،به صبر و پشتکار نیاز دارد. «فَاصْبِرْ»

*⃣ انبیا،با تذکّر و سفارش الهی راه هدایت را پیش می برند. «فَاصْبِرْ»

*⃣ صبر در مقابل زخم زبان و نیش و نوش ها،حتی برای پیامبر طاقت فرساست لذا خداوند به آن توصیه می کند. «فَاصْبِرْ عَلی ما یَقُولُونَ»

*⃣ عامل و پشتوانه صبر،یاد خداست. فَاصْبِرْ ... وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ

*⃣ تسبیح خداوند باید همراه با ستایش او باشد.تنزیه او از عیب ها کافی نیست، حمد و ستایش نیز لازم است. «وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ»

*⃣ ربوبیّت خدا،انگیزه ی ستایشِ ما و ستایش ما،عامل رشد ماست. «بِحَمْدِ رَبِّکَ»

*⃣ تسبیح و تنزیه خداوند،بر حمد و ستایش او مقدّم است. «وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ»

*⃣ برای عبادت و دعا،بعضی از زمان ها اولویّت دارند. قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ ...

*⃣ انسان برای تکامل معنوی،به تکرار و تداوم عبادت نیاز دارد. «قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ الْغُرُوبِ. وَ مِنَ اللَّیْلِ»

*⃣ پیروان پیامبر،بخشی از شب را به عبادت می پردازند. «وَ مِنَ اللَّیْلِ فَسَبِّحْهُ»

*⃣ علاوه بر اذکار و نمازهای واجب،نمازها و اذکار مستحب نیز مورد سفارش خداوند است. «وَ أَدْبارَ السُّجُودِ»


*⃣ یاد قیامت و کیفر کفّار یاوه سرا،به انسان صبر و استقامت می دهد. فَاصْبِرْ عَلی ما یَقُولُونَ ... وَ اسْتَمِعْ یَوْمَ یُنادِ ...

*⃣ صیحه آسمانی(صور اسرافیل)در آستانه قیامت،امری قطعی و بجاست(نه تشریفاتی). «الصَّیْحَهَ بِالْحَقِّ»

*⃣ معاد،جسمانی است و انسان ها از همین خاک سر برخواهند آورد. «یَوْمُ الْخُرُوجِ» چنانکه در آیات بعد نیز می خوانیم: «تَشَقَّقُ الْأَرْضُ عَنْهُمْ»

*⃣ یاد این که بازگشت همه به سوی اوست،توان انسان را در برابر مشکلات افزون می کند. فَاصْبِرْ عَلی ما یَقُولُونَ ... إِلَیْنَا الْمَصِیرُ

⬅ وظیفه پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله تبلیغ دین است،نه تحمیل دین. «وَ ما أَنْتَ عَلَیْهِمْ بِجَبّارٍ» (پذیرش دین باید با اختیار باشد.)

⬅ محور تبلیغات دینی باید قرآن باشد،زیرا بهترین وسیله تذکّر است. «فَذَکِّرْ بِالْقُرْآنِ»

*⃣ معارف بلند،منطقی و فطری قرآن،برای پذیرش مردم کافی است و نیازی به اجبار نیست. «ما أَنْتَ عَلَیْهِمْ بِجَبّارٍ فَذَکِّرْ بِالْقُرْآنِ»

*⃣ پندپذیر کسی است که از قیامت خوف داشته باشد. فَذَکِّرْ ... مَنْ یَخافُ وَعِیدِ
*⃣ کسی که قیامت را نمی پذیرد،بهترین تبلیغ ها از بهترین مبلّغان برای او سودی ندارد. «مَنْ یَخافُ وَعِیدِ»

💢🔸💢🔸💢🔸💢🔸💢🔸💢

ویرایش بوسیله کاربر 1398/06/15 07:09:01 ق.ظ  | دلیل ویرایش: مشخص نشده است

کاربرانی که در حال مشاهده انجمن هستند
Guest (2)
جهش به انجمن  
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن نمی باشید.

قدرت گرفته از YAF 1.9.6.1 | YAF © 2003-2019, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 1.456 ثانیه ایجاد شد.
logo-samandehi