آپارات اينستاگرام لينكداين
logo
پر بازدید ترین عناوین تالار از ابتدا: ایه 59 سوره احزاب(حجاب):زنان مسلمان،جلباب(روپوش) رابه بدن خود نزدیک کنند تا مورد اذیت قرار نگیرند (تعداد مشاهده:74696)    اوقات نماز های یومیه در قران (تعداد مشاهده:58230)    آیا زنان کفار که به اسارت مسلمانان در می آیند بر مسلمانان حلال میشوند و زناشویی با آنها اشکال ندارد (تعداد مشاهده:54414)    مطالب زیبا با آیات (تعداد مشاهده:52018)      پر بازدید ترین عناوین سه ماه گذشته: تدبر و فهم سوره طه: رستگاری در پذیرش هدایت الهی و قرآن هم مايه هدايت اهل خشيت است.    سلام يا درود: سلام تحيتي از جانب خداست.ابراهيم و فرشتگان نيز به هنگام ملاقات،سلام گفتند.    تدبر و تفسير سوره كوثر:ای پیامبر علیرغم ارزوی کینه ورزان مبنی بر ابترماندن رسالتت،به تو کوثر داديم    ديه و قصاص مرد و زن در قرآن: آيا ديه زن،نصف مرد است؟ايا براي قصاص مرد قاتل يك زن،نصف ديه پرداخته شود       آخرین رویداد تالار: تالار گفتگوهاي قرآن‌‌‌‌‌‌‌‌‌پويان جزو برگزيدگان يازدهمين جشنواره رسانه هاي ديجيتال      

توجه

Icon
Error

عنوان جدید ارسال پاسخ
ali Offline
#1 ارسال شده : 1398/06/25 07:42:50 ق.ظ
نقل قول
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 463

تشکرها: 4 بار
13 تشکر دریافتی در 13 ارسال
اصحاب اعراف در قرآن چه كساني هستند؟ آيا رجال اعراف با اصحاب اعراف متفاوتند؟ آيا اصحاب اعراف،شايستگان والا مقام هستند يا افراد مستضعف و متوسط؟

در سوره اعراف به اصحاب اعراف اشاره شده است.در ترجمه و تفسير اين ايات و تبيين مشخصات اصحاب اعراف بين مفسران اختلاف نظر وجود دارد.

ابتدا ايات مربوطه را مرور مي كنيم:

وَبَيْنَهُمَا حِجَابٌ وَعَلَى الْأَعْرَافِ رِجَالٌ يَعْرِفُونَ كُلًّا بِسِيمَاهُمْ وَنَادَوْا أَصْحَابَ الْجَنَّةِ أَنْ سَلَامٌ عَلَيْكُمْ لَمْ يَدْخُلُوهَا وَهُمْ يَطْمَعُونَ ﴿۴۶﴾

انصاریان: و میان آن دو [گروه بهشتیان و دوزخیان] حائلی است، و بر اعراف، مردانی [با مقام و منزلت اند] که هر کدام از دو گروه را به نشانه هایشان می شناسند، و بهشتیان را که وارد بهشت نشده اند، ولی ورود به آن را امید دارند، آواز می دهند که درود بر شما.

وَإِذَا صُرِفَتْ أَبْصَارُهُمْ تِلْقَاءَ أَصْحَابِ النَّارِ قَالُوا رَبَّنَا لَا تَجْعَلْنَا مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ﴿۴۷﴾

انصاریان: و چون بهشتیان، چشمانشان ناخواسته به سوی دوزخیان گردانده شود، گویند: پروردگارا! ما را با گروه ستمکاران قرار مده.


وَنَادَى أَصْحَابُ الْأَعْرَافِ رِجَالًا يَعْرِفُونَهُمْ بِسِيمَاهُمْ قَالُوا مَا أَغْنَى عَنْكُمْ جَمْعُكُمْ وَمَا كُنْتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ ﴿۴۸﴾انصاریان: و اهل اعراف مردانی را که از نشانه هایشان می شناسند، آواز می دهند [و به عنوان سرزنش]
می گویند: [امکانات مادیو] جمعیت [انسانی] شما و تکبّری که می ورزیدید، عذابی را از شما دفع نکرد.

أَهَؤُلَاءِ الَّذِينَ أَقْسَمْتُمْ لَا يَنَالُهُمُ اللَّهُ بِرَحْمَةٍ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ لَا خَوْفٌ عَلَيْكُمْ وَلَا أَنْتُمْ تَحْزَنُونَ ﴿۴۹﴾انصاریان: [سپس با توجه دادن دوزخیان به سوی اهل ایمان می گویند:] آیا اینان کسانی نبودند که در دنیا سوگند یاد می کردید که خدا آنان را به رحمتی نمی رساند؟ [پس به مؤمنان می گویند:] به بهشت در آیید که نه بیمی برشماست و نه اندوهگین می شوید.

وَنَادَى أَصْحَابُ النَّارِ أَصْحَابَ الْجَنَّةِ أَنْ أَفِيضُوا عَلَيْنَا مِنَ الْمَاءِ أَوْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَهُمَا عَلَى الْكَافِرِينَ ﴿۵۰﴾انصاریان: و دوزخیان بهشتیان را آواز می دهند که از آب [خوشگوار] یا از آنچه خدا روزی شما فرموده بر ما فرو ریزید. [بهشتیان] گویند: خدا آب و نعمت های بهشتی را بر کافران حرام کرده است.


كلمات كليدي:اصحاب اعراف رجال بهشت جهنم

ویرایش بوسیله کاربر 1398/06/25 02:54:02 ب.ظ  | دلیل ویرایش: edit

ali Offline
#2 ارسال شده : 1398/06/30 07:45:50 ق.ظ
نقل قول
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 463

تشکرها: 4 بار
13 تشکر دریافتی در 13 ارسال

اصحاب اعراف چه کسانی هستند؟

طرح مسأله

آیات 46-49 سورة اعراف به صورت سربسته و سایه روشن از گروهی به نام اصحاب اعراف یاد کرده و با ویژگی‌هایی آنان را شناسانده است؛ پاره‌ای از مختصات این گروه که وضعیت روشن‌تری دارد عبارتند از:

1. آنان بر بلندایی که بر بهشت و دوزخ اشراف دارد قرار دارند و هر دو گروهِ دوزخیان و بهشتیان را با علائم‌شان می‌شناسند (آیه 46)

2. خطاب به بهشتیان می‌گویند «درود بر شما» (آیه 46)

3. آنگاه که روی به دوزخیان می‌کنند از پروردگارشان می‌خواهند «ما را با گروه ستمکاران مگذار» (آیه 47)

4. به مردانی که آنان را به چهره می‌شناسند بانگ برمی‌دارند که: (مال) اندوختنِ شما و سرکشی کردن به کارتان نیامد. آیا همینانند که سوگند می‌خوردید خداوند به آنان بخشایش نمی‌رساند؟ (آیات 48 و 49)

5. در کنار ویژگی‌های یاد شده که دلالت آیات بر آنها صریح است و به منزلة نص می‌باشد، دو نکتة دیگر در آیات 46 و 49 مطرح شده که منشأ برداشت‌های متفاوتی در میان مفسران و اندیشمندان شده و داوری قطعی دربارة هویت اصحاب اعراف را با ابهاماتی روبرو ساخته است؛

نکتة اول جملة {لَمْ يَدْخُلُوهَا وَهُمْ يَطْمَعُونَ} در آیة 46 است که دقیقاً فاعل آن مشخص نیست!

و نکتة دوم فرمان {ادْخُلُوا الْجَنَّةَ لا خَوْفٌ عَلَيْكُمْ وَلا أَنْتُمْ تَحْزَنُونَ} در آیه 49 می‌باشد که معلوم نیست چه کسی خطاب به چه کسانی این فرمان را صادر می‌کند!

رفع این دو ابهام تکلیف اصحاب اعراف را روشن خواهد کرد و پرسش صفحه دقیقاً ناظر به تبیین معنای این دو فراز از آیات 46 و 49 می‌باشد.
ali Offline
#3 ارسال شده : 1398/07/01 08:22:52 ق.ظ
نقل قول
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 463

تشکرها: 4 بار
13 تشکر دریافتی در 13 ارسال

اصحاب اعراف از نگاه علامه طاطبايي

اصول اقوالى كه در مسأله رجال اعراف هست ، سه قول خواهد بود:

اول اينكه مراد از رجال اعراف صاحبان مقام و منزلت است ، چيزى كه هست بعضى گفته اند دارندگان اين مقام و منزلت ، انبيا (عليهم السلام ) هستند، و بعضى گفته اند گواهان بر اعمالند، و بعضى گفته اند علماء و فقهايند، و بعضى گفته اند اشخاص ديگرى هستند.

دوم اينكه آنها كسانى هستند كه نه حسناتشان بر سيئاتشان ترجيح دارد و نه سيئاتشان بر حسناتشان .

سوم اينكه آنها ملائكه هستند.

اغلب مفسرين قول دوم را اختيار كرده و عمده چيزى كه به آن استناد كرده اند رواياتى است كه آنها را به زودى در بحث روايتى آينده ، ايراد خواهيم كرد.

و گفتيم سياق آيات اعراف با قول اول سازگار است.

به چند جهت نمى توان گفت مراد از رجال اعراف مردم مستضعفند:


يكى اينكه اين رجال در محلى قرار دارند به نام اعراف ، و در مقامى هستند كه از خصوصياتى كه در سيماى فرد فرد اهل محشر است به جميع امتيازات نفسانى و تفاصيل اعمال آنان پى مى برند و حتى اهل دوزخ و بهشت را پس از رفتن به دوزخ و بهشت نيز مى بينند، و اين مقام بدون شك مقام و منزلت رفيعى است مخصوص آنان ، نه دوزخيان داراى چنان خصوصيتى هستند و نه اهل بهشت ، به شهادت اينكه قرآن كريم از زبان اهل دوزخ مى فرمايد: (( ما لنا لا نرى رجالا كنا نعدهم من الاشرار(( و نيز مى فرمايد: (( ربنا ارنا الذين اضلانا من الجن و الانس ‍ نجعلهما تحت اقدامنا ليكونا من الاسفلين (( و نيز مى فرمايد: (( لكل امرء منهم يومئذ شان يغنيه (( .

دوم اينكه رجال اعراف هم با دوزخيان محاوره دارند و هم با بهشتيان ، محاوره آنان با اهل دوزخ به اين است كه آنان را كه همان پيشوايان كفر و ضلالت و طغيانند به احوال و اقوال شان بى پروا شماتت و سرزنش ‍ مى كنند. و محاوره آنان با اهل بهشت به اين است كه آنان را با تحيت هاى بهشتى درود مى گويند، با اين حال و با اينكه به مقتضاى آيه (( لا يتكلمون الا من اذن له الرحمن و قال صوابا(( مى دانيم كه در روز قيامت هر كسى مجاز به حرف زدن نيست ، و تنها بندگان حق گوى خدا حق تكلم را دارند، چگونه مى توان گفت مراد از رجال اعراف مردم مستضعفند؟

سوم اينكه از سياق آيه بعد استفاده مى شود كه اصحاب اعراف آنقدر مقامشان بلند است كه سلام شان به اهل بهشت باعث ايمنى آنان مى شود، و به فرمان آنها وارد بهشت مى شوند، چنين مقامى چطور ممكن است براى مستضعفين دست دهد؟

چهارم اينكه آيات كريمه اى كه جاى اين رجال و مقام و منزلت شان و محاوره آنها با اصحاب جنت و اصحاب جهنم را بيان مى كند هيچگونه قلق و اضطرابى درباره ايشان نشان نمى دهد و ايشان را اصلا داخل در محضرين (احضار شدگان ) و در هول و فزعى كه دارند نمى داند، بلكه مى فرمايد: (( فانهم لمحضرون الا عباد الله المخلصين (( و بندگان مخلص خود را از حكم كلى احضار و هر گرفتارى و هول ديگرى استثنا مى كند و از اينكه در جمله (( و اذا صرفت ابصارهم تلقاء اصحاب النار قالوا ربنا لا تجعلنا مع القوم الظالمين (( دعاى شان را نقل نموده و آن را رد نفرموده ، استفاده مى شود كه رجال اعراف در هر حرفى كه بخواهند بزنند مجاز هستند و دعاى شان هم مستجاب است


تفسير الميزان سوره اعراف
ali Offline
#4 ارسال شده : 1398/07/07 08:06:55 ق.ظ
نقل قول
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 463

تشکرها: 4 بار
13 تشکر دریافتی در 13 ارسال

سلام. در بحث اصحاب اعراف، دلایل من بر تفسیر اصحاب اعراف به گروهی از انسان های ممتاز و مقدم بر دیگر مومنان صالح اینهاست:

1. این مقطع از آیات (35 تا 53) مضمونی را دنبال می‌کند که عبارت است از بیان حال دو گروه از افراد که در برابر دعوت رسولان و آیات الهی دو نوع موضع اختیار کردند: تقوی و اصلاح یا تکذیب و استکبار، و در ادامه بیان عاقبت کار این دو گروه که یکی از دو غایت بهشت یا دوزخ است.
شق سومی در این جا محل بحث نیست، هر چند که امکان تصور گروههای دیگری با مواضع دیگری وجود دارد. یکبار زراره در وسط بحثی با امام باقر یا امام صادق، گفت از دو حال خارج نیست افراد یا مومنند که به بهشت می روند و یا کافرند که به دوزخ می روند، امام فرمود وقتی بزرگ شدی، می فهمی (که اینطور نیست) و آنگاه گره هایت باز می شود. یعنی سیستم دو ارزشی او را نفی کردند.

اما در قرآن کریم ما با موارد مشابه بسیاری مواجهیم که واکنش ها به دعوت رسولان را در این دو گروه خلاصه کرده، نه از باب حصر بلکه چون در چارچوب گفتمانی انذار و تبشیر سخن می گوید، اقتضاء مقام آن است که این دو گروه، واکنش ها و عملکردها و سرانجام آنها را برجسته سازی کند. این مقام اقتضا ندارد که از بیطرفان یا افراد بی موضع یا اهل شک سخن بگوید.

این قطعه قرآنی هم همانند قطعات بسیار دیگر از آغاز وصف حال و روز و عاقبت این دو گروه را در دستور کار خود دارد. نقش اصحاب اعراف در این میانه تقریر و تفصیل و شرح مواضع آن دو گروه در دنیا و تاکید بر عاقبت نیک یک گروه و فرجام فاجعه بار گروه دیگر در آخرت است. بیان حال خود این گروه محور بحث این قطعه قرآنی نیست بلکه قرار است از زبان آنها بشنویم که این دو نوع واکنش و موضع به رسالت رسولان و آیات الهی چه فرجامی برای هر گروه به بار می آورد. این صحنه آرایی و بیان غیرمستقیم حقایق از زبان یک کاراکتر ثالث در واقع اجازه می دهد که روایت حالت جاندارتری به خود بگیرد و دراماتیک تر شود.

2. ما در اوصاف قیامت و بیان فرجام مومنان و کافران، در سوره‌های مختلفی مثل زمر می خوانیم که بهشتیان به سمت ماوای نهایی خود راهنمایی می شوند و آنجا از آنها استقبال می شود و نگهبانانی یا خزانه‌دارانی به آنها سلام می گویند:
وَسِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَرًا حَتَّى إِذَا جَاءُوهَا وَفُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا سَلَامٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خَالِدِينَ، وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي صَدَقَنَا وَعْدَهُ وَأَوْرَثَنَا الْأَرْضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ حَيْثُ نَشَاءُ فَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ
همچنین کافران به دوزخ راهنمایی می شوند و آنجا مواخذه می شوند:
وَسِيقَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِلَىٰ جَهَنَّمَ زُمَرًا ۖ حَتَّىٰ إِذَا جَاءُوهَا فُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ يَتْلُونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِ رَبِّكُمْ وَيُنْذِرُونَكُمْ لِقَاءَ يَوْمِكُمْ هَٰذَا ۚ قَالُوا بَلَىٰ وَلَٰكِنْ حَقَّتْ كَلِمَةُ الْعَذَابِ عَلَى الْكَافِرِينَ
اینجا در سوره اعراف هم به نوعی دیگر با صحنه آرایی دیگری همان حال و مقام را وصف می کند.

3. کلمه اعراف که با آن این افراد را نامگذاری کرده است، حاکی از موقعیت و جایگاه آنهاست. اعراف یعنی بلندی ها، این افراد از موضع بلندی بر هر دو گروه مومنان و کافران اشراف دارند و "یعرفون کلا بسیماهم". اگر همه قادر به شناسایی بهشتی و دوزخی از روی نشانه‌ها بودند، ذکر این وصف خالی از دلیل می بود. پس نه اهل بهشت قبل از ورود به بهشت و نه اهل دوزخ قبل از ورود به دوزخ این فراست را ندارند که تمییز دهند چه کسی بهشتی است یا دوزخی. این ویژگی اصحاب اعراف است که این قابلیت را دارند.

4. آنها پیش از داخل شدن اهل بهشت به بهشت، اهلیت آنها را تشخیص می دهند، بر آنها سلام می کنند و خوشامد می گویند.

5. "لم یدخلوها و هم یطمعون" و نیز "و اذا صرفت ابصارهم تلقاء اصحاب النار..." حال برای اهل بهشت پیش از ورودشان به بهشت است. آنها در دو راهی بهشت و دوزخ طمع به ورود به بهشت دارند و خوف از الحاق به دوزخیان.

6. پس از آن اصحاب اعراف رو به مردانی می کنند که از نشانهایشان می دانند اهل دوزخند، و به آنها می گویند ما اغنی عنکم جمعکم و ما کنتم تستکبرون. و با اشاره به اهل بهشت می پرسند آیا این ها بودند که مدعی بودید خدا به آنها خیری نمی رساند؟ و دوباره به اهل بهشت رو کرده آنها را به بهشت دعوت می کنند: ادخلوا الجنة لاخوف علیکم و لا انتم تحزنون.
سیاق این کلام پیوسته است و یک گوینده اما دو گروه مخاطب متغیر دارد که بین آنها سوئیچ می کند.
نمی توان نقطه‌ای بین این کلام گذاشت و گفت از ادخلوا الجنة... کلام مثلا خداست خطاب به اهل اعراف.

7. این نخستین تفسیری است که به طور طبیعی به ذهن مخاطب می رسد و مستلزم کمترین هزینه پردازش است و انتظار مخاطب از ربط کلام را هم برآورده می سازد. مانعی از پذیرش آن هم در کار نیست که باعث شود سراغ تفسیر دیگری برویم.

8. تفسیر بدیل که اصحاب اعراف را گروهی سوم در عرض دو گروه کافر و مومن فهم می کند، مستلزم هزینه پردازش اضافی است، بی آن که شاهدی از متن بر چنین دسته بندی سه گانه ای دلالت کند. ضمن اینکه تاثیر بافتی که بر محیط شناختی مخاطب اثر بگذارد تا هزینه پردازش اضافی را جبران کند دیده نمی شود. چون وقتی مفهوم "کسانی از مستضعفین یا صاحبان زیست اخلاقی غیر مومن به دین"، تصور می شود، از پیش اهل بهشت بودن آنها هم فرض گرفته شده و گذاشتن این مفهوم در تفسیر ما از آیه، در عین اینکه زحمت پردازش اضافی تحمیل کرده، چیزی را در محیط شناختی ما تغییر نداده است.

سركارخانم دكتر موسوي
farhang Offline
#5 ارسال شده : 1398/07/15 08:18:27 ق.ظ
نقل قول
سید کاظم فرهنگ

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/02/31
ارسالها: 596
Iran (Islamic Republic Of)

32 تشکر دریافتی در 21 ارسال


سلام
ممنون خانم دکتر از مکتوب کردن نظرتون و ارایه توضیحات


من به جمع بندی روی این موضوع نرسیدم
اما
فرمایش تون در مورد سياق و دو دسته بودن درسته ولی منافاتی با این نداره که یک اشاره کوچکی هم به استثناها بشه

نکته دیگر اینکه شاید رجال علی الاعراف با أصحاب اعراف متفاوت باشند

رجال، همان ممتازين مومنین باشند اما اصحاب وسطی ها باشند
سیدکاظم فرهنگ
musavi
#6 ارسال شده : 1398/07/16 08:16:01 ق.ظ
Guest

رتبه: Guest

گروه ها: Guests
تاریخ عضویت: 1391/10/20
ارسالها: 662

14 تشکر دریافتی در 13 ارسال

سلام جناب فرهنگ، چنین تمایزی بین اصحاب اعراف و رجال اعراف وجود خارجی ندارد. اصحاب یک چیز و اهل آن چیز، کسانی اند که اختصاص به آن چیز دارند و با آن شناخته می شوند. برای همین ابتدا از اعراف شروع کرد و فرمود و علی الاعراف رجال یعرفون کلا بسیماهم و پس از این معرفی مختصر مکانی و با ویژگی قدرت شناسایی، بعد از آن با تعبیر اصحاب الاعراف از آنها یاد می کند.

روایات دچار تناقضند و چاره رفع تناقض کنار گذاشتن یک دسته از آنهاست.

اما مساله‌ای روش شناختی در تفسیر این آیه هست که (علی رغم دیدگاه مهندس گنجه‌ای که این بحث را بی اهمیت می دانند) در موارد دیگر هم به کار می آید و مهم است که به آن توجه کنیم.
اگر ما قرآن را به صورت متنی زبانی می بینیم که با مخاطبان عام خود در زمان نزول "ارتباط" برقرار می کرده و آنها قادر به فهم این کلام بوده و آن را بلیغ می یافتند، انتظار نداریم دریافت قصد گوینده از یک قطعه قرآنی مانند این بخش از سوره اعراف، معطل توضیح مجزای فردی دیگر بوده باشد.

ما در سوره واقعه با سه صنف سابقون، اصحاب یمین و اصحاب شمال مواجهیم، اما متن سوره معرفی کاملی از این سه گروه با ویژگی‌ها و کارهایشان عرضه می کند. نه آن که صرفا نامی ناآشنا به کار ببرد و ما مجبور باشیم از منبع دیگری معرفی آن نام را دریافت کنیم.

این مطلب آن قدر بدیهی است که هر یک از ما می دانیم اگر در هنگام سخن گفتن آن را رعایت نکنیم، مثلا ضمیر بدون ذکر مرجع به کار ببریم یا نامی ناشناس برای مخاطب را ذکر کنیم اما توضیح ندهیم مرادمان کیست، ارتباط ما با مخاطب مختل خواهد شد. ولی در مورد قرآن گویا این اصل را از یاد می بریم.
farhang Offline
#7 ارسال شده : 1398/07/18 09:24:46 ق.ظ
نقل قول
سید کاظم فرهنگ

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/02/31
ارسالها: 596
Iran (Islamic Republic Of)

32 تشکر دریافتی در 21 ارسال

سلام و تشکر

1-درصورت پذیرش این ترجمه ،در اینجا لزومی به ذکر مجدد رجالا يعر فون... نیست و می توانست مثل آیه قبل بگوید و نادی اصحاب الاعراف اصحاب النار...

2-فرمایش تون درسته اما نه همیشه.
قرآن را نباید صرفا با سخنران یک جلسه مقایسه کرد بلکه مثل یک دوره آموزشی یا سریال دنباله دار تصور کرد که برخی ابهامات و معماهای آن در قسمت‌های يعدي رمز گشایی میشود

اتفاقا در همین مثال سوره واقعه، در داخل سوره هیچ توضیحی از رفتار و باورهای مقربون و اصحاب یمین داده نشده و یا اینکه بدلیل چه نوع عملکردی در دنیا، جایگاه اخروی آنها متفاوت است

وفقط وصف بهشتی آنها در سوره ذکر شده و حتی در سوره هاي قبل از واقعه هم نگفته و اینرا باید با مطالعه سوره هاي بعدي، متوجه شد
سیدکاظم فرهنگ
ali Offline
#8 ارسال شده : 1398/07/23 11:05:03 ق.ظ
نقل قول
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 463

تشکرها: 4 بار
13 تشکر دریافتی در 13 ارسال
اصحاب اعراف كيستند؟

سلام

قاعده زبانی که عرض کردم همیشه صادق است. متکلم هیچ گاه همه آنچه را می خواهد منتقل کند با کلمات کدگذاری نمی کند. این کار حتی اگر ممکن باشد، سبب اطاله کلام می شود. گوینده با در نظر گرفتن بافت موقعیت که مخاطب هم به آن دسترسی دارد، و هر دو از دسترسی متقابل به این اطلاعات آگاهاند (به اصطلاح ویلسون و اسپربر محیط شناختی مشترک بر آنها بطور دوجانبه ظهور دارد)، بسیاری از مطالب را ناگفته می گذارند، چون مخاطب به بافت دسترسی دارد و آن ناگفته ها را خودش کامل می کند و به کمک شواهدی که گوینده در اختیارش گذاشته منظور او را استنباط می کند.

بافت لازم برای پردازش کلام، ممکن است از جملات قبلی گوینده تشکیل شده باشد و ممکن است در حافظه درازمدت مخاطب حاضر باشد.
یک علت اینکه در واقعه اصحاب میمنه و سابقون را تعریف نکرده (اصحاب شمال یا مشئمه را تعریف کرده)، این است که عنوان سابقون همان وصفشان است و بقول شما اصحاب یمین را در سوره‌های پیشین معرفی کرده.

سرركارخانم دكتر موسوي
پاسخ سریع نمایش بخش پاسخ سریع
کاربرانی که در حال مشاهده انجمن هستند
Guest (3)
عنوان جدید ارسال پاسخ
جهش به انجمن  
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن می باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن می باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن می باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن می باشید.

قدرت گرفته از YAF 1.9.6.1 | YAF © 2003-2019, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 0.098 ثانیه ایجاد شد.
logo-samandehi